کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان
Saturday, 5 April 2014
دلنوشته مادر آرش هنرور: پسرم در قفس از نفس نیفتاد
مادر محمدصادق (آرش) هنرور شجاعی زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین در دلنوشته ای می نویسد: و در زندان که گورستان زنده گان است، آزادی خویش را به کام نگرفت و در هیچ گوری هم آرام نگرفت بلکه به باغبانی پرداخت تا ریشه های نهفته را آشکار کند و جوانه های خفته را به بار بنشاند و اندیشه های ناگفته را بیدار کند.
به گزارش کلمه، خرداد ماه سال گذشته محمد صادق هنرورشجاعی از روحانیون منتقد که در بند ویژه روحانیت زندان اوین در حال تحمل محکومیت ۴ ساله است، بدون اعلام قبلی و بدون وکیل و اطلاع از مفاد کیفرخواست صادره، به شعبه سوم دادگاه ویژه روحانیت تهران به ریاست قاضی باقری انتقال یافت و مورد محاکمه قرار گرفته بود.
در کیفرخواست صادره علیه هنرور شجاعی که مربوط به فعالیتهای او در ایام مرخصی اش در تابستان دو سال گذشته بوده است، او متهم شده به اهانت به امام خمینی از طریق مصاحبه با سایت رسام، تبلیغ علیه نظام، نقض حکم خلع لباس روحانیت و نیز اتهامی تحت عنوان اظلال و گمراه نمودن جامعه از طریق رد نظریه ولایت فقیه و به ارتداد کشاندن جامعه از این طریق.
از آبان ۸۹ که این روحانی منتقد بازداشت و زندانی شده، این سومین پرونده ایست که علیه او تشکیل می شود و در دادگاه ویژه روحانیت مورد محاکمه قرار می گیرد.
متن این دلنوشته که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
روزی طفلی رؤیای روزگاری بهتر برای دیار خویش را در سر پروراند، از همه سرپیچید و سراسیمه در پی رویای خویش رفت، در هر دم و بازدم به آزادی و آزادگیِ آدم اندیشید و در هر قدم رهایی قلم را جستجو کرد.
روزی هم ستمکارانِ نشسته بر منبرهای خون دژخیمان خود را گسیل داشتند تا با چنگالهای چرکین و غل و زنجیرهای سنگین خویش او را به قفس افکنند.
اما نه در قفس از نفس افتاد، نه پای پس کشید بلکه در قفس به جای بال و پرزدن به هوس آزادی خویش، کوشید به دیگران نیز شوق پرواز بر فراز دیاری آزاد و آباد را منتقل کند.
و در زندان که گورستان زنده گان است، آزادی خویش را به کام نگرفت و در هیچ گوری هم آرام نگرفت بلکه به باغبانی پرداخت تا ریشه های نهفته را آشکار کند و جوانه های خفته را به بار بنشاند و اندیشه های ناگفته را بیدار کند.
بارها لب بر طعام و و کلام بست تا نشان دهد بر سرِ مرام ایستاده است و رام خون خواران نمی شود.
آری فرزند من مانند بسیارانی دیگر آتش به خانه و خانواده ی خویش زد، تا خانه های شما را گرم و دلهای شما را روشن نگاه دارد، و سالهای عمر خویش را فدا کرد تا لحظه های شما بیشتر به شما وفا کنند و اینک لحظه های خودش در کنج زندان به اندازه ی سالها امتداد می یابند. دلِ پاک و تنِ خاک را گرو دستان دشمن داد، با این امید که در این خاک پاک ذره ای بیشتر آزادی تنفس شود.
اینک بیائید دست به دست هم بدهیم و همگی با هم آزادی را فریاد کنیم و از یاد نبریم که کسانی آزادی خود را برای آزادی ما و فرزندان ما زیر پا گذاشتند.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
این حکومت احوندی به رهبری خامنه ای جلاد انقدر ظلم وستم میکنند که مردم ایران از یا د نخواهند برد این اخوندها کاری کردند که مردم ایران یک روزی تمام این اخوندها را از ایران بیرون میکنند و انوقت مردم ایران زمین نفس راحتی میکشدو این اخوندها را به زبا له دان تاریخ می اندازنداین اخوندها جز بدبختی و سیاه روزی چیزی برای مردم ایران به بار ناوردند
ReplyDelete