کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

Monday, 31 December 2012

بازداشت یک کشیش کلیسای خانگی در تهران و یک شهروند در اصفهان

جـــرس: بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، ورویر آوانسیان، کشیش یک کلیسای خانگی با مراجعه ماموران امنیتی به مراسم کریسمس مورد بازداشت قرار گرفت. همزمان منصور دشتبان، شهروند اصفهانی، پس از مراجعه به اداره اطلاعات استان، بازداشت شد. به گزارش محبت نیوز، ورویر آوانسیان در روز پنجشنبه مورخ ۷ دی ماه ۱۳۹۱ به همراه ۵۰ تن از نوکیشان مسیحی فارسی زبان ساکن تهران، که به مناسبت زاد روز تولد عیسای مسیح در خانه ای واقع در منطقه شمالی تهران گردهم آمده بودند، با دخالت ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. ماموران لباس شخصی در همان شب به منزل ایشان مراجعه و اقدام به ضبط وسایل شخصی ایشان از جمله کامپیوتر، کتابهای مسیحی، دی وی دی و سی دی و بهمراه بسیاری از موعظات و آهنگها و سرودهای پرستشی کردند. بازداشت کشیش «ورویر آوانسیان» در حالی صورت می گیرد که او در حال حاضر بدلیل مشکلات و ناراحتی کلیه های خود نیازمند مراقبت های ویژه می باشد و همچنین مجبور است که هر هفته در چند نوبت دیالیز شود. کشیش «ورویر آوانسیان» ۶۰ ساله از مسیحیان ایرانی ارمنی است. وی در ایام جوانی و درسالهای پیش از انقلاب اسلامی از خوانندگان محبوب و شناحته شده در بین ارامنه ایران بود و پس از انقلاب اسلامی وارد خدمت کلیسایی و در انتشارات مسیحی «حیات ابدی» مشغول به خدمت شد. کشیش «ورویر» سپس فعالیت های هنری خود را به عنوان رهبر گروه پرستش کلیسای فارسی زبان جماعت ربانی مرکز در تهران گسترش داد. گفتنی است، پنجاه نوکیش مسیحی حاضر در این مراسم نیز با فرمهای چاپی از پیش آماده شده در همان محل مورد بازجویی قرار گرفتند. بازداشت یک شهروند اصفهانی پس از احضار و مراجعه به اداره اطلاعات بنا به گزارش‌های رسیده از اصفهان، منصور دشتبان، شهروند اصفهانی، پس از مراجعه به اداره اطلاعات استان، بازداشت شد. به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، هفته گذشته منزل آقای منصور دشتبان توسط ماموران امنیتی مورد بازرسی قرار گرفته و کامپیو‌تر، کتب، دوربین، اسناد و مدارک مربوط به این شهروند اصفهانی و خانواده وی ضبط شده بود. بر اساس گزارش مذکور، آقای دشتبان هفته گذشته به اداره اطلاعات استان احضار شده بود، که در پی مراجعه روز شنبه نهم دی ماه به آن مرکز، توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.

Sunday, 30 December 2012

بی‌خبری از وضعیت احمد شجاعی، یکی از افشاگران نوار شکنجه همسر سعید امامی

جرس: احمد شجاعی از حامیان جنبش سبز و یکی از افشاگران نوار شکنجه همسر سعید امامی، بیش از صد و پنجاه روز است که در بند امنیتی 209 زندان اوین در بازداشت بسر می برد. سعید امامی یکی از متهمان اصلی پرونده قتل های زنجیره ای است که اعلام شد در زندان خودکشی کرده است. بر اساس اخبار رسیده به جرس، با وجود اتمام بازجویی ها از احمد شجاعی، این زندانی سیاسی و مدافع جنبش سبز همچنان در بند امنیتی 209 زندان اوین نگهداری می شود و مأموران وزارت اطلاعات مانع از آزادی یا انتقال احمد شجاعی به بند عمومی شده اند. آقای شجاعی که از مقلدان مرحوم آیت الله منتظری است، اوائل ماه رمضان و در پی حوادث پس از انتخابات سال 1388 بازداشت و به سلول های انفرادی بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل شد. احمد شجاعی در سال 1368 و زمانی که از کارمندان وزارت اطلاعات بود، به دنبال برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری، واکنش هایی از خود نشان داد که در نتیجه آن، با وجود اعتبار و جایگاهی که در این وزارتخانه داشت از آن اخراج شد؛ اخراجی که با آزار او همراه شد. احمد شجاعی بر اساس باورها و آرمان هایی که داشت در قضیه معروف به اعتراف گیری از همسر سعید امامی و شکنجه های وی، نوار مربوط به این شکنجه ها را برای آیت الله منتظری و برخی دیگر از مراجع دیگر فرستاد. در پی ارسال این نوار برای برخی از مراجع، احمد شجاعی، سعید منتظری- فرزند آیت الله منتظری- و تعدادی دیگر به جرم انتشار این نوار دستگیر شدند و مدت ها در انفرادی و تحت فشار بودند. یکی از نزدیکان احمد شجاعی در خصوص دلیل ارسال نوار شکنجه همسر سعید امامی از سوی احمد شجاعی و دیگران به برخی مراجع به "جرس" گفت: "قصد آقای شجاعی از ارائه این نوار به مراجع این بود تا آنان را از فجایعی که در بازداشتگاه ها می گذرد، آگاه کند و به این ترتیب جلوی چنین رویه های غیر انسانی را که در منحط ترین دستگاه ها امکان وقوع داشت را بگیرد." این فرد نزدیک به احمد شجاعی در ادامه با تأکید بر این نکته که آقای شجاعی هیچ جرمی مرتکب نشده است و در همه این سال ها به خدمات خود در زمینه های تولیدی و خدمات اجتماعی مشغول بوده است، گفت: "عاملان این بازداشت ها بدانند که صبر دیگران هم حدی دارد." او در پایان گفت که راز بگفتیم و سر به مهر گفتیم تا به هوش آیند آنانکه می باید.

Saturday, 29 December 2012

ربابه رضایی : رضا شهابی در آستانه فلج شدن است / حمایت افراد و گروهها از آقای شهابی

ربابه رضایی، همسر این زندانی بیمار در گفتگو با کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت:« من از رییس قوه قضاییه و دادستان تهران درخواست می کنم که به همسرم مرخصی درمانی بدهند تا بیاید و خودش را درمان کند. من خواسته دیگری ندارم. همسرم اگر درمان نشود خطر فلج شدن تهدیدش می کند.؛

Friday, 28 December 2012

انتقال ناگهانی سید محمد سیف زاده و مصطفی نیلی از اوین به زندان رجایی شهر کرج

روز گذشته سیدمحمد سیف زاده، عضو موسس و زندانی کانون مدافعان حقوق بشر که در ماههای پایانی محکومیت زندان دو ساله خود قرار دارد، از بند ۳۵۰ زندان اوین تحت عنوان انتقال به بهداری خارج گردیده و بدون اینکه بتواند وسایلش را جمع آوری نموده و یا از همبندیانش خداحافظی کند، به زندان رجایی شهر کرج انتقال یاقته است. همچنین مصطفی نیلی از فعالان سابق دانشجویی دانشگاه امام خمینی قزوین و عضو اسبق تشکل دانشجویان اصلاح طلب این دانشگاه نیز که از مرداد ماه سال ۹۰ در حال تحمل زندان ۳ ساله خود در بند ۳۵۰ بود، نیز همراه با محمد سیف زاده به زندان رجایی شهر انتقال یافته است.

Thursday, 27 December 2012

هوشنگ رضایی پس از ۶ ماه انفرادی در بند ۲۰۹ به زندان رجایی شهر بازگشت

جـــرس: هوشنگ رضایی زندانی محکوم به اعدام کرد، پس از ۶ ماه انفرادی در بند ۲۰۹ اوین ظهر امروز به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هوشنگ رضایی که در تاریخ ۵ تیرماه سال جاری به انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود، ظهر امروز به سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج بازگشت. این زندانی سیاسی کرد که به اتهام همکاری با یکی از گروههای معاند کردی به اعدام محکوم شده است، به گفته زندانیان بشدت لاغر شده است. خانواده هوشنگ رضایی که بدلیل کهولت سن قادر به پیگیری وضعیت وی در تهران نیستند، می‌گویند وی در کلیه مراحل دادرسی و صدور حکم از حق داشتن وکیل محروم بوده است.

Wednesday, 26 December 2012

دادگاه جمهوری اسلامی مرد ۶۰ ساله ای که به ۶۰ دختر بچه تجاوز کرده بود را تبرئه کرد!

مرد ۶۰ ساله معروف به «کفتار شهر» که به آزار جنسي و جسمي حدود ۶۰ دختر بچه خردسال اعتراف کرده بود پس از محاکمه در دادگاه انقلاب از اتهام افساد في الارض تبرئه شد....اما شروع ماجرا......اسفند سال گذشته مرد ۶۰ ساله اي که با پيکان سفيد رنگ دختران دبستاني را به بهانه پرسيدن آدرس سوار خودرو مي کرد و با کشاندن آنان به حاشيه شهر مورد آزار و اذيت قرار مي داد دستگير شد و در شعبه ۸۰۹ مجتمع قضايي شهيد قدوسي مورد بازجويي قرار گرفت. به دنبال اعترافات صريح متهم که به حدود ۶۰ فقره آدم ربايي همراه با آزار و اذيت کودکان اعتراف کرد مقام قضايي، اتهام افساد في الارض را به وي تفهيم کرد و بدين ترتيب پرونده به دادگاه انقلاب ارسال شده بود.

Tuesday, 25 December 2012

سنگ قبر ستار بهشتی همچنان در محاصره نیروهای امنیتی؛ این‌همه نگرانی برای چیست؟

جـــرس: مسیر منتهی به امامزاده محمدتقی رباط کریم، راه سرراست و نزدیکی نیست؛ پرپیچ و خم است و با فاصله زیاد از تهران؛ اما با این وجود بعد از قتل ستار بهشتی مقصد بسیاری شده است برای حضور بر مزار این زندانی سیاسی مقتول. کارگر وبلاگ نویسی که جانش را به خاطر ایستادگی بر سر آرمانش، بر اثر ضرب و شتم بازجویانش از دست داد. به گزارش کلمه، هرچند مجلس هنوز نتوانسته لکنت زبان را کنار بگذارد و گزارش خود را قرائت کند، ولی حالا دیگر کسی جرات نمی کند از «مرگ طبیعی» درباره او صحبت کند، پزشکی قانونی حرفش را پس گرفته و مقام های قضایی هم رفته رفته صریح تر درباره مرگ بر اثر ضربه صحبت می کنند. البته هنوز تلاش ها برای نجات ضارب و ضاربان ادامه دارد؛ حالا دیگر با گریه و التماس و رضایتنامه. اما مادر ستار بهشتی که این روزها ساعات زیادی را بر مزار پسرش سپری می کند، می گوید از قاتلان نمی گذرد. بر اساس گزارش ها، حاضرانی که خود را به امام زاده محمدتقی رباط کریم می رسانند، از نزدیک فضای امنیتی آن حوالی را حس می کنند. فرقی نمی کند پنج شنبه شب باشد که اینجا پر رفت و آمد است یا در طول روزهای عادی هفته. لباس شخصی ها به تناوب ایستاده اند و به وظایفی می رسند که برایشان در اینجا تعریف شده است. از فیلم و عکس گرفتن از حاضرینی که اگر با این جو جرات حضور مستقیم بر مزار ستار را داشته باشند، تا پاکسازی هر آنچه به رسم هدیه بر مزار وی گذاشته می شود. فرقی نمی کند گل و گلدان و گلابی باشد یا شمعی و خیراتی، هرچه باشد در یک چشم به هم زدن از مزار او برداشته می شود. این همه نگرانی نیروهای امنیتی از چیست؟ فضای پلیسی- امنیتی باعث می شود برخی ها واهمه داشته باشند از اینکه به قبر او نزدیک شوند؛ از همان دور فاتحه ای می خوانند و می روند. اگر هم برای دقایقی افرادی ترجیح دهند مستقیم بر مزارش بنشینند و فاتحه ای و ذکری و دعایی بخواهند، همین کار جسارت دیگران را هم بیشتر می کند که به مزار او نزدیک تر شوند و با هم زمزمه ای داشته باشند. اهالی رباط کریم هم از همین دست هستند. با آنها که هم صحبت می شوی، ورد زبانشان نام مادر ستار است. با خانم میانسالی که هم صحبت می شوم، ابتدا توصیه می کند که مراقب فضای اطراف و پلیس باشید. می گوید همه جا ایستادند و لباس معمولی بر تن دارند. از او در مورد واکنش اهالی این شهر نسبت به قتل ستار سوال می کنم، که می گوید: خدا به مادرش رحم کند. همه نگران خانواده اش هستند که تحت فشارند. جوان رباط کریمی را در این باره مورد سوال قرار می دهم که او می گوید: مردم اینجا همه ناراحت هستند از اتفاقی که برای ستار افتاد. او اما بلافاصله اضافه می کند: مردم جرات نمی کنند سراغ خانواده بروند، از پلیس می ترسند… و ادامه می دهد: همین الان ببینید، هر کسی جرات نمی کند به مزار او نزدیک شود. ستار بهشتی یک کارگر ۳۵ ساله بود که دغدغه عدالت و آزادی داشت، دغدغه کودکان کار، دغدغه گرانی و مشکلاتی که بر جامعه می رود و بسیاری دغدغه های دیگر که در وبلاگ خود با زبانی ساده می نوشت. همین نوشتن دغدغه ها هم شد جرم او. روز هفتم آبان ماه سر از زندان در آورد، و ۱۶ آبان ماموران پلیس امنیت به خانواده ی او اطلاع دادند که به فکر یک قبر باشند؛ به همین سادگی. یکی از حاضرین بر سر مزار، عکس روی قبر ستار را نشان می دهد و می گوید: با خانواده او که صحبت می کردم گفتند نام مادرش را بر روی این قلب حک کردند چون همیشه به مادرش می گفته در قلب من جای داری. از رابطه این مادر و فرزند می گوید که زبانزد همه بوده است. پیرمردی که برای خواندن فاتحه به مزار او می آید، می گوید: مادرش مریض است. پسرش کارگری می کرد و بهترین دوا و درمان را برای مادرش داشت. می گوید: ستار را کشتند؛ اما نامش مثل بمب در جهان پیچید. آبروی چه کسی را برد؟ برای چه کسی آبرو خرید؟ مرد کهنسال اضافه می کند: سر این خانواده بالاست. افتخار می کنند. او که در حین صحبت کردن آشکارا مراقب اطراف خود هم هست، ادامه می دهد: همین چند سال پیش یکی از اقوام ما را کشتند، الان در بهشت زهرا دفن شده است. آنها هم همین طور بعد از این همه وقت تحت نظر هستند. اسم او را می پرسم، اما از بیان آن خودداری می کند. با حرف های او به این فکر می روم که نام شهدای راه آزادی همه جا طنین انداز شده است؛ از شهدای مختلفی که در خیابان های تهران به شهادت رسیدند و بهشت زهرا میعادگاه خانواده های آنها شده است؛ تا ستار بهشتی که دوری راه هم مردم را از حضور بر سر مزارش برای ذکر فاتحه باز نداشته است. خانمی که بر مزار اقوام خود آمده است، می گوید: از نزدیک ساعت ۳ که اینجا هستم، کوچکترین چیزی را که بر مزار ستار گذاشتند، با سرعت لباس شخصی ها بر می دارند. او که می گوید: پلیس دست بردار نیست، می افزاید: شمع ها را خاموش می کنند و بر می دارند، گل ها را با سرعت از اینجا دور می کنند. برای چه؟ چون نمی خواهند قبر ستار به چشم بیاید. وی ادامه می دهد: آخر چه پنهان کاریی؟۱ در رباط کریم که سهل است، نام این جوان در همه دنیا پخش شد. این خانم ساکن رباط کریم هم البته نگران حال خانواده و مادر این شهید راه آزادی است که از بیماری مادر ستار خبر می دهد و می گوید: مگر مادر پیرش می تواند فراموش کند که پسرش با کتک خوردن جان داده است؟ گفتنی است، درباره شکنجه و ضرب و شتم ستار بهشتی، هم شهادتنامه ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ به ثبت رسیده و هم سند شکواییه ای که با دستخط خود ستار بهشتی است؛ که شکایت خود را از کسانی که وی را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند، تنظیم کرده و این رفتار غیر انسانی و غیر قانونی را مورد اعتراض قرار داده بود. وی در حضور افراد زندانی در بند ۳۵۰ اوین گفته بود که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. در مواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید می کردند که وی را می کشند؛ شکنجه هایی که برای همیشه به نام اقتدارگرایان غاصب جمهوری اسلامی در تاریخ ثبت خواهد شد. برای گفت و گو با جوانی که در حال ورود به امامزاده است، جلو می روم. نام ستار را که از زبانم می شنود، می گوید: مراقب باشید. اینجا هم پر از مامور است. در مورد حمایت مردم رباط کریم از خانواده او سوال می پرسم که توضیح می دهد: شما ببینید اینجا چه فضایی درست کردند، ۱۰ برابر این فشار بر خانواده او هست. اما خب مردم زیاد می آیند بر سر مزار و توجهی به این فشارها ندارند. اما برای نزدیک شدن به خانواده کمتر جرات می کنند. خانواده ستار بهشتی در این ۴۰ روز سختی های زیادی را متحمل شده اند. این خانواده با شجاعت تمام خبر قتل فرزندشان را رسانه ای کردند و با وجود تمام تهدیدها تنها زمانی که در حصر قرار گرفتند، ارتباطشان برای اطلاع رسانی محدود شد. آنها که حتی اجازه نیافته بودند مثل همه داغ دیدگان این دیار یک مراسم آبرومند برای فرزند خود برگزار کنند و حتی مادر وی از دیدن چهره پسرش برای آخرین بار محروم مانده است، در چهلمین روز از شهادت او نیز با رفتار عوامل انتظامی و لباس شخصی ها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند تا نشان دهند از برخوردهای چکشی و رفتارهای سرکوب گرانه خود با مردم و خانواده ستار بهشتی دست بردار نیستند.

Monday, 24 December 2012

ادامه فشارها به جلال نبوی، زندانی سیاسی

جـــرس: سید جلال نبوی، زندانی سیاسی بند امنیتی زندان ساحلی قم، همچنان تحت فشارهای مسئولان زندان است. به گزارش سحام، مسئولان زندان ساحلی قم، برخی کتاب‌ها و نوشته‌های این زندانی سیاسی را ضبط کرده‌اند. این زندانی سیاسی محکوم به گذراندن چهار سال و نیم زندان است که حدود دو سال و نیم آن سپری شده است. گفتنی است در طول این مدت، هرگز به وی اجازه مرخصی داده نشده و صرفا از حق ملاقات کابینی گاه‌به‌گاه و تماس تلفنی برخوردار است.

Sunday, 23 December 2012

دستگیری فعالین زن در شیراز / بی خبری مطلق از دو نفر از بازداشت شدگان

فعالان در تبعید : از شیراز گزارش می رسد ؛ ماموران امنیتی هفته گذشته یلدا.پ از فعالان حقوق زن و از شرکت کنندگان تجمع ۵ آذر سال جاری در شیراز را ؛ طی هجوم به منزلش دستگیر کردند گفته می شود هفته گذشته یلدا . پ طی هجوم ماموران لباس شخصی‌ و پس ازبرخوردهایی بسیار تند و خشونت وار و تفتیش منزل ؛ بازداشت شد این بازداشت در رابطه با تجمع این فعالین در روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان بوده که در آن جمعی از فعالین حقوق زنان، پنجم آذرماه در پارک دانشجوی شیراز تجمعی مسالمت آمیزی برگزار کردند . این تجمع اما , پیش از شکل گیری ؛ با هجوم نیروهای امنیتیو بازداشت فعالین تا به امروز همراه بود.

Saturday, 22 December 2012

دور جدید احضار و تهدید خانواده کارکنان بی بی سی فارسی

پیتر هاروکس، رئیس بخش جهانی بی بی سی، در کمیته بررسی عملکرد این شبکه در مجلس عوام بریتانیا اعلام کرد که نیروهای امنیتی ایران، دور جدیدی از فشار بر اعضای خانواده کارکنان بخش فارسی بی بی سی را آغاز کرده اند. صادق صبا رئیس بخش فارسی بی بی سی نیز از دور جدید احضار خانواداه خبرنگاران بی بی سی فارسی به وزارت اطلاعات خبر داد. به گفته آقای هاروکس، هدف حکومت ایران از وارد کردن این فشارها، منصرف ساختن کارکنان بی بی سی فارسی از ادامه همکاری با این شبکه است. اعضای خانواده کارکنان بخش فارس بی بی سی، در گذشته نیز در معرض فشار و تهدید نیروهای امنیتی ایران قرار گرفته اند و برخورد با آنان، واکنش نهادهای بین المللی را به دنبال داشته است. در واکنشی دیگر به فشارهای اخیر حکومت ایران، صادق صبا رئیس بخش فارسی بی بی سی گفت که این فشار ها، حدودا از دو هفته پیش آغاز و توسط ماموران وزارت اطلاعات انجام شده است. وی افزود که وزارت اطلاعات با احضار اعضای خانواده تعدادی از کارکنان بی بی سی فارسی، آنها را برای متقاعد ساختن فرزندانشان به توقف همکاری با این شبکه تحت فشار گذاشته است. آقای صبا احتمال داد که دور جدید برخوردها، نوعی واکنش به پخش فیلم "اعترافات اجباری" از تلویزیون فارسی بی بی سی باشد که چند هفته پیش پخش شد. کمپين بين‌المللی حقوق بشر در ايران نیز با انتشار بيانيه‌ای دولت ايران را مسئول آزار و اذيت خانواده‌های خبرنگاران شبکه بی‌بی‌سی فارسی دانسته است. اين کمپين در بيانيه خود که روز، پنج‌شنبه ۳۰ آذرماه منتشر شده آورده است: "قوه قضائيه و سازمان‌های اطلاعاتی ايران بايد بلافاصله به اذيت و آزار اعضای خانواده‌های خبرنگاران شبکه بی‌بی‌سی فارسی که در خارج از ايران مشغول به فعاليت هستند خاتمه دهند. و حصول اطمينان کنند که نيروهای امنيتی به بدرفتاری‌های فراقضايی، ارعاب، و سوء رفتار رسمی خود عليه خانواده‌ها در ايران پايان می‌دهند."

Friday, 21 December 2012

انتقال پژمان ظفرمند به بند عمومی و ممانعت بازجو از آزادی وی

ژمان ظفرمند از فعالانی که بیش از ۵۰ روز پیش به همراه مهدی خزعلی در سرای اهل قلم بازداشت شده بود به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد. به گزارش خبرنگار کلمه، پژمان ظفرمند از فعالانی که نهم آبان ماه سال جاری به همراه مهدی خزعلی و تعدادی دیگر از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی در سرای اهل قلم بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد. بر اساس این گزارش بازپرس زندان برای ظفرمندی قرار کفالت بیست میلیون تومانی صادر کرده بود اما به دلیل آنکه این زندانی سیاسی با بازجوی خود درگیر شده بود اجازه ی گذاشتن کفالت را به وی نداده و اون را به صورت غیر قانونی در بازداشت نگه داشته اند. پژمان ظفرمند، فعال حقوق بشر پیش از این نیز در بازداشت های سال ۸۸ و ۸۹ به اتهام شرکت در تظاهرات بازداشت شده بود. اشتراک‌گذاری:

Thursday, 20 December 2012

عبدالفتاح سلطانی به دلیل بیماری گوارشی در بیمارستان بستری شد

عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری که دوران محکومتیش را در زندان اوین می‌گذراند، براثر تشدید بیماری گوارشی و وخامت وضعیت جسمانی در بیمارستان سینای تهران بستری شد. به گزارش سایت کلمه، این عضو کانون مدافعان حقوق بشر از روز سه‌شنبه ۲۱ آذرماه به بیمارستان سینا فرستاده شده و هنوز پزشکان نتوانسته‌اند دلیل بیماری وی را تشخیص دهند. عبدالفتاح سلطانی که وکالت تعداد زیادی از فعالان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی را بر عهده داشته به "تبلیغ علیه نظام"، "تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر"، "اجتماع و تبانی علیه نظام" و "تحصیل مال حرام" متهم شده است. او که از شهریور ۱۳۹۰ در زندان اوین بسر می‌برد، با حکم بدوی که اواسط اسفند ماه از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی صادر شد به حبس، تبعید به برازجان و همچنین به ۲۰ سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم شده بود. عبدالفتاح سلطانی در طول فعالیت‌های حقوقی و حقوق بشری خود و پیش از شهریور ۱۳۹۰ سه بار در زندان بوده و ماه‌های طولانی از مدت حبس خود را در انفرادی گذرانده است. مهناز پراکند، عضو کانون مدافعان حقوق بشر و یکی از همکاران آقای سلطانی، در خردادماه به بی بی سی فارسی گفته بود که اصولا هیچ یک از اتهامات وارد شده علیه آقای سلطانی در صلاحیت دادگاه انقلاب نبوده اند. خانم پراکند در آن زمان گفت: این اتهامات در همه پرونده های پیشین علیه آقای سلطانی مطرح شده بودند که یا تماما به برائت او یا به صدور قرار منع تعقیب او منجر شده اند.

Wednesday, 19 December 2012

تهدید و ارعاب خانواده خبرنگاران توسط حکومت ایران و تجزیه طلبان

صادق صبا رئیس بخش فارسی بی بی سی نیز از دور جدید احضار خانواداه خبرنگاران بی بی سی فارسی به وزارت اطلاعات خبر داد. برای نخستین بار ندای سبز آزادی از احضار خواهر یکی از خبرنگاران بی بی سی فارسی و بازجویی اینترنتی از این خبرنگار خبر داده بود. از سوی دیگر بنا بر گزارش رهسا نیوز ؛ آقای ونداد اولادعظیمی ؛ عضو مدیریت سایت ایران گلوبال و سخنگوی “کمپین صلح فعالان در تبعید ” به دلیل پیگیری صحت خبر مربوط به قتل یک فعال آذربایجانی ؛ توسط عناصری مشکوک ؛ تهدید جدی شده اند . طبق گزارش اخیر ایشان در سایت ایران گلوبال ؛ خانواده و مشخصا برادر ایشان هدف این تهدید قرار گرفته اند.

Tuesday, 18 December 2012

بازداشت پدر هادی دانشیار، فعال کارگری در شیراز‎

جـــرس: ظهر روز سه شنبه ۲۲ آذرماه ۱۳۹۱ مأموران اداره اطلاعات شهرستان شیراز برای بازداشت هادی دانشیار فعال کارگری به منزل وی مراجعه کردند که پس از آگاهی از عدم حضور او، به تفتیش منزل پرداخته و سپس اقدام به بازداشت پدر هادی دانشیار کرده‌اند. مأموران پس از تفتیش منزل اقدام به ضبط کامپیوتر و کتاب‌های اعضای خانواده کرده‌اند. به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، پدر این فعال کارگری روز چهارشنبه ۲۳ آذر ماه طی یک تماس تلفنی کوتاه با خانواده از صدور قرار بازداشت موقت توسط دادگاه انقلاب شهر شیراز و انتقالش به زندان عادل آباد خبر داده است. سید هادی دانشیار ۳۸ ساله فعال کارگری ساکن شیراز به اتهام تبلیغ و تبانی علیه نظام، به نفع گروه های ضد نظام و شرکت در تجمعات غیرقانونی در شیراز به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شده است. دانشیار در جریان اعتصاب کارگران معدن استان فارس، در سال ۸۷ بازداشت و پس از تحمل دو ماه بازجویی و حبس در اداره اطلاعات و زندان عادل آباد شیراز با قرار وثیقه به طور موقت آزاد شده بود. وی پیش از این و در ابتدای سال ۸۷ نیز بنا بر شکایت اداره اطلاعات و به اتهام اقدام علیه امنیت کشور مبنی بر تحریک کارگران معدن به اغتشاش به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود

Monday, 17 December 2012

انتقال دوباره سعید مدنی از انفرادی ۲۰۹ به بند عمومی

جرس: سعید مدنی جرم شناس و پژوهشگر مسایل اجتماعی و فعال ملی -مذهبی پس از یکسال بازداشت و برای سومین بار از بازداشتگاه امنیتی ۲۰۹ به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد. به گزارش کلمه، سعید مدنی هفدهم دیماه سال گذشته توسط وزارت اطلاعات بازداشت و پس از چندین ساعت بازرسی منزل و محل کارش به بازداشتگاه امنیتی ۲۰۹اوین انتقال یافت و طی یکسال گذشته با وجود خاتمه بازپرسی و ارسال پرونده قضایی اش به شعبه ۲۶دادگاه انقلاب با فشار مقامات امنیتی در شرایط دشوار بازداشتگاه نگهداری شده بود. سعید مدنی پیش از این یک بار در اوایل مردادماه سال جاری به مدت یک روز به بند ۳۵۰ انتقال یافته بود و بلافاصله به دستور مقامات امنیتی مجددا به بازداشتگاه ۲۰۹ بازگردانده شد. این زندانی سیاسی مجددا در اواخر آبانماه از بازداشتگاه ۲۰۹ به بند ۳۵۰ انتقال یافت اما این بار نیز پس از پنج روز مجددا به بازداشتگاه بازگردانده شد. روز شنبه ۲۵ آذر سعید مدنی برای بار سوم از بازداشتگاه ۲۰۹ به بند ۳۵۰ انتقال یافت. بر اساس این گزارش مدنی به اتهام فعالیت در شورای فعالان ملی -مذهبی، جنبش سبز و برخی تشکل های حقوق بشری بازجویی و محاکمه شده است. سعید مدنی پیش از این در سال های ۱۳۷۳ به اتهام سردبیری ماهنامه ایران فردا به مدیر مسوولی مهندس عزت الله سحابی و در سال های ۱۳۷۹-۱۳۸۰ به اتهام عضویت در شورای فعالان ملی -مذهبی بازداشت شده بود و این سومین بار است که وی بازداشت و تحت بازجویی های مکرر قرار گرفته است.

Sunday, 16 December 2012

ممانعت از دفن پیکر مترجم کتاب «گزارش یک آدم‌ربایی» در قطعه هنرمندان

جرس: مراسم تشییع پیکر جاهد جهانشاهی از مقابل خانه هنرمندان لغو و اعلام شد که پیکر وی اجازه خاکسپاری در قطعه هنرمندان را ندارد. به گزارش کلمه، آقای جهانشاهی مترجم آثاری از مشهورترین نویسندگان جهان هم‌چون گابریل گارسیا مارکز، برتولت برشت و گونتر گراس بود و کتاب «گزارش یک آدم‌ربایی» اثر گابریل گارسیا مارکز را هم او ترجمه کرده بود. این کتاب را سال گذشته میرحسین موسوی که در حصر خانگی به سر می برد، برای مطالعه معرفی کرد و به فرزندانش گفت:‌ «به هر کسی که می خواهد از وضع حال من خبردار شود بگوئید که کتاب “گزارش یک آدم ربایی” گابریل گارسیا مارکز را بخواند.» اما به محض انتشار این خبر، هجوم مردم به کتابفروشی ها باعث شد که نسخه های موجود این کتاب به سرعت تمام شود، و چیزی نگذشت که چاپ افست آن بیرون آمد، همزمان نسخه الکترونیک آن در اینترنت منتشر شد و گزارش اقبال گسترده مردمی به این کتاب حتی در رسانه های بین المللی هم بازتاب یافت. مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد جاهد جهانشاهی که پیش از این اعلام شده بود صبح امروز یکشنبه ۲۶ آذر از مقابل خانه هنرمندان برگزار می‌شود، با وجود حضور جمع قابل توجهی از نویسندگان و شاعران لغو شد! یکی از نزدیکان زنده‌یاد جهانشاهی در حاشیه این مراسم در مورد علت این اتفاق به مهر گفت: صبح امروز از جانب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خانواده جهانشاهی اعلام شد که امکان دفن پیکر وی در قطعه هنرمندان فراهم نشده است. وی افزود: در پی اعلام این خبر خانه هنرمندان نیز به خانواده جهانشاهی اعلام کرد که نمی‌تواند میزبان مراسم تشییع پیکر مرحوم جهانشاهی باشد. از آنجا که پیش از این اعلام شده بود که مراسم تشییع از خانه هنرمندان انجام می‌گیرد، عده زیادی از اهالی ادبیات به این محل آمده بودند ولی پس از دقایقی به طور رسمی از سوی خانه هنرمندان اعلام شد که مراسم تشییع از خانه هنرمندان صورت نمی گیرد. حاضران در این مراسم که در محل خانه هنرمندان حاضر بودند با اتوبوس‌های تدارک دیده شده توسط خانواده جهانشاهی به سمت بهشت زهرا حرکت کردند تا مراسم تشییع این مترجم را در آنجا برگزار کنند. پیکر جاهد جهانشاهی که پنجشنبه گذشته در حین کوهنوردی در ارتفاعات درکه تهران بر اثر ایست قلبی درگذشته بود، صبح امروز از محل پزشکی قانونی واقع در کهریزک و در پی لغو این مراسم در خانه هنرمندان، به بهشت زهرا منتقل می‌شود و بر اساس تصمیم خانواده وی در قطعات عادی بهشت زهرا به خاک سپرده خواهد شد.

Saturday, 15 December 2012

حکم ١١ سال حبس محمد توسلی به دادگاه تجدیدنظر ارجاع شد

حکم ۱۱ سال حبس که توسط قاضی صلواتی و بر اساس اراده نهادهای امنیتی علیه رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران صادر شده بود، با اعتراض وکلای محمد توسلی و تقدیم لایحه دفاعیه‌ای مشتمل بر ۶ بخش و ١۸۶ صفحه به دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شد. به گزارش جرس، محمد توسلی صبح روز پنجشنبه ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۰ در منزلش بازداشت و به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین که در اختیار وزارت اطلاعات است، منتقل شد و با وجود دستور صریح و مکتوب بازپرس قضایی مبنی بر صدور قرار وثیقه در بهمن همان سال و تودیع وثیقه در پانزدهم بهمن ۹۰، پس از شش ماه و نیم حبس در شرایط دشوار، در ٢۶ اردیبهشت ۹١ به طور موقت آزاد شد. وی سپس به حکم رییس شعبه ١۵ دادگاه انقلاب به ۱۱ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد. رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران در دادگاه بدوی حاضر به دفاع از خود نشد و سکوت کرد. وی در لایحه کوتاهی که به دادگاه بدوی ارائه کرد، از پیش معلوم بودن نتیجه دادگاه و غلبه نگاه امنیتی بر مقتضیات قانونی و همچنین، عدم صلاحیت دادگاه و نقض مکرر اصل قضایی و فقهی بی‌طرفی از سوی قاضی صلواتی را از جمله دلایل این سکوت اعلام کرد و ضمن دفاع از عملکرد سیاسی خود، از سابقه و مشی سیاسی نهضت آزادی ایران و بنیانگزاران شریفش با افتخار یاد می‌کند. توسلی در نامه‌ای در تیر ماه ۹١ خطاب به رییس قوه قضاییه، به شرایط حبس غیرقانونی و فشارهای عدیده جسمی و روانی دوران بازداشت اشاره می‌کند که بازجویان وزارت اطلاعات بر وی تحمیل کرده‌اند تا وی را وادار به استعفا از نهضت آزادی ایران و انجام مصاحبه تلویزیونی کنند. البته نه تنها رییس قوه قضاییه که به زعم توسلی به حکم وظیفه قانونی و جایگاه شرعی خود مکلف به پیگیری این دادخواهی بود، هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهد، بلکه در فاصله کوتاهی از ارسال این نامه دادخواهانه و در چارچوب قوانین رسمی جمهوری اسلامی ایران، دادگاه بدوی به ریاست قاضی صلواتی چهره نام‌آشنای دادگاه انقلاب اسلامی تهران وی را به ١١ سال حبس و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد. این کنش‌گر سیاسی باسابقه در این نامه تصریح می‌کند که اگرچه بهانه بازداشت وی در سال ۹۰ امضای نامه موسوم به ١۴٣ امضایی به رییس جمهور سابق، سید محمد خاتمی بود، اما این اتهام هیچ‌گاه به وی تفهیم اتهام قانونی نشد و پس از چند ماه از بازداشت و به رغم مخالفت صریح و مکتوب مقام قضایی مربوطه، به اراده ماموران وزارت اطلاعات، به استناد پرونده سال ۸۰ از آزادی ایشان خودداری شد و پرونده دیگری که در سال ۸۸ علیه وی وجود داشت و قبلا مختومه شده شده بود، موجبات صدور حکم کیفری یاد شده را فراهم آورد. یکی از نزدیکان محمد توسلی گفته که این عضو ارشد نهضت آزادی ایران اگرچه امیدی به تغییر حکم بدوی ندارد، اما از باب تکلیف خود مبنی بر آگاهی‌رسانی به مردم شریف ایران، اتمام حجت با مقامات قضایی و ثبت در تاریخ، دفاعیه‌ای در شش بخش و ١۸۶ صفحه به دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارائه کرده است. به نقل از همین منبع خبری، توسلی اخیراً در نامه دیگری که به رییس قوه قضاییه نوشته و ارسال کرده است، ضمن اعتراض به حکم صادره، صدور چنین حکمی را غیرقانونی و در تعارض با حقوق اساسی و فریضه امر به معروف و نهی از منکر دانسته و این حکم را نه فقط علیه خود که نوعی انتقام از عملکرد و مشی پنجاه ساله نهضت آزادی ایران و بنیان‌گزاران این تشکل سیاسی ملی و اسلامی می‌داند و پیامد صدور چنین احکامی را تقابل صریح با روش‌های مبارزات اصلاحی قانونی، مسالمت‌آمیز و علنی و موجب به مخاطره افتادن امنیت ملی و انسداد کامل فضای سیاسی و مبتنی بر خواست کسانی بر می‌شمارد که منافع فردی و یا گروهیشان با اصلاح وضع موجود موافق نیست و می‌خواهند اوضاع را به نقطه غیرقابل بازگشت و تغییرات ساختاری بکشانند. در حال حاضر امیر خرم، محسن محققی و فرید طاهری از اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی ایران، عماد بهاور رییس شاخه جوانان و جعفر گنجی و مسعود صادقی از جوانان این حزب به حکم محاکم انقلاب تهران به حبس‌های طولانی مدت محکوم شده و در زندان اوین محبوسند.

Friday, 14 December 2012

خطر فلج شدن رضا شهابی را تهدید می‌کند

جـــرس: گزارش‌ها حاکی از وخامت وضعیت جسمی رضا شهابی، فعال کارگری زندانی و از اعضای هیئت مدیره سندیکای واحد اتوبوسرانی تهران است. اسدالله صادقی، دبیر پیشین سندیکای فلزکار و مکانیک و فعال کارگری ساکن نروژ، در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی گفت: "خطر فلج شدن رضا شهابی را تهدید می‌کند." آقای صادقی می‌گوید: "درمان نیمه‌کاره" باعث شده بیماری‌های آقای شهابی تشدید شود و هم‌اکنون گردن، کمر و دست و پای او با مشکل مواجه است. رضا شهابی از بهار ۱۳۸۹ بازداشت شده و هم‌اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین، که عمدتا زندانیان سیاسی در آن نگهداری می‌شوند، دوران حبس خود را می‌گذراند. آقای شهابی سال گذشته در اعتراض به بلاتکلیفی پرونده خود دست به اعتصاب غذا زده بود. آقای صادقی رسیدگی‌های پزشکی و امکانات درمانی فراهم‌شده برای رضا شهابی توسط مسئولان زندان را "تشریفاتی" خواند و گفت آنان بهره‌مندی آقای شهابی از امکان مداوا را "تابع رفتارش در زندان" کرده‌اند. او توضیح می‌دهد که منظور مسئولان این است که به عنوان نمونه آقای شهابی نباید به نوشتن نامه‌های اعتراضی ادامه دهد. مرگ تدریجی رضا شهابی بیش از دو هفته پیش با انتشار نامه‌ سرگشاده‌ای خطاب به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه، به وضعیت خود اعتراض کرده بود. آقای شهابی نوشته بود که مدام دچار خونریزی می‌شود. او همچنین نوشته بود: "هر دو پایم با مشکل مواجه شده و همه روزه خواب می‌رود و روز به روز سست‌تر می‌شوند، به طوری که بدون ماساژ دادن و کمک هم‌اتاقی‌هایم امکان بلند شدن از زمین را ندارم." او ضمن اعتراض به وضعیت خوراک و بهداشت زندان اوین نوشته بود که "تعداد قابل توجهی از زندانیان گرفتار مشکلات شدید مالی‌اند." آقای شهابی با توصیف شرایط خود و دیگر زندانیان سیاسی، که چند تن از آنان مانند هدی صابر، محسن دکمه‌چی و ستار بهشتی در زندان درگذشته‌اند، درباره این شرایط پرسیده بود "آیا این چیزی جز مرگ تدریجی زندانیان و فرسودگی فیزیکی و ذهنی آنها است؟" آقای شهابی افزوده بود در صورت بروز اتفاقی برای او "مسئولیت آن با قوه قضاییه و سازمان زندان‌ها و البته در راس آن مسئولین بلندپایه کشور خواهد بود." گزارش وضعیت فعالان سندیکایی رضا شهابی یکی از فعالان کارگری مستقل ایرانی است که به دلیل فعالیت‌های سندیکایی خود با محکومیت قضایی مواجه شده است. او متهم شده بود که فعالیت‌هایش با "ارتباط با بیگانگان و برهم زدن نظم عمومی" همراه بوده است. اسدالله صادقی در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی گفت که در دیدارش با احمد شهید، نماینده ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، علاوه بر وضعیت رضا شهابی درباره شاهرخ زمانی، فعال کارگری و علی نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به او اطلاع داده است. آقای صادقی گفت امیدوار است با انعکاس وضعیت این فعالان کارگری در گزارش احمد شهید، وضعیت آنها بهبود یابد.

Thursday, 13 December 2012

مادر ستار بهشتی قاتلان فرزندش را دیده است؛ درخواست از مسئولان برای پیگیری پرونده

کلمه – گروه خبر: خواهر ستار بهشتی در گفت و گو با کلمه در مورد آخرین وضعیت پرونده ستار بهشتی گفت که مادرش فقط خواستار قصاص عامل قتل فرزندش است. سحر بهشتی ظهر امروز در حالی که برای مراسم چهلم برادرش آماده می شد، ابراز امیدواری کرد که این مراسم بخوبی و در شان برادر از دست رفته اش برگزار شود و چون مراسم هفته و خاکسپاری با مشکلی رو به رو نگردد. این خواهر داغدار که اولین بار در مصاحبه با کلمه خبر از کشته شدن برادرش در بازداشتگاه فتا را داده بود و اظهار کرده بود که همسرش را برای تحویل دادن پیکر ستاربهشتی خواسته اند، در چهل روز گذشته هیچ گفت و گویی با رسانه ها نداشته است و علت سکوتش را درخواست مادرش می داند. مادر ستار بهشتی پیشتر در گفت و گویی از تهدید دختر خود توسط نیروهای امنیتی خبر داد و گفته بود: دخترم را تهدید کردند و بهش گفتند اگر به خودت رحم نمی کنی حداقل به بچه ۶ ماهه ات رحم کن. گوهر عشقی همچنین گفته بود که به من می گویند مصاحبه نکن. من هم می گویم که دیگر از هیچ چیز نمی ترسم. من ازخون بچه ام نمی گذارم.می گویم آنقدر مصاحبه می کنم تا بالاخره جواب بگیرم. خواهر ستار بهشتی به خبرنگار ما گفت به علت فشارهای صورت گرفته او به درخواست مادرش مصاحبه نمی کند و منتظر هستند تا نتیجه دادخواست آنان نسبت به مجازات قاتلان ستار بهشتی زودتر به نتیجه برسد. در حالی که خبرهای رسیده به کلمه حاکی از پاره کردن اعلامیه های مراسم چهلم ستار بهشتی است، یکی از نزدیکان به خانواده ستار بهشتی با تایید این موضوع گفت: برخی از اعلامیه های نصب شده بر مغازه های محلی پاره شده و احتمالا این اقدامات برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم منطقه است که در این مراسم شرکت نکنند. اما خواهر ستار بهشتی ابراز امیدواری کرد که این مراسم در کمال آرامش برگزار شود. قرار است تا ساعاتی دیگر اعضای خانواده، دوستان و اهالی محل با حضور در امام زاده محمدتقی رباط کریم برای تسلی این خانواده گرد هم آیند. ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویسی است که در اثر ضرب و شتم در بازداشتگاه فتا کشته شده است و اینک وکیل این قربانی نگران است که پرونده در دادسرا مختومه شود و به دادگاه نرسد. گیتی پورفاضل با اشاره به اینکه یک نفر از متهمان این پرونده از خانواده ستار بهشتی درخواست عفو کرده‌ است، گفت: فردی را در بازپرسی آورده بودند و گفتند که این شخص متهم اصلی است. من و خانواده مرحوم ستار بهشتی آنجا بودیم و آن فرد تقاضا می‌کرد که مورد بخشش قرار گیرد. خواهر ستار بهشتی با تایید این مطلب گفت گفته های خانم پورفاضل در خصوص رضایت محضری را هم تایید کرد و با توجه به فشاری که بر خانواده است که مصاحبه نکنند، خبرنگار ما را برای اطلاعات بیشتر به وکیل ستار بهشتی رجوع داد. پورفاضل وکیل ستار بهشتی این رضایت نامه را غیرقانونی می داند و گفته است که مادر ستار بهشتی بی‌سواد است و به نظر می‌رسد که از این موضوع بهره‌برداری شده است. معتقدم این رضایت وجهه قانونی ندارد، چون در شرایطی خاص اخذ شده و حتی قبل از اینکه مجرم اصلی پیدا شود، رضایت گرفته شده است. هر چند چنین رضایت نامه ای به اجبار از این مادر گرفته شده است اما او گفته است که تنها خواستار قصاص مجرم است و هر گونه شائبه مرگ طبیعی را رد کرده و تاکید نموده که من اصلا این حرف را قبول نمی کنم. ستار ۳۵ سالش بود و سالم. نه بیماری قلبی داشت که می گویند قلبش گرفته است و نه هیچ مشکل دیگری داشت. سه شنبه ای بچه ام را بردند سه شنبه هفته بعدش گفتند بیا و جنازه اش را بگیر. آخر من چطور می توانم باور کنم که مرگ او طبیعی بوده است. مادر ستار بهشتی هر چند با حضور در پلیس فتا قاتلان فرزندش را دیده است، اما خواستار ملاقات با رییس قوه قضاییه و دادستان است تا بتواند مشکل خود را مستقیم با آنان مطرح کند. وی عاجزانه گفته بود که از تمام مسولان تمنا می کنم که پیگیر مرگ بچه ام باشند و از خونش نگذرند. من هیچ چیز نمی خواهم جز اینکه مسولان قاتلان پسرم مجازات شوند. همان مساله ای که امروز سحر بهشتی بر آن تاکید کرد و گفت که مادرم فقط خواستار قصاص قاتلان برادرم است.

Wednesday, 12 December 2012

ابولفضل قدیانی: برخورد بی شرمانه بازجوی فاسد سپاه با همسر یک زندانی سیاسی

ابوالفضل قدیانی زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه‌ای خطاب به صادق لاریجانی، رییس قوهٔ قضاییه با بیان اینکه “من بعنوان یک زندانی سیاسی در رژیم گذشته اعلام می کنم که برخوردهای مورد حمایت شما روی ساواک شاه مخلوع را با تمام مفاسد و شکنجه گری‌هایش سفید کرده” خاطرنشان کرده است:"در آن رژیم علیرغم همه مفاسد و ظلم‌هایش حرمت خانواده‌های زندانیان رعایت می‌شد و هیچ مشکلی برای همسر و فرزندان زندانیان سیاسی ایجاد نمی‌شد." این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشته است:"بار‌ها و بار‌ها برخوردهای کثیف برخی از بازجویان فاسدالاخلاق سپاه و وزارت اطلاعات که متاسفانه امروز حاکم بر قضات بی‌ارادهٔ دادگاه های سیاسی نیز هستند با خانواده‌های مظلوم زندانیان سیاسی بیان شده و حتما شما هم شنیده و مطلع شده‌اید ولی هیچ ترتیب اثری به آن‌ها نداده‌اید. آخرین مورد این اقدامات بوسیله یکی از بازجویان فاسد اطلاعات سپاه با نام مستعار «اوسط» انجام شده است.وی که از ابتدای بازداشت غیرقانونی آقای دکتر علیرضا رجایی بار‌ها و بار‌ها به طرق مختلف مزاحم خانواده ایشان بوده و آن‌ها را تحت انواع فشارهای روحی و روانی قرار داده و بد‌ترین شرایط را برای خانوادهٔ محترم و مظلوم بوجود آورده، اخیرا وقاحت و خباثت را بجایی رسانده که به همسر آقای دکتر رجایی گفته من ایشان را به زندان برازجان یا رجایی شهر تبعید می‌کنم و وقیحانه از وی خواسته از شوهرش طلاق بگیرد. اگر شما و سایر مسئولین ارشد نظام کمترین غیرتی داشتید این بازجویان کثیف با اقداماتی بسیار کمتر از این آنچنان مجازات و رسوا می‌شدند که دیگر این بی‌دینی‌ها و اقدامات ضداخلاقی امکان بروز پیدا نمی‌کرد و نوامیس افراد به بازی گرفته نمی‌شد. ولی بدبختانه امروز این افراد از سوی سران کشور حتی تشویق می‌شوند و ترفیع می‌گیرند....

Tuesday, 11 December 2012

منابع امنیتی گزارش دادند: دستگیری شبكه گسترده ای از عوامل شبكه های مجازی و ماهواره ای

جـــرس: برخی رسانه های نزدیک به منابع امنیتی گزارش داده اند که تعداد زیادی استودیوی زیر زمینی مروج ابتذال و مرتبط با ضد انقلاب و دشمنان ملت ایران كشف و 30تن از عوامل این شبكه ها بازداشت شده اند. باشگاه خبرنگاران از قول برخی "منابع آگاه" ضمن اعلام این خبر ادامه داد: "شبكه گسترده ای از عوامل همراهی كننده با شبكه های ماهواره ای بیگانه، ضدانقلاب، شبكه های مارك دار وابسته به سرویس های جاسوسی ووبلاگ نویسان  دشمنان ملت ایران و متصل به فرقه ضاله بهائیت ایجاد شده بود كه با دریافت وجوه كلان، آن هم از مجاری و روش های موسوم به «پولشوئی» و با اغفال تعدادی از افراد ساده لوح، به تامین برنامه برای شبكه های ضدانقلاب، مبتذل و ضداسلامی می پرداختند." وی ادامه داد: "این شبكه گسترده كه خطوط قرمز اخلاقی، اعتقادی و فرهنگی جامعه را زیر پا گذاشته بودند، شناسایی و منهدم گردید." این منبع مطلع افزود: با توجه به پیچیدگی اقدامات این تیم های زیرزمینی كه با رعایت حداكثر ملاحظات حفاظتی و به شكل كاملا دستوری-تشكیلاتی عمل می كردند، به ناگزیر تیم امنیتی كشور تصمیم به ورود به این پرونده را گرفت و پس از انجام شناسایی دقیق، به سرعت با همكاری دستگاه قضایی، موفق به اقدام همزمان و بازداشت متهمین شد. این منبع گفت: یكی از مهمترین شكار هایی كه به احتمال زیاد عملیات فوق الذكر را تسهیل نمود، بازداشت مدتی پیش مدیر یكی از شبكه های ماهواره ای معاند (مستقر در آمریكا) بود كه با دام گذاری دقیق و هدفمند، این فرد به تور ضابطین قوه قضائیه افتاده و احتمالا بخشی از پیش پرده های ماجرای استودیوهای زیرزمینی را افشا كرده بود.

Monday, 10 December 2012

بازجویی‌های ده ساعته و تهدیدهای روزانه ژیلا مهدویان | حمله نیروهای امنیتی به حسام ترمسی و وارد کردن سمی نادر به بدن وی

ژیلا مهدویان، از مادران پارک لاله که به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده، در مصاحبه با "روز" از بازداشت و بازجویی‌های ۱۰ ساعته در بند وزارت اطلاعات زندان اوین سخن می گوید. خانم مهدویان، مادر حسام ترمسی است که به گفته او پس از آزادی از سوی نیروهای امنیتی مورد حمله قرار گرفته و سمی نادر وارد بدن او کرده اند که باعث از بین رفتن کبد او شده است. حسام ترمسی، ۲۳ خرداد ۸۸ بازداشت شد. او بیش از یکسال در زندان بود و از جمله زندانیانی است که در دادگاههای نمایشی که پس از انتخابات برگزار شد حضور داشت اما به گفته مادرش، در دادگاه حاضر به بیان سخنانی که بازجویان از او می خواستند نشده است. آقای ترمسی اکنون آزاد است و از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب و قاضی صلواتی به دو سال و ۴ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. ژیلا مهدویان اما ۱۷ مهرماه ۸۹ در منزل شخصی‌اش بازداشت شد. او و دخترش به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و متهم به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق شدند. خانم مهدویان و دخترش با قرار وثیقه آزاد شده اند، اما حکم صادره از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب و قاضی پیرعباسی برای او، ۵ سال حبس تعزیری است که در دادگاه تجدید نظر نیز تایید شده. خانم مهدویان ممکن است ابتدا توضیح دهید قضیه بازداشت شما و دخترتان چه بود و به چه دلیل بازداشت شدید؟ من از وقتی حسام را بازداشت کرده بودند با مادران پارک لاله ارتباط برقرار کرده بودم. یک بار هم همراه با مادران در پارک لاله بازداشت شده بودم. اما بعد از آزادی حسام، پس از آنکه او را با چاقو زدند و سم وارد بدنش کردند من با رادیو فردا و صدای امریکا مصاحبه کردم. ماموران دنبال بازداشت من بودند و گویا دنبال بهانه‌ای می گشتند که همین را بهانه کردند. من با دخترم مریم و همین طور الناز، دختر خانم نقابی (خواهر سعید زینالی) عازم ترکیه بودیم و مریم و الناز راهی آلمان بودند اما همان شب آمدند و ما را بازداشت کردند. به چه اتهامی؟ در زندان چه اتهامی به شما تفهیم شد؟ ابتدا گفتند که دخترتان را می فرستید آلمان که برای مجاهدین خلق خبر ببرد و جاسوسی کند . در زندان هم به من اتهام زدند که تو از طریق آقای نقاشکار با سازمان مجاهدین خلق ارتباط داری و برای آنها جاسوسی میکنی. در واقع بازداشت شما به دلیل مصاحبه‌هایتان بود؟ هم به دلیل اینکه با مادران پارک لاله بودم و هم مصاحبه‌ها و پی گیری هایی که درباره پرونده و وضعیت پسرم انجام داده بودم. اتهاماتی را هم که می زدند قبول نداشتم. ممکن است بگویید بازجویی‌ها به چه صورتی بود و از شما دقیقا چه می خواستند؟ من ۱۶ بار بازجویی شدم که هر بازجویی بیش از ۱۰ ساعت طول می کشید و تا چیزهایی که بازجوها می خواستند را قبول نمیکردیم بازجویی را تمام نمی کردند. مدام می گفتند شما می خواستید بروید آلمان و برای مجاهدین خلق جاسوسی کنید. وقتی مرا بازداشت کردند حسام تازه از بیمارستان مرخص شده بود. حدودا دو یا سه روز بود...

Sunday, 9 December 2012

علی ذاکری برای اجرای چهار سال حبس به زندان رفت

جرس: علی ذاکری از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ توسط اجرای احکام زندان اوین احضار و روانه بند ۳۵۰ شد. به گزارش کلمه، علی ذاکری زندانی سیاسی ۴۶ ساله کارمند بیمارستان آتیه بوده که در جریان حوادث عاشورای ۸۸ در تاریخ ۱۹ بهمن ماه ۸۸ بازداشت شده و به اداره اماکن مطهری منتقل و پس از یک هفته وی را به بند ۳۵۰ بردند. وی درتاریخ ۲۶ اسفندماه ۸۸ با سپردن وثیقه یک میلیار ریالی آزاد شده بود. علی ذاکری در مهرماه ۸۹ توسط قاضی مقیسه رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران بدون حضور وکیل به اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر تهران به ریاست قاضی موحد عینا تایید و این زندانی سیاسی در تاریخ یازدهم آذرماه ۹۱ جهت تحمل این حبس وارد بند ۳۵۰ زندان اوین شد.

Saturday, 8 December 2012

مهرداد سرجویی برای اجرای حکم ۳ سال حبس به زندان اوین رفت

به گزارش کلمه، مهرداد سرجوئی در دیماه سال ۱۳۹۰ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده بود و در فروردین ۱۳۹۱ با قرار وثیقه توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر پس از ۱۰ ماه بازداشت آزاد شد. با این حال دادگاه تجدید نظر در مردادماه سال جاری ضمن تایید حکم دادگاه بدوی و رد لایحه اعتراضی وکیل، حبس وی را به ۳ سال تعزیری و ۷ سال تعلیقی تغییر داد و در ۸ آذر ماه ۹۱ به شعبه اجرای احکام دادسرای اوین احضار و به بند ۳۵۰ این زندان منتقل شد. اتهامی که به سرجوئی نسبت داده شد ابتدا جاسوسی بود و سپس در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به همکاری با دول متخاصم از طریق انتشارتحلیل، مقاله، مصاحبه و خبر به نفع کشورهای معاند تغییر یافت. ابن زندانی سیاسی از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۵ در روزنامه های انگلیسی زبان تهران تایمز و ایران نیوز بعنوان خبرنگار و دبیر سرویس سیاسی و پارلمانی فعالیت داشته است. وی از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ در مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام، مسوول امور روابط عمومی بود.

Friday, 7 December 2012

درگیری گشت ارشاد با مردم در توچال

تارنمای ندای سبز آزادی نوشته است که عصر امروز در منطقه تفرجی توچال تهران شش تن از ماموران نیروی انتظامی برای دختری که به زعم آنان حجاب مناسب نداشته است ایجاد مزاحمت کردند اما شهروندان حاضر در واکنش برخورد خشن ماموران با آنان درگیر شدند. این درگیری تا انجا ادامه یافت که ماموران پلیس برای متفرق کردن مردم از گاز فلفل استفاده کردند. ماموران پلیس همچنین دختر دستگیر شده را با خود به پایگاه پلیس منتقل کرده اند که از سرنوشت او خبری در دست نیست.

Thursday, 6 December 2012

درگیری فیزیکی مامورامنیتی با عیسی سحرخیز در بیمارستان

عیسی سحرخیز، روزنامه نگار زندانی روز گذشته در اثر درگیری با یکی از ماموران امنیتی در بیمارستان مجروح شد. عیسی سحرخیز که برای مداوای بیماری حاد قلبی در بیمارستان تحت نظر است روز گذشته با یکی از ماموران درگیری پیدا کرده و بر اثر این درگیری از ناحیه سر مجروح شد. به گزارش سحام، پس از این که یکی از ماموران امنیتی با عیسی سحرخیز درگیر شد، وی را هل داد که این هل دادن منجر به اصابت سر وی با زمین شد. عیسی سحرخیز با تایید این خبر گفته است که حالا که پس از قتل ستار بهشتی در زندان صحبت از بازدید نمایندگان مجلس از زندان هاست، بد نیست که به وضعیت تمامی زندانی ها رسیدگی شود. این فعال سیاسی گفته است که سه سال پیش آقایان جلالی و سروری از طرف مجلس مامور تحقیق چنین مواردی شدند و برخی از بد رفتاری ها از زمان دستگیری تا زمان سپری کردن دوران زندان در بند عمومی و حتی در زمان مداوای پزشکی به اطلاع ایشان رسانده شده است. سحرخیز تایید کرده است که برخوردهای خشن فیزیکی ماموران تنها شامل زندانیان سیاسی نمی شود و حتی چنین برخوردهایی با زندانیان عادی زندان های اوین، رجایی شهر و حتی اهواز به کرات مشاهده شده است. وی گفته است: چنانچه گروه تحقیق مجلس نمی تواند به زندان برود، می تواند در بیمارستان نیز به ملاقات وی بروند تا با از نزدیک شاهد باشند فردی که قبل از زندانی شدن سالم بوده، اینک در چه وضعیتی است. عیسی سحرخیز، عضو ستاد مهدی کروبی در انتخابات ۸۸ و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و مدیرمسئول روزنامه توقیف شده “اخبار اقتصاد” و ماهنامه توقیف شده “آفتاب” است. سحرخیز تیرماه ۸۸ و در پی بازداشت های گسترده پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر، و سپس توسط قاضی صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام “توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام” به سه سال حبس محکوم شد. سحرخیز در تمام سه سال و سه ماه گذشته، در زندان بسر برده و با وجود تاکید پزشکان و بهداری زندان، امکان ادامه معالجات و درمان در خارج از زندان را نداشته و حتی از یک روز مرخصی نیز محروم بوده است.

Wednesday, 5 December 2012

اعتراض دهها تن از زندانیان سیاسی اوین به طرح پوشش اجباری سازمان زندان‌ها

به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانیان معترض که بالغ بر پنجاه تن می باشد، ضمن برشمردن نام هفت تن از همبندیان خود و گزارش وضعیت بیماری‌های ایشان، نسبت به وضعیت مخاطره آمیز آنها ابراز نگرانی کردند. متن نامه این زندانیان به شرح زیر است: محرومیت از بیمارستان، بعلت عدم تمکین در برابر تحقیر و توهین “مدتی است که طرح پوشش اجباری لباس موهن زندان برای بخش عمده‌ای از زندانیان بند ۳۵۰ اوین، مشکلات جدی پزشکی، ایجاد نموده و مانع اعزام آنان به بیمارستان و توقف معالجات گردیده که برخی از موارد آن بشرح ذیل می‌باشد: آقای اسداله هادی: ۵۶ ساله مبتلا به بیماری حاد قلبی و گردش خون و عروق، آرتروز، که تا کنون برای چهارمین بار از اعزام ایشان جلوگیری بعمل آمد. آقای محمد صائمی: ۶۱ ساله مبتلا به بیماری شدید کلیوی، گوش، آرتروز گردن، دیسک کمری و… که برای دومین باراز اعزام ایشان به بیمارستان جلوگیری بعمل آمده. آقای محسن دانشپور مقدم: ۷۰ ساله مبتلا به بیماری قلبی، آرتروز، پروستات که هفته گذشته از اعزام ایشان به بیمارستان جلوگیری بعمل آمد. آقای سیدمحمدابراهیمی: ۳۹ ساله مبتلا به بیماری حاد ریوی و دیسک کمر که از اعزام ایشان جلوگیری بعمل آمد. آقای مهدی ساجدی فر ۳۵ ساله مبتلا به بیماری مری و مشکل بلع و احتمال سرطان مری که بعلت عدم هماهنگی، با حضور پزشک متخصص و اصرار برپوشیدن لباس، معالجه ایشان متوقف شد. آقای محمود دولت آبادی: ۵۵ ساله که از بیماریهای ریوی، دیسک کمر، آرتروز وقلب رنج می‌برد، درتاریخ چهارشنبه ۸/۹/۹۱ از اعزام ایشان جلوگیری بعمل آمد. وحید اصغری: ۲۶ ساله توقف جراحی تنفسی، مشکل شنوایی که از اعزام ایشان جلوگیری بعمل آمد. ما امضا ء کنندگان زیر ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت مخاطره آمیز نامبردگان فوق، محرومیت از اعزام به بیمارستان و توقف معالجات که تهدید جانی برای آن‌ها درپی دارد و اجبار غیر قانونی زندانیان به پوشیدن لباس توهین آمیز را محکوم نموده و خواستار اعزام سریع‌تر و ادامه معالجات آن‌ها می‌باشیم، ما ضمن هشدار نسبت به عواقب خطیر این کوتاهی وبی توجهی‌ها به سلامت زندانیان بی‌دفاع، مسئولیت هر گونه پیشامد و نقص جسمانی را بعهده دستگاه قضایی دانسته و خواهان برچیده شدن بساط پوشیدن اجباری و یونیفرم موهن زندان می‌باشیم.

Tuesday, 4 December 2012

محرومیت ۴ ماهه ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی، زوج روزنامه نگار زندانی از ملاقات با یکدیگر

بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار بیش از ۳۲ ماه است که از حق مرخصی استفاده نکرده است. این روزنامه نگار که هم اکنون در زندان رجایی شهر به سر می‌برد تنها یک بار و آن هم در فروردین ماه سال ۸۹ موفق به استفاده از مرخصی شد و از آن زمان تاکنون مسوولان دادستانی تهران و وزارت اطلاعات با مرخصی وی مخالفت کرده‌اند. به گزارش کلمه، این روزنامه نگار مستقل به دلیل نوشتن مقالات انتقادی درباره عملکرد اقتصادی دولت محمود احمدی‌نژاد به ۵ سال و چهار ماه حبس محکوم شده است. همچنین این روزنامه نگار زندانی چهارماه است که از ملاقات با همسر خود ژیلا بنی یعقوب، دیگر روزنامه نگار زندانی و فعال جنبش زنان که هم اکنون در بند زنان زندان اوین به سر می‌برد محروم شده است. طبق قانون زندانیانی که به صورت خانوادگی در زندان نگهداری می‌شوند ماهی یک بار می‌توانند با یکدیگر ملاقات کنند اما این مساله با وجود پی گیری‌های مکرر خانواده این دو زندانی تاکنون هیچ نتیجه‌ای در بر نداشته است. بهمن احمدی امویی در خرداد ماه سال جاری به زندان رجایی شهر منتقل شد. او بعد از این انتقال ۲۰ روز را در انفرادی‌های زندان رجایی شهر گذراند. سلول هایی که از نظر استانداردهای نگهداری زندانیان و بهداشت در شرایط بسیار بدی هستند چند هفته‌ای بعد از خروج این زندانی از این سلول‌ها بود که همسرش ژیلا بنی یعقوب نیز برای گذراندن حکم یک سال حبس خود از سوی دایره اجرای احکام به زندان اوین فراخوانده و در روز یکشنبه ۱۲ شهریور ماه و قبل از اینکه موفق به دیدار همسر زندانی‌اش شود به بند زنان زندان اوین منتقل شد. همچنین زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر پنج شنبه‌ها و یک هفته در میان می‌توانند خانواده‌های خود را ببینند. این در حالی است که بهمن احمدی امویی از زمانی که همسرش به زندان اوین رفته ملاقات کننده‌ای نداشته، چرا که خانواده او در شهرستان زندگی می‌کنند و مادر ۸۰ ساله‌اش به دلیل بیماری قادر نیست برای دیدار او به زندان رجایی شهر کرج مراجعه کند. بهمن احمدی امویی و همسرش ژیلا بنی یعقوب ۳۰ خرداد ماه سال ۸۸ و پس از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری ایران بازداشت شدند. ژیلا پس از برگزاری دادگاه به یک سال زندان و ۳۰ سال محرومیت از حرفه روزنامه نگاری محکوم شد. او مدتی را با قید وثیقه بیرون از زندان گذراند.

Monday, 3 December 2012

'توقف حکم اعدام سعید ملک پور در پی توبه'

کیل سعید ملک پور یک برنامه نویس کامپیوتر که زمستان گذشته به جرم طراحی سایت های "مستهجن" به اعدام محکوم شده بود می گوید که این حکم در پی "توبه" او متوقف شده است. محمود علیزاده طباطبایی روز یکشنبه به خبرگزاری "مهر" ایران گفت: "موکلم توسط دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد و حکم به تایید دیوان عالی رسید... اما او بعدا توبه کرد و در پی ابراز ندامت حکم اعدام معلق شد." آقای ملک پور که ۳۷ سال دارد دارای اقامت دائمی کاناداست و چهار سال قبل در ماه دسامبر سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) هنگام بازدید از کشورش به دلیل وخامت حال پدر بازداشت و به اداره یک وبسایت توهین آمیز متهم شد. او دو سال بعد در پائیز سال ۱۳۸۹ توسط دادگاه انقلاب به "اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق طراحی سایت های مستهجن، توهین به مقدسات، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور، ارتباط با گروه‌های معاند نظام، و فساد فی الارض"، به اعدام محکوم شد و این حکم به تایید دادگاه تجدید نظر رسید. این حکم که در خرداد ماه سال گذشته در دیوان عالی کشور نقض شده بود، بعدا دوباره تایید شد. به گزارش خبرگزاری مهر بر اساس این پرونده، در آخرین روزهای سال ۱۳۸۷ سپاه پاسداران و دستگاه قضائی از انهدام سایتهای غیراخلاقی فارسی زبان و دستگیری عوامل اصلی این سایتها خبر دادند. یکی از این متهمان سعید ملک پور بود که از او به عنوان "گرداننده یکی از بزرگترین و مشهورترین سایتهای پورنو فارسی به نام "آویزون" و حامی چندین سایت مستهجن معروف دیگر" نام برده شده بود. اما گروه های حقوق بشر و خانواده آقای ملک پور می گویند که او برنامه ای برای انتشار تصاویر در اینترنت نوشته بود و از این برنامه بدون آگاهی او برای تولید سایت های پورنوگرافی استفاده شد. تلویزیون ایران حتی مصاحبه هایی که تحت بازداشت انجام شده از سعید ملک پور پخش کرد که او در آن به اتهامات علیه خود "اعتراف" می کند. اما اعضای خانواده آقای ملک پور و فعالان حقوق بشر گفتند که این اعترافات تحت فشار و شکنجه از او اخذ شده و او بی گناه است. خبر حکم اعدام او در سال گذشته با اعتراضات بین المللی روبرو شد. از جمله کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، از مقام های ایرانی خواست که جلوی اعدام آقای ملک پور را بگیرند.

Sunday, 2 December 2012

محکومیت دکتر علی رشیدی، عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران به ۲ سال حبس و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی

دکتر علی رشیدی استاد دانشگاه، کارشناس اقتصاد ایران و رئیس انجمن اقتصاددانان ایران است. وی عضو موسس انجمن اقتصاددانان ایران، کنفدراسیون صنعت، جمعیت تولیدگران ایران؛ مشاور اقتصادی انجمن مدیران صنایع؛ و معاون پیشین اقتصادی بانک مرکزی است. دکتر رشیدی عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران است. وی دکترای امور مالی بین‌المللی و بانکداری مرکزی از دانشگاه پنسیلوانیا و کارشناسی ارشد رشته اقتصاد بین‌الملل دارد. دکتر علی رشیدی از روز ۱۱ آبان ماه ۱۳۹۰ بازداشت شد. ظاهراً بازداشت و زندانی کردن آقای رشیدی به یک تحلیل در باره اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران برمی‌گردد که جبهه ملی ایران در ۲۵ مهر ماه ۱۳۹۰ منتشر کرده‌است از: ويکی پديا

Saturday, 1 December 2012

بی‌خبری از وضعیت حسین فلاح، فعال اجتماعی

جرس: بیش از یک هفته از بازداشت حسین فلاح می‌گذرد و اکنون با گذشت چند روز از آخرین تماس تلفنی وی با خانواده‌اش هیچ خبری از او ندارند و همین امر باعث نگرانی آن ها شده است. حسین فلاح از فعالان سابق سازمان های غیر دولتی قزوین است. به گزارش سحام‌نیوز، این فعال سازمان های غیر دولتی قزوین، جهت بازجویی به ستاد خبری برده شده و تاکنون خبری از وضعیت وی در دسترس نیست. حسین فلاح از ناراحتی قلبی رنج می‌برد و در میان خانواده و آشنایانش نگرانی در این رابطه به خاطر احتمال عدم دسترسی به دارو‌هایش وجود دارد. وی همچنین دچار میگرن شدید است.