کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

Thursday, 31 May 2018

نامه تکان‌دهنده دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام؛ زانیار مرادی و رامین حسین‌پناهی


زندانی سیاسی زانیار مرادی و رامین حسین‌پناهی ؛ محکومین به اعدام در زندان‌های رجایی‌شهر و مرکزی سنندج با انتشار نامه‌ای خطاب به مردم ایران، حقایقی را در رابطه با سرکوب دگراندیشان در ایران بطور عام و در کردستان بطور خاص، بیان کرده‌اند.
متن نامه این دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام به شرح زیر است:
اعدام و حذف فیزیکی انسان از شیوەهای کهن مجازات در دنیای سنتی وسدەهای باستان است. دولت‌های مرکزی ایران از همان ابتدای شکل‌گیری انقلاب مشروطە، که در منطقه بی‌سابقه بود و می‌توانست جامعەای دموکراتیک را بە دنبال داشتە باشد، با توهمات ملی‌گرایانه توام با سرکوب، مجازات اعدام را به عنوان ابزاری برای حذف مخالفان سیاسی خود مفروض و این رویه تا به امروز تداوم داشتە و به مجازات اعدام، این رعب‌آورترین ابزار حذف دگراندیشان، توسل جستەاند.
متاسفانه در گذشتەای نه چندان دور، با رای اکثریت جمعیت ایرانی غیر کُرد، اعدام یک کُرد، اتفاقی خاص نبوده؛ چون همیشه تحت تاثیر رسانەهای دولتی و حکومتی، کُردها را تجزیەطلب و خشونت‌طلب می‌نامیدند؛ در صورتی که ازهمان ابتدای انقلاب ۵۷، احزاب کُرد و فعالان سیاسی شناخته شده، ماه‌ها بر سر حقوق کُردها با دولت مرکزی مذاکره کردند و سرانجام جنگی ویرانگر بر کردستان تحمیل شد.
جنگ در کردستان عملا به جمهوری اسلامی کمک کرد تا به بهانه مقابله با تجزیه‌طلبی و مبارزه با ضدانقلاب و اشرار و از طریق تهییج ملی، تحریک  احساسات  مذهبی و اعلام شرایط فوق‌العاده، زمینه سرکوب تمام جریانهای سیاسی رقیب را، در ابتدای دهه ۶۰ فراهم کند.
از همین رو، جوانان کردستان را به بهانەهای واهی از جمله تجزیەطلبی یا فعالیت تروریستی محکوم به اعدام می‌کنند.
از باب نمونە می‌توان به فرزاد کمانگر، معلم وارسته و انسان باور، اشاره کرد.
با توجە بە نکاتی کە بسیار کلی و بە اجمال ذکر شد، ما دو تن از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، نه تنها در جغرافیای به اسم کردستان، بلکه به عنوان زندانیان سیاسی برای رسیدن به جامعەای دمکراتیک در ایران، از فعالین حقوق بشری و سیاسی ایران انتظار داریم با کمی تعقل و تحقیق در مورد این اتهامات ناروا و احکام ضدبشری و فراقضایی و ناعادلانه سکوت خود را شکسته تا دیگر سیستم و حاکمیت آن نتواند از ناآگاهی سیاسی و تحریف اذهان عمومی و با ایجاد تفرقه در میان مردم، بە سیاستهای تاکنونی خود ادامە دهد.
امیدواریم فعالین سیاسی، مدنی و حقوق بشری و عموم خلق شریف ایران، ضمن هم‌دردی و حمایت از خواستەهای مردم کُرد، با ذکاوت و صبر، از ما حمایت و از بی‌اعتنایی نسبت به اعدام و سرکوب‌های موجود و جاری در کردستان بکاهند.
امیدواریم مسئله اعدام‌های سیاسی در کردستان، که متاسفانه در این سالها بە امری عادی مبدل گشتە، منجر به اتحادی یکپارچه علیه اعدام‌ها و سرکوبها گردد.
همچنین آرزومندیم در آیندەای نه چندان دور در ایران، شاهد تحقق دولتی مبتنی بر آزادی و برابری با حفظ به رسمیت‌شناختن حقوق تمامی خلقهای ایران باشیم کە دمکراسی، آزادی و صلح پایدار را به ارمغان بیاورد.

Wednesday, 30 May 2018

نیم نگاهی به روز معلم و معلمان دربند ایران/ جواد لعل محمدی


ماهنامه خط صلح – نمی خواهم جسارت کنم و بگویم که روز ۵ اکتبر و ایضاً ۱۲ اردیبهشت در ایران، یادآور تلخ کامی های شغلی و مطالبات انباشت شده برای معلمان است؛ لیکن آن چه کارشناسان و عقلای آموزش و پرورش و جمع کثیری از معلمان می گویند، جز این نیست.


بر خلاف عرف مرسوم جهانی، که این روز را با برگزاری کارناوال و جشن های مختلف و تعطیلی و دادن هدایا، در خدمت نشر و بسط علم بزرگ می دارند و نام نامیرای معلم را به صدای بلند و درود و ستایش بر زبان می آورند؛ متاسفانه در ایران جز کاغذهای رنگی و شعارهای پرطمطراق که بر کنگره ایوان و دیوان نقش بسته، نصیب معلمان نمی شود. شعارهایی که معلمی را عشق می داند و متولیان و مدیران اداری اش از مرام عاشقانه تهی هستند. صدا و سیما خاطرات عاشقانه فرهنگیان را در کلاس درس نمایش می دهد و دانش آموزان از معلمینی می گویند که مسیر زندگی خوب را به آنان آموخته اند. اخبار ویژه و فوری وزارت آموزش و پرورش و تواتر نصایح ملوکانه،  به شکل خسته کننده ای آدم را آزار می دهد. معلمی شغل انبیاء می شود و قِلًت حقوقش حرمت می یابد و او باید با حداقل امکانات آموزشی، با عزت سر بلند کند. هیچ کس به وجود سرشار از تشویش و نگرانی معلم  اشاره ای نمی کند. تنها نام نیک این جهانی از او می خواهند و پاداش کلان آن جهانی.
باری! آن چه را معروض داشتم، نه از باب انتقاد به نظام جمهوری اسلامی ایران، بلکه حاصل تجربت سالیان عمریست که در اسفار و کلاس های درس آن را لمس کرده ام و از غده متورم و رسم تطاولش به خود پیچیده و درد مدامش در نسوجم پرسه زده است و هم چنان سکونت دارد.
اجازه دهید از ۱۳۲۷ شروع کنم. سالی که ایران با تصویب مجلس شورای ملی به عنوان یکی از اولین کشورها، عضویت در سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) را با هدف تعامل جهانی در زمینه های علمی، فرهنگی، ارتباطی و تعلیم و تربیت پذیرفت تا به این وسیله بتواند ارزش های شهروندی و صلح و همزیستی مسالمت آمیز را در قالب ایجاد فرصت های برابر آموزشی به باور بنشاند و درخت اش را سایه گستر کند. در این سازمان، همه کشورها اعم از فقیر و غنی، کوچک و بزرگ، توسعه یافته و در حال توسعه، دارای حقوق مساوی هستند. هر کشور یک رای دارد، هیچ کشوری حق وتو ندارد و اعتراض و قهر بی معنی است. توصیه های این سازمان پیشنهاد است و الزامی برای تبعیت از آن وجود ندارد.
دکتر جان ویلسون هم که پا در رکاب این سازمان دارد، آن قدر برای برنامه ها و پیشنهادات یونسکو احترام قائل هست که در سفر به تهران و به مناسبت روز جهانی معلم  می گوید: «آموزش کلید صلح است، کلید ثبات دمکراتیک. کلید احترام و هماهنگی میان جنسیت ها، باورها و اقوام. کلید شغل ها، رشد اقتصادی، بهداشت و سلامت و بالفعل شدن پتانسیل میلیاردها انسان. آموزش بی نظیر است و کلید آموزش معلمان هستند. شما ممکن است مدرسه و دانشکده و دانشگاه و قلم و میز و تخته سیاه داشته باشید، اما همه این ها بدون معلم معنایی نخواهد داشت؛ به همین سادگی».
اکثر کشورهای عضو هم مقبولیت و محبوبیت تبادل نظرات در این سازمان را تحسین می کنند و به خط خوش می نویسند. اما از این همه اصلاح و اقبال، خاکستری بیش نصیب معلمان ایران نمی شود . چرا؟ چون مدیریت سیاسیون بر دستگاه تعلیم و تربیت بیش از مدیریت معلمان بوده است. به زعم بنده علت این مسئله را هم،  باید در دست هایی فراتر از حرف و حدیث های معمول جستجو کرد. دست هایی که می خواهد از آموزش و پرورش ایران به نفع خود بهره کشی کند و به آن جنبه سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک دهد. انتصابات هم به همین سیاق صورت می گیرد و هر وزیر سعی می کند با اعمال سیاست های زودگذر -که بازده زود هنگام نیز داشته باشد-، این دستگاه را تروخشک کند. همه این ها سبب شده است که آموزش و پرورش از مسیر اصلی تعلیم و تربیت خارج شود و هیچ انقیادی به تعریف جهانی آن نداشته باشد و کارها چون کفی بر آب بروند و نمانند. در این میان حرف جدی معلمان ناقد و ناصح و فعالین صنفی هم، که قصد تعدیل انحرافات و تصحیح اشتباهات را دارند، به هیچ انگاشته می شود و باب نقد را بر آنان می بندند تا قفل غلامی هم چنان بر این دارالعلم بماند و حتی قوانین مصوب مجلس هم به اجرا در نیاید.
اگر از قدرت و نفوذ فعالیت های صنفی معلمان در کشورهای دیگری چون مکزیک بگذریم، شاهدی نزدیک تر از دکتر ابوالحسن خانعلی نداریم که از باشگاه مهرگان به تیر قاتلان بی مروت و سارقان حریت گرفتار آمد و جانش را در این راه گذاشت تا معلمان اندیشه را پاس بدارند و حکم بر وفق وجدان صادر کنند.
اسماعیل عبدی هم که بلاغ مبین کانون صنفی معلمان ایران است، به تأسی از دکتر ابوالحسن خانعلی به حیثیت ستانی معلمان تن داد و به سردخانه زندان نشست و دهان به آب و غذا بسته است تا بلکه آبروی اموزش و پرورش به جا بماند و دانش آموزان رنگ دادگری و عدالت آموزشی را ببینند و معلمان به درد معیشت محترمانه تحقیر و بازیچه نشوند. و یا محمود بهشتی که حرفش جز حجت و اجرای قانون جامع مدیریت خدمات کشوری در حق فرهنگیان شاغل و بازنشسته، چیز دیگری نبود و به بازی و قاعده سیاست، ۱۴ سال حکم زندان گرفت. و بگذارید از زندان محمد حبیبی و مختار اسدی و تبعید باغانی و تحمل حبس رسول بداقی و باقری و عمرانی و قنبری و غیره بپرهیزم که روایتشان چون حدیث سرو و گل و لاله برای همیشه در خاطر معلمان ایران جاودان خواهد ماند.
همه این حرف ها را عرض کردم و صدور چنین احکامی برای فعالین صدیق و محسن کانون صنفی معلمان را یاد آور شدم تا به این نتیجه برسم که معلمان ایران همیشه آرام ترین و دمکراتیک ترین تجمعات را داشته و به شان و کرامت معلمی، هرگز ادب سکوت را فراموش نکرده اند و سخن به درشتی نگفته اند. آنان همیشه با تکیه بر قانون اساسی و احترام به قانون انجمن های صنفی (مصوب ۱۳۶۰/۶/۷ مجلس شورای اسلامی) از تلاش بی وقفه دریغ نکرده اند تا بلکه قانون بر مدار خود بچرخد و حرمت رفتارهای صنفی به تعبیر اقتدارگریان رفتار بر علیه امنیت ملی تعریف و تلقی  نشود. و حق شهروندی محفوظ بماند. و بیماریِ نگاه ابزاری به آموزش و پرورش، درمان شود و تار و پود و پیکره آموزش و پرورش بیش از این نپاشد و حق تحصیل رایگان برای آینده جامعه محفوظ بماند تا فردای جامعه از این نابرابری لنگ نزند و نهایتاً با آموزشی صحیح و متناسب و به دور از چالش و دغدغه، هر چیز و هر کس در جایگاه خود قرار گیرد.

Tuesday, 29 May 2018

محمد نوری زاد ، فریده مراد خانی و تعدادی از فعالان حقوق بشر بازداشت شدند


به گزارش رادیو فردا: منابع مطلع از بازداشت محمد نوری زاد ، فریده مراد خانی و تعدادی از فعالان حقوق بشر خبر داده اند. این افراد در راه بازگشت از سنندج و پس از دیدار با خانواده رامین حسین پناهی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده اند.

این گروه از فعالان حقوق بشر مدتی است که برای جلوگیری از اجرای حکمِ اعدام رامین حسین پناهی تلاش می کنند. محمد نوری زاد ، از فعالان مدنی و منتقد حکومت جمهوری اسلامی است و خانم فریده مراد خانی دختر شیخ علی تهرانی و خواهر زاده خامنه‌ای است. از تعداد و هویت دیگر بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست .

رامین حسین‌پناهی تیر ماه سال گذشته به اتهام شورش مسلحانه علیه حکومت اسلامی و «عضویت در حزب کومله» دستگیر و به اعدام محکوم شد. دیوان عالی حکم اعدام اورا تایید کرده و آنرا برای اجرا به استان کردستان فرستاده است.

نهادهای بین المللی حقوق بشری خواستار توقف اجرای حکم اعدام آقای حسین پناهی شده اند.

Monday, 28 May 2018

نگرانی از موج جدید بازداشت بهائیان در ایران


سخنگوی جامعه جهانی بهائیان نسبت به موج جدید بازداشت بهائیان در ایران ابراز نگرانی کرد.
کمپین حقوق بشر در ایران اظهارات دایان علایی سخنگوی جامعه جهانی بهائی را نقل کرده که گفته است طبق اطلاعات او در اردبیهشت ماه یک بهایی در استان خراسان رضوی، یک بهائی در استان اصفهان، و چهار بهایی در استان البرز بازداشت شده‌اند.
خانم علایی گفت که گرچه برخی از آنها چند روز پس از بازداشت آزاد شده‌اند، اما با اتهام‌هایی مواجه هستند.
به گفته خانم دایان علایی، بازداشت همگی آنها توسط ماموران وزارت اطلاعات در منازلشان و پس از تفتیش خانه و ضبط وسایل شخصی آنان از جمله موبایل، لپ‌تاپ، آی‌پد، کامپیوتر و کتاب‌های مذهبی بهائیان انجام گرفته است.
خانم علایی می‌گوید که بازداشت و صدور احکام طولانی حبس برای بهائیان به خاطر اعتقادات مذهبی‌‌شان، در چهار دهه‌ای که از حکومت جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد بی‌وقفه ادامه داشته، اما روش اخیر بازداشت‌‌ها که به شکل سریالی و پشت سر هم صورت می‌گیرد باعث تشدید نگرانی جامعه بین‌المللی بهائیان درباره وضعیت این اقلیت در داخل ایران شده است.
بهائیان در ایران پس از انقلاب همواره با آزار ، زندان و اعدام و محرومیت از حقوق شهروندی از سوی حکومت روبرو بوده اند.
در سالهای اخیر احضار و بازداشت بهائیان و محرومیت از تحصیل و کار برای آنها بارها خبرساز شده است. سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر و وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا برخورد حکومت جمهوری اسلامی با بهائیان و نقض حقوق شهروندی آنها را محکوم کرده‌اند.

Sunday, 27 May 2018

اعزام هشت تن دیگر از درویش گنابادی محبوس به دادگاه انقلاب

امروز شنبه ۵ خرداد ماه هشت تن از دراویش گنابادی بازداشت شده در ماجرای موسوم به گلستان هفتم به دادگاه انقلاب تهران اعزام شدند. این افراد بدون برخورداری از حق قانونی انتخاب وکیل به دادگاه فرستاده شدند. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هشت تن از دراویش گنابادی پس از گذشت ۹۷ روز از زمان بازداشت در ماجرای موسوم به گلستان هفتم صبح امروز شنبه ۵ خرداد ماه از زندان تهران بزرگ به دادگاه انقلاب تهران اعزام شدند. این افراد در حالی به دادگاه فرستاده شده‌اند که از حق قانونی انتخاب وکیل محروم بوده‌اند. منابع خبری نزدیک به دراویش گنابادی ضمن تایید این خبر به هرانا گفته‌اند: “علی ماشاالله‌ وفایی فرد، حسین آرنگ، غلامرضا خانی، سجاد امیراحمدی، فرهنگ بوذری، صمد دادرس، هاشم آوازه و آقای زهتاب، هشت درویش بازداشت شده در ماجرای گلستان هفتم در خیابان پاسداران، صبح امروز از زندان تهران بزرگ به دادگاه انقلاب تهران اعزام شده‌اند”.

Saturday, 26 May 2018

احضار ۱۸ تن از شهروندان و خانواده‌های زندانیان سیاسی به دادگاه به دلیل حمایت از زندانیان سیاسی

شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر ۱۸ تن از شهروندان، فعالین مدنی و خانواده های زندانیان سیاسی را برای رسیدگی به پرونده احضار کرده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، ۱۸ فعال مدنی و خانواده های زندانیان سیاسی به اسامی لیلا (خدیجه) میرغفاری، سیمین عیوض‌زاده، رضا ملک، هاشم زینالی، احسان خیبر، عادل عروجی، محسن حاصلی، محسن شجاع، اعظم نجفی، پروین سلیمانی، شرمین یمنی، سارا ساعی، اسماعیل حسینی کوه کمری، ارشیا رحمتی، فریده طوسی، زهرا مدرس زاده، پروین و علی بابایی که در سال ۹۴ هر یک به ۹۱ روز حبس تغریزی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدنده بودند جهت رسیدگی مجدد به پرونده می بایست ۲۳ خردادماه به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر احضار شدند
این شهروندان نخستین بار در شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری دو تهران به اتهام «اخلال در نظم عمومی از طریق تجمع غیرقانونی» محاکمه شده بودند و پس از دادگاه برایشان حکم حبس و شلاق صادر شد.
پرونده این فعالان به دنبال تجمع شان مقابل اوین برای حمایت از زندانیان سیاسی مفتوح شده است.  
فعالان نامبرده شده در ۲۰ آبان ۹۴ بازداشت و پس از یک هفته با قرار وثیقه آزاد شدند.
لیلا میرغفاری که سابقه دستگری و بازجویی متعددی دارد یکی از دختران خیابان انقلاب نیز هست و به دنبال اعتراض به حجاب اجباری پرونده ای در دادگاه ارشاد برای او مفتوح شده است.
او اکنون با قرار وثیقه آزاد است و وسایل شخصی وی همچنان در توقیف است.
رضا ملک یکی دیگر از متهمان این پرونده آخرین بار در اردیبهشت سال گذشته بازداشت شد و اکنون با حکم ۱۰ سال حبس در اوین زندانی است.

Friday, 25 May 2018

سازمان عفو بین‌الملل خواستار آزادی فوری زنان درویش زندانی در زندان قرچک شد


خبرگزاری هرانا – سازمان عفو بین‌الملل طی بیانیه‌ای با اشاره به وضعیت اسفناک نگهداری زنان دراویش گنابادی در زندان قرچک اعلام کرد “این زندانیان صرفا به خاطر فعالیت‌های مسالمت‌آمیز در چارچوب استفاده از حق آزادی بیان و حق آزادی گردهمایی و تجمع مسالمت‌آمیز بازداشت شده‌اند”. عفو بین‌الملل در این بیانیه خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط این بازداشت شدگان شد.
این نهاد مدافع حقوق بشر که مقر آن در لندن است در بیانیه خود گفت؛ “پزشکان زندان شهرری (معروف به قرچک) زندانیان عقیدتی زن از اقلیت دراویش گنابادی را مورد آزار و خشونت کلامی از جمله توهین‌های جنسی قرار داده‌اند و آن‌ها را از دریافت خدمات و مراقبت‌های مناسب درمانی محروم کرده‌اند.
اطلاعاتی که به عفو بین‌الملل رسیده نشان می‌دهد که در زندان شهر ری که پیشتر یک مرغداری بوده است، برخی پزشکان مرتبا ناراحتی‌ها و بیماری‌های زنان را تظاهر خوانده و از تجویز به موقع دارو و انجام آزمایش‌های تشخیصی لازم قصور کرده‌اند. آن‌ها همچنین اطمینان حاصل نکرده‌اند که تجهیزات پزشکی در بهداری زندان درست عمل می‌کنند و سلامت بیماران را به خطر نمی‌اندازند.
فیلیپ لوتر مدیر تحقیقات بخش خاورمیانه و شمال آفریقا عفو بین‌الملل گفت: «ممانعت عامدانه از درمان پزشکی زندانیان عملی غیرقانونی، بیرحمانه و غیرانسانی است و می‌تواند مصداق شکنجه هم باشد. این زنان زندانی از جامعه دراویش گنابادی اصلا نباید در زندان باشند. این محکوم است که مقامات به جای آزاد کردن این زنان، به دنبال ارعاب و زجر دادن بیشتر آن‌ها هستند.»
فیلیپ لوتر افزود: «مقامات ایرانی باید تضمین کنند که همه زندانیان مراقبت‌های پزشکی لازم را دریافت می‌کنند و با آن‌ها به طور محترمانه و مناسب با کرامت انسانی رفتار می‌شود. هر کدام از پرسنل زندان که مظنون به آزار و اذیت و یا ممانعت از درمان پزشکی زندانیان باشند، باید مطابق استانداردهای بین‌المللی مورد تحقیق و تعقیب قرار بگیرند.»
دستکم ۱۰ زن از جامعه دراویش گنابادی از اسفند ماه گذشته در شرایط غیرانسانی در زندان شهری ری در بازداشت به سر می‌برند. آن‌ها به خاطر شرکت مسالمت‌آمیز در تجمعی در تهران که پس از استفاده نیروهای امنیتی از ضرب و شتم، سلاح گرم، ماشین‌های آبپاش و گاز اشک‌آور برای پراکنده کردن جمعیت به خشونت کشانده شد، بازداشت شدند.
در اثر رفتارهای خشونت‌آمیز نیروهای انتظامی و امنیتی، این زنان دچار انواع مشکلات از جمله آسیب از ناحیه سر، شکستگی دست و خونریزی واژینال شدند. برخی از این زنان همچنین دچار بیماری‌های مزمنی همچون آسم، دیابت و فشار خون بالا هستند و خدمات درمانی مناسب دریافت نکرده‌اند.
بر اساس گزارش‌های دریافتی عفو بین‌الملل، پزشکان زندان زنان دراویش گنابادی را مورد سوال به سبک بازجویی قرار داده و به عقاید و باورهای آن‌ها توهین کرده‌اند. بر اساس اطلاعات عفو بین‌الملل، پزشکان همچنین با سوءاستفاده از تابوهای فرهنگی پیرامون مسائل جنسی دست به آزار و تحقیر زنان زده و حریم خصوصی آن‌ها را با سوال‌هایی نظیر اینکه آیا آن‌ها «دوست پسر» دارند یا «با مردان مختلف خوابیده‌اند» مورد تعرض قرار داده‌اند.
به گفته منابع عفو بین‌الملل، در مواقعی، دکترها و پرستاران به وضعیت زنانی که به مراقبت‌های اورژانسی در ساعات دیروقت و نیمه شب نیاز داشته‌اند رسیدگی نکرده و آن را به روز بعد موکول کرده‌اند و حتی زنان بیمار را به خاطر مختل کردن خواب پزشک کشیک مورد شماتت با صدای بلند قرار داده‌اند.
نگرانی‌هایی نیز نسبت به کیفیت و مطمئن بودن تجهیزات پزشکی در بهداری زندان وجود دارد و این موضوع مطرح شده که در سه ماه گذشته، دستگاه‌های اندازه‌گیری فشار خون دائما سطح فشار خون را نرمال نشان داده‌اند در حالی که برخی زندانی‌ها دچار علائم فشار خون بالا نظیر سردرد، مشکلات بینایی، درد در قفسه سینه، تنگی نفس و ضربان نامنظم قلب بوده‌اند. فشار خون بالا افراد را در معرض خطر سکته و بیماری قلبی قرار می‌دهد.
زندانیان در مورد فقدان ویلچر و برانکارد برای انتقال بیمار از بند به بهداری نیز شکایت کرده‌اند و گفته‌اند این وضعیت منجر به حمل زندانی بیمار به کمک دیگر زندانیان و افتادن بیمار و حوادث دیگر شده است.
مدیر تحقیقات بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین‌الملل گفت: «دسترسی به مراقبت‌های پزشکی حقی است که در قوانین بین‌المللی و قوانین ایران تعریف شده است. جامعه بین‌المللی، از جمله اتحادیه اروپا، باید فورا از مقامات ایران بخواهند که به کارشناسان ویژه سازمان ملل اجازه ورود داده و بگذارند به طور اعلام نشده از زندان شهر ری بازرسی و با زندانیان به شکل خصوصی مصاحبه انجام دهند.»
گزارش‌های نگران کننده‌ای وجود دارد که در یک اقدام غیرقانونی دیگر برای آزار و تحقیر زنان دراویش، مسئولان به آنها دستور داده‌اند که برای دسترسی به تلفن برای تماس با خانواده و استفاده از چند ساعت هواخوری علف‌های هرز حیاط زندان را با دست بکنند.
زندان شهر ری سابقا یک مرغداری بوده و در آنجا صدها زن محکوم به جرایم خشن، در شرایطی اسفناک که با مجموعه قواعد حداقل استاندارد در رفتار با زندانیان (قواعد نلسون ماندلا) شدیدا فاصله دارد، نگهداری می‌شوند. شکایات رایج عبارتند از عدم وجود سیستم مناسب تهویه، کثیف و کم بودن تعداد سرویس‌های بهداشتی، زمین‌های آلوده به لکه‌های ادرار، شیوع بیماری‌های مسری، غذاهای با کیفیت پایین و گاه مملو از سنگریزه و آب شور.
اطلاعات تکمیلی
اسامی زنان دراویش گنابادی که در زندان به سر می‌برند عبارتند از: شکوفه یدالهی، سپیده مرادی، مریم فریسانی، نازیلا نوری، سیما انتصاری، شیما انتصاری، مریم باراکوهی، الهام احمدی و آویشا جلال‌الدین. یک زن دیگر با نام شهناز کیان اصل که از مشکلات شدید سلامتی از جمله فشار خون بالا، درد معده و دیابت رنج می‌برد، روز دوم خرداد پس از سه ماه عدم دسترسی به مراقبت‌های پزشکی آزاد شد.
در هفته‌های اخیر زنان دراویش به دادسرای دادگاه انقلاب منتقل شده و به طور رسمی به جرایم امنیتی بی اساسی همچون «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «اخلال در نظم عمومی» و «تبلیغ علیه نظام» متهم شده‌اند. وکلای آن‌ها اجازه حضور در جلسات تفهیم اتهام را نداشته از ملاقات با موکلشان پیش از آغاز جلسه هم منع شده‌اند.
زنان دراویش گفته‌اند که آن‌ها به تبعید به زندان‌های دور افتاده تهدید شده‌اند.
عفو بین‌الملل پیشتر نیز از مقامات ایرانی خواسته بود که دراویش گنابادی زن را که در زندان شهر ری نگهداری می‌شوند فورا و بدون قید و شرط آزاد کنند، چرا که آن‌ها صرفا به خاطر فعالیت‌های مسالمت‌آمیز در چارچوب استفاده از حق آزادی بیان و حق آزادی گردهمایی و تجمع مسالمت‌آمیز بازداشت شده‌اند”.
لازم به یادآوری است در تاریخ ۱۰ فروردین سازمان عفو بین‌الملل طی بیانیه‌ای اعلام کرد که دست کم ۱۱ زن از اقلیت مذهبی دراویش گنابادی در ایران از ابتدای ماه اسفند در زندان شهر ری با شرایط غیرانسانی و بدون دسترسی به وکیل نگهداری می‌شوند. عفو بین‌الملل در این بیانیه خواستار آزادی فوری این بازداشت شدگان شد.
هرانا پیشتر گزارش کرده بود، “شهناز کیان اصل”، یکی از دراویش بازداشت شده در حوادث گلستان هفتم که به مدت ۳ ماه در زندان قرچک در بازداشت به سر می‌برد، روز چهارشنبه ۲ خردادماه از زندان آزاد شد.

Thursday, 24 May 2018

اعتصاب سراسری کامیون‌داران وارد سومین روز شد؛ واکنش سرد به پیشنهاد افزایش قیمت دولت

یک روز بعد از پیشنهاد وزارت راه دولت روحانی برای افزایش کرایه حمل بار، کامیون‌داران و رانندگان واکنش سردی به این پیشنهاد نشان دادند و عکس ها و گزارش های تصویری ارسالی به صدای آمریکا نشان می دهد که آنها سومین روز اعتصاب خود را برگزار کردند.


کامیون‌داران و رانندگان از روز سه شنبه در اعتراض به کاهش قیمت و خدمات اعتصاب صنفی خود را آغاز کردند. روز چهارشنبه مقامات وزارت راه دولت روحانی پیشنهاد دادند که کرایه کامیون داران تا ۲۰ درصد افزایش یابد. بعد از این اعلام، خبرگزاریهای نزدیک به نهادهای امنیتی ایران از پایان اعتصاب خبر دادند اما گزارش و عکس های ارسالی نشان می دهد در شهرهای مختلف اعتصاب ادامه دارد.

Wednesday, 23 May 2018

تداوم بازداشت محمد حبیبی، عضو کانون صنفی معلمان در زندان تهران بزرگ


خبرگزاری هرانا – محمد حبیبی فعال صنفی و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران، در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ماه در جریان تجمع معلمان مقابل سازمان برنامه و بودجه همراه با تعداد دیگری از معلمان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تکمیل مراحل بازجویی به زندان تهران بزرگ منتقل شد. علیرغم آزادی سایر معلمان و صدور قرار وثیقه، این فعال صنفی همچنان در بازداشت به سر می‌برد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد حبیبی فعال صنفی و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران که در جریان تجمع روز پنج‌شنبه ۲۰ اردیبهشت معلمان مقابل سازمان برنامه و بودجه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تکمیل مراحل بازجویی در روز سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت‌ماه به زندان تهران بزرگ منتقل شد، علیرغم اینکه با تبدیل قرار بازداشت وی به قرار وثیقه موافقت شده کماکان در بازداشت به سر می‌برد.
آقای حبیبی روز سه‌شنبه طی تماسی که با خانواده خود داشت از تعیین قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای خود خبر داده بود اما پس از مراجعه خانواده وی به دادسرای اوین با تودیع قرار وثیقه آنان مخالفت شده بود.

خدیجه پاک ضمیر، همسر آقای حبیبی در این رابطه اشاره کرد “در این مدت تنها توانسته یک بار آن هم به مدت پنج دقیقه محمد حبیبی را ملاقات کند.”

خانم پاک ضمیر درباره وضعیت آقای حبیبی در یادداشت کوتاهی آورده است: “آقای حبیبی وضع بسیار نامناسبی داشت. او را با پای برهنه و لباس‌هایی که در روز بازداشت تنش بود و به خاطر ضرب و شتم هنگام بازداشت پاره شده بودند دیدم. پای راستش می‌لنگید و کبودی و خون مردگی روی پایش مشخص بود”.

لازم به یادآوری است روز پنج‌شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ پیرو فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، بسیاری از معلمان بازنشسته و شاغل در شهرهای مختلف ایران اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند. در تهران تعدادی از تجمع‌کنندگان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.
چند روز پس از تجمع مورد اشاره، در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ماه، تمام بازداشت شدگان این تجمع به غیر از محمد حبیبی با تودیع قرار کفالت از زندان اوین آزاد شدند.
لازم به اشاره است، محمد حبیبی فعال صنفی و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران پیش‌تر نیز در تاریخ ۱۲ اسفندماه سال گذشته، توسط نیروهای امنیتی در محل کار خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود و پس از گذشت ۴۴ روز مورخ ۲۶ فروردین ۹۷ با تودیع وثیقه ۲۵۰ میلیون تومانی تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شد.
هرانا پیش از این گزارشی از انتقال محمد حبیبی به زندان تهران بزرگ منتشر کرده بود

Tuesday, 22 May 2018

محاکمه غیر علنی و صدور حکم ده‌ها درویش (زندان طولانی‌مدت، شلاق و تبعی

حدود ۱۰ روز پس از آغاز محاکمه غیر علنی دراویش گنابادی، گزارش‌ها حکایت از صدور حکم‌های زندان طولانی مدت برای تعدادی از آن‌ها دارد. براساس گزارش‌ها روزانه چندین درویش گنابادی به دادگاه اعزام می‌شوند و برای ۴۰ نفر از آنان حکم‌های زندان، شلاق و تبعید صادر شده است….
بهنود رستمی و احمد براکوهی هر کدام  به ۷ سال و حمید عشایری به دو سال زندان محکوم شده‌اند. احمد براکوهی همچنین به  تبعید به سیستان و بلوچستان محکوم شده‌ است.
از جمله دادگاه انقلاب سه درویش زندانی را مجموعا به ۱۶ سال زندان و تبعید محکوم کرده است.
براساس نوشته‌های تعدادی از دراویش گنابادی، بهنود رستمی و احمد براکوهی هر کدام  به ۷ سال و حمید عشایری به دو سال زندان محکوم شده‌اند.
احمد براکوهی همچنین به  تبعید به سیستان و بلوچستان محکوم شده‌ است. وی یک چشم خود را در درگیری با نیروهای امنیتی و لباس شخصی در خیابان پاسداران از دست داده بود.
به این ترتیب گویا جمهوری اسلامی قصد دارد که اعتراض‌های دروایش گنابادی را نیز مانند دیگر گروه‌ها با حکم‌های سنگین حل کند.
محاکمه دراویش گنابادی از حدود ۱۰ روز پیش آغاز شده است.
در همین حال فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر به ریاست عبدالکریم لاهیجی روز چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت، خبر داده بود که از روز شنبه ۲۲ اردیبهشت محاکمه صدها درویش در شعبه‌های ۱۵ و ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران آغاز شده است؛ شعبه‌های‌ که ابوالقاسم صلواتی و ماشاء‌الله احمدزاده ریاست آن‌ها را برعهده دارند.

Monday, 21 May 2018

پیام درفشان: حدود ۲۰ نفر دیگر در جنوب ایران در رابطه با پرونده فعالان محیط زیستی بازداشت شدند

پیام درفشان، وکیل خانواده کاووس سیدامامی و تعدادی از فعالان محیط زیستی بازداشت شده امروز اعلام کرد: "حدود ۲۰ نفر دیگر در جنوب کشور در رابطه با این پرونده بازداشت شده‌اند که دلیل اصلی بازداشت آنها نیز مشخص نیست."
هومن جوکار، امیرحسین خالقی، سام رجبی، طاهر قدیریان، نیلوفر بیانی، سپیده کاشانی، مراد طاهباز و کاووس سیدامامی اوایل بهمن ماه سال گذشته دستگیر شدند.
دو هفته بعد از بازداشت به خانواده آقای امامی اعلام شد که او در زندان "خودکشی" کرده و جان باخته است.
در ادامه روند بازداشت‌ها حسن راغ، عارف زارع، محمد زارع در جنوب ایران بازداشت شدند.
قوه قضاییه اتهامات این افراد را جاسوسی اعلام کرد. اما وزیر اطلاعات ایران در مصاحبه‌ای اعلام کرد که این افراد جاسوس نیستند.

Sunday, 20 May 2018

حصارنیوز: نوشته یک زندانی سیاسی در خصوص زندانهای «سپاه» در ایران

ه گزارش حصار،کانون حمایت از فعالان سیاسی و عقیدتی، مهرداد گریوانی ، دانشجوی رشته فیزیک و زندانی سابق سیاسی با انتشار نوشته ای، برخی ناگفته هایش در خصوص روزهای بازداشت در زندانهای سپاه را به قلم کشید:
من از ۷ بهمن ۹۵ تا ۱۱ مرداد ۹۶ به مدت ۱۹۰ روز در بازداشت موقت بودم که جمعاً ۱۶۰ روزش را در سلول انفرادی گذراندم. یکی از موضوعاتی که از همان ابتدای بازداشتم ذهنم را درگیر کرده بود، نحوه رسیدگی به یک پرونده امنیتی بود. من در طول بازداشت به اصطلاح “موقت” فقط سه بار از محوطه زندان اوین خارج شدم. بار اول شامگاه هشتم بهمن ۹۶ بود که من را با چشم بند و دستبند برای تفهیم اتهام به دادسرای ناحیه ۱۲ بردند. بار دوم فردای آن روز یعنی نهم بهمن ۹۶ بود که اینبار من را تحت تدابیر شدید حفاظتی به دادسرای فرهنگ و رسانه بردند. قاسم زاده با قطبی (دادستان فرهنگ و رسانه) بیرون از دادسرا رفته بودند و طبیعتاً میبایست منتظر می ماندیم.
مهرداد گریوانی از یک محل بازداشت موقت پرده برداشت و نوشت:برای آنکه احدی از بازداشت من مطلع نشود در پارکینگ دادسرا در یک خودروی شخصی محبوس بودم اما در نهایت هیچ خبری نشد! بیژن قاسم زاده خبر نداشت که من شب قبل تفهیم اتهام شده ام برای همین بدون هیچ صحبتی به انفرادی بازگردانده شدم. بار سومی که از زندان به دادسرا منتقل شدم یک هفته بعد اتفاق افتاد. اولین و آخرین باری که من توسط بیژن قاسم زاده مورد بازجویی قرار گرفتم همان بار سوم بود و پس از آن هیچوقت قاسم زاده را ندیدم. اما این ندیدن به معنای آن نبود که قرار بازداشت را تمدید نکند! قرار بازداشتم هر ماه تمدید میشد و بدون آنکه کسی جواب اعتراضم را بدهد، در انفرادی بودم!
دیروز و بعد از گذشت ۲۸۷ روز از آزادیم به شعبه دوم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شدم. در متن ابلاغیه آمده است که: “ظرف مدت ۵ روز جهت اخذ اخرین دفاع در این شعبه حاضر شوید.”
مهرداد گریوانی در پایان یاداشت خود حرفهایش را خلاصه کرد و نوشت: آن چیز که مسلم است اینست که من هیچوقت با پای خودم در بیدادگاه ها و بیدادسراهای جمهوری اسلامی حاضر نخواهم شد چرا که باور دارم حاکمیتی که خود بر پایه دزدی، فساد و خیانت به مردم استوار باشد، حق قضاوت ندارد!
میگویم حاکمیت دزد است برای آنکه در ۴۰ سال گذشته اغنیاء را غنی تر و فقراء را فقیر تر کرده است. میگویم حاکمیت دزد است برای آنکه دستگاه قضاء در آن با سود نامشروع و حرام اداره میشود. میگویم حاکمیت دزد است برای آنکه میدانم اختلاسگران بدون همکاری و حمایت حاکمیت هیچگاه نمیتوانستند اختلاسگر شوند.
میگویم حاکمیت فاسد است برای آنکه مفسدی چون طوسی را میبوسد و بر تخم چشمش میگذارد اما افشاگرِ فساد را به خاک سیاه می نشاند آنم به بهانه جلوگیری از اشاعه و ترویج فحشا!
حاکمیت خائن به مردم است. مردمی که با آرمان استقلال و آزادی سلطنت را برانداختند تا عدالت و برابری را حاکم و ظلم و استبداد را معدوم کنند. عجبا که در این رویای پوچ، حاکمیت استقلال را فدای بقا و دوام خود میکند و آزادی را به بند میکشد تا مبادا انقلابی دیگر جوانه بزند اما غافل از وعده حق خدایم که فرمود: «سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ»؛ آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفرگاهی باز میگردند. (شعراء، ۲۲۷)
مهرداد گریوانی

Saturday, 19 May 2018

ضرب و شتم مجدد حمزه درویش در زندان رجایی شهر


خبرگزاری هرانا – حمزه درویش، زندانی سنی مذهب زندان رجایی شهر کرج روز چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه به دلیل آسیب‌های وارده بر اثر اعتصاب غذای طولانی با پابند و دستبند به پزشکی قانونی اعزام شد؛ گزارش شده این زندانی پیش از اعزام به شدت توسط مسئولان زندان مورد بدرفتاری قرار گرفته و  در خصوص احتمال بیان اظهاراتی که مسئولان زندان را در مظان اتهام قرار بدهد تهدید شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حمزه درویش، زندانی سنی مذهب زندان رجایی شهر کرج روز چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه به دلیل صدمات جدی که بر اثر اعتصاب غذای طولانی بر وی وارد شده به پزشکی قانونی اعزام شد.
اعزام این زندانی با دستبند و پابند بوده و گفته شده پیش از اعزام، به شدت مورد آزار و اذیت و تهدید قرار گرفته است.

یک منبع مطلع، در این باره به هرانا گفت: “حمزه درویش در شعبه اعزام و قبل از انتقال به پزشکی قانونی، به شدت مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، علیرغم بیماری جدی او را ساعت‌ها در اتاقی کوچک و تاریک نگه داشته و تهدید کردند که نباید از آزارهایی که ماه پیش بر او وارد شده چیزی به پزشکی قانونی بگوید. همچنین در مسیر اعزام، از رفتن ایشان به سرویس بهداشتی نیز ممانعت به عمل آمد.

آقای درویش طی ماه گذشته نیز به دستور غلامرضا ضیایی مدیر زندان، آقای اسماعیلی معاون پشتیبانی و آقای ذولفعلی مسئول حفاظت فیزیکی زندان به شدت و تا حدی که تمام بدنش سیاه و کبود شده بود مورد ضرب و شتم قرار گرفت و پس از آن بدون رسیدگی پزشکی و در حالت اعتصاب به مدت سه هفته در قرنطینه نگهداری شد”.

حمزه درویش، زندانی ۲۴ ساله اهل تالش مدعی است در سال ۹۳ نیروهای داعش با فریب، او را به ترکیه کشانده و سپس به سوریه منتقل کرده‌اند. مدتی را در زندان داعش بوده و سپس به ایران فرار کرده و خود را به نیروهای امنیتی معرفی کرده است و حتی این شانس را داشته که با قید ضمانت آزاد باشد و به شغل پرورش بلدرچین مشغول شود. وی مدتی پیش به صورت غیرمنتظره بازداشت شد. او در دادگاهی پرابهام به ۱۸ سال حبس محکوم شد که میزان ۱۵ سال آن را باید تحمل کند.
هرانا پیشتر گزارش کرده بود که این زندانی از مشکلات جدی روحی و روانی در رنج است در اعتراض به روند قضایی در پرونده خود و عدم انتقالش به بند سیاسی دست به اعتصاب غذا زده و نیروهای وزارت اطلاعات با مراجعه به منزل شخصی آقای درویش به خانواده او گفته‌اند که باید از فرزند خود بخواهند تا با این نهاد امنیتی همکاری کند و به اعتصاب غذای خود پایان دهد.
آقای درویش در مردادماه سال گذشته  نامه‌ای خطاب به افکار عمومی نوشت و در آن به شرح سرگذشت خود پرداخت و از نهادهای مدافع حقوق بشر، طلب استمداد کرد.
او در نامه خود تاکید می‌کند اعتراض او به حکم دادگاه بدوی اساسا در نظر گرفته نشده و اکنون از محکومیت ۱۸ سال حبس تعزیری با احتساب ماده ۱۳۴ مدت ۱۵ سال را لازم است تحمل کند.

Friday, 18 May 2018

بیست و پنجمین روز اعتصاب غذای روح الله مردانی، معلم زندانی در اوین


خبرگزاری هرانا – روح الله مردانی معلم و دانشجوی دانشگاه تهران، مورخ ۲۸ بهمن ماه سال گذشته به بهانه حضور در تجمعات اعتراضی دی ماه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. آقای مردانی از تاریخ ۴ اردیبهشت ماه سال جاری در اعتراض به بازداشت و بلاتکلیفی خود در اعتصاب غذا به سر می‌برد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روح الله مردانی معلم و دانشجوی دانشگاه تهران که در تاریخ ۲۸  بهمن ۱۳۹۶ به دلیل حضور در اعتراضات سراسری دی ماه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است، در بیست و پنجمین روز اعتصاب غذای خود به سر می‌برد.
آقای مردانی، از روز سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ در اعتراض به بازداشت و بلاتکلیفی خود در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.
علیرغم گذشت زمان، تاکنون مسئولین زندان و دستگاه قضایی هیچ واکنشی به اعتصاب این معلم دربند نداشته اند.

یک منبع نزدیک به خانواده مردانی در خصوص وضعیت این معلم زندانی به گزارشگر هرانا گفت: “روح الله، معلم مشاوره ناحیه ۴ کرج و دانشجوی دانشگاه تهران است که در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و هم‌اکنون در بند ۴ زندان زندان اوین در بازداشت به سر می‌برد. وی از تاریخ ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ در اعتراض به بازداشت و بلاتکلیفی خود در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده و در روزهای اخیر در پی وخامت وضعیت جسمی به بهداری زندان منتقل شد و چند بار به او سرم وصل کرده‌اند”.

این منبع مطلع در خصوص اتهام این معلم زندانی نیز گفت: “آقای مردانی به اتهام “اجتماع و تبانی علیه نظام” بازداشت شده‌اند. ایشان در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۹۶ همراه با جمعی دیگر از دانشجویان دانشگاه تهران دست به تجمعی اعتراضی زده بودند. نیروهای امنیتی برای سرکوب دانشجویان قصد ورود به دانشگاه را داشتند که با مقاومت دانشجویان مواجه شده بودند”.

Thursday, 17 May 2018

وکیل محمد ثلاث: موکلم تحت شکنجه اعتراف کرده است

زینب طاهری (حقوقدان و وکیل مدافع پایه یک دادگستری) امروز دوشنبه مورخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷، پس از ملاقات حضوری با موکل خود محمدیاور ثلاث که یک ساعت و نیم به طول انجامید اعلام داشت؛ که با یقین و اعتقاد قلبی به بی گناهی موکل خود یک لایحه حقوقی تفصیلی مبنی بر ضرورت اعاده دادرسی آقای ثلاث، تنظیم و به قاضی مربوطه تسلیم کرده است. وی در توئیتر خود نوشته است: در جریان یک نمایش غیر قانونی توام با بی اعتنایی کامل نسبت به حق دفاع آقای محمد یاور ثلاث، و جری تشریفات قانونی آیین دادرسی کیفری، حکمی دائر بر سه بار قصاص به اتهام واهی جرم اثبات نشده سه بار قتل عمد در دادگاه بدوی، صادر و این حکم «غیر قانونی و یاداوار جریان دادگاههای استالینیستی» بدون رسیدگی شکلی و ماهوی در یکی از شعب دیوان عالی کشور نیز به تصویب رسیده است. درحالیکه ما حتی فرصت ملاقات ،جمع آوری مستندات و نگارش لایحه دفاع در دیوانعالی کشور نداشتیم و متهم (آقای محمد ثلاث) در بدترین شرایط و سلول انفرادی نگهداری میشد. آقای محمد یاور ثلاث از لحظه بازداشت در۳۰ بهمن۱۳۹۶ تحت معالجات سرپایی کمک پرستاران در بخش سوانح یکی از بیمارستانهای تهران قرار گرفته و پس از آن مستقیما به سلول انفرادی در زندان رجایی شهر انتقال یافته و تا به امروز همچنان در یک سلول انفرادی تاریک به سر می برد. آقای ثلاث امروز پرده از شکنجه و ضرب و شتم خودش توسط ماموران انتظامی تا سر حد مرگ برداشت، بگونه ای که در هنگام دستگیری و بازداشت بر اثر این ضربات ۱۷ نقطه جمجمه وی دچار شکستگی شده و بینایی وی تقریبا از دست رفته است. همچنین شنوایی ایشان نیز دچار آسیب جدی شده است.و زیر فشار چنین شرایطی مجبور به اعتراف و بعدا نیز براثر تهدید و ترس و شرایط انفرادی مجبور به اعتراف شده است. آقای محمد یاور ثلاث از قهرمانان جنگ ۸ ساله تحمیلی بود که در جبهه های مختلف برای دفاع از مرزهای میهن و جان و آبرو و ناموس هم میهنانش جانفشانیها کرد و مورد تقدیر مقامات ارشد نظام قرار گرفت و از طرف شخص حضرت امام خمینی(ره) به دلیل رشادتهایش تقدیر نامه دریافت کرد. متذکر می شویم که جمع بیشماری از مردم و شخصیتهای بین المللی و نمایندگان سرشناس اتحادیه اروپا خواهان اعاده دادرسی عادلانه آقای محمد یاور ثلاث شده اند.

Wednesday, 16 May 2018

دستکم ۷ تجمع اعتراضی برگزار شد

خبرگزاری هرانا – طی روز گذشته و امروز، جمعی از بازنشستگان پتروشیمی آبادان، جمعی از کشاورزان برنج‌کار خوزستان، تعداد ۱۰۰ نفر از کارکنان پسماند و خدمات شهری شهرداری آبادان، جمعی از کارگران شرکت هپکو اراک، جمعی از مردم شهرستان کازرون، جمعی از مالباختگان موسسه کاسپین تهران و جمعی از کارگران و کارکنان راه‌آهن ناحیه لرستان در تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا مورخ ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷، جمعی از بازنشستگان پتروشیمی آبادان روزگذشته مقابل ساختمان فرمانداری ویژه آبادان تجمع کردند.
صبح دیروز (دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ماه) شماری از بازنشستگان پتروشیمی آبادان مقابل ساختمان فرمانداری ویژه آبادان تجمع کردند.
این بازنشسته‌ها که خواستار وصول مطالبات محقق نشده و پرداخت به موقع مستمری بازنشستگی خود هستند، می‌گویند: “حقوق بازنشستگان پتروشیمی آبادان توسط صندوق کارفرما پرداخت می‌شد و اخیرا این صندوق در پیامک‌هایی به بازنشستگان اعلام کرده که دیگر حقوق بازنشستگی آنها را پرداخت نمی‌کند”.
به گفته آنها، در بدترین شرایط در پتروشیمی آبادان مشغول کار بودیم و در طول مدت اشتغالمان سهم بیمه ما از حقوق کسر شده و حالا موقع آن است که بیمه بازنشستگی به موقع حقوق حداقلی ما را پرداخت کند.
این بازنشستگان در ادامه می‌گویند: “در آستانه ماه مبارک رمضان این انصاف نیست که حقوق بازنشستگی ما قطع شود”.
در این زمینه احمد شاکری (عضو هیات مدیره صندوق بازنشستگان آبادان) گفته است: “صندوق بازنشستگی کشوری به دلیل بدهی ۲۰ میلیارد ریالی پتروشیمی آبادان به این صندوق حاضر به پرداخت حقوق بازنشستگان نیست”.
احمد شاکری اظهار داشت: “این موضوع به صورت پیامکی به اطلاع بازنشستگان رسیده و حقوق اردیبهشت آنها نیز تاکنون پرداخت نشده است”.
به گفته وی، حقوق بازنشستگان پتروشیمی آبادان بیستم هر ماه واریز می‌شد.

Monday, 7 May 2018

محرومیت درمانی زندگی آرش صادقی زندانی سیاسی را در معرض خطر قرار داده است

آرش صادقی زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر کرج به دنبال محرومیت از رسیدگی درمانی و تداوم نگهداری در شرایط نامساعد به بیماری «کولیت زخمی» یا «کولیت اولسروز» مبتلا شده است.
ماموران سپاه همچنان با درمان آرش صادقی در مراکز درمانی تخصصی مخالفت می‌کنند، این در حالی است که پزشکان هشدار داده‌اند خطر ابتلا به سرطان او را تهدید می‌کند.
این زندانی سیاسی از بیماری‌های بسیاری از جمله آسم، کولیت وخیم اولسروز در سه ناحیه از روده، زخم معده شدید در سه ناحیه از معده، آریتمی قلبی و ضعیف شدن ماهیچه های قلب، کوچک شدن کلیه راست و زخم شدید در ابتدای روده بزرگ و انتهای روده کوچک رنج می‌برد. هم اکنون بیش از ۲۰ نوع داروی مصرف میکند که هر هفته توسط خانواده او تهیه و به دستش می‌رسد.
آرش صادقی به دلیل اعتصاب غذای طولانی مدت ۷۲ روز سال گذشته دچار مشکلات جسمی فراوانی شد و نیاز به رژیم غذایی سالم دارد اما کیفیت غذای زندان رجایی اسفناک است و این مسأله باعث گشته که مشکلات گوارشی وی تشدید گردد.
لازم به ذکر است که سازمان عفو بین الملل روز ۱۸ بهمن ۱۳۹۶، ضمن اشاره به وضعیت سه زندانی سیاسی آتنا دائمی، آرش صادقی و گلرخ ایرایی خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آنان شد. همچنین در این بیانیه آمده است «ما به شدت نگران وضعیت بحرانی آرش صادقی هستیم که در اعتراض به رفتارهای بی‌رحمانه و غیرقانونی مقامات علیه همسرش اعتصاب غذا کرده است. جسم او به خاطر اعتصاب غذای قبلی‌اش ضعیف شده است و این اعتصاب می‌تواند زندگی‌اش را در معرض خطر قرار دهد.»
آرش صادقی، فعال سیاسی و دانشجوی اخراجی دانشگاه علامه طباطبایی به همراه همسرش گلرخ ابراهیمی در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ توسط قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت و یکم دی‌ماه سال جاری در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل گروه غیرقانونی» و همسرش به اتهام «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» به ترتیب به پانزده سال حبس و شش سال حبس محکوم شدند. حکم آرش صادقی با احتساب چهار سال حبس در پرونده قبلی به ۱۹ حبس افزایش پیدا کرد و در خرداد ۹۵ اجرا گشت.

Sunday, 6 May 2018

زندان رجایی شهر؛ محرومیت جعفر اقدامی از امکان مرخصی به دلیل مشارکت در اعتصاب جمعی


خبرگزاری هرانا –  شاهین (جعفر) اقدامی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، به دلیل مشارکت در اعتراض به مسئولان زندان و  همراهی با اعتصاب غذای جمعی که در واکنش به شرایط غیرانسانی زندان رجایی شهر کرج در سال گذشته  انجام شده بود، از امکان استفاده از مرخصی محروم مانده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جعفر (شاهین) اقدامی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج به دلیل مشارکت در اعتراض به مسئولان زندان و  همراهی با اعتصاب غذای جمعی که در واکنش به شرایط غیرانسانی زندان رجایی شهر کرج در مرداد ماه سال گذشته  انجام داده بود، با دخالت مسئولان امنیتی از امکان اعزام به مرخصی محروم مانده است.
علیرغم اینکه این زندانی در ماههای پایانی حبس خود به سر می برد و بسیار متداول است که زندانیان حتی از مرخصی های متصل به آزادی بهره ببرند با درخواست مرخصی او از طرف شورای زندان مخالفت شده است. مسئولان مربوطه به او گفته اند دلیل این مخالفت حضور او در مجموعه اعتراضات اخیر زندانیان بوده است.

لازم به یادآوری است، جعفر اقدامی آخرین بار در هشتم شهریور ماه ۱۳۸۷ و در حالی که تنها چهار ماه از آزادی‍اش می‌گذشت، پس از شرکت در مراسم سالگرد قربانیان دهه شصت در خاوران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد، وی از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به ۵ سال زندان محکوم شد و این حکم پس از اعتراض دادستانی در مرحله‌ی تجدید نظر به ۱۰ سال افزایش یافت.

این زندانی سیاسی پس از حدود دو سال از بند ۳۵۰ اوین به زندان رجایی شهر کرج و همراه با سایر زندانیان سیاسی به سالن ۱۲ این زندان انتقال یافت.
جعفر اقدامی پیش از این نیز در سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۰ بازداشت و زندانی شده بود، در تیرماه ۱۳۷۸ و همزمان با اعتراضات کوی دانشگاه، وی از سوی نیروهای لباس شخصی دستگیر و به زیرزمین ساختمان ژاندارمری الغدیر (نام قدیم مرکز) منتقل شد و پس از یک ماه با تودیع کفالت آزاد شد.
وی در سال ۱۳۸۰ نیز به دلیل فعالیت‌هایش از سوی نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به ۶ سال زندان محکوم شد و پس از پایان دوران حبس در اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ آزاد شده بود.
جعفر اقدامی هم اینک، در نهمین سال حبس خود در زندان رجایی شهر کرج نگهداری می شود.
جعفر (شاهین) اقدامی به تازگی در ۱۸ فروردین سال جاری طی نامه ای در حمایت از زنان و جنبش “نه به حجاب اجباری” نامه‌ای سرگشاده نوشت و در آن گفته بود: “کمپین نه به حجاب اجباری که در ذیل جنبش رهایی بخش زنان از ستم و تبعیض قرار دارد، پویشی است قابل احترام و قابل تحسین که توانست بار دیگر ماهیت سرکوبگر استبداد مذهبی علیه زنان را در داخل و خارج ایران افشا کند”. وی همچنین از مجامع بین‌المللی حقوق بشر درخواست کرده بود تا علیه سرکوب و خشونت سازمان‌یافته و سیستماتیک زنان در ایران اقداماتی قاطع و فوری به عمل آورد.

Saturday, 5 May 2018

ممانعت از برگزاری نماز جمعه اهل سنت در کرمان

خبرگزاری هرانا – روز جمعه، ماموران امنیتی از برگزاری نماز جمعه در نمازخانه اهل سنت کرمان جلوگیری کرده و اجازه ورود به نمازگزاران را ندادند.
به گزارش کمپین فعالین بلوچ، روز جمعه ۱۴ اردیبهشت ماموران امنیتی کرمان از برگزاری نماز جمعه در نمازخانه محله جمال‌الدین اسدآبادی کرمان جلوگیری کرده و اجازه ورود به نمازگزاران نیز ندادند.
امام جمعه و جماعت این مسجد معروف به مولوی عبدالحکیم کرد از سیستان و بلوچستان است.
ماموران امنیتی پیشتر نیز بارها مانع ادای شعائر دینی اهل سنت در کلان شهرهای کشور شده و تعدادی از مساجد و نمازخانه‌ها تخریب شده‌اند.
مقام‌های جمهوری اسلامی در سخنرانی‌های خود به دفعات صحبت از وحدت و عدم اختلاف و تبعیض قائل شدن میان دو گروه شیعه و سنی می‌کنند، اما در عمل نشانه‌ای از عمل به این صحبت‌ها دیده نمی‌شود و اختلاف میان شیعیان با سنی‌ها را تشدید می‌کنند.

Friday, 4 May 2018

پایان اعتصاب غذای یک زندانی در زندان مسجدسلیمان


خبرگزاری هرانا – چنگیز قدم خیری زندانی سیاسی تبعیدی به زندان مسجد سلیمان در استان خوزستان، که از تاریخ اول اردیبهشت ماه سال جاری در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی دست به اعتصاب غذا زده بود، از روز سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت در پی وعده‌های مسئولان زندان به اعتصاب خود پایان داد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، چنگیز قدم خیری، زندانی سیاسی تبعیدی به زندان مسجد سلیمان که از اولین روز اردیبهشت ماه سال جاری دست به اعتصاب غذا زده بود، از روز سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ به دنبال وعده‌های مسئولان زندان مبنی بر رسیدگی به وضعیت پزشکی وی به اعتصاب خود پایان داد.
وی که در زمان بازداشت، زخمی شده بود، با وجود گذشت بیش از پنج سال از زمان بازداشت همچنان ترکش از بدنش خارج نشده است.
چنگیز قدم خیری از روز شنبه اول اردیبهشت ۱۳۹۷ در اعتراض به جلوگیری از اعزام خود به بیمارستان و عدم رسیدگی پزشکی مناسب دست به اعتصاب غذا زده بود.
لازم به ذکر است که با وجود شرایط نامناسب جسمی و تائید پزشکان زندان مبنی بر ضرورت انجام عمل جراحی این زندانی، تاکنون از اعزام وی بیمارستان یا مرخصی استعلاجی جلوگیری شده است.
هرانا پیش از این نیز طی گزارشی به محرومیت از درمان این زندانی در زندان مسجد سلیمان اشاره کرده بود.
آقای قدم خیری، بیش از یک سال پیش با تودیع وثیقه ۳۵۰ میلیون تومانی به مرخصی استعلاجی ۱۵ روزه اعزام شد که علیرغم تشکیل پرونده پزشکی در بیمارستانی واقع در شهر دزفول به دلیل سانحه‌ای که برای اعضای خانواده وی رخ داد و منجر به شکستگی کتف و دندان‌ها و … خواهر این زندانی شد، قادر به انجام عمل جراحی و بستری شدن در بیمارستان نشد.
چنگیز قدم خیری متولد ۱۳۶۷ که سال ۱۳۹۰ بازداشت و به زندان مرکزی سنندج منتقل شده بود، پس از تحمل دو سال حبس به زندان مسجد سلیمان در اهواز تبعید شد. این زندان طی برگزاری چند جلسه محاکمه از سوی دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی بابایی به ۴۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.
گفتنی است، پس از بازداشت آقای قدم خیری، خانواده وی پس از چند ماه بی خبری و نگرانی، از دستگیری و زخمی شدن این زندانی مطلع شدند.

Thursday, 3 May 2018

تبعید دو زندانی سنی مذهب از زندان سقز به زندان‌های بانه و سنندج


خبرگزاری هرانا – هادی صالحی زندانی سنی مذهب زندان سقز به زندان سنندج تبعید شد. فائز چوپانی دیگر زندانی سنی مذهب این زندان نیز به زندان بانه تبعید شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هادی صالحی، زندانی سنی مذهب زندان سقز است که به ۲۳ سال حبس محکوم شده و اکنون بیش از ۴ سال است که در این زندان تحمل حبس می‌کند.
وی در روزهای اخیر به دلایل نامعلومی به زندان سنندج تبعید شد.
همزمان یک زندانی سنی مذهب دیگر در زندان سقز نیز به نام “فائز چوپانی” که به ۶ سال حبس محکوم شده و اکنون نزدیک به ۴ سال است در این زندان نگهداری می‌شود، به زندان بانه تبعید شد.
حکومت ایران این افراد را به اقدام علیه امنیت ملی متهم می‌کند، با این حال این زندانیان تاکید دارند که صرفا به تبلیغ باورهای مذهبی خود مبادرت کرده‌اند.

بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اهل سنت به عنوان یک مذهب به رسمیت شناخته شده ولی به دلیل اینکه حکومت مذهبی ایران به تشیع گرایش دارد، بسیاری از حقوق شهروندان سنی مذهب در ایران به صورت سیستماتیک نقض می‌شود. اهل سنت از حق برابر تبلیغ و آموزش احکام دینی خود محروم هستند.

Wednesday, 2 May 2018

تداوم بازداشت و بی خبری از علم عزیزی عضو شورای عزیزآباد قصرقند

خبرگزاری هرانا – با گذشت ۵ روز از بازداشت علم عزیزی دانشجو و عضو شورای روستای عزیزآباد قصرقند همچنان اطلاعی از وی در دست نیست. گفتنی است که آقای عزیزی روز  ۷ اردیبهشت ماه، توسط ماموران لباس شخصی اطلاعات سپاه در منزل مسکونی‌اش در روستای عزیزآباد (دلدپ) بازداشت شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کمپین فعالین بلوچ، از وضعیت علم عزیزی، دانشجو و عضو شورای روستای عزیزآباد قصرقند پس از گذشت ۵ روز همچنان اطلاعی در درست نیست.

علم عزیزی از تاریخ ۷ اردیبهشت ماه، در منزل مسکونی‌اش در روستای عزیزآباد (دلدپ) بازداشت شد و پس از گذشت ۵ روز همچنان اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست.

آقای عزیزی دانشجوی رشته معماری دانشگاه چابهار و عضو شورای روستای خود بود.
گفته شده ماموران لباس شخصی اطلاعات سپاه وی را بازداشت کردند.
علم عزیزی بدون برگه قضائی و با بکارگیری زور بازداشت شده و پس از آن به بازداشتگاه سازمان اطلاعات سپاه در زاهدان منتقل شده است.

Tuesday, 1 May 2018

بازداشت تعدادی از تجمع کنندگان روز جهانی کارگر مقابل مجلس

خبرگزاری هرانا – در جریان تجمع امروز کارگران و بازنشستگان که به مناسبت «روز جهانی کارگر» مقابل مجلس شورای اسلامی برگزار شده بود، تعدادی از تجمع کنندگان بازداشت شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، صبح امروز سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، همزمان با روز جهانی کارگر و تجمع هزاران نفر از کارگران در مقابل خانه کارگر در اعتراض به عدم صدور مجوز راهپیمایی از سوی دولت روحانی، جمعی دیگر از کارگران و بازنشستگان مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند تا خواسته‌ها و مشکلاتشان را به گوش مسئولان برسانند.

در این تجمع که از ساعت ده صبح آغاز شد شش نفر از تجمع کنندگان از سوی پلیس بازداشت شدند.

خواسته‌های اصلی تجمع‌کنندگان، افزایش دستمزد عادلانه، تامین امنیت شغلی و رفع قراردادهای موقت است. آنها خواستار رسیدگی مسئولان و نمایندگان مجلس به مطالبات قانونی خود شدند.
اتحادیه آزاد کارگران نیز از بازداشت تعدادی از تجمع کنندگان خبر داده است.
به دنبال فراخوان تشکل‌های مستقل کارگری برای برگزاری مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر در مقابل مجلس شورای اسلامی، علیرغم فضای امنیتی شدیدی که در اطراف مجلس برقرار شده بود صدها نفر از کارگران، بازنشستگان و جمع‌هایی از معلمان و دانشجویان از ساعت ده صبح امروز ۱۱ اردیبهشت ماه دست به تجمع در مقابل مجلس زدند.

شرکت کنندگان در این مراسم علاوه بر در دست داشتن بنرها و پلاکاردهایی پیرامون روز جهانی کارگر و مطالبات کارگران و معلمان بازنشسته و شاغل، به طور مرتب تا پایان مراسم شعارهایی از قبیل “نان مسکن آزادی، حق مسلم ماست”، “حقوق‌های نجومی، فلاکت عمومی”، “کارگر معلم دانشجو اتحاد اتحاد”، “معیشت منزلت حق مسلم ماست”، “کارگر زندانی آزاد باید گردد”، “معلم زندانی آزاد باید گردد”، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد”، “اعتراض، تشکل، اعتصاب حق مسلم ماست”، “خط فقر ۵ میلیون حقوق ما یه میلیون”، “تا حق خود نگیریم از پای ننشینیم” و … سر می‌دادند.

بنا بر این گزارش در ادامه این تجمع که تحت کنترل شدید نیروهای انتظامی و امنیتی ادامه پیدا کرد حوالی ساعت ۱۱ و به دنبال قرائت قطعنامه گروه اتحاد بازنشستگان و کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه (متشکل از سندیکای نقاشان استان البرز، کانون مدافعان حقوق کارگر، انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه، اتحادیه آزاد کارگران ایران و کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران) مامورین انتظامی و امنیتی با یورش به تجمع کنندگان و پاره کردن پلاکاردها و بنرها آنان را به نقطه‌ای در جلوی مجلس راندند و با ایجاد دیواری از فنس در دور تا دور تجمع کنندگان، اقدام به بازداشت تعدادی از آنان کردند.

اسامی تعدادی از دستگیر شدگان این تجمع “حسین آذرگشسب، محسن ثقفی، پیمان احمدی، مصطفی آقایی، بابک….، افشین حیرتیان و تهمینه خسروی” احراز شده است

در سقز نیز نیروهای لباس شخصی به تجمع مستقل روز جهانی کارگر که در میدان کارگران ساختمانی برگزار شده بود حمله کردند و چند تن از شرکت‌کنندگان از جمله عثمان اسماعیلی کارگر نقاش را با خود بردند.
لازم به ذکر است عثمان اسماعیلی فعال کارگری پیش‌تر نیز به دلیل شرکت در مراسم روز جهانی کارگر به دو ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، و به تازگی در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۹۷ با پایان دوران محکومیت خود از زندان مرکزی سقز آزاد شده بود.