کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان
Wednesday, 3 April 2013
بی خبری مطلق از وضعیت آرش صادقی، فعال دانشجویی زندانی
جرس: بیش از پنج ماه هیچ اطلاعی از وضعیت آرش صادقی فعال دانشجویی دربند در دست نیست.
به گزارش جرس، در روزهای پایانی سال، بدنبال پیگیری ها و نگرانی خانواده هیچ پاسخی به آنها داده نشده است. از آخرین ملاقاتی که پدربزرگ این دانشجوی دربند با او در اواخر آبان ما سال گذشته داشته است، تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت او در دست نیست. پس از آغاز سال نو نیز پیگیری ها نتیجه ای دربر نداشته و مسئولین حتی اعلام نمی کنند او در چه مکانی نگهداری می شود.
آرش صادقی فعال دانشجویی در تاریخ ۲۵دی ماه ۱۳۹۰توسط وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ اطلاعات منتقل گردید و تا ماهها هیچ اطلاعی از وی در دست نبود.
از زمان بازداشت تاکنون (پانزده ماه) تنها دو بار پدربزرگ او توانسته با او ملاقات کند. و در آخرین ملاقات از نظر جسمانی به شدت ضعیف و لاغر شده بود. آرش در این ملاقات به پدربزرگ خود گفته بود که از زمان بازداشت (بیش از ده ماه) در سلول انفرادی بند امنیتی ۲۰۹ نگهداری می شود.
به گفته منابع مطلع، خانواده آرش صادقی تحت فشار هستند تا هیچگونه اطلاع رسانی از وضعیت نامعلوم او نکنند. این در حالیست که بیش از پنج ماه هیچ اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست و خانواده وی بشدت نگران سلامت وی هستند.
بدنبال این فشارها بود که سال گذشته شیرالله درگاهی، پدر بزرگ آرش صادقی پس از نگارش نامه به بازجوی نوهاش بازداشت و پس از تهدید با قید کفالت ۲۰ میلیون تومان آزاد شد. پدر آرش صادقی نیز که تاکنون نتوانسته است فرزند خود را ملاقات کند بارها توسط اطلاعت تهديد شده است که نبايد ارتباطی با فرزندش داشته باشد در غیر اینصورت از کار و محل سکونتش بیرون می شود. حسین صادقی که از جانبازان جنگ است در ارتش خدمت می کند و در خانه سازمانی ارتش سکونت دارد.
شادوران فرحناز درگاهی مادر آرش صادقی بود که در جریان حمله شبانه نیروهای وزارت اطلاعات به منزل پدری آرش صادقی، سکته کرد و درگذشت.
آرش صادقی، فعال دانشجویی پس از درگذشت مادرش در گفت و گو با جرس گفته بود: "آن روزی که به منزلمان حمله کرده بودند من منزل نبودم. خواهرم همه ماجرا را تعریف کرد و گفت ساعت چهار صبح در خانه را می زنند و خواهرم در را باز نمی کند که آنها شیشه را می شکنند و داخل می شوند. آنها با داد وبیدا تمام وسائل را به هم می ریزند و یکسری کتاب و وسائل شخصی من را با خودشان می برند. جالب این است که هربار که اینها مرا احضار کردند من خودم مراجعه می کردم اما این بار هیچ تماسی جهت احضار با من گرفته نشد. همان موقع مادرم دچار حمله قلبی می شود بعد از اینکه در بیمارستان بستری شد متاسفانه چهار روز بعد فوت می کند که هنوز باورم نمی شود و در شوک هستم. من هنوز نمی دانم از طرف چه ارگانی و به چه دلیلی آن موقع شب یک عده لباس شخصی می ریزند خانه، اگر تلفن می کردند و نامه می دادند که من به جایی مراجعه کنم من که همیشه خودم می رفتم دیگر این کارها نیاز نبود.
تا قبل از اتفاقاتی که برایم بیافتد فکر می کردم آقایان ذره ای اعتقاد به دین اسلام و اخلاق دارند. تصور می کردم یک سوء تفاهمی بین ما هست که با گفتگو قابل برطرف شدن است. اما بعد از این جریانات و بخصوص بازجویی های که من گذراندم و کتک هایی که خوردم متوجه شدم اینها به هیچ چیز اعتقاد ندارند. مخصوصا در بازجویی های اخیر که اصلا رفتار خوبی نداشتند و من را مورد شکنجه قرار دادند. بارها اینقدر کتک می خوردم که از هوش می رفتم و علاوه بر همه اینها در تمام مدت هم ممنوع الملاقات و ممنوع از هواخوری و تلفن بودیم و شرایط بسیار سختی بود."
وی اولین بار بعد از انتخابات ریاست جمهوری۸۸ و به دلیل پیامدهای برگزاری برنامه تریبون آزاد در دانشگاهها بازداشت و پس از سه ماه شکنجه روحی و جسمی به قید وثیقه آزاد میشود. او پس از سه ماه مجددا بازداشت به مدت دو ماه را در بازداشت گذراند. وی پس از آزادی بار دیگر در فروردین سال ۸۹ به دلیل مصاحبه با رسانههای خبری خارج از کشور بازداشت شد. در جریان این بازداشتها و بازجوییهای پیاپی، پرونده به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران ارسال و برای او حکم ۶ سال حبس تعزیری صادر و در دادگاه تجدید نظر، حکم به یک سال کاهش یافت. آرش صادقی با گذراندن دوران محکومیت خود گذراند اما پس از آزادی بار دیگر در دی ماه سال ۹۰ بازداشت و از آن زمان تاکنون در بازداشت غیر قانونی بسر می برد.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
در این حکومت اخوندی مردم هیچگونه نقشی ندارند رهبر رئیس جمهور انتخاب میکند وهم چنین وزرا را رهبر انتخاب میکند و رهبر در همه کارهای کشور تصمیم میگیرید و هر کسی هم کوچکترین انتقادی بکند جایش در زندان ودر بی خبری نگه داشتن خانواده اش است
ReplyDeleteعزیز این حکومت رفتنی است
ReplyDelete