کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

Monday, 31 October 2011

ضرب و شتم فرزند محمدرضا مقیسه، زندانی سیاسی، در سالن ملاقات زندان اوی

جرس: مصطفی مقیسه، پسر محمدرضا مقیسه در سالن ملاقات مورد ضرب و شتم سربازان زندان اوین قرار گرفت.


به گزارش کلمه، صبح امروز و در حالی که خانواده های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در سالن انتظار برای ملاقات با زندانیان خود بودند، دو تن از سربازان حراست سالن یکی از پسران محمدرضا مقیسه روزنامه نگار منتقد و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس ازانتخابات را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
به گفته ی شاهدان در این سالن یکی از ماموران که گاهی روزهای دوشنبه در محل ملاقات حاضر می شود بعد از مکالمه ی توهین آمیز کوتاهی با مصطفی مقیسه که پس از سوال های این جوان برای نحوه ی پر کردن کارت ملاقات بوده است با وی درگیر شده است.
بر اساس این گزارش پس از چند دقیقه دو سرباز به مصطفی مقیسه حمله کرده و به شدت او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند به طوری که لباس های وی پاره شده و ظاهر نامناسبی پیدا کرده است.

به گفته ی خانواده های زندانیان سیاسی این ضرب و شتم و برخورد غیر انسانی در مقابل ده ها خانواده و فرزندان آن ها صورت گرفته است. تا آنجا که کودکان حاضر در سالن به شدت ترسیده و فضای استرس و التهاب در بین خانواده ها شدت گرفته است.
بر اساس خبرهای رسیده به کلمه دو سربازی که مصطفی مقیسه را مورد ضرب و شتم قرار داده اند سهرابی و میراسماعیلی نام دارند اما یکی از شاهدان این صحنه معتقد بود ماموری که در ابتدا باعث بحث و درگیری شد در گذشته نیز خانواده ها را مورد آزار و فشار روانی قرار می داده تا انجا که چند ماه پیش پس از اعتراض کلامی و ملایم یکی از خانواده ها به برخوردهای توهین آمیز وی، شناسنامه های آنان را گرفته و دستور لغو ملاقات را به طور غیر قانونی صادر کرده است.
به گفته ی یکی دیگر از خانواده ها رفتارهای توهین آمیز با خانواده های زندانیان سیاسی آنقدر شدت گرفته که برخی مسئولان و ماموران سالن ملاقات اوین که رفتار متفاوت تری نسبت به این عده ی معدود دارند بارها در مواجه با خانواده ها اظهار شرمندگی و طلب بخشش می کنند.
محمدرضا مقیسه، روزنامه‌نگار و سردبیر مجله بیست ساله‌ها و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس ازانتخابات است.
وی مهرماه سال ۸۸ بازداشت و به اتهام فعالیت در کمیته بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران از سوی قاضی صلواتی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب استان تهران به ۶ سال زندان محکوم شد.

«نسرین ستوده مرد نیست»

یکی از من پرسید: نسرین ستوده کیه؟
گفتم: همون که قوه قضاییه دوست داشت، به جرم محارب اعدامش کن ولی دید که نداشتن روسری حکم محارب نداره، دوست داشت به جرم توهین به مقام‌های قوه قضاییه حکم حبس ابد براش صادر کنه دید که حرف حق توهین محسوب نمی‌شه، دوست داشت که برای دادگاه تجدیدنظر خواهی درخواست بده تا با منت چند سال از حکمش کم کنن دید که این بانو والاتر از این‌هاست که به دست و پای این‌ها بیفته.
گفت: پس یه پا مرده برای خودش؟ گفتم: نه، اون شیرزن.

Sunday, 30 October 2011

برگزاری دادگاه سعید نعیمی، عضو زندانی سازمان ادوار تحکیم

جـــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، در ششمین ماه از بازداشت سعید نعیمی، عضو سازمان ادوار تحکیم، دادگاه رسیدگی به بررسی پرونده این فعال سابق دانشجویی، چهارشنبه چهارم آبان ماه در شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز با ریاست قاضی یوسفی برگزار شد و سعید نعیمی عضو ادوار تحکیم وحدت به اتهامات وارده پاسخ گفت.

به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیش‌تر زمان دادگاه سعید نعیمی ۲/۸/۱۳۹۰ اعلام شده بود ولی به دلیل اینکه قاضی و رئیس اصلی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز رحیم جلبر به دلیل عمل جراحی دیسک کمردر مرخصی بوده است، برگزاری دادگاه ۲ روز به تعویق افتاد.

سعید نعیمی اکنون حدود ۶ ماه است که بلاتکلیف در زندان مرکزی تبریز به سر می‌برد.

چندی پیش، در حالیکه خانواده این فعال سابق دانشجویی، از وضعیت سلامتی او به شدت ابراز نگرانی می کردند، درخواست تبدیل قرار بازداشت نعیمی به قرار وثیقه که توسط وکیل وی، به دادسرای تبریز ارائه شده بود، به دلیل آنچه «امنیتی بودن» پرونده خوانده شده بود، رد گردید.

سعید نعیمی، عضو شورای سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) که در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ با یورش ماموران اطلاعات و تفتیش منزل و محل کار دستگیر شد، کماکان در وضعیت نامعلوم به سر می برد.

بازداشت سه تن از فعالین سیاسی و مدنی در مزار ندا آقاسلطان

جـــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، روز یکشنبه سه تن از فعالین سیاسی و مدنی در بهشت زهرای تهران توسط نیروهای امنیتی در شهر ری بازداشت شدند.

به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیمان عارف، عسل اسماعیل‌زاده و شرر کنور تبریزی سه تن از فعالین در پی حضور بر مزار ندا آقا سلطان از سوی پلیس امنیت منطقه شهر ری بازداشت شدند.

بر اساس این گزارش، علی رغم پایان وقت اداری افراد یاد شده همچنان در بازداشت پلیس امنیت بسر می‌برند و اتهام و وضعیت و سرنوشت آنها نامعلوم است.

طی دو سال اخیر، گروه زیادی از فعالین سیاسی و مدنی و همچنین مردم حامی جنبش سبز، به دلیل حضور بر مزار شهدا و جانباختگان جنبش، مورد ضرب و شتم و تعقیب و بازداشت و احضار قرار گرفتند.

Saturday, 29 October 2011

دیگتا تور و دیگتاتور شدن

 در جهان امروز که 21 قرن از ان را سپری کردیم هنوز شاهد ان هستیم که کشورهائی وجود دارد که ازادی در ان کشورها وجود ندارد و بصورت فردی یا هما ن دیگتا توری اداره میشوند و سرزمین من ایران یکی از ان کشورهاست باید اعتراف کنم مردم کشورم یک اشتباه که مرتکب شدن انهم این بود که نظامیکه با یک تغییرات جزئی درست میشد امدیم گول حرف ها ووعده های یک پیرمرد هندی زاده را همان خمینی را خوردیم و باعث ان شدیم اون حکومت  از بین برود جایش یک حکومت دینی عقب افتاده بنام جمهوری اسلامی بوجود بیاید این حکومت عقب افتاده که 33سال است که ظلم وستم میکنند الان هم این  اقای رهبر می خواهند حکومتی بنا کند بنام حکومت پادشاهی ولایت مطلقه اسلامی  حالا باید خدا به این مردم ایران رحم کند این خامنه ای بد خوابی برای مردم ایران دیده است  که مردم ایران نمی دانم  چه کرده اند باید این چنین  مکا فاتی بکشند 

یک فعال دانشجویی بازداشت شد

جـــرس: در ادامۀ فشارها و تهدید فعالان دانشجویی، سحر موسوی، از فعالان سابق دانشجویی دانشگاه آزاد و دانشجوی محروم از تحصیل تحصیلات تکمیلی، طی روزهای گذشته احضار و بازداشت شده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، سحر موسوی، روز چهارشنبه ۲۷ مهر ماه ۹۰، در پی احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
این منبع همچنین گزارش داده که ماموران امنیتی، بعد از برخورد نامناسب با موسوی و همراه وی، پیرامون دلیل بازداشت این فعال دانشجویی توضیحی ارائه نداده و اعلام کرده‌اند که وی در تماس با منزل جزئیات را بیان خواهد کرد.
بر اساس این گزارش، این فعال دانشجویی  در جریان آزمون علمی کارشناسی ارشد ناپیوسته امسال در سایت سازمان سنجش قبول اعلام شده بود، همان زمان با دریافت پیامی تحت عنوان "شما نقص در پرونده دارید و به سازمان سنجش مراجعه فرمایید" در سایت سنجش، روبرو گردید. بعد از مراجعه به طبقه دوم سازمان سنجش (قسمت گزینش) و ارجاع به شخصی به نام نعیمایی، از وی پیرامون عقایدش و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی سئوال شده بود.
گفتنی است، سحر موسوی، زمستان ۸۹ نیز، همراه با چند تن از نوکیشان مسیحی، مورد بازداشت چند روزه قرار گرفته بود.
هنوز از دلیل و محل بازداشت، و همچنین وضعیت این فعال دانشجویی، خبری منتشر نشده است.

همزمان تارنمای دانشجو نیوز گزارش داده است که چندین تن از دانشجویانی که در آزمون دکترا قبول شده بودند، در مرحله مصاحبه با وجود دارا بودن شرایط علمی محروم از ادامه تحصیل شده اند.

بر اساس این گزارش، آزمون دکتری در ایران نیز به مانند آزمون دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد با دخالت نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی مواجه شده و برخی از قبول شدگان که از سوابق علمی و پژوهشی قابل‌قبولی برخوردار بودند، به یكباره محروم شده اند.
یکی از این دانشجویان محروم که نخواست نامش فاش شود اعلام کرد که "رویه رد کردن دانشجویان ممتاز در مصاحبه علمی دانشگاه تنها به دلیل انجام فعالیتهای دانشجویی بوده و گروهی از دانشجویان ممتاز، علی رغم داشتن رتبه علمی عالی در آزمون دکترا، بعد از انجام مصاحبه متوجه شده‌اند که از مصاحبه رد شده اند."

این ششمین سال پیاپی از زمان روی كار آمدن محمود احمدی نژاد است که تعداد زیادی از فعالان دانشجویی در كنكور كارشناسی ارشد و دکترای سال 90 ستاره‌دار و از حق اولیه تحصیل محروم شده اند.

Friday, 28 October 2011

انتقال هوتن کیان، وکیل بازداشتی به بند متادون زندان تبریز

جــــرس: هوتن کیان، وکیل دادگستری و زندانی محبوس در زندان تبریز از بند مالی به بند متادون منتقل شد.

به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان خقوق بشر در ایران، این وکیل دادگستری در راستای اعمال فشار و محدودیت هر چه بیشتر از بند زندانیان مالی به بند متادون که محل نگهداری زندانیان معتاد و مبتلا به بیماری‌های مختلف واگیردار است؛ منتقل کردند.

مسئولین زندان همچنین دیگر زندانیان را از هر گونه ارتباط – مکالمه و یا هم خرجی با هوتن کیان منع کرده و آن‌ها را تهدید کرده‌اند که درصورت اطلاع از ارتباط با وی به مجازات‌های انظباطی محکوم خواهند شد.

این وکیل دادگستری مهر ماه سال گذشته در دفتر کارش به همراه دو خبرنگار آلمانی و فرزند سکینه محمدی بازداشت و پس از شکنجه‌های جسمی شدید و سناریو سازی بر‌ای اعترافات تلویزیونی از سوی دادگاه انقلاب به حبس محکوم شد.

به گزارش منابع حقوق بشری، چندی پیش وکیل سابق جاوید هوتن کیان وکیل دادگستری محبوس، که در پی ملاقات با دو خبرنگار آلمانی، به همراه سجاد قادر‌زاده فرزند ارشد سکینه محمدی آشتیانی بازداشت و پس از پخش اعترافات تلویزیونی، از سوی دستگاه قضایی مورد محاکمه قرار گرفت و به ۱۱ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از وکالت محکوم شد، از وضعیت وخیم و شکنجه های اعمال شده بر موکلش در بازداشتگاههای مختلف تهران و تبریز خبر داده بود.

Thursday, 27 October 2011

شكنجه جديد در اوين: زندانيان بند 350 در هواي سرد با آب سرد!

برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین نزدیگ به 1 هفته است که گاز بند قطع شده است و زندانیان امکان استفاده از حمام به دلیل سرد بودن آب را ندارند.
در حدود1 هفت است که گاز بند 350 زندان اوین قطع می باشد. زندانیان سیاسی بدلیل قطع بودن گاز و سرد بودن هوا امکان استفاده از حمام را ندارند و برای استحمام کردن ناچار هستند که با آب سرد حمام کنند.عدم امکان استحمام در محیطهای جمعی خود می تواند باعث ایجاد فشارهای شخصی و جمعی و بیماری گردد.
از طرفی دیگر زندانیان سیاسی به دلیل غیر قابل استفاده بودند غذای زندان ناچار هستند که از فروشگاه زندان مواد غذایی که چند برابر قیمت مممول می باشد را خریداری کنند و با اجاق گازی که در بند موجود است خود اقدام به پخت غذای ساده مانند تخم مرغ نیم رو و غیره نمایند . اما با قطع شدن گاز امکان یخت غذای ساده و چای از زندانیان سیاسی سلب شده است.
خانواده های زندانیان سیاسی که برای پیگیری وضعیت حقوقی، پزشکی و فشارهای مختلف علیه عزیزانشان ناچار هستند به عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران و از سرکوبگران زندانیان سیاسی مراجعه کنند و معمولا امکان مراجع برای خانواده های فقط روز شنبه می باشد تا شاید بتوانند وی را در راهروهای دادستانی بطور اتفاقی ببینند و مشکلات خود و عزیزانشان را با او مطرح کنند . عباس جعفری دولت آبادی برای تحقیر کردن و تحت فشار روحی قرار دادن خانواده های زندانیان سیاسی سعی می کند که در راهروی دادستانی و برای چند لحظه کوتاه به خانواده ها در بعضی مواقعی پاسخ دهد که معمولا با برخوردهای خشن و غیر انسانی او مواجه هستند. این فرد اخیرا برای عدم روبرو شدن با خانواده ها اقدام به جداسازی دفتر خود نموده است و عملا نه امکان تعیین ملاقات به خانواده های داده می شود و نه در راهروهای دادستانی امکان صحبت کردن با او وجود دارد.
رفتارها و برخوردهای عباس جعفری دولت آبادی در طی هفته های اخیر با خانواده ها غیر انسانی و خشن تر شده است.این فرد و همکارانش حقوق ماهیانه خود را از بیت االمال مردم دریافت می کند و قاعدتا وظیفه ای جز رسیدگی به مشکلات مردم نباید داشته باشد.خود و زیر دستانش افراد سرکوبگری هستند که در پرونده سازی ،تقاضای صدور حکم ضدبشری اعدام و یا زندانهای طولانی مدت، سلب حقوق اولیه زندانیان سیاسی و خانواده های آنها مانند ،داشتن تماس تلفنی،ملاقات حضوری، درمان زندانیان سیاسی،ایجاد فشارهای جسمی و روحی بر زندانیان سیاسی و خانواده های آنها و ده ها مورد دیگر روا می دارد.
تصمیم گیری در مورد زندانیان سیاسی ،برای صدور حکم اعدام، زندانهای طولانی مدت وشیوه های مختلف سرکوب در زندانها توسط ولی فقیه علی خامنه ای گرفته می شود و برای اجرا به صادق لاریجانی منصوب وی در قوۀ قضاییه ، وزارت اطلاعات و سازمان زندانها گذاشته می شود.

امید رضایی فعال دانشجویی گیلان بازداشت شد

براساس گزارش‌های رسیده از ایران امید رضایی دانشجوی دانشگاه گیلان توسط "اداره اطلاعات" این استان بازداشت شده است.
به گزارش سایت کلمه "پس از بی خبری چندروزه از وضعیت امید رضایی، دبیر کانون مطالعات دانشگاه گیلان، خانواده این فعال دانشجویی مطلع شدند که وی به مدت ده روز تا این لحظه در مکانی نامعلوم به سر می برد."
بر اساس این گزارش، پس از تفتیش محل زندگی این دانشجو کامپیوتر و وسایل شخصی وی توسط ماموران ضبط شده است.

Wednesday, 26 October 2011

دروغگو ترین رئیس جمهورها، علنی ترین دروغ را گفت

خودنویس. سروش جعفری: در حالی که چند سال قبل و در حاشیه یکی از اجلاس‌های بین‌المللی محمود احمدی‌نژاد با قذافی دیدار «گرم و صمیمانه‌ای» داشته، و همچنین معاون اول وی هم در دی ماه سال ۸۶ با قذافی دیدار کرده، رییس جمهور امروز در بیرجند گفت در ۲۵ سال گذشته هیچ‌یک از روسای جمهور و معاونان کشور ایران با «دیکتاتور لیبی» دیدار نکرده‌اند.
رییس جمهور با بیان اینکه «ما با مردم لیبی همواره دوست بوده‌ایم» گفت که در ‌‌٢٥ سال گذشته هیچ‌یک از روسای جمهور و معاونان جمهوری اسلامی با «دیکتاتور لیبی» دیدار نکرده‌اند.
به گزارش خبرآنلاین محمود احمدی‌نژاد امروز در یک سخنرانی در بیرجند با انتقاد از مواضع غرب درخصوص لیبی گفت: «اما شما از روسای جمهور و نخست وزیرهای اروپایی یکی را به من نشان دهید که به کشور لیبی سفر نکرده باشد.»
این سخن احمدی‌نژاد در حالی بیان می‌شود که رییس جمهور در حاشیه یکی از اجلاس‌ها دیداری «صمیمانه» با قذافی داشت که تصاویر آن دیدار نیز بطور گسترده روی فضای مجازی قرار دارد.
همچنین در دی ماه سال ۸۶ هم پرویز داودی، معاون اول احمدی‌نژاد به لیبی رفت و با معمر قذافی دیدار کرد که تصاویر آن دیدار نیز روی رسانه‌ها منتشر شده است.
به نظر می‌رسد همانطور که در سال ۱۳۸۸ و هنگام مناظره تلویزیونی میرحسین موسوی خطاب به احمدی‌نژاد گفت که «ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که مسلط به دوربین نگاه می‌کند و دروغ می گوید» احمدی‌نژاد این بار هم در کمال خونسردی! سخن کذبی را بیان کرده است.
احمدی‌نژاد در ادامه سخنرانی امروز خود گفت:‌«عده‌ای بر این عقیده هستند که قذافی را مانند بن‌لادن کشتند تا حرف‌ها را نزند؛ چرا که اگر قرار بود این آقا محاکمه شود و بگوید برای انتخابات به چه کسانی پول داده و از سوی چه کسانی حمایت می‌شده است، آن وقت خیلی از مسائل عوض می‌شد.»
رییس جمهور در بخش دیگری از سخنرانی خود گفت «ملت‌ها حق دارند که حاکمان‌شان را خودشان انتخاب کنند و برای سرنوشت‌شان تصمیم بگیرند. انتخابات آزاد، حق تعیین سرنوشت، آزادی و عدالت از جمله حقوق ملت‌ها است و دولت‌ها باید با کمک ملت‌ها این حقوق اساسی را محقق کنند.»
وی همچنین با اشاره به طرح اتهام اخیر آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران گفت:‌ «ترور کار آدم‌های جوان، ترسو، منافق و تجاوزطلب است. ملت ایران چه نیازی به این کار دارد؟ البته این‌ها همه بهانه است تا بتوانند از این ابزارها استفاده کنند و جلوی پیشرفت ایران را بگیرند.»
احمدی نژاد در پایان هم با اشاره به منتقدان دولت گفت که «جواب این افراد را نمیدهد ولی هر زمان که وقتش برسد مردم آن‌ها را دو ثانیه‌ای از جلوی راه بر میدارند.»
اعلام آمادگی ایران برای کمک به ملت لیبی
در رویدادی دیگر علی اکبر صالحی، وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران با ارسال پیامی خطاب به مصطفی عبدالجلیل، رییس شورای انتقالی لیبی، با تبریک پیروزی مردم لیبی ابراز امیدواری کرد که «با آغاز مرحله نوین حیات سیاسی در لیبی، زمینه‌های اعمال حاکمیت ملی توسط مردم هموار گردیده و نظامی مبتنی بر پایه مردم‌سالاری دینی با حفظ استقرار و ثبات کشور و بدون نفوذ و دخالت هرگونه نیروی خارجی بر سر کار آید.»
به گزارش انتخاب صالحی در این پیام آمادگی مجدد جمهوری اسلامی ایران برای کمک به ملت لیبی در همه زمینه‌ها را اعلام کرد.
همچنین وزیر امور خارجه ایران در پایان پیام خود نیز خواهان همکاری رییس شورای انتقالی برای روشن شدن سرنوشت امام موسی صدر و همراهانش و یافتن محل نگهداری آنان شد.

Tuesday, 25 October 2011

بازجویی دوباره عبدالله مومنی توسط حفاظت اطلاعات زندان اوین


 جرس: عبدالله مومنی زندانی سیاسی و فعال دانشجویی روز گذشته به حفاظت اطلاعات زندان اوین احضار و به صورت کاملا غیرقانونی مورد بازجویی قرار گرفت.

به گزارش کلمه، هدف از این بازجویی مشخص نیست، اما طبق قوانین جمهوری اسلامی بازجویی از زندانی که حکمش را دریافت کرده و در حال گذراندن آن است کاملا خلاف مقرارت است. این در حالی است که گزارش های رسیده به کلمه همچنین حاکی از آن است که هر روز فشارهای بیشتری بر زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین وارد می شود. چند روز قبل محمد داوری، روزنامه نگار زندانی به خاطر نگارشنامه ای درباره وضعیت بازداشتگاه کهریزک به دادسرا احضار، بازجویی و تهدید شد. همچنین سید محمد ابراهیمی از دیگر زندانیان سیاسی نیز بهدلیل اطلاع رسانی درباره آنچه در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات به سرش آمده بود و افشای شکنجه هایش در این بند توسط بازجویان وزارت اطلاعات توسط مسوولان قضایی تهدید و بازجویی شده است.
مسوولان قضایی، مدام زندانیان سیاسی را که از هر گونه حق قانونی چون مرخصی، ملاقات حضوری و دسترسی به وکیل محروم هستند به تشدید حکم زندان تهدید می کنند.

عبدالله مومنی، فعال سیاسی به دلیل نوشتن نامه اش به رهبری و شرح شکنجه هایش دوباره بازجویی و پرونده جدیدی برایش تشکیل شد و اکنون نیز به دلایل نامعلوم توسط حفاظت اطلاعات زندان اوین بازجویی و تهدید شده است.
عبدالله مؤمنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) سی خردادماه ۱۳۸۸ پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ساختمان ستاد شهروندان آزاد (حامیان مهدی کروبی، از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری) بازداشت و به مدت سه ماه در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ و ۲۴۰ محبوس و بازجویی شد. این فعال دانشجویی در دادگاههای نمایشی و محاکمه های غیرقانونی بعد از انتخابات به تحمل چهار سال و ۱۱ ماه حبس محکوم شد. اما این حکم غیرعادلانه هرگز باعث نشد که او از اعتقادات و مواضع خود دست بردارد و در شهریور ماه ۸۹ با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به رهبری با شرح شکنجه ها و شرایط اسف بار زندان های جمهوری اسلامی خواستار تشکیل کمیته حقیقت یاب پیرامون رخدادهای صورت گرفته، شد. اما به جای تشکیل کمیته حقیقت یاب بار دیگر عبدالله مومنی احضار و با اتهام تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب روبرو شد.
عبدالله مومنی پیش از این نیز در پی انتشار نامه ۲۶ زندانی سیاسی، نامه ۱۴ زندانی سیاسی در خصوص لزوم تشکیل کمیته حقیقت یاب و همچنین اعتصاب غذای ۱۲ نفره به دادسرای اوین فراخوانده شده بود. اما پاسخ عبدالله مومنی به مقامات قضایی در جریان این احضارها که گاه با درخواست انصراف از شکایت و یا تغییر مواضعش نیز همراه بوده، این بوده است که “پیش از هرچیز باید به ظلم ها و شکنجه هایی که بازجوها مرتکب شده اند رسیدگی کنید و این تنها خواستۀ من است.

تحریم‌ها «اجرای سیاست‌های جمهوری اسلامی را دشوارتر کرده است»




اتحادیه اروپا و آمریکا در روزهای گذشته اسامی برخی دیگر از فرماندهان نظامی ایران را به فهرست تحریم‌های خود اضافه کردند.اتحادیه اروپا و آمریکا در روزهای گذشته اسامی برخی دیگر از فرماندهان نظامی ایران را به فهرست تحریم‌های خود اضافه کردند.
اضافه شدن نام مقامات و شرکت‌های ایرانی به فهرست تحریم‌ها، سال‌هاست که ادامه دارد. اما اکنون سوال این است که این روش و شیوه تا چه حد موثر بوده است.
در گفت‌وگویی با مهرداد خوانساری، دیپلمات پیشین ایران ساکن لندن، نظر او را درباره این افزایش تحریم‌ها و اثرات آنها جویا شده ایم.
مهرداد خوانساری: موقعی که اقدامات حادتری عملی نیست و هدف این کشور‌ها این است که به نوعی جدی بودن خودشان را به دولت ایران منتقل کنند، طبیعی است که افزایش این اسامی، آن جدیت را نشان می‌دهد و فشار‌ها را با درجات ملایم‌تری بالا می‌برد.
ولی آن ضربه کوبنده‌ای که باعث بشود که دولت ایران از آن راه و روشی که دارد صرف نظر کند، نیست و به طور مسلم این اقدامات آن نقش را ایفا نمی‌کند. آن نقش، نقشی است که به شرایط و زمان دیرتری موکول می‌شود.
آقای خوانساری، اتحادیه اروپا و آمریکا بار‌ها اعلام کرده‌اند که تحریم‌ها را علیه دولت و حکومت ایران اعمال می‌کنند، و در صدد اعمال فشار از طریق تحریم‌ها بر مردم ایران نیستند. چنین تفکیکی در عمل چه قدر ممکن است؟
به هر حال زمانی که یک چنین شرایط این چنینی پیش می‌آید ‌تر و خشک با هم می‌سوزند. این امر غیر قابل انکار است. امکان ندارد که شما بر دولت ایران در شرایط فعلی فشار بیاورید و به مردم آسیبی نرسد. اما آن چه مسلم است این است که زمانی که فشار‌ها محدود به یک سری مسائلی است که به روند کار دولت مرتبط می‌شود، و فشار‌ها به شکلی است که دخالت مستقیمی در امور زندگی روزمره مردم ندارد، تا حدودی می‌شود گفت که یک حقیقتی پشت این ماجرا هست.
ولی در اصل، وقتی فشار به دولت وارد می‌شود و دولت از بابت آن فشار‌ها به ناتوانی می‌رسد که سرویس‌های لازم را به ملت ارائه کند، طبیعی است که ملت هم آسیب می‌بینند.
و زمانی که دولت سیاست‌هایی را اتخاذ می‌کند که مردم را با دنیا روبه‌رو می‌سازد، طبیعی است که تا زمانی که مردم خودشان متوجه عملکرد دولت نشوند و نخواهند که آن آسیب‌ها را در زندگی روزمره خودشان به حساب بیاورند، هیچ وقت به فکر این که بخواهند یک اقدام جدی برای عوض کردن شرایط بکنند هم نمی‌افتند.
در مورد تاثیرگذاری تحریم‌ها دو دیدگاه وجود دارد. برخی بر این باورند که تحریم‌ها، به‌خصوص تحریم‌های بانکی موثر بوده است. اما برخی هم معتقدند که تحریم‌ها آن نتیجه‌ای را که در پی‌اش بوده، محقق نکرده است. کدام یک از این دو ادعا درست است؟
به هر حال آن چه که مسلم است این است که تحریم‌ها به آن هدفی که مورد نظرشان بوده نرسیده‌اند. هدف این بوده که ایران غنی‌سازی را متوقف کند که دولت جمهوری اسلامی با یک دهن‌کجی خیلی بیشتر به آن روش ادامه داده است و آن هم علی‌رغم این که تحریم‌ها روز به روز افزایش یافته‌اند و اثرات آن در زندگی روزمره مردم عادی هم ملموس شده است.
به لحاظ فشارهایی که در پی تحریم‌ها به بانک‌ها وارد شده است و آسیب و صدمه‌ای که شرکت‌های بخش خصوصی دیده‌اند، طبیعتا مردم عادی هم به لحاظ زندگی روزمره خود با این مشکلات درگیرند.
به طور مسلم تحریم‌ها دولت جمهوری اسلامی را متقاعد نکرده است که سیاست‌های خودش را در ارتباط با پروژه هسته‌ای، در ارتباط با صلح و ثبات منطقه و در ارتباط با برنامه‌هایی که جزء برنامه‌های همیشگی‌اش در رابطه با اشاعه تروریسم در جهان اسلام، منطقه خلیج فارس و حتی در مناطق دوردستی مثل آمریکای جنوبی بوده است، ترک کند یا تغییر دهد. ضمن این که در اثر به کارگیری این تحریم‌ها، پیاده کردن این سیاست‌ها برای مجریانش در دولت جمهوری اسلامی- بی‌شک- مشکل‌تر شده است.



اتحادیه اروپا و آمریکا در روزهای گذشته اسامی برخی دیگر از فرماندهان نظامی ایران را به فهرست تحریم‌های خود اضافه کردند.اتحادیه اروپا و آمریکا در روزهای گذشته اسامی برخی دیگر از فرماندهان نظامی ایران را به فهرست تحریم‌های خود اضافه کردند.
اضافه شدن نام مقامات و شرکت‌های ایرانی به فهرست تحریم‌ها، سال‌هاست که ادامه دارد. اما اکنون سوال این است که این روش و شیوه تا چه حد موثر بوده است.
در گفت‌وگویی با مهرداد خوانساری، دیپلمات پیشین ایران ساکن لندن، نظر او را درباره این افزایش تحریم‌ها و اثرات آنها جویا شده ایم.
مهرداد خوانساری: موقعی که اقدامات حادتری عملی نیست و هدف این کشور‌ها این است که به نوعی جدی بودن خودشان را به دولت ایران منتقل کنند، طبیعی است که افزایش این اسامی، آن جدیت را نشان می‌دهد و فشار‌ها را با درجات ملایم‌تری بالا می‌برد.
ولی آن ضربه کوبنده‌ای که باعث بشود که دولت ایران از آن راه و روشی که دارد صرف نظر کند، نیست و به طور مسلم این اقدامات آن نقش را ایفا نمی‌کند. آن نقش، نقشی است که به شرایط و زمان دیرتری موکول می‌شود.
آقای خوانساری، اتحادیه اروپا و آمریکا بار‌ها اعلام کرده‌اند که تحریم‌ها را علیه دولت و حکومت ایران اعمال می‌کنند، و در صدد اعمال فشار از طریق تحریم‌ها بر مردم ایران نیستند. چنین تفکیکی در عمل چه قدر ممکن است؟
به هر حال زمانی که یک چنین شرایط این چنینی پیش می‌آید ‌تر و خشک با هم می‌سوزند. این امر غیر قابل انکار است. امکان ندارد که شما بر دولت ایران در شرایط فعلی فشار بیاورید و به مردم آسیبی نرسد. اما آن چه مسلم است این است که زمانی که فشار‌ها محدود به یک سری مسائلی است که به روند کار دولت مرتبط می‌شود، و فشار‌ها به شکلی است که دخالت مستقیمی در امور زندگی روزمره مردم ندارد، تا حدودی می‌شود گفت که یک حقیقتی پشت این ماجرا هست.
ولی در اصل، وقتی فشار به دولت وارد می‌شود و دولت از بابت آن فشار‌ها به ناتوانی می‌رسد که سرویس‌های لازم را به ملت ارائه کند، طبیعی است که ملت هم آسیب می‌بینند.
و زمانی که دولت سیاست‌هایی را اتخاذ می‌کند که مردم را با دنیا روبه‌رو می‌سازد، طبیعی است که تا زمانی که مردم خودشان متوجه عملکرد دولت نشوند و نخواهند که آن آسیب‌ها را در زندگی روزمره خودشان به حساب بیاورند، هیچ وقت به فکر این که بخواهند یک اقدام جدی برای عوض کردن شرایط بکنند هم نمی‌افتند.
در مورد تاثیرگذاری تحریم‌ها دو دیدگاه وجود دارد. برخی بر این باورند که تحریم‌ها، به‌خصوص تحریم‌های بانکی موثر بوده است. اما برخی هم معتقدند که تحریم‌ها آن نتیجه‌ای را که در پی‌اش بوده، محقق نکرده است. کدام یک از این دو ادعا درست است؟
به هر حال آن چه که مسلم است این است که تحریم‌ها به آن هدفی که مورد نظرشان بوده نرسیده‌اند. هدف این بوده که ایران غنی‌سازی را متوقف کند که دولت جمهوری اسلامی با یک دهن‌کجی خیلی بیشتر به آن روش ادامه داده است و آن هم علی‌رغم این که تحریم‌ها روز به روز افزایش یافته‌اند و اثرات آن در زندگی روزمره مردم عادی هم ملموس شده است.
به لحاظ فشارهایی که در پی تحریم‌ها به بانک‌ها وارد شده است و آسیب و صدمه‌ای که شرکت‌های بخش خصوصی دیده‌اند، طبیعتا مردم عادی هم به لحاظ زندگی روزمره خود با این مشکلات درگیرند.
به طور مسلم تحریم‌ها دولت جمهوری اسلامی را متقاعد نکرده است که سیاست‌های خودش را در ارتباط با پروژه هسته‌ای، در ارتباط با صلح و ثبات منطقه و در ارتباط با برنامه‌هایی که جزء برنامه‌های همیشگی‌اش در رابطه با اشاعه تروریسم در جهان اسلام، منطقه خلیج فارس و حتی در مناطق دوردستی مثل آمریکای جنوبی بوده است، ترک کند یا تغییر دهد. ضمن این که در اثر به کارگیری این تحریم‌ها، پیاده کردن این سیاست‌ها برای مجریانش در دولت جمهوری اسلامی- بی‌شک- مشکل‌تر شده است.

Monday, 24 October 2011

تاج زاده: در صورت مقابله شهروندان حکومت ایران عقب خواهد نشست

به روز شده:  16:59 گرينويچ - 23 اکتبر 2011 - 01 آبان 1390
مصطفی تاج زاده
مصطفی تاج زاده بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم دستگیر شد و هنوز در زندان به سر می برد
مصطفی تاج زاده خواستار مقابله موثر شهروندان ایران با "اقتدارگرایان" شده و ابراز اطمینان کرده که به این وسیله، "جناح حاکم زودتر از آن چه تصور می‌رود، عقب خواهد نشست".
مصطفی تاج زاده، که اظهارات جدید وی یکشنبه اول آبان (۲۳ اکتبر) در سایت اصلاح طلب تحول سبز منتشر شده، عضو جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب است که مدت کوتاهی بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم دستگیر شده و هنوز در زندان به سر می برد.
این زندانی سیاسی، هفته پیش با انتشار نامه ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای، حکومت ایران را در "سراشیبی سقوط اخلاقی و معنوی" دانسته و افزوده بود که "اصول و ارزش‌های" انقلاب ایران در نظام تحت رهبری وی "آشکارا نفی و نقض می‌شود".

Sunday, 23 October 2011

پاسخ مردم ایران به فرصت‌طلبی آخوندها; خامنه‌ای به پایان سلام کن! پاسخ رزمندگان به دیکتاتورها

رژیم آخوندی با فرصت‌طلبی در واکنش به مرگ قذافی از قول سخنگوی وزارت‌خارجه خود اعلام کرد، آماده انتقال تجربیات به لیبی جدید هستیم. دیکتاتوری آخوندی که فراموش کرده است از موشکهای دزیده شده لیبی که بر اساس گزارش خبرگزاریها پیش از این به ایران منتقل شده است و همین‌طور پایگاههای نظامی در جنوب لیبی در زمان قذافی و فرار افسران سپاه رژیم از این کشور، سخنی بگوید به یک بار صحنه را چرخانده و از قول سخنگوی وزارت خارجه‌اش گفته است، دیکتاتورها راهی جز نابودی ندارند!
به گزارش اداره کل اطلاعات و مطبوعات وزارت امورخارجه، رامین مهمان‌پرست با وقاحت کامل گفت:‌ ”این وعده الهی و سرنوشت محتوم همه مستبدان و ظالمان تاریخ است که با نادیده انگاشتن حق ملتها در اعمال حاکمیت خود سرانجامی جز نیستی و نابودی ندارند“.

و اما پاسخ مردم ایران به دیکتاتوری آخوندی که در شقاوت فراتر از قذافی رفته است این بود، مردم ایران بعد از شنیدن خبر مرگ قذافی با ارسال پیامک روی موبایلها این خبر را به یکدیگر منتقل کرده و نوشتند: خامنه‌ای به پایان سلام کن!

اپوزیسیون ایران غلام شکوری را به دخالت در کشتار جمعی ۴۵۰۰زندانی سیاسی در سال ۱۹۸۸ متهم می‌کند

به‌نوشته واشنگتن تایمز غلام شکوری عضو نیروی قدس که در طرح ترور واشنگتن نقش داشته، از طرف اپوزیسیون ایران، متهم به دخالت در کشتار جمعی ۴۵۰۰زندانی سیاسی در سال ۱۹۸۸ می‌باشد. وی در سالهای ۱۹۸۸به نیروی قدس منتقل شد… شکوری در چند جبهه، شامل جنوب لبنان، … فعال بوده است.

Saturday, 22 October 2011

تجمع و اعتراض صنفی دانشجویان در کوی دانشگاه تهران

دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران، امشب ٣٠ مهرماه، در اعتراض به مشکلات صنفی تجمع کردند.
به گزارش دانشجونیوز، چند صد تن از دانشجویان در اعتراض به کیفیت پایین غذا، افزایش بی سابقه نرخ غذا و هزینه خوابگاه، سخت گیری بیش از حد به عدم اسکان دانشجویان سنواتی، سرعت بسیار پایین اینترنت، نامناسب بودن امکانات رفاهی و از همه مهمتر عدم پاسخگویی شفاف مسئولین دانشگاه به انتقادات دانشجویان، در کوی دانشگاه تهران تجمع کردند.
این تجمع که از ساعت هشت و سی دقیقه شنبه شب آغاز شد با دخالت مسئولین پر تعداد حراست دانشگاه پس از دو ساعت، با وعده حضور مسئولین در کوی دانشگاه در روز یکشنبه، و با خواندن یار دبستانی پایان داده شد.
به گفته یکی از تجمع کنندگان، تعداد زیادی از نیروهای حراست، با گرفتن کارت دانشجویی و فیلمبرداری از آنان و درگیری های لفظی سعی در متفرق کردن دانشجویان داشتند.
دانشجویان اعلام کرده اند تا تحقق خواسته هایشان هر شب در میدان کوی دانشگاه تجمع خواهند کرد.
در هفته های گذشته، تعداد زیادی از دانشگاه های کشور مانند امیرکبیر، شهرکرد، زنجان، مازندران، علم و صنعت، مشهد، یزد و خواجه نصیر شاهد اعتراض گسترده دانشجویان نسبت به وضعیت نامناسب و مشکلات صنفی بوده است.

بازجویی و تهدید محمد داوری، روزنامه‌نگار زندانی

محمد داوری، روزنامه نگار زندانی، برای چندمین بار در یک سال اخیر به دادسرای اوین فراخوانده و از سوی مسوولان قضایی بازجویی و تهدید شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، این زندانی سیاسی که اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد، به دلیل نوشتن نامه ای درباره وضعیت بازداشتگاه کهریزک، به داد

محمد داوری، روزنامه نگار زندانی، برای چندمین بار در یک سال اخیر به دادسرای اوین فراخوانده و از سوی مسوولان قضایی بازجویی و تهدید شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، این زندانی سیاسی که اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد، به دلیل نوشتن نامه ای درباره وضعیت بازداشتگاه کهریزک، به دادسرا فراخوانده و بازجویی شد. بازجویان در جریان این بازجویی، او را به تشدید حکم زندان تهدید کرده اند.
محمد داوری، روزنامه نگار، سردبیر وب سایت سحام نیوز و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی، بیش از دو سال است که بدون بهره مندی از حق مرخصی، در زندان اوین به سر می برد.
وی در آن نوشته از فعالیت های خود در دفتر مهدی کروبی و همچنین ملاقات و مصاحبه با شکنجه شده های زندان کهریزک و کسانی که در این زندان و دیگر زندان ها مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، پرده برداشته و تاکید کرده بود که طی بازجویی ها و بیش از دو سال زندان، هیچ یک از مقامات مسوول نتوانسته اند صحت این مستندات را زیر سوال ببرند.
داوری در ۷۳۰ امین روز بازداشت خود، در نوشته ای مفصل که از زندان اوین ارسال کرد، بخشی از وقایع دو سال بازداشتش را بازگو کرد. او در بخشی از نامه اش نوشت: اگر خلاف مستندات ما ثابت شده بود، تا به حال آنها مستندهای تلویزیونی بسیاری درباره آنها پخش می کردند؛ در حالی که تنها سکوت کرده اند و هرگز نتوانسته اند اساس گفته های کسانی را که از شکنجه و تجاوز در زندان ها گفته اند، زیر سوال ببرند..
داوری همچنین در همان نوشته تاکید کرد که هرگز در زندان تقاضای عفو و بخشش نمی کند، چرا که به عقیده ی او، این مسوولان متخلف هستند که بی گناهان را به زندان انداخته اند و آنها باید از این زندانیان تقاضای بخشش کنند؛ زیرا ظالم است که نیازمند عفو است و نه مظلوم.
دستگاه قضایی در دو سال اخیر بارها شاکیان را به جای متهمان محاکمه کرده و این موضوع به رویه ای در سیستم قضایی تبدیل شده است. همچنین مدتی است وقتی زندانیان مظلوم از ظلم هایی که بر آنها رفته شکایت می کنند، خود به جای متهمان به دادگاه احضار، تهدید و بازجویی می شوند.
محمد داوری که ابتدا به ۵ سال حبس متهم شده بود، پس از یک سال زندان به یک سال حبس دیگر هم محکوم شد که به این ترتیب میزان حبس او به شش سال افزایش یافت. اکنون او به خاطر افشای ظلم هایی که تحمل کرده، توسط ماموران امنیتی و قضایی به تشدید مجازات تهدید شده است.
سرا فراخوانده و بازجویی شد. بازجویان در جریان این بازجویی، او را به تشدید حکم زندان تهدید کرده اند.
محمد داوری، روزنامه نگار، سردبیر وب سایت سحام نیوز و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی، بیش از دو سال است که بدون بهره مندی از حق مرخصی، در زندان اوین به سر می برد.
وی در آن نوشته از فعالیت های خود در دفتر مهدی کروبی و همچنین ملاقات و مصاحبه با شکنجه شده های زندان کهریزک و کسانی که در این زندان و دیگر زندان ها مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، پرده برداشته و تاکید کرده بود که طی بازجویی ها و بیش از دو سال زندان، هیچ یک از مقامات مسوول نتوانسته اند صحت این مستندات را زیر سوال ببرند.
داوری در ۷۳۰ امین روز بازداشت خود، در نوشته ای مفصل که از زندان اوین ارسال کرد، بخشی از وقایع دو سال بازداشتش را بازگو کرد. او در بخشی از نامه اش نوشت: اگر خلاف مستندات ما ثابت شده بود، تا به حال آنها مستندهای تلویزیونی بسیاری درباره آنها پخش می کردند؛ در حالی که تنها سکوت کرده اند و هرگز نتوانسته اند اساس گفته های کسانی را که از شکنجه و تجاوز در زندان ها گفته اند، زیر سوال ببرند..
داوری همچنین در همان نوشته تاکید کرد که هرگز در زندان تقاضای عفو و بخشش نمی کند، چرا که به عقیده ی او، این مسوولان متخلف هستند که بی گناهان را به زندان انداخته اند و آنها باید از این زندانیان تقاضای بخشش کنند؛ زیرا ظالم است که نیازمند عفو است و نه مظلوم.
دستگاه قضایی در دو سال اخیر بارها شاکیان را به جای متهمان محاکمه کرده و این موضوع به رویه ای در سیستم قضایی تبدیل شده است. همچنین مدتی است وقتی زندانیان مظلوم از ظلم هایی که بر آنها رفته شکایت می کنند، خود به جای متهمان به دادگاه احضار، تهدید و بازجویی می شوند.
محمد داوری که ابتدا به ۵ سال حبس متهم شده بود، پس از یک سال زندان به یک سال حبس دیگر هم محکوم شد که به این ترتیب میزان حبس او به شش سال افزایش یافت. اکنون او به خاطر افشای ظلم هایی که تحمل کرده، توسط ماموران امنیتی و قضایی به تشدید مجازات تهدید شده است.

برادرم فقط گریه می کرد


جرس: در حالیکه 35 روز از بازداشت امیرعلی علامه زاده خبرنگار سابق خبرگزاری ایلنا می گذرد اما تاکنون از اتهام و شرایط نگهداری وی اطلاعی در دست نیست.

علامه زاده در روز 27 شهریور ماه بهمراه دور جدید بازداشت روزنامه نگاران و مستندسازان در منزل شخصی خود بازداشت و به بند امنیتی  دو الف تحت نظارت سپاه منتقل شده است. هفته گذشته نیز ماموران امنیتی بار دیگر به منزل پدری این روزنامه نگار یورش بود و با ایجاد رعب و وحشت به تهدید اعضای خانواده او پرداخته و یکسری وسایل را با خود برده اند.

در طی این مدت پدر امیرعلی علامه زاده یکبار موفق به ملاقات با او شد که دراین دیدار امیرعلی از نظر روحی وضعیت بسیار نامناسبی داشته و در طی مدت ملاقات فقط گریه می کرده است. این دیدار موجب نگرانی "شدید" خانواده شد اما پیگیری های آنها برای اطلاع از اتهام و شرایط نگهداری او تاکنون بی نتیجه بوده است.

به همین مناسبت "جرس" با زینب علامه زاده خواهر امیرعلی علامه زاده در خصوص آخرین وضعیت او به گفتگو پرداخته که متن آن در پی می آید:

خانم علامه زاده آیا تاکنون موفق به ملاقات با برادرتان شده اید؟
دو هفته پیش پدرم با امیرعلی ملاقات داشت.

در این ملاقات از امیرعلی در خصوص اتهامش سوال کردند؟
 از قبل به پدرم گفته بودند که نباید هیچ سوالی مبنی بر اینکه اتهامش چیست؟ در کجا نگهداری می شود؟ در انفرادی است یا نه؟ برخورد ماموران چطور است؟ پرسیده شود و فقط احوالپرسی می کنید. پدرم هم برای ملاقات امیر علی رفت و دقیقا همان کار را انجام داد.

وضعیت روحی امیرعلی در این ملاقات چطور بود؟

پدرم می گفت در این یک ربع ساعت ملاقات، امیرعلی فقط گریه می کرد و وقتی از ملاقات آمد خیلی ناراحت و نگران بود. امیرعلی اصلا آدم احساسی نبود که با دیدن پدرم گریه کند و ماهها می شد که پدرم را نمی دید اما هیچوقت اینطور نبود و ما نگرانیم که تحت چه شرایط بدی است که با دیدن پدرم فقط گریه می کرد. حتما یک اتفاقی افتاده که اینقدر از نظر روحی بهم ریخته است و حالش غیرطبیعی بود و این ما را نگران کرده است. وقتی به ما می گویند هیچی از او نپرسید حتما به او هم گفته اند هیچی نباید بگویی و مجبور است وقتی حالش را می پرسیم بگوید حالم خوب است. اما اگر حالش خوب است پس چرا مدام گریه می کرد؟!

اطلاع دارید الان در کدام بند نگهداری می شود؟
در بند دو الف است. آن زمانی که برای تفتیش منزل آمد و برگه ای را دادند که در آن لیست وسایلی که با خودشان بردند بود که در بالای آن شعبه 14 منطقه 28 بازپرسی نوشته شده بود که وقتی به آنجا مراجعه کردم که گفتند امیرعلی در بند دو الف است و بند دو الف هم مربوط به سپاه می شود.

از نحوه بازداشت امیرعلی برایمان بگویید و اینکه در زمان بازداشت حکمی ارائه دادند؟

گویا سر کوچه منتظرش بودند و امیر علی آمد خانه و گفت یک عده با حکم آمده اند و می خواهند خانه را بازرسی کنند و من را با خودشان ببرند.

این حکم از سوی چه نهادی بود و بر اساس چه اتهامی حکم بازداشت امیرعلی را داشتند؟
فرصت نشد از برادرم بپرسم چون امیرعلی اصلا کاری نکرده بود و این برخورد غیر منتظره بود. بعد از گذشت این همه مدت هم ما هنوز از اتهام او خبر نداریم.

در این مدت فشار و تهدیدی هم بر روی خانواده بوده است؟
هفته گذشته به منزل پدری ام در بابل هجوم آوردند و آنجا تشنج ایجاد کردند. دنبال هارد امیرعلی می گشتند که هارد و یکسری وسایل دیگر را با خودشان بردند. من در آنجا حضور نداشتم اما خانواده می گفت از صحبتهایشان معلوم بود دو نفر از مامورها از تهران آمده بودند و سه نفر هم از بابل بودند. البته آن دو نفری که از تهران آمده بودند رفتار خوبی داشتند اما رفتار آن سه تای دیگر بسیار بد بود و رعب و وحشت ایجاد می کردند و برادر کوچکم را تهدید می کردند که بازداشتش می کنند و حتی اسم من را هم آورده بودند و می گفتند زینب را هم بازداشت و با خودمان می بریم. من نمی دانم از اتهام و حال امیر علی که خبر نداریم و حالا بر مبنای چه قانونی خانواده و برادرم را تهدید به بازداشت می کنند؟

برای پیگیری وضعیت امیرعلی به چه مراجعی مراجعه کردید؟
به همه جا. اما ما حتی بازپرس امیرعلی را هم نتوانستیم ببینیم تا حداقل بفهمیم آخر به چه اتهامی برادرم را این همه مدت در زندان نگهداشته اند. نمی دانیم الان امیرعلی در انفرادی تحت بازجویی است یا نه؟ هیچی هیچی.

برای وکیل اقدام کرده اید؟
بله وکیل گرفتیم اما تا مراحل قانونی آن طی بشود کمی طول می کشد و امیدواریم هر چه زودتر امیر علی آزاد شود و دیگر نیازی نباشد.

برادرتان قبلا دبیر سرویس بین الملل خبرگزاری ایلنا بود؟
بله اما بعد از توقیف ایلنا بیرون آمد. بعد از آن هم که بیکار بود و خیلی به ندرت مطلبی برای رسانه های داخلی می نوشت. این اواخر هم در تماشاگر مربوط به همشهری چند مطلب ورزشی نوشته بود و اصلا کار خبری سیاسی نمی کرد.

حتما اطلاع دارید که طی هفته های گذشته موج جدیدی از بازداشت روزنامه نگاران و مستندسازان آغاز شده است فکر می کنید ارتباطی بین بازداشت برادرتان و این دستگیری ها وجود دارد؟
واقعا نمی دانم. برادرم را به مدت کمی بعد از بازداشت مستندسازان گرفتند اما امیرعلی هیچ فعالیت رسانه ای نداشت و من از نزدیک شاهد کارهای برادرم بودم و حتی این اواخر مریض بود و دیسک کمر داشت و حتی نمی توانست بشیند و در تمام مدت در خانه بود و با هیچ جا ارتباط نداشت.

وضعیت روحی پدر و مادرتان در این شرایط بی خبری چطور است؟

خانواده همه نگران و ناراحت هستیم. بغیر از پدرم هیچ کس دیگر را نگذاشتند با امیر علی ملاقات کند. مادرم هم تهران نبود. حتی من می خواستم برادرم را ببینم اجازه ندادند. پدر و مادرم مریض هم هستند و واقعا وضعیت و شرایط خوبی نداریم. من خودم توان و نیروی هیچ کاری را ندارم و فقط به فکر امیرعلی هستم و نگرانش هستم همه اعضای خانواده عصبی و نگران هستند علتش هم این است که اصلا از حال امیرعلی خبر نداریم و حتی نمی دانیم اتهامش چیست؟ به هر دری هم می زنیم هیچکس پاسخ ما  را نمی دهد.

در پایان صحبت دیگری دارید؟
ما بعنوان خانواده امیرعلی حق این را داریم که بدانیم که اتهامش چیست و شرایط روحی و روانی اش چطور است؟ هر کس خبر بازداشت امیرعلی را می شنود تعجب می کند که چرا امیرعلی؟ او که کاری نکرده است؟ حالا متوجه می شویم که خانواده های زندانیان سیاسی چه می کشند. الان که در شرایط آنها هستیم می فهمیم که از زمانیکه عزیزانشان بازداشت می شوند تا بفهمند کجا هستند و تحت چه شرایطی نگهداری می شوند و حالشان چطور است، چه دوران سخت و دردناکی را می گذرانند.

Friday, 21 October 2011

حشمت الله طبرزدی در آخر دنیا

جرس: حشمت الله طبرزدی که از تاریخ اردیبهشت ماه سال گذشته از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل شده است از کلیه حقوق یک زندانی سیاسی محروم بوده است و با مشکلات جسمانی، شرایط سخت زندان رجایی شهر را که از آن جا با عنوان "آخر دنیا" یاد می کند، می گذراند.

علی طبرزدی فرزند حشمت الله طبرزدی با تاکید بر افزایش فشارها و محدودیت ها در خصوص وضعیت پدرش به "جرس" می گوید: "از زمانیکه ایشان به زندان رجایی شهر منتقل شده اند تلفن و ملاقات حضوری ایشان قطع شده است. ما فقط به شکل کابینی و کوتاه می توانیم با او ملاقات کنیم. آقای طبرزدی تحت محدودیت ها و شرایط بسیار دشوار از کوچکترین حقوق اولیه خود بعنوان یک زندانی سیاسی "محروم" است. روز بروز هم فشارها افزایش پیدا می کند از جمله اینکه یک قانونی وضع کرده اند که زمانیکه زندانی سیاسی را به بازپرسی یا بهداری و مراکز درمانی می برند از پایبند و دستبند و چشم بند استفاده می کنند و قصدشان از این اقدامات شکستن و تخریب روحیه زندانی است. البته اینگونه اقدامات با مقاومت برخی زندانیان از جمله پدر من مواجه می گردد و تحت هیچ شرایطی حاضر به سر سپردن به این اعمال نیست. خلاصه وضعیت زندان رجایی شهر خوب نیست و به تعبیر خود آقای طبرزدی "آخر دنیا" است."

او به مشکلات جسمانی پدرش که ناشی از تحمل شرایط دشوار زندان بوده اشاره می کند و می افزاید: "پدرم در طول سالهای سخت زندان به بیماری های مختلفی دچار شده است. ضعف جسمانی زیادی بر ایشان مستولی شده است و از ناراحتی قلبی رنج می برد. متاسفانه در ملاقات کابینی ما از شرایط داخل زندان و آنچه بر سر زندانیان می آید نمی توانیم اطلاع پیدا کنیم. تلفن کابین هم شنود می شود و زندانیان نمی توانند از وضعیت خود به خانواده هایشان بگویند. ما زمانیکه ضعف جسمانی آقای طبرزدی را از پشت شیشه می بینیم نگران و ناراحت می شویم اما باز وقتی شاهد روحیه قوی و محکم ایشان را در مقابل این شرایط سخت هستیم، خرسند می شویم."

علی طبرزدی به بیان علت اینکه چرا پدرش هیچگاه درخواست مرخصی نمی دهد پرداخته و توضیح می دهد: "طبق قوانین خود جمهوری اسلامی یک زندانی سیاسی از حقوق اولیه ای از جمله دسترسی به وکیل، حق دفاع و استفاده از مرخصی و ...باید برخوردار باشد. اما متاسفانه نه تنها به این قوانین عمل نمی شود بلکه موارد غیرقانونی و محدودیت های دیگری هم بر آن اضافه شده است. به برخی از زندانیان که می خواهند مرخصی بدهند همراه با توهین و گرفتن امتیاز این حق به آنها داده می شود آن هم برای دو ساعت تا حداکثر 48 ساعت. به همین علت پدرم با شناختی که از اینها دارد و نقض قوانین توسط آنها را می شناسد هیچگاه درخواستی نمی کند کمااینکه دوستان ایشان هم درخواست داده اند اما با درهای بسته مواجه شده اند بنابراین از پیش جواب درخواست ها مشخص است...."

همسر حشمت الله طبرزدی پیش از این به خبرنگار جرس گفته بود: "آقای طبرزدی ده ، یازده سال در زندان بودند و دوباره در زندان هستند و حکم جدید برایشان زده اند، برای چه؟ فقط برای ابراز عقیده و دلسوزی برای کشور و مردم ایران، فقط برای فراهم آوردن آزادی برای هموطنان خود. اگر می گویند که آقای طبرزدی و امثال او اشتباه می کنند و حرفهایشان بر حق نیست چرا با آنها گفتگو نمی کنند؟ چرا به جای آوردن آنها به پای میز بحث و گفتگو، آنها را به سلولهای انفرادی می اندازند و حکمهای طویل المدت برایشان صادر می کنند؟ بخدا با سرکوب و فشار بر این منتقدان شرایط بدتر خواهد شد و نتیجه ای بدست نخواهند آورد زیرا امثال آقای طبرزدی به گفته های خود ایمان و اعتقاد دارند و تا برقراری آزادی کوتاه نخواهند آمد."

احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، نخستین گزارش خود را در اختیار دبیر کل سازمان ملل متحد قرار داد. در این گزارش که شامل 78 بند است به تمامی طیف ها و نقض حقوق بشر پرداخته و با هشدار به نقض مداوم حقوق اقشار مختلف خواستار سفر به ایران برای بررسی و تحقیق شده است.

فرزند حشمت الله طبرزدی در خصوص گزارش احمد شهید بیان می کند: "البته این اولین بار نیست که نمایندگان و نهادهای حقوق بشری با چنین گزارش هایی درصدد نمایاندن وضعیت حقوق بشر در ایران هستند. اما متاسفانه تاکنون نتیجه مثبتی گرفته نشده است و مقامات جمهوری اسلامی گوش شنوایی ندارند و وضعیت حقوق انسانی همچنان در ایران اسف بار است. اما ارزیابی من در کل از گزارش احمد شهید از دو منظر مثبت است. یکی اینکه تبعیض در آن کمتر است و سعی شده به تمامی طیف ها بطور منصفانه پرداخته شود. دو اینکه متوجه شدم سازمان های بین المللی از منافع دولت ها دست برداشته اند و به حقوق انسانها پرداخته اند. خلاصه از این دست گزارش ها زیاد داده شده که در مقابل واکنش تند مقامات جمهوری اسلامی را در برداشته و محدودیت ها وفشارها را بر زندانیان افزایش دادند و این بار باید منتظر بمانیم تا ببینیم نتیجه چه خواهد شد."

وی در پایان ادامه می دهد: "متاسفانه مسئولین داخل که حداقل ها را هم زیر پا گذاشته اند و نمی شود انتظاری از آنها داشت اما امیدواریم این نهادهای حقوق بشری و تشکل ها و سازمان های بین المللی به فعالیت های خودشان ادامه دهند و این رسالت را به نحو احسنت به گوش جهانیان برسانند."

بدنبال تایید حکم پانزده ماه حبس تعزیری ابولفضل طبرزدی برادر زاده حشمت الله طبرزدی، این فعال حقوق بشر دیروز ظهر خود را به زندان کارون اهواز معرفی کرد. وی آذر ماه سال گذشته بازداشت و چندین ماه را تحت شرایط دشوار و بازجویی قرار داشت که بعد از دو ماه به قید وثیقه آزاد گردید.

علی طبرزدی پسر عموی ابوالفضل با تاکید بر بی گناه بودن او می گوید: "فعالیت های ابوالفضل فقط در ارتباط با اطلاع رسانی در خصوص وضعیت پدرم بود ه است و سعی بر این داشت که از منظر حقوق بشری به این قضیه بپردازد و اصلا فعالیت سیاسی نداشت. در حقیقت مانند دیگر زندانیان سیاسی بی گناه محکوم شده و باید حکم زندان را بگذراند. اما خوشبختانه وضعیت روحی اش دیروز بسیار خوب بوده و خودش را برای اجرای حکمش به زندان معرفی کرد. همه اعضای خانواده طبرزدی ها این هزینه ها را بخاطر آرمان ها و دفاع از حقوق مردم می پردازند اما با تمام این سختی ها و فشارها باز روزنه امیدی است."

گفتنی است، حشمت الله طبرزدی در مهرماه سال گذشته به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرائم علیه امنیت کشور، توهین به رهبر جمهوری اسلامی، توهین به ریاست جمهوری و اخلال در نظم عمومی" به نه سال زندان و ٧۴ ضربه شلاق محکوم شد که در دادگاه تجدیدنظر این حکم به هشت سال زندان کاهش یافت.

احضارو بازجویی زندانیان سیاسی امضا کننده بیانیه اعتراض به حبس رهبران جنبش سبز

جرس: تعدادی از زندانیان سیاسی امضا کننده بیانیه ی اعتراض به حصر غیرقانونی همراهان جنبش سبز، میرحسین موسوی و مهدی کروبی به دادسرای اوین احضار شدند.

به گزارش  کلمه، این زندانیان سیاسی که به مناسبت دویستمین روز زندان خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان بیانیه ای نوشته و به این روند غیر قانونی اعتراض کرده بودند هفته گذشته با احضار به دادسرای اوین بازجویی وتفهیم اتهام شده و مسوولان این دادسرا گفتند برای آنان پرونده های قضایی جدیدی گشوده خواهد شد.

۳۳ زندانی سیاسی به مناسبت دویستمین روز حصر رهبران جنبش سبز با صدور بیانیه ای از داخل زندان از حاکمیت خواسته بودند تا به این حصر ظالمانه پایان دهند .
در چند ماهه اخیر احضار و تهدید زندانیان سیاسی به یکی از روندهای متداول سیستم قضایی ایران تبدیل شده است و حتی اگر زندانی در مورد مظالمی که بر او رفته نیز نامه ای بنویسد، این شکایت کننده است که مورد بازخواست مقامات قضایی قرار می گیرد و نه کسی که مورد شکایت قرار گرفته و ظلم روا داشته است.

آنها همچنین در این بیانیه، حبس رهبران جنبش سبز را ظالمانه و غیرقانونی دانسته و نوشته بودند:« ما زندانیان سیاسی امضاکننده‌ی این بیانیه ضمن محکوم کردن بازداشت غیرقانونی رهبران جنبش سبز که بیش از هرچیز به عملیات آدم‌ربایی و گروگان‌گیری شباهت دارد، اعلام می‌داریم راهی که می‌تواند به خروج کشور از بحران فزاینده‌ی فعلی کمک کند و مانع از تحمیل هزینه‌های بیشتر به منافع ملی شود، پایان بخشیدن به حبس ظالمانه‌ی آقایان موسوی و کروبی است.»

در میان امضا کنندگان این بیانیه، اسامی زندانیانی سیاسی از طیف‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از جمله جبهه‌ی مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، ادوار تحکیم وحدت، نهضت آزادی و نیروهای ملی-مذهبی، روزنامه‌نگاران، فعالان حقوق بشری و نزدیکان به میر حسین موسوی دیده می‌شدند.

اعدام مخفیانه صدها زندانی



 بنا به گزارش میان مدت گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، دولت ایران صدها نفر زندانی را در زندان وکیل آباد مشهد اعدام کرده است.
دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل قبلا وزیر خارجه مالدیو بوده است. از آنجا که دولت ایران به این گزارشگر اجازه دیدار از ایران را نداد، گزارشات وی، که به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه می گردد، بر اساس شهادت های دست اول بنا شده  که "همگی گویای نقض کامل و منظم حقوق اساسی بشر" در ایران کشور است.
دکتر شهید می نویسد: "مهمترین مسائلی که توجه را جلب می کند به روند های قضایی مربوط است و عبارتند ازاستفاده از شکنجه، خشونت، رفتار تحقیر آمیز با زندانی، تهدید به مجازات مرگ در غیاب یک روند دادرسی مناسب، موقعیت زنان، مجازات اقلیت های مذهبی و قومی، سرکوب حقوق مدنی به خصوص حقوق سیاسی مدافعین حقوق بشر و جامعه مدنی.»
وی می گوید: "مصاحبه های خصوصی متعدد حاکی از زندانی کردن افراد در سلول های انفرادی برای مدت طولانی، در دوران بازجویی از آنهاست. همه کسانی که با آنها مصاحبه شد از استفاده از چشم بند در زمان انتقال به سلول انفرادی و همچنین در زمان بازجویی خبر دادند".
دکتر شهید می گوید: "مدافعان حقوق بشر، فعالین جامعه مدنی و فعالین مذهبی، به اتهاماتی مانند اقدام علیه امنیت ملی، توهین به رهبر عالی و تبلیغ علیه نظام محاکمه می شوند."
وی می نویسد: "اکثر گزارشات همچنین حاکی از تعیین قرار های وثیقه بین 10000 تا 500000 دلار است تا افراد را وادار به حضور دردادگاه کنند."
گزارش یاد شده بر اساس مصاحبه  با ده ها قربانی رژیم ایران، شامل وکلا، دانشجویان، هنرمندان، روزنامه نگاران و فعالین محیط زیست و فعالین سیاسی تدوین شده است.
دکتر شهید، در این گزارش به طور خاص از استفاده از مجازات مرگ در مواردی که دادرسی کافی صورت نگرفته ، بخصوص در درون زندان ها، ابراز نگرانی کرده است.
وی می نویسد: "عدام های دسته جمعی در داخل زندان ها، که در ابعاد وسیع انجام می شود، اغلب بدون اطلاع و حضور خانواده ها و وکلای زندانیان اتفاق می افتد."
وی می افزاید "مجازات مرگ در مواردی مانند محاربه، تجاوز، قتل، اعمال غیر اخلاقی یا خلاف عفت و آدم ربایی اعمال می شود."
گزارش، با درخواست برای بازدید گزارشگر ویژه سازمان ملل از ایران به پایان می رسد، تا ضمن آن دکتر شهید بتواند موارد یاد شده را تائید کند یا اتهامات وارد در مورد نقض حقوق بشر را کنار بگذارد.
در ماه ژوئیه، دبیر شورای عالی حقوق بشر ایران گفت ماموریت دکتر شهید "برنامه غرب" است و آن را "غیر قانونی" خواند.
محمد جواد لاریجانی، دبیر این شورا گفت: "ما با انتخاب آقای شهید به عنوان گزارشگر ویژه مخالفتی نداریم ولی فرستادن گزارشگر حقوق بشر به ایران غیر قابل قبول است و ما اجازه نخواهیم داد."

سرخط‌ خبرها گزارشگر سازمان ملل متحد موارد مختلف نقض حقوق بشر درایران را نگران کننده توصیف کرد

احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشرسازمان ملل متحد روز چهارشنبه نسبت به نقض دائمی حقوق بشر درایران هشدارداد.
احمد شهید درسخنان خود، در برابر مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت موارد مختلف نقض حقوق بشردرایران مانند اعدام در ملأ عام، فشار بر اقلیت‌های قومی و مذهبی و زیرپا گذاشتن حقوق مدنی وسیاسی آنها درحال افزایش است.
احمد شهید افزود، ازمقامات جمهوری اسلامی میخواهد به او اجازه دهند ماه آینده برای بررسی و تحقیق به ایران برود.
وی در ادامه سخنان خود به مورد زندانیان سیاسی اشاره کرد و با ذکر نام از افرادی مانند مهدی کروبی، میرحسین موسوی، آیت الله بروجردی، نسرین ستوده، بهاره هدایت، عبدالله مومنی و کشیش یوسف ندرخانی از مقامات تهران خواست  هرچه زودتر آن ها را آزاد کنند.
گزارشگر سازمان ملل درادامه موارد دیگری از نقض حقوق بشر درایران مانند جلوگیری از انتخابات آزاد و سالم، عدم آزادی بیان و حق تجمع، محرومیت از حق تحصیل، آزار واذیت اقلیت‌های قومی، مذهبی و مدافعان حقوق بشر و اعمال محدودیت برفعالان جامعه مدنی ایران را برشمرد.
احمد شهید با انتقاد از عملکرد تشکیلات قضایی، موقعیت زنان درایران و شکنجه زندانیان گفت افزایش اعدام ها درایران بیش ازهمه این موارد ایجاد نگرانی می کند.
اضافه بر اعدام‌ها، احمد شهید درگزارش خود به موارد به زندان افکندن نیروهای سیاسی مخالف، روزنامه نگاران، دانشجویان، وکلای مدافع و هواداران محیط زیست درایران اشاره کرد.

Thursday, 20 October 2011

دعوت آمریکا از جامعه جهانی برای دفاع از حقوق مردم ایران

مارک تونر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در آستانه طرح رسمی گزارش مامور ویژه حقوق بشر ایران در سازمان ملل، دولت ایالات متحده روز سه‌شنبه با اشاره به نقض این حقوق در ایران از جامعه جهانی خواست تا جمهوری اسلامی را محکوم کرده و به تلاش برای درخواست تغییر در وضعیت مردم ایران ادامه دهد. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در این باره تاکید کرد: «مقامات [جمهوری اسلامی] هم‌چنان هر نوع اعتراضی را خفه می‌کنند، اقلیت‌های مذهبی و قومی را تحت تعقیب قرار می‌دهند، و مدافعان حقوق بشر در کشور را مورد تعرض و ارعاب قرار می‌دهند.»

وضعیت وخیم جسمانی مجید دری، دانشجوی محبوس در تبعید

جـــرس: وضعیت جسمی مجید دری زندانی سیاسی محبوس در زندان بهبهان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی رو به وخامت گذاشته است.

به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این دانشجوی زندانی ار بیماری میگرن و کم خونی رنج می‌برد و احتیاج به پزشک متخصص دارد با ابن حال مسئولین زندان از انتقال این زندانی به بیمارستان خارج از زندان خودداری می‌کنند.

خانواده این دانشجوی ستاره دار از درخواست انتقال ایشان به یک زندان در شهر تهران خبر داده‌اند اما مسئولین قوه قضاییه به درخواست این خانواده توجهی نکردند.

گفتنی است، مجید دری طی رنج نامه‌ای شرایط زندان را اینگونه توصیف کرده بود: "من نه تنها از هیجدهم تیرماه ۸۸ در زندان به سر می‌برم که چندی بعد حکم قطعی شش سال زندان در تبعید را دست من دادند تا از دوران جوانی خود صرف نظر کرده و آماده زندانی ناعادلانه، ناروا و به دور از ذره‌ای انصاف شوم. قاضیان شما، من را به «تبعید به زندان ایذه» هم محکوم کردند اما گویا بازجویان وزارت اطلاعات به آن‌ها نگفته بودند که در ایذه زندانی وجود ندارد و لاجرم به زندانی، محقر، کوچک، بد آب و هوا، بدور از هر استانداردی، یک زندان بدوی به شکل زندان‌های قرون وسطا تبعید شدم."

ابراز نگرانی مادر افشین اسانلو از وضعیت فرزندش در زندان


جرس: افشین اسانلو نزدیک به یازده ماه است که در زندان بسر می برد و در دادگاه بدوی در اردیبهشت ماه سال جاری به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است.

 این حکم در حالی برای او صادر شده است که وکیل وی اجازه دسترسی به پرونده موکل خود و ملاقات با قاضی پرونده را نداشته است.

لازم بذکر است، افشین اسانلو برادر منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه است که چندی پیش بعد از تحمل چهار سال حبس با قید وثیقه از زندان آزاد گردید.

فاطمه گلگری مادر افشین اسانلو در خصوص پرونده قضایی فرزندش به "جرس" می گوید: " سه ماه پیش از عید سال 90 در ترمینال بازداشتش کردند و ما دوازدهم فروردین از وضعیتش باخبر شدیم. در ابتد به مدت سه ماه در بند امنیتی 209 نگهداری شده بود بعد از سه ماه به 350 منتقل شد. تا اینکه اواخر اردیبهشت ماه یک دادگاه غیرعلنی تشکیل دادند و پنج سال حکم حبس تعزیری برای افشین صادر کردند. حالا به این حکم اعتراض کردیم و منتظر برگزاری دادگاه تجدید نظر هستیم تا ریخ آن را هم هنوز اعلام نکرده اند."

افشین اسانلو که هیچگونه فعالیت سندیکایی و سیاسی نداشته است در اواخر آذر ماه سال گذشته در ترمینال جنوب بازداشت و به بند امنیتی 209 منتقل شده است. این در حالی است که خانواده وی تا سه ماه از محل نگهداری و اتهام  وی اطلاعی نداشتند.

خانم گلگری با تاکید براینکه فرزندش اصلا فعالیت سندیکایی و سیاسی نداشته است، ادامه می دهد: "این حکم را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام برای افشین صادر کردند. در حالیکه افشین راننده بود و اصلا فعالیت سیاسی نداشت. مثل همه اتهاماتی که به همه می زنند به پسر من هم این اتهام را زده اند. یک وکیل هم برای افشین گرفته بودیم که متاسفانه نه گذاشتند پرونده را ببیند و نه قاضی پرونده را ملاقات کند. فقط یکدفعه به ما زنگ زدند که به پنج سال حبس محکوم شده و به خود افشین هم در زندان این حکم را ابلاغ کرده بودند."

مادر افشین اسانلو با اشاره به آخرین ملاقاتی که با افشین داشته وضعیت جسمی و روحی او را نامناسب بیان می کند و در ادامه می افزاید: "دوشنبه با افشین ملاقات کابینی داشتم که وضعیتش از نظر جسمی و روحی خوب نبود. از اینکه بی گناه این همه مدت در زندان بوده و حکم پنج سال حبس هم به او داده اند عصبانی است. در پشتش هم یک غده است که نیاز بعمل جراحی دارد و امیدواریم هرچه زودتر رسیدگی کنند و بتواند در بیمارستان خارج از زندان تحت معالجه قرار گیرد. این غده بزرگتر شده و با توجه به اینکه شرایط زندان هم برای کسانیکه مشکلات جسمانی دارند مناسب نیست روزبروز این ناراحتی ها بیشتر می شود. برای مرخصی هم خیلی پیگیری کردیم و نامه نوشتیم اما تاکنون پاسخی نداده اند."

این مادر دردمند که پیش از این شاهد رنج کشیدن منصور فرزند دیگرش به مدت چهار سال در زندان بود هم اکنون با وجود بیماری جسمانی باید پیگیر وضعیت افشین باشد. او در پایان امیدوار است تمام زندانیان سیاسی آزاد گردند زیرا بر این باور است که همه آنها بی گناه در گوشه زندانها عمر خودشان را سپری می کنند. او در پایان می گوید: " پسر من هم که اصلا نمی دانیم چرا زندان است؟ او هیچ جرمی مرتکب نشده و بی گناه در زندان است. خود افشین هم از این نظر در فشار است و می گوید من که گناهی مرتکب نشده ام چرا باید در زندان بمانم.افشین دو فرزند دارد که با توجه به این مشکلات همینطور بی سرپرست مانده اند. خلاصه هم خودش هم فرزندشان تحت فشار هستند و نمی داند اصلا برای چه در زندان است؟ البته مثل افشین زیاد هستند که در خیابان دستگیر شدند و الان بی گناه در زندان هستند و امیدواریم کسانی که مسایل حقوق بشر را پیگیری می کنند به وضعیت زندانیان سیاسی توجه کنند و زندانیان سیاسی بی گناه را از زندان آزاد کنند تا به آغوش خانواده و جامعه خودشان برگردند."

ضع جسمی و روحی آیت الله کاظینی به دلیل شکنجه و بدرفتاری های رژیم بسیار ناگوار است


.
کمتر در حیوانات دیده می شود که یکی به همانند خود حمله کند و او را مورد آزار قرار دهد. در مورد انسان ها نیز مثالی است که می گویند؛ «چاقو دسته خود را نمی برد».
رژیم اسلامی حاکم بر ایران ثابت کرده است که از هر حیوانی حیوان تر و درنده تراست و همانند خود را تکه پاره می کند، و چاقو یی است که به آسانی دسته خود را خواهد برید.
چنانچه در این ۳۲ سال خون ریزی و بی رحمی و شقاوت، رژیم اسلامی حتی به هم کیشان و هم مسلکان خود  ترحمی نداشته است. اگر قرار باشد که یا از تخت خلافت پایین آید و یا آن که دردانه جنایت کارش ملا مجتبی به دار کشیده خواهد شد، او ترجیح می دهد فرزندش اعدام شود، ولی او کماکان برسر زورگویی و خودکامگی باقی بماند.
سوای چند گله از آخوندهای فاسد مفتخور که به نوکری و بردگی علی خامنه ای تن در دادند، و زمین ادب بوسیدند، بودند و هستند کسانی که با داشتن شرافت انسانی و صفا و دوستی ایرانی، زیر بار زورگویی و خودکامگی این روضه خوان مشهدی و شماری از آدم کشان و هرزگان گرداگرد او نرفتند، و نمی روند. این شمار کم روحانیان فرهیخته و محترم از جور وستم رژیم جهل و جنایت ولایت وقیح خود و خانواده اشان شب و روز نداشته وندارند.
روحانی ای را میشناختم که در دوران ۸ ساله جنگ ساخته خمینی آشوب گر و فتنه انگیز، شب تا بامدادان در اتاقی دور از فرزندان خود به حال نوجوانان، و جوانان میهنمان که با وسوسه و گمراهی رژیم لعنتی بدون کمترین آموزش و یا اسلحه کافی و لازم به جنگ می رفتند و بر اثر خمپاره عراقی ها تکه پاره می شدند، های، های می گریست.
نگارنده که شبی چند میهمان آن بزرگوار بودم، صدای سوزناک آه و ناله او را در درازای شب می شنیدم و در غم فرو می رفتم. این انسان محترم که به خواسته رژیم پیش نمازی روزهای جمعه را نپذیرفته بود، از سوی آخوندهای نوکرصفت و مزدوران رژیم همواره مورد اذیت و آزار قرار  می گرفت…

.
زندگی زنده یاد آیت الله منتظری را کم و بیش همه می دانیم. آن مرد وارسته و درست اندیشه، چون آماده نبود که با جنایت های خمینی همکاری داشته باشد، تا پایان عمر، خود و خانواده اش هر روز وهر ساعت زیر شکنجه روانی بودند، و آسایش نداشتند.
رفتار زشت و جنایت بار مزدوران و نوکران رژیم در مشهد نسبت به آیت الله صانعی را نیز همه می دانیم. همچنین برخوردهای زننده و شعارهای خصمانه جلادان رژیم در شیراز نسبت به آیت الله دستغیب هم نمونه دیگر بد رفتاری رژیم با هم مسلکان خودش می باشد.
و اما، رفتار زشت، توهین آمیز، ناسزگویی، شکنجه و آزار این رژیم ضحاکی نسبت به آیت الله کاظمینی بیش از اندازه و غیر قابل تصور است. ما از نزدیک اطلاع داریم که این روحانی محترم و ایران دوست بر اثر شکنجه و ضربه های گوناگون بسیار بیمار و نیاز به بستری شدن و آرامش کامل دارد.
چنانچه  کینه توزی و دشمنی رژیم با این ایرانی وارسته ادامه یابد، خدای ناخواسته بیم سکته قلبی شدید و از میان رفتن ایشان می رود. این چیزی است که رژیم به دنبال آنست. همان رفتاری که در مورد گروه بیشماری از ایرانیان مانند زنده یاد اکبر محمدی شده است.
جسارت و بیشرمی رژیم در مورد آقای کاظمینی به این جا پایان نمی یابد، بلکه تا آن جا ادامه دارد که شماری از هواداران ایشان مانند نرگس غفارزاده، مریم عظیمی، محمد رضا صادقی، رؤیا عراقی، سیده طیبه حسینی، و فروغ همت یار رانیز به بند کشیده شده اند، و گویا محمد رضا عظیمی تا کنون تحت شکنجه شدید نیز قرار گرفته است.
حال، ببینیم جرم و گناه این انسان مظلوم و پاکدامن چیست؟. اگر رژیم عیسوی ها، زردشتیان، و یهودیان را به بهانه های گوناگون زندانی و شکنجه می کنند و یا به آرامی به وسیله سگان پرورش یافته و تربیت شده سی ساله خود از پای در می آورند، به دلیل آنست که آنها اسلام را نمی پذیرند و طبق دستورات قرآن و احادیث، ریختن خونشان حلال است.
چنانکه به فرمان پیامبر در مدینه یک روز نزدیک به ۷۰۰ یهودی گردن زده شدند. همچنین، کشور ایران که زمان یزدگرد سوم   و  هنگام یورش تازیان حدود ۱۰ میلیون جمعیت داشت که زردشتی بودند،  از برکت اسلام و به کمک شمشیر آن، خون همگان ریخته شد و اکنون شمار آنان به ۱۵ هزار می رسید.

.
از بهایی ها و پیروان تسنن که حرفشان نزنید. آنها گناهکارند، و همگی باید نابود شوند. خوب، ببینیم جرم و گناه این بخت برگشتگان کشورمان چیست؟. جرم آنها بدیهی و ناگفتنی است. این دو گروه، امام زمان را قبول ندارند. خوب، اشکال در چیست؟. اشکال بزرگ در اینست که دکان نانوایی آخوند یعنی ساختن آدمکی به نام امام زمان و فرستادن او به ته چاه تعطیل می شود.، و آخوندها از نان خوردن می افتند.
البته اهل تسنن بیشتر گناهکارند چون داستان مسخره و بچه گانه جنگ حسین و یزید رابه صورت جعلی و نادرست گفته شده رد می کنند. این خود گناه دیگری است که آخوند را از منبر به پایین می کشد.
ولی آقای کاظمینی گناهی ندارد، زیرا دکان نانوایی را تعطیل نکرده، بلکه گناهش اینست که می خواهد آخوند را از خر سواری بر پشت ملتی به پایین کشیده، و به مسجدها  باز گرداند. در آن صورت شیر نفت و درآمد معادن و صادرات بر روی  او بسته می شود، و آخوندبخت برگشته باید از بام تا شام  منتظر صدقه و نذر ونیاز مردم باشد و دست گدایی به پیش این و آن دراز کند.  آیا از دیدگاه شما این بزرگوار گناهکار هست، و یا نیست؟!. شما ما را راهنمایی کنید.

Wednesday, 19 October 2011

بازداشت یک فعال سیاسی در اصفهان

حسن فائزی، فعال سیاسی در استان اصفهان و از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، بازداشت شد.
به گزارش کلمه، این فعال سیاسی و از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران است، بیش از یک هفته قبل در منزل شخصی‌اش توسط ماموران امنیتی استان اصفهان دستگیر شده است.
خانواده‌ی این فعال مدنی گفته‌اند با اینکه بیش از یک هفته از بازداشت وی می‌گذرد، اما خانواده هنوز هیچ خبری از او ندارند و مراجعه به نهادهای قضایی و امنیتی برای کسب خبر هم تاکنون هیچ نتیجه‌ای در پی نداشته است.
با این همه خانواده‌ی این فعال سیاسی تاکید می‌کنند وقتی بعد از چند روز مسافرت به خانه بازگشته‌اند، متوجه شده‌اند که خانه مورد تفتیش قرار گرفته و وسایل شخصی حسن فائزی نیز ضبط شده است.

آمریکا: جمهوری اسلامی تحمل هیچ صدای مخالفی را ندارد

سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده با اشاره به « نقض مکرر حقوق بشر» توسط جمهوری اسلامی می گوید نیروهای سرکوب در ایران همچنان « هر نوع اعتراضی را خفه می‌کنند، اقلیت‌های مذهبی و قومی را تحت تعقیب قرار می‌دهند، و مدافعان حقوق بشر در کشور را مورد تعرض و ارعاب قرار می‌دهند.»
سخنان "مارک تونر" در حالی در رسانه های غربی منتشر می شود که قرار است گزارش مامور ویژه حقوق بشر ایران در سازمان ملل، امروز در شورای حقوق بشر این سازمان بررسی می شود.

افزایش چشمگیر در تعداد اعدام‌های ثبت‌شده در ایران، تبعیض علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی، احکام «دل‌بخواهی و مستبدانه» زندان برای روزنامه‌نگاران، و محروم کردن دانشجویان زندانی از دریافت خدمات درمانی از جمله موارد ذکر شده در گزارش "احمد شهید" است.
در بخش‌های مختلف این گزارش نام و شرح وضعیت شمار زیادی از قربانیان سرکوب و فشار در ایران فهرست شده و منبع گزارش‌های رسیده در مورد آنها نیز قید شده‌ است.
روز گذشته وزارت امور خارجه آمریکا تاکید کرد که دولت ایالات متحده «هم‌چنان در کنار مردم ایران است که چیزی نمی‌خواهند جز آن که صدای‌شان شنیده شود و دولت مسئولیت اعمالش را بپذیرد».
در پی اعتراض میلیونها ایرانی به نتایج اعلام شده در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم، دهها شهروند معترض توسط نیروهای امنیتی، سپاهی و بسیجی کشته، هزاران شهروند عادی به همراه و دهها روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و حتی مقامات رسمی دولتهای پیشین، دستگیر و روانه زندان شدند.

پدر یک زندانی سیاسی دق کرد و درگذشت


پدر سید محمد ابراهیمی، زندانی سیاسی که حدود چهار ماه پیش در اثر شدت شکنجه بازجویان و شکنجه گرانش در زندان اوین، دچار مشکلات حاد روانی شده بود، پس از ملاقات با فرزندش در آسایشگاه "امین آباد" از شدت ناراحتی و غصه فرزندش بیمار شد و بلافاصله در گذشت. با این همه مقامات قضایی حتی اجازه حضور این دانشجو در مراسم تدفین پدرش را هم ندادند و او را از آسایشگاه روانی به زندان بازگرداندند.
پدری که از غصه مرد
خواهر این دانشجوی زندانی با اشاره به بستری شدن برادرش در آسایشگاه روانی امین آباد به تارنمای جرس گفته است: پدرم او را در آسایشگاه با وضعیت بسیار بدی دیده بود که بعد از دو هفته پدرم از غصه فوت کرد. وقتی از دیدن برادرم آمده بود تا قبل از مرگش فقط گریه می کرد و می گفت بروید ببینید با محمد چه کرده اند؟ با او چه کردند که به این حال و روز افتاده؟ دکترها گفتند از غصه و فشار زیاد فوت کرده است. الان چهار ماه است که از فوت پدرم می گذرد و وضعیت مادرم هم خوب نیست.
سید محمد ابراهیمی کیست
سید محمد ابراهیمی که به اتهام ارتباط و کمک به مادران عزادار بیش از یازده ماه را تحت شرایط بسیار دشوار در زندان گذرانده است، همچنان در وضعیت بلاتکلیف بسر می برد. در حالیکه این حامی مادران عزادار هفت ماه اول بازداشتش را در بدترین شرایط در سلول انفرادی گذرانده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، دو ماه پیش باردیگر جهت بازجویی به سلول انفرادی منتقل گردید.
این دانشجو در ۲۲ آذر سال گذشته در محل کار خود بازداشت شد و از آنجا ماموران اطلاعات او را به منزلش بردند و بعد از بازرسی منزل بهمراه یکسری وسایل شخصی، او را با خود بردند. وی هفت ماه را در سلول‌ انفرادی و تحت شکنجه جسمی گذراند و از آنجا به آسایشگاه روانی امین آباد منتقل گردید.
مادران عزادار
مادران عزادار مادرانی هستند که طی سالهای گذشته وحوادث بعد از انتخابات سال 88 عزیزان خود رااز دست داده اند و یا هنوز فرزندانشان جزء مفقودین بوده یا درزندانها در حبس بسر می برند. آنها خواسته ای جز آزادی کلیه زندانیان عقیدتی و مجازات آمران وعاملان کشتار وشکنجه فرزندان شان، دردادگاههای علنی را ندارند.
متن گفتگو
در ادامه بهتر است متن گفتگوی تارنمای جرس با خواهر سید محمد ابراهیمی در خصوص برگزاری دادگاه و آخرین وضعیت برادرش را با هم بخوانیم:
خانم ابراهیمی لطفا در خصوص نتیجه دادگاه برادرتان صحبت بفرمایید؟
یکشنبه گذشته دادگاهش بود که دوباره بدون هیچ رای و حکمی به تاریخی دیگر موکول شد و وضعیت پرونده همانطور بلاتکلیف ماند.
تاریخ بعدی تشکیل دادگاه چه زمانی است و این چندمین بار است که دادگاه وی بدون نتیجه به روزی دیگر موکول می گردد؟
سوم آبان ماه تاریخ برگزاری دادگاه بعدیش را اعلام کردند. این هفتمین، هشتمین دادگاهی است که برای او برگزار می شود اما بدون هیچ نتیجه ای دوباره به جلسه بعدی موکول می شود. نمی دانم چرا اینقدر می خواهند او را در بلاتکلیفی نگه دارند و ما را اذیت می کنند.
الان چه مدت است که در زندان بلاتکلیف است و بعنوان یک زندانی به حقوق اولیه اش دسترسی دارد؟
الان یازده ماه است که در زندان است و همچنان در بلاتکلیفی به سر می برد. خیلی از این وضعیت ناراحت است. حتی تا چندین مدت اجازه نمی دادند برای برادرم لباس ببریم تا اینکه هفته پیش موفق شدم برایش لباس ببرم و به او تحویل بدهند. یک بار فرزند هشت ساله برادرم را بردم تا پدرش را ببیند اما آقای مظفر مسئول آنجا اجازه نداد و این پدر و پسر یازده ماه است که همدیگر را ندیده اند.
در کدام بند است و آیا می توانید او را ملاقات کنید؟
بند 350 زندان اوین است و دوشنبه ها به ملاقاتش می روم که ملاقات ها به شکل کابینی است. هرچه هم برای ملاقات حضوری درخواست دادم هیچ پاسخ مثبتی نمی دهند و می گویند تا پرونده به دادگاه نیاید ملاقات حضوری داده نمی شود. حتی مادرم اینقدر بی تاب برادرم است که چندبار این مسافت را آمد تا برادرم را حضوری ببرند اما قبول نکردند.
شما ساکن شهرستان هستید؟
ما اراک زندگی می کنیم مادرم این همه مسافت را نمی تواند هر دوشنبه بیاید و من خودم هر دوشنبه فقط برای بیست دقیقه دیدن او از پشت کابین می آیم. هنوز هم نمی دانیم چه مدت باید در این وضعیت باشد. بالاخره به ما بگویند چند سال باید در زندان باشد؟
علت اینکه دو ماه پیش دوباره او را به انفرادی منتقل کردند چه هست؟
اصلا نمی دانیم.
نحوه دستگیری ایشان به چه صورت بوده است؟
ماموران امنیتی به محل کارش مراجعه می کنند و او را با خود به منزلش می برند و آنجا را تفتیش می کنند و به همراه یکسری وسایل شخصی او را نیز با خود می برند.
به چه اتهامی؟
به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و رابطه و کمک به مادران عزادار که هفت ماه او را در انفرادی می گذارند و آنجا کتکش می زدند...
گویا یکبار هم او را به آسایشگاه روانی منتقل می کنند علت آن را می دانید؟
بله، او را به آسایشگاه روانی امین آباد منتقل کردند. پدرم بعد از شنیدن این خبر به ملاقاتش رفت و او را در آسایشگاه با وضعیت بسیار بدی دیده بود که بعد از دو هفته پدرم از غصه فوت کرد. وقتی از دیدن برادرم آمده بود تا قبل از مرگش فقط گریه می کرد و می گفت بروید ببینید با محمد چه کرده اند؟ با او چه کردند که به این حال و روز افتاده؟ اینقدر روی اعصابشان فشار آمده بود که وقتی شب  پدرم را به بیمارستان بردیم فردا صبحش فوت کرد و دکترها گفتند از غصه و فشار زیاد فوت کرده است. الان چهار ماه است که از فوت پدرم می گذرد و وضعیت مادرم هم خوب نیست.
برادرتان توانست در مراسم خاکسپاری پدرتان شرکت کند؟
نخیر، هرچه هم تلاش و پیگیری کردیم که یک مرخصی یکروزه بدهند تا برادرم در مراسم تشییع پدرم شرکت کند اجازه ندادند و الان هم خانواده ما شرایط خوبی ندارد. مادرم بویژه بعد از فوت پدرم خیلی ناراحت است و برای وضعیت برادرم ناراحت است او وابستگی زیادی به محمد داشت و خیلی در تهران منزل برادرم می ماند و الان این شرایط را نمی تواند تحمل کند.
تا چه مدت بعد از دستگیری برادرتان از وضعیتش بی اطلاع بودید؟
بعد از دستگیری برادرم ما تا هفت ماه هیچ اطلاعی از وضعیت او نداشتیم و بعد از هفت ماه ما فهمیدیم که چه بلایی سرش آوردند و خودش تعریف می کرد که در انفرادی بوده و کتکش می زدند. در زندان اینقدر به سرش زدند که الان حافظه اش ضعیف شده و نمی تواند تمرکز کند.
در پایان هر صحبتی دارید بفرمایید؟
من فقط درخواستم این است که برادرم و ما را از این وضعیت بلاتکلیف در آورند. اگر حکمی می خواهند بدهند چرا اینقدر دادگاه تشکیل می شود و رای صادر نمی کنند ؟ چرا تاریخ برگزاری دادگاه بعد را دیر به دیر اعلام می کنند؟ به طوریکه دو ماه، دو ماه یک دادگاه برایش تشکیل می دهند و بعد از دادگاه هم دوباره در همان وضعیت بلاتکلیف است.

Tuesday, 18 October 2011

فرزندانمان را از اعدام نجات دهید


جرس: هفته گذشته دیوان عالی کشور حکم اعدام زانیار و لقمان مرادی را بصورت شفاهی به این دو زندانی کرد در زندان رجایی شهر ابلاغ کرد.

حکمی که قاضی صلواتی روز اول دی ماه سال گذشته در دادگاه شعبه 15 انقلاب صادر نمود و طی این حکم، زانیار و لقمان مرادی به اتهام عضویت در حزب کومله و دست داشتن در ترور پسر امام جمعه مریوان در سال 88 به اعدام محکوم شدند.

اقبال مرادی، پدر زانیار با تایید خبر حکم اعدام از سوی دیوان عالی کشور به "جرس" می گوید: "متاسفانه ما با خبر شدیم که دیوان عالی کشور حکم اعدام فرزندم زانیار و برادرزاده ام لقمان را به آنها ابلاغ کرده، البته این ابلاغیه بصورت کتبی نبوده و به صورت شفاهی به آنها گفته شده است. اما اطلاع نداریم که تاریخ اجرای حکم را اعلام کرده اند یا نه؟ زیرا هیچ دسترسی به زانیار و لقمان نداریم."

این دو زندانی کرد بعد از انتقال به زندان رجایی شهر در دو "رنجنامه" جداگانه اتهام ترور فرزند امام جمعه را تکذیب و بیان کردند که مجبور به اعترافات ساختگی شده اند.

در بخشی از رنج نامه زانیار آمده است: "ما را در سلول انفرادی اطلاعات سنندج به مدت ۹ ماه نگه داشتند اما در ۲ ماه اول که در سلول بودم از درد شکنجه ها نمی توانستم کارهای شخصی خود را انجام بدهم تا اينکه به مرور زمان کمی خوب شدم و هيچ اقدامی برای معالجه ام نکردند و بعد از ۹ ماه که من ودوستم جدا از هم در سلول بوديم بدون تلفن و ملاقات به زندان مرکزی سنندج منتقل کردند و گفتند که در زندان هيچی نگوييد و بعد از چند ماه آزاد می شويد و ما هم از ترس تهديدها و شکنجه های وحشيانۀ جنسی سخت ترسيده بوديم و به هيچ قيمتی نمی خواستيم که دوباره در آن شرايط قرار بگيريم....ما منتظر بوديم تا اينکه يک روز آمدند دنبال ما ،ما را با پابند و چشم بند و دست بند سوار ماشين کردند و در راه گفتند که به تهران می رويم برای دادگاهی و در جلسۀ دادگاه هيچ حرفی نزنيد و کلیۀ اتهام ها را قبول کنيد و بعد از دادگاهی آزاد می شويد. در روز دادگاهی گفتند که به دادگاه می رويم و مواظب حرفهايتان باشيد ما را با پابند و دست بند به دادگاه انقلاب تهران شعبۀ ۱۵ بردند و در جلسۀ دادگاه من و دوستم به هيچ عنوان نتوانستيم حرف بزنيم. بعد از دادگاه که هر اتهامی خواستند به ما زدند ما را به اطلاعات اوين بند ۲۰۹ برگرداندند و اصلا بازجوها را نديديم و در اوين هم درد شکنجه هايی که در اطلاعات سنندج کرده بودند دوباره شروع شد و اما هيچ اقدامی برای معالجۀ من نکردند.بعد از يک هفته ما را به زندان رجايی شهر منتقل کردند تا اينکه در زندان رجايی شهر کرج روزنامه ها را ديديم و دانستيم که چه نامرديهايی در حق ما کرده اند و می خواهند ما را اعدام کنند تا جنايتهای خود را بپوشانند ولی هيچ کس در شهر مريوان باور نمی کند که ما اين کار را کرده ايم حتی خانوادۀ خود مقتولين که پيش مردم گفته اند که ما هنوز باور نداريم و نخواهيم داشت که کار اين افراد بوده است..."

پدر زانیار در این خصوص اضافه می کند: "خود بچه ها یک رنج نامه ای نوشتند و در آن توضیح دادند که تحت شکنجه مجبور به بیان آنچه به آنها دیکته کرده بودند شده اند و ماموران اطلاعات سنندج و مریوان با ترفندهایی آنها را مجبور به اعتراف ساختگی کردند. به آنها با نیرنگ گفتند که شما این جرم را به گردن بگیرید، هیچ مشکلی ایجاد نمی شود و از این شرایط راحت می شوید. این دو هم که سن کم شانزده و هفده سال داشتند و تحمل شکنجه را نداشتند و فریب وعده های آنها را خوردند، این اعترافات را کردند. بعد که به زندان رجایی شهر منتقل شدند و برخوردهای قاضی صلواتی و ماموران اطلاعات را دیدند، متوجه شدند که چه فریبی خوردند و با نوشتن رنج نامه ای حقایق را مطرح کردند و نوشتند چگونه و چرا مجبور به اعتراف اجباری شدند و چنین عملی را مرتکب نشده اند."

او ادامه می دهد: "از زمانیکه این دو را به زندان رجایی شهر منتقل کرده اند یعنی هیجده و نوزده ماه پیش ملاقاتی با آنها نداشتیم و حتی اجازه نمی دهند که لباس و وسایل مورد احتیاجشان را برای آنها بفرستیم. زانیار تماس تلفنی هم با منزل ندارد و بیماری فتق دارد و نمی تواند شرایط زندان را با این درد تحمل کند. همانطور که اطلاع دارید از نظر جسمی هم حال زانیار خوب نبود به علت همان شکنجه هایی که در زمان بازجویی شده بود اما الان حتی دسترسی به دکتر هم ندارد. مادر زانیار هم وضعیت بسیار بدی دارد و تمام اعضای خانواده در ناراحتی و شوک بسر می برند. با برادرم هم صحبت داشتم که از این حکم ناگهانی در شوک بود..."

اقبال مرادی با اشاره به عدم پیگیری پرونده فرزندش توسط وکیل می گوید: "دست وکلا در ایران بسته است و خود آنها را هم به زندان می اندازند، مثل خانم ستوده و سلطانی و سیف زاده و دیگران. الان هم وکیل این بچه ها مثل وکلای تسخیری هستند و نمی توانند یا نمی خواهند از آنها دفاع کنند. هر وکیلی هم که بتواند از فرزندان مظلوم ما دفاع کند جایش گوشه زندان است."

او در پایان می گوید: "ما از مجامع بین المللی درخواست کمک داریم. تنها زانیار و لقمان نیستند بلکه فرزندان دیگری هم هستند که به اتهامات واهی در زندان هستند و اعدام می شوند. فقط کافی است یک نگاهی به آمار اعدامها در ایران بیاندازند بعد وضعیت اسف بار زندانیان مظلوم و بی گناه را می فهمند. از تمامی نهادهای حقوق بشر و عفو بین الملل تقاضا دارم فرزندانمان را نجات دهند و نگذارند بیش از این خون این فرزندان آب و خاک ریخته شود.

ستوده سه هفته ممنوع الملاقات شد


جرس: نسرین ستوده، وکیل مدافع حقوق بشر محبوس در زندان اوین برای سه هفته ممنوع الملاقات شد.


رضا خندان همسر این زندانی سیاسی با تایید این خبر به خبرنگار کلمه می گوید: «یکشنبه این هفته مطابق معمول به سالن ملاقات زندان اوین که به شدت امنیتی شده و حتی کودکان را به سختی بازرسی بدنی می‌کنند مراجعه کردیم اعلام کردند که همسرم به دلیل تنشی که بر سر استفاده از چادر اجباری زندان ایجاد شده سه هفته ممنوع الملاقات شده است.»
به گفته ی شاهدان این در حالی است که نسرین ستوده در تمام ۱۴ ماه گذشته با حجاب کامل ولی بدون چادر در محل ملاقات و همچنین دادگاه‌ها حاضر شده بود.

بر اساس این گزارش نسرین ستوده که وکیل پایه یک دادگستری است، معتقد است که مسئولان زندان در مورد بانوان زندانی به طور غیرقانونی علاوه بر پوشش و حجاب متعارف، چادر را هم اجباری کرده اند و این اجبار غیرقانونی است و در هیچ کجای قوانین چنین چیزی پیش بینی نشده است و حتی زندانیان سیاسی مطابق قانون از داشتن فرم زندان نیز معاف هستند.
به گفته ی خانواده های زندانیان سیاسی و زندانیان آزاد شده این قانون تا حد زیادی در باره ی زندانیان سیاسی مرد اعمال می شود و آن ها هم اکنون در بند‌های عمومی هیچ لباس و فرم خاصی ندارند.

چندی پیش رئیس قوه‌ی قضائیه در رسانه‌های رسمی موضوع استفاده‌ی اجباری بانوان زندانی از چادر را منتفی دانسته‌ بود و در واقع این نظر رئیس قوه‌ی قضاییه تایید نظر نسرین ستوده است که در مدت ۱۴ ماه زندان بر آن پافشاری کرده و نتیجه‌ی آن هم ممنوع‌الملاقات کردن ایشان بوده است.
به گفته ی رضا خندان: «نوع محرومیت تعیین شده دامن خانواده و کودکان خردسال را هم در بر می‌گیرد و به این ترتیب کودکان و خانواده ای که بیش از ۱۰۰ روز است ملاقات حضوری نداشته‌اند تا سه هفته‌ی دیگر از ملاقات کابینی هم محروم خواهند بود.»

محرومیت زندانی از ملاقات، محرومیتی دوجانبه است که کودکان و خانواده نیز مجازات می‌شوند این در حالی است که اگر قرار بود بناحق یک زندانی را مجازات کنند راه‌های دیگری هم وجود داشت و نیازی به محروم کردن کودکان فرد از ملاقات نبود.

رضا خندان همسر نسرین ستوده وکیل دربند چند روز پیش به جرس گفت: آنها که نسرین ها را زندانی می کنند فکر می کنند زندان باعث سردي روابط شود اما از معجزه ی عشق خبر ندارند.



نسرین ستوده از جمله وکلایی بود که پس از کشته و زندانی شدن شهروندان معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، وکالت شماری از آنان را به عهده گرفت. او در اوج روزهای دستگیری و اعتراض های خیابانی، همزمان با بسته شدن روزنامه های منتقد در داخل ایران، تلاش کرد تا از طریق مصاحبه با رسانه های خارج از ایران در مورد وضعیت قربانیانِ انتخابات، اطلاع رسانی کند.

پیشتر منزلت محمدی مادر احمد نجاتی کارگر یکی از جان باختگان حوادث پس از انتخابات در مصاحبه ای با سرخسبز گفته بود: ای کاش مرا به جای نسرین ستوده زندانی می کردند تا او در کنار فرزندانش باشد.

رضا خندان همسر نسرین ستوده به جرس می گوید: من فكر مي‌كنم کسانی که حکم زندان برای وکلا و وفعالان سیاسی صادر می کنند خودشان خيلي از زندان و بازداشت وحشت دارند. تصورشان هم از روابط انساني اشتباه است. روابط انساني از نظر اينها همانند طنابي است كه در صورت پاره كردن آن زندگي‌ها از هم خواهد پاشيد. اتفاقا زندان به كوره‌اي مي‌ماند كه آدم‌ها را با روابطي كه دارند پخته‌تر مي‌كند.

وی همچنین می افزاید: مي‌دانيد كه نامه نگاري يك از بديهي‌ترين حقوق يك زنداني و خانواده‌اش است. اوايل بازداشت نسرين مامورين با يورش به سلول‌اش نامه‌اي را كه به مهراوه نوشته بود از او گرفته بودند. اين در حالي بود كه در 8 ماه اول بازداشت از داشتن قلم و كاغذ محروم بود. حتي نامه‌اي را كه به رييس قوه‌ي قضاييه نوشته بود توقيف كردند. بند عمومي با وجود داشتن اين امكانات، آنها از نوشتن نامه به خانواده محروم هستند. همچنين اعضاي خانواده به طور غير قانوني از اين كار منع مي‌شوند.بنابراين تعداد نامه‌ها بسيار كم بوده است. ولي هر كدامشان دنيايي از عشق و محبت را در خود جاي داده‌اند.

خندان تصریح می کند: متاسفانه آنها از كودكان به عنوان اهرم فشار استفاده مي‌كنند. الان نزديك 100 روز است كه ملاقات حضوري بچه‌هاي را قطع كرده‌اند.