کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان
Wednesday, 29 February 2012
یک میلیارد و 600 میلیون یورو از درآمد نفت به حساب مجتبی خامنه ای واریز شده است (
یک میلیارد و ششصد میلیون یورو از درآمدهای حاصل از فروش نفت ایران، به حساب مجتبی خامنه ای فرزند آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی واریز شده است. این مطلب را سایت "جرس" وابسته به مخالفان حکومت ایران به نقل از منابع خود منتشر کرده است. بنا بر این گزارش اواخر بهمن ماه محمود احمدی نژاد رئیس جمهور اسلامی ایران محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی این کشور را احضار کرده و از او به تفصیل در مورد هزینه کردن ارزهای نفتی خارج از ردیف بودجه سؤال کرده است. این احضار پس از آن صورت می گیرد که برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی درباره هزینه کردن ارزهای حاصل از فروش نفت سوال کرده اند. آن گونه که در این گزارش آمده، پرسش احمدی نژاد از بهمنی درباره بخش قابل توجهی از درآمد نفتی بوده که محل هزینه آن از رئیس جمهور هم مخفی بوده است. رئیس کل بانک مرکزی در این جلسه به صورت شفاهی به احمدی نژاد پاسخ می دهد که اقلام مورد بحث از ارز حاصل از فروش نفت به حسابهایی که بیت مقام رهبری دستور داده بود واریز شده است و با احتساب اقلام مورد بحث کسری در کار نیست و حساب تراز است. احمدی نژاد از بهمنی می خواهد که کلیه موارد یادشده را با قید مبلغ و تاریخ و شماره حساب و نام دارنده حساب بنویسد و امضا کند. بهمنی به دستور احمدی نژاد کلیه مبالغ ارزهای حاصله از فروش نفت را که به دستور بیت رهبری واریز شده با مشخصاتی که احمدی نژاد از او خواسته است می نویسد. در میان این اقلام رقم یک میلیارد و ششصد میلیون یورو به حساب مجتبی خامنه ای فرزند رهبر ایران واریز شده است. به نظر می رسد که اختلاف میان آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد به آن جا رسیده که دو طرف در حال جمع آوری سند درباره فساد مالی طرف دیگر است.
گذشت دو هفته از بازداشت احمد رحیمی، فعال دانشجویی در اراک
جـــرس: احمد رحیمی فعال سابق دانشجویی دانشگاه آزاد واحد اراک، از بیست وششم بهمن ماه و پس از یورش نیروهای امنیتی به منزل مسکونی وی و ضبط وسایل شخصی، در بازداشت به سر برده و هم اکنون در بلاتکلیفی به سر می برد.
بنا به گزارش های رسیده به جرس، رحیمی فارغ التحصیل رشته فیزیک، در چند ماه گذشته هیچگونه فعالیت سیاسی نداشته و مشغول آماده سازی خود برای شرکت در آزمون کارشناسی ارشد بود، که بنا به گفته منابع مطلع، به علت دستگیری در روز پیش از برگزاری آزمون، موفق به انجام آن نشد.
احمد رحیمی پیش از این سابقه دستگیری را نداشته و هم اکنون خانواده و آشنایان وی نسبت به شرایط بازداشت او، در نگرانی شدید به سر می برند.
بنا به گزارش های رسیده به جرس، رحیمی فارغ التحصیل رشته فیزیک، در چند ماه گذشته هیچگونه فعالیت سیاسی نداشته و مشغول آماده سازی خود برای شرکت در آزمون کارشناسی ارشد بود، که بنا به گفته منابع مطلع، به علت دستگیری در روز پیش از برگزاری آزمون، موفق به انجام آن نشد.
احمد رحیمی پیش از این سابقه دستگیری را نداشته و هم اکنون خانواده و آشنایان وی نسبت به شرایط بازداشت او، در نگرانی شدید به سر می برند.
Tuesday, 28 February 2012
فرزند عبدالفتاح سلطانی: از پدرم خواستهاند علیه کانون و خانم عبادی مصاحبه کند
جرس: عبدالفتاح سلطانی، یکی از چند وکیلی است که در حال حاضر در زندان به سر میبرد اما با وجود برگزاری دادگاه هنوز حکم قاضی به او ابلاغ نشده است.
اساس اتهامات علیه سلطانی که از روز 19 شهریور ماه در بازداشت به سر میبرد، شرکت در تاسیس "کانون مدافعان حقوق بشر ایران"، دریافت جایزه حقوق بشر شهر نورنبرگ آلمان و مصاحبه با رسانهها درباره وضعیت موکلانش است.
مائده سلطانی، فرزند این وکیل زندانی در گفتوگو با جرس از فشارهای وارده برای انجام مصاحبههای خلاف واقع خبر میدهد و میگوید: به پدرم گفته بودند که علیه کانون مدافعان حقوق بشر و خانم عبادی مصاحبه کند. در واقع از او خواسته بودند که صحبت از امر خلاف واقع کند و پدرم هم قبول نکرده است. چون هیچ علتی وجود ندارد که او علیه کانونی که خود جزو هیات موسساناش بوده و همه فعالیتهایش نیز قانونی بوده مصاحبه کند . این را پدرم هم در دادگاه گفته و هم همیشه در ملاقاتهایش بر آن تاکید میکند.
به گفتهی دختر این فعال حقوق بشر با وجود مراجعات مکرر وکلا و خانواده هنوز حکم دادگاه به آنان ابلاغ نشده است. وی اضافه میکند: آقای پیر عباس، پیشتر گفته بود سه روز پس از برگزاری دادگاه پدرم یعنی هجدهم بهمن ماه، رای او را صادر کرده ولی در مرحله تایپ متوقف شده است. گویا این توقف همچنان هم ادامه دارد!
مائده سلطانی میگوید: پدرم در دادگاه از خودش دفاع نکرد؛ چون آن را به علت نداشتن هیات منصفه و علنی نبودن غیر صالح می دانست. قاضی دادگاه هم گفت که من همه این مطالب را می نویسم و رای خود را صادر می کنم و شما در دادگاه تجدید نظر از خوتان دفاع کنید. اما الان نزدیک دو ماه از این ماجرا گذشته و هنوز رای ابلاغ نشده است. هفته گذشته وکلا برای پرونده پدرم باز هم مراجعه کردهاند و باز هم جوابی نگرفتند. یک روز میگویند تایپیست رفته مکه و حکم هنوز تایپ نشده و یک روز دیگر بهانهای دیگر برای نبود تایپیست میآوردند. به هر شکل هر بار با گفتن دلیلی نامعقول از دادن جواب طفره میروند. در آخرین جواب به یکی از وکلا گفتهاند دو هفته دیگر بیاید و سر بزند شاید حکم آماده باشد.
او درباره محل نگهداری پدرش نیز گلهمند است و میگوید: فضایی که پدرم در آن به سر میبرد کوچک است و خودش میگوید فضای بسیار کمی برای تحرک دارد و این موضوع برای او که اهل ورزش و تحرک است آزار دهنده است. با این حال قاضی پیر عباس به یکی از وکلا گفته که دستور انتقالش را نمیدهم و به رغم پیگیری وکلا، از دادن جواب قانونی هم طفره میرود.
فرزند این وکیل دربند گرچه شرایط روحی پدرش را "بسیار خوب" و "قوی" توصیف میکند اما تاکید دارد که او "لاغرتر شده و بیماریش در زندان شدیدتر شده" است.
عبدالفتاح سلطانی از بیماری گوارشی، هموروئید و روده در رنج است و به گفته دخترش شرایط زندان و استرس بر شدت این بیماریها و دردها افزود است و مسئولان زندان حتی از پذیرفتن داروهایی که توسط خانواده برایش برده میشود سر باز میزنند.
مائده سلطانی همچنین از نامهنگاریهای بینتیجه مادرش میگوید: نامه های مادرم به مراجع قانونی مبنی بر رسیدگی به پرونده پدرم در یک شعبه بیطرف و تبدیل قرار وی و همینطور برگرداندن وسایل ضبط شده از منزلمان همه بدون جواب ماندهاند.
اساس اتهامات علیه سلطانی که از روز 19 شهریور ماه در بازداشت به سر میبرد، شرکت در تاسیس "کانون مدافعان حقوق بشر ایران"، دریافت جایزه حقوق بشر شهر نورنبرگ آلمان و مصاحبه با رسانهها درباره وضعیت موکلانش است.
مائده سلطانی، فرزند این وکیل زندانی در گفتوگو با جرس از فشارهای وارده برای انجام مصاحبههای خلاف واقع خبر میدهد و میگوید: به پدرم گفته بودند که علیه کانون مدافعان حقوق بشر و خانم عبادی مصاحبه کند. در واقع از او خواسته بودند که صحبت از امر خلاف واقع کند و پدرم هم قبول نکرده است. چون هیچ علتی وجود ندارد که او علیه کانونی که خود جزو هیات موسساناش بوده و همه فعالیتهایش نیز قانونی بوده مصاحبه کند . این را پدرم هم در دادگاه گفته و هم همیشه در ملاقاتهایش بر آن تاکید میکند.
به گفتهی دختر این فعال حقوق بشر با وجود مراجعات مکرر وکلا و خانواده هنوز حکم دادگاه به آنان ابلاغ نشده است. وی اضافه میکند: آقای پیر عباس، پیشتر گفته بود سه روز پس از برگزاری دادگاه پدرم یعنی هجدهم بهمن ماه، رای او را صادر کرده ولی در مرحله تایپ متوقف شده است. گویا این توقف همچنان هم ادامه دارد!
مائده سلطانی میگوید: پدرم در دادگاه از خودش دفاع نکرد؛ چون آن را به علت نداشتن هیات منصفه و علنی نبودن غیر صالح می دانست. قاضی دادگاه هم گفت که من همه این مطالب را می نویسم و رای خود را صادر می کنم و شما در دادگاه تجدید نظر از خوتان دفاع کنید. اما الان نزدیک دو ماه از این ماجرا گذشته و هنوز رای ابلاغ نشده است. هفته گذشته وکلا برای پرونده پدرم باز هم مراجعه کردهاند و باز هم جوابی نگرفتند. یک روز میگویند تایپیست رفته مکه و حکم هنوز تایپ نشده و یک روز دیگر بهانهای دیگر برای نبود تایپیست میآوردند. به هر شکل هر بار با گفتن دلیلی نامعقول از دادن جواب طفره میروند. در آخرین جواب به یکی از وکلا گفتهاند دو هفته دیگر بیاید و سر بزند شاید حکم آماده باشد.
او درباره محل نگهداری پدرش نیز گلهمند است و میگوید: فضایی که پدرم در آن به سر میبرد کوچک است و خودش میگوید فضای بسیار کمی برای تحرک دارد و این موضوع برای او که اهل ورزش و تحرک است آزار دهنده است. با این حال قاضی پیر عباس به یکی از وکلا گفته که دستور انتقالش را نمیدهم و به رغم پیگیری وکلا، از دادن جواب قانونی هم طفره میرود.
فرزند این وکیل دربند گرچه شرایط روحی پدرش را "بسیار خوب" و "قوی" توصیف میکند اما تاکید دارد که او "لاغرتر شده و بیماریش در زندان شدیدتر شده" است.
عبدالفتاح سلطانی از بیماری گوارشی، هموروئید و روده در رنج است و به گفته دخترش شرایط زندان و استرس بر شدت این بیماریها و دردها افزود است و مسئولان زندان حتی از پذیرفتن داروهایی که توسط خانواده برایش برده میشود سر باز میزنند.
مائده سلطانی همچنین از نامهنگاریهای بینتیجه مادرش میگوید: نامه های مادرم به مراجع قانونی مبنی بر رسیدگی به پرونده پدرم در یک شعبه بیطرف و تبدیل قرار وی و همینطور برگرداندن وسایل ضبط شده از منزلمان همه بدون جواب ماندهاند.
Monday, 27 February 2012
همسر سعید مدنی: می خواهند از خانواده آقای مدنی بر علیه او اقرارنامه یا مصاحبه بگیرند
جرس: در حالیکه چهل و هشت روز از بازداشت غیرقانونی دکتر سعید مدنی می گذرد، خانواده وی که به شدت نگران وضعیت او می باشند در پیگیری های خود به هیچ پاسخ مشخصی مبنی بر اتهام و شرایط نگهداری او نرسیده اند.
همسر دکتر سعید مدنی در خصوص وضعیت نگران کننده همسرش به "جرس" می گوید: "ما از زمان بازداشت آقای مدنی که چهل و هشت روز می گذرد هیچ اطلاعی از وضعیت او نداریم و حتی تماس تلفنی هم نداشته اند. به زندان اوین اجرای احکام شعبه دادسرای سه، دادگستری تهران مراجعه کردیم اما تاکنون هیچ پاسخی نگرفته ایم البته در دادگستری برخورد خوبی داشتند و گفتند پیگیری می کنیم و خبرتان می کنیم اما تا الان هیچ خبری نداده اند."
گفتنی است، روز گذشته خانواده سعید مدنی در نامه ای خطاب به آقایان صانعی، اردبیلی، هاشمی رفسنجانی، خاتمی و منتظری، نوشته اند:" با توجه به اینکه به نظر می رسد پیگیری از مراجع و مسئولین رسمی کشوردرشرایط موجود که مصادف با برگزاری انتخابات مجلس می باشد بی نتیجه بوده است، خواهشمند است درصورت امکان در رسیدن به حداقل حق قانونی ما مبنی بر داشتن ملاقات حضوری و اطلاع از شرایط و محل بازداشت ایشان به هر نحوی که صلاح می دانید، ما را یاری نمایید."
وی با اشاره بر اینکه آقای شریف وکیل آقای مدنی هم مدام پیگیری می کنند، ادامه می دهد: "متاسفانه به وکیل همسرم هم هیچ پاسخی نمی دهند اجازه دسترسی به پرونده را ندارند و نمی گویند اتهام ایشان چیست؟ فقط می خواهند یک سناریو و فیلمی از خانواده بر علیه ایشان بگیرند... خلاصه این وضعیت شش هفته ای بوده که ما گذرانده ایم."
خانم مدنی می افزاید: "ما به اجرای احکام رفتیم جواب دادند که پرونده قبلی را می خواهند به اجرا بگذارند یعنی همان پرونده سال هشتاد که سه سال و نیم بوده و یک سال آن را گذرانده است. سوال ما هم این است اگر حکم قبلی به اجرا در آمده چرا طبق قوانین ملاقات نداریم؟ اگر هم پرونده جدید است اتهام ایشان چیست؟ اما هیچ پاسخی نمی دهند. استنباط من این است که بازجوها اجازه نمی دهند و هنوز آقای مدنی در بازجویی و تحت فشارهستند. حتی خواهرزاده ایشان را بازداشت کرده اند به خاطر اینکه آقای مدنی را تحت فشار قرار دهند و از او اعتراف ساختگی بگیرند که مثلا آقای مدنی باعث شده او منحرف شود و از همین سناریو ها و داستانهای همیشگی چون اصلا خواهرزاده ایشان هیچ فعالیت سیاسی نداشته است."
دکتر سعید مدنی ازجمله بازداشت شدگان ملی مذهبی در بازداشت فله ای اسفند 1379 بود که پس از تحمل 5 ماه حبس در سلول انفرادی و بعدتر حدود 7 ماه حبس، به قید وثیقه 200 میلیون تومانی آزاد شد.
همسر این نویسنده برجسته تصریح می کند: "در سال هشتاد هم که آقای مدنی را بازداشت کردند ابتدا از اتهام براندازی شروع کردند اما اینبار اصلا در خصوص اتهام ایشان هیچ توضیحی نمی دهند در حقیقت مثل یک دیوار بسته آهنی برخورد می کنند و هیچ اجازه تماس و اطلاعاتی نمی دهند. فقط تنها چیزی که ما می توانیم استناد کنیم این است که از دو سه هفته پیش خواهر و همسر خواهر آقای مدنی را به عنوان ملاقات دعوت کرده اند و خودشان یک متنی را آماده کرده بودند که خواهرزاده ی ایشان پشت دوربین بخواند که ایشان هم قبول نکرده بود به همین دلیل هم خواهرزاده آقای مدنی را علیرغم اینکه وثیقه گرفته اند آزاد نکرده اند."
دکتر سعید مدنی جامعه شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی است که در گروه مسائل و آسیب های اجتماعی انجمن جامعه شناسی ایران و گروه پژوهشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی مشغول به فعالیت علمی است. وی همچنین از یاران و همراهان نزدیک مهندس عزت الله سحابی است و عضویت در شورای سردبیری ماهنامه ایران فردا، و سردبیر فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی را در کارنامه فعالیت های ارزشمند خود دارد.
خانم مدنی با اشاره به فعالیت های علمی دکتر مدنی یادآور می شود: "آقای مدنی فعالیت اجتماعی داشته است از جمله مصاحبه با روزنامه های داخلی در حوزه مسائل اجتماعی مثل فقر، خشونت ،اعتیاد و ... در این حوزه کتاب نوشته اند. سوال من این است که اتهام آقای مدنی چیست؟ با عقل جور در نمی آید کسی را که روزنامه های داخلی و مطبوعات خارجی و دانشگاه به عنوان یک چهره علمی می شناسند، کاری خلاف قانون و غیر علنی انجام دهد به هرحال اینها مسائلی است که در پرونده ی قبلی ایشان هم مطرح بوده و هیچ وقت نتوانستند اینها را ثابت کنند. آقای مدنی رشته شان جرم شناسی است و بیشتر از هرکسی این را می داند که کسی که کارعلنی می کند هیچ زمانی فعالیت مخفی و خلاف قانون انجام نمی دهد. آن هم کسی که مرتب وزارت اطلاعات او را برای بازجویی احضار می کرده است. دو سه مورد هم به خاطر همین نامه اخیر صد و پنجاه نفر احضار و تحت فشار قرار گرفته بود. هرکدام از دوستان یا فعالین ملی مذهبی را احضار می کردند می گفتند مواظب او باشید ما حکم ایشان را اجرا می کنیم... حالا این اتهامات را در بازجویی می زنند تا ببینند از این اتهامات چه در می آید! منتها این بار فشار را خیلی شدیدتر کرده اند و یکی از بستگان ایشان را هم گرفته اند و مقابل ایشان گذاشته اند تا فشار را در بازجویی بیشتر کنند در حقیقت از خانواده آقای مدنی بر علیه او اقرارنامه یا مصاحبه بگیرند چنین فشارهایی قبلا سابقه نداشته است."
همسر دکتر سعید مدنی در خصوص وضعیت نگران کننده همسرش به "جرس" می گوید: "ما از زمان بازداشت آقای مدنی که چهل و هشت روز می گذرد هیچ اطلاعی از وضعیت او نداریم و حتی تماس تلفنی هم نداشته اند. به زندان اوین اجرای احکام شعبه دادسرای سه، دادگستری تهران مراجعه کردیم اما تاکنون هیچ پاسخی نگرفته ایم البته در دادگستری برخورد خوبی داشتند و گفتند پیگیری می کنیم و خبرتان می کنیم اما تا الان هیچ خبری نداده اند."
گفتنی است، روز گذشته خانواده سعید مدنی در نامه ای خطاب به آقایان صانعی، اردبیلی، هاشمی رفسنجانی، خاتمی و منتظری، نوشته اند:" با توجه به اینکه به نظر می رسد پیگیری از مراجع و مسئولین رسمی کشوردرشرایط موجود که مصادف با برگزاری انتخابات مجلس می باشد بی نتیجه بوده است، خواهشمند است درصورت امکان در رسیدن به حداقل حق قانونی ما مبنی بر داشتن ملاقات حضوری و اطلاع از شرایط و محل بازداشت ایشان به هر نحوی که صلاح می دانید، ما را یاری نمایید."
وی با اشاره بر اینکه آقای شریف وکیل آقای مدنی هم مدام پیگیری می کنند، ادامه می دهد: "متاسفانه به وکیل همسرم هم هیچ پاسخی نمی دهند اجازه دسترسی به پرونده را ندارند و نمی گویند اتهام ایشان چیست؟ فقط می خواهند یک سناریو و فیلمی از خانواده بر علیه ایشان بگیرند... خلاصه این وضعیت شش هفته ای بوده که ما گذرانده ایم."
خانم مدنی می افزاید: "ما به اجرای احکام رفتیم جواب دادند که پرونده قبلی را می خواهند به اجرا بگذارند یعنی همان پرونده سال هشتاد که سه سال و نیم بوده و یک سال آن را گذرانده است. سوال ما هم این است اگر حکم قبلی به اجرا در آمده چرا طبق قوانین ملاقات نداریم؟ اگر هم پرونده جدید است اتهام ایشان چیست؟ اما هیچ پاسخی نمی دهند. استنباط من این است که بازجوها اجازه نمی دهند و هنوز آقای مدنی در بازجویی و تحت فشارهستند. حتی خواهرزاده ایشان را بازداشت کرده اند به خاطر اینکه آقای مدنی را تحت فشار قرار دهند و از او اعتراف ساختگی بگیرند که مثلا آقای مدنی باعث شده او منحرف شود و از همین سناریو ها و داستانهای همیشگی چون اصلا خواهرزاده ایشان هیچ فعالیت سیاسی نداشته است."
دکتر سعید مدنی ازجمله بازداشت شدگان ملی مذهبی در بازداشت فله ای اسفند 1379 بود که پس از تحمل 5 ماه حبس در سلول انفرادی و بعدتر حدود 7 ماه حبس، به قید وثیقه 200 میلیون تومانی آزاد شد.
همسر این نویسنده برجسته تصریح می کند: "در سال هشتاد هم که آقای مدنی را بازداشت کردند ابتدا از اتهام براندازی شروع کردند اما اینبار اصلا در خصوص اتهام ایشان هیچ توضیحی نمی دهند در حقیقت مثل یک دیوار بسته آهنی برخورد می کنند و هیچ اجازه تماس و اطلاعاتی نمی دهند. فقط تنها چیزی که ما می توانیم استناد کنیم این است که از دو سه هفته پیش خواهر و همسر خواهر آقای مدنی را به عنوان ملاقات دعوت کرده اند و خودشان یک متنی را آماده کرده بودند که خواهرزاده ی ایشان پشت دوربین بخواند که ایشان هم قبول نکرده بود به همین دلیل هم خواهرزاده آقای مدنی را علیرغم اینکه وثیقه گرفته اند آزاد نکرده اند."
دکتر سعید مدنی جامعه شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی است که در گروه مسائل و آسیب های اجتماعی انجمن جامعه شناسی ایران و گروه پژوهشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی مشغول به فعالیت علمی است. وی همچنین از یاران و همراهان نزدیک مهندس عزت الله سحابی است و عضویت در شورای سردبیری ماهنامه ایران فردا، و سردبیر فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی را در کارنامه فعالیت های ارزشمند خود دارد.
خانم مدنی با اشاره به فعالیت های علمی دکتر مدنی یادآور می شود: "آقای مدنی فعالیت اجتماعی داشته است از جمله مصاحبه با روزنامه های داخلی در حوزه مسائل اجتماعی مثل فقر، خشونت ،اعتیاد و ... در این حوزه کتاب نوشته اند. سوال من این است که اتهام آقای مدنی چیست؟ با عقل جور در نمی آید کسی را که روزنامه های داخلی و مطبوعات خارجی و دانشگاه به عنوان یک چهره علمی می شناسند، کاری خلاف قانون و غیر علنی انجام دهد به هرحال اینها مسائلی است که در پرونده ی قبلی ایشان هم مطرح بوده و هیچ وقت نتوانستند اینها را ثابت کنند. آقای مدنی رشته شان جرم شناسی است و بیشتر از هرکسی این را می داند که کسی که کارعلنی می کند هیچ زمانی فعالیت مخفی و خلاف قانون انجام نمی دهد. آن هم کسی که مرتب وزارت اطلاعات او را برای بازجویی احضار می کرده است. دو سه مورد هم به خاطر همین نامه اخیر صد و پنجاه نفر احضار و تحت فشار قرار گرفته بود. هرکدام از دوستان یا فعالین ملی مذهبی را احضار می کردند می گفتند مواظب او باشید ما حکم ایشان را اجرا می کنیم... حالا این اتهامات را در بازجویی می زنند تا ببینند از این اتهامات چه در می آید! منتها این بار فشار را خیلی شدیدتر کرده اند و یکی از بستگان ایشان را هم گرفته اند و مقابل ایشان گذاشته اند تا فشار را در بازجویی بیشتر کنند در حقیقت از خانواده آقای مدنی بر علیه او اقرارنامه یا مصاحبه بگیرند چنین فشارهایی قبلا سابقه نداشته است."
Sunday, 26 February 2012
رد درخواست عفو حکم اعدام معلم زندانی عبدالرضا قنبری
خبرگزاری هرانا - با رد درخواست عفو عبدالرضا قنبری، در کمیسیون عفو و بخشودگی دادگستری کل استان تهران، این معلم زندانی در معرض اجرای حکم اعدام قرار گرفت. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عبدالرضا قنبری معلم ادبیات فارسی یکی از مدارس پاکدشت، استاد دانشگاه و از بازداشت شدگان اعتراضات ششم دی ماه سال ۸۸ (عاشورا) است که به اتهام محاربه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به به اعدام محکوم شد. وی سپس در روندی پر ابهام، بدون طی پروسهی قانونی و توجه به حق اعتراض و فرجام خواهیاش در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ریاست قاضی زرگر در فاصله چند روز مجددا با حکم مرگ مواجه شد و قطعیت حکم خود را دریافت کرد. این در حالیست که آقایی قنبری امید داشت با ارائهی درخواست عفو به کمیسیون عفو و بخشودگی دادگستری کل استان تهران با در نظر گرفتن تمام موارد نقض حقوق و محتوایی پرونده حکم صادره متوقف و مورد بازنگری قرار گیرد؛ اما با رد درخواست نامبرده این حکم هر زمانی پس از اخذ استیذان از رییس قوه قضائیه قابل اجرا است. این زندانی سیاسی که در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس است، به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران به اعدام محکوم شده است. لازم به ذکر است نامبرده در زمان بازداشت و بازجویی مورد ضرب و شتم، بدرفتاری و اخذ اقاریر غیر واقعی قرار گرفته بود و از حقوق ابتدایی همچون دسترسی به وکیل و تماس با خانواده محروم مانده بود.
Saturday, 25 February 2012
مادر شهید رامین آقازاده قهرمانی : ناچار به دادن رضایت شدیم
جرس: رامین آقازاده قهرمانی قربانی جنایات کهریزک است که چهارده روز پس از آزادی از بازداشتگاه کهریزک به دلیل شکنجه های جسمانی در این بازداشتگاه، جان سپرد.
روزیکه خبر جان باختن چند تن از بازداشت شدگان کهریزک بر اثر ضرب و شتم و شکنجه رسانه ای شد نقش سعید مرتضوی به عنوان آمر اصلی این پرونده افشا گردید. افشاگری های موثر روزنامه نگاران شجاعی چون مهدی محمودیان و محمد داوری و پیگیری های مهدی کروبی و عدم سکوت خانواده های قربانیان کهریزک تاثیر بسزایی در دنبال کردن این پرونده نزد افکار عمومی داشت. این پیگیری ها سبب گردید دستگاه قضایی بطور نمایشی حکم تعلیق سعید مرتضوی و چند تن دیگر را صادر کند... اما هفته گذشته غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه خبر از نقض قرار تعقیب سعید مرتضوی از سوی دستگاه قضایی داده است خبری که چند ماه پیش خود سعید مرتضوی اعلام کرده بود.
اعظم آقا ولی مادر رامین آقازاده قهرمانی شهید کهریزک با بیان اینکه اتفاقاتی می افتد که ما نمی توانیم کاری انجام دهیم به "جرس" می گوید: "پرونده رسیدگی به شکایت شهادت پسرم مختومه اعلام شده است خودمان ناچار به دادن رضایت شدیم. خلاصه خیلی از اتفاقات می افتد که ما نمی توانیم کاری انجام دهیم، خیلی از اتفاقات... من دستم به هیچ جا بند نیست و جز خدا کسی را ندارم اما خدا جای حق نشسته و ناظر است به خود او سپردم و می دانم انشالله روزی تقاص خواهند داد."
درحوادث پس از انتخابات سال 88 ماموران از طریق دوربین مداربسته یک بانک چهره رامین قهرمانی را شناسایی کرده و به مادر او می گویند که فرزندش هرچه زودتر خود را معرفی کند. مادر رامین که به فرزند خود اطمینان داشت که کاری خلاف قانون انجام نداده است به اتفاق رامین به محلی که ماموران گفته بودند مراجعه می کنند و فرزندش را تحویل می دهد...
وی به مرگ پدر رامین بر اثر داغ از دست دادن فرزندش اشاره کرده و ادامه می دهد: " فقط این را می توانم بگویم که با مرگ رامین تمام خانواده دچار مشکل شد. پدر رامین که بعد از این اتفاقات و مرگ رامین سکته مغزی کرده بود چهار ماه پیش فوت کرد. تا آخرین لحظه هم داغ از دست دادن رامین و آن بلاها روی دلش بود و از رامین می گفت. بعد از شهادت رامین تمام لباس هایش را مشکی کرده بود و رنگ مشکی می زد و می پوشید و دیگر هیچ لباسی غیر از مشکی نداشت. همسرم ترک بود و می دانید ترک ها جانشان به بچه اشان است. بعد از خبر رامین سکته مغزی کرد و به مدت کوتاهی بعد از آن تاب نیاورد و پیش رامین رفت... پدرش برای همین مملکت سالها خدمت کرد و من بچه ها را در زمان غیاب او بزرگ کردم و به ثمر رساندم حالا بعد از این همه زحمت و خدمت این بلا باید سرمان بیاید."
این مادر داغدیده با بیان اینکه بعد از رامین تمام زندگی اشان به هم ریخته است، خاطر نشان می کند: "این تنها نیست از وقتی رامین رفت دیگر خانواده ای برای ما نماند هر کدام یکجوری وضعیتشان به هم ریخته است. یکی از برادرهایش بعد از شهادت رامین افسردگی گرفته است. خود من الان دوست ندارم هیچکاری انجام دهم یک غمی است که همیشه با خودم دارم و فراموش نمی شود. عذاب اینکه خودم با دست خودم بچه ام را تحویلشان داد من را یک لحظه رها نمی کند... رامین من مهربان بود و هر کاری از دستش بر می آمد برای دیگران انجام می داد و در سخت ترین شرایط به فکر مردم بود. الان خاله رامین پیشم بود و مدام از رامین می گفتیم یعنی یکروز بدون یاد او به شب نمی رسد و فقط ذکر خیرش است...."
گفتنی است، امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی از جمله شهدای دیگر بازداشتگاه کهریزک هستند.
روزیکه خبر جان باختن چند تن از بازداشت شدگان کهریزک بر اثر ضرب و شتم و شکنجه رسانه ای شد نقش سعید مرتضوی به عنوان آمر اصلی این پرونده افشا گردید. افشاگری های موثر روزنامه نگاران شجاعی چون مهدی محمودیان و محمد داوری و پیگیری های مهدی کروبی و عدم سکوت خانواده های قربانیان کهریزک تاثیر بسزایی در دنبال کردن این پرونده نزد افکار عمومی داشت. این پیگیری ها سبب گردید دستگاه قضایی بطور نمایشی حکم تعلیق سعید مرتضوی و چند تن دیگر را صادر کند... اما هفته گذشته غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه خبر از نقض قرار تعقیب سعید مرتضوی از سوی دستگاه قضایی داده است خبری که چند ماه پیش خود سعید مرتضوی اعلام کرده بود.
اعظم آقا ولی مادر رامین آقازاده قهرمانی شهید کهریزک با بیان اینکه اتفاقاتی می افتد که ما نمی توانیم کاری انجام دهیم به "جرس" می گوید: "پرونده رسیدگی به شکایت شهادت پسرم مختومه اعلام شده است خودمان ناچار به دادن رضایت شدیم. خلاصه خیلی از اتفاقات می افتد که ما نمی توانیم کاری انجام دهیم، خیلی از اتفاقات... من دستم به هیچ جا بند نیست و جز خدا کسی را ندارم اما خدا جای حق نشسته و ناظر است به خود او سپردم و می دانم انشالله روزی تقاص خواهند داد."
درحوادث پس از انتخابات سال 88 ماموران از طریق دوربین مداربسته یک بانک چهره رامین قهرمانی را شناسایی کرده و به مادر او می گویند که فرزندش هرچه زودتر خود را معرفی کند. مادر رامین که به فرزند خود اطمینان داشت که کاری خلاف قانون انجام نداده است به اتفاق رامین به محلی که ماموران گفته بودند مراجعه می کنند و فرزندش را تحویل می دهد...
وی به مرگ پدر رامین بر اثر داغ از دست دادن فرزندش اشاره کرده و ادامه می دهد: " فقط این را می توانم بگویم که با مرگ رامین تمام خانواده دچار مشکل شد. پدر رامین که بعد از این اتفاقات و مرگ رامین سکته مغزی کرده بود چهار ماه پیش فوت کرد. تا آخرین لحظه هم داغ از دست دادن رامین و آن بلاها روی دلش بود و از رامین می گفت. بعد از شهادت رامین تمام لباس هایش را مشکی کرده بود و رنگ مشکی می زد و می پوشید و دیگر هیچ لباسی غیر از مشکی نداشت. همسرم ترک بود و می دانید ترک ها جانشان به بچه اشان است. بعد از خبر رامین سکته مغزی کرد و به مدت کوتاهی بعد از آن تاب نیاورد و پیش رامین رفت... پدرش برای همین مملکت سالها خدمت کرد و من بچه ها را در زمان غیاب او بزرگ کردم و به ثمر رساندم حالا بعد از این همه زحمت و خدمت این بلا باید سرمان بیاید."
این مادر داغدیده با بیان اینکه بعد از رامین تمام زندگی اشان به هم ریخته است، خاطر نشان می کند: "این تنها نیست از وقتی رامین رفت دیگر خانواده ای برای ما نماند هر کدام یکجوری وضعیتشان به هم ریخته است. یکی از برادرهایش بعد از شهادت رامین افسردگی گرفته است. خود من الان دوست ندارم هیچکاری انجام دهم یک غمی است که همیشه با خودم دارم و فراموش نمی شود. عذاب اینکه خودم با دست خودم بچه ام را تحویلشان داد من را یک لحظه رها نمی کند... رامین من مهربان بود و هر کاری از دستش بر می آمد برای دیگران انجام می داد و در سخت ترین شرایط به فکر مردم بود. الان خاله رامین پیشم بود و مدام از رامین می گفتیم یعنی یکروز بدون یاد او به شب نمی رسد و فقط ذکر خیرش است...."
گفتنی است، امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی از جمله شهدای دیگر بازداشتگاه کهریزک هستند.
محکومیت کوهیار گودرزی به شش سال حبس تعزیری
جــــرس: کوهیار گودرزی، فعال حقوق بشر و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، گودرزی در دادگاه به اتهامات "تبلیغ علیه نظام" و "اجتماع و تبانی علیه نظام" به ۶ سال حبس محکوم شد.
کوهیار گودرزی که در تاریخ ۹ مردادماه بازداشت شده بود، بیش از ۶۰ روز در سلول انفرادی نگهداری شد و به مدت سه ماه از محل بازداشت او اطلاعی در دست نبود. به گفته خانواده این فعال حقوق بشر، وی همچنان در بند امنیتی ۲۰۹ به سر میبرد و مسئولان امنیتی از انتقال او به بند عموم خودداری میکنند.
ادامه نگهداری کوهیار گودرزی در بند امنیتی ۲۰۹ در شرایطی صورت میگیرد که وی دوران بازجویی خود را پشت سر گذاشته و طبق قانون، میبایست به بند عمومی منتقل شود.
گودرزی هماکنون هفتمین ماه بازداشت خود را در بازداشتگاه ۲۰۹ سپری میکند.
همچنین پروین مخترع، مادر وی نیز که یک روز پس از بازداشت کوهیار، در کرمان دستگیر شده و از سوی دادگاه به تحمل ۲۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، در دادگاه تجدیدنظر به حبس تعلیقی محکوم شد. با این وجود به علت داشتن پرونده دیگری در شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی کرمان، قاضی از آزادی وی خودداری کرده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، گودرزی در دادگاه به اتهامات "تبلیغ علیه نظام" و "اجتماع و تبانی علیه نظام" به ۶ سال حبس محکوم شد.
کوهیار گودرزی که در تاریخ ۹ مردادماه بازداشت شده بود، بیش از ۶۰ روز در سلول انفرادی نگهداری شد و به مدت سه ماه از محل بازداشت او اطلاعی در دست نبود. به گفته خانواده این فعال حقوق بشر، وی همچنان در بند امنیتی ۲۰۹ به سر میبرد و مسئولان امنیتی از انتقال او به بند عموم خودداری میکنند.
ادامه نگهداری کوهیار گودرزی در بند امنیتی ۲۰۹ در شرایطی صورت میگیرد که وی دوران بازجویی خود را پشت سر گذاشته و طبق قانون، میبایست به بند عمومی منتقل شود.
گودرزی هماکنون هفتمین ماه بازداشت خود را در بازداشتگاه ۲۰۹ سپری میکند.
همچنین پروین مخترع، مادر وی نیز که یک روز پس از بازداشت کوهیار، در کرمان دستگیر شده و از سوی دادگاه به تحمل ۲۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، در دادگاه تجدیدنظر به حبس تعلیقی محکوم شد. با این وجود به علت داشتن پرونده دیگری در شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی کرمان، قاضی از آزادی وی خودداری کرده است.
Friday, 24 February 2012
بازداشت دکتر صادق آخوندی، عضو کادر علمی دانشکده پزشکی تهران
جـــرس: دکتر صادق آخوندی توسط ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شد.
به گزارش ندای سبز آزادی، دکتر صادق آخوندی، دانشیار گروه ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، پس از احضار تلفنی به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در خیابان صبا تهران، توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.
ماموران وزارت اطلاعات فاقد حکم بازداشت و بازرسی معتبر بوده اند اما آخوندی را پس از بازداشت با خود به مطب و منزل برده و این اماکن را بازرسی کرده اند.
این حادثه روز دوشنبه بیست و چهارم بهمن ماه اتفاق افتاده است و دکتر آخوندی از آن زمان همچنان در بازداشت غیر قانونی وزارت اطلاعات است.
خانواده و همکاران وی به امید اینکه آقای آخوندی بزودی آزاد خواهد شد تا کنون از انتشار خبر بازداشت وی ممانعت کرده بودند.
دکتر اخوندی که از اساتید برجستۀ دانشکده دندانپزشکی است، در عین حال معاون پژوهشی مرکز تحقیقات دندانپزشکی، مدیر مسئول مجلۀ علمی دندانپزشکی و نیز معاون سردبیر مجلۀ انگلیسی مرکز تحقیقات دندانپزشکی نیز هست.
وی فرزند مرحوم حجه الاسلام آخوندی رئیس انتشارات دارالکتب اسلامیه است و خانوادۀ او سابقۀ دیرینه ای در فعالیت انقلابی و انتشار کتب اسلامی در پیش و پس از انقلاب داشته و دارند. انتشارات دارالکتب اسلامیه پیش از انقلاب پاتوق بسیاری از فعالان مذهبی بوده و اکثر رهبران روحانی انقلاب به دفتر آن رفت و آمد داشته وبا پدر دکتر آخوندی مراوده داشته اند.
دکتر آخوندی در انتخابات دهم ریاست جمهوری از مهندس موسوی حمایت و طرفداری نمود و پس از حوادث سال 88 در زمرۀ فعالان جامعۀ پزشکی در حمایت از رأی مردم و حقوق قانونی و شهروندی آنان بوده و به همراهی جنبش سبز افتخار می کرد.
بر اساس این گزارش، نام او را می توان در ذیل تمامی نامه هایی که اعضاء جامعۀ پزشکی در این مدت در دفاع از حقوق مردم و حمایت از رهبران جنبش نوشته اند، دید.
یکی از آشنایان دکتر آخوندی به ندای سبز آزادی گفته است که در این مدت اساتید دانشکدۀ دندانپزشکی برای پیگیری وضعیت وی و تلاش برای آزادی او دو دیدار جمعی با دکتر لاریجانی رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران و برادر رئیس قوۀ قضائیه و نیز ابوترابی نماینده اسبق رهبری در دانشگاه که از نزدیک دکتر آخوندی و جایگاه وی را در جامعه دانشگاهی و دندانپزشکان می شناسند، داشته اند اما تا کنون نتیجه ای نگرفته اند.
گفته می شود بازداشت دکتر آخوندی بدلیل آن بوده است که در برابر تحکم مامورین وزارت اطلاعات مقاومت کرده و با آنان مشاجره کرده است. وی ابتدا توسط حراست دانشگاه احضار شده بود و پس از آنکه نپذیرفت برنامۀ کاری خود را برای حضور در دفتر حراست تغییر دهد مستقیماً توسط مأموران اطلاعات که به وی تحکم کرده بودند در ساعت بخصوصی در دفتر پیگیری حاضر شود، بازداشت شد.
به گزارش ندای سبز آزادی، دکتر صادق آخوندی، دانشیار گروه ارتودنسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، پس از احضار تلفنی به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در خیابان صبا تهران، توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.
ماموران وزارت اطلاعات فاقد حکم بازداشت و بازرسی معتبر بوده اند اما آخوندی را پس از بازداشت با خود به مطب و منزل برده و این اماکن را بازرسی کرده اند.
این حادثه روز دوشنبه بیست و چهارم بهمن ماه اتفاق افتاده است و دکتر آخوندی از آن زمان همچنان در بازداشت غیر قانونی وزارت اطلاعات است.
خانواده و همکاران وی به امید اینکه آقای آخوندی بزودی آزاد خواهد شد تا کنون از انتشار خبر بازداشت وی ممانعت کرده بودند.
دکتر اخوندی که از اساتید برجستۀ دانشکده دندانپزشکی است، در عین حال معاون پژوهشی مرکز تحقیقات دندانپزشکی، مدیر مسئول مجلۀ علمی دندانپزشکی و نیز معاون سردبیر مجلۀ انگلیسی مرکز تحقیقات دندانپزشکی نیز هست.
وی فرزند مرحوم حجه الاسلام آخوندی رئیس انتشارات دارالکتب اسلامیه است و خانوادۀ او سابقۀ دیرینه ای در فعالیت انقلابی و انتشار کتب اسلامی در پیش و پس از انقلاب داشته و دارند. انتشارات دارالکتب اسلامیه پیش از انقلاب پاتوق بسیاری از فعالان مذهبی بوده و اکثر رهبران روحانی انقلاب به دفتر آن رفت و آمد داشته وبا پدر دکتر آخوندی مراوده داشته اند.
دکتر آخوندی در انتخابات دهم ریاست جمهوری از مهندس موسوی حمایت و طرفداری نمود و پس از حوادث سال 88 در زمرۀ فعالان جامعۀ پزشکی در حمایت از رأی مردم و حقوق قانونی و شهروندی آنان بوده و به همراهی جنبش سبز افتخار می کرد.
بر اساس این گزارش، نام او را می توان در ذیل تمامی نامه هایی که اعضاء جامعۀ پزشکی در این مدت در دفاع از حقوق مردم و حمایت از رهبران جنبش نوشته اند، دید.
یکی از آشنایان دکتر آخوندی به ندای سبز آزادی گفته است که در این مدت اساتید دانشکدۀ دندانپزشکی برای پیگیری وضعیت وی و تلاش برای آزادی او دو دیدار جمعی با دکتر لاریجانی رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران و برادر رئیس قوۀ قضائیه و نیز ابوترابی نماینده اسبق رهبری در دانشگاه که از نزدیک دکتر آخوندی و جایگاه وی را در جامعه دانشگاهی و دندانپزشکان می شناسند، داشته اند اما تا کنون نتیجه ای نگرفته اند.
گفته می شود بازداشت دکتر آخوندی بدلیل آن بوده است که در برابر تحکم مامورین وزارت اطلاعات مقاومت کرده و با آنان مشاجره کرده است. وی ابتدا توسط حراست دانشگاه احضار شده بود و پس از آنکه نپذیرفت برنامۀ کاری خود را برای حضور در دفتر حراست تغییر دهد مستقیماً توسط مأموران اطلاعات که به وی تحکم کرده بودند در ساعت بخصوصی در دفتر پیگیری حاضر شود، بازداشت شد.
Thursday, 23 February 2012
آمریکا گزارشهای مبنی بر تأیید حکم اعدام کشیش ندرخانی را محکوم کرد
آمریکا گزارشهای مبنی بر تأیید حکم اعدام کشیش ندرخانی را محکوم کرد
به روز شده: 22:13 گرينويچ - پنج شنبه 23 فوريه 2012 - 04 اسفند 1390
آقای ندرخانی که متولد رشت و ساکن گیلان بود، از حدود سه سال پیش زندانی است
دفتر رئیس جمهوری آمریکا با صدور بیانیهای گزارش های منتشر شده مبنی بر اینکه مقامات ایران حکم اعدام کشیش یوسف ندرخانی را تنها به دلیل اعتقادات مذهبی او تأیید کرده اند، "به شدیدترین وجه ممکن" محکوم کرده و خواهان لغو این حکم و آزادی آقای ندرخانی شده است.
در این بیانیه که امروز پنجشنبه ۴ اسفند (۲۳ فوریه) منتشر شد، آمده است: "این اقدام نمونه بهت آور دیگری است از عدم پایبندی حکومت ایران به الزامات بین المللی، قانون اساسی این کشور و ارزش های مذهبی تثبیت شده".
آقای ندرخانی ۳۳ سال دارد و در اکتبر سال ۲۰۰۹ ظاهرا به اتهام ارتداد بازداشت و سپس محاکمه و محکوم شد.
بر اساس گزارش ها، او در سن ۱۹ سالگی از اسلام به مسیحیت گروید و هنگام بازداشت، رهبری یک گروه کوچک از مسیحیان تبشیری به نام "کلیسای ایران" را بر عهده داشت.
دفتر رئیس جمهوری آمریکا در بیانیه امروز خود با آقای ندرخانی، خانواده او و همه کسانی که در ایران خواهان عمل کردن به اعتقادات مذهبی خود، بدون هراس از تعقیب قضایی هستند ابراز همبستگی کرده است و این امر را از حقوق بنیادین و جهانشمول بشر دانسته است.
محاکمه و محکومیت آقای ندرخانی در این بیانیه شاهدی بر "بی اعتنایی مطلق حکومت ایران به آزادی مذهبی و نمونه ای دیگر از نقض حقوق جهانی شهروندان ایرانی توسط حکومت کشورشان" توصیف شده است.
دفتر رئیس جمهوری آمریکا از مقامات ایران خواسته است که حکم اعدام آقای ندرخانی را لغو و او را آزاد کنند و همچنین به حقوق ابتدایی و جهانشمول بشر، از جمله آزادی مذهب پایبند باشند.
دولت آمریکا مردم و دولت های سراسر جهان را دعوت کرده است که از حکومت ایران بخواهند آقای ندرخانی را به سرعت آزاد کند.
دیوان عالی ایران در اکتبر سال ۲۰۱۱ (مهرماه ۱۳۹۰) حکم اعدام آقای ندرخانی را به دلیل "نقص تحقیقات" نقض کرد و پرونده را برای تکمیل به دادگاه صادرکننده حکم بازگرداند.
این دیوان در آن زمان با صدور اطلاعیه ای اعلام کرده بود که پرونده آقای ندرخانی که قبلا مسلمان بوده ولی سپس مسیحی شده و اقدام به ترویج این دین کرده است، مفتوح می ماند.
به روز شده: 22:13 گرينويچ - پنج شنبه 23 فوريه 2012 - 04 اسفند 1390
آقای ندرخانی که متولد رشت و ساکن گیلان بود، از حدود سه سال پیش زندانی است
دفتر رئیس جمهوری آمریکا با صدور بیانیهای گزارش های منتشر شده مبنی بر اینکه مقامات ایران حکم اعدام کشیش یوسف ندرخانی را تنها به دلیل اعتقادات مذهبی او تأیید کرده اند، "به شدیدترین وجه ممکن" محکوم کرده و خواهان لغو این حکم و آزادی آقای ندرخانی شده است.
در این بیانیه که امروز پنجشنبه ۴ اسفند (۲۳ فوریه) منتشر شد، آمده است: "این اقدام نمونه بهت آور دیگری است از عدم پایبندی حکومت ایران به الزامات بین المللی، قانون اساسی این کشور و ارزش های مذهبی تثبیت شده".
آقای ندرخانی ۳۳ سال دارد و در اکتبر سال ۲۰۰۹ ظاهرا به اتهام ارتداد بازداشت و سپس محاکمه و محکوم شد.
بر اساس گزارش ها، او در سن ۱۹ سالگی از اسلام به مسیحیت گروید و هنگام بازداشت، رهبری یک گروه کوچک از مسیحیان تبشیری به نام "کلیسای ایران" را بر عهده داشت.
دفتر رئیس جمهوری آمریکا در بیانیه امروز خود با آقای ندرخانی، خانواده او و همه کسانی که در ایران خواهان عمل کردن به اعتقادات مذهبی خود، بدون هراس از تعقیب قضایی هستند ابراز همبستگی کرده است و این امر را از حقوق بنیادین و جهانشمول بشر دانسته است.
محاکمه و محکومیت آقای ندرخانی در این بیانیه شاهدی بر "بی اعتنایی مطلق حکومت ایران به آزادی مذهبی و نمونه ای دیگر از نقض حقوق جهانی شهروندان ایرانی توسط حکومت کشورشان" توصیف شده است.
دفتر رئیس جمهوری آمریکا از مقامات ایران خواسته است که حکم اعدام آقای ندرخانی را لغو و او را آزاد کنند و همچنین به حقوق ابتدایی و جهانشمول بشر، از جمله آزادی مذهب پایبند باشند.
دولت آمریکا مردم و دولت های سراسر جهان را دعوت کرده است که از حکومت ایران بخواهند آقای ندرخانی را به سرعت آزاد کند.
دیوان عالی ایران در اکتبر سال ۲۰۱۱ (مهرماه ۱۳۹۰) حکم اعدام آقای ندرخانی را به دلیل "نقص تحقیقات" نقض کرد و پرونده را برای تکمیل به دادگاه صادرکننده حکم بازگرداند.
این دیوان در آن زمان با صدور اطلاعیه ای اعلام کرده بود که پرونده آقای ندرخانی که قبلا مسلمان بوده ولی سپس مسیحی شده و اقدام به ترویج این دین کرده است، مفتوح می ماند.
تأیید حکم سه سال زندان مریم قربانیفر
جـــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، حکم سه سال زندان مریم قربانیفر فعال حقوق زنان عینا در دادگاه تجدید نظر استان تهران تأیید شده و وی برای اجرای حکم نیز احضار شده است.
مریم قربانیفر فعال حقوق زنان و وبلاگنویس از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به سه سال زندان محکوم شده بود که این حکم طبق ابلاغیهای که به دست وکیل وی رسیده است در دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا به تأیید رسیده است.
به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» اتهامات وی "اقدام علیه امنیت ملی" و "اجتماعی و تبانی علیه نظام" بوده و حکم سه سال زندان وی بر این اساس صادر شده بود.
دادگاه مریم قربانیفر در تاریخ شش شهریور ماه ۱۳۹۰ برگزار شده بود.
مریم قربانیفر در تاریخ شانزدهم اسفند ماه ۱۳۸۹ بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود. وی تا تاریخ هشت فروردین ماه ۱۳۹۰ در سلولهای انفرادی این بند زندان اوین تحت بازجویی قرار داشته و سپس با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد.
مریم قربانیفر فعال حقوق زنان و وبلاگنویس از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به سه سال زندان محکوم شده بود که این حکم طبق ابلاغیهای که به دست وکیل وی رسیده است در دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا به تأیید رسیده است.
به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» اتهامات وی "اقدام علیه امنیت ملی" و "اجتماعی و تبانی علیه نظام" بوده و حکم سه سال زندان وی بر این اساس صادر شده بود.
دادگاه مریم قربانیفر در تاریخ شش شهریور ماه ۱۳۹۰ برگزار شده بود.
مریم قربانیفر در تاریخ شانزدهم اسفند ماه ۱۳۸۹ بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود. وی تا تاریخ هشت فروردین ماه ۱۳۹۰ در سلولهای انفرادی این بند زندان اوین تحت بازجویی قرار داشته و سپس با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد.
Wednesday, 22 February 2012
مهدی خزعلی: در صورت جان باختن من، تنها پزشکان سازمان ملل بدنم را کالبد شکافی کنند
جـــرس: در چهلمین روز از اعتصاب غذای مهدی خزعلی، این زندانی سیاسی گفته است در صورت جان باختن من مقامات پزشکی سازمان ملل مرا کالبد شکافی کنند.
به گزارش کلمه، مهدی خزعلی با نگارش نامه ای به مسئولان زندان اوین اعلام کرده است، درصورت جان باختنش در ادامه اعتصاب غذا، کالبد شکافی و معاینات پزشکی قانونی زندان را قبول ندارد و جسدش تنها باید توسط پزشکان اعزامی از سوی مجامع بین المللی، کالبد شکافی گردد.
وی در این نامه به جریان شهادت هدی صابر و کالبد شکافی وی نیز اشاره کرد.
گفتنی است، رضا هدی صابر روزنامه نگار و فعال سیاسی که از زندانیان پس از انتخابات بود خردادماه سال جاری و در پی اعتصاب غذا در اعتراض به شهادت هاله سحابی و حمله قلبی درگذشت.
ماموران یک روز پیش از شهادت وی را به دلیل عارضه قلبی ناشی از اعتصاب غذا از زندان اوین به بیمارستان مدرس منتقل می کنند، اما سنگینی آسیب قلبی چنان بوده که وی تحمل این آسیب را نداشت و جان باخت.
۶۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین همان زمان با ارسال شهادت نامه ای، شهادت دادند که شهید هدی صابر در هشتمین روز اعتصاب غذای خود در بهداری زندان اوین از سوی مامورانی که حدس می زنند ماموران امنیتی و اطلاعاتی بوده اند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. آنها شرایط بد جسمانی وی را از نزدیک شاهد بوده اند.
پزشکان بیمارستان مدرس معتقدند علت مرگ وی علاوه بر اعتصاب غذا سهل انگاری مقامات زندان در انتقال به موقع به بیمارستان بوده است. اما مقامات قضایی کشور از جمله دادستان کل کشور هموار هیچ گاه به این موضوع نپرداختند.
به گزارش کلمه، مهدی خزعلی با نگارش نامه ای به مسئولان زندان اوین اعلام کرده است، درصورت جان باختنش در ادامه اعتصاب غذا، کالبد شکافی و معاینات پزشکی قانونی زندان را قبول ندارد و جسدش تنها باید توسط پزشکان اعزامی از سوی مجامع بین المللی، کالبد شکافی گردد.
وی در این نامه به جریان شهادت هدی صابر و کالبد شکافی وی نیز اشاره کرد.
گفتنی است، رضا هدی صابر روزنامه نگار و فعال سیاسی که از زندانیان پس از انتخابات بود خردادماه سال جاری و در پی اعتصاب غذا در اعتراض به شهادت هاله سحابی و حمله قلبی درگذشت.
ماموران یک روز پیش از شهادت وی را به دلیل عارضه قلبی ناشی از اعتصاب غذا از زندان اوین به بیمارستان مدرس منتقل می کنند، اما سنگینی آسیب قلبی چنان بوده که وی تحمل این آسیب را نداشت و جان باخت.
۶۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین همان زمان با ارسال شهادت نامه ای، شهادت دادند که شهید هدی صابر در هشتمین روز اعتصاب غذای خود در بهداری زندان اوین از سوی مامورانی که حدس می زنند ماموران امنیتی و اطلاعاتی بوده اند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. آنها شرایط بد جسمانی وی را از نزدیک شاهد بوده اند.
پزشکان بیمارستان مدرس معتقدند علت مرگ وی علاوه بر اعتصاب غذا سهل انگاری مقامات زندان در انتقال به موقع به بیمارستان بوده است. اما مقامات قضایی کشور از جمله دادستان کل کشور هموار هیچ گاه به این موضوع نپرداختند.
Tuesday, 21 February 2012
دستور اجرای حکم اعدام کشیش یوسف ندرخانی صادر شد
یوسف ندرخانی کشیش در بند کلیسای ایران که از دو سالقبل در زندان لاکان رشت بسر میبرد در اوئل مهرماه امسال مورد محاکمه و حکم اعدام وی به اتهام”ارتداد ملی” صادر شد. هرچند تاکنون در هیچ یک از مقررات جزایی ایران، “ارتداد” به عنوان”جرم” تعریف نشده است، اما از ابتدای انقلاب، شماری از ایرانیان با اتهام ارتداد بازداشت، محاکمه و در برخی از موارد حتی اعدام شدهاند. یوسف ندرخانی، کشیش کلیسای ایران است که دوسال پیش در رشت به اتهام “ترک دین سازماندهی”، “دعوت سایر مسلمانان به مسیحیت”، “ایجاد یک کلیسای مخفی در خانه خود” و “ابراز مخالفت آشکار با اسلام” بازداشت شد. بازداشت و محاکمهای که با اعتراض گسترده گروههای حقوق بشری و نیز تعداد زیادی از مقامات دولتی غربی مواجه شد. با توجه به اهمیت موضوع و اطلاع دقیق از خبری که روز گذشته در مورد صدور دستور اجرای حکم این کشیش در بند به رهسا نیوز ارسال شد گفتگویی با اقای فیروز صادق خانجانی، یکی از کشیشان ارشد کلیسای ایران انجام دادیم که در پی می آید: لطفا اگر از آخرین وضعیت آقای یوسف ندرخانی اطلاعی دارید بفرمایید؟ بله، متاسفانه به ما اعلام کردند که دستور اعدام کشیش ندر خانی صادر شده و هر لحظه امکان اعدام ایشان است و این خبر ما را بسیار نگران کرده است. وضیعت کشیش ندر خانی اصلا خوب نیست چون در بند تبهکاران نگهداری میشوند و خانواده کشیش ندرخانی تحت فشار شدید روحی میباشند. از هر لحاظ میتوان گفت که نظام به کشیش ندرخانی فشار میاورد تا به قول خودشان توبه کند. در واقع الان نظام ماهیت حقیقی خود را نشان میدهد. نظام ایران الان به هیچ اصولی پایدار نیست و یک عده بنام خدا به مردم ایران ظلم میکنند و افرادی در راس نظام هستند که اکنون کاخ نشین شدند.
Monday, 20 February 2012
اتنقال شاهین دادخواه به بند ۳۵۰ اوین پس از یکسال بازداشت
جـــرس: شاهین دادخواه پس از یکسال بازداشت در بازداشتگاه امنیتی وزارت اطلاعات به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد.
به گزارش کلمه، شاهین دادخواه که مشاور امنیتی و بین المللی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی بوده است زمستان سال گذشته بازداشت و به اتهام جاسوسی تحت بازجویی قرار گرفت.
وی پس از ٣ماه انفرادی به بند عمومی منتقل شده بود. اگرچه آخرین دفاع وی در مهرماه گذشته در شعبه ١۴ بازپرسی اخذ شده است، اما هنوز به دادگاه اعزام نشده و با قرار بازداشت، با گذشت یکسال تا روز گذشته هنوز در بازداشتگاه امنیتی ٢٠٩ قرار داشت.
به گزارش کلمه، شاهین دادخواه که مشاور امنیتی و بین المللی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی بوده است زمستان سال گذشته بازداشت و به اتهام جاسوسی تحت بازجویی قرار گرفت.
وی پس از ٣ماه انفرادی به بند عمومی منتقل شده بود. اگرچه آخرین دفاع وی در مهرماه گذشته در شعبه ١۴ بازپرسی اخذ شده است، اما هنوز به دادگاه اعزام نشده و با قرار بازداشت، با گذشت یکسال تا روز گذشته هنوز در بازداشتگاه امنیتی ٢٠٩ قرار داشت.
محکومیت دوباره مهسا امر آبادی
جرس: مهسا امرآبادی روزنامهنگار اصلاحطلب برای بار دوم محکوم شد.
به گزارش کلمه، امرآبادی توسط دادگاه شعبه ۲۶ انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس و به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی به ۵ سال زندان که ۴ سال آن تعلیق و یک سال آن تعزیری است، محکوم شد. اتهامات امرآبادی عدم اعلام برائت از مهندس موسوی و کروبی؛ حضور در جلسات قرآن خانوادههای زندانیان سیاسی، مصاحبه و نوشتن گزارش در روزنامهها، دیدار با مراجع تقلید مستقل و دفاع از حقوق همسر زندانیاش عنوان شده است.
این روزنامهنگار در ۱۰ اسفند سال گذشته برای بار دوم توسط اطلاعات سپاه بازداشت و با قید وثیقه آزاد شد. امرآبادی پیش از این و در خرداد سال ۸۸ هم بازداشت و به یک سال زندان تعزیری محکوم شده بود. مسعود باستانی همسر مهسا امرآبادی از دیگر روزنامهنگاران زندانی است که از تیر ماه سال ۸۸ بدون یک روز مرخصی در زندان رجاییشهر به سر میبرد و به ۶ سال زندان و پرداخت جریمه نقدی محکوم شده است.
به گزارش کلمه، امرآبادی توسط دادگاه شعبه ۲۶ انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس و به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی به ۵ سال زندان که ۴ سال آن تعلیق و یک سال آن تعزیری است، محکوم شد. اتهامات امرآبادی عدم اعلام برائت از مهندس موسوی و کروبی؛ حضور در جلسات قرآن خانوادههای زندانیان سیاسی، مصاحبه و نوشتن گزارش در روزنامهها، دیدار با مراجع تقلید مستقل و دفاع از حقوق همسر زندانیاش عنوان شده است.
این روزنامهنگار در ۱۰ اسفند سال گذشته برای بار دوم توسط اطلاعات سپاه بازداشت و با قید وثیقه آزاد شد. امرآبادی پیش از این و در خرداد سال ۸۸ هم بازداشت و به یک سال زندان تعزیری محکوم شده بود. مسعود باستانی همسر مهسا امرآبادی از دیگر روزنامهنگاران زندانی است که از تیر ماه سال ۸۸ بدون یک روز مرخصی در زندان رجاییشهر به سر میبرد و به ۶ سال زندان و پرداخت جریمه نقدی محکوم شده است.
Sunday, 19 February 2012
دانشجویان دانشگاه ارومیه کل نظام را زیر سوال بردند:اگر انقلاب نمی کردیم بهتر نبود؟
تمام روسای جمهور و نخست وزیران این کشور یا ضد انقلاب بودند یا فتنه گر! خوب با این وجود آیا انقلاب نمی کزدیم بهتر نبود ؟ پیام اولادعظیمی , دانشجوی سال سوم دانشگاه ارومیه که در اینباره سخنرانی کرده , از فعالین دانشجویی و مدیر مسوول نشریه توقیف شده “شوریده سران” میباشد . گفته میشود وی که تحت تعقیب وزارت اطلاعات ایران قرار داشت ناپدید شده است.
نامه تکان دهنده روح الله زم به علی خامنه ای و پرده برداشتن از شکنجه های بازجویان و نقش حیدر مصلحی
روح الله زم، فرزند محمدعلی زم مدیرکل سابق حوزه هنری در نامه ای به آیت الله خامنه ای به شرح شکنجه ها و بازجویی ها زندان پرداخته است. وی در این نامه با اشاره به روند غیرقانونی و غیرانسانی بازجویی ها که منجر به اعترافات اجباری می شود به نقش برادر حیدر مصلحی در بازجویی ها اشاره کرده و یاد آور شده است که آن سربازجوی محترم که اکثر زندانیان سیاسی را بازجویی و مورد هتاکی قرار می داد و افراد بسیاری از او یاد می کنند اما او را نمی شناسند را من دیده ام. در روز آخر بازداشت مرا به اتاق او بردند. به صندلی چرخداری نشاندند .چشم بند از چشمان گشودند و من کله طاس او را به همراه جای مهر بر پیشانی و چشمان نیلی رویت کردم. او کسی نبود جز برادر وزیر اطلاعات شما “حیدر مصلحی” که در دولت غاصب فعلی مشغول به کار است. روح الله زم در این نامه به چگونگی شکنجه اش پرداخته و نوشته است: ماهها در سلول انفرادی نگهداری شدم و زیر زمین نمور زندان را از زیر چشم بند خود درک کردم. در حالیکه دو دستم با دستبند به میله های فلزی روی زمین بسته شده بود ساعتها در حالت خمیده در آن مکان نگهداری شدم تا اعترافات مورد نظر بازجویان را علیه پدرم, مهدی هاشمی رفسنجانی, غلامحسین کرباسچی, سید محمد خاتمی و مهدی کروبی از من اخذ کنند. روزهای زیادی از تابستان سال ۸۸ را در سلول ۱/۵ متری بند دو الف سپاه ظلم شما گذراندم. در حالیکه مداوم روزه داشتم و صدای نماز شب هم بندی هایم را از کانال کولر سلول می شنیدم. وی در ادامه با اشاره به هتک حرمت هایی که در زندان می شود، افزوده است: بازجوی بعدی ام نیز همان فردی بود که پیشتر از او صحبت کردم. همانی که قسم “ناموس زهرا” تکه کلامش بود. همان که بارها شاهد بود مرا با زبان روزه کتک میزدند و له می کردند. همان که با هدایت و نظر او آن بازجوی سیه چرده هتاک لاغر اندام زشت سیرت و صورت بارها و بارها کتاب قران را به سمت من پرتاب می کرد و می گفت در زمان علی نیز خوارج قران بر نیزه کردند و تو یکی از آن خوارج هستی! و همان قران همراه مرا بارها به سر و صورتم پرتاب کرد و کوبید. وی پیش از این نیز در نامه ای به رهبری نوشته بود: من روح الله زم هستم..بارها چه در دیدارهای خصوصی و چه در دیدارهای عمومی با جنابعالی شرکت داشته ام و خاطرات زیادی از آن دیدارها برای بیان دارم که در لابلای مطالبم به آنها اشاره خواهم نمود. در ابتدا لازم است که عرض کنم این مکاتبه از باب اصلاح نظام رهبری تحت امر شما و بیان زوایای انحراف “جمهوری” توسط حکومت شماست و نیتی جز خیر خواهی و “امر به معروف” در آن نیست. چه اینکه بارها پای منبر بزرگان نظام این احادیث و آیات برای ما بیان میشد و ما هم فرا گرفتیم و اکنون میخواهیم در برابر “استاد” به آنها عمل کنیم و “درس شاگردی” در حضورتان پس بدهیم!
Saturday, 18 February 2012
ضرب وشتم و بازداشت خانواده های زندانیان در شوش
جرس: تجمع خانواده های زندانیان سیاسی عرب در مقابل دادگاه انقلاب شهر شوش، با برخورد خشن نیروهای امنیتی مواجه شد.
به گزارش اخبار روز و به نقل از منابع محلی، خانواده های زندانیان حوادث اخیر در شهر شوش از دوشنبه تا روز پنج شنبه به اعتصاب خود در مقابل دادگاه انقلاب این شهر واقع در کوی دانیال ادامه دادند. اما اعتصاب کنندگان که خواهان ملاقات با فرزندان زندانی خود و تعیین وضعیت آنان بودند، مورد ضرب وشتم نیروهای ویژه ناجا قرار گرفتند.
منابع خبری و فعالان حقوق بشر از شوش گزارش داده اند که تعدادی از افراد این خانواده ها پس از ضرب وشتم، بازداشت و بعد از سه روز با قرار وثیقه آزاد شدند.
نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در هفته های گذشته با یورش به مناطق عرب نشین در شوش، حمیدیه و اهواز تا به حال بیش از ۶۷ نفر در این حوادث دستگیر کردند و دوتن از آنان به نام های محمد کعبی (٣۴ ساله) از شهر شوش و ناصر آلبوشوکه درفشان (۱۹ ساله) از اهواز بر اثر شکنجه کشته شدند.
قبل از این نیز یک جوان عرب به نام رضا مغامسی از فعالان حقوق بشر در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر دزفول تحت شکنجه کشته شده بود.
دیده بان حقوق بشر مستقر در نیویورک و سازمان عفو بین الملل در واکنش به این حوادث هر کدام جداگانه بیانیه هایی در مورد این حوادث صادر کردند و در آن بیانیه ها از رژیم ایران خواسته بودند که به بازداشت شدگان عرب امکان دهد تا به وکیل مدافع دسترسی داشته باشند وهر چه زودتر آنان را تفهیم اتهام نماید.
در این بیانیه ها سازمان عفو بین الملل و سازمان دیده بان حقوق بشر از احتمال صدور حکم اعدام بر ضد بازداشت شدگان و عدم حضور رسانه ها در سطح استان، سانسور خبری و عدم حضور نهادهای حقوق بشری در این منطقه اعلام نگرانی کرده بودند.
به گزارش اخبار روز و به نقل از منابع محلی، خانواده های زندانیان حوادث اخیر در شهر شوش از دوشنبه تا روز پنج شنبه به اعتصاب خود در مقابل دادگاه انقلاب این شهر واقع در کوی دانیال ادامه دادند. اما اعتصاب کنندگان که خواهان ملاقات با فرزندان زندانی خود و تعیین وضعیت آنان بودند، مورد ضرب وشتم نیروهای ویژه ناجا قرار گرفتند.
منابع خبری و فعالان حقوق بشر از شوش گزارش داده اند که تعدادی از افراد این خانواده ها پس از ضرب وشتم، بازداشت و بعد از سه روز با قرار وثیقه آزاد شدند.
نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در هفته های گذشته با یورش به مناطق عرب نشین در شوش، حمیدیه و اهواز تا به حال بیش از ۶۷ نفر در این حوادث دستگیر کردند و دوتن از آنان به نام های محمد کعبی (٣۴ ساله) از شهر شوش و ناصر آلبوشوکه درفشان (۱۹ ساله) از اهواز بر اثر شکنجه کشته شدند.
قبل از این نیز یک جوان عرب به نام رضا مغامسی از فعالان حقوق بشر در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر دزفول تحت شکنجه کشته شده بود.
دیده بان حقوق بشر مستقر در نیویورک و سازمان عفو بین الملل در واکنش به این حوادث هر کدام جداگانه بیانیه هایی در مورد این حوادث صادر کردند و در آن بیانیه ها از رژیم ایران خواسته بودند که به بازداشت شدگان عرب امکان دهد تا به وکیل مدافع دسترسی داشته باشند وهر چه زودتر آنان را تفهیم اتهام نماید.
در این بیانیه ها سازمان عفو بین الملل و سازمان دیده بان حقوق بشر از احتمال صدور حکم اعدام بر ضد بازداشت شدگان و عدم حضور رسانه ها در سطح استان، سانسور خبری و عدم حضور نهادهای حقوق بشری در این منطقه اعلام نگرانی کرده بودند.
Friday, 17 February 2012
انتقال هفت زندانی سياسی کُرد به مکانی نامعلوم
هفت زندانی کرد به دستور مسئولين زندان اروميه به مکانی نامعلوم منتقل شدند. هم بندی های این افراد در تماس با خبرنگار آژانس خبری موکریان در مهاباد ضمن اعلام این خبر اظهار داشتند: صبح روز سه شنبه 25 بهمن 90، هفت زندانی محبوس در زندان مرکزی شهر اروميه به نام های حبيبالله گلپریپور، علیاحمد سليمان، احمد تموئی، مصطفی علی احمد، جهانگير بادوزاده ، مصطفی (يوسف ) کاکه ممی و یوسف رحمانی پور به دستور مسئولين زندان اروميه به مکان نامعلومی منتقل شدند. تا لحظه تنظيم خبر از علت انتقال اين هفت زندانی هيچ اطلاعی در دست نيست. يادآور میگردد که حبيبالله گلپریپور به اتهام همکاری با احزاب مخالف به اعدام، احمد تموئی به اتهام ارتباط با يکی از احزاب کُرد به ۱۵ سال زندان، مصطفی علی احمد به اتهام اقدام علیه امنیت به 10 سال حبس، يوسف کاکه ممی به اتهام همکاری با يکی از احزاب اپوزيسيون به ۶ سال حبس و یوسف رحمانی پور به 5 سال زندان محکوم شدهاند.
Thursday, 16 February 2012
مسعود باستانی از بیمارستان به زندان بازگردانده شد
جـــرس: مسعود باستانی، روزنامهنگار زندانی که در پی وخامت وضعیت سلامتیاش، تحتالحفظ به بیمارستان اعزام شده بود، به زندان برگردانده شد.
به گزارش کلمه این روزنامهنگار روز دوشنبه و پس از انجام آزمایشات متعدد از بیمارستان به زندان منتقل شد. سر دردهای او از نوع کلاستر و بیحسی دست و پا نیز به دلیل ضعف عصب و عضله تشخیص داده شد.
مسعود باستانی در دوسال و نیم گذشته حتی یک روز هم به مرخصی نیامده و خانواده او خواستار اعطای مرخصی به این روزنامهنگار هستند تا بقیه درمان خود را انجام دهد.
مسعود باستانی، روزنامه نگار اصلاح طلب، در دادگاه بدوی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده است و در زندان رجایی شهر به سر می برد. وی در جریان اعتراض های پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸ بازداشت شد
به گزارش کلمه این روزنامهنگار روز دوشنبه و پس از انجام آزمایشات متعدد از بیمارستان به زندان منتقل شد. سر دردهای او از نوع کلاستر و بیحسی دست و پا نیز به دلیل ضعف عصب و عضله تشخیص داده شد.
مسعود باستانی در دوسال و نیم گذشته حتی یک روز هم به مرخصی نیامده و خانواده او خواستار اعطای مرخصی به این روزنامهنگار هستند تا بقیه درمان خود را انجام دهد.
مسعود باستانی، روزنامه نگار اصلاح طلب، در دادگاه بدوی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده است و در زندان رجایی شهر به سر می برد. وی در جریان اعتراض های پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸ بازداشت شد
Wednesday, 15 February 2012
وضعیت نگران کننده محمدرضا معتمدنیا در اوین
جرس: شب گذشته وضعیت جسمی محمدرضا معتمدنیا از زندانیان سیاسی بند ٣۵٠ اوین که از ٢٠ بهمن ماه در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی در اعتصاب غذا به سر می برد، چنان وخیم شد که بهداری اوین وی را به بیمارستان مدرس منتقل کرد.
به گزارش کلمه، به علت مشکل قلبی و پایین آمدن میزان قند خون، وضعیت جسمی معتمدنیا از حالت عادی خارج شده و ساعت ۹ شب تصمیم گرفته می شود که وی را به بیمارستان مدرس اعزام کنند.
بر اساس این گزارش، پس از اقدام برای زدن دستبند و پابند به محمدرضا معتمدنیا با واکنش شدید وی مواجه شدند که تاکید کرده بود “حتی اگر بمیرم با این حالت نمی روم”. با مقاومت این زندانی سیاسی و با هماهنگی مسؤلین بالاتر، وی را بدون دستبند و پابند به بیمارستان اعزام کردند.
در حالی که پس از معاینه، پزشکان به خانواده و مامورین اعلام کردند که وضعیت وی نامساعد است و ادامه اعتصاب کاملا خطرناک است، پس از پایان سرم او را نیمه شب، در شرایطی که همچنان دچار ضعف و بی حالی شدید بوده، به بند ۳۵۰ اوین بازگرداند.
این گزارش می افزاید، علیرغم اخطارهای پزشکان محمدرضا معتمدنیا تاکید کرده درصورتیکه به خواسته ها و وضع درمانی اش رسیدگی نشود اعتصاب خشک خود را آغاز خواهد کرد.
این زندانی سیاسی که از بیماری های قلبی و نخاعی رنج می برد مدتها پیش درخواست کرده بود که برای تشخیص و درمان بی حسی انگشتان دست و خونریزی های مکرر لثه اش به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شود که علیرغم تاکید پزشک قانونی برای اعزام وی جهت درمان، دادستان تهران با این امر مخالفت کرده است.
بر اساس این گزارش، این زندانی سیاسی که نام حرکت اعتراضی خود را روزه سیاسی نهاده، فقط با آشامیدن آب افطار می کند، که همین موضوع سبب افزایش نگرانی ها از وضعیت سلامت وی شده است.
معتمد نیا مشاور اجرایی فرماندهی ستادکل قوا و از مسئولان پشتیبانی جنگ دوران دفاع مقدس و نماینده ویژه نخست وزیری رجایی، باهنر و مهندس میرحسین موسوی در بخش صنعت و معدن بود.
وی در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ در تاریخ ٨ تیرماه توسط اطلاعات سپاه احضار و بازداشت و پس از ٢ماه انفرادی با وثیقه آزاد شد.
معتمدنیا در شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی پیرعباسی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم و در تاریخ ٢١ مرداد ماه ٩٠ برای سپری کردن دوران محکومیتش روانه زندان اوین شد.
به گزارش کلمه، به علت مشکل قلبی و پایین آمدن میزان قند خون، وضعیت جسمی معتمدنیا از حالت عادی خارج شده و ساعت ۹ شب تصمیم گرفته می شود که وی را به بیمارستان مدرس اعزام کنند.
بر اساس این گزارش، پس از اقدام برای زدن دستبند و پابند به محمدرضا معتمدنیا با واکنش شدید وی مواجه شدند که تاکید کرده بود “حتی اگر بمیرم با این حالت نمی روم”. با مقاومت این زندانی سیاسی و با هماهنگی مسؤلین بالاتر، وی را بدون دستبند و پابند به بیمارستان اعزام کردند.
در حالی که پس از معاینه، پزشکان به خانواده و مامورین اعلام کردند که وضعیت وی نامساعد است و ادامه اعتصاب کاملا خطرناک است، پس از پایان سرم او را نیمه شب، در شرایطی که همچنان دچار ضعف و بی حالی شدید بوده، به بند ۳۵۰ اوین بازگرداند.
این گزارش می افزاید، علیرغم اخطارهای پزشکان محمدرضا معتمدنیا تاکید کرده درصورتیکه به خواسته ها و وضع درمانی اش رسیدگی نشود اعتصاب خشک خود را آغاز خواهد کرد.
این زندانی سیاسی که از بیماری های قلبی و نخاعی رنج می برد مدتها پیش درخواست کرده بود که برای تشخیص و درمان بی حسی انگشتان دست و خونریزی های مکرر لثه اش به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شود که علیرغم تاکید پزشک قانونی برای اعزام وی جهت درمان، دادستان تهران با این امر مخالفت کرده است.
بر اساس این گزارش، این زندانی سیاسی که نام حرکت اعتراضی خود را روزه سیاسی نهاده، فقط با آشامیدن آب افطار می کند، که همین موضوع سبب افزایش نگرانی ها از وضعیت سلامت وی شده است.
معتمد نیا مشاور اجرایی فرماندهی ستادکل قوا و از مسئولان پشتیبانی جنگ دوران دفاع مقدس و نماینده ویژه نخست وزیری رجایی، باهنر و مهندس میرحسین موسوی در بخش صنعت و معدن بود.
وی در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ در تاریخ ٨ تیرماه توسط اطلاعات سپاه احضار و بازداشت و پس از ٢ماه انفرادی با وثیقه آزاد شد.
معتمدنیا در شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی پیرعباسی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم و در تاریخ ٢١ مرداد ماه ٩٠ برای سپری کردن دوران محکومیتش روانه زندان اوین شد.
Tuesday, 14 February 2012
همسر دکتر مهدی خزعلی و دخترش توسط نیروهای امنیتی ربوده شدند.
امروز همسر دکتر مهدی خزعلی و دخترش توسط نیروهای امنیتی ربوده شدند. بنا بر اخبار منتشر شده در وبلاگ دوستداران مهدی خزعلی، بعد از ظهر امروز همسر دکتر مهدی خزعلی به همراه دختر خود در حالی که سوار بر خودرو شخصی در خیابان آزادی به سمت منزلشان در حال حرکت بودند توسط نیروهای امنیتی در محاصره قرار گرفتند و پس از دستگیری به مکان نامعلومی منتقل شدند. تلاشهای صورت گرفته از سوی اقوام و نزدیکان خانواده ایشان برای آگاهی از سرنوشت و مکان بازداشت،بی نتیجه بوده است. این در حالیست که مهدی خزعلی در سی و هفتمین روز اعتصاب غذای خود به سر می برد و به دلیل وخامت حال ایشان در بهداری زندان اوین بستری شده است.
ضرب و شتم مردم حوالی میدان آزادی، تفتیش و بازداشت شهروندان در عصر ۲۵ بهمن
جـــرس: حوالی عصر سه شنبه 25 بهمن، نیروهای امنیتی مستقر در میدان آزادی تهران با ضرب و شتم شهروندان با ایشان درگیر شده و تجمعات پراکنده ای در حوالی میدان آزادی شکل گرفته است.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، نیروهای امنیتی و انتظامی با باتوم به شهروندان در پیاده رو ها حمله ور شده و اقدام به ضرب و شتم ایشان کردند.
در این درگیری های پراکنده جمعی از شهروندان معترض با سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور به مقابله با اقدامات خشونت آمیز این نیروها پرداختند.
بر اساس این گزارش نیروهای امنیتی برای متفرق کردن مردم اقدام به شلیک گاز اشک آور به سمت تجمع کنندگان کردند.
این در حالیست که مبنای راهپیمایی امروز بر اساس فرخوان معترضان و منتقدین "راهپیمایی سکوت" بوده است.
هم چنین بنا بر گزارش های دیگر چند تن از رهگذران در میدان انقلاب از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند در این منطقه درگیری گزارش نشده است.
همچنین خیابان شیراز، تحت طاووس و وزارت کشور نیز حضورنیروهای امنیتی چشمگیر گزارش شده است، بر اساس این گزارش در مقابل ساختمان وزارت کشور نیروهای ضد شورش در داخل چندین اتوبوس مشاهده شده اند.
سامانه خبری کلمه نیز گزارش داده است که در میدان هفت تیر مامورین اقدام به تفتیش موبایل های شهروندات بصورت اتفاقی (برخی افراد) کردند.
همچنین نیروهای لباس شخصی که با لباس شخصی های قدیمی ظاهری متفاوت دارند در میان جمعیت پراکنده اند و سه نفر از بالای یک ون در گوشه ای از میدان مشغول فیلمبرداری بودند. پلیس مردم را به حرکت و پراکنده شدن هدایت می کند.
هحچنین از خیابان آزادی گزارش شده که تقاطع خیابان اسکندری در محلی مربوط به نیروی انتظامی، تعدادی از مردم بازداشت شده و نگهداری می شوند.
در عین حال گزارش ها حاکی از آن است که برخی بازداشت شدگان بعد از زمان کوتاهی آزاد شده اند و تعدادی هنوز در بازداشت نیروی انتظامی هستند.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، نیروهای امنیتی و انتظامی با باتوم به شهروندان در پیاده رو ها حمله ور شده و اقدام به ضرب و شتم ایشان کردند.
در این درگیری های پراکنده جمعی از شهروندان معترض با سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور به مقابله با اقدامات خشونت آمیز این نیروها پرداختند.
بر اساس این گزارش نیروهای امنیتی برای متفرق کردن مردم اقدام به شلیک گاز اشک آور به سمت تجمع کنندگان کردند.
این در حالیست که مبنای راهپیمایی امروز بر اساس فرخوان معترضان و منتقدین "راهپیمایی سکوت" بوده است.
هم چنین بنا بر گزارش های دیگر چند تن از رهگذران در میدان انقلاب از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند در این منطقه درگیری گزارش نشده است.
همچنین خیابان شیراز، تحت طاووس و وزارت کشور نیز حضورنیروهای امنیتی چشمگیر گزارش شده است، بر اساس این گزارش در مقابل ساختمان وزارت کشور نیروهای ضد شورش در داخل چندین اتوبوس مشاهده شده اند.
سامانه خبری کلمه نیز گزارش داده است که در میدان هفت تیر مامورین اقدام به تفتیش موبایل های شهروندات بصورت اتفاقی (برخی افراد) کردند.
همچنین نیروهای لباس شخصی که با لباس شخصی های قدیمی ظاهری متفاوت دارند در میان جمعیت پراکنده اند و سه نفر از بالای یک ون در گوشه ای از میدان مشغول فیلمبرداری بودند. پلیس مردم را به حرکت و پراکنده شدن هدایت می کند.
هحچنین از خیابان آزادی گزارش شده که تقاطع خیابان اسکندری در محلی مربوط به نیروی انتظامی، تعدادی از مردم بازداشت شده و نگهداری می شوند.
در عین حال گزارش ها حاکی از آن است که برخی بازداشت شدگان بعد از زمان کوتاهی آزاد شده اند و تعدادی هنوز در بازداشت نیروی انتظامی هستند.
Monday, 13 February 2012
سهام الدین بورقانی تحت فشار و بازجویی شدید قرار دارد
جرس: بیست و هفت روز از بازداشت سهام الدین بورقانی روزنامه نگار جوان اصلاح طلب می گذرد و خانواده وی هنوز هیچ اطلاعی از اتهام او ندارند.
به گزارش جرس، و به گفته نزدیکانش، وی در تمام این مدت تحت بازجویی شدید قرار داشته و در زندان انفرادی نگهداری شده است. در تمام بیست و هفت روز گذشته و بر خلاف آیین نامه دادرسی کیفری او هیچ گونه ملاقات و یا حتی تماسی با وکیل خود نداشته است.
بازداشت موقت و حبس در زندان انفرادی منحصر به متهمان و مجرمان خطرناک و یا کسانی است که بیم تبانی با دیگران در مورد آنها می رود، اما هیچ یک از این موارد به سهام الدین بورقانی اطلاق نمی گردد.
این روزنامه نگار جوان ظاهرا در شرایط دشوار روحی واقع شده است و علیرغم وعده های مکرر و دروغین بازجویانش، در معرض فشار و بازجویی شدید قرار دارد.
سهام الدین بورقانی، عکاس و روزنامه نگار اصلاح طلب و فرزند ارشد احمد بورقانی در روز 28 دی ماه گذشته در منزلش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
وی اکنون در بند دو الف زندان اوین و در سلول انفرادی زندانی است. مطابق نظر کارشناسان حبس در سلول انفرادی یکی از بدترین انواع شکنجه روانی محسوب می گردد و بعضا اثرات مخرب دراز مدت بر روی فرد زندانی باقی می گذارد.
به گزارش جرس، و به گفته نزدیکانش، وی در تمام این مدت تحت بازجویی شدید قرار داشته و در زندان انفرادی نگهداری شده است. در تمام بیست و هفت روز گذشته و بر خلاف آیین نامه دادرسی کیفری او هیچ گونه ملاقات و یا حتی تماسی با وکیل خود نداشته است.
بازداشت موقت و حبس در زندان انفرادی منحصر به متهمان و مجرمان خطرناک و یا کسانی است که بیم تبانی با دیگران در مورد آنها می رود، اما هیچ یک از این موارد به سهام الدین بورقانی اطلاق نمی گردد.
این روزنامه نگار جوان ظاهرا در شرایط دشوار روحی واقع شده است و علیرغم وعده های مکرر و دروغین بازجویانش، در معرض فشار و بازجویی شدید قرار دارد.
سهام الدین بورقانی، عکاس و روزنامه نگار اصلاح طلب و فرزند ارشد احمد بورقانی در روز 28 دی ماه گذشته در منزلش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
وی اکنون در بند دو الف زندان اوین و در سلول انفرادی زندانی است. مطابق نظر کارشناسان حبس در سلول انفرادی یکی از بدترین انواع شکنجه روانی محسوب می گردد و بعضا اثرات مخرب دراز مدت بر روی فرد زندانی باقی می گذارد.
سعید مدنی تحت فشار جسمی و روانی بازجویان
جرس: دکتر سعید مدنی، فعال ملی مذهبی و کنشگر سیاسی حامی جنبش سبز، تحت فشار شدید نیروهای امنیتی قرار دارد.
به گزارش جرس، به نقل از نیروهای همسو با جنبش سبز از درون زندان اوین، دکتر مدنی تحت فشار شدید فیزیکی و روانی قرار دارد.
مطابق این خبر، این فعال سیاسی و تحلیلگر اجتماعی به دلیل روابط و ارتباطاتاش با برخی فعالان جنبش سبز و نیز به خاطر ارزیابیهای همدلانهاش با جنبش سبز، در سلولهای انفرادی اوین تحت فشار فیزیکی و روحی-روانی قرار دارد. با وجود سپری شدن بیش از 40 روز از بازداشت دکتر سعید مدنی، بازجوها و مسئولان امنیتی پرونده ی این پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی، حتی اجازه یک تماس تلفنی به وی نداده اند. اخبار موثق از درون اوین حاکی است که اتهامات سنگینی متوجه این فعال ملی مذهبی شده و بازجوها فشار زیادی را برای پذیرش جرائم انتسابی متوجه وی کرده اند.
گزارش رسیده به نقل از منایع خبری جنبش سبز از درون زندان اوین، وضع کنونی سعید مدنی را «بسیار نگران کننده» توصیف کرده است.
قابل اشاره است که احسان هوشمند، فعال ملی مذهبی و محقق علوم اجتماعی در حوزه اقوام و هویت های فرهنگی، و نیز خواهرزاده سعید مدنی نیز همزمان با بازداشت وی، دستگیر شده اند.
سعید مدنی، دانش آموخته ی دکترای جامعه شناسی و پژوهشگر ارشد در حوزه آسیب های اجتماعی (فقر، اعتیاد و خودفروشی) است. وی از جمله پایه گذاران ماهنامه ایران فردا در کنار مهندس عزت الله سحابی (مدیرمسئول این نشریه) بود. وی همچنین سردبیر فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی (تا پیش از اعمال فشار شدید دستگاه های امنیتی در سال 1389) بود.
این فعال ملی و مذهبی در چند ماه اخیر، به ویژه پس از درگذشت مهندس سحابی، هاله سحابی و هدی صابر (و به دلیل نقشی که در برگزاری مراسم ختم و یادبود آنان داشت) و نیز پس از انتشار نامه معروف به 143 امضاء خطاب به سیدمحمد خاتمی (در مورد نمایشی و غیرسالم بودن انتخابات مجلس نهم)، بارها مورد احضار و تهدید و بازجویی قرار گرفت.
دکتر مدنی از جمله تحلیلگرانی است که پس از کودتای انتخاباتی سال 1388 در مقالات متعدد، جنبش سبز را از منظر جنبش های اجتماعی جدید مورد تحلیل و تبیین قرار داد.
به گزارش جرس، به نقل از نیروهای همسو با جنبش سبز از درون زندان اوین، دکتر مدنی تحت فشار شدید فیزیکی و روانی قرار دارد.
مطابق این خبر، این فعال سیاسی و تحلیلگر اجتماعی به دلیل روابط و ارتباطاتاش با برخی فعالان جنبش سبز و نیز به خاطر ارزیابیهای همدلانهاش با جنبش سبز، در سلولهای انفرادی اوین تحت فشار فیزیکی و روحی-روانی قرار دارد. با وجود سپری شدن بیش از 40 روز از بازداشت دکتر سعید مدنی، بازجوها و مسئولان امنیتی پرونده ی این پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی، حتی اجازه یک تماس تلفنی به وی نداده اند. اخبار موثق از درون اوین حاکی است که اتهامات سنگینی متوجه این فعال ملی مذهبی شده و بازجوها فشار زیادی را برای پذیرش جرائم انتسابی متوجه وی کرده اند.
گزارش رسیده به نقل از منایع خبری جنبش سبز از درون زندان اوین، وضع کنونی سعید مدنی را «بسیار نگران کننده» توصیف کرده است.
قابل اشاره است که احسان هوشمند، فعال ملی مذهبی و محقق علوم اجتماعی در حوزه اقوام و هویت های فرهنگی، و نیز خواهرزاده سعید مدنی نیز همزمان با بازداشت وی، دستگیر شده اند.
سعید مدنی، دانش آموخته ی دکترای جامعه شناسی و پژوهشگر ارشد در حوزه آسیب های اجتماعی (فقر، اعتیاد و خودفروشی) است. وی از جمله پایه گذاران ماهنامه ایران فردا در کنار مهندس عزت الله سحابی (مدیرمسئول این نشریه) بود. وی همچنین سردبیر فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی (تا پیش از اعمال فشار شدید دستگاه های امنیتی در سال 1389) بود.
این فعال ملی و مذهبی در چند ماه اخیر، به ویژه پس از درگذشت مهندس سحابی، هاله سحابی و هدی صابر (و به دلیل نقشی که در برگزاری مراسم ختم و یادبود آنان داشت) و نیز پس از انتشار نامه معروف به 143 امضاء خطاب به سیدمحمد خاتمی (در مورد نمایشی و غیرسالم بودن انتخابات مجلس نهم)، بارها مورد احضار و تهدید و بازجویی قرار گرفت.
دکتر مدنی از جمله تحلیلگرانی است که پس از کودتای انتخاباتی سال 1388 در مقالات متعدد، جنبش سبز را از منظر جنبش های اجتماعی جدید مورد تحلیل و تبیین قرار داد.
Sunday, 12 February 2012
احضار و بازجویی ۱۲ زندانی سیاسی از بند ٣۵٠ زندان اوین
در روزهای گذشته، ۱۲ تن از زندانی سیاسی از بند ٣۵٠ زندان اوین مجددا احضار و بازجویی شده اند.
وبسایت کلمه گزارش داده است که در آستانه انتخابات مجلس نهم عدهای از زندانیان سیاسی بند ٣۵٠ اوین به انحاء مختلف به دادسرای اوین یا بند امنیتی ٢٠٩ این زندان احضار و بازخواست شدند.
بر اساس این گزارش، علیرضا رجایی عضو شورای ملی مذهبیها، امیرخسرو دلیرثانی از اعضای جنبش مسلمانان مبارز و محمدرضا معتمدنیا نماینده ویژه میرحسین در دوران نخست وزیری به دادسرای شهیدمقدسی زندان اوین احضار شدند و در مورد بیانیههای انتخاباتی و اعتراض به حصر موسوی و کروبی و رهنورد مورد سوال قرار گرفتند.
این احضارها در پی نامه وزارت اطلاعات به شعب مختلف این دادسرا مبنی بر رسیدگی به آنچه “اقدامات غیرقانونی” این زندانیان خوانده شد، صورت گرفته است. در این نامهها از شعب بازپرسی خواسته شده است تا با این زندانیان برخورد قضایی صورت گیرد.
همچنین هفته گذشته ابوالفضل عابدینی و شاهین زینعلی به بند ٢٠٩ اطلاعات احضار و در مورد بیانیههای ضدجنگ، حمایت از مردم بحرین و طرح پرسش از سید محمد خاتمی مورد بازخواست قرار گرفتند.
تهدید شاهین زینعلی به تبعید تنها چند روز پس از این تهدید عملی شد و وی در میان همدلی سایر زندانیان برای گذراندن حبس خود در تبعید (زندان رجایی شهر) بدرقه گردید.
حسین رونقی ملکی زندانی سیاسی بیمار و وبلاگ نویس منتقد در زندان اوین نیز به دادسرا احضار شد و نسبت به مصاحبههای پدرش و همچنین نامه به سید محمد خاتمی و بیانیه حمایت از نسرین ستوده مورد بازخواست و تهدید قرار گرفت.
اعضای جبهه ملی همچون دکتر علی رشیدی و حمیدرضا خادم نیز از دیگر زندانیانی بودند که هفته گذشته به بند ٢٠٩ منتقل و مورد بازجویی قرار گرفتند.
بهمن احمدی امویی نیز هفته گذشته به بند ٢٠٩ برده و درمورد بیانیه موسوم به ٣٩ نفر در اعتراض به ادامه حصر موسوی و کروبی مورد بازجویی قرار گرفت.
سما نورانی، عارف درویش و مهدی خدایی نیز از فعالان حقوق بشری بودند که در خصوص بیانیه حمایت ازنسرین ستوده و طرح پرسش از خاتمی به دادسرای مقدسی احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.
همچنین پیش از آن ابوالفضل قدیانی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که تنها چند روز به آزادیاش درآبانماه سال جاری باقی بود، به دادسرا احضار و با اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق انتشار نامه به رهبری مواجه شد. اتهامی که مانع از آزادی این زندانی بیمار و سالخورده شد.
پیشتر نیز محسن میردامادی دبیرکل زندانی جبهه مشارکت و فیض الله عرب سرخی از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از سوی مامورین ٢الف سپاه احضار و در خصوص بیانیه ٣٩ زندانی سیاسی پیرامون انتخابات مورد بازجویی و فشار قرار گرفتند.
وبسایت کلمه گزارش داده است که در آستانه انتخابات مجلس نهم عدهای از زندانیان سیاسی بند ٣۵٠ اوین به انحاء مختلف به دادسرای اوین یا بند امنیتی ٢٠٩ این زندان احضار و بازخواست شدند.
بر اساس این گزارش، علیرضا رجایی عضو شورای ملی مذهبیها، امیرخسرو دلیرثانی از اعضای جنبش مسلمانان مبارز و محمدرضا معتمدنیا نماینده ویژه میرحسین در دوران نخست وزیری به دادسرای شهیدمقدسی زندان اوین احضار شدند و در مورد بیانیههای انتخاباتی و اعتراض به حصر موسوی و کروبی و رهنورد مورد سوال قرار گرفتند.
این احضارها در پی نامه وزارت اطلاعات به شعب مختلف این دادسرا مبنی بر رسیدگی به آنچه “اقدامات غیرقانونی” این زندانیان خوانده شد، صورت گرفته است. در این نامهها از شعب بازپرسی خواسته شده است تا با این زندانیان برخورد قضایی صورت گیرد.
همچنین هفته گذشته ابوالفضل عابدینی و شاهین زینعلی به بند ٢٠٩ اطلاعات احضار و در مورد بیانیههای ضدجنگ، حمایت از مردم بحرین و طرح پرسش از سید محمد خاتمی مورد بازخواست قرار گرفتند.
تهدید شاهین زینعلی به تبعید تنها چند روز پس از این تهدید عملی شد و وی در میان همدلی سایر زندانیان برای گذراندن حبس خود در تبعید (زندان رجایی شهر) بدرقه گردید.
حسین رونقی ملکی زندانی سیاسی بیمار و وبلاگ نویس منتقد در زندان اوین نیز به دادسرا احضار شد و نسبت به مصاحبههای پدرش و همچنین نامه به سید محمد خاتمی و بیانیه حمایت از نسرین ستوده مورد بازخواست و تهدید قرار گرفت.
اعضای جبهه ملی همچون دکتر علی رشیدی و حمیدرضا خادم نیز از دیگر زندانیانی بودند که هفته گذشته به بند ٢٠٩ منتقل و مورد بازجویی قرار گرفتند.
بهمن احمدی امویی نیز هفته گذشته به بند ٢٠٩ برده و درمورد بیانیه موسوم به ٣٩ نفر در اعتراض به ادامه حصر موسوی و کروبی مورد بازجویی قرار گرفت.
سما نورانی، عارف درویش و مهدی خدایی نیز از فعالان حقوق بشری بودند که در خصوص بیانیه حمایت ازنسرین ستوده و طرح پرسش از خاتمی به دادسرای مقدسی احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.
همچنین پیش از آن ابوالفضل قدیانی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که تنها چند روز به آزادیاش درآبانماه سال جاری باقی بود، به دادسرا احضار و با اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق انتشار نامه به رهبری مواجه شد. اتهامی که مانع از آزادی این زندانی بیمار و سالخورده شد.
پیشتر نیز محسن میردامادی دبیرکل زندانی جبهه مشارکت و فیض الله عرب سرخی از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از سوی مامورین ٢الف سپاه احضار و در خصوص بیانیه ٣٩ زندانی سیاسی پیرامون انتخابات مورد بازجویی و فشار قرار گرفتند.
Saturday, 11 February 2012
همسر عبدالله مومنی: سلامت همسرم در خطر است
جرس: در حالیکه عبدالله مومنی به دلیل مشکلات جسمانی زیاد نیاز به انتقال به بیمارستان دارد تا تحت نظر پزشک متخصص قرار گیرد اما تاکنون با انتقال وی به بیمارستان موافقت نشده است. خانواده این معلم دربند بسیار نگران وضعیت سلامت او هستند.
فاطمه آدینه وند همسر مومنی با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت همسرش به "جرس" می گوید: " در طول دو سه ماه اخیر همسرم دل دردهای شدیدی می گیرد و بدنش هم کهیر می زند چند بار به بهداری زندان منتقل شده اما فقط داروهای مسکن می دهند و بعد از مدتی دوباره این ناراحتی ها بر می گردد. من از مسئولین درخواست می کنم ایشان را اصلا تحت الحفظ به بیمارستان منتقل کنند تا متخصص ایشان را معاینه کند و علت این مشکلات و ناراحتی هایش تشخیص داده شود تا وضعیت حادتری پیدا نکند. واقعا مشکل جسمانی شدیدی دارد و باید سریع تحت درمان قرار بگیرد."
اکثر زندانیان سیاسی در حالیکه در حال گذراندن احکام ناعادلانه و غیرقانونی خود هستند بدلیل شرایط نامناسب زندان و عدم امکانات غذایی و بهداشتی مناسب به مشکلات جسمانی متعددی مبتلا شده اند که باید سریعا تحت رسیدگی پزشکی در خارج از زندان قرار گیرند. متاسفانه به دلیل بی توجهی به عمد یا غیر عمد مسئولین، شاهد از دست دادن عزیزانی بودیم که با اندک رسیدگی پزشکی به موقع می شد از فاجعه مرگ آنها جلوگیری کرد. در کنار دردی که این زندانیان بیمار تحمل می کنند، خانواده های نگران آنان هستند که هر روز با پرونده پزشکی عزیزان خود به مسئولین قضایی مراجعه می کنند اما کوچکترین واکنشی از سوی مسئولین نشان داده نمی شود، حتی به کوچکترین مسائل انسانی و اخلاقی نیز پایبند نیستند.
همسر مومنی با اشاره به پیگیری های خود ادامه می دهد: " دوباره چهارشنبه نامه نوشتم و به دادستانی تحویل دادم، انشالله که موافقت کنند و بگذارند جهت درمان به مرخصی استعلاجی بیاید. دندانهایش هم خراب شده است و لثه هایش عفونت کرده و امیدوارم مسئولین صدای ما را بشنوند و با مرخصی استعلاجی همسرم موافقت کنند."
عبدالله مومنی سی خردادماه 88 پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ساختمان ستاد شهروندان آزاد (حامیان مهدی کروبی، از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری) بازداشت شد و در دادگاه های نمایشی به تحمل چهار سال و یازده ماه حبس محکوم شد.
همسر سخنگوی سازمان دانش آموحتگان ادوار تحکیم وحدت خاطر نشان می کند: "چند وقت پیش هم در ملاقات کابینی زمان ملاقات را پنج دقیقه کم کردند و یک جر و بحثی پیش آمد. خوب پنج دقیقه هم برای ما که کل هفته هم را نمی بینیم خیلی است. ما تقریبا ازعید پارسال تا عید فطر امسال فقط دو بار ملاقات حضوری داشتیم الان هم که می بینم این حق را به ما نمی دهند اصلا درخواست ملاقات حضوری هم نمی دهم. خود آقای مومنی هم می گویند شما درخواست ملاقات به این آقایان ندهید چون به ما نمی دهند! در طول هفته که از او بی خبر هستیم و در بعضی از روزهای ملاقات، متوجه می شوم که روحیه کسلی دارد. خب شرایط زندان است آن هم با این مشکلات متعدد واقعا ناراحت کننده است.الان نزدیک به دو سال است که به مرخصی نیامده اند."
وی می افزاید: "بچه هایم هم خیلی از این وضعیت ناراحت هستند و خسته شده اند. بچه هایم دوست دارند پدرشان را ببینند و هر ماه بعد از کلی معطلی فقط بیست دقیقه از پشت شیشه می توانند او را ببینند. هر دو هم محصل هستند و نمی توانند هر هفته برای دیدن پدرشان بیایند. اینقدر به آنها فشار آمده که اصلا دیدن محیط زندان برایشان عذاب آور شده و نمی خواهند به آنجا بروند. همیشه با خودم می گویم انشالله که دل اینها به رحم بیاید و حداقل یک مرخصی بدهند تا این بچه ها مدتی با پدرشان بگذرانند اما باز می گویم از اینها نباید انتظار داشت."
مومنی در تابستان 89 نیز نامه ای سرگشاده خطاب به علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی نوشت. او در آن نامه به شرح شکنجه های بازجویانش در دوران انفرادی پرداخت ، شکنجه هایی چون فرو بردن سر در کاسه توالت تا شکنجه های جسمی وروحی و رها کردن او در سلول انفرادی به مدت طولانی. اما به جای رسیدگی و بررسی این نامه همانند نامه های دیگر زندانیان احضار شد و دوباره تفهیم اتهام شد.
همچنین پس از انتشار بیانیه سی و نه زندانی سیاسی زندان اوین در خصوص رفع حصر رهبران جنبش سبز و دعوت به فعالیت گروه های سیاسی در جهت تحریم فعال انتخابات آتی، امضا کنندگان این بیانیه جهت باز پس گیری امضا هایشان از سوی بازجویان خود تحت فشار قرار گرفته، و برای بازپرسی به دادسرای شهید قدوسی مستقر در زندان اوین منتقل شده اند.
خانم آدینه وند در این خصوص بیان می کند: "چند نفر از زندانیان را از جمله آقای بهمن امویی را بازجویی کردند اما تا روز دوشنبه که آقای مومنی را دیدم از ایشان بازجویی نکرده بودند و نمی دانم از روز دوشنبه تا الان تحت بازجویی قرار گرفته یا نه؟"
همسر عبدالله مومنی در پایان می گوید: "از مسئولین باز درخواست می کنم یا مرخصی استعلاجی به همسرم بدهند یا حتی تحت الحفظ به بیمارستان منتقلش کنند تا تحت درمان قرار گیرد و وضعیتش از این بدتر نشود که دیگر قابل جبران نباشد. و این امیدواری را دارم که انشالله موافقت خواهند کرد."
فاطمه آدینه وند همسر مومنی با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت همسرش به "جرس" می گوید: " در طول دو سه ماه اخیر همسرم دل دردهای شدیدی می گیرد و بدنش هم کهیر می زند چند بار به بهداری زندان منتقل شده اما فقط داروهای مسکن می دهند و بعد از مدتی دوباره این ناراحتی ها بر می گردد. من از مسئولین درخواست می کنم ایشان را اصلا تحت الحفظ به بیمارستان منتقل کنند تا متخصص ایشان را معاینه کند و علت این مشکلات و ناراحتی هایش تشخیص داده شود تا وضعیت حادتری پیدا نکند. واقعا مشکل جسمانی شدیدی دارد و باید سریع تحت درمان قرار بگیرد."
اکثر زندانیان سیاسی در حالیکه در حال گذراندن احکام ناعادلانه و غیرقانونی خود هستند بدلیل شرایط نامناسب زندان و عدم امکانات غذایی و بهداشتی مناسب به مشکلات جسمانی متعددی مبتلا شده اند که باید سریعا تحت رسیدگی پزشکی در خارج از زندان قرار گیرند. متاسفانه به دلیل بی توجهی به عمد یا غیر عمد مسئولین، شاهد از دست دادن عزیزانی بودیم که با اندک رسیدگی پزشکی به موقع می شد از فاجعه مرگ آنها جلوگیری کرد. در کنار دردی که این زندانیان بیمار تحمل می کنند، خانواده های نگران آنان هستند که هر روز با پرونده پزشکی عزیزان خود به مسئولین قضایی مراجعه می کنند اما کوچکترین واکنشی از سوی مسئولین نشان داده نمی شود، حتی به کوچکترین مسائل انسانی و اخلاقی نیز پایبند نیستند.
همسر مومنی با اشاره به پیگیری های خود ادامه می دهد: " دوباره چهارشنبه نامه نوشتم و به دادستانی تحویل دادم، انشالله که موافقت کنند و بگذارند جهت درمان به مرخصی استعلاجی بیاید. دندانهایش هم خراب شده است و لثه هایش عفونت کرده و امیدوارم مسئولین صدای ما را بشنوند و با مرخصی استعلاجی همسرم موافقت کنند."
عبدالله مومنی سی خردادماه 88 پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ساختمان ستاد شهروندان آزاد (حامیان مهدی کروبی، از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری) بازداشت شد و در دادگاه های نمایشی به تحمل چهار سال و یازده ماه حبس محکوم شد.
همسر سخنگوی سازمان دانش آموحتگان ادوار تحکیم وحدت خاطر نشان می کند: "چند وقت پیش هم در ملاقات کابینی زمان ملاقات را پنج دقیقه کم کردند و یک جر و بحثی پیش آمد. خوب پنج دقیقه هم برای ما که کل هفته هم را نمی بینیم خیلی است. ما تقریبا ازعید پارسال تا عید فطر امسال فقط دو بار ملاقات حضوری داشتیم الان هم که می بینم این حق را به ما نمی دهند اصلا درخواست ملاقات حضوری هم نمی دهم. خود آقای مومنی هم می گویند شما درخواست ملاقات به این آقایان ندهید چون به ما نمی دهند! در طول هفته که از او بی خبر هستیم و در بعضی از روزهای ملاقات، متوجه می شوم که روحیه کسلی دارد. خب شرایط زندان است آن هم با این مشکلات متعدد واقعا ناراحت کننده است.الان نزدیک به دو سال است که به مرخصی نیامده اند."
وی می افزاید: "بچه هایم هم خیلی از این وضعیت ناراحت هستند و خسته شده اند. بچه هایم دوست دارند پدرشان را ببینند و هر ماه بعد از کلی معطلی فقط بیست دقیقه از پشت شیشه می توانند او را ببینند. هر دو هم محصل هستند و نمی توانند هر هفته برای دیدن پدرشان بیایند. اینقدر به آنها فشار آمده که اصلا دیدن محیط زندان برایشان عذاب آور شده و نمی خواهند به آنجا بروند. همیشه با خودم می گویم انشالله که دل اینها به رحم بیاید و حداقل یک مرخصی بدهند تا این بچه ها مدتی با پدرشان بگذرانند اما باز می گویم از اینها نباید انتظار داشت."
مومنی در تابستان 89 نیز نامه ای سرگشاده خطاب به علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی نوشت. او در آن نامه به شرح شکنجه های بازجویانش در دوران انفرادی پرداخت ، شکنجه هایی چون فرو بردن سر در کاسه توالت تا شکنجه های جسمی وروحی و رها کردن او در سلول انفرادی به مدت طولانی. اما به جای رسیدگی و بررسی این نامه همانند نامه های دیگر زندانیان احضار شد و دوباره تفهیم اتهام شد.
همچنین پس از انتشار بیانیه سی و نه زندانی سیاسی زندان اوین در خصوص رفع حصر رهبران جنبش سبز و دعوت به فعالیت گروه های سیاسی در جهت تحریم فعال انتخابات آتی، امضا کنندگان این بیانیه جهت باز پس گیری امضا هایشان از سوی بازجویان خود تحت فشار قرار گرفته، و برای بازپرسی به دادسرای شهید قدوسی مستقر در زندان اوین منتقل شده اند.
خانم آدینه وند در این خصوص بیان می کند: "چند نفر از زندانیان را از جمله آقای بهمن امویی را بازجویی کردند اما تا روز دوشنبه که آقای مومنی را دیدم از ایشان بازجویی نکرده بودند و نمی دانم از روز دوشنبه تا الان تحت بازجویی قرار گرفته یا نه؟"
همسر عبدالله مومنی در پایان می گوید: "از مسئولین باز درخواست می کنم یا مرخصی استعلاجی به همسرم بدهند یا حتی تحت الحفظ به بیمارستان منتقلش کنند تا تحت درمان قرار گیرد و وضعیتش از این بدتر نشود که دیگر قابل جبران نباشد. و این امیدواری را دارم که انشالله موافقت خواهند کرد."
Friday, 10 February 2012
وضعیت وخیم محمدرضا معتمدنیا در بند ۳۵۰ زندان اوین
جـــرس: به گزارش منابع خبری، با وجود تاکید پزشکی قانونی بر ضرورت انتقال به بیمارستان محمدرضا معتمدنیا، از مسئولان پشتیبانی جنگ دوران دفاع مقدس در بند۳۵۰ زندان اوین، مقامات دادستانی تهران با اعزام معتمدنیا به بیمارستان خارج از زندان مخالفت می کنند.
به گزارش کلمه، محمدرضا معتمدنیا زندانی سیاسی محبوس در بند ٣۵٠ اوین به دلیل نامشخص انگشتان دست راستش بی حس و فلج شده است وی همچنین به علت عفونت شدید لثه دچار خونریزی های مکرر شده است.
معتمدنیا، مشاور اجرایی فرماندهی ستاد کل قوا در دوران جنگ، بارها به بهداری زندان اوین مراجعه کرده که پزشکان این مرکز نتوانستند دلیل بی حس شدن انگشتان محمدرضا معتمد نیا را تشخیص دهند و عنوان کردند که درمان وی باید در خارج از زندان انجام شود.
علیرغم تاکید پزشکی قانونی بر ضرورت انتقال به بیمارستان و این نکته که این زندانی سیاسی از بیماری های قلبی و نخاعی رنج می برد، مقامات دادستانی تهران با اعزام معتمدنیا به بیمارستان خارج از زندان مخالفت می کنند.
معتمدنیا از مسئولان پشتیبانی جنگ دوران دفاع مقدس و نماینده ویژه نخست وزیری در دوره های رجایی، باهنر و مهندس میرحسین موسوی در بخش صنعت و معدن بوده است.
وی در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ در تاریخ ٨ تیرماه توسط اطلاعات سپاه احضار و بازداشت شد و پس از ٢ ماه انفرادی با قرار وثیقه آزاد شد.
معتمدنیا در شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی پیرعباسی به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم و در تاریخ ٢١ مرداد ماه ٩٠ برای سپری کردن دوران محکومیتش روانه زندان اوین شد.
این عضو ستاد میرحسین موسوی به دلیل فشارهای روحی و شرایط نامناسب دوران بازداشت در بند ٢الف به بیماری لثه و آسیب های نخاعی دچار شده است
به گزارش کلمه، محمدرضا معتمدنیا زندانی سیاسی محبوس در بند ٣۵٠ اوین به دلیل نامشخص انگشتان دست راستش بی حس و فلج شده است وی همچنین به علت عفونت شدید لثه دچار خونریزی های مکرر شده است.
معتمدنیا، مشاور اجرایی فرماندهی ستاد کل قوا در دوران جنگ، بارها به بهداری زندان اوین مراجعه کرده که پزشکان این مرکز نتوانستند دلیل بی حس شدن انگشتان محمدرضا معتمد نیا را تشخیص دهند و عنوان کردند که درمان وی باید در خارج از زندان انجام شود.
علیرغم تاکید پزشکی قانونی بر ضرورت انتقال به بیمارستان و این نکته که این زندانی سیاسی از بیماری های قلبی و نخاعی رنج می برد، مقامات دادستانی تهران با اعزام معتمدنیا به بیمارستان خارج از زندان مخالفت می کنند.
معتمدنیا از مسئولان پشتیبانی جنگ دوران دفاع مقدس و نماینده ویژه نخست وزیری در دوره های رجایی، باهنر و مهندس میرحسین موسوی در بخش صنعت و معدن بوده است.
وی در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ در تاریخ ٨ تیرماه توسط اطلاعات سپاه احضار و بازداشت شد و پس از ٢ ماه انفرادی با قرار وثیقه آزاد شد.
معتمدنیا در شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی پیرعباسی به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم و در تاریخ ٢١ مرداد ماه ٩٠ برای سپری کردن دوران محکومیتش روانه زندان اوین شد.
این عضو ستاد میرحسین موسوی به دلیل فشارهای روحی و شرایط نامناسب دوران بازداشت در بند ٢الف به بیماری لثه و آسیب های نخاعی دچار شده است
Thursday, 9 February 2012
وضعیت وخیم جسمانی ابوالفضل قدیانی و انتقال وی به بیمارستان
جـــرس: منابع خبری گزارش داده اند که ابوالفضل قدیانی بعلت وخامت حال جسمی به بخش سی سی یو بیمارستان مدرس منتقل شد.
به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی که به بیماری قلبی مبتلاست طی روزهای گذشته در وضعیت جسمی نامناسبی بود و مسئولان زندان از ارائه خدمات پزشکی به وی خودداری می کردند.
قدیانی ۶۳ ساله در حال حاضر با ناراحتی قلبی، بیماری حاد پرکاری تیرویید، پروستات و چندین بیماری دیگر دست و پنجه نرم می کند. وی اخیرا علاوه بر مشکلات قلبی با کاهش شدید وزن نیز رو به رو بوده است.
چندی پیش، ابوالفضل قدیانی برای چندمین بار به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای اوین احضار شد تا در مورد نامه اخیرش مبنی بر تحریم انتخابات غیرقانونی مجلس و مسئولیت رهبری در وضعیت موجود کشور پاسخگو باشد.
این سومین پرونده ابوالفضل قدیانی است و به رغم اتمام محکومیت یکساله دادگاه اول او که آذرماه ۹۰ به اتمام رسید همچنان در زندان به سر میبرد.
کمی قبل از پایان محکومیت یکساله این زندانی سیاسی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب احضار شد تا به اتهام توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام تحت محاکمه قرار گیرد. دادگاهی که قدیانی در آن حاضر نشد، چراکه به گفته وی دادگاه های انقلاب بدون هیت منصفه و بصورت غیر علنی برگزار میشود و فاقد وجاهت قانونی و مشروعیت است.
انتقال قدیانی از زندان به شعبه چهارم بازپرسی موجب حیرت بازپرس شعبه چهار شد چرا که معتقد بود به لحاظ قانونی اکنون نباید وی در زندان باشد و حکم شعبه ۱۵ مبنی بر ۳ سال حبس هنوز توسط دادگاه تجدید نظر تایید نشده است.
ابوالفضل قدیانی، یکی از مسن ترین زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ اوین در اخرین نامه تحلیلی خود، انتخابات مجلس نهم را نامشروع خوانده و آنرا تحریم کرده بود.
پس از انتشار نامه فشارها بر این زندانی سیاسی قبل و بعد از انقلاب شدت گرفت.
به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی که به بیماری قلبی مبتلاست طی روزهای گذشته در وضعیت جسمی نامناسبی بود و مسئولان زندان از ارائه خدمات پزشکی به وی خودداری می کردند.
قدیانی ۶۳ ساله در حال حاضر با ناراحتی قلبی، بیماری حاد پرکاری تیرویید، پروستات و چندین بیماری دیگر دست و پنجه نرم می کند. وی اخیرا علاوه بر مشکلات قلبی با کاهش شدید وزن نیز رو به رو بوده است.
چندی پیش، ابوالفضل قدیانی برای چندمین بار به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای اوین احضار شد تا در مورد نامه اخیرش مبنی بر تحریم انتخابات غیرقانونی مجلس و مسئولیت رهبری در وضعیت موجود کشور پاسخگو باشد.
این سومین پرونده ابوالفضل قدیانی است و به رغم اتمام محکومیت یکساله دادگاه اول او که آذرماه ۹۰ به اتمام رسید همچنان در زندان به سر میبرد.
کمی قبل از پایان محکومیت یکساله این زندانی سیاسی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب احضار شد تا به اتهام توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام تحت محاکمه قرار گیرد. دادگاهی که قدیانی در آن حاضر نشد، چراکه به گفته وی دادگاه های انقلاب بدون هیت منصفه و بصورت غیر علنی برگزار میشود و فاقد وجاهت قانونی و مشروعیت است.
انتقال قدیانی از زندان به شعبه چهارم بازپرسی موجب حیرت بازپرس شعبه چهار شد چرا که معتقد بود به لحاظ قانونی اکنون نباید وی در زندان باشد و حکم شعبه ۱۵ مبنی بر ۳ سال حبس هنوز توسط دادگاه تجدید نظر تایید نشده است.
ابوالفضل قدیانی، یکی از مسن ترین زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ اوین در اخرین نامه تحلیلی خود، انتخابات مجلس نهم را نامشروع خوانده و آنرا تحریم کرده بود.
پس از انتشار نامه فشارها بر این زندانی سیاسی قبل و بعد از انقلاب شدت گرفت.
Wednesday, 8 February 2012
اعلام اسامی بازداشت شدگان اخیر در استان خوزستان
جـــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، بازداشت شهروندان عرب زبان در شهرهای مختلف خوزستان که از یک ماه پیش آغاز شده است تا کنون منجربه بازداشت دستکم ۶۰ نفر شده است.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، از حدود یک ماه پیش و با نزدیک شدن به سالگرد اعتراضات قومی سال ۸۵ در مناطق عرب نشین استان خوزستان جو سرکوب بر این نواحی افزایش یافته است و دست کم ۶۰ تن از شهروندان عرب این استان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
سرکوب شهروندان عرب ایران با بازداشت اقلیت سنی مذهب در این استان آغاز شد که بر اساس گزارش های رسیده دست کم ۱۰ تن بازداشت شدند.
عبدالواحد بیت سیاح – فرزند حمید – ۴۷ ساله – متاهل، مجید باوی – فرزند عبد – ۳۵ ساله – متاهل – فلج از دوپا، حمید خنفری بترانی – فرزند حاشی – ۴۴ ساله – متاهل، جمال حزباوی – فرزند ناصر – ۴۵ ساله – متاهل، غازی هندالی فرحانی – فرزند عبدالرزاق – ۳۸ ساله – متاهل، سید احمد نزاری – فرزند حمید – ۶۵ ساله – متاهل، خلف زبیدی – ۴۳ ساله – متاهل، سعید خزرجی – متاهل، احمد عفراوی – متاهل، حسین خزرجی – متاهل از جمله بازداشت شدندگان بودند.
پس از بازداشت های فوق در هفته گذشته نیروهای امنیتی به صورت سازمان یافته دست به بازداشت جوانان عرب در شهرهای شوش، حمیدیه و کریشان اهواز به اتهام شعارنویسی در جهت دعوت به برگزاری سالگرد اعتراضات مردمی سال ۸۵ و تحریم انتخابات مجلس نمودند. که در این میان نیز دست کم ۵۰ نفر بازداشت شدند.
اسامی بازداشت شدگان در شهر شوش:
سجاد کعبی، جعفر کعبی، کریم کعبی، حمید کعبی، جاسم کعبی، محمد کعبی، خدیجه کعبی، مهدی خسرجی، کاظم دبات، فیصل دبات، عاشور دبات، عادل دبات، احمد دبات، امیر صرخی، احمد زغیبی، عثمان زغیبی، عدنان زغیبی، جعجع چنانی، علی کنانی، مسلم مزرعاوی، مهدی نواصری، حسن نواصری، مرتضی موسوی، ابراهیم حیدری، سالار عبیداوی
اسامی بازداشت شدگان در حمیدیه:
عادل چلداوی، عدنان چلداوی، عیدان شاخی، خالد عبیداوی، حسن عبیات، جمال عبیات، جلیل عبیات، سید فرج موسوی، محمد حلفی، کریم دحیمی، علی حیدری، حسن منابی صالحی، غالب منابی صالحی، هادی منابی، حیدر عبیداوی، عباس ثامر، عماد ساعدی معروف به عدنان، ایوب ساعدی
اسامی بازداشت شدگان در منطقه کریشان اهواز:
ولید حمادی، طاهر معاویه، علی شریفی، توفیق حیدری، جاسم مروانی، سعدون سیلاوی، محمد نعامی
این در حالی است که در سه ماهه نخست سال ۲۰۱۱ دست کم ۱۳ نفر از فعالین مدنی و فرهنگی عرب در شهر رامشیر بازداشت شدند و ۶ تن از ایشان همچنان در بازداشت بسر می برند.
اسامی افرادی که کماکان در بازداشت بسر می برند به قرار زیر است:
۱- رحمان عساکره، دبیر شیمی و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه اهواز
۲- محمدعلی عموری نژاد، معلم و مهندس شیلات از دانشگاه صنعتی اصفهان
۳- هادی راشدی، دبیر شیمی و کارشناس ارشد شیمی کاربردی
۴- هاشم شعبانی نژاد (عموری)، دبیر زبان و ادبیات عرب، دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه اهواز، شاعر به دو زبان عربی و فارسی
۵- سید جابر آلبوشوکه
۶- سید مختار آلبوشوکه
افرادی که با قید وثیقه و ضمانت مالی یا اخذ تعهد آزاد شده و یا در انتظار محاکمه اند:
۱- حبیب الله راشدی، مهندس شیمی و رئیس شورای شهر خلف اباد در دوره اصلاحات و برادر هادی راشدی
۲- شهید شعبانی نژاد (عموری)، شاعر و فعال فرهنگی و عموی هاشم شعبانی نژاد
۳- علی بدری، فعال فرهنگی و وبلاگ نویس که از کارش در اداره اوقاف شهر اهواز برکنار شده است.
۴- عقیل عقیلی، کارشناس کامپیوتر و دارنده کافی نت
۵- سعید اسدی، دارای تحصیلات دینی و عضو شورای حل اختلاف شهر رامشیر
۶- سید باقر آلبوشوکه، ورزشکار و مربی بوکس و عموی سید جابر و سید مختار
۷- امیر عموری نژاد، برادر محمد علی عموری نژاد
نگرانی دیدبان حقوق بشر از «احتمال اعدام» بازداشتشدگان خوزستان
سازمان دیدبان حقوق بشر با انتشار بیانیهای از دولت ایران خواست تا دهها تن از شهروندان ایرانی که از اواخر سال ۲۰۱۱ به اینسو در شهرهای اهواز، شوش و حمیدیه استان خوزستان بازداشت شدهاند را «فوراً» آزاد کند.
این سازمان همچنین در بیانیه روز سهشنبه خود نسبت به احتمال اعدام این افراد "با محکوم شدن به جرایم امنیت ملی از جمله تروریسم و جاسوسی" ابراز نگرانی کرده است.
دیدبان حقوق بشر میگوید که تعداد این بازداشتشدگان ۶۵ نفر است و دستگیرشدگان از ایرانیان عربزبان ساکن این شهرها هستند.
در این بیانیه آمده است که "دستکم برخی از این بازداشتها به خاطر شعارهای ضددولتی و دیوارنویسیها در حمایت از بهار عربی و تحریم انتخابات پیشروی مجلس در ایران صورت گرفته است.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، از حدود یک ماه پیش و با نزدیک شدن به سالگرد اعتراضات قومی سال ۸۵ در مناطق عرب نشین استان خوزستان جو سرکوب بر این نواحی افزایش یافته است و دست کم ۶۰ تن از شهروندان عرب این استان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
سرکوب شهروندان عرب ایران با بازداشت اقلیت سنی مذهب در این استان آغاز شد که بر اساس گزارش های رسیده دست کم ۱۰ تن بازداشت شدند.
عبدالواحد بیت سیاح – فرزند حمید – ۴۷ ساله – متاهل، مجید باوی – فرزند عبد – ۳۵ ساله – متاهل – فلج از دوپا، حمید خنفری بترانی – فرزند حاشی – ۴۴ ساله – متاهل، جمال حزباوی – فرزند ناصر – ۴۵ ساله – متاهل، غازی هندالی فرحانی – فرزند عبدالرزاق – ۳۸ ساله – متاهل، سید احمد نزاری – فرزند حمید – ۶۵ ساله – متاهل، خلف زبیدی – ۴۳ ساله – متاهل، سعید خزرجی – متاهل، احمد عفراوی – متاهل، حسین خزرجی – متاهل از جمله بازداشت شدندگان بودند.
پس از بازداشت های فوق در هفته گذشته نیروهای امنیتی به صورت سازمان یافته دست به بازداشت جوانان عرب در شهرهای شوش، حمیدیه و کریشان اهواز به اتهام شعارنویسی در جهت دعوت به برگزاری سالگرد اعتراضات مردمی سال ۸۵ و تحریم انتخابات مجلس نمودند. که در این میان نیز دست کم ۵۰ نفر بازداشت شدند.
اسامی بازداشت شدگان در شهر شوش:
سجاد کعبی، جعفر کعبی، کریم کعبی، حمید کعبی، جاسم کعبی، محمد کعبی، خدیجه کعبی، مهدی خسرجی، کاظم دبات، فیصل دبات، عاشور دبات، عادل دبات، احمد دبات، امیر صرخی، احمد زغیبی، عثمان زغیبی، عدنان زغیبی، جعجع چنانی، علی کنانی، مسلم مزرعاوی، مهدی نواصری، حسن نواصری، مرتضی موسوی، ابراهیم حیدری، سالار عبیداوی
اسامی بازداشت شدگان در حمیدیه:
عادل چلداوی، عدنان چلداوی، عیدان شاخی، خالد عبیداوی، حسن عبیات، جمال عبیات، جلیل عبیات، سید فرج موسوی، محمد حلفی، کریم دحیمی، علی حیدری، حسن منابی صالحی، غالب منابی صالحی، هادی منابی، حیدر عبیداوی، عباس ثامر، عماد ساعدی معروف به عدنان، ایوب ساعدی
اسامی بازداشت شدگان در منطقه کریشان اهواز:
ولید حمادی، طاهر معاویه، علی شریفی، توفیق حیدری، جاسم مروانی، سعدون سیلاوی، محمد نعامی
این در حالی است که در سه ماهه نخست سال ۲۰۱۱ دست کم ۱۳ نفر از فعالین مدنی و فرهنگی عرب در شهر رامشیر بازداشت شدند و ۶ تن از ایشان همچنان در بازداشت بسر می برند.
اسامی افرادی که کماکان در بازداشت بسر می برند به قرار زیر است:
۱- رحمان عساکره، دبیر شیمی و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه اهواز
۲- محمدعلی عموری نژاد، معلم و مهندس شیلات از دانشگاه صنعتی اصفهان
۳- هادی راشدی، دبیر شیمی و کارشناس ارشد شیمی کاربردی
۴- هاشم شعبانی نژاد (عموری)، دبیر زبان و ادبیات عرب، دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه اهواز، شاعر به دو زبان عربی و فارسی
۵- سید جابر آلبوشوکه
۶- سید مختار آلبوشوکه
افرادی که با قید وثیقه و ضمانت مالی یا اخذ تعهد آزاد شده و یا در انتظار محاکمه اند:
۱- حبیب الله راشدی، مهندس شیمی و رئیس شورای شهر خلف اباد در دوره اصلاحات و برادر هادی راشدی
۲- شهید شعبانی نژاد (عموری)، شاعر و فعال فرهنگی و عموی هاشم شعبانی نژاد
۳- علی بدری، فعال فرهنگی و وبلاگ نویس که از کارش در اداره اوقاف شهر اهواز برکنار شده است.
۴- عقیل عقیلی، کارشناس کامپیوتر و دارنده کافی نت
۵- سعید اسدی، دارای تحصیلات دینی و عضو شورای حل اختلاف شهر رامشیر
۶- سید باقر آلبوشوکه، ورزشکار و مربی بوکس و عموی سید جابر و سید مختار
۷- امیر عموری نژاد، برادر محمد علی عموری نژاد
نگرانی دیدبان حقوق بشر از «احتمال اعدام» بازداشتشدگان خوزستان
سازمان دیدبان حقوق بشر با انتشار بیانیهای از دولت ایران خواست تا دهها تن از شهروندان ایرانی که از اواخر سال ۲۰۱۱ به اینسو در شهرهای اهواز، شوش و حمیدیه استان خوزستان بازداشت شدهاند را «فوراً» آزاد کند.
این سازمان همچنین در بیانیه روز سهشنبه خود نسبت به احتمال اعدام این افراد "با محکوم شدن به جرایم امنیت ملی از جمله تروریسم و جاسوسی" ابراز نگرانی کرده است.
دیدبان حقوق بشر میگوید که تعداد این بازداشتشدگان ۶۵ نفر است و دستگیرشدگان از ایرانیان عربزبان ساکن این شهرها هستند.
در این بیانیه آمده است که "دستکم برخی از این بازداشتها به خاطر شعارهای ضددولتی و دیوارنویسیها در حمایت از بهار عربی و تحریم انتخابات پیشروی مجلس در ایران صورت گرفته است.
Tuesday, 7 February 2012
بیانیه اعتراض آمیز خانواده زندانیان سیاسی محبوس در زندان بابل
جـــرس: در پی ادامه فشارها و برخوردهای نامناسب ماموران زندان با خانواده زندانیان سیاسی در مازندران، خانواده های زندانیان سیاسی بابل با انتشار بیانیه ای به رفتار ماموران و قوانین اختصاص یافته برای زندانیان سیاسی اعتراض کرده اند.
در بخشی از این بیانیه آمده است: خانواده های زندانیان سیاسی، این مهرهای بر دست و این کینه ورزی ها را نشان افتخار خود می دانند که با این نشانه ها بساط توخالی مخالفین هرچه بیشتر برملا می شود. در طول این مدت شاهد رفتارهای نامناسب از سوی مسئولین و حتی سربازان با خانواده های زندانیان سیاسی بابل بوده ایم. این را می نگاریم تا بدانند که چه کسانی را در بند ظلم خویش دارند. تا بدانند خانواده زندانیان سیاسی در برابر رفتارهای نامناسب، توهین ها، آوردن عزیزانشان با دستبند و پابند و بی نظمی های همیشگی در روند ملاقات ها سکوت نمی کنند.
به گزارش کلمه، متن این بیانیه به شرح زیر است:
به نام خدایی که انسان را آزاد و مسئول آفرید
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ، که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
این روزها با کمال ناباوری شاهد موج گسترده ای از بازداشت ها در سطح کشور و احکامی ناروا در دادگاه های فرمایشی هستیم. امید است بر شمردن آنچه در این روزهای حبسِ عزیزان اتفاق می افتد، کمکی باشد به بازنمودن واقعیت ها.
در قاموس انسانیت، هر انسانی ارزش و حرمتی دارد که خدا به واسطه خلقت به او بخشیده، پس هیچ انسانی نمی تواند و نباید کرامت انسانی هیچ کسی را خدشه دار کند؛ چه برسد به کرامت انسانی زندانیان سیاسی و خانواده هایشان. زندانیان سیاسی سرافرازی که به جهت ارائه قرائتی آزاداندیشانه از آموزه های انسانی و اسلامی و تلاش برای پایبندی همگان به قانون، عمر خود را صرف این آرمان های پاک کرده اند.
این روزها شاهدیم حقوق زندانیان سیاسی و شیوه تعامل و برخورد صحیح با این عزیزان در بند و خانواده هایشان کمترین ارزشی برای مسئولین مربوط ندارد. به بند کشیدن و تبعید برای پاک ترین انسان هایی که عمری با خلوص نیت و صداقت برای برقرای حکومت قانون تلاش نموده اند؛ بی نظمی های پی در پی و برخورد قهرآمیز و کینه ورزانه با خانواده های زندانیان سیاسی در سراسر ایران عزیز، همگی شاهدی است بر این مدّعا.
آنچه در زندان متی کلای بابل از اولین ملاقات های کابینی تاکنون، خاطر خانواده ها را در بدو ورود به مجموعه زندان آزرده می کند، زدن مهر بر دست افراد است. کاری که پیش تر فکر می کردیم ردّ آن را تنها در کتاب هایی در مذمّت برده داری و در حال و هوای “عموتم” می توان یافت! به راستی ارج نهادن به حرمت انسانی چقدر دغدغه مسئولین است؟ مهر زدن بر دست خانواده های زندانیان سیاسی چه چیز را به اذهان کینه ورزان متبادر می کند که ادامه این رفتار غیرمتمدنانه را روا می پندارند؟
این عکس سندی است بر علیه آنان که برای یک ملاقات کابینی بر دست ها مهر می زنند؛آن هم لابلای زندانیان بند سارقین و مجرمین خطرناک. امید خانواده هایی که عمری را برای “اصلاح” از هیچ تلاشی فرو گذار نکرده اند ؛ این است که آقایان کمی به کرامت گمشده انسانی بیشتر پایبند بوده و برخوردهایی از این دست نداشته باشند. که امام صادق فرمود: “المومن اعظم حرمه من الکعبه”(احترام مومن از احترام کعبه نیز بالاتر است.)
معهذا، خانواده های زندانیان سیاسی، این مهرهای بر دست و این کینه ورزی ها را نشان افتخار خود می دانند که با این نشانه ها بساط توخالی مخالفین هرچه بیشتر برملا می شود. در طول این مدت شاهد رفتارهای نامناسب از سوی مسئولین و حتی سربازان با خانواده های زندانیان سیاسی بابل بوده ایم. این را می نگاریم تا بدانند که چه کسانی را در بند ظلم خویش دارند. تا بدانند خانواده زندانیان سیاسی در برابر رفتارهای نامناسب، توهین ها، آوردن عزیزانشان با دستبند و پابند و بی نظمی های همیشگی در روند ملاقات ها سکوت نمی کنند.
به امید آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی…
در بخشی از این بیانیه آمده است: خانواده های زندانیان سیاسی، این مهرهای بر دست و این کینه ورزی ها را نشان افتخار خود می دانند که با این نشانه ها بساط توخالی مخالفین هرچه بیشتر برملا می شود. در طول این مدت شاهد رفتارهای نامناسب از سوی مسئولین و حتی سربازان با خانواده های زندانیان سیاسی بابل بوده ایم. این را می نگاریم تا بدانند که چه کسانی را در بند ظلم خویش دارند. تا بدانند خانواده زندانیان سیاسی در برابر رفتارهای نامناسب، توهین ها، آوردن عزیزانشان با دستبند و پابند و بی نظمی های همیشگی در روند ملاقات ها سکوت نمی کنند.
به گزارش کلمه، متن این بیانیه به شرح زیر است:
به نام خدایی که انسان را آزاد و مسئول آفرید
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ، که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
این روزها با کمال ناباوری شاهد موج گسترده ای از بازداشت ها در سطح کشور و احکامی ناروا در دادگاه های فرمایشی هستیم. امید است بر شمردن آنچه در این روزهای حبسِ عزیزان اتفاق می افتد، کمکی باشد به بازنمودن واقعیت ها.
در قاموس انسانیت، هر انسانی ارزش و حرمتی دارد که خدا به واسطه خلقت به او بخشیده، پس هیچ انسانی نمی تواند و نباید کرامت انسانی هیچ کسی را خدشه دار کند؛ چه برسد به کرامت انسانی زندانیان سیاسی و خانواده هایشان. زندانیان سیاسی سرافرازی که به جهت ارائه قرائتی آزاداندیشانه از آموزه های انسانی و اسلامی و تلاش برای پایبندی همگان به قانون، عمر خود را صرف این آرمان های پاک کرده اند.
این روزها شاهدیم حقوق زندانیان سیاسی و شیوه تعامل و برخورد صحیح با این عزیزان در بند و خانواده هایشان کمترین ارزشی برای مسئولین مربوط ندارد. به بند کشیدن و تبعید برای پاک ترین انسان هایی که عمری با خلوص نیت و صداقت برای برقرای حکومت قانون تلاش نموده اند؛ بی نظمی های پی در پی و برخورد قهرآمیز و کینه ورزانه با خانواده های زندانیان سیاسی در سراسر ایران عزیز، همگی شاهدی است بر این مدّعا.
آنچه در زندان متی کلای بابل از اولین ملاقات های کابینی تاکنون، خاطر خانواده ها را در بدو ورود به مجموعه زندان آزرده می کند، زدن مهر بر دست افراد است. کاری که پیش تر فکر می کردیم ردّ آن را تنها در کتاب هایی در مذمّت برده داری و در حال و هوای “عموتم” می توان یافت! به راستی ارج نهادن به حرمت انسانی چقدر دغدغه مسئولین است؟ مهر زدن بر دست خانواده های زندانیان سیاسی چه چیز را به اذهان کینه ورزان متبادر می کند که ادامه این رفتار غیرمتمدنانه را روا می پندارند؟
این عکس سندی است بر علیه آنان که برای یک ملاقات کابینی بر دست ها مهر می زنند؛آن هم لابلای زندانیان بند سارقین و مجرمین خطرناک. امید خانواده هایی که عمری را برای “اصلاح” از هیچ تلاشی فرو گذار نکرده اند ؛ این است که آقایان کمی به کرامت گمشده انسانی بیشتر پایبند بوده و برخوردهایی از این دست نداشته باشند. که امام صادق فرمود: “المومن اعظم حرمه من الکعبه”(احترام مومن از احترام کعبه نیز بالاتر است.)
معهذا، خانواده های زندانیان سیاسی، این مهرهای بر دست و این کینه ورزی ها را نشان افتخار خود می دانند که با این نشانه ها بساط توخالی مخالفین هرچه بیشتر برملا می شود. در طول این مدت شاهد رفتارهای نامناسب از سوی مسئولین و حتی سربازان با خانواده های زندانیان سیاسی بابل بوده ایم. این را می نگاریم تا بدانند که چه کسانی را در بند ظلم خویش دارند. تا بدانند خانواده زندانیان سیاسی در برابر رفتارهای نامناسب، توهین ها، آوردن عزیزانشان با دستبند و پابند و بی نظمی های همیشگی در روند ملاقات ها سکوت نمی کنند.
به امید آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی…
Monday, 6 February 2012
انتقال ابوالفضل طبرزدی از زندان اهواز به بیمارستان اعصاب و روان
جـــرس: ابوالفضل طبرزدی ده روز است از زندان کارون اهواز به بخش اعصاب و روان بیمارستانی در اهواز منتقل شده است.
به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، منابع موثق خبر داده اند ابوالفضل طبرزدی دچار توهم شدید و افسردگی شده است و چون قابل کنترل در بند نبوده است به ناچار مسولان زندان او را به بیمارستان منتقل کرده اند.
ابوالفضل طبرزدی، ۲۴ ساله و دانشجوی مهندسی عمران و برادر زاده حمشت الله طبرزدی( فعال سیاسی زندانی) در تاریخ ۲۸ آذر سال ۸۹ توسط نیروهای امنیتی در منزل پدریش بازداشت شد.
این فعال دانشجویی، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تماس با رسانه های خارج از کشور به ۱۵ ماه حبس تعزیری در دادگاه بدوی اهواز محکوم شد که دادگاه تجدید نظر آن را به ۹ ماه حبس تقلیل داد. وی در تاریخ ۲۶ مهرماه امسال برای اجرای حکم به زندان کارون اهواز منتقل شد.
منبع نزدیک به خانواده ابوالفضل طبر زدی به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفته است: "ابوالفضل گویا دچار توهم شدید شده است. مرتب فکر می کند باید به بازجویان پاسخ دهد، ماموران دنبالش هستند و مدام نگران سلامتی خانواده اش است. شب ها در زندان با فریاد از خواب بیدار می شده است تا اینکه از زندان به خانواده اش تماس می گیرند که به زندان بروند و دادستانی نیز برگه انتقال او را به بیمارستان امضا می کند و خلاصه او به بیمارستان فرستاده می شود."
این منبع در توضیح اینکه چه اتفاقاتی منجر به وضعیت کنونی روانی ابوالفضل طبرزدی شده گفت: "وقتی دانشجویی که اصلا به زندان و این مسائل فکر نمی کرده ناگهان به زندانی مانند کارون اهواز فرستاده شود که به خدا زندان های قرون وسطا هم شبیه آن نبوده اند خب دیوانه می شود. در آن زندان اصلا تفکیک جرائم وجود ندارد. قاتل، دزد و معتاد و خلاصه همه جور زندانی در کنار یکدیگر می خوابند و بلند می شوند. ابوالفضل روحیه بسیار حساسی دارد لابد دیگر نمی توانسته تاب بیاورد. او سال گذشته تحت بازجویی های شدید بود بعد با دست بند و پا بند و بدون وکیل به دادگاه فرستاده شد و بعد هم به زندان، خب مگر چه اتفاقی باید بیفتد که آدم دیوانه شود."
این منبع نزدیک به خانواده در خصوص وضعیت کنونی ابوالفضل طبرزدی گفت: "به دستور پزشکان او باید یک ماه در بیمارستان بستری باشد و بعد هم ۶ ماه در محیط آرام تحت درمان باشد. اما متاسفانه اکنون هم در بیمارستان تحت مراقبت شدید امنیتی است."
به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، منابع موثق خبر داده اند ابوالفضل طبرزدی دچار توهم شدید و افسردگی شده است و چون قابل کنترل در بند نبوده است به ناچار مسولان زندان او را به بیمارستان منتقل کرده اند.
ابوالفضل طبرزدی، ۲۴ ساله و دانشجوی مهندسی عمران و برادر زاده حمشت الله طبرزدی( فعال سیاسی زندانی) در تاریخ ۲۸ آذر سال ۸۹ توسط نیروهای امنیتی در منزل پدریش بازداشت شد.
این فعال دانشجویی، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تماس با رسانه های خارج از کشور به ۱۵ ماه حبس تعزیری در دادگاه بدوی اهواز محکوم شد که دادگاه تجدید نظر آن را به ۹ ماه حبس تقلیل داد. وی در تاریخ ۲۶ مهرماه امسال برای اجرای حکم به زندان کارون اهواز منتقل شد.
منبع نزدیک به خانواده ابوالفضل طبر زدی به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفته است: "ابوالفضل گویا دچار توهم شدید شده است. مرتب فکر می کند باید به بازجویان پاسخ دهد، ماموران دنبالش هستند و مدام نگران سلامتی خانواده اش است. شب ها در زندان با فریاد از خواب بیدار می شده است تا اینکه از زندان به خانواده اش تماس می گیرند که به زندان بروند و دادستانی نیز برگه انتقال او را به بیمارستان امضا می کند و خلاصه او به بیمارستان فرستاده می شود."
این منبع در توضیح اینکه چه اتفاقاتی منجر به وضعیت کنونی روانی ابوالفضل طبرزدی شده گفت: "وقتی دانشجویی که اصلا به زندان و این مسائل فکر نمی کرده ناگهان به زندانی مانند کارون اهواز فرستاده شود که به خدا زندان های قرون وسطا هم شبیه آن نبوده اند خب دیوانه می شود. در آن زندان اصلا تفکیک جرائم وجود ندارد. قاتل، دزد و معتاد و خلاصه همه جور زندانی در کنار یکدیگر می خوابند و بلند می شوند. ابوالفضل روحیه بسیار حساسی دارد لابد دیگر نمی توانسته تاب بیاورد. او سال گذشته تحت بازجویی های شدید بود بعد با دست بند و پا بند و بدون وکیل به دادگاه فرستاده شد و بعد هم به زندان، خب مگر چه اتفاقی باید بیفتد که آدم دیوانه شود."
این منبع نزدیک به خانواده در خصوص وضعیت کنونی ابوالفضل طبرزدی گفت: "به دستور پزشکان او باید یک ماه در بیمارستان بستری باشد و بعد هم ۶ ماه در محیط آرام تحت درمان باشد. اما متاسفانه اکنون هم در بیمارستان تحت مراقبت شدید امنیتی است."
Sunday, 5 February 2012
انتقال احمد میری، استاد دانشگاه به دادگاه با لباس زندان و دستبند
جرس: سید احمد میری زندانی سیاسی زندان متی کلای شهرستان بابل روز یازدهم بهمن ماه جهت برگزاری دادگاه به دادگستری شهرستان بابل آورده شد.
بنا به اخبار رسیده به جرس، سید احمد میری قائم مقام جبهه مشارکت استان مازندران در حوادث پس از انتخابات 88 پس از تحمل نزدیک به دوماه بازداشت انفرادی، به 12 ماه حبس تعزیری به اتهام اقدام علیه امنیت کشور محکوم و ششم دی ماه 1390 جهت گذراندن محکومیت خود راهی زندان متی کلای بابل شد.
این جانباز دوران جنگ به رغم قول شفاهی رئیس زندان متی کلای بابل، با لباس زندان و دستبد به دادگاه آورده شد و با وجود آسیبدیدگی دست راست وی در دوران جنگ و درخواست او مبنی بر زدن دستبند به دست چپ، ماموران از این درخواست نیز سرباز زدند و او با دستبد به دست راست آسیبدیدهاش به دادگاه رفت.
سید احمد میری، پژوهشگر، مدرس دانشگاه و از جانبازان (35%) جنگ هشت ساله است که فرمانداری شهرستانهای بابلسر- رامسر و معاونت استانداری مازندران در دوران اصلاحات را در کارنامه فعالیت های پربار خود دارد وی نویسنده کتاب "دیباچه ای بر تاریخ استبداد در ایران" است که ده سال پیش با مقدمه دکتر حسین بشیریه توسط انتشارات نگاه معاصر در تهران منتشر شد.
او از اعضاء ستاد انتخابات میر حسین موسوی در مازندران بود که به دلیل فعالیت در انتخابات 88 از تدریس در دانشگاه محروم شد. سید احمد میری به همراه 8 تن از فعالان حامی جنبش سبز در بابل بازداشت و به اتهام فعالیت های انتخاباتی در تاریخ دادگاه بدوی به بیست ماه حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به دوازده ماه کاهش یافت.
بنا به اخبار رسیده به جرس، سید احمد میری قائم مقام جبهه مشارکت استان مازندران در حوادث پس از انتخابات 88 پس از تحمل نزدیک به دوماه بازداشت انفرادی، به 12 ماه حبس تعزیری به اتهام اقدام علیه امنیت کشور محکوم و ششم دی ماه 1390 جهت گذراندن محکومیت خود راهی زندان متی کلای بابل شد.
این جانباز دوران جنگ به رغم قول شفاهی رئیس زندان متی کلای بابل، با لباس زندان و دستبد به دادگاه آورده شد و با وجود آسیبدیدگی دست راست وی در دوران جنگ و درخواست او مبنی بر زدن دستبند به دست چپ، ماموران از این درخواست نیز سرباز زدند و او با دستبد به دست راست آسیبدیدهاش به دادگاه رفت.
سید احمد میری، پژوهشگر، مدرس دانشگاه و از جانبازان (35%) جنگ هشت ساله است که فرمانداری شهرستانهای بابلسر- رامسر و معاونت استانداری مازندران در دوران اصلاحات را در کارنامه فعالیت های پربار خود دارد وی نویسنده کتاب "دیباچه ای بر تاریخ استبداد در ایران" است که ده سال پیش با مقدمه دکتر حسین بشیریه توسط انتشارات نگاه معاصر در تهران منتشر شد.
او از اعضاء ستاد انتخابات میر حسین موسوی در مازندران بود که به دلیل فعالیت در انتخابات 88 از تدریس در دانشگاه محروم شد. سید احمد میری به همراه 8 تن از فعالان حامی جنبش سبز در بابل بازداشت و به اتهام فعالیت های انتخاباتی در تاریخ دادگاه بدوی به بیست ماه حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به دوازده ماه کاهش یافت.
Saturday, 4 February 2012
صدور حکم اعدام برای رضا اسماعیلی، فعال کرد و زندانی سیاسی
جـــرس: منابع حقوق بشری گزارش داده اند که رضا اسماعیلی، فعال کرد و زندانی سیاسی محبوس در زندان سلماس، از سوی دادگاه انقلاب خوی به اتهام محاربه، به اعدام محکوم شده است.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز جمعه گزارش داد که رضا اسماعیلی (مامدی) فرزند توفیق ،۳۴ ساله و اهل روستای دریک از توابع شهرستان سلماس که در حدود پنج ماه پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود؛ به اتهام "محاربه" از طریق "فعالیت تبلیغی و همکاری با یکی از احزاب کردی مخالف نظام" به اعدام محکوم شد.
اسماعیلی که مدتی طولانی را در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات شهرستان سلماس سپری نموده، هم اکنون در زندان این شهرستان به سر میبرد.
بر اساس حکمی که هفتهی گذشته به این زندانی سیاسی ابلاغ شده است، متهم ۲۰ روز جهت اعتراض به حکم صادره مهلت دارد.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز جمعه گزارش داد که رضا اسماعیلی (مامدی) فرزند توفیق ،۳۴ ساله و اهل روستای دریک از توابع شهرستان سلماس که در حدود پنج ماه پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود؛ به اتهام "محاربه" از طریق "فعالیت تبلیغی و همکاری با یکی از احزاب کردی مخالف نظام" به اعدام محکوم شد.
اسماعیلی که مدتی طولانی را در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات شهرستان سلماس سپری نموده، هم اکنون در زندان این شهرستان به سر میبرد.
بر اساس حکمی که هفتهی گذشته به این زندانی سیاسی ابلاغ شده است، متهم ۲۰ روز جهت اعتراض به حکم صادره مهلت دارد.
Friday, 3 February 2012
اعتراض بی بی سی به فشارهای امنیتی به خانواده های کارکنان خود در ایران
جـــرس: بیبیسی برخوردهای اخیر مأموران امنیتی جمهوری اسلامی با اعضای خانواده عده ای از خبرنگارانش را محکوم کرد و آن را اقدامی غیر انسانی خواند.
به گزارش این خبرگزاری ، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در هفته های اخیر اعضای خانواده یا دوستان تعدادی از کارمندان بیبیسی فارسی را بازداشت و از این طریق تلاش کردهاند که کارمندان بیبیسی را تحت فشار قرار دهند.
صادق صبا، رئیس بخش فارسی بیبیسی گفت که فشار حکومت ایران بر اعضای خانواده بعضی از همکاران این بخش در ماه های اخیر تشدید شده و به ویژه در چند روز گذشته در یک مورد خاص به شکلی حاد در آمده است.
به گفته او، مأموران امنیتی در ایران یکی از اعضای خانواده یکی از کارکنان بخش فارسی بیبیسی را بازداشت کرده اند و از این طریق کوشیده اند که او را در لندن تحت فشار قرار دهند.
صبا گفت: "این اقدام یک اقدام شنیع و غیر انسانی است و ما آن را به شدت محکوم می کنیم".
همچنین بعضی شواهد حاکی از آن است که حکومت ایران در هفته های اخیر عده ای را در این کشور بازداشت کرده و از آنها تحت فشار اعتراف تلویزیونی گرفته است که همکار بیبیسی بوده اند.
رئیس بخش فارسی بیبیسی در این مورد گفت: "بیبیسی هیچ همکار یا کارمندی، به هیچ شکلی، در ایران ندارد و اگر کسی تحت فشار نیروهای امنیتی به همکاری با بیبیسی اعتراف کند، چنین اعترافی بی اساس و بی اعتبار است و ما اعمال چنین فشارهایی را محکوم می کنیم".
صبا گفت که مسئولان بیبیسی مشغول مشاوره با وکلا و حقوق دانان هستند تا در مورد واکنش به فشارها و حملات اخیر تصمیم بگیرند.
او از همه سازمان های مدافع حقوق بشر و سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل خواست که این اقدامات حکومت ایران را محکوم کنند.
صبا گفت: "اگر این اقدامات محکوم نشود، ممکن است دامن دیگران را هم بگیرد".
به گزارش این خبرگزاری ، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در هفته های اخیر اعضای خانواده یا دوستان تعدادی از کارمندان بیبیسی فارسی را بازداشت و از این طریق تلاش کردهاند که کارمندان بیبیسی را تحت فشار قرار دهند.
صادق صبا، رئیس بخش فارسی بیبیسی گفت که فشار حکومت ایران بر اعضای خانواده بعضی از همکاران این بخش در ماه های اخیر تشدید شده و به ویژه در چند روز گذشته در یک مورد خاص به شکلی حاد در آمده است.
به گفته او، مأموران امنیتی در ایران یکی از اعضای خانواده یکی از کارکنان بخش فارسی بیبیسی را بازداشت کرده اند و از این طریق کوشیده اند که او را در لندن تحت فشار قرار دهند.
صبا گفت: "این اقدام یک اقدام شنیع و غیر انسانی است و ما آن را به شدت محکوم می کنیم".
همچنین بعضی شواهد حاکی از آن است که حکومت ایران در هفته های اخیر عده ای را در این کشور بازداشت کرده و از آنها تحت فشار اعتراف تلویزیونی گرفته است که همکار بیبیسی بوده اند.
رئیس بخش فارسی بیبیسی در این مورد گفت: "بیبیسی هیچ همکار یا کارمندی، به هیچ شکلی، در ایران ندارد و اگر کسی تحت فشار نیروهای امنیتی به همکاری با بیبیسی اعتراف کند، چنین اعترافی بی اساس و بی اعتبار است و ما اعمال چنین فشارهایی را محکوم می کنیم".
صبا گفت که مسئولان بیبیسی مشغول مشاوره با وکلا و حقوق دانان هستند تا در مورد واکنش به فشارها و حملات اخیر تصمیم بگیرند.
او از همه سازمان های مدافع حقوق بشر و سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل خواست که این اقدامات حکومت ایران را محکوم کنند.
صبا گفت: "اگر این اقدامات محکوم نشود، ممکن است دامن دیگران را هم بگیرد".
Thursday, 2 February 2012
هاشم خواستار: چه زندان و چه آزاد باشیم، برای آنها هزینه دارد
جرس: دادگاه سید هاشم خواستار و صدیقه مالکی فرد از فعالین فرهنگی مشهد از دهم بهمن ماه به روز یکشنبه شانزدهم بهمن به تعویق افتاد. با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات فشارها بر هاشم خواستار رئیس کانون صنفی معلمان مشهد که به تازگی از زندان آزاد شده است و همسرش افزایش یافته و این زوج فرهنگی در بازجویی ها به تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام متهم شده اند.
صدیقه مالکی فرد معلم بازنشسته و همسرهاشم خواستار با اشاره به تعویق تاریخ برگزاری دادگاه به "جرس" می گوید: " روز دهم بهمن، من و آقای خواستار به دادگاه رفتیم اما گفتند قاضی مریض است و وقت دادگاه را به روز یکشنبه 16 بهمن عقب انداختند. پیش از این من را احضار و بازجویی کرده بودند که چرا مصاحبه کرده ام و به اتهام تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام قرار است حکمی برایم صادر کنند. من در بازجویی ها گفتم آیا اطلاع رسانی در خصوص وضعیت همسرم و مشکلاتی که برایم پیش آمده جرم است. این در حالی است که من فقط به قسمتی از مشکلات اشاره کردم و تمام آنچه بر سرمان آمده چیزی نگفتم....حالا این بار برای هر دوی ما پرونده تشکیل داده اند و می خواهند حکم صادر کنند!"
هاشم خواستار نیز با بیان اینکه زندان هم باشیم برای آنها هزینه دارد، آزاد هم باشیم باز برایشان هزینه دارد، می گوید: " من و همسرم خودمان را برای زندان آماده کرده ایم و اصلا مهم نیست سالها به عنوان فعالین فرهنگی به این جامعه خدمت کرده ایم و حالا اینگونه باید با ما برخورد می شود. من به بازجو و بازپرس هم گفتم ، "این جهان کوه است و فعل ما ندا، سوی ما آید نداها را صدا" . هرکاری که انجام دهیم عمل آن به خودمان برمی گردد. کنش و واکنش داریم، یعنی یک عملی صورت می گیرد که باعث ایجاد عکس العمل و واکنش می شود. بارها هم به آنها گفته ام اگر همه راه راست بروند و از قرآن اطاعت کنند دیگر مشکلی پیش نمی آید. این مشکلاتی که شاهدش هستیم ناشی از آن است که به مردم دروغ می گویند."
هاشم خواستار، مهندس کشاورزی و معلم بازنشسته در تاریخ ۲۵ شهریور ۸۸ دستگیر و به زندان وکیل آباد مشهد، منتقل و در دادگاه بدوی به شش سال حبس، محکوم شد. حکم او در دادگاه تجدید نظر به دوسال زندان تعزیری کاهش یافت. اما پس از اتمام دوران محکومیت خود به شکل غیرقانونی به مدت چهل و پنج روز در زندان نگه داشته و مورد بازجویی قرار گرفت.
این فعال فرهنگی مشهدی با اشاره بر بی عدالتی ها ادامه می دهد: "من دو سال حکم زندان داشتم که تحمل کردم و تمام شد. اما در روزی که باید آزاد می شدم از پشت بلندگو گفتند آزادی خود معرف یعنی من را به دادگاه انقلاب معرفی کردند و از دادگاه به اطلاعات بازگردانند و دوباره به زندان وکیل آباد منتقلم کردند. در زندان وکیل آباد هم از اطلاعات می آمدند و بازجویی می شدم. یعنی حتی بعد از اتمام حکم یکساعت هم آزاد نبودم و چهل و پنج روز من را در حبس نگه داشتند. علت آن هم نامه هایی بود که از داخل زندان می نوشتم و گویا این حقایق برای اینها سنگین تمام شده و این بار به اتهام تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام می خواهند حکم صادر کنند."
هاشم خواستار با تاکید بر اینکه سکوت جایز نیست، می افزاید: "دفاعیه خود را نوشته ام که در اختیار شما هم قرار خواهم داد. این دفاعیه را هم بر اساس کتاب حکومت اسلامی آقای خمینی نوشته ام که پنجاه سال پیش ایشان از رژیم این ایرادات را می گرفتند که این ایرادات در حال حاضر بسیار بدتر از دوران شاه شده است. شما از ما چه می خواهید؟ شما می گویید اهدنا صراط المستقیم ، ما هم راه راست می رویم و به شما کاری نداریم. ما انقلاب کردیم که شرایط اصلاح شود اما از هر نظر بدتر شده است و تمام اینها را در دفاعیه با ادله و استناد به کتاب آقای خمینی برشمرده ام. آنها غافلند که برای مومن مهم نیست که آزاد باشد یا زندان ، مهم این است که راه خدا را برود و راه خدا همان راه مردم است. مگر در قرآن نیامده هیچ قومی تغییر نخواهد کرد ، مگر آنکه خود آن قوم وضعش را تغییر دهد ، پس آقای قاضی نه دست شماست که مردم را تغییر دهید نه دست من ، خود مردم تصمیم گیرنده و آگاه هستند."
این معلم سرشناس مشهدی با بیان اینکه انتخابات پیش رو به هیچ وجه آزاد نیست می گوید: "ما به هیچ عنوان در انتخابات شرکت نمی کنیم و خودشان هم خبر دارند با این شرایط غیر آزاد نه کاندیدایی داریم نه شرکت خواهیم کرد.اینها تصور می کنند ما یک لشگری تشکیل داده ایم و اگر ما را بگیرند همه ساکت می شوند در صورتی که اینطور نیست و مردم خود بسیار آگاه هستند و شرایط را تشخیص می دهند. من آن زمان به بازجوی خود گفتم که خیلی عجله کردید که من را الان گرفتید ، من منتظر بودم زمان انتخابات مرا بگیرید و الان هم دوباره نزدیک انتخابات می خواهند مرا به زندان بیاندازند و تمام رفت و آمد های من زیر نظر است. علت دیگر جلو انداختن تاریخ دادگاه نامه هایی است که من از داخل زندان نوشتم. هفتاد روز از ۶.۱ زندان وکیل آباد به سالن ۱۰۲ بند ۵ زندان تبعید کردند و با مجرمین بودم در آن زمان نامه ای به نام "فراموش شدگان" نوشتم و در آن نامه شرایط زندان و زندانیان را نوشتم که هرکس آن را خواند گریه می کرد و حالا آن نامه برای آقایان بسیار سنگین تمام شده است نامه ای که فقط حقایق را افشا می کرد."
هاشم خواستار تاکنون سه نامه به رییس قوه قضاییه در خصوص وضعیت نامناسب و غیر انسانی و اعدام های پنهانی زندان وکیل آباد مشهد نوشته است. یکی از آن نامه ها به نام "فراموش شدگان" یکی از تکان دهنده ترین نامه هایی است که وضعیت اسف بار آن سوی میله های زندان و زندانیان را افشاء می کند.
این فعال فرهنگی که در بند امنیتی- سیاسی ۶.۱ زندان وکیل آباد مشهد نگهداری میشد، مدتی به سالن ۱۰۲ بند ۵ این زندان منتقل شد که مربوط به مجرمان مواد مخدر و قاتلین می باشد. مسئولان زندان علت انتقال خواستار به سالن ۱۰۲ بند ۵ را بخاطر نامه هایی که وی از داخل زندان منتشر کرده است مطرح کردند.
گفتنی است، بند ۵ زندان وکیل آباد از مخوف ترین بندهای زندان وکیل آباد و کل زندان های سراسر کشور است که به دلیل اعدام های دسته جمعی هفتگی، وضعیت بسیار اسفباری از نظر روحیه زندانیان دارد. در بند ۵ زندان وکیل آباد مشهد نزدیک به دو هزار زندانی محکوم به اعدام نگهداری می شوند. وضعیت بهداشتی این بند به مراتب بدتر از دیگر بندهای زندان وکیل آباد است. مواد مخدر در این بند به وفور استفاده می شود و جرایم جنسی نیز در حد بسیار بالایی در این بند وجود دارد و آمار قتل ، درگیری و تجاوز در این بند زندان بسیار زیاد است.
صدیقه مالکی فرد معلم بازنشسته و همسرهاشم خواستار با اشاره به تعویق تاریخ برگزاری دادگاه به "جرس" می گوید: " روز دهم بهمن، من و آقای خواستار به دادگاه رفتیم اما گفتند قاضی مریض است و وقت دادگاه را به روز یکشنبه 16 بهمن عقب انداختند. پیش از این من را احضار و بازجویی کرده بودند که چرا مصاحبه کرده ام و به اتهام تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام قرار است حکمی برایم صادر کنند. من در بازجویی ها گفتم آیا اطلاع رسانی در خصوص وضعیت همسرم و مشکلاتی که برایم پیش آمده جرم است. این در حالی است که من فقط به قسمتی از مشکلات اشاره کردم و تمام آنچه بر سرمان آمده چیزی نگفتم....حالا این بار برای هر دوی ما پرونده تشکیل داده اند و می خواهند حکم صادر کنند!"
هاشم خواستار نیز با بیان اینکه زندان هم باشیم برای آنها هزینه دارد، آزاد هم باشیم باز برایشان هزینه دارد، می گوید: " من و همسرم خودمان را برای زندان آماده کرده ایم و اصلا مهم نیست سالها به عنوان فعالین فرهنگی به این جامعه خدمت کرده ایم و حالا اینگونه باید با ما برخورد می شود. من به بازجو و بازپرس هم گفتم ، "این جهان کوه است و فعل ما ندا، سوی ما آید نداها را صدا" . هرکاری که انجام دهیم عمل آن به خودمان برمی گردد. کنش و واکنش داریم، یعنی یک عملی صورت می گیرد که باعث ایجاد عکس العمل و واکنش می شود. بارها هم به آنها گفته ام اگر همه راه راست بروند و از قرآن اطاعت کنند دیگر مشکلی پیش نمی آید. این مشکلاتی که شاهدش هستیم ناشی از آن است که به مردم دروغ می گویند."
هاشم خواستار، مهندس کشاورزی و معلم بازنشسته در تاریخ ۲۵ شهریور ۸۸ دستگیر و به زندان وکیل آباد مشهد، منتقل و در دادگاه بدوی به شش سال حبس، محکوم شد. حکم او در دادگاه تجدید نظر به دوسال زندان تعزیری کاهش یافت. اما پس از اتمام دوران محکومیت خود به شکل غیرقانونی به مدت چهل و پنج روز در زندان نگه داشته و مورد بازجویی قرار گرفت.
این فعال فرهنگی مشهدی با اشاره بر بی عدالتی ها ادامه می دهد: "من دو سال حکم زندان داشتم که تحمل کردم و تمام شد. اما در روزی که باید آزاد می شدم از پشت بلندگو گفتند آزادی خود معرف یعنی من را به دادگاه انقلاب معرفی کردند و از دادگاه به اطلاعات بازگردانند و دوباره به زندان وکیل آباد منتقلم کردند. در زندان وکیل آباد هم از اطلاعات می آمدند و بازجویی می شدم. یعنی حتی بعد از اتمام حکم یکساعت هم آزاد نبودم و چهل و پنج روز من را در حبس نگه داشتند. علت آن هم نامه هایی بود که از داخل زندان می نوشتم و گویا این حقایق برای اینها سنگین تمام شده و این بار به اتهام تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام می خواهند حکم صادر کنند."
هاشم خواستار با تاکید بر اینکه سکوت جایز نیست، می افزاید: "دفاعیه خود را نوشته ام که در اختیار شما هم قرار خواهم داد. این دفاعیه را هم بر اساس کتاب حکومت اسلامی آقای خمینی نوشته ام که پنجاه سال پیش ایشان از رژیم این ایرادات را می گرفتند که این ایرادات در حال حاضر بسیار بدتر از دوران شاه شده است. شما از ما چه می خواهید؟ شما می گویید اهدنا صراط المستقیم ، ما هم راه راست می رویم و به شما کاری نداریم. ما انقلاب کردیم که شرایط اصلاح شود اما از هر نظر بدتر شده است و تمام اینها را در دفاعیه با ادله و استناد به کتاب آقای خمینی برشمرده ام. آنها غافلند که برای مومن مهم نیست که آزاد باشد یا زندان ، مهم این است که راه خدا را برود و راه خدا همان راه مردم است. مگر در قرآن نیامده هیچ قومی تغییر نخواهد کرد ، مگر آنکه خود آن قوم وضعش را تغییر دهد ، پس آقای قاضی نه دست شماست که مردم را تغییر دهید نه دست من ، خود مردم تصمیم گیرنده و آگاه هستند."
این معلم سرشناس مشهدی با بیان اینکه انتخابات پیش رو به هیچ وجه آزاد نیست می گوید: "ما به هیچ عنوان در انتخابات شرکت نمی کنیم و خودشان هم خبر دارند با این شرایط غیر آزاد نه کاندیدایی داریم نه شرکت خواهیم کرد.اینها تصور می کنند ما یک لشگری تشکیل داده ایم و اگر ما را بگیرند همه ساکت می شوند در صورتی که اینطور نیست و مردم خود بسیار آگاه هستند و شرایط را تشخیص می دهند. من آن زمان به بازجوی خود گفتم که خیلی عجله کردید که من را الان گرفتید ، من منتظر بودم زمان انتخابات مرا بگیرید و الان هم دوباره نزدیک انتخابات می خواهند مرا به زندان بیاندازند و تمام رفت و آمد های من زیر نظر است. علت دیگر جلو انداختن تاریخ دادگاه نامه هایی است که من از داخل زندان نوشتم. هفتاد روز از ۶.۱ زندان وکیل آباد به سالن ۱۰۲ بند ۵ زندان تبعید کردند و با مجرمین بودم در آن زمان نامه ای به نام "فراموش شدگان" نوشتم و در آن نامه شرایط زندان و زندانیان را نوشتم که هرکس آن را خواند گریه می کرد و حالا آن نامه برای آقایان بسیار سنگین تمام شده است نامه ای که فقط حقایق را افشا می کرد."
هاشم خواستار تاکنون سه نامه به رییس قوه قضاییه در خصوص وضعیت نامناسب و غیر انسانی و اعدام های پنهانی زندان وکیل آباد مشهد نوشته است. یکی از آن نامه ها به نام "فراموش شدگان" یکی از تکان دهنده ترین نامه هایی است که وضعیت اسف بار آن سوی میله های زندان و زندانیان را افشاء می کند.
این فعال فرهنگی که در بند امنیتی- سیاسی ۶.۱ زندان وکیل آباد مشهد نگهداری میشد، مدتی به سالن ۱۰۲ بند ۵ این زندان منتقل شد که مربوط به مجرمان مواد مخدر و قاتلین می باشد. مسئولان زندان علت انتقال خواستار به سالن ۱۰۲ بند ۵ را بخاطر نامه هایی که وی از داخل زندان منتشر کرده است مطرح کردند.
گفتنی است، بند ۵ زندان وکیل آباد از مخوف ترین بندهای زندان وکیل آباد و کل زندان های سراسر کشور است که به دلیل اعدام های دسته جمعی هفتگی، وضعیت بسیار اسفباری از نظر روحیه زندانیان دارد. در بند ۵ زندان وکیل آباد مشهد نزدیک به دو هزار زندانی محکوم به اعدام نگهداری می شوند. وضعیت بهداشتی این بند به مراتب بدتر از دیگر بندهای زندان وکیل آباد است. مواد مخدر در این بند به وفور استفاده می شود و جرایم جنسی نیز در حد بسیار بالایی در این بند وجود دارد و آمار قتل ، درگیری و تجاوز در این بند زندان بسیار زیاد است.
انتقال مهدی خزعلی و حسین نعیمی پور به بند ۳۵۰ زندان اوین
جـــرس: به گزارش منابع خبری، مهدی خزعلی وبلاگنویس زندانی و حسین نعیمیپور، فعال اصلاح طلب، که طی روزهای گذشته بازداشت شده بود، امروز به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شدند.
به گزارش کلمه، مهدی خزعلی وبلاگنویس ساعتی پیش در بیست و چهارمین روز اعتصاب غذای خود در حالی که هنوز دست شکستهاش در گچ بوده و به شدت لاغر شده بود، به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
بر اساس گزارش ها، خزعلی همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد.
مهدی خزعلی پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری بارها بازداشت و راهی زندان شده است. تیرماه سالجاری نیز وی با ضرب و شتم و آسیب دیدگی از ناحیه گردن بازداشت و پس از یک ماه اعتصاب غذا به قید وثیقه آزاد شد.
وی چندی پیش در نامه ای به رهبری با انتقاد از شرایط جاری پیشنهاد کرد مختارید پاسخ مرا حضوری دهید یا برای پنجمین بار راهی سلول انفرادی ام نمایید.
همچنین حسین نعیمیپور که روز گذشته بازداشت شده بود نیز، ظهر چهارشنبه به بند زندانیان سیاسی در زندان اوین منتقل شده است.
حسین نعیمی پور، فرزند محمد نعیمی پور نماینده تهران در مجلس ششم و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت است که پس از انتخابات نیز یک بار بازداشت و مدتی را در حبس به سر برده و در انتظار ابلاغ حکم دادگاه بود.
به گزارش کلمه، مهدی خزعلی وبلاگنویس ساعتی پیش در بیست و چهارمین روز اعتصاب غذای خود در حالی که هنوز دست شکستهاش در گچ بوده و به شدت لاغر شده بود، به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
بر اساس گزارش ها، خزعلی همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد.
مهدی خزعلی پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری بارها بازداشت و راهی زندان شده است. تیرماه سالجاری نیز وی با ضرب و شتم و آسیب دیدگی از ناحیه گردن بازداشت و پس از یک ماه اعتصاب غذا به قید وثیقه آزاد شد.
وی چندی پیش در نامه ای به رهبری با انتقاد از شرایط جاری پیشنهاد کرد مختارید پاسخ مرا حضوری دهید یا برای پنجمین بار راهی سلول انفرادی ام نمایید.
همچنین حسین نعیمیپور که روز گذشته بازداشت شده بود نیز، ظهر چهارشنبه به بند زندانیان سیاسی در زندان اوین منتقل شده است.
حسین نعیمی پور، فرزند محمد نعیمی پور نماینده تهران در مجلس ششم و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت است که پس از انتخابات نیز یک بار بازداشت و مدتی را در حبس به سر برده و در انتظار ابلاغ حکم دادگاه بود.
Wednesday, 1 February 2012
مادر حسین رونق ملکی: تهدیدم کرده اند که می آییم دخترهایت را هم می گیریم
جرس: در تداوم فشار بر زندانیان سیاسی و بازجویی های مجدد و گشودن پرونده های جدید برای آنها و فشار جهت مصاحبه، روز گذشته حسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس زندانی، برای مصاحبه تلویزیونی بر علیه خود و همبندیانش از سوی بازجویان پرونده تحت فشار قرار گرفت.
زلیخا موسوی مادر حسین رونقی ملکی در این خصوص به "جرس" می گوید: "دیروز پدر حسین به ملاقاتش رفته بود و حسین گفته بود که دوباره تحت فشارش گذاشته اند که مصاحبه تلویزیونی کند و اسم دوستانش را بگوید. بخدا نمی دانم چرا اینقدر این بچه ها را عذاب می دهند؟ این همه انفرادی و حکم سنگین و بازجویی و فشار و مریض کردنش کافی نبوده، دوباره شروع کرده اند. حسین مریض است، حالش خوب نیست که این همه اذیت و آزارش می کنند. الان دوباره پرونده اش رفته زیر دست پیرعباسی و ستاری و آنها دوباره همان فشارها را شروع کرده اند و دست بر دار نیستند. آن روز در بیمارستان که حسین را دیدم گفت دوباره او را به بازپرسی برده اند و می خواهند حکمش را اضافه کنند، پانزده سال کم بوده حالا می خواهند یکسال دیگر هم اضافه کنند. من هم گفتم که به آنها بگو خیلی بی انصاف هستید این کم است! پسرم را به موقع به بیمارستان نبردند و مورفین بهش تزریق می کردند که الان کلیه هایش این جوری شده است و یکی از کلیه هاش 80 درصد و دیگر 20 درصد از کار افتاده است."
در مهر ماه سال 89 این وبلاگ نویس جوان به 15 سال حبس تعزیری محکوم گردید و به خاطر امتناع از امضای حکم مورد ضرب شتم رئیس دفتر و ماموران همراه قرار گرفت.
مادر او ادامه می دهد: "الان حسین بیشتر از دو سال از 24 سالگی در زندان است و نه تنها جوانی بلکه سلامتی اش را هم از دست دارد می دهد. ماه رمضان که بعضی ها آزاد شدند به حسین گفتند عفو بنویس تا آزاد شوی با تمام دردی که کشیدم و هنوز می کشم به خود حسین هم گفتم اگر نامه عفو بنویسی یا مصاحبه تلویزیونی کنی، شیرم را حلالت نمی کنم. ما تمام این ظلمها را تحمل می کنیم اما زیر بار ذلت نمی رویم. اینها باید بدانند خدا صبور است و هیچ حکومتی با این رفتارها که با مردمش می کند پایدار نبوده و بزودی رفتنی است."
حسین رونقی ملکی با نام مستعار بابک خرمدین در آذر ماه سال 88 همراه برادرش حسن رونقی ملکی بازداشت شد. بازداشت برادر وی به خاطر اعمال فشار بر وی برای اخذ اعتراف صورت گرفت و این دو برادر تحت فشارهای جسمی و روحی قرار گرفتند.
این مادر رنج دیده با شرح زجرهایی که بعد از انتخابات سال 88 بر او و خانواده اش رفته می افزاید: "دو تا پسر مثل دسته گل داشتم، پسر بزرگم را که همان موقع با حسین بازداشتش کردند اینقدر زدند و و انفرادی نگهش داشتند. دندانهایش از فک در آمده و ستون فقراتش آسیب دیده و شبها نمی تواند بخوابد. خدا شاهد است بعد از یکماه که از زندان بیرون آمد نمی شناختمش و نصف شده بود آخر من مادرم چطور این بلاهایی که به سر پاره های تنم می آورند تحمل کنم، خدا از سرشان نمی گذرد."
مادر این فعال حقوق بشر می افزاید: "این کارهایی که اینها کردند، کشتند و شکنجه کردند و به زندان انداختند و الان هم اینجور اذیت می کنند مگر خدا شاهد نیست؟ زندان ها پر است از بچه های مریض احوال که آنها مریضشان کردند...بخدا قسم دیگر جمهوری اسلامی در کار نیست و در آن دو انتخابات به احمدی نژاد رای ندادم الان هم دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نمی کنم و رای نمی دهم. حالا آقای احمدی نژاد دستور هم می دهند که مردم بچه دار شوند و تا پول بهشان دهیم! نمی دانم اصلا فکر می کند که چه می گوید؟! من سالها زجر کشیدم تا فرزندان پاک و سالم تحویل جامعه دهم و حالا این بلاها را بر سر جگر گوشه هایم می آورند. نه تنها من بلکه بچه های مردم را می زنند و می کشتند بعد می گویند بچه بیاورید. مگر ما بچه هایمان را از سر راه آورده ایم واقعا حرفهای ایشان تعجب آور است!"
خانم موسوی با بیان اینکه بارها به او دروغ گفته اند می گوید: "من به رئیس قوه قضاییه هم گفتم اینجا جمهوری اسلامی است؟ اینجور حقوق انسانها را رعایت می کنید؟ فقط دروغ می گویند. کدام قانون می گوید پسر بزرگ من را اینطوری کتک بزنید و شب چشمهایشان را ببندید و در بیابان بیاندازید؟ کدام حقوق بشر این را تایید می کند؟ این مملکت قانون ندارد. اصلا خدا را نمی شناسند. همه اینها ادعای اسلام دارند در کجا با مردم چنین کارهایی را می کنند که در جمهوری اسلامی می کنند؟ مگر می توانید مردم را با این بگیر و ببندها ساکت کنید. ببنید من یک مادر هستم فقط برای اینکه گفتم که چه بر سر پسرهایم آورده اند الان هم دست بردار نیستند و تهدیدم کرده اند که می آییم دخترهایت را هم می گیریم. گفتم خدایی هم هست اگر می توانید بگیرید. در کجای یک کشور اسلامی با یک مادر چنین می کنند که با من در این دو سال کردند. بخدا الان قرص مصرف می کنم مریض هستم مدام فکر حسینم که چه بلایی به سرش می آورند...(به علت گریه مدتی گفتگو قطع شد)
در حالیکه فشارها و برخوردهای نامناسب با زندانیان سیاسی و خانواده های آنها به صورت امری متداول در آمده است، این فعال حقوق بشری طی نامه ای به دادستان تهران، نسبت به نقض حقوق بشر گسترده در ایران و فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده های ایشان به شدت اعتراض کرد.
مادر حسین رونقی ملکی در پایان می گوید: "من از قوه قضاییه و مسئولین می خواهم درست رفتار کنند و به حق قضاوت کنند. مگر پسر من چکار کرده و در دادگاه که برایش حکم زدند حتی نگذاشتند من او را که در انفرادی نگه داشته می شده است، ملاقات کنم. حتی وقتی در دادگاه حسین به قاضی پورعباسی می گوید من را زده اند قاضی به او جواب داده که خوب کردند خود من گفتم ترا بزنند. خوب این هم قاضی یک کشور اسلامی! فقط از خدا می خواهم روزی برسد که بچه های ما آزاد شوند و اینها بیافتند زندان تا ببینند که ما و بچه هایمان چه کشیدیم. هر بلایی که به سر ما می آورند به سرشان بیاید و خدا جزایشان را بدهد. آن روز دیر نیست بدانید خدا بزرگ است و شاهد همه چیز است..."
گفتنی است، حسین رونقی ملکی در زمینه برنامهنویسی و ساخت وبلاگ و عبور از فیلترینگ تخصص داشته و در زمینه مبارزه با سانسور در فضای سایبری ایران تلاشهای گستردهای انجام داده است. وی همچنین عضو گروهی به نام ایران پراکسی است که در زمینه عبور از فیلترینگ و سانسور در فضای مجازی به کاربران ایرانی کمک میکند.
زلیخا موسوی مادر حسین رونقی ملکی در این خصوص به "جرس" می گوید: "دیروز پدر حسین به ملاقاتش رفته بود و حسین گفته بود که دوباره تحت فشارش گذاشته اند که مصاحبه تلویزیونی کند و اسم دوستانش را بگوید. بخدا نمی دانم چرا اینقدر این بچه ها را عذاب می دهند؟ این همه انفرادی و حکم سنگین و بازجویی و فشار و مریض کردنش کافی نبوده، دوباره شروع کرده اند. حسین مریض است، حالش خوب نیست که این همه اذیت و آزارش می کنند. الان دوباره پرونده اش رفته زیر دست پیرعباسی و ستاری و آنها دوباره همان فشارها را شروع کرده اند و دست بر دار نیستند. آن روز در بیمارستان که حسین را دیدم گفت دوباره او را به بازپرسی برده اند و می خواهند حکمش را اضافه کنند، پانزده سال کم بوده حالا می خواهند یکسال دیگر هم اضافه کنند. من هم گفتم که به آنها بگو خیلی بی انصاف هستید این کم است! پسرم را به موقع به بیمارستان نبردند و مورفین بهش تزریق می کردند که الان کلیه هایش این جوری شده است و یکی از کلیه هاش 80 درصد و دیگر 20 درصد از کار افتاده است."
در مهر ماه سال 89 این وبلاگ نویس جوان به 15 سال حبس تعزیری محکوم گردید و به خاطر امتناع از امضای حکم مورد ضرب شتم رئیس دفتر و ماموران همراه قرار گرفت.
مادر او ادامه می دهد: "الان حسین بیشتر از دو سال از 24 سالگی در زندان است و نه تنها جوانی بلکه سلامتی اش را هم از دست دارد می دهد. ماه رمضان که بعضی ها آزاد شدند به حسین گفتند عفو بنویس تا آزاد شوی با تمام دردی که کشیدم و هنوز می کشم به خود حسین هم گفتم اگر نامه عفو بنویسی یا مصاحبه تلویزیونی کنی، شیرم را حلالت نمی کنم. ما تمام این ظلمها را تحمل می کنیم اما زیر بار ذلت نمی رویم. اینها باید بدانند خدا صبور است و هیچ حکومتی با این رفتارها که با مردمش می کند پایدار نبوده و بزودی رفتنی است."
حسین رونقی ملکی با نام مستعار بابک خرمدین در آذر ماه سال 88 همراه برادرش حسن رونقی ملکی بازداشت شد. بازداشت برادر وی به خاطر اعمال فشار بر وی برای اخذ اعتراف صورت گرفت و این دو برادر تحت فشارهای جسمی و روحی قرار گرفتند.
این مادر رنج دیده با شرح زجرهایی که بعد از انتخابات سال 88 بر او و خانواده اش رفته می افزاید: "دو تا پسر مثل دسته گل داشتم، پسر بزرگم را که همان موقع با حسین بازداشتش کردند اینقدر زدند و و انفرادی نگهش داشتند. دندانهایش از فک در آمده و ستون فقراتش آسیب دیده و شبها نمی تواند بخوابد. خدا شاهد است بعد از یکماه که از زندان بیرون آمد نمی شناختمش و نصف شده بود آخر من مادرم چطور این بلاهایی که به سر پاره های تنم می آورند تحمل کنم، خدا از سرشان نمی گذرد."
مادر این فعال حقوق بشر می افزاید: "این کارهایی که اینها کردند، کشتند و شکنجه کردند و به زندان انداختند و الان هم اینجور اذیت می کنند مگر خدا شاهد نیست؟ زندان ها پر است از بچه های مریض احوال که آنها مریضشان کردند...بخدا قسم دیگر جمهوری اسلامی در کار نیست و در آن دو انتخابات به احمدی نژاد رای ندادم الان هم دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نمی کنم و رای نمی دهم. حالا آقای احمدی نژاد دستور هم می دهند که مردم بچه دار شوند و تا پول بهشان دهیم! نمی دانم اصلا فکر می کند که چه می گوید؟! من سالها زجر کشیدم تا فرزندان پاک و سالم تحویل جامعه دهم و حالا این بلاها را بر سر جگر گوشه هایم می آورند. نه تنها من بلکه بچه های مردم را می زنند و می کشتند بعد می گویند بچه بیاورید. مگر ما بچه هایمان را از سر راه آورده ایم واقعا حرفهای ایشان تعجب آور است!"
خانم موسوی با بیان اینکه بارها به او دروغ گفته اند می گوید: "من به رئیس قوه قضاییه هم گفتم اینجا جمهوری اسلامی است؟ اینجور حقوق انسانها را رعایت می کنید؟ فقط دروغ می گویند. کدام قانون می گوید پسر بزرگ من را اینطوری کتک بزنید و شب چشمهایشان را ببندید و در بیابان بیاندازید؟ کدام حقوق بشر این را تایید می کند؟ این مملکت قانون ندارد. اصلا خدا را نمی شناسند. همه اینها ادعای اسلام دارند در کجا با مردم چنین کارهایی را می کنند که در جمهوری اسلامی می کنند؟ مگر می توانید مردم را با این بگیر و ببندها ساکت کنید. ببنید من یک مادر هستم فقط برای اینکه گفتم که چه بر سر پسرهایم آورده اند الان هم دست بردار نیستند و تهدیدم کرده اند که می آییم دخترهایت را هم می گیریم. گفتم خدایی هم هست اگر می توانید بگیرید. در کجای یک کشور اسلامی با یک مادر چنین می کنند که با من در این دو سال کردند. بخدا الان قرص مصرف می کنم مریض هستم مدام فکر حسینم که چه بلایی به سرش می آورند...(به علت گریه مدتی گفتگو قطع شد)
در حالیکه فشارها و برخوردهای نامناسب با زندانیان سیاسی و خانواده های آنها به صورت امری متداول در آمده است، این فعال حقوق بشری طی نامه ای به دادستان تهران، نسبت به نقض حقوق بشر گسترده در ایران و فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده های ایشان به شدت اعتراض کرد.
مادر حسین رونقی ملکی در پایان می گوید: "من از قوه قضاییه و مسئولین می خواهم درست رفتار کنند و به حق قضاوت کنند. مگر پسر من چکار کرده و در دادگاه که برایش حکم زدند حتی نگذاشتند من او را که در انفرادی نگه داشته می شده است، ملاقات کنم. حتی وقتی در دادگاه حسین به قاضی پورعباسی می گوید من را زده اند قاضی به او جواب داده که خوب کردند خود من گفتم ترا بزنند. خوب این هم قاضی یک کشور اسلامی! فقط از خدا می خواهم روزی برسد که بچه های ما آزاد شوند و اینها بیافتند زندان تا ببینند که ما و بچه هایمان چه کشیدیم. هر بلایی که به سر ما می آورند به سرشان بیاید و خدا جزایشان را بدهد. آن روز دیر نیست بدانید خدا بزرگ است و شاهد همه چیز است..."
گفتنی است، حسین رونقی ملکی در زمینه برنامهنویسی و ساخت وبلاگ و عبور از فیلترینگ تخصص داشته و در زمینه مبارزه با سانسور در فضای سایبری ایران تلاشهای گستردهای انجام داده است. وی همچنین عضو گروهی به نام ایران پراکسی است که در زمینه عبور از فیلترینگ و سانسور در فضای مجازی به کاربران ایرانی کمک میکند.
Subscribe to:
Posts (Atom)