کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

Friday, 30 September 2011

محکومیت مسعود بابا پور، فعال دانشجویی به حبس تعزیری

جـــرس:  مسعود بابا پور فعال دانشجویی عضو ستاد میرحسین موسوی، در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید، به نه ماه حبس تعزیری محکوم شد.

گزارش رسیده به جرس حاکی از آن است، مسعود باباپور دانشجوی رشته مهندسی صنایع دانشگاه ایوانکی و از فعالین دانشجویی که سال ۸۸، و در جریان حوادث بعد از انتخابات، ابتدا مرداد ماه و بعد از آزادی، سپس در آستانه روز دانشجو هنگام خروج از دانشگاه بازداشت و پس از هفت ماه سلول انفرادی در بند ٢۰٩ زندان اوین، توسط قاضی مقیسه (شعبه ٢۸) به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود، که این حکم نیز عینا توسط شعبه ۵۴ تجدید نظر تایید شد.

بر اساس این گزارش، مسعود باباپور طی ماههای اخیر بارها به دادگاه انقلاب (به صورت کتبی و تلفنی) احضار شد، تا اینکه تیر ماه امسال به شش ماه حبس تعزیری دیگر به اتهام "تبلیغ علیه نظام" محکوم گردید، که در پی اعتراض در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر، این حکم به مبلغ ۸۰۰ هزار تومان جریمه نقدی تبدیل شد.

در ادامه همین پرونده و در پی رسیدگی به اتهام "اخلال در نظم و تمرد از دستور پلیس" در دادگاه عمومی (مجتمع قضایی شهید صدوقی) این فعال دانشجویی به نه ماه حبس دیگر محکوم شد .

Thursday, 29 September 2011

هشدار یک نهاد حقوق بشری درمورد وضعیت «بحرانی» در ایران


هشدار یک نهاد حقوق بشری درمورد وضعیت «بحرانی» در ایران
تاریخ انتشار



دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در یک اطلاعیه مطبوعاتی نسبت به تدوام و افزایش اعدام و بحران ناامنی در جامعه ایران هشدار داد.
در این اطلاعیه که روز دوم مهرماه ۱۳۹۰  منتشر شد، یادآوری شده که در حال حاضر برای احترام به حقوق ذاتی انسان‌ها، مجازات اعدام در دو سوم از کشورهای جهان لغو شده و بر اساس ماده  سه اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز به استناد بند  یک ماده شش میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، حق حیات، حقی «ذاتی» است.
اما با این وجود ایران به دلیل اجرای احکام اعدام و به ویژه اعدام کودکان در میان کشورهای جهان برای چندمین سال متوالی رتبه دوم را کسب کرده است.
در ادامه این اطلاعیه تاکید شده که این حق متعلق به همه انسان‌هاست و دولت‌ها نمی‌توانند با «گناهکار» یا «بی‌گناه» شمردن شهروندان، این حق را از آن‌ها سلب کنند یا به آنها بدهند.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در اطلاعیه خود آورده است: اصل ۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بر حفظ شان و کرامت انسانی افرادی که مجرم شناخته شده‌اند، تاکید دارد و نقض آن را مستوجب مجازات می‌داند.
بر اساس این اطلاعیه، چین با بیش از ۱.۵ میلیارد نفر جمعیت رتبه نخست را در میان کشورهای جهان دارد اما اگر تناسب جمعیت ملاک باشد، ایران با اختلاف فاحشی از این کشور پیشی می‌گیرد.
گروهی از گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل نیز در نخستین روز مهر ماه، اعدام یک نوجوان در ایران را محکوم کرده و بار دیگر از دولتمردان ایران خواستند که اعدام و مجازات‌های فراقانونی را متوقف کند.
این گزارشگران در بیانیه خود نوشته‌ بودند: هر حکم قضائی که مجازات اعدام را برای نوجوانان زیر ۱۸ سال درنظر بگیرد با تعهدات بین‌المللی ایران ناسازگار است.
این بیانیه پس از آن صادر شد که حکم اعدام نوجوان ۱۷ ساله قاتل آقای داداشی روز چهارشنبه ۳۰ شهریور  اجرا شد و نهادهای حقوق بشری ازجمله عفو بین‌الملل از ایران خواسته بودند که این حکم را متوقف کند.
دو معاهده بین‌المللی «میثاق حقوق کودک» و «میثاق حقوق مدنی و سیاسی»، اجرای حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال را ممنوع کرده و ایران هر دوی این معاهدات را امضا کرده‌ است.
اعدام ۹۳ شهروند تنها در یک ماه
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در ادامه اطلاعیه خود با اشاره به آمارهایی از شمار اعدام شدگان شهریور ماه ۱۳۹۰ در ایران و مقایسه آن با آمار منتشر شده در مرداد ماه همین سال و شهریور ماه یک سال قبل، نتیجه‌گیری کرده که وضعیت موجود در ایران بحرانی است.
از جمله در این اطلاعیه آمده که با وجود مخالفت‌های جهانی برای توقف این مجازات، تنها در ۱۷ روز پایانی شهریور ماه امسال در ایران ۹۳ شهروند در نقاط مختلف ایران اعدام شدند.
این در حالی است که شمار اعدام شدگان در ایران در مردادماه ۱۳۹۰، چهار نفر و در شهریورماه ۱۳۸۹، دوازده نفر بودند.
بر این اساس آمار منتشر شده در شهریور ماه حکایت از افزایش چشمگیر اجرای حکم اعدام در ایران دارد.
پیشتر نیز سازمان ملل در گزارشی اعلام کرده بود که تنها در سال ۲۰۱۱ بیش از ۲۰۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند که بیشتر این اعدام‌شدگان جرایم مرتبط با موادمخدر داشته‌اند.
در اطلاعیه دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تاکید شده که ممکن است آمارها حتی از این همه فراتر باشد، زیرا به دلیل محدودیت‌های امنیتی در ایران اجازه دیده‌بانی درست را به مدافعان حقوق بشر داده نمی‌شود.
براساس اطلاعیه این نهاد حقوق بشری، تردیدهای بسیاری در مورد «دادرسی عادلانه» و «رسیدگی قانونمند» به پرونده محکومان در ایران وجود دارد.
در این اطلاعیه آمده است که اجرای احکام چهار زندانی در برابر عموم، اعدام‌های گروهی زندانیان در زندان‌های قزلحصار، تربت جام و وکیل آباد مشهد، به دار آویختن سه همجنسگرا در خوزستان و نیز اعدام یک نوجوان در استان البرز حساسیت و اعتراض‌های بسیاری در بین افکار عمومی داخل و خارج برانگیخته است.
این در حالی است که دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز در بیانیه خود یادآور شده که اعدام همجنسگرایان نقض آشکار آزادی‌های شخصی به موجب ماده سه اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با ابراز نگرانی از وضعیت موجود، گسترش موج اعدام‌ها در ایران را در رابطه مستقیم با شرایط سیاسی- اجتماعی حاکم بر جامعه ایران می‌داند و در اطلاعیه خود نوشته است که این اعدام‌ها همزمان با تاکید قوای سه گانه در برخورد قاطع با ناامنی در جامعه است.
در این اطلاعیه به گسترس ناامنی در جامعه، طی ماه‌های اخیر از قبیل تجاوزهای دسته جمعی و قتل‌های خیابانی، که در جریان آنها دولت به بی‌کفایتی و قصور متهم شد، اشاره شده است.
به دنبال این اتفاقات، مجلس ایران چهارم مرداد ماه ۱۳۹۰ با حضور وزیران کشور و دادگستری، دادستان کل و فرمانده نیروی انتظامی، در یک جلسه‌ علنی به بررسی «امنیت اجتماعی و برخورد با اشرار» پرداخت.
اما حالا مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران بر این باور است که دولت قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت به کاهش بحران‌های موجود در جامعه بپردازد.
این نهاد حقوق بشری در پایان یک بار دیگر با ابراز نگرانی از افزایش اعدام‌ها به ویژه در ماه‌های اخیر، از گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل خواسته تا تلاش خود را برای متوقف کردن روند اعدام با به کارگرفتن تمام توانمندی خود انجام دهد.
منبع: مردمک

Tuesday, 27 September 2011

محکومیت نرگس محمدی به یازده سال حبس


جرس: نرگس محمدی، نائب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و رئیس هیئت اجرائی شورای ملی صلح به یازده سال حبس تعزیری محکوم شد.


به گزارش رسیده به جرس، نرگس محمدی به دلیل فعالیت در کانون مدافعان حقوق بشر آبان ماه سال 1388 از محل کار خود (شرکت بازرسی مهندسی ایران) اخراج شد و در اردیبهشت سال 1389 به اتهام عضویت در کانون به شعبه 4 دادگاه انقلاب احضار و پس از چند جلسه دفاع برای وی قرار 50 میلیون تومان صادر شد.
اما تنها چند روز بعد، توسط مأموران امنیتی، شبانه و در منزل خود بازداشت شد و در تیرماه سال جاری در شعبه 26 دادگاه انقلاب محاکمه شد.

محمدی به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامی (اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور) به تحمل 5سال حبس تعزیری، به استناد ماده 499 ق.م. (عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر) به تحمل 5 سال حبس تعزیری و به استناد ماده 500 ق.م. (در خصوص فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران) به تحمل 1 سال حبس تعزیری و در مجموع به تحمل 11 سال حبس تعزیری محکوم شده است.

رای نرگس محمدی در 23 صفحه انشا شده که بارها در آن از فعالیت حقوق بشری به عنوان فعالیت براندازانه یاد شده است. همچنین تلاش وی برای تشکیل شورای ملی صلح و تأسیس کمیته انتخابات آزاد سالم منصفانه و تشکیل کمپین اعدام بس کودکان، صدور اطلاعیه‌ها و گزارشات کانون در مورد نقض حقوق بشر و همکاری وی با شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل و ملاقات با زندانیان سیاسی و اهداء جایزه آیت‌الله منتظری و ملاقات با مهدی کروبی همگی در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران تعریف شده است که بارها در رأی صادره از وی به عنوان مخالف و برانداز نظام جمهوری اسلامی ایران، عامل سیاه‌نمایی و دروغگویی علیه نظام یاد شده و تصریح شده که دادگاه با توجه به عناد و لجاجت متهم و پافشاری بر صحت مواضع ضدامنیتی و تبلیغات مسموم و شاعرانه، وی را به 11 سال زندان تعزیری محکوم می‌نماید.

دادگاه رأی 23 صفحه‌ای صادره علیه محمدی را تنها قطره‌ای از عملکرد ضد امنیتی و تخریبگر متهم می‌داند که در یک تشکل امنیتی – سیاسی فعالیت نموده است. همچنین دادگاه دفاعیات وکلای وی  دکتر محمد شریف و یلدا مظفریان را دفاعیات غیرموجه تلقی نموده است

Monday, 26 September 2011

گزارش کوهنوردهای امریکایی از زندان های جمهوری اسلامی و شکنجه زندانیان


جرس: جاش فتال، شان باوئر وسارا شورد گفتند که در طول مدتی که در زندان بوده اند مزه بی رحمی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی را چشیده اند، در مدت بازداشت بارها به آنها دروغ گفته شده است، از دنیای خارج کاملا منزوی بودند و بارها صدای فریاد زندانیانی  را که مورد ضرب و شتم قرارگرفته بودند، شنیده اند.

به گزارش خبرنگار کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، شان بائر در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود درنیویورک به خبرنگاران رسانه های آمریکا گفت:‌«شاید شما بپرسید: حالا که آزاد شدید می توانید دولت ایران را برای آنچه با شما کرد ببخشید؟ جواب ما این است:‌چطور می توانیم دولتی را ببخشیم که به زندانی کردن تعداد بسیار زیادی از افراد بیگناه و زندانیان عقیدتی اقدام می کند و به آن ادامه می دهد؟ این مردم ایران هستند که فشار سنگین و سخت دولت بی رحمی که هیچ احترامی برای حقوق بشر ندارد را تحمل می کنند. مردمی در ایران هستند که تنها برای شرکت در یک تظاهرات یا نوشتن یک بلاگ طرفدار دموکراسی یا برای عقاید مذهبی زندانی شده اند. روزنامه نگاران پشت میله های زندان می مانند و مردم بیگناه اعدام می شوند. اگر دولت ایران می خواهد که تصویر خود را در جهان تغییر دهد و فشار بین المللی را کاهش دهد، باید تمام زندانیان سیاسی و زندانیان عقیدتی را آزاد کند. آنها شایسته آزادی داشتن هستند همچنان که ما آن را به دست آوردیم.»

نماینده کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در خصوص صدای فریاد زندانیان وضرب وشتم آنها پرسید که وی گفت: «این صداها تاثیر عمیقی برآنها گذاشته است.» سارا شورد همچنین درجواب این سوال کمپین که چه کسی شما را دستگیر کرده بود گفت که ما تا اخر هم نفهمیدیم که چه کسی ما را دستگیر کرده بود.  کوهنوردان آمریکایی تاکید کردند که اگر آمریکایی نبودند هیچگاه چنین سرانجامی نداشتند.

جاش فتال و شان بائر روز یکشنبه از عمان به نیویورک رسیدند. در محل کنفرانس ده ها دوربین تلویزویونی و نمایندگان روزنامه های آمریکا حضور داشتند.

جاش فتال در سخنان خود گفت: « بعد از ۷۸۱ روز شان و من دوباره مردانی آزاد هستیم. چهار شنبه گذشته وقتی که ورزش روزانه مان را در زندان اوین تمام کرده بودیم چیزی کاملا غیرمنتظره اتفاق افتاد. در  روزهای قبل، ما بعد از تمرین روزانه باید چشم بند می زدیم و به به سالن هدایت می شدیم تا به سلول 4  در 2.5 دو متری مان برویم. اما آن روز نگهبانان ما را به طبقه پایین بردند. آنها از ما انگشت نگاری کردند و لباس های معمولی مان را به ما برگرداندند. آنها به ما نگفتندقرار است چه رخ دهد و به کجا برویم؛ به جای آن، ما را به بخش دیگیری از زندان بردند. ما دکتر سالم الاسلامی، نماینده سلطان قابوس پادشان عمان را دیدیم. اولین چیزی که  ایشان به ما گفت این بود: «بگذارید به خانه برویم.»

او همچنین گفت:‌« چیزی که ما دنبال کردیم شگفت انگیزترین تجربه زندگی مان بود. ما در بد اسارتی بودیم؛ انزوای تقریبا کامل برای مدت دو سال. اما در چند روز آخر آزادی را تجربه کردیم. »
جاش فتال در بخش دیگری ازسخنانش با بیان  این که بالاخره دولت ایران کار درست را در مورد این پرونده انجام داد، گفت که دولت ایران نمی تواند برای آزادی ما بخواهد اعتبار(کردیت)‌کامل بگیرد. او گفت که از همان ابتدا دستگیر شده اند به خاطراینکه آمریکایی بودند: «سارا ۴۱۰ روز زندانی بود و ما دو نفر ۷۸۱. این زمان بیشتری از مدت زمانی است که گروگان های امریکایی در سفارت آمریکا در تهران زندانی بودند. » جاش فتال همچنین گفت که صدای فریاد زندانیان دیگر را می شنیدند اما نمی توانستند برای آنها کاری کنند. او همچنین گفت که به دروغ به آنها گفته شده بود که خانواده آنها ازنامه نوشتن به آنها دست کشیده اند.

جاش فتال افزود: « ما در دنیای دروغها و امید پوچ زندگی کردیم. بازجوها در مورد سفیر سوییس در تهران دروغ می گفتند که نمی خواهد ما را ببیند. آنها به دروغ به ما گفتند که دادرسی عادلانه نصیبمان خواهد شد وبه وکیل دسترسی خواهیم داشت: وکیل شجاع و استوارمان آقای مسعود شفیعی. وحشتناک تر از همه آنها به ما گفتند که خانواده های از فرستادن نامه به ما خودداری کردند.»

جاش فتال همچنین گفت: « در تمام مدتی که در بازداشت بودیم کلا ۱۵ دقیقه با تلفن با خانواده هایمان صحبت کردیم و یک ملاقات کوتاه با مادرانمان داشتیم. برای اینکه بتوانیم نامه هایی که از طرف عزیزانمان فرستاده می شد مجبور بودیم که اعتصاب غذا کنیم. خیلی از اوقات، در موارد بسیار زیادی، صدای فریاد زندانیان دیگر را می شنیدیم که مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند و واقعا کاری برای کمک کردن به آنها نمی توانستیم انجام بدهیم. سلول انفرادی بدترین تجربه زندگی ما بود و کابوسی بود که سارا ۱۴ ماه آن را تحمل کرد. قدرت سارا در آن یک ساعت ملاقات های روزانه به ما اجازه داد که بتوانیم این وضعیت را تحمل کنیم.»


جاش فتال گفت که هرگونه اقدام مثبت باید مورد توجه قرار گیرد. ما تصمیم مقامات ایرانی را مبنی براینکه بالاخره تصمیم درست را در مورد پرونده ما اتخاذ کردند تحسین کردیم . اما می خواهیم کاملا روشن باشیم که که آنها شایسته این نیستند که اعتبار کامل را برای این عمل بگیرند چرا که آنها حق نداشتند و توجیهی نداشتند که اصلا این کار( دستگیری) را از همان ابتدا  آغاز کنند.»

 شان باوئر نیز با تشکر افراد حاضر گفت: « می خواهم خیلی روشن باشم. این ( دستگیری) هیچ وقت به خاطر عبور از مرزهای مشخص نشده نبود.. در واقع پرونده های زیادی از ورود غیرقانونی وجود دارد که افراد در مدت خیلی کمی یا کشور را ترک کردند یا اخراج شدند. ما نمی دانیم که آیا از مرز عبور کردیم. ما شاید هیچ وقت نخواهیم دانست. اما حتی اگر ما داخل ایران شده باشیم هیچ وقت آن دلیل آن نبود که مسوولان ایرانی ما را برای این مدت نگهداری کردند. تنها توضیح برای بازداشت بلندمدت ما دشمنی بین دولت ایران و آمریکا در طی ۳۲ سال گذشته است. نکته جالب این است که جاش و من و سارا مخالف سیاست های آمریکا در مورد ایران هستیم که این دشمنی را ادامه دار می کند. ما به جاسوسی متهم شده بودیم چون آمریکای هستیم. هیچ مدرکی علیه ما هیچ وقت ارائه نشد. این برای این است که که هیچ شاهدی وجود نداشت و ما کاملا بی گناه بودیم. دو دادگاهی که در آن شرکت کردیم کاملا دروغی و ساتگی بود. دادگاه ساخته شده بود از دروغ های مسخره که ما را به عنوان بخشی از توطیه آمریکایی اسراییلی معرفی می کرد.»

او همچنین گفت: « سارا و جاش و من مزه بی رحمی دولت ایران را چشیدیم. ما در ایزوله کامل از دنیای خارج و‌انچه دوست داشتیم نگهداری شدیم و حقوق و آزادی هایمان را از ما گرفتند. » در بخشی دیگری باوئر به شرح آنچه دولت ایران با مردمش می کند و زندانیان ایرانی و خواستار آزادی زندانیان ایرانی شد چنانکه خود آزاد شدند. شان از وکیل خود مسعود شفیعی تمجید کرد که با اینکه نمی توانسته به راحتی از انها دفاع کند اما تا دقیقه آخر از دفاع خود دست برنداشت و تسلیم نشد.

 بائر افزود: « در زندان هر گاه که از وضعیت شکایت می کردیم نگهبانان بلافاصله به ما شرایط مشابه در زندان گوانتانامو بی را یاد آوری می کردند. آنها به ما یادآوری می کردند شرایط زندان های سیا را در دیگر نقاط دنیا و شرایط ایرانی ها و دیگرانی را که در زندان های آمریکا شرایط مشابهی دارند. ما اعتقاد نداریم که چنین نقض حقوق بشری از طرف دولت ما توجیه می کند آنچه با ما انجام شده است؛ نه حتی برای یک لحظه. اگر چه ما اعتقاد داریم که این اعمال دولت آمریکا برای برخی از دولت ها از جمله دولت ایران بهانه ایجاد می کند که به این طریق عمل کنند.»

سارا شورد پس از سخنان  شان و جاش به همراه خانواده به سئوالات پاسخ داد. او گفت که طی مدتی که آنجا بودند هر وقت صحبت می کردند در مورد زندانی شدنشان ماموران ایرانی دائما به آنها وضعیت زندانیان در زندان های گونتاناموا و ابوغریب را به آنها یادآوری می کردند: « ما می گفتیم که یکی اشتباه کرد که با اشتباه دیگری کار درست نمی شود. این درحالی است که من و شان همواره با سیاست های آمریکا در زمینه زندانیان و جنگ مخالف بوده ایم.»  سارا شورد همچینن گفت در مدتی که زندان بوده اند به صورت گسترده تحت فشارهای روانی بوده اند.

Sunday, 25 September 2011

پیام سه معلم زندانی به مناسبت ۱ مهر



مفتخریم که در مسیر آگاهی تا رهایی همگام هموطنانمان هستیم
عبدالله مومنی، محمد داوری و علی پورسلیمان سه معلم زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین هستند که به گفته خودشان سه سال است که صدای زنگ اول مهر را از پشت دیوارهای بلند اوین می‌شنوند. این سه معلم زندانی در بیانیه‌ای که از داخل زندان به بیرون ارسال کرده‌اند، نوشته‌اند: خشنودیم که هم ما و هم شاگردانمان پس از خلق حماسه‌های عظیم و جنبش سبز ملت ایران بر سر عهدی که در پیشگاه آموزگار بشریت بسته‌ایم پایداریم. امروز آحاد ملت بزرگ ایران در مسیر آگاهی تا رهایی گام بر می‌دارند و ما مفتخریم که در این مسیر همگام هموطنانمان هستیم.

متن کامل این بیانیه که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است

بار دیگر شمیم مهر ورزیدن گرفت و به یادمان آورد خاطرات روز آغازین آموختن را. روزگشوده شدن دروازه‌های دانش آموزی و مهرورزی را. روز برافراشته شدن پرچم آگاهی و نواخته شدن پرچم آگاهی و نواخته شدن سرور و محبت.
گام نهادن به مسیر آموزش برای رهروان و راهبرانش ضرورتی است و مداومت در آن موهبتی است که به دست نمی‌آید جز آنکه عاشق باشی. اگر اینگونه باشی می‌توانی عمری شاگردی کنی بی‌آنکه در مدرسه باشی و معلمی کنی اگر به جبر حکم حاکم از مدرسه رانده شوی و ما اینگونه‌ایم.
چه باک که اکنون برای سومین سال پیاپی زنگ آغاز مهرماه را از پشت دیوارهای بلند زندان اوین می‌شنویم که ما شیفتگان آموزگاریمان هستیم. چه کنیم که امیدمان در ساختن ایرانی آزاد و آباد بر بنیان معرفت و آگاهی کم رمق شده است که ما سنت آموختن را هنوز در خاطر داریم.
ما کوشیدیم رویای فردای بهتر برای میهنمان را از پشت صندلی‌های مدرسه به شاگردانمان بیاموزیم و همگام با آرمانهای سبز ملت به ظلم اعتراض کردیم و امروز تاوان آشفتن خواب دشمنان خردورزی و نیک اندیشی را را به دردآور‌ترین وجه‌اش که فراغت از معلمی است می‌پردازیم.
اما خشنودیم که هم ما و هم شاگردانمان پس از خلق حماسه‌های عظیم و جنبش سبز ملت ایران بر سر عهدی که در پیشگاه آموزگار بشریت بسته‌ایم پایداریم. امروز آحاد ملت بزرگ ایران در مسیر آگاهی تا رهایی گام بر می‌دارند و ما مفتخریم که در این مسیر همگام هموطنانمان هستیم.
آغاز ماه مهر را گرامی می‌داریم و برای همکاران و دانش آموزان عزیز میهنمانمان ارزوی سالی پر ثمر را داریم.

عبدالله مومنی - محمد داوری. علی پورسلیمان

Saturday, 24 September 2011

مشاور مهدی کروبی: وضعیت فعلی موسوی و کروبی، همانند سلول انفرادی است


جـــرس: سخنگوی حزب اعتماد ملی، در خصوص آخرین وضعیت مهدی کروبی و میرحسین موسوی گفت: "حضور آقای کروبی و موسوی در یک آپارتمان کوچک با حضور ماموران امنیتی که به هیچ کسی حتی اعضای خانواده اجازه ورود نمی دهند، حکایت از این دارد که نه تنها آنها درخانه امن خودشان نیستند، بلکه از یک چنین حصری می توان به عنوان سلول انفرادی یاد کرد."

به گزارش سحام نیوز، اسماعیل گرامی مقدم، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی، با انتقاد از "برخورد های دوگانه مسئولان حکومتی در رابطه با موضوعات سیاسی"، گفت: اگر ما می گوییم حکومت برخورد متناقض دارد از آن جهت است که مسئولین دستگاه خارجه و مسئولین حکومتی از رهبران سوریه می خواهند با مخالفین خود گفت و گو کرده و اختلافات خود را پشت میز مذاکره حل و فصل کنند و از طرف دیگر رفتار های غیر قانونی با معترضین در داخل کشور و نیز با کسانی که از بنیان گزاران این نظام بوده اند و سالها در رده های بالای حکومتی خدمت کرده اند و دلسوزانه معترض رفتار های غیر قانونی هستند انجام می دهند و کوچک ترین توجه ای به خواست مردم ندارند.

گرامی مقدم همچنین در خصوص نامه همسر مهدی کروبی به صادق لاریجانی نیز گفت: نامه سرکار خانم کروبی ضمن اینکه بیان گر رفتار غیر قانونی دستگاه قضائی و مسئولین امنیتی است نشان دهنده تناقض آشکار میان قول و عمل مسئولین دستگاه خارجه و دولتی در مواجهه با مسائل داخلی و خارجی به شمار می رود.

این فعال اصلاح طلب در ادامه افزود: نامه سرکار خانم کروبی به خوبی نشان می دهد در ۲۱۰ روز گذشته ای که آقایان کروبی و موسوی در زندان خانگی بسر برده اند، به دلیل عدم برخورداری از حقوق اولیه یک زندانی تحت فشارهای روحی و روانی قرار گرفته و در حقیقت آنها در سلول انفرادی به سر می برند و امیدوارم هرچه سریع تر حکومت به این رفتار دوگانه خود پایان دهد و تمامی زندانیان سیاسی در بند و رهبران جنبش را از زندان و حبس خانگی آزاد نماید.

گفتنی است خانم فاطمه کروبی اواخر هفته جاری در نامه ای به صادق آملی لاریجانی، با اشاره به رفتار غیر قانونی نیروهای امنیتی در ۲۱۰ روز گذشته، از رئیس قوه قضاییه خواست تا هر چه سریعتر به این موارد به عنوان نهاد قضایی رسیدگی نماید.

Friday, 23 September 2011

تماشاچیان اعدام، قربانیان دیگر خشونت



خشونت طلبی حاکمیت نقطه توافق تمامی منتقدان است اما نقش مردم در سیکل
 معیوب خشونت قابل تامل است.

اعمال خشونتهای رفتاری و گفتاری در جامعه فعلی‌ ما به صورت سیستماتیک سیر صعودی داشته است. خشونت‌های روحی‌ و جسمی‌ در ابعاد متفاوت و در جایگاه‌های گوناگون قابل رویت است. خصوصأ در دو سال اخیر مشاهده اعمال خشونتهای خیابانی از سوی حاکمیت، سبب ملموس شدن این واژه برای عموم مردم جامعه شده است. به صورتی‌ که ضرب و شتم و سرکوب مردم در خیابانها از یک سو و فشارهای روحی‌ از طریق ایجاد فضای رعب و وحشت از سوی‌ دیگر، سبب شده که مردم زندگی‌ در یک جامعه با حاکمیت خشونت طلب را به صورت روزانه تجربه کنند.
اعمال خشونت از سوی‌ حاکمیت مبحثی است که در شرایط فعلی‌ بیشتر به آن پرداخته می شود و شاید بتوان خشونت طلبی حاکمیت را به عنوان نقطه توافق مشترک بین تمامی منتقدان حاکمیت فعلی‌ مورد توجه قرار داد. تمرکز بسیار بر این مهم و نادیده گرفتن نقش کلیدی مردم جامعه در چرخیدن سیکل معیوب خشونت، سبب شگفتی و بروز خشم هنگام مشاهده اعمال خشونت از سوی‌ مردم نسبت به یکدیگر می شود. به طور مثال شرکت جمع عظیمی‌ از مردم به قصد تماشای اجرای حکم اعدام فردی که به سنّ قانونی‌ هم نرسیده بود، عکس‌العمل شدیدی از سوی‌ فعالان سیاسی و حقوق بشری و دیگران را به دنبال داشت و انگیزه این جمع کثیر برای حضور در چنین مراسمی برای بسیاری سئوال برانگیز شد.

Thursday, 22 September 2011

هشدار گزارشگران ویژه حقوق بشر به جمهوری اسلامی: اعدامها را متوقف کنید


جـــرس: چهار گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد در امور اعدامهای فراقانونی (کریستوف هاینز)، شکنجه (خوان مندز)، استقلال قضات (گابریلا ناول) و گزارشگرحقوق بشر در ایران (احمد شهید)، اعدام اخیر یک نوجوان در ایران را محکوم کردند و از مقامات جمهوری اسلامی خواستند تا فورا مجازات اعدام را متوقف کند.

به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، این چهار گزارشگر ویژۀ بین المللی در بیانیه مشترک خود که روز ۳۱ شهریور ۱۳۹۰ (٢٢ سپتامبر) آنرا منتشر ساختند، با یادآوری این نکته که ایران میثاق حقوق کودک و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی - که اعدام افراد برای جرایم زیر سن ۱۸ سال را غیر قانونی می داند- امضاء کرده، از اینکه جمهوری اسلامی ایران، یکی از تنها کشورهایی است که هنوز افراد زیر ۱۸ سال را اعدام می کند، اعدام علیرضا ملاسلطانی و حداقل سه نوجوان زیر ۱۸ سال دیگر در سال جاری را محکوم کردند.

متن کامل بیانیه گزارشگران سازمان ملل به شرح زیر است:
ژنو—چهار کارشناس سازمان ملل متحد* اعدام در ملاء عام علیرضا ملاسلطانی ۱۷ ساله را که دیروز اجرا شد و ادامۀ این رفتار در مورد مجازات اعدام برای متهمان قاچاق مواد مخدر را محکوم کردند.

این کارشناسان با یادآوری اینکه طبق گزارشات موثق، سه نوجوان ظرف سال جاری در ملاء عام در ایران اعدام شده اند، اعلام کردند: “ما از اجرای مجازات اعدام به رغم دعوتهای مکررخویش و جامعۀ بین المللی نسبت به توقف این روند خشمگین هستیم.”

گزارشگر ویژۀ ایران بهمراه گزارشگران در زمینه های اعدامهای خودسرانه، استقلال قضات، و شکنجه تاکید کردند که “هر حکم قضایی که برای نوجوانان زیر ۱۸ سال مجازات اعدام را در نظر بگیرد و اعدام نوجوانان، با تعهدات بین المللی ایران ناسازگار است.”

آنها با اشاره به میثاق سازمان ملل متحد در مورد حقوق کودک و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که جمهوری اسلامی ایران از امضاء کنندگان آنها می باشند گفتند: “تحت قوانین بین المللی، اعدام افرادی که در زمان انجام جرم زیر ۱۸ سال بوده اند مطلقا ممنوع است.”

تنها در سال ۲۰۱۱، بیش از ۲۰۰ نفرکه اکثر آنان متهم به جرایم مرتبط با مواد مخدر بوده اند در ایران اعدام شده اند. اینک به صورت گستره پذیرفته شده است که مجازات اعدام مجازاتی شدید است که حق اساسی حیات افراد را از آنان سلب می کند و فقط می باید در مورد جدی ترین جرایم اجرا شود. “اما ما متاسفیم که مجازات اعدام در مورد افرادی که مرتکب جرایم مربوط به مواد مخدرشده اند، که شامل جرایم جدی نمی شوند، امری عادی میباشد.”

در بیشتر مواردی که به توجه گزارشگران ویژه رسیده است، نگرانی هایی در خصوص انجام محاکمه های عادلانه و دسترسی به وکیل و خانوادۀ متهمان وجود داشته است. متخصصین حقوق بشر گفتند: “ما این پیام روشن را به دولت ایران تکرار میکنیم که مجازات اعدام را، بخصوص در موارد مربوط به مواد مخدر و پرونده های نوجوانان، بلافاصله متوقف کند.”

*چهارکارشناس صادر کننده این بیانیه: گزارشگر ویژه در باره اعدام های فراقانونی ، خلاصه و خودسرانه ، کریستوف هاینز؛ گزارشگر ویژه در مورد وضعیت حقوق بشردر جمهوری اسلامی ایران ، احمد شهید؛ گزارشگر ویژه در مورد استقلال قضات و وکلا ، گابریلا ناول؛ گزارشگر ویژه در بارۀ شکنجه و سایر رفتارها و مجازات های بی رحمانه ، غیر انسانی یا اهانت آمیز، خوان مندز.

گفتنی است، همزمان کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران مکررا نگرانی خویش از اعدام های سرسام آور ایران، که اکثریت قریب باتفاق آنان با استانداردهای بین المللی منطبق نیستند را اعلام کرده و یادآور می سازد "سرانۀ اعدام در ایران از کلیۀ کشورهای دیگر در جهان بالاتر است و از نظر تعداد کل اعدام ها، ایران پس از چین در مقام دوم در جهان قرار دارد. تنها در فاصلۀ بین ۱۰ تا ۳۱ شهریور، ایران ۵۱ نفر را اعدام کرده است.

Wednesday, 21 September 2011

دولت باید درباره کوهیارگودرزی اطلاع رسانی کند


جرس: دیده بان حقوق بشر گفت که دولت ایران باید درباره محل نگهداری و وضعیت کوهیار گودرزی، فعال برجسته حقوق بشر، فوراً اطلاع دهد و از مقامات مسئول مصرانه درخواست کرد که گودرزی را که در اواخر ژوئیه دستگیر شده است تفهیم اتهام و یا آزاد کنند.

به گزارش وبسایت این سازمان حقوق بشری، سارا لی ویتسون، رئیس بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر گفت: « ناپدید شدن قهری یک شهروند ایرانی برای مدت بیش از 6 هفته و آنهم بدون هیچگونه دسترسی به مراجع قانونی، ناقض قوانین ایران و قوانین بین المللی است که دولت ایران در ظاهر به آن احترام می‏گذارد. دولت ایران حداقل این مسئولیت را نزد خانواده گودرزی دارد که دلایل دستگیری و محل اختفای فرزند ناپدید شده آنان را بازگو کند.»

نیروهای امنیتی لباس شخصی در تاریخ 31 جولای کوهیار گودرزی را در خانه دوستش بهنام گنجی دستگیر کردند. منابع مطلع به دیده بان حقوق بشر گفته اند که ماموران گودرزی، گنجی و یک نفرسوم را ابتدا به یک محل نامعلوم برده و سپس آنان را به زندان اوین انتقال دادند. مقامات تا کنون از تایید دستگیری و یا بازداشت گودرزی اجتناب کرده اند. دیده بان حقوق بشر نتوانسته است از دلایل دستگیری و محل نگهداری فعلی گودرزی اطلاعی به دست آورد.

یک منبع آگاه به دیده بان حقوق بشر گفت که چند روز پس از دستگیری گودرزی، دوستان و خانواده وی جهت کسب معلومات به دفتر دادستان تهران مراجعه کردند اما به آنان گفته می‏شود که هیچ پرونده‏ای در خصوص دستگیری گودرزی در آنجا وجود ندارد. این منبع افزود که خانواده و دوستان گودرزی به دفتر دادستانی زندان اوین نیز مراجعه کردند اما در آنجا هم به آنان گفته می‏شود که آنان هیچ معلوماتی در باره گودرزی ندارند و خانواده وی باید به دفتر پلیس محلی مراجعه کنند و او را به عنوان فرد ناپدیدشده ثبت نمایند.

مینا جعفری، وکیل گودرزی، به دیده بان حقوق بشر گفت که او چندین مرتبه از مقامات خواسته است تا راجع به محل نگهداری و وضعیت گودرزی معلومات بدهند اما تاکنون هیچ دستاوردی در این مورد نداشته است. جعفری افزود که انتظار ندارد مسئولین به وی اجازه ملاقات با موکلش را قبل از ارجاع پرونده او به دادگاه بدهند.

نگرانی ها در مورد سرنوشت گودرزی بعد از خودکشی یکی از دوستان وی، بهنام گنجی، که همراه او دستگیر شده بود افزایش یافت. مقامات بهنام گنجی را در تاریخ 8 اوت آزاد کردند اما پیکر بی جان او در تاریخ 2 سپتامبر در منزل خانوادگی اش یافت شد. پیش از مرگ، گنجی به یکی از دوستانش گفته بود که وی و گودرزی به بند 240 زندان اوین منتقل شده و در آن جا در سلول های انفرادی نگه داشته شده اند. گنجی گفت که او با چشمان بسته مورد بازجویی واقع شده است و مسئولین او را « به جرم اقدام علیه امنیت ملی به واسطه تماس با کوهیار گودرزی » متهم کردند.

در اول اوت، یک روز بعد از دستگیری گودرزی، نیروهای امنیتی پروین مخترع، مادر او را در خانه اش واقع در استان جنوبی کرمان دستگیر کردند. به گزارش وب سایت کمیته گزارشگران حقوق بشر، مخترع در جریان ملاقاتی که اخیراً با خانواده خود در زندان داشته است می‏گوید که او را تفهیم اتهام کرده اند و به دلیل مصاحبه های که در جریان دستگیری پسر خود داشته است متهم به «تشویش افکار عمومی» و «اقدام علیه امنیت ملی» شده است. اولین جلسه دادگاه مخترع در پشت درهای بسته در روز سه شنبه 6 سپتامبر در دادگاه انقلاب برگزار شد. دیده بان حقوق بشر نتوانسته است در مورد اتهام و نحوه برگزاری دادگاه مخترع معلوماتی به دست آورد.

گودرزی، 25 ساله، فعال حقوق بشر است که از سال 2006 تاکنون چندین بار توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده است. وی اولین بار در تظاهرات اول ماه می 2006، که برای احراز حق راه اندازی اتحادیه های مستقل کارگری توسط سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه سازماندهی شده بود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد اما دیری نگذشت که از زندان آزاد شد. در شامگاه 20 دسامبر 2009، نیروهای امنیتی وی، شیوا نظر آهاری و سعید حائری که هرسه عضو یک مجمع فعالان حقوق بشر به اسم کمیته گزارشگران حقوق بشر می‏باشند را در میدان انقلاب دستگیر کردند. آن روز، آنان با اتوبوس عازم قم بودند تا در مراسم خاکسپاری آیت الله العظمی منتظری شرکت نمایند.

در جون 2010، شعبه 26 دادگاه انقلاب گودرزی را به جرم «تبلیغ علیه نظام» و یک سلسه جرائم دیگر که مرتبط با امنیت ملی بود به یک سال زندان محکوم کرد. در جولای، مقامات او و 16 زندانی دیگر را که در اعتراض علیه بدرفتاریهای مسئولین زندان دست به اعتصاب غذا زده بودند به سلولهای انفرادی فرستادند. مقامات گودرزی را در 14 دسامبر 2010 از زندان رجایی شهر آزاد کردند.

تمامی اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر که در ایران فعال بودند یا به زندان افتاده اند، یا در مرخصی از زندان بسر می‏برند و یا مجبور به ترک کشور شده اند.

قوانین بین المللی «ناپدیدشدن» را تا زمانی که دولت به کتمان سرنوشت و محل اختفای فرد «ناپدید شده» ادامه دهد جرم مداوم می‏داند. دادگاه جنایی بین المللی رم ناپدید شدن قهری افراد را چنین تعریف می کند: «دستگیری، بازداشت یا ربودن افراد که توسط یا با اجازه، حمایت یا موافقت یک دولت یا سازمان سیاسی صورت بگیرد و متعاقب آن، به محرومیت آن افراد از آزادی اعتراف نکند، و از دادن معلومات راجع به سرنوشت و یا محل نگهداری افراد ناپدیدشده با قصد محروم ساختن آنها از حمایتهای قانونی برای مدت زمان طولانی خودداری ورزد.»

با آنکه ایران عضو دادگاه جنایی بین المللی رم نیست و کنوانسیون بین المللی حمایت از تمامی اشخاص در برابر ناپدیدشدن قهری را امضاء نکرده است، اما کنوانسیون سیاسی و مدنی را امضا کرده است. این کنوانسیون بازداشت طولانی مدت افراد را قبل از محاکمه و بدون تفهیم اتهام منع می‏کند و از مقامات مسئول می‏خواهد که برای افراد بازداشت شده «زمان و امکانات لازم برای دفاع از خود را فراهم آورد» و به آنان اجازه دهد «تا با وکلای مدافع مورد نظر خود ارتباط داشته باشند».

اما برخلاف این الزام حقوقی، ماده 128 آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری اظهار می‏دارد که قاضی می‏تواند در مرحله تحقیق روی یک پرونده، که نباید بیشتر از یک ماه طول بکشد (اگرچه این بازه به طور نامحدود قابل تمدید است)، حضور وکیل مدافع را «در مواردی که موضوع جنبه محرمانه دارد یا حضور غیر متهم به تشخیص قاضی موجب فساد گردد» ممنوع کند. ماده 133 نیز به مسئولین قضایی اجازه می‏دهد تا مدت زمان بازداشت قبل از دادگاه را به طور نامحدود تمدید کنند. با آن که این قوانین موازین بین المللی را نقض می‏کنند اما به نظر می رسد که مقامات با محروم ساختن گودزری از حق داشتن وکیل و عدم اعلام محل بازداشت او حتی این قوانین داخلی خود را نیز نقض کرده اند.

ویتسون در این زمینه گفت: « سالیان متمادی است که مقامات ایرانی بر قوانین سرکوبگرانه آئین دادرسی جهت بازداشت طولانی مدت و بدون ملاقات بازداشت شدگان قبل از محاکمه تکیه کرده اند. اما در مورد گودزری، آنان با انکار بازداشت او برای مدت بیشتر از یک ماه و نیم پس از دستگیری، حتی قوانین خود را نیز نقض کرده اند.»

Tuesday, 20 September 2011

مستندی تاسف انگیز درباره خيانت آمريكا به مردم ايران

واريز ۱۵۰ ميليون دلار از سوي آمريكا و كارتر به حساب خميني در فرانسه ( در زماني كه وي در نوفل لوشاتو بود) براي هزينه كردن در جهت پيروزي انقلاب ملت در تغيير رژيم و تعهد جمهوری اسلامی که منافع آمريكا را تامين ميكند مستندی تکان دهنده درباره تصمیم کارتر و غرب مبنی بر سر کار آوردن حکومتی بنیاد گرا به جای شاه واریز ۱۵۰ میلیون دلار از سوی آمریکا و کارتر به حساب خمینی در فرانسه ( در زمانی که وی در نوفل لوشاتو بود) برای هزینه کردن در جهت پیروزی شورش و انقلاب در ایران..ژیسکاردستن رییس جمهور وقت فرانسه در سفرش به ایران در مصاحبه ای با روزنامه توقیف شده توس از حمایت شدید کارتر از انقلاب ایران در جریان کنفرانس گوادلوپ پرده برداشت که همین مصاحبه هم یکی از موارد خطای روزنامه به شمار آمد . خیال انگیز:شاه دیگر حافظ منافع ما در خاور میانه نیست و باید برود، برگی از تاریخ که باید دوباره خواند،کارتر عمیقا به گروه‌های بنیاد گرا اعتقاد داشت ، او با واریز کردن ۱۰۰‌ها میلیون دلار به حساب گروه‌های تند رو اسلامی تصمیم به خارج کردن نیروهای روسی و قتل عام کمونیستهای محلی و ایجاد هرج و مرج در ایران ، افغانستان، لبنان و پاکستان گرفته بود از نتایج سرمایگذاری‌های او به دنیا آمدن اسلام گرایان تند رو در پاکستان ، افغانستان، یمن ، لبنان ، الجزایر و دیگر کشور‌های جهان بود، کارتر به درستی‌ فردی بود که برای ۲ دهه دنیا رأ به سیاهی فرو برد /با ورود حکومت اسلامی میلیارد‌ها اسلحه به این حکومت و دیگر حکومت‌های منطقه فروخته شد و نفت خلیج فارس به یغما رفت ، درامد ملی‌ ایران و دیگر کشورهای منطقه به شدت کاهش یافت و با توجه به چهره حماقت گونه حکومت‌های اسلامی و مواضع مسخره آنها موقعیت اسرائیل برای همیشه حفظ شد. این پاسخ صریحی بود برای تمام کشور‌های منطقه : بدون غرب باقی‌ نخواهید ماند، شاه جواب بلند پروازی و پیشرفت سریع مملکت رأ سریع تر از هر حکومتی دریافت کرد و غرب نشان داد که شاخ و شانه‌ کشیدن خلیج همیشگی‌ فارس رأ هرگز تحمل نخواهد کرد. منبع : http://iran-azer.blogspot.com/2011/09/blog-post_6593.html

عبدالکریم لاهیجی به «مضحکه عدالت» اعتراض كرد

عبدالکریم لاهیجی، نایب رییس فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و رییس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران روز دوشنبه گفت: «قوه قضاییه با نمایش دیگری از مضحکه ‘عدالت’ نشان داده که در نفی حقوق زندانیان مرزی نمی شناسد. دانشجویان، همچون دیگر زندانیان عقیدتی، برای اعترافات دروغ مورد شکنجه جسمانی و روانی قرار می گیرند و موازین قضایی در مورد آنها زیر پا گذاشته می شود. کمیته حقوق بشر سازمان ملل که بر اجرای میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نظارت دارد پرونده جمهوری اسلامی ایران را در ماه آینده ـ اکتبر ـ مورد بررسی قرار خواهد داد و دولتمردان ایران باید پاسخگوی استفاده گسترده از شکنجه و دیگر موارد فاحش نقش حقوق بشر باشند.»
زندگی ده ها دانشجو در حال حاضر در زندان های سراسر کشور رو به تباهی است. گستردگی مخالفت جنبش دانشجویی با رژیم و سرکوب شدید این جنبش به دست رژیم ثبت تمام جزییات را مشکل کرده است. با توجه به این مساله، نام های زیر تنها معدودی از صدها دانشجویی را در بر می گیرد که یا در بازداشت به سر می برند یا به زندان های طولانی مدت محکوم شده اند.
بنا به گزارش های منتشره در تاریخ 26 شهریور 1390، شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی آقای علی اکبر محمدزاده فعال دانشجویی 22 ساله را به اتهام تبلیغ علیه نظام، تجمع و تبانی علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی به 6 سال زندان محکوم کرده است. مادر محمدزاده در روز 26 شهریور به بخش فارسی بی بی سی گفت که فرزندش، که «یکی از دانشجویان نخبه» است، طی بازداشت پیش از محاکمه شکنجه شده و خاطرنشان کرد که قاضی پرونده به مورد مشخصی که مصداق ارتکاب جرم باشد اشاره نکرده است. آقای محمدزاده، دانشجوی مهندسی مکانیک و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، در تاریخ 26 بهمن 1389، یک روز پس از تظاهرات گسترده خیابانی، دستگیر شد. او 54 روز در سلول انفرادی به سر برد و فشار شدیدی را برای اعتراف اجباری و اتهام زنی به خود متحمل شد، در حالی که وکیل اصلی او از امکان دفاع از او در دادگاه محروم ماند. با وجود صدور حکم دادگاه بدوی و اعتراض آقای محمدزاده به این حکم، او هنوز در زندان اوین در بازداشت به سر می برد.
آقای امید کوکبی، 29ساله، دانشجوی دیگری که دارای دستاوردهای ممتاز علمی است، در تاریخ 10 بهمن 1389 در راه بازگشت به امریکا در فرودگاه تهران بازداشت شد و هنوز پس از 8 ماه هنوز بدون محاکمه در زندان اوین در بازداشت به سر می برد. آقای کوکبی که دانشجوی دوره فوق دکترای فیزیک هسته ای در دانشگاه تگزاس امریکا است، درجه کارشناسی خود را ازدانشگاه صنعتی شریف در ایران و دکترایش را از اسپانیا دریافت کرده است. او تاکنون 7 مقاله در نشریه های علمی منتشر و آنها را در 16 کنفرانس ارائه کرده است. بنا به گزارش ها، او در هیچ فعالیت سیاسی شرکت نداشته، اما به اقدام علیه امنیت ملی از طریق ارتباط با «کشور متخاصم» و کسب درآمد نامشروع از طریق دریافت بورس در امریکا متهم شده است. آقای کوکبی که 36 روز در سلول انفرادی زندانی بود در نامه ای به رییس قوه قضاییه در تیر 1390 نوشت که از ترس و زیر فشار اتهام ها را با اعتراف دروغ پذیرفته است. وی از اقلیت ترکمن و اقلیت مذهبی سنی مذهب است.
ضیا نبوی، عضو شورای دفاع از حق تحصیل، در 24 خرداد 1388 دستگیر و پس از بازداشت طولانی و شکنجه به اتهام محاربه به 10 سال زندان در تبعید محکوم شد. او که دوره کارشناسی مهندسی شیمی را به پایان رسانیده، در سال 1387 از تحصیل در دوره کارشناسی ارشد جامعه شناسی محروم شد. آقای نبوی حکم زندان خود را در استان خوزستان در جنوب می گذراند.
عاطفه نبوی (دختر عموی ضیا نبوی)، کارشناس مهندسی متالورژی که از ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد محروم شد، در 24 خرداد 1388 دستگیر و به اتهام محاربه به 4 سال زندان محکوم شد. وی در حال حاضر در زندان اوین حکم خود را می گذراند.
بهاره هدایت، دانشجو و فعال حقوق زنان، از 10 دی 1388 به اتهام توهین به رهبری و رییس جمهور، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی حکم 5/9 سال زندان خود را می گذراند.
مجید توکلی، فعال دانشجویی، که در سال های گذشته چندین بار بازداشت شد، از 16 آذر 1388 به اتهام مشارکت در تجمعات غيرقانونی، تبليغ برضد نظام، توهين به «رهبر انقلاب و رييس جمهور» حکم زندان 5/8 سال را می گذراند.
فرزاد مددزاده و شبنم مددزاده (خواهر او) ماه ها پیش از انتخابات ریاست جمهوری در 2 اسفند 1387 بازداشت و به اتهام محاربه به 5 سال زندان در تبعید محکوم شدند. فرزاد مددزاده در زندان دورافتاده رجایی شهر است، اما شبنم مددزاده در حال حاضر در زندان اوین به سر می برد.
دانشجویان دیگری که حکم های طولانی زندانی را می گذرانند از این جمله هستند: یاسر گلی (دانشجوی کُرد، 15 سال)؛ حامد روحی نژاد (11 سال)؛ میلاد اسدی (7 سال)؛ مجید دری (6 سال در زندانی دورافتاده در خوزستان)؛ حسن اسدی زیدآبادی (5 سال)؛ علیرضا عاشوری (5 سال)؛ پویا قربانی (6 سال)؛ مهدی خدائی (4 سال)؛ علی عجمی (4 سال؛ در زندان دورافتاده رجایی شهر)؛ مهدیه گلرو (3 سال و 4 ماه).

اطلاعات پیشینه ای
دانشجویان ایرانی و سازمان های دانشجویی همواره، چه در زمان رژیم پیشین شاه و چه طی بیش از سه دهه پس از انقلاب اسلامی 1357، در صف اول مبارزه علیه دیکتاتوری و استبداد قرار داشته اند. به همین دلیل نیز، بیشترین قربانیان چه در تعداد تلفات و چه تعداد زندانیان عقیدتی از میان دانشجویان بوده اند.
نیروهای لباس شخصی، گارد ویژه نیروی انتظامی به همراه یگان ویژه سپاه پاسداران پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 با خشونت تمام به خوابگاه های دانشجویی در تهران، اصفهان و شیراز حمله و آنها را تخریب کردند. در نتیجه، 5 دانشجو درتهران، دو دانشجو در اصفهان و دو دانشجو نیز در شیراز کشته شدند. در خوابگاه دانشگاه تهران در حمله روز 24 خرداد 1388، 100 نفر از دانشجویان دستگیر شدند. اما به جای رسیدگی به حمله و کشتار، دادگاه های نظامی در حدود 40 نفر از دانشجویان را که به قوه قضاییه شکایت کرده بودند محاکمه و در اردیبهشت 1390 به حکم هایی از جمله جریمه نقدی، شلاق و حکم های زندان از 3 تا 10 ماه محکوم کردند. از آن پس نیز، چندین دانشجو جان خود را در تظاهرات اعتراضی یا در زندان ها از دست داده اند. صدها دانشجو در سراسر کشور از دانشگاه ها اخراج و از ادامه تحصیل محروم شده اند.
سازمان های مستقل دانشجویی و فعالان دانشجویی به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 با آزار و اذیت و سرکوب شدید روبرو بوده اند. دفتر تحکیم وحدت، اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه ها، یکی از قربانیان اصلی این سرکوب بوده است.

Monday, 19 September 2011

وخامت حال فرانک فرید در زندان، پس از ضرب و شتم توسط ماموران امنیتی

خبرگزاری هرانا - در نتیجه ضربات شدید وارده به فرانک، گوش چپ وی دچار مشکل شنوایی شده و با توجه به امکانات محدود پزشکی و دارویی زندان، امکان دارد این فعال فرهنگی و شاعر بنام تبریزی، ناقص العضو شود.
یکی از همبندان فرانک فرید به تا قانون خانواده برابر می گوید: روز اول بازداشت، خانم فرید چندین بار مورد ضرب و شتم قرار گرفت تا جایی که به علت وخامت حال وی به درخواست مامورین، اورژانس به محل بازداشت آمده و ساعتها زیر سرم قرار داشت.
فرانک فرید روز ١٢ شهریور ١٣٩٠ به هنگام خرید در تبریز دستگیر شده و هم اکنون نیز علیرغم آزادی همه زندانیان زن بازداشتی تجمعات اعتراضی به خشک شدن دریاچه اورومیه، همچنان در زندان به سر می برد. چندی پیش هم سازمان عفو بین الملل طی بیانیه ای به وضعیت وخیم وی در زندان اشاره کرده و خواستار رسیدگی فوری به این فعال مدنی شد.

Sunday, 18 September 2011

اجرای حکم اعدام هفت زندانی در گوهردشت کرج و انتقال بیست زندانی دیگر به اوین برای اجرای حکم

Saturday, 17 September 2011

محاکمه پروین مخترع و بی خبری از کوهیار گودرزی


جرس: درحالی که بیش از چهل و پنج روز از دستگیری کوهیار گودرزی می گذرد اما تاکنون هیچ یک از دستگاه های امنیتی و قضایی مسئولیت بازداشت وی را به عهده نگرفته اند و مسئولان زندان اوین از پاسخ به بستگان این فعال حقوق بشر سر باز می زنند. این در حالی است که جلسه محاکمه پروین مخترع مادر کوهیار نیز برگزار شده است. 

اتهام او مصاحبه با رسانه های بیگانه و توهین به مقام رهبری و شهداست. وی در حالی در زندان مرکزی کرمان با زندانیان عادی نگهداری می شود که از امکان تماس تلفنی محروم است و خواهران و مادر وی نیز تنها با تصمیم مسئولان می توانند با وی ملاقات کنند.

یکی از نزدیکان پروین مخترع با اشاره به اینکه وی هم اکنون در زندان مرکزی کرمان در بازداشت موقت است، در خصوص آخرین وضعیت وی به "جرس" می گوید: "دادگاهی برای خانم مخترع برگزار کردند و حدود بیست روز دیگر مشخص خواهد شد چه حکمی برای مادر کوهیار صادر خواهد شد. الان هم خانواده اش هر زمانی که خود آقایان اطلاع دهند می توانند با وی ملاقات کنند."
 چندی پیش خانم مخترع در ملاقات با خواهر و مادر خود گفته بود: "درحالی که در حمام بودم چهار لباس شخصی از دیوار وارد منزل شدند و به به وی گفته اند که باید لباس بپوشد و با آنها برود. آنها به مادر کوهیار گفته اند که پسرش هم بازداشت شده و در اوین است. ماموران گفته اند تو را هم می گیریم که دیگر مصاحبه نکنی و پسرت را آزاد نکنی."
 این فرد نزدیک به پروین مخترع در پاسخ به سئوال خبرنگار جرس مبنی بر اینکه در دادگاهی که برای خانم مخترع برگزار شده آیا وکیل ایشان حضور داشته، می گوید: "خیر، متاسفانه وکیلی در این دادگاه نبوده است. اتهاماتی هم که به ایشان زده اند مصاحبه با رسانه های بیگانه و توهین به مقام رهبری و شهدا و اتهامات از این دست بوده؛ این در حالی است که این اتهامات واهی بوده و خانم مخترع هیچ توهینی نکرده اند و فقط در خصوص وضعیت کوهیار، پسرش اطلاع رسانی می کرده است."
 این منبع نزدیک به پروین مخترع با اشاره به ممنوع التلفن شدن خانم مخترع، ادامه می دهد: "خانم مخترع ممنوع المکالمه شده است. یکی از خواهرهای خانم مخترع حدود یک هفته پیش با ایشان ملاقات کابینی داشته که در این ملاقات مادر کوهیار بشدت نسبت به وضع نامعلوم فرزندش ابراز نگرانی کرده است؛ ایشان می خواسته هرچه زودتر آزاد شود تا در خصوص وضعیت فرزندش پیگیری کند. زیرا فقط خانم مخترع می تواند کارهای پسرش را پیگیری کند و او تنها فامیل درجه یک کوهیار محسوب می شود. به سایر اقوام از جمله خواهر خانم مخترع هم پاسخ نمی دهند و می گویند شما فامیل درجه یک محسوب نمی شوید و جواب سر بالا می دهند. مادربزرگ کوهیار هم به علت کهولت سن نمی تواند دنبال پیگیری وضعیت نوه اش باشد. بازداشت خانم مخترع هم به همین علت بوده است تا نتواند در خصوص وضعیت کوهیار پیگیری و اطلاع رسانی کند. زیرا خانم مخترع دقیقا یک روز پس از بازداشت کوهیار دستگیر شده، آن هم زمانی که مشغول استحمام بوده است و به شکل غیرقانونی از دیوار بالا آمده اند و ایشان را دستگیر و با خود بردند. با بازداشت خانم مخترع و زندانی کردن او می خواهند کوهیار دیگر نتواند از زندان بیرون بیاید و کسی نباشد که بتواند کارهای او را پیگیری کند و در سکوت خبری هر بلایی می خواهند بر سرش بیاورند."
 این منبع نزدیک به خانواده مخترع در خصوص وضعیت "نامعلوم" و "نگران کننده" کوهیار می گوید: "نهم مرداد ماه کوهیار را به همراه دو دوست دیگرش دستگیر کردند. یکی از دو دوستش به نام بهنام گنجی بعد از آزادی خودکشی کرد، و از دوست دیگر کوهیار که با آنها بازداشت شده هم هیچ خبری نیست. از آن زمان هم کوهیار به هیچیک از اقوام و دوستان تلفن نزده و وضعیتش کاملا نامشخص است؛ حتی هیچ کس از محل و شرایط نگهداری اش اطلاعی ندارد. در پیگیرهایی که اقوام انجام داده اند و در مراجعاتشان به دادستانی و هر جایی که به ذهنشان می رسیده، هیچ پاسخی به آنها داده نمی شود و اصلا مشخص نیست چه نهادی کوهیار را بازداشت کرده و این بسیار نگران کننده است."
 گفتنی است بهنام گنجی، دانشجوی 22 ساله دانشگاه علمی کاربردی تهران و دوست نزدیک کوهیار گودرزی که در روز نهم مرداد همراه کوهیار گودرزی و یکی دیگر از دوستانش در منزل شخصی اش در تهران توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شده بود بعد از آزادی از زندان اوین نیمه شب 10 شهریور خودکشی کرد. اقدام به خودکشی بهنام گنجی بعد از مدت کوتاهی پس از آزادی اش از بند امنیتی زندان اوین در حالی صورت گرفت که وی سابقه هیچگونه افسردگی یا بیماری در دوران قبل از زندانش نداشت اما معلوم نیست چه اتفاقات دیگری در بازداشتگاه بر وی گذشته است.
این منبع نزدیک به خانواده کوهیار گودرزی و پروین مخترع، در پایان با تاکید بر نگرانی اقوام خانم مخترع بیان می دارد: "مادربزرگ و خواهرها و دیگر اقوام خانم مخترع به شدت نگران و ناراحت وضعیت خانم مخترع و کوهیار هستند. تمام تلاش اقوام هم این است تا بتوانیم خانم مخترع را از زندان رها کنیم و وکیل هم گرفته ایم که پیگیری کند؛ حالا منتظریم ببینیم چه می شود."
 کوهیار گودرزی، مدافع حقوق بشر و دانشجوی محروم از تحصیل ، آذرماه ۱۳۸۸هنگامی که همراه با جمعی از فعالان حقوق بشر جهت شرکت در مراسم تشییع مرحوم آیت الله منتظری عازم قم بود، دستگیر شد. در تیرماه ۱۳۸۹ ، قاضی پیرعباسی در دادگاه انقلاب کوهیار گودرزی را به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم نمود. کوهیار گودرزی نزدیک به ده ماه در زندان اوین نگهداری شد و سپس در مهرماه ۱۳۸۹ به زندان رجائی شهر (گوهردشت کرج) منتقل گردید. او بعد از یکسال حبس، آذرماه گذشته از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.
گفتنی است، کوهیار گودرزی، "برنده ی جایزه ملی مطبوعات آمریکا" در روزهای پایان دوران محکومیتش بار دیگر توسط بازجوی پرونده اش مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته بود.
 پروین مخترع یک ماه قبل از پایان دوران محکومیت فرزندش به جرس گفته بود: "کوهیار در مدت یک سالی که زندان بوده همیشه تحت فشار قرار داشته است. بچه های ما به اتهامات واهی در زندان هستند و تازه آنجا هم تحت شرایط بسیار نامناسب... بعد هم که چهار تا مادر زندانی سیاسی می روند جلو دادستانی گارد ویژه فرستاده می شود. به هیچکدام از نامه های خانواده های زندانیان سیاسی جواب داده نمی شود. من به خیلی جاها نامه نوشتم و مراجعه کردم اما "آنچه به جایی نرسد فریاد است." بارها به من اعتراض شده که چرا با رسانه ها مصاحبه می کنم، خوب وقتی می بینم که با بچه هایمان اینگونه برخورد می شود و در حق آنها اجحاف می شود پس حرف هایمان را به کی بزنیم. من یک بار هم گفتم اصلا به روزنامه کیهان بگویید بیاید با من مصاحبه کند."
 وی در این گفتگو افزوده بود: "بچه های ما زندانی سیاسی هستند حالا آنها هر چه که می خواهند آنها را خطاب کنند اغتشاشگر یا چیز دیگر، اما بچه های ما به جرم اندیشیدن و نوشتن و عقیده شان در حبس و فشار هستند. بخدا فقط نگران مادر مجید دری و ضیا نبوی و مادر بچه هایی هستم که زندانی طولانی دارند و یک روز هم مرخصی نرفته اند. ما اصلا نباید زندانی داشته باشیم. یکی از شعارهای اساسی ما آن موقعی که دانش آموز و دانشجو بودیم و می خواستیم انقلاب کنیم این بود که "زندانی سیاسی آزاد باید گردد". حالا ببینید چقدر زندانی سیاسی داریم. اگرچه مسئولین می گویند اینها زندانی سیاسی نیستند اغتشاشگر هستند. در آن زمان هم به ما که انقلاب کردیم همین لقب ها را می دادند. همیشه تاریخ تکرار می شود! اگر قرار باشد که دانشجویان ما فکر نکنند و انتقاد نکنند پس چه کسی انتقاد کند؟ چه جور بود که آن موقع مبارزه برای دانشجویانی که الان در حکومت کاره ای شده اند افتخار بوده است اما الان اگر دانشجویی حرفی بزند باید در نطفه خفه بشود و اسمش بشود اغتشاشگر و ضد انقلاب و عناوینی که به ما و بچه های ما می دهند. ما اگر شرق زده و غرب زده بودیم و ایران را دوست نداشتیم که الان از ایران رفته بودیم. کوهیار با رتبه بالا وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و از پانزده سالگی صاحب درجه و رتبه بود و امکانش هم بود که در دانشگاه های اروپا درس بخواند اما ما می خواستیم در ایران بمانیم و کوهیار از سنت ها و آداب و رسوم ایران دور نماند و به همین کشور خدمت کند. بچه های ما همه نخبه اند و باید به آنها افتخار کنیم. من مطمئن هستم که به پشتوانه استقامت همین جوانان به حقوق اصلی خودمان دست خواهیم یافت."

Friday, 16 September 2011

اظهارات جدید سمیه توحیدلو درباره اجرای حکم شلاق

در پی انتشار خبر اجرای حکم شلاق سمیه توحیدلو، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و عضو ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی، وی جزییات بیشتری از نحوه اجرای این حکم را منتشر کرده است.
خانم توحیدلو، در آخرین توضیحات خود در باره اجرای حکم شلاق نوشته است که برخلاف رویه جاری در مورد خانم ها، حکم شلاق وی اجرا شده است هرچند وی، ضربات شلاق را " آرام" توصیف کرده است.
خانم توحیدلو افزوده است که وی به همین دلیل، اجرای حکم خود را "نمادین" خوانده و گفته بود که هدف اجرای این حکم، تحقیر وی بوده است.
سمیه توحیدلو، در توضیحات جدید خود در گوگل ریدر نوشته است که منظور وی از نمادین بودن اجرای حکم، این نبوده که او شلاق نخورده است.
پیشتر و ساعتی پس از انتشار خبر اجرای حکم شلاق خانم توحیدلو، وی در "گوگل ریدر" نوشته بود: "برای دوستانم که نگرانم شدند تنها بنویسم که اجرای حکم، نمادین بود و به شیوه و شمایلی که در خاطر داشته اند و دارند نبوده است و لذا نگرانی بابت هیچ گونه درد و رد فیزیکی نداشته باشند".

استمرار مخالفت با مرخصی درمانی سحرخیز



جرس: عیسی سحرخیز بیست و هفت ماه است که در بدترین شرایط جسمانی و محروم از حق مرخصی درمانی در زندان رجایی شهر بسر می برد.

پزشکان زندان به تازگی مشکوک به غده ای سرطانی در بدن او شده اند که باید هرچه زودتر تحت درمان قرار بگیرد. این در حالی است که این روزنامه نگار سرشناس از کمر درد شدید هم رنج می برد  و سه مهره ستون فقرات او در مدت زمان زندان آسیب دیده اند و به تشخیص پزشکان زندان، اگر این آسیب دیدگی ها درمان نشود، احتمال فلج شدن این زندانی وجود دارد. اما با وجود تجویز پزشکان، مسئولان قضایی همچنان  از مرخصی درمانی وی ممانعت بعمل می آورند و روز به روز فشارها و محدودیت ها را بر وی "افزایش" می دهند.

مهدی سحرخیز در خصوص آخرین وضعیت جسمانی پدرش به "جرس" می گوید: "پزشکان مشکوک به یک غده سرطانی در بدن پدر هستند که باید هر چه سریعتر نمونه برداری شود اما تا الان این نمونه برداری صورت نگرفته و در پیگیری های خانواده هم هیچ پاسخی نمی دهند. باید هر چه سریعتر تحت نظر پزشک متخصص قرار بگیرند و اقدامات پزشکی صورت بگیرد اما همانطور که بارها گفتم هیچ اقدامی در این خصوص صورت نگرفته و هیچ پاسخی هم نمی دهند ضمن اینکه پدرم دچار نوسان شدید فشار خون است و باید تحت مراقبت پزشکی قرار بگیرد. این در حالی است که برای مرخصی درمانی بارها و بارها اقدام کردیم اما اصلا پاسخی نمی دهند حتی پاسخ منفی هم نمی دهند که مجبور به بیان دلیل آن باشند."

سحرخیز در چند نوبت از سوی بعضی از زندانیان با جرایم سنگین و مسئولان زندان مورد ضرب و شتم و برخورد فیزیکی قرار گرفته اما تاکنون هیچ برخوردی با متخلفان انجام نگرفته است.

بدنبال وضعیت اسف بار زندان رجایی شهر، جمعی از زندانیان سیاسی این زندان از جمله عیسی سحرخیز در نامه ای خطاب به رییس قوه قضاییه نوشته اند: "علاوه بر فشار مضاعف بر زندانیان سیاسی-عقیدتی در محرومیت از دسترسی به تلفن،مراکز درمانی، انجام ملاقاتهای حضوری و بویژه فضای سرانه حیاط دوازده ساعته و ... تنها طی شش ماه گذشته هشت تن از زندانیان سیاسی-امنیتی مستقر در سالن دوازده به شیوه های گوناگون با توهین،تنبیه بدنی و هتک حرمت و حیثیت مواجه شده اند که متاسفانه هر گاه احدی از ایشان درصدد تظلم خواهی برآمده است با شیوه های بسیار حرفه ای و فرار به جلو از جمله ایراد تهمت و گزارشهای غیر واقعی و پرونده سازی آنان را مجبور به عقب نشینی کرده و یا از ترس افزوده شدن برقرار محکومیت جدید،آنان را از طرح و پیگیری شکایت بازداشته اند... لذا درخواست داریم در اسرع وقت یک هیات ویژه برای تحقیق و گفتگو با زندانیان جهت کشف حقایق اعزام فرمایید تا این رویه غیر انسانی و خلاف قانون از زندان رجایی شهر بطور کامل برچیده گردد و حقوق و کرامت انسانی براساس قانون رعایت و اجرا گردد."

فرزند این روزنامه نگار در بند با اشاره به اینکه هیچگونه واکنشی از سوی رئیس قوه قضاییه به این نامه ها داده نشده است، ادامه می دهد: " متاسفانه پدر در زندان با زندانیان غیر سیاسی و معتادین نگهداری می شود که به بعضی از آنها وعده هایی داده می شود و یا به آنها گفته می شود که مزایایی از آنها گرفته می شود مگر اینکه با زندانیان سیاسی خشونت و بدرفتاری کنند و این زندانیان هم در واقع مجبور به ضرب و شتم و بد رفتاری با زندانیان سیاسی از جمله پدر من می شوند."

مهدی سحرخیز می افزاید: "پدرم همچنان از حقوق ابتدایی یک زندانی سیاسی "محروم" است. خانواده هر دو هفته یکبار می توانند ایشان را ملاقات کابینی کنند و همچنان پاسخی در خصوص حق استفاده از تماس تلفنی و ملاقات حضوری و مرخصی داده نمی شود."

در حالی که خانواده سحرخیز، در شکایت نامه ای خطاب به رییس دستگاه قضایی کشور از عدم رعایت قانون در مورد عزیز دربند خود شکایت کرده اند، مهدی سحرخیز به خبرنگار جرس می گوید که تاکنون هیچ پاسخی در خصوص نامه ها یی نوشته شده خطاب به مسئولین قضایی کشور نگرفته اند. در بخشی از نامه خانواده سحرخیز آمده است: "شکایت اصلی ما این نیست که چرا علیه عیسی سحرخیز حکم غیرمنصفانه صادر کرده اند و یا او را بدون حکم قضایی به کرج تبعید کرده اند یا حتی گلایه نمی کنیم چرا طی ۲۷ ماه گذشته یک روز هم به مرخصی نیامده است و حدود یکسال است که ملاقات حضوری نداشته ایم و حتی مکالمه تلفنی را منع کرده اند؛ بلکه از این شکایت داریم که چرا در زمان اجرای حکم، قانون رعایت نمی شود و مبانی حقوق بشر زیر پا گذارده می شود؟ بنابراین برمبنای حکم اسلام و در جهت رعایت (کرامت انسانی) که در قانون اساسی مورد تصریح موکد قرار گرفته است دستور فرمائید جلوی این رفتارهای غیرانسانی گرفته شود و تمام محدودیت های اعمال شده علیه ایشان و خانواده اش لغو گردد.تا بیش از این مفاد اعلامیه حقوق بشر که ایران متعهد به اجرای آن شده است زیر پا گذارده نشود."

عیسی سحرخیز در تیرماه سال ۸۸ به شکل غیرقانونی بازداشت و مدتها در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات تحت شرایط بسیار سخت و بازجویی به سر برد. وی  نهایتا توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به سه سال حبس تعزیری محکوم شد و در بهار سال ۸۹ بدون هیچگونه حکمی به زندان رجایی شهر تبعید شد. عیسی سحرخیز بارها در نامه هایی خطاب به مسئولان قضایی از شرایط زندان های جمهوری اسلامی و برخوردهای غیرقانونی و غیر انسانی ماموران امنیتی نوشت، نامه هایی که هیچگاه پاسخ داده نشد. اما چندی بعد از این نامه ها مسئولان قضایی سیزدهم مرداد ماه سال جاری، دو سال دیگر بر دوران محکومیت این روزنامه نگار دربند افزودند و باردیگر قانون را زیر پا نهادند.

تداوم این اقدامات غیرقانونی و افزایش فشارها در کنار عدم پاسخگویی مسئولان قضایی سبب گردید عیسی سحرخیز نامه ای خطاب به احمد شهید، نماینده ویژه حقوق بشر بنویسد. در بخشی از این نامه آمده است: "آنچه امروز در زندان های جمهوری اسلامی می رود، جنایت علیه بشریت است و چیزی کمتر ازاقدامات ضد انسانی استالین در اردوگاه های کار اجباری سیبری ندارد....اوضاع آن چنان نابسامان است که هر آن می توان انتظار وقوع رویدادهای دلخراش دیگری را داشت. چرا که امروز بر من و دیگر هم بندانم آشکار و بدیهی است که استراتژی این نظام، کشتن بی صدا و تدریجی زندانیان معترض است. آن ها عامدانه تصمیم دارند که ما را نابود کنند و مرگ خاموش ما را تدارک دیده اند، چون از زنده بودن ما، حتی در پشت این دیوارها و میله ها می ترسند."

عیسی سحرخیز، عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و مدیرمسئول روزنامهٔ توقیف شدهٔ "اخبار اقتصادی" و ماهنامهٔ توقیف شده "آفتاب" بود. وی در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی مدتی به عنوان مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت داشت.

Thursday, 15 September 2011

حکم عجیب و اتهام باور نکردنی

اجرای حکم شلاق سمیه توحیدلو، جامعه روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان را در بهت فرو برده است.  از زمان لحظه انتشار، خبر فیس بوک روزنامه نگاران پر از کامنتهایی است در حمایت از سمیه توحیدلو و ابراز تاسف از اجرای حکم شلاق برای یک فعال فرهنگی و سیاسی.


وبسایت ملکوت نیز در خصوص اجرای حکم شلاق نوشته است: امروز در زندان اوین حکم شلاق سميه‌ توحیدلو اجرا شد. خبر کوتاه است، جزييات‌اش پيچيده و غیرقابل فهم و اتهام باورنکردنی و تحقیرآميز. قصه اين نيست که خانم توحيدلو بی‌گناه و بری از اتهامات شنيع و ناروايی است که به او – و بسیاری دیگر – بسته‌اند و البته «که دست و ديده‌ی پاکيزه‌دامانان پاک است». اما،‌ کل اين رویداد اهمیت دگرگون‌کننده و عميقی دارد که هيچ انسان اخلاقی و سلیم‌النفسی نمی‌تواند به آسانی از آن بگذرد.
قصه‌ی اجرای حکمی که يک قاضی در نظام جمهوری اسلامی صادر کرده است و این‌که چه کسی و در چه شرايطی اين حکم را اجرا کرده است، هم‌چنان فقط صورتِ ظاهر ماجراست. به اين صورت، باید حواشی و معانی ديگری را هم افزود: يک زن، يک زن مسلمان معتقد که دستیافت‌های علمی و اجتماعی آشکاری دارد و حضوری جدی در سياست هم داشته است، در اين نظام سياست می‌شود. این عقوبت ديدن يک زنِ فعال سياسی و دانش‌آموخته تنها لایه‌ای است بر اتفاقی عظیم‌تر که در زير پوست اين دستگاه رخ داده است.

Wednesday, 14 September 2011

Foreign Secretary speaks about Iran human rights at the Times


 The British Embassy in Iran
UK in Iran
http://share.fco.gov.uk/resources/posts/layout/files/images/v2/clockImg.gif
London 18:52, 14 Sep 2011
Tehran 22:22, 14 Sep 2011
0
Last updated at 13:45 (UK time) 14 Sep 2011
Foreign Secretary speaks about Iran human rights at the Times
British Embassy Tehran
14 September 2011
On Tuesday 13 September, the Foreign Secretary gave the keynote speech at the ‘Imprisoned in Iran’ event organised by The Times newspaper, in association with human rights NGOs
Foreign Secretary William Hague
At the event, the Foreign Secretary met Iranian human rights defenders who have had to flee Iran, especially in the last two years, and British and international civil society groups and journalists who have been campaigning to highlight human rights abuses in Iran.
Speaking at the event, the Foreign Secretary paid tribute to those working to improve the human rights situation in Iran.  He underscored the UK’s commitment to human rights at the ‘irreducible core’ of our foreign policy and his intention to ‘shine a spotlight’ on Iran’s human rights record.
The Foreign Secretary outlined the role of the UK and other governments in working alongside media and civil society to promote human rights in Iran.  He said ‘it is up to Iranians to determine the future of their country – but Britain will be resolute in standing up for their human rights… We will not forget those imprisoned in Iran’.

ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا، در خصوص حقوق بشر در ایران سخن خواهد گفت

0
Last updated at 13:48 (UK time) 13 Sep 2011
13 September 2011
ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا امشب (سه شنبه 13 سپتامبر) در گردهمایی «زندانی در ایران» که در زمینه وضعیت حقوق بشر در ایران و توسط روزنامه تایمز برگزار میشود، سخنرانی خواهد کرد.
Foreign Secretary William Hague
ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا سه شنبه 13 سپتامبر در خصوص حقوق بشر در ایران سخنرانی خواهد کرد.
وزیر خارجه با ادای احترام به مدافعان حقوق بشر و رسانه‌هایی که نقض حقوق بشر در ایران را در کانون توجه قرار دادند بر تعهد بریتانیا مبنی بر جلب توجه همگان به سابقه حقوق بشر ایران و قراردادن حقوق بشر در مرکز سیاست خارجی بریتانیا تاکید خواهد کرد.
روزنامه تایمز به دنبال کمپین خود در خصوص پرونده‌ی سکینه محمدی آشتیانی، که سال پیش محکوم به سنگسار شده بود، با پشتیبانی سازمان‌های غیر دولتی حقوق بشر گردهمایی «زندانی در ایران» را برگزار می‌کند. این برنامه قصد دارد به رنج مدافعان حقوق بشر در بند در ایران بپردازد.
وزیر خارجه در سخنرانی خود نحوه‌ی همکاری بریتانیا و دولت‌های دیگر با رسانه و جامعه مدنی برای توسعه‌ی حقوق بشر در ایران را مطرح خواهد کرد.

درخواست اقدام جهانی برای آزادی عبدالفتاح سلطانی

جـــرس: در پی بازداشت عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و عضو بنیانگذار کانون مدافعان حقوق بشر، برنامه نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر، خواستار اقدام فوری ایرانیان سراسر جهان و همچنین فعالان حقوق بشری، برای آزادی وی شد.

به گزارش تارنمای فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، این برنامه نظارتی، دستگیری عبدالفتاح سلطانی را محکوم و اینگونه اقدامات را "به قصد تنبیه فعالیت های صلح آمیز و مشروع حقوق بشری آنها" تلقی کرده است.

متن بیانیه برنامه نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر به شرح زیر است:
"...براساس اطلاعات دریافتی، آقای عبدالفتاح سلطانی در روز 19 شهریور 1390 در جلوی دادگاه انقلاب اسلامی به وسیله ماموران انتظامی که حکم جلب او را داشته اند دستگیر شده است. بعد از ظهر آن روز، چهار مامور امنیتی بدون داشتن حکم تفتیش منزل و دفتر کار او را بازرسی کردند و تعدادی سی دی، اوراق و اسناد و لپ تاپ فرزندان او را با خود بردند. در زمان انتشار این فراخوان فوری، آقای عبدالفتاح سلطانی هنوز در بند 209 وزارت اطلاعات در زندان اوین در بازداشت انفرادی به سر می برد، اما اتهام وی را به وکیل او اطلاع نداده اند.

برنامه نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر دستگیری آقای عبدالفتاح سلطانی و این اقدام تازه آزار و اذیت اعضای بنیانگذار کانون مدافعان حقوق بشر را محکوم می نماید و این اقدامات را به قصد تنبیه فعالیت های صلح آمیز و مشروع حقوق بشری آنها تلقی می کند.

اطلاعات پیشینه ای
کانون مدافعان حقوق بشر، که پنج وکیل دادگستری از جمله گیرنده جایزه صلح نوبل 2003 شیرین عبادی بنیان گذاشته بودند، در سال 1387 بسته شد. به علاوه، معاون دادستان تهران در تاریخ 10 مرداد 1388 رسما خانم شیرین عبادی و کانون مدافعان حقوق بشر را متهم کرد که با نیروهای خارجی برای به راه انداختن یک «انقلاب مخملی» در ایران ارتباط برقرار نموده اند. دفاتر کانون مدافعان حقوق بشر تا به امروز بسته مانده است. از آن پس، موجی از دستگیری و آزار و اذیت علیه وکلای حقوق بشری و به ویژه علیه بنیانگذاران کانون مدافعان حقوق بشر به راه افتاده است.

عبدالفتاح سلطانی در تاریخ 26 خرداد 1388 به وسیله چهار مامور لباس شخصی دستگیر شد. محل نگهداری او تا تاریخ 16 تیر 1388 نامعلوم بود و پس از آن روشن شد که در بند 209 زندان اوین به سر می برد. او در تاریخ 4 شهریور 1388، پس از 70 روز بازداشت خودسرانه شامل 17 روز بازداشت انفرادی، با وثیقه ای در حدود 100000 دلار امریکایی آزاد شد. اما از آن پس با اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» روبرو بوده ولی محاکمه نشده است. به علاوه حکومت در تاریخ 10 مهر 1388 گذرنامه او را ضبط کرد و مانع سفر وی به آلمان برای دریافت جایزه بین المللی حقوق بشر نورمبرگ شد.

معصومه دهقان، همسر آقای عبدالفتاح سلطانی در تاریخ 14 تیر 1390 به شعبه دادگاه انقلاب اسلامی مستقر در زندان اوین احضار و بازداشت شد. آقای سلطانی، که وکیل همسرش نیز هست، اجازه نیافت او را در دادگاه همراهی کند. اطلاعات دیگری در باره اتهام یا دلیل بازداشت خانم دهقان ارائه نشد. خانم معصومه دهقان در تاریخ 19 تیر 1390 با وثیقه آزاد شد.

محمد علی دادخواه، وکیل دادگستری و عضو بنیانگذار کانون مدافعان حقوق بشر، به همراه سه تن از همکاران و دخترش به وسیله 3 مامور لباس شخصی بدون حکم بازداشت در تاریخ 17 تیر 1388 دستگیر شد. سپس دفتر وکالت او تعطیل و مهر و موم شد. آقای دادخواه که به «داشتن اسلحه و تریاک» و ارتباط با «دشمنان» متهم شده بود در تاریخ 22 شهریور 1388 با وثیقه ای در حدود 700000 دلار امریکایی آزاد شد. در 12 تیر 1390 به آقای دادخواه اطلاع داده شد که پیرو ماده 698 قانون مجازات اسلامی در ارتباط با تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر و سخنگویی آن و نیز وکالت در پرونده علیه متروی اصفهان که آثار میراث ملی را به خطر انداخته است، به اتهام «اقدام و تبلیغ علیه نظام اسلامی» به 9 سال زندان و 10 سال محرومیت از حرفه وکالت و تدریس در دانشگاه محکوم شده است. محاکمه او در ارتباط با پرونده سال 1388 در 31 اردیبهشت 1390 انجام شده بود. در زمان انتشار این فراخوان فوری، آقای دادخواه با وثیقه آزاد است.

به علاوه، محمد سیف زاده، عضو بنیانگذار کانون مدافعان حقوق بشر، به حکم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» از طریق تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر و «تبلیغ علیه نظام» از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه در تاریخ 7 آبان 1389 به 9 سال زندان و 10 سال محرومیت از وکالت محکوم شد. او که از تاریخ 22 فروردین 1390 در بازداشت به سر می برد علیه این حکم اعتراض کرده است. در خرداد ماه 1390 به خانواده آقای سیف زاده اطلاع داده شد که دادگاه تجدید نظر حکم زندان او را به 2 سال کاهش داده است.

اقدام های مورد درخواست:
لطفا به دولتمردان ایران نامه بنویسید و از آنها بخواهید:
1 - تحت هر شرايطی، سلامت روحی و جسمانی آقای عبدالفتاح سلطانی و نیز دیگر اعضای کانون مدافعان حقوق بشر، شامل محمد علی دادخواه، محمد سیف زاده و شیرین عبادی و نیز تمام مدافعان حقوق بشر و خانواده هایشان را در ایران تضمين کنند؛
2 ـ به هر گونه آزار و اذیت ـ از جمله در سطح قضایی ـ علیه عبدالفتاح سلطانی و خانواده او و نیز به طور کلی تمام مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند؛
3 ـ در هر شرایطی اعلاميه سازمان ملل در باره مدافعان حقوق بشر را، که در تاريخ ۱۸ آذر ۱۳۷۷ (۹ دسامبر ۱۹۹۸)در مجمع عمومی سازمان ملل تصويب شده، رعايت کنند؛
4 ـ به طور کلی، در هر شرایطی تضمین کنند که حقوق بشر و آزادی های اساسی مطابق با عهدنامه های بین المللی حقوق بشر و موازین بین المللی که ایران نیز متعاهد آنهاست رعایت خواهند شد.

این برنامه نظارتی خواستار ارسال نامه به دفتر رهبر جمهوری اسلامی، رئیس دولت، رئیس دستگاه قضایی، وزارت خارجه و همچنین نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در ژنو، سوئیس یا نمایدنگی های ایران در کشورهای جهان شده است

Tuesday, 13 September 2011

جوابیه دکتر مهرداد خوانساری در رابطه با پیشنهاد آقای واحدی(مشاور مهدی کروبی)در مورد تشکیل کنگره ملی

پیشنهاد آقای مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی مبنی بر لزوم ایجاد تشکلی فراگیر شبیه، یک کنگره ملی با حضور گروه های مخالف و منتقد حکومت ایران علیرغم اینکه تاکنون به دفعات از سوی نیروهای سیاسی مختلفی در 32 سال گذشته مطرح گردیده، باعث خشنودی و دلگرمی می باشد. ولی بطوریکه خود ایشان نیز با توجه به تجربیات گذشته تاکید کرده اند، دلیل مشخصی بچشم نمی خورد که این طرح در شرایط فعلی سرنوشت متفاوتی با طرح های مشابه قبلی خود داشته باشد. همچنین، ضمن تائید و تقدیر از روح مقوله ای که از سوی ایشان طرح گردیده، آنچه که مشخص نیست این است که آیاطرح پیشنهادی آقای واحدی، موضعی است که ایشان بطور شخصی اتخاذ نموده اند یا اینکه این پیشنهاد در اصل موضعی است که مورد تائیدحزب اعتماد ملی و وابستگان آقای کروبی و موسوی نیز می باشد؟
امیدوارم که در روز های آینده، آقای واحدی بتوانند اذهان عمومی را قدری بیشتر روشن نمایند، بویژه در رابطه با این امر بسیار مهم که آیا یک کنگره فراگیر از منظر ایشان شامل نیروهای اصلاح طلب نیز هست یا اینکه بنا به گفته خودشان فقط در ارتباط با مخالفین نظام خواهد بود. روشنگری در این زمینه بسیار مهم است زیرا در صورت شرکت اصلاح طلبان، این معما کماکان بدون جواب می ماند که چگونه می توان درصدد برگزاری یک کنگره فراگیر بود هنگامیکه هم پیمانان آقای واحدی در شورای هماهنگی راه سبز مانند امثال آقای امیر ارجمند از داشتن دیالوگ با نیروهای منطقی مخالف حکومت پرهیز می کنند؟
اساساٌ این موضوع باید روشن گردد که آیا آنچه که مورد نظر آقای واحدی می باشد به منظور پیشبرد منافع و مقاصد اصلاح طلبان پیشنهاد گردیده و یا اینکه مسائل و مواضع دیگر نیروهای مبارز ملی که در 32 سال گذشته همواره در صحنه مبارزات فعال بوده اند را هم مد نظر دارد. و نهایتاٌ اینکه، آیا طرح آشکار این موضوع نمی تواند احتمالاٌ آقای کروبی را در موقعیت حساس و ناموجهی در قبال حاکمیت قرار دهد و به سود زندانبانان آقای کروبی تمام شود.
اینها مسائلی است که در این شرایط فوق العاده حساس و سرنوشت ساز، باید در گفتگو با نمایندگان نیروهای مختلف و فعال سیاسی طرح گردد و امید است که در این مسیر، تلاش آقای واحدی منحصراٌ در ارتباط با عوامل خودی نباشد و سعی گردد تا با شکستن سدهای کاذبی که در گذشته مانع از همسوئی در بسیاری از موارد مشترک بوده، فارغ از شعارهای مردم پسند، زمینه برای همکاری های جدی مخالفین نظام خودکامه اسلامی هموار گردد.