کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

Saturday, 31 March 2012

سعید مدنی همچنان تحت بازجویی است

جـــرس: در حالی که نزدیک به سه ماه از بازداشت سعید مدنی، فعال ملی مذهبی می گذرد، اما وی همچنان در بازجویی است و اتهام مشخصی برای وی مطرح نگردیده است.

منصوره اتفاق همسر سعید مدنی در این خصوص به سایت ملی-مذهبی گفته است: “هیچ اتهام خاصی را اعلام نکرده اند و به احتمال زیاد اجرای حکم قبلی است. البته هنوز در بازجویی هستند خودشان می گفتند بازجویی کم شده اما هنوز ادامه دارد. آنطور که گفته اند همان حکم قبلی یعنی پرونده سال هشتاد که به سه سال و نیم محکوم شدند و یک سال آن را گذراندند، به اجرا درآمده است اما این قضیه هنوز رسما اعلام نشده است.”

سعید مدنی ازجمله فعالان ملی- مذهبی است که در اسفندماه ۱۳۷۹ در جریان بازداشت گروهی نیروهای ملی مذهبی (ازجمله مهندس سحابی، دکتر حبیب الله پیمان، دکتر محمد ملکی، محمد بسته نگار، دکتر رضا رییس طوسی و جمعی دیگر) دستگیر شد. وی حدود ۶ ماه در سلول‌های انفرادی بازداشتگاه سپاه پاسداران، محبوس بود.

بعد از یک سال با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. سپس این فعال ملی مذهبی در دادگاه بدوی غیر علنی به ۶ سال زندان و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردید حکمی که ظاهرا در دادگاه تجدید نظر به سه سال و نیم کاهش یافته است. در حالی که این حکم هیچ گاه به طور رسمی به کسی ابلاغ نشده است.

لازم به یادآوری است که این فعال ملی- مذهبی در هفدهم دی ماه سال گذشته در خیابان بازداشت و پس از بازرسی منزل و محل کارش در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران، به سلول‌های انفرادی زندان اوین منتقل شد.
همسر مدنی در پاسخ به این سوال که اگر اجرای حکم قبلی است پس بازجویی و عدم ملاقات هفتگی برای چیست، خاطرنشان می کند: “گفته اند تا آخر فروردین بازجویی تمام می شود و قول داده اند تا ماه سوم تمام کنند اما اینها همه بطور شفاهی بیان شده و مکتوب نشده است. در هر حال ما منتظر هستیم و بعد از تعطیلات پیگیری های قضایی را انجام می دهیم. وکیل هم نتوانسته با ایشان ملاقات کند و اجازه مطالعه پرونده را هم هنوز نداده اند.”

خانم اتفاق با ابراز نگرانی می افزاید: “از زمانی که بازداشت شده‌اند فقط یک بار در روز پنج شنبه ۲۶ اسفند ماه سال گذشته ملاقات کابینی داشتیم . الان در بند ۲۰۹ سه نفره نگهداری می شوند و چون به بند عمومی نرفته اند برای ملاقات مدام باید تقاضا بدهیم اما خوشبختانه از نظر روحی خیلی خوب بودند. در هر حال شرایط سختی است و ما هم مثل بقیه خانواده های زندانیان سیاسی تحمل می کنیم. انشالله در سال جدید شرایطی فراهم گردد که همه زندانیان آزاد شوند و به آغوش خانواده‌هایشان بازگردند و نگرانی‌های همه تمام شود.”

گفتنی است، چهار محقق برجسته علوم سیاسی، تاریخ و علوم اجتماعی در ژاپن، در بیانیه ای ضمن درخواست آزادی سعید مدنی، اعلام کرده اند: “انتشارخبر دستگیری استاد ارجمند آقای دکتر سعید مدنی، مدرس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی ما را بی‌نهایت متعجب و بهت‌زده ساخت. استاد مدنی در سفر سال ۲۰۱۰ ، به ژاپن نه تنها ما را در اطلاعات علمی خویش شریک فرمودند، بلکه با ابراز محبت دوستانه شان ما را در جامعه علمی شیفته خویش ساختند. ایشان پس از بازگشت به ایران نیز در پروژه های علمی مشترک با محققان ژاپنی، با ایده هایشان یاری رساندند تا سطح درک ما از جامعه ایران بالاتر برود.”

دکتر سعید مدنی جامعه شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی است که تا پیش از بازداشت در گروه مسائل و آسیب‌های اجتماعی انجمن جامعه شناسی ایران و گروه پژوهشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی مشغول به فعالیت علمی بوده است. وی همچنین از جمله اعضای نخستین تحریریه ماهنامه ایران فردا در کنار مرحوم عزت الله سحابی و دبیرسرویس اجتماعی این نشریه بوده است.

به گفته خانواده سعید مدنی، وی فعالیت اجتماعی از جمله مصاحبه با روزنامه های داخلی در حوزه مسائل اجتماعی مثل فقر، خشونت ،اعتیاد و … داشته است. آقای مدنی جرم شناسی خوانده و بیشتر از هرکسی این را می داند که کسی که کارعلنی می کند هیچ زمانی فعالیت مخفی و خلاف قانون انجام نمی دهد. آن هم کسی که مرتب وزارت اطلاعات او را برای بازجویی احضار می کرده است. دو سه مورد هم به خاطر همین نامه اخیر صد و پنجاه نفر احضار و تحت فشار قرار گرفته بود. هرکدام از دوستان یا فعالین ملی مذهبی را احضار می کردند می گفتند مواظب او باشید ما حکم ایشان را اجرا می کنیم…

مسعود پدرام، علیرضا رجایی، احمد زیدآبادی، امیرخسرو دلیرثانی و کیوان صمیمی از دیگر اعضای فعالان ملی مذهبی هستند که در زندان های اوین و رجایی شهر در حال گذراندن احکام غیرعادلانه خود می باشند. همچنین احسان هوشمند در شرایط بلاتکلیف نزدیک به سه ماه در زندان اوین نگهداری می شود.

Friday, 30 March 2012

درگذشت مادر رضا شهابی، فعال سندیکایی بازداشتی

جــرس: به گزارش منابع خبری، مادر رضا شهابی فعال سندیکایی و زندانی سیاسی که از ۲ سال پیش بلاتکلیف و در بازداشت موقت به سر می برد، دار فانی را وداع گفت.


به گزارش کلمه، رضا شهابی مرگ مادر خود را در حالی از طریق تلفن و روز پنج شنبه آگاه شد که چند روز قبل با نوشتن نامه ای به رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، دادستان تهران و دادسرای اوین خواستار عیادت از مادر بیمارش شده بود.

بر اساس این گزارش، فشار های زندان و مدتها نگهداری در سلول های انفرادی موجب شده بود تا این زندانی سیاسی از ناحیه چپ بدن دچار اختلالات حسی شود و نیاز به عمل فوری گردن به منظور جلوگیری از قطع نحاع از سوی پزشکی قانونی ضرورت تشخیص داده شود.

رضا شهابی را ماموران اطلاعات در جین انجام وظیفه بازداشت کردند و بی اطلاعی خانواده از وضعیت وی مادر را دچار شوک عصبی کرده بود به گونه ای که ماهها بیمار بود و در بستر بیماری قرار داشت. پس از آن مادر این زندانی سیاسی روزبه روز وضعیت وخیم تری را تجربه کرد به گونه ای که در آخرین لحظات زندگی جز دیدار فرزند اسیر و بیمارش خواسته ای نداشت.

رضا شهابی راننده شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و معاون مالی سندیکای این شرکت در طول ۲۲ ماه بازداشت غیر قانونی و به رغم تودیع قرار وثیقه، بارها دست به اعتصاب غذا زد و چند مورد راهی بیمارستان شد و هر بار مسوولان قضایی قول آزادی وی را تا صدور حکم داده بودند که هیچ یک از تعهدات آنان عملی نشد.

در نامه رضا شهابی به دادستان و رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب و دادیار دادسرای اوین با توجه به الزام عمل جراحی توسط کمیسیون پزشکی و پزشکی قانونی، خواستار رسیدگی به وضعیت سلامتش شد و اعلام کرده بود که در صورت عدم اجرای قول آزادی که به شهادت وکیل وی باید تا پیش از پایان سال ۹۰ به اجرا در می آمد، دست به اعتصاب عذای نامحدود خواهد زد.

وی همچنین با خاطر نشان کردن وضعیت وخیم سلامت مادرش و وضعیت اضطراری سلامتی خودش، مسولیت هرگونه سهل انگاری در رسیدگی به خواسته هایش را بر عهده ی دستگاه قضایی دانسته بود.

Thursday, 29 March 2012

وضعیت وخیم جواد علیخانی و حمیدرضا مرادی در بند ۳۵۰ اوین

جــرس: به گزارش منابع خبری، خونریزی کلیه حمیدرضا مرادی و جواد علیخانی زندانیان محبوس در بند ۳۵۰ اوین و بی توجهی به وضعیت بحرانی این دو نگران کننده شده است.


به گزارش کلمه، جواد علیخانی، فعال دانشجویی دربند محبوس در بند ۳۵۰ اوین، که از روز پنج شنبه بارها به دلیل عارضه کلیه بارها بهداری اوین منتقل شده بود، روز یکشنبه به بیمارستان مدرس اعزام شد اما به دلیل نبودن تکنیسین سونوگرافی، بار دیگر در حالی که نگرانی از عفونت کلیه وی را تهدید می کند به زندان اوین بازگردانده شد.

بیمارستان مدرس تهران یک مجموعه فوق تخصصی طرف قرار داد زندان اوین است که خدمات تخصصی پزشکی مورد نیاز بیماران زندانی در این بیمارستان ارایه می شود.

نوبت سونوگرافی جواد علیخانی که با درد شدید در ناحیه پهلو سمت چپ و بیضه به این بیمارستان تخصصی اعزام شده بود و نتایج آزمایش ها نشان از خونریزی کلیه داشت برای ۱۵ فروردین ماه تعیین شد.

جواد علیخانی به دلیل امتناع از زدن دست بند و پابند با تاخیر به بیمارستان اعزام شده و بلافاصله پس از بازگشت به بند ۳۵۰ دچار حالت تهوع شد. وی هم اکنون با تزریق مسکن های قوی برای درمان کلیه بیمارش منتظر مانده است.

از سوی دیگر حمیدرضا مرادی سروستانی از دراویش گنابادی نیز که ۵ ماه تحمل انفرادی در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین وی را دچار مشکل کلیوی کرده است در ایام تعطیلی نوروز دچار خونریزی کلیه شد و او نیز پس از پیگیری های فراوان و در حالیکه مجبور به تحمل دستبند و پابند شده بود به بیمارستان فوق تخصصی مدرس اعزام شد.
این زندانی عقیدتی نیز یک هفته است که از درد کلیه رنج می برد و آزمایش های صورت گرفته نشان از خونریزی کلیه او دارد.

مرادی سروستانی هم برای تشخیص بزرگی سنگ کلیه برای سونوگرافی به بیمارستان مدرس تهران اعزام شده بود. ولی برای وی نیز نوبتی بعد از تعطیلات یعنی برای روز ۱۵ فروردین ماه تعیین شد.

نتایج آزمایش های هر دوی این زندانیان نشان می دهد اگر درمان مناسب برای آن صورت نگیرد احتمال عفونی شدن کلیه وجود دارد. موضوعی که هم اکنون تعداد زیادی از زندانیان بند ۳۵۰ با آن دست به گریبانند.

Wednesday, 28 March 2012

سومین نوروز محمد داوری در زندان

جرس: محمد داوری سردبیر سابق سایت سحام نیوز سومین نوروز خود را در زندان سپری می کند.
به گزارش ندای سبز آزادی او که از سال ۸۸دربازداشت به سر می برد تاکنون از مرخصی محروم بوده است.
محمد داوری پس از نامۀ ارسالیِ مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس وقت خبرگان پیرامون آزار و تجاوز به زندانیان شکنجه گاه کهریزک، دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار گرفت تا علیه مهدی کروبی در تلویزیون جمهوری اسلامی اقرار کند، اما وی این مسئله را نپذیرفت.
داوری ابتدا به ۵سال حبس متهم شده بود، اما پس از یک سال زندان به دلیل شرکت در تجمع های اعتراضی معلمان در اسفند سال ۱۳۸۵، به یک سال حبس دیگر هم محکوم شد و میزان حبس او به ۶سال افزایش یافت.
وی در دوران زندان از سال ۱۳۸۸، چند نوبت اعتصاب غذا داشته است.

Tuesday, 27 March 2012

دادگاه جمهوری اسلامی ایران به جرم جنایت علیه بشریت برگزار می شود

چهار سال پیش، اواخر شهریور ١٣٨۶برابر با سپتامبر ۲٠٠٧، جمعی از اعضای خانواده های جان سپردگان دهه شصت و جان بدربردگان از کشتار زندانیان سیاسی در این دهه، با یاری و همراهی فعالان عرصه های سیاسی و اجتماعی، حرکتی را آغاز کردند که در بدو امر تصویر و آینده آن به روشنی امروز نبود. می دانستیم رسیدگی مردمی به هولناک ترین کشتار تاریخ معاصر ایران، کار بسیار دشوار و صعب العبوری است. با دست خالی و تنها با اتکا به انگیزه و تلاش مشترکمان، می خواهیم جمهوری اسلامی را به خاطر کشتار بیش از بیست هزار زندانی سیاسی در دهه شصت به محاکمه مردمی بکشیم. چهار سال تلاش بی وقفه مردمی مصمم به ثمر رسید. دادگاه رسیدگی به جنایات جمهوری اسلامی در خونین ترین دهه از سیاه ترین دوران تاریخ معاصر ایران، در دادگاه مردمی بین المللی ایران تریبونال برگزار می شود. دادگاه جمهوری اسلامی در دو مرحله برگزار می شود. مرحله اول به مدت پنچ روز، از ١٨ تا ٢٢ ژوئن ۲٠١٢ در مرکز حقوق بشر سازمان عفو بین الملل در لندن برگزار می شود. مرحله دوم، چهار ماه بعد از آن، در ماه اکتبر برگزار خواهد شد. دادگاه مردمی ایران تریبونال، برزگترین و بی سابقه ترین پروژه دادخواهی مردمی است که در تاریخ معاصر، با حضور بیش از صد شاهد، برگزار می شود. این دادگاه، بخشی از مبارزه توده رنچ کشیده مردم ایران علیه تاریک اندیشان کوردل و جنایتکار حاکم بر ایران است، که وظیفه آن نه تنها رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی و محاکمه جمهوری اسلامی به جرم جنایت علیه بشریت است بلکه، این وظیفه را نیز دارد که این تراژدی انسانی را به قضاوت افکار عمومی جهانیان بگذارد و آن را در تاریخ ایران و جهان برای آیندگان به ثبت برساند. کارزار ایران تریبونال

Monday, 26 March 2012

ترفيع مسئول برکنارشده زندان اروميه به جرم قتل دو زندانی

خبرگزاری هرانا - فردين کُردلَر، مسئول اسبق حفاظت اطلاعات زندان مرکزی اروميه، علی رغم اتهامات بسيار، در دادگاه تبرئه و پس از آن با ارتقای مقام در سطحِ استان آذربايجان غربی مواجه شده است. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، فردين کُردلَر، مسئول حفاظت اطلاعات زندان مرکزی اروميه در محدوده‌ی زمانی سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۶، با شکايت خانواده‌ی دو تن از زندانيانی که بر اثر ضرب و شتم وی به قتل رسيده بودند از حفاظت اطلاعات زندان مرکزی اروميه برکنار مي‌شود. کُردلَر سپس در سال ۱۳۸۹ به اتهام همکاری در قتل چند زندانی و هم‌چنين حمل مواد مخدر به داخل زندان، توسط اداره‌ی اطلاعات بازداشت و مدت دو ماه را در بازجويی به سر مي‌برد. اين در حاليست که وی پس از هشت ماه از زندان آزاد شده و سرانجام در دادگاهي، از تمامی اين اتهامات تبرئه شده است. هم‌چنين نامبرده پس از آزادی از زندان، در زمستان سال ۱۳۹۰ با ارتقای مقام، به سمت معاون مدير کل سازمان زندان‌های استان آذربايجان شرقی منسوب مي‌شود. شايان ذکر است که اين مقام اطلاعاتی در حالی با ارتقای پست روبه رو شده است که به مدت ۶ سال از عمده عوامل توزيع مواد مخدر در زندان بوده و خانواده‌ی قربانيان مذکور نيز کماکان شاکی هستند.

Sunday, 25 March 2012

سومین نوروز سعید متین‌پور و حسین رونقی در زندان

جرس: ندای سبز آزادی:سعید متین پور فعال مدنی آذربایجانی و حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس سومین نوروز خود را بدون مرخصی در زندان اوین می گذرانند.

به گزارش ندای سبز آزادی سعید متین پور که روز بیست ام تیر ۸۸از سوی قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵دادگاه انقلاب تهران به این دادگاه احضار شده بود پس از حضور در دادگاه٬ بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شد و از آن تاریخ بدون مرخصی در زندان به سر می برد.

آقای متین‌پور چهارم خرداد ۱۳۸۶در زنجان بازداشت و پس از تحمل ۲۷۸روز بازداشت موقت٬ در هشتم اسفند ۸۷به قید وثیقه ۵۰۰میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود.

وی طی جلسه‌ای غیر علنی در شعبه ۱۵دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به اتهام ارتباط با بیگانگان به هفت سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یك‌سال حبس و در مجموع به هشت سال حبس تعزیری محكوم شده بود. دادگاه تجدید نظر استان تهران نیز آذر ماه ۸۷حکم هشت سال زندان این فعال حقوق بشر آذربایجانی را تایید کرد.

به گفته خود وی، بیشتر مدت زمان بازداشت‌اش را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹زندان اوین تهران و تحت فشار‌های شدید جسمی و روحی گذرانده است. خانواده متین پور اشاره می‌کنند او از ناراحتی های گوارشی و سردرد و کمردرد شدید رنج می برد.

متين پور فارغ التحصيل رشته فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هیات تحریریه هفته نامه های «یارپاق»، «موج بیداری» و وبلاگ نویس و فعال مدنی است که به خاطر سفر به ترکیه و ارتباط با بیگانگان با این اتهامات روبرو شده است.

حسین رونقی ملکی وبلاگ‌نویس زندانی نیز که درحال تحمل حکم ۱۵سال حبس خود در زندان اوین است سومین نوروز خود را بدون مرخصی درزندان اوین سپری می کند.عدم مرخصی رونقی درحالی است که کلیه های او دچار عفونت شده و او دروضعیت جسمی بسیار نامناسبی به سر می برد.

حسین رونقی ملکی درتاریخ ۲۲آذر ماه ۱۳۸۸همراه برادرش حسن رونقی ملکی در منزل پدری‌اش در شهر ملکان در نزدیک شهر تبریز بازداشت شد.

رونقی ملکی وبلاگ‌نویس جوانی ساله‌ای است که با نام مستعار بابک خرمدین در ایران به وبلاگ‌نویسی می‌پرداخت، وی همچنین در زمینه برنامه‌نویسی و ساخت وبلاگ و عبور از فیلترینگ تخصص داشته و در زمینه مبارزه با سانسور در فضای سایبری ایران تلاش‌های گسترده‌ای انجام داده است.

رونقی و برادرش در زندان شدیدا تحت فشارهای جسمی و روحی قرار گرفتند، تا جایی که بنا بر گفته‌ی خانواده‌اش حسن رونقی ملکی در اثر شکنجه‌ها از ناحیه مهره‌های پشت گردن آسیب دید. برادر وی یک ماه بعد با قرار وثیقه‌ای ۸۰میلیون تومانی از زندان آزاد شد و از بازجویان پرونده به خطر شکنجه‌اش شکایت کرد که تا کنون به آن رسیدگی نشده است.

رونقی ملکی بعد از نزدیک به یک سال بازداشت و نگهداری در سلول‌های انفرادی و دو نفره بند ۲الف زندان اوین در تاریخ ۲۸آذر ۱۳۸۹به بند ۳۵۰زندان اوین منتقل شد.

Saturday, 24 March 2012

پیمان عارف در اعتصاب غذای اعتراضی در زندان اوین به سر می برد

جــرس: منابع حقوق بشری اعلام کرده اند که پیمان عارف، فعال دانشجویی بازداشتی، از روز ۲۹ اسفند ماه تا کنون، در اعتصاب غذای اعتراضی بسر می برد.


به گزارش تارنمای «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران»، این فعال دانشجویی در اعتراض به ادامۀ بازداشت غیر قانونی خود علیرغم صدور و تودیع کفالت که از آزادی وی خوداری می کنند، دست به اعتصاب غذا زده است.



هنوز صحت یا سقم این خبر از سوی منابع نزدیک به پیمان عارف تایید نشده است.


ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران اعلام کرده بود در پی احضار عارف به شعبه دوم دادسرای مستقر در زندان اوین و عدم مراجعه نامبرده به دادسرا، ماموران امنیتی در مراجعه به منزل پیمان عارف، وی را در روز ۲۴ اسفند ماه، بازداشت کردند.

Friday, 23 March 2012

مسعود لواسانی، روزنامه نگار ناپدید شد

فاطمه خردمند همسر مسعود لواسانی در صفحه فیس بوک خود نوشته است که آقای لواسانی از روز گذشته و به قصد هواخوری از منزل خارج شده اما تاکنون بازنگشته و خبری از او در دست نیست. خانم خردمند خود نیز پیش از این و به دلیل ارتباط با خانواده زندانیان سیاسی بازداشت و مدتی را در زندان سپری کرد. ایشان در صفحه شخصی خود در فیس بوک نوشته است: "شادی عید و در کنار هم بودن بیش از دو روز دوام نیاورد..... مسعود عزیزم از دیشب که برای هواخوری رفته تا حالا خبری ازش نیست دوستان بازجو هم جواب تلفن نمی دهند دارم می میرم از دلشوره و نگرانی ای خدا ......." مسعود لواسانی و فاطمه خردمند دارای یک فرزند خردسال هستند که پس از محکومیت آقای لواسانی به زندان و در پی آن، پس از بازداشت خانم خردمند به شدت تحت فشار قرار گرفت و دچار افسردگی شد. تا کنون هیچ یک از مراجع رسمی و قانونی مسوولیت بازداشت احتمالی مسعود لواسانی را بر عهده نگرفته اند.

Thursday, 22 March 2012

محرومیت خانواده احمدرضا احمد پور از ملاقات

جرس: خانواده احمدرضا احمدپور زندانی سیاسی عضو جبهه مشارکت و از شاگردان مرحوم آیت الله منتظری که برای گذراندن دوره محکومیتش از زندان قم به زندان سپیدار اهواز تبعید شده، اجازه ملاقات با او را نیافتند.
نزدیکان این زندانی سیاسی اخیرا تحت محدودیت های فراوانی از جمله لغو مرخصی وی قرار گرفته اند.
به گزارش ندای سبز آزادی، در ادامه این محدودیت ها، خانواده آقای احمد پور که با وجود مشکلات زیاد و دوری راه برای ملاقات با او در ایام عید به اهواز سفر کرده بودند، اجازه ملاقات را نیافتند و عملا هیچ خبری از سلامتی این زندانی سیاسی ندارند.
پیش از این، تماس تلفنی این زندانی سیاسی نیز قطع شده و اطرافیان این روحانی خلع لباس شده نتوانسته بودند خبری از وضعیت او به دست بیاورند.
احمد رضا احمد پور جانباز شیمیایی است و این موضوع بر نگرانی خانواده و نزدیکان او افزوده است.

Wednesday, 21 March 2012

با همراهی محمد ملکی و محمد نوری زاد؛ سال نو خانواده احسان هوشمند مقابل اوین تحویل شد

دکترمحمد ملکی و محمد نوری زاد به همراه خانواده احسان هوشمند فعال ملی-مذهبی لحظه تحویل سال را درمقابل زندان اوین سپری کردند. به گزارش کلمه آقایان ملکی و محمد نوری زاد و نیز خانواده آقای هوشمند که در زندان به سر می‌برد لحظه تحویل سال نو را مقابل اوین گذراندند اما با ممانعت ماموران امنیتی مواجه شدند. پس از این برخورد این جمع کوچک از پشت درب اصلی زندان اوین به روی پل رودخانه ای که از مجاور زندان عبور می کند رفتند اما درآنجا نیزمأموران این جمع را متفرق کردند تا مبادا دعای سال تحویل و سبزه وسنجدی که درسفره کوچک این جمع بود مشکلی برای حاکمیت پدید آورد. خانواده احسان هوشمند که اکنون درزندان اوین به سرمی برد از صبح گاه این روز سفره هفت سین خود را در پس دیوار زندان اوین پهن کرده بودند. دختر هشت ساله احسان هوشمند روی برگه ای نوشته بود: بابا دوستت دارم به خانه برگرد. لارم به یادآوری است مادر احسان هوشمند فعال ملی-مذهبی در گفتگو با سایت ملی-مذهبی اعلام کرد فرزندش برای اعتراف به اتهامات دروغ تحت فشار شدیدی قرار دارد.

Tuesday, 20 March 2012

پاداش احمدی نژاد به جلاد مطبوعات و آمر جنایات کهریزک

جرس: سعید مرتضوی ملقب به جلاد مطبوعات و عامل جنایات کهریزک این بار به سازمان تامین اجتماعی رفت تا عهده دار امور مستمری میلیونها ایرانی باشد. وی در حالی به این مکان منتقل شد که موجی از مخالفت ها از سوی عناصر سیاسی متوجه رئیس دولت شد و قرار است در نخستین روز کاری مجلس پس از تعطیلات نوروز استیضاح وزیر کار بی درنگ وصول شود. مجلس پیش از این قول داده بود تا ضربه کاری به وزیر در صورت انتصاب مرتضوی به سمت مذکور وارد آورد. خصوصا که این روزها نمایندگان به خاطر اهانت های بیسابقه دولت دل خوشی از احمدی نژاد ندارند .

Monday, 19 March 2012

وضعیت زندانیان سیاسی مشهد؛ فشار برای عدم مصاحبه و سکوت خبری

جرس: امیر شیبانی از 25 بهمن ماه امسال در بازداشتگاه اطلاعات مشهد بسر می برد و خانواده وی تاکنون از علت بازداشت وی بی اطلاع هستند و در مراجعات خود به نتیجه ای نرسیده اند.


یکی از دوستان امیر شیبانی خبر از بازداشت وی در شب بیست و پنجم بهمن داده و به "جرس" می گوید: "شب 25 به منزل امیر ریختند اما امیر خانه دوستش بود و ماموران بهمراه پدر امیر به خانه دوستش می روند و در آنجا او را بازداشت می کنند. به پدرش حکمی را از طرف وزارت اطلاعات مشهد نشان داده بودند اما هیچ اشاره ای به اتهامش نشده بود. خانواده اش هیچ دسترسی به پرونده فرزندشان ندارند و بشدت برای عدم مصاحبه و سکوت خبری تحت فشار هستند...."

مادر امیر شیبانی پیش از این در گفتگو با جرس گفته بود: "اینکه نگذارم بچه ام را در سکوت شکنجه کنند اقدام علیه امنیت ملی است؟ من که شوهرم جانباز است، برادرم جانباز است، چند تن از بستگانم از شهدای دفاع مقدس هستند و یک خانواده کاملا مذهبی هستیم، آخه چه اقدام علیه امنیت ملی؟! آن باری که امیرم را گرفته بودند و چهل روز ازش خبری نداشتم به من زنگ می زدند و می گفتند اگر با رسانه ها صحبت کنی دست ما گروگان داریم بلا سرش می آوریم... بخدا چه شبها که گریه نکردم و بچه ام را فقط از خدا می خواستم..."

امیر شیبانی زاده، فعال دانشجویی محروم از تحصیل دانشگاه آزاد مشهد در مهرماه سال گذشته توسط نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه مشهد بازداشت و پس از 29 روز انفرادی و بازجویی بطور موقت آزاد شده بود. وی در دادگاه بدوی به 8 سال زندان و جریمه نقدی محکوم شده بود که در دادگاه تجدید نظر به پنج سال و نیم حبس و پنج میلیون ریال جریمه نقدی کاهش یافت.

دوست شیبانی به حکم صادره برای امیر اشاره می کند و اظهار می کند که امیر در دادگاه بدوی به هشت سال حبس تعزیری و جریمه نقدی محکوم شد که بعد در دادگاه تجدیدنظر به پنج سال و نیم حبس با اشد مجازات در زندان کرمان و پنج میلیون جریمه نقدی به تایید رسید. اما این بازداشت ارتباطی به اجرای حکم ندارد. پیش از این در شب 29 دی ماه از طرف سپاه او را دستگیر کردند و شش روز در زندان و تحت فشار بود. آن زمان به او گفته بودند تو در یک کنفرانس اینترنتی برای براندازی نظام شرکت کردی و برای تجمع بیست و پنجم بهمن برنامه ریزی می کردید و امیر هم اتهامات را رد کرده بود و آنها هم کامپیوترش را بازرسی و چیزی پیدا نکردند و آزادش کردند."

وی با تاکید بر شرایط "نامناسب" امیر ادامه می دهد: "امیر تماس تلفنی با خانواده داشت اما بعد از مصاحبه مادرش در خصوص وضعیت امیر تماس ها کاملا محدود شده و دوازده روز پیش یعنی آخرین باری که امیر با خانواده اش تماس داشته خیلی حالش بد بوده و مدام گریه می کرده و تحت فشار روحی زیادی بود. خانواده اش نمی دانند دیگر به کجا باید رجوع کنند تا از اتهام و وضعیت فرزندشان باخبر شوند...."

پنجشنبه ششم مرداد ماه سال جاری، در حالیکه فعالین فرهنگی شهر مشهد مقدمات برگزاری جشن امردادگان و جلسه شاهنامه خوانی در باغ شاهنامه مشهد را فراهم می کردند ماموران امنیتی در این مکان افراد زیادی را از جمله محمد توانا را بازداشت کردند.

محبوبه محمودی، همسر محمد توانا فعال فرهنگی که بیش از هفت ماه را در شرایط بلاتکلیفی بسر برده است خبر از احتمال آزادی وی پیش از سال نو را می دهد و بیان می کند که در حال پیگیری کارهای وثیقه هستند و انشالله همسرش بزودی آزاد خواهد شد.

گفتنی است، این همایش مراسمی فرهنگی و "غیر" سیاسی بوده و برگزارکنندگان و شرکت کنندگان آن افرادی بودند که فعالیت فرهنگی و هنری داشته اند.

Sunday, 18 March 2012

انتقال رسول حیدرزاده و اسماعیل برزگر به انفرادی

جرس: رسول حیدرزاده و اسماعیل برزگر دو زندانی سیاسی اهل آذربایجان در آستانه عید نوروز و در پی آغاز سومین دوره اعتصاب غذای خود پس از بازداشت، به سلول های انفرادی بند 240 زندان اوین منتقل شدند.



بنا به اخبار رسیده به جرس، اسماعیل برزگر و رسول حیدر‌زاده، دو موزیسین آذری که به اتهام های امنیتی بهار امسال بازداشت شده‌اند، به دلیل نقض بارز حقوق اولیه خود سیزدهم بهمن ماه امسال نیز دست به اعتصاب غذا زده‌ بودند که در نهایت با اصرار مقامامت امنیتی و وعده رسیدگی به درخواست های شان، به اعتصاب غذای خود پایان دادند.


این دو زندانی سیاسی پس از عدم تحقق خواسته‌های خود، دوباره دست به اعتصاب غذا زده و اعلام کرده اند که در این مدت نه فقط هیچ کدام از وعده های داده شده از سوی مقامات امنیتی محقق نشده است که حتی اجازه ملاقات با وکلای خود را ندارند و به این دلیل برای سومین بار در یازده ماه گذشته، سومین دوره اعتصاب غذای خود را آغاز می کنند.این دو زندانی سیاسی گفته اند تا زمانی که اجازه ملاقات با وکلای خود را نداشته باشند به اعتصاب غذا ادامه خواهند.



مسوولان زندان اوین پس از اعتصاب غذای مجدد این زندانیان، آنها را به سلول انفرادی منتقل کرده‌اند.



این دو زندانی سیاسی از حق داشتن وکیل مدافع محروم بوده و هستند و مرحله تجدیدنظر خواهی محکومیتشان نیز بدون حضور وکیل هم اکنون در حال انجام است.

Saturday, 17 March 2012

سعید امامی: فلاحیان به من دستور حذف سید احمد خمینی را داد

رهسا نیوز: در آستانه سالگرد درگذشت سید احمد خمینی، اوراقی از بازجویی تکان دهنده سعید امامی، معاون امنیتی وزیر اطلاعات وقت و از متهمین ردیف اول قتل های زنجیره ای منتشر می شود، که وی با اشاره به برخی انتقادات مرحوم سید احمد خمینی به وضعیت موجود گفته بود “متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را فلاحیان (وزیر وقت اطلاعات و عضو فعلی خبرگان) به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با فلاحیان به دیدار آیت‌الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه‌ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا” حاج آقا خوشوقت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت می‌کنند، رحم کرد.”

به گزارش جرس، متن این بخش از بازجویی سعید امامی، و گوشه کوچکی از صدها صفحه و سند از قتل های زنجیره ای مخالفان و دگراندیشان، که دایره آن از سیاسیون، تا نویسندگان و هنرمندان و روحانیون و کشیشان را در بر می گرفت، به شرح زیر است:
“من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده‌ام. هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانسته‌ام به عنوان پیشنهاد به مسئولانم ارائه کرده‌ام. من خود را گناهکار نمی‌دانم. کسانی که حذف شده‌اند، مرتد، ناصبی و محارب بوده‌اند. حکم مجازات آنها مثل همیشه به ما تکلیف شده است و ما آنچه کرده‌ایم اجرای تکالیف شرعی بوده است نه قتل و جنایت … حکم اعدام داریوش فروهر و پروانه اسکندری را به روال معمول همیشگی حجت‌الاسلام علی فلاحیان به من داد. احکام اعدام سایر محاربین قبلا” در زمان وزارت فلاحیان صادر شده بود. از مدتها پیش قرار بر این بود که عوامل مؤثر فرهنگی وابسته که توطئه‌ تهاجم فرهنگی را در ایران پیاده می‌کردند و جمعا” صد نفر بودند اعدام شوند.
حکم حذف ۲۹ نفر از نویسندگان از مدتها پیش مشخص و احکام قبلا” صادر شده بود که در مورد ۷ تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علی فلاحیان اجرا شده بود.
وقتی حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسیدیم که تکلیف احکام معطل مانده اعضای کانون نویسندگان چه می‌شود که حاج آقا دری نیز گفتند هرچه سریعتر اقدام شود بهتر است و این بار نیز مثل ماقبل انجام شد با فرق اینکه بجای ابلاغ از سوی فلاحیان امور از طریق حاج ‌آقا دری نجف‌آبادی هماهنگ می‌شد.» در جلد ۱۶ پرونده صفحه ۳۸۴ پرونده بازجویی سعید امامی نیز ، هنگامی که بازجو از امامی سؤال می کند که آیا اعدامها رویه امنیتی داشت و با حکم “حفظ نظام از واجبات است” انجام می‌شد یا حکمهای موضوعی نیز داشت ، سعید امامی پاسخی می دهد که شابد بتوان آنرا مهم ترین فراز بازجوئی‌های وی تلقی نمود. وی در جواب می‌گوید: « فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا” و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا” صادر نمی‌کرد. او این احکام را از آیت‌الله خوشوقت، آیت‌الله مصباح، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی و گاها” نیز از حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای دریافت می‌کرد و بدست ما می‌داد. ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات می‌رساندیم و بعد هم منتظر دستور می‌ماندیم. مثلا” وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت می‌کند. آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت‌الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه‌ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا” حاج آقا خوشوقت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت می‌کنند، رحم کرد.”

خطر اعــــدام قریب الوقوع زندانی سیاسی کرد حبیب الله گلپری پور

زندانی سیاسی کرد، حبیب الله گلپری پور به مکانی نا معلوم انتقال داده شده است و خطر اعدام وی قریب الوقوع است . (26 اسفند 1390) مرکز اسناد حقوق بشر ایران گزارشاتی دریافت کرده است که نشان می دهد دیشب ماموران اطلاعاتی حبیب الله گلپری پور، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، را از زندان مرکزی ارومیه به مکان نا معلومی انتقال داده اند. گلپری پور از سال پیش که دیان عالی کشور حکم اعدام وی را تایید کرد در خطر اعدام قرار دارد. گلپری پور در پاییز 88 به اتهام محاربه و همکاری با حزب ملی گرای پژاک که در ایران غیر قانونی است دستگیر شد. در حالی که گلپری پور اتهام همکاری با پژاک را پذیرفته است، به شدت تاکید می کند که در هنگام دستگیری مسلح نبوده است. در گفتگویی با مرکز اسناد حقوق بشر ایران که در آذر ماه امسال انجام گرفت، ناصر گلپری پور پدر حبیب الله هم اتهام مسلح بودن پسرش را رد کرد. مرکز اسناد حقوق بشر ایران موفق به تماس با وکلای حبیب الله گلپری پور نشده است اما منابع آگاه می گویند کلیه ی تلاش های ممکن برای جلوگیری از این اعدام صورت گرفته و بدون نتیجه مانده اند.

Friday, 16 March 2012

جان روحانی مبارز آقای بروجردی در معرض خطر جدی است

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" وخامت شدید وضعیت جسمی روحانی مبارز آقای بروجردی و عدم درمان وی، جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است. در پی سوء قصد روز جمعه 19 اسفند ماه به جان آقای بروجردی و مسموم کردن وی در زندان وضعیت جسمی او به شدت وخیم شده است . او دچار خونریزی معده و کلیه است بطوریکه از ادرار و مدفوع وی خون دفع می شود و از دردهای شدید در ناحیۀ معده ،روده رنج می برد. علیرغم اینکه چند روز از مسمومیت وی می گذرد و شرایط جسمی او حاد می باشد اما از انتقال او به مراکز درمانی و درمان وی خوداری می کنند.دادگاه ویژه روحانیت مانع انتقال وی به مراکز درمانی و درمان او هستند.به نظر می آید که رژیم ولی فقیه قصد حذف فیزیکی این روحانی مبارز را دارد. مراجعات و پیگیریهای مستمر خانواده آقای بروجردی از دادگاه ویژه روحانیت تا به حال بی نتیجه بوده است و پس از گذشت چند روز به آنها گفته شده است درمان وی به روز شنبه موکول شده است.عدم درمان فوری وی و واگذار کردن آن به روز شنبه می تواند خطر جدی برای جان او داشته باشد. پیش از این با عدم درمان به موقع چند زندانی سیاسی توسط رژیم ولی فقیه علی خامنه ای منجر به زجر کش کردن آنها شده است. فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران ، نسبت به خطر جدی که جان آقای بروجردی را تهدید می کند و خطرحذف فیزیکی وی هشدار می هد و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجعه بین المللی خواستار مداخله فوری برای نجات این روحانی مبارز است. فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران 25 اسفند 1390 برابر با 15 مارس2012 گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید: کمیساریای عالی حقوق بشر گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین الملل

هرانا؛ پیمان عارف برای سومین بار بازداشت شد

خبرگزاری هرانا – صبح روز گذشته نیروهای امنیتی در مراجعه به منزل پیمان عارف وی را بازداشت کردند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در پی احضار شعبه دوم دادسرای مستقر در زندان اوین و عدم مراجعه نامبرده به دادسرا ماموران امنیتی در مراجعه به منزل پیمان عارف، وی را بازداشت کردند.

منابع آگاه در گفتگو با گزارشگر هرانا اعلام داشتند این فعال دانشجویی با توجه به اینکه پرونده جدیدی در دادسرا نداشته است و درگیر پایان نامه خود بوده فرصت مراجعه به دادسرا را نداشته است.

این منبع آگاه در ادامه افزود از علت و یا اتهام بازداشت وی اطلاعی در دست نیست.

پیمان عارف، فعال دانشجویی و عضو سازمان دانش آموختگان جبهه ملی در طی سالجاری بعلاوه بازداشت روزگذشته خود سومین بار است که بازداشت می شود.

Thursday, 15 March 2012

ماجرای تهدید به قتل شدن داریوش مهرجویی از زبان خودش

جــرس: داریوش مهرجویی دربخش‌هایی از گفت وگوی خود با حسین معززی‌نیا در ماهنامه همشهری 24 روایت قابل توجهی از تهدید به قتل شدن به خاطر ساخت فیلم «بمانی» را بازگو کرده است.

به گزارش همشهری، مهرجویی که «بمانی» را درسال 80 و با موضوع خودسوزی دختران ایلامی، به تهیه کنندگی محمد نیک‌بین و تهمینه میلانی ساخته در این باره گفته: «موضوعات خاص اجتماعی همیشه برای من مهم بوده است. مثلا دغدغه‌ای که در دایره مینا داشته‌ام یا «مهمان مامان» و «بمانی» و همین «نارنجی پوش»، این سوژه‌ها ظاهرا ساده‌اند اما از عمق خاصی برخوردارند. چون یک معضل اجتماعی را مطرح می‌کنند که همه درگیرش هستند و با تذکر این فیلم یک اگاهی جمعی به وجود می‌آید تا شاید آن معضل کم کم از میان برود. من در «دایره مینا» همین دغدغه را درباره مسئله انتقال خون داشتم. زمانی که آن فیلم را ساختم، اصلا سیستم انتقال خون فعلی نبود و بازار خون دست مافیایی بود که از معتادها و مریض‌ها خون ارزان می‌گرفتند و به بیمارستان‌ها به مبلغ کلان می‌فروختند. «دایره مینا» به دلیل همین هشدارهایش چند سال توقیف شد، اما بالاخره تاثیر گذاشت و اصلا آن مسئله را حل کرد. «بمانی» هم همین طور بود با این که خیلی تهدید شده بودیم که حق نمایش بمانی را در آن منطقه نداریم، ولی تاثیرش را گذاشت، اصلا ما را تهدید به مرگ کرده بودند سر این فیلم.

مهرجویی وقتی بااین اظهار نظر حسین معززی‌نیا مواجه می‌شود که «واقعا دراین حد؟!» می‌گوید: «بله همه عوامل فیلم را تهدید به مرگ کرده بودند .حالا می‌خواهم بگویم من همیشه این نوع دغدغه‌ها را داشته‌ام و نارنجی‌پوش هم یکی از همین‌هاست.»

Wednesday, 14 March 2012

اعتصاب غذای محمدعلی ولایتی، زندانی سیاسی در اعتراض به رفتارهای مسوولان

جــرس: به گزارش منابع خبری، محمد علی ولایتی زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ از امروز وارد اعتصاب غذای تر شد.


به گزارش کلمه، محمد علی ولایتی در اعتراض به تعطیلی قانون اساسی و جایگزینی منویات و خواسته ها و سلیقه های شخصی که نتیجه آن صدور احکام غیر واقعی، ظالمانه و میلی برای بسیاری از زندانیان سیاسی بوده است از امروز اعتصاب غذای تر خود را آغاز کرده و درخواست اعاده دادرسی و ملاقات با دادستان کل کشور را دارد.


محمد علی ولایتی معاونت امور استانهای ستاد مردمی مهندس میر حسین موسوی را در انتخابات ۱۳۸۸ بر عهده داشت. او در تاریخ ۸/۱۱/۸۹ یعنی پیش از ۲۲ بهمن دستگیر و دربند ۲۴۰ به مدت ۱۸ روز زندانی و در تاریخ ۳/۱۲ /۸۹ با قید کفالت آزاد شده بود.


ولایتی شهریور ماه سال جاری به دو سال حبس محکوم شده است.


قابل ذکر است ولایتی به مدت سی سال در پست هایی از جمله بخشداری فیروزکوه، معاونت اداری و مالی دانشکده وزارت اطلاعات، و دبیر پشتیبانی دانشگاه شاهد،، معاونت بازرسی وزارت کشور در ۸ سال دولت اصلاحات فعالیت داشت در حال حاضر دبیر اجرایی خانه احزاب و بازرسی آن می باشد.


متن یادداشت این زندانی سیاسی به شرح زیر است:
به نام خداوند مظلومان و ستمدیدگان
اینجانب محمد علی ولایتی کارمند بازنشسته وزارت کشور که مدت سی و یک سال در پست های حساس از جمله بنیان گذاری دانشکده وزارت اطلاعات و معاون اداری و مالی آن از سال ۶۵ تا ۶۷، بهشداری فیروزکوه از سال ۶۷ تا ۶۹، مدیر کل پشتیبانی دانشگاه شاهد از سال ۷۲ تا ۷۴ و معاون بازرسی وزارت کشور از سال ۷۶ تا ۸۴ و … خدمت نموده ام و هم اکنون دبیر اجرایی خانه احزاب ایران می باشم.


در اعتراض به تعطیلی قانون اساسی جمهوری اسلامی و جایگزینی منویات و خواسته های رهبری و در همین راستا تعطیل شدن قوانین جاری کشور و سپردن امور مملکت به سلیقه های شخصی و میل مبارک بازجویان و قضات امنیتی، که نتیجه آن صدور احکام غیر واقعی، ظالمانه و میلی برای بسیاری از زندانیان سیاسی عزیز و بزرگوار ازجمله دو سال زندان برای اینجانب بوده است از امروز چهار شنبه ۲۴ اسفند ماه سال ۹۰ اعتصاب غذای تر خواهم نمود و درخواست اعاده دادرسی و ملاقات با دادستان کل کشور را دارم.

Tuesday, 13 March 2012

محکومیت کوهیار گودرزی به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و تبعید به زندان زابل

جــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، کوهیار گودرزی، فعال حقوق بشر و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر به پنج سال حبس تعزیری و تبعید به زندان شهرستان زابل محکوم شده است.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر این حکم روز چهارشنبه هفته گذشته در محل دادگاه انقلاب به وی ابلاغ شده است. پیش از این قاضی پیرعباسی به وکیل گودرزی اعلام کرده بود که وی به 6 سال حبس تعزیری محکوم شده است.
وکیل کوهیار گودرزی، نیز ضمن اظهار تعجب از صدور چنین حکمی، اعلام کرد که پیش از این از سوی قاضی شعبه 26 دادگاه انقلاب، حکم گودرزی 6 سال حبس تعزیری اعلام شده بود.

کوهیار گودرزی، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، روز 9 مردادماه در تهران بازداشت شد و بیش از 2 ماه در سلول انفرادی به سر برد. وی به مدت 3 ماه از حق تماس تلفنی با خانواده‌ی خود محروم بود، و هم‌اکنون حدود 7 ماه است که در بند 209 زندان اوین به سر می‌برد و از انتقال وی به بند عمومی جلوگیری شده است.

هم‌چنین پروین مخترع، مادر وی نیز که یک روز پس از بازداشت پسرش، دستگیر شده بود، همچنان دربند عمومی زندان کرمان نگهداری می‌شود. وی از سوی دادگاه انقلاب کرمان به تحمل 23 ماه حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به حبس تعلیقی تبدیل شد.

پروین مخترع، در هفته‌ی گذشته نیز بار دیگر در دادگاه عمومی کرمان مورد محاکمه قرار گرفت و از سوی دادگاه به پرداخت 5 میلیون و چهارصد هزار تومان وجه نقد، محکوم شده است که در صورت پرداخت این مبلغ از زندان آزاد خواهد شد.

Monday, 12 March 2012

ماموران گفتند اگر زیاد سر و صدا کنی، دیگر بچه هایت نیز همینطور از بین می روند

جــرس: با گذشت بیش از دو سال از شهادت شاهرخ رحمانی، از جانباختگان عاشورای ۸۸، مادر وی از تلاش و پیگیری بی نتیجه و فشارهای وارده از سوی ماموران امنیتی، جهت مسکوت گذاشتن نحوه کشته شدن فرزندش خبر داده و می گوید: "من را تهدید کردند و گفتند مراسم‌ها را هم بدون سر و صدا انجام دهید واگر نه بچه‌های دیگرت هم همین‌جور از بین می‌‌روند. مثلا در سانحه و از این حرف‌ها که اسم خودشان در میان نباشد."

به گزارش «صبح امروز»، سکینه نوروی مادر شاهرخ، در خصوص شهادت فرزندش در عاشورای ۸۸ و پی‌گیری‌هایی که برای پرونده وی انجام داده می گوید: "وقتی‌ که گفتند ایشان تصادف کرده، من به مراجع قضایی شکایت کردم و رفتم پیگیر شدم چون به ما خبر رسیده بود که فرزندم را روز عاشورا به قتل رسانده‌اند. وقتی‌ مراجعه کردم گفتند که نه، فرزند شما در جادهٔ کندوان تصادف کرده و نمی‌‌دانیم چه کسی‌ او را زیر گرفته است، شناسایی نکردیم که چه کسانی‌ همراهش بودند."

مادر شهید شاهرخ رحمانی ادامه می دهد: "خون بچه‌ام پایمال نشود، تقاص خونش گرفته شود، امثال شاهرخ بچه‌های دیگری هم هستند که بدون هیچ دلیلی‌ شهید شده‌اند، بچه را ۴ سال بدون پدر بزرگ کنم و صبح برود و ظهر این چنین فجیع به قتل برسد، فرزندم زیر ماشین له‌ شود؟ برای چی‌؟ چه گناهی داشت؟ مگر چه می‌‌خواست از دولت؟ آزادی می‌خواست دیگه جز این چیزی می‌‌خواست؟ یک بار دیگر هم رفتم به محلی که این اتفاق افتاده در خیابان ولی‌ عصر، به مراجع انتظامی خیابان ولی‌ عصر شکایت کردم و یک سری از عکس‌هایی که از فرزندم دریافت کرده بودم، و مدارکی که نشان می‌داد او را به قتل رسانده‌اند را ارائه دادم. بعد به من گفتند بروید به شما خبر می‌‌دهیم. بعد از سه چهار ماه که گذشت هیچ خبری نشد. من دوباره آنجا مراجعه کردم و دیدم خبری نیست. من خیلی‌ می‌‌خواستم که این پرونده مسکوت نماند؛ چون می‌‌دانستم فرزندم را چه جور به قتل رسانده‌اند. صحنه‌های حادثه را از طریق ماهواره دیده بودیم. برایمان آشکار شد که او را به قتل رسانده‌اند ولی‌ گردن نمی‌‌گرفتند، می‌‌گفتند که تصادف کرده و این جور چیز‌ها. چون نمی‌‌خواستم مسکوت بماند خیلی‌ پی‌ گیرش شدم."

این مادر شهید جنبش سبز افزود: "منزل ما همیشه تحت کنترل بود. ما خودمان هم تحت کنترل بودیم، ما نمی‌‌توانستیم حرف‌هایمان را حتی تلفنی بزنیم، به اصطلاح در شرایط خفقان بودیم؛ اصلا نمی‌‌توانستیم هیچ چیزی از خودمان نشان بدهیم که بتوانیم حرکتی انجام دهیم. ولی‌ من مخفیانه حرکت‌هایم را می‌‌کردم چون بچه‌های دیگری هم داشتم."

خانم نوروی خاطرنشان کرد: "من را تهدید کردند و گفتند مراسم‌ها را هم بدون سر و صدا انجام دهید واگر نه بچه‌های دیگرت هم همین‌جور از بین می‌‌روند. مثلا در سانحه و از این حرف‌ها که اسم خودشان در میان نباشد. من هم از ترس اینکه بچه‌های دیگر را حفظ کرده باشم به قول معروف خفقان گرفته بودم؛ نمی‌‌توانستم چیزی بگویم. هر وقت هم به من از جایی تلفن می‌‌شد می‌‌گفتم اشتباه گرفتید؛ چون که نمی‌‌توانستم مصاحبه‌ای انجام بدهم. ولی‌ خودم دلم می‌‌خواست که انتقام این بچه را بگیرم؛ بچه بی‌ گناهم را این جور زیر اتومبیل له‌ کردند و آخر سر هم گفتند اتومبیل سرقتی بوده و راننده‌اش هم متواری است که ما گفتیم راننده چه قصد و غرضی با ما داشته که بچهٔ من رو اینجور در خیابان له‌ کند؟ ولی‌ جوابی نشنیدیم. گفتند که سرقتی بوده، ما اصلا اطلاع نداریم، ماشین مال نیرو انتظامی است ولی‌ سرقت شده بوده است، کار ما نیست."

مادر شهید شاهرخ، در پاسخ به اینکه "خانوادهٔ شما وقتی‌ فهمیدند که شاهرخ در خیابان ولی‌ عصر توسط اتومبیل زیر گرفته شده است دقیقا چه کردند و به چه مکان‌هایی مراجعه کردند؟"، گفت: "چون روز عاشورا بود هر کدام از ما به یک جا رفته بودیم، شاهرخ هم صبح به من گفت: «مامان من می‌‌رم بیرون» طبق روال همیشه رفت و من هم همراه دخترم بودم. پسر‌هایم هر کدام جای دیگری بودند. من و دخترم حدود ساعت ۳ ظهر به خانه برگشتیم و حدود ساعت ۴ زنگ خانه را زدند و دخترم جواب داد، به من نگفت که من ناراحت نشوم. پشت آیفون به ایشان گفته بودند که برادرتان تصادف کرده. وقتی‌ ما رفتیم نمی‌‌دانستیم که به قتل رسیده و فکر می‌‌کردیم تصادف کرده. دخترم هم به من نگفت، تلفنی با برادر دیگرش تماس گرفت و گفت شاهرخ در جادهٔ کندوان تصادف کرده است. پسرم با شماره تلفنی که به ما داده بودند تماس گرفت و متوجه شد شمارهٔ کلانتری جنت آباد است. به پسرم گفتند برادرت در اثر سانحه تصادف در جادهٔ کندوان فوت کرده و جسدش در پزشکی‌ قانونی کهریزک است، بروید و شناسایی کنید. که پسرم می‌‌رود و از راه دور جنازه را به ایشان نشان می‌‌دهند. خونین و مالین برادرش را می‌‌بیند و داد و فریاد می‌‌کند که چرا برادرم اینجوری شده؟ بعد پرس و جو کردیم دیدیم اصلا آن روز در جادهٔ کندوان هیچ تصادفی‌ نبوده است. شب که به خانه آمدیم یکی‌ از دوست‌های پسرم از طریق اینترنت به ما خبر داد که شاهرخ ظهر به در خیابان ولی‌ عصر به قتل رسیده است."

این مادر سالخورده پیرامون برخورد ماموران گفت: "برخورد‌هایشان خیلی‌ بد بود، دور و اطراف ما گارد بود، ما نمی‌‌توانستیم اصلا نفس بکشیم، خیلی‌ اذیت کردند، همهٔ دور و اطراف ما و تلفن‌های همه کنترل بود، بعد هم در مراسم چهلم، عکس شاهرخ را چسبانده بودیم به اتوموبیلمان و گل زده بودیم، آمدند شیشهٔ اتومبیل را شکستند و روی عکس بچه‌مان با آجر یا چیز دیگری زده بودند... بعد از ۳ روز که جنازه را تحویل دادند گفتند بروید مراسم‌هایتان را برگزار کنید بدون سر و صدا، اگر سر و صدایی باشد یا به جایی اعتراض کنید فرزندان دیگرت هم به همین شکل در اثر سانحه و از این حرف‌ها از بین خواهند رفت. "

وی در خصوص فشارهای وارده از سوی ماموران حکومتی و خروج خود از کشور گفت: "به خاطر این حوادث نمی‌‌توانستم دیگر تحمل کنم، دخترم در استانبول ترکیه دانشجو بود و من هم بیشتر پیش او بودم، گفتم کلا برویم چون نمی‌‌شود همیشه در خفقان زندگی‌ کرد.
سالگرد پسرم هم یکی‌ دو جا به من زنگ زدند و دخترم با یک خبرنگار صحبت کرد، در فرود‌گاه جلویش را گرفتند و تهدیدش کردند و بازخواست کردند که چرا این صحبت‌ها را کرده‌ای. یک بار هم سال ۸۹ سپاهی‌ها در فرود‌گاه جلوی خود من را گرفتند و پرسیدند که در خارج با چه کسانی‌ هماهنگ هستی‌؟ چه کارهایی انجام می‌‌دهی‌؟ چه کسانی‌ با شما در ارتباط هستند، با چه کسانی‌ مکاتبه دارید؟ گفتم با هیچکس. همین سوالات را از دخترم هم پرسیده بودند. "

وی در خصوص درخواست خود از سازمان های حقوق بشری می گوید: "خون بچه‌ام پایمال نشود، تقاص خونش گرفته شود، امثال شاهرخ بچه‌های دیگری هم هستند که بدون هیچ دلیلی‌ شهید شده‌اند، بچه را ۴ سال بدون پدر، بزرگ کنم و صبح برود و ظهر این چنین فجیع به قتل برسد؟ فرزندم زیر ماشین له‌ شود؟ برای چی‌؟ چه گناهی داشت؟ مگر چه می‌‌خواست از دولت؟ آزادی می‌خواست دیگه جز این چیزی می‌‌خواست؟
می‌ خواهم که رسیدگی شود که فرزند من را چرا کشتند؟ برای چی‌؟ به چه علت؟ مگر جز این گفته‌هایی که من گفتم بچه‌ام چیز دیگری می‌‌خواست؟ ما آزادی می‌‌خواهیم، نه اینکه صدای بچه‌هایمان را در گلو خفه کنند، صدایشان هم که در می‌‌آید اینجوری له‌شان می‌‌کنند، بدون سر و صدا! بعد هم بگویند کار ما نبوده شما هم بروید بدون سر و صدا مراسم‌هایتان را برگزار کنید واگر نه بچه‌های دیگرتان هم به همین ترتیب از بین می‌‌روند، که من هم خففان بگیرم و نتوانم کاری از پیش ببرم.

Sunday, 11 March 2012

احضار و بازداشت یک فعال کارگری در کردستان

جــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، یک فعال کارگری اهل سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت و روانه زندان شد.

به گزارش آژانس خبری موکریان، یکی از اعضای کمیته‌ی هماهنگی به نام پدرام نصرالهی روز پنج شنبه 18 اسفند ماه 90 از سوی ستاد خبری اداره اطلاعات سنندج احضار و در پی مراجعه به این اداره بازداشت شد.

بر اساس این گزارش، تا لحظه تنظیم این گزارش از اتهام یا اتهامات احتمالی این فعال کارگری اطلاعی در دست نیست.

Saturday, 10 March 2012

محکومیت کیوان مهرگان به حبس و محرومیت از فعالیت مطبوعاتی- سیاسی

جـــرس: کیوان مهرگان روزنامه نگار به یکسال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیت های مطبوعاتی، سیاسی، فرهنگی و مجازی محکوم شد.

به گزارش کلمه، با برگزاری دادگاه کیوان مهرگان، روزنامه نگار و فعال سیاسی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به قضاوت صلواتی وی با “اتهام تبلیغ علیه نظام” به یکسال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیت های مطبوعاتی، سیاسی، فرهنگی و مجازی محکوم شد.

مهرگان، آذر ماه سال گذشته در روزنامه شرق بازداشت و پس از نزدیک به دو ماه با قرار وثیقه آزاد شده بود. وی سال ۸۸ نیز بازداشت و پس از دو ماه با قرار وثیقه صد میلیون تومانی آزاد شده بوده بود.

طی روزهای اخیر، نازنین خسروانی، روزنامه نگار اصلاح طلب نیز، جهت اجرای حکم ۶ سال زندان خود بازداشت شد.

ضرب و شتم احسان هوشمند در انفرادی

جرس: احسان هوشمند در شصت و یکمین روز بازداشت انفرادی خود تماس کوتاهی با خانواده اش داشت.
به گزارش جرس، در این تماس مشخص شده که هوشمند هیچ اطلاعی از خارج از سلولش ندارد و با هیچ فردی غیر از بازجویانش ارتباطی ندارد و تفاوت ساعات روز و شب را احساس نمی کند. وی در این تماس عنوان کرد که ساعتها در سلولش قدم میزند و از زانو درد شدید رنج می برد و همچنین چندین بار تاکید کرد که دچار گوش درد شدیدی ناشی از ضربه شده است و تقاضای پیگیری درمانش بی پاسخ مانده است.

طی یک ماه اخیر خانواده اش هیچ اطلاعی از وی نداشته و تاکنون تمامی تلاشهایشان برای پیگیری پرونده و ملاقات بی نتیجه بوده است و درخواستهایشان که از مجاری مختلف عنوان شده بدون جواب مانده است و برای پیگیری وضعیت پرونده نمی دانند به چه نهاد قانونی مراجعه نمایند.

این درحالیست که یک منبع مطلع و نزدیک به هوشمند به "خانه حقوق بشر ایران" گفت: «وی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته به نحوی که به شنوائی وی آسیب رسیده و اکنون صداهای شدید در گوشش احساس می‌کند. همچنین پاهای هوشمند به دلیل شرایط وی در انفرادی دچار درد شدیدی شده و حداقل ده کیلو وزن کم کرده است.»

Friday, 9 March 2012

سازمان عفو بین الملل خواستار اقدام جهانی برای توقف حکم اعدام پنج شهروند خوزستانی شد

جـــرس: در پی اعلام صدور حکم اعدام برای چند تن از شهروندان عرب خوزستانی، توسط دادگاه انقلاب اهواز، عفو بین‌الملل، از سازمان های مدافع حقوق بشر، خواستار تلاش جهانی برای جلوگیری از اعدام پنج شهروند عرب ایرانی شده است.


به گزارش تارنمای سازمان عفو بین الملل، در بیانیه این سازمان مدافع حقوق بشر آمده است که حکم اعدام پنج تن از ایرانیان اقلیت عرب، از جمله سه برادر، یکی از خویشان آنان و یک مرد دیگر، به تایید دیوان عالی در ایران رسیده است.


بر اساس این گزارش، ممکن است هدف از صدور این احکام تلاش برای ارعاب و جلوگیری از تظاهرات اهالی عرب اهواز در روز ۱۵ آوریل به مناسبت سالگرد تظاهراتی باشد که در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) در خوزستان برگزار شد.


این سازمان غیر دولتی گفته است که این پنج نفر عبارتند از سه برادر به اسامی عبدالرحمان حیدری، طاها حیدری و جمشید حیدری، خویشاوند آنان به نام منصور حیدری و فرد دیگری به نام امیر معاوی که همگی سال گذشته در جریان ناآرامی هایی در استان خوزستان در شهر اهواز بازداشت شدند.


براساس این اطلاعیه، که تحت عنوان "اقدام فوری: پنج مرد عرب با خطر قریب الوقوع اعدام مواجه هستند"، منتشر شده، خانواده های افراد مذکور از زمان بازداشت تا کنون از محل حبس آنان بی خبر بودند اما حوالی روز ۵ مارس (۱۵ اسفند) سال جاری، ماموران اداره اطلاعات به اطلاع آنها رساندند که دیوان عالی جمهوری اسلامی حکم اعدام این پنج نفر را تایید کرده است.


این بیانیه همچنین خاطرنشان می کند ماموران وزارت اطلاعات همچنین به خانواده متهمان گفتند که حکم اعدام "طی چند روز آینده" در ملاء عام به اجرا گذاشته خواهد شد.


در این اطلاعیه سازمان عفو بین الملل از طرفداران حقوق بشر در سراسر جهان خواسته است تا با ارسال نامه و ایمیل به دفتر رهبر جمهوری اسلامی، رئیس قوه قضاییه و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ایران، خواستار توقف مجازات اعدام این پنج نفر و همچنین تمام کسانی شوند که با خطر اعدام در جمهوری اسلامی مواجه می باشند.

Thursday, 8 March 2012

صدور حکم ۱۰ سال زندان و تبعید برای صدیقه مرادی

جـــرس: دادگاه انقلاب اسلامی تهران صدیقه مرادی زندانی سیاسی زن را به تحمل ۱۰ سال زندان محکوم کرده است.

به گزارش «خانه حقوق بشر ایران»، قاضی مقیسه رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب صدیق مرادی زندانی سیاسی زن محبوس در زندان اوین را به تحمل ۱۰ سال زندان و تبعید به زندان رجایی‌شهر محکوم کرده است.

بر اساس این گزارش، صدیقه مرادی این حکم را به اتهام محاربه و ارتباط با گروه‌های معاند نظام دریافت کرده است.

مرادی در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ در تهران بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شد. وی به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین بازداشت شده است.

وی بعد از بازداشت به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و هفت ماه در این بند زندان اوین به سر برد تا سرانجام در تاریخ ۵ آذر ماه ۱۳۹۰ به بند عمومی زنان زندان اوین منتقل شد.

بی‌خبری از وضعیت بازداشت شدگان شهر شوش

جـــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، از وضعیت ۲۶ تن از بازداشت شدگان دهم اسفند ماه در شهر شوش اطلاعی در دست نیست.

به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، بیست و شش تن از شهروندان بازداشتی شهر شوش که پیش از برگزاری انتخابات مجلس در این شهر از سوی اداره اطلاعات بازداشت شدند اطلاعی در دست نیست.

براساس گزارش های رسیده روز گذشته نیز جمعی از خانواده‌ها برای بدست آوردن اطلاعاتی از وضعیت فرزندان خود در مقابل اداره اطلاعات این شهرستان تجمع کردند.

بازداشت شدگان از اقلیت قومی عرب هستند که به اتهام اختلال در روند برگزاری انتخابات (پاره کردن پوستر کاندیدهای انتخاباتی) بازداشت شدند.

در میان بازداشت شدگان افراد زیر ۱۸ سال نیز مشاهده شده است.

اسامی هشت تن از بازداشت شدگان به قرار زیر است:
جعفر کعبی ۱۵ ساله، حسن خسرجی، علی کعبی، مصطفی عبدالخانی، عباس کعبی، اسماعیل جنداله، عبدالسلام حمزاوی، محمد خسرجی ۱۶ ساله

Wednesday, 7 March 2012

گزارش تازه احمد شهید از وضعیت حقوق بشر ایران منتشر شد

جرس: گزارش دوم احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر شد.


به گزارش بی بی سی، آقای شهید در این گزارش از عدم همکاری مقامات ایران گلایه کرده است و از جمله با درخواست او برای سفر به این کشور موافقت نکرده اند.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در این گزارش از موارد شکنجه بازداشت شدگان در ایران انتقاد کرده است.

او نوشته است: "بعضی (از مصاحبه شوندگان) اظهار کرده اند که در معرض رفتاری قهرآمیز قرار گرفته اند که مصداق شکنجه است، از جمله نگهداری بیش از اندازه در حبس انفرادی، شوک الکتریکی، ضرب و شتم شدید، تهدید به تجاوز جنسی و تهدید به بازداشت یا آسیب رساندن به دوستان و بستگان و اعضای خانواده. همچنین گفته شده است که بازداشت شدگان مجبور شده اند مقابل دوربین های تلویزیونی اعتراف کنند."

احمد شهید همچنین اظهارات شاهدانی را نقل کرده است که می گویند از حق دادرسی عادلانه در ایران محروم شده بودند. بعضی از این افراد گفته اند که هنگام بازداشت نه حکمی قانونی به آنها ارائه شده و نه دلیلی برای دستگیری آنها ذکر شده و در بعضی موارد ماه ها در سلول انفرادی نگهداری شده اند، بدون آن که اتهامی به آنها تفهیم شود.

در گزارش آقای شهید آمده است: "تمام مصاحبه شوندگان اظهار کرده اند که در خلال انتقال به بازداشتگاه و بازجویی به آنها چشم بند زده شده بود و اکثرا نتوانسته اند با اعضای خانواده خود تماس بگیرند تا بگویند در کجا نگهداری می شوند و پس از دستگیری و همچنین در خلال تحقیقات، به وکیل دسترسی نداشتند."

او همچنین شرایط زندانها و بازداشتگاه های ایران را پایین تر از "حداقل استانداردهای اعلام شده از سوی سازمان ملل" توصیف کرده است: "ازدحام بیش از حد زندانیان، نبود آب کافی، عدم رعایت کافی اصول جداسازی زندانیان، تاسیسات غیر بهداشتی و فوق العاده بی کیفیت، شرایط خطرناک تهویه، دسترسی ناکافی به خدمات پزشکی، ارائه غذای کم، ارتکاب خشونت و به خدمت گرفتن زندانیان برای تسهیل مجازات."

احمد شهید می گوید که با چهار نفر از بازداشت شدگان سابق بازداشتگاه کهریزک صحبت کرده و اظهارات آنها موارد مکرر اعتراض به شرایط زندانهای ایران را تایید می کند.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در ادامه گلایه می کند که مقامهای متخلف از جمله سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران، از مصونیت قضایی برخوردارند و از این که هنوز تحقیقی کامل، بیطرفانه و مستقل درباره حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ صورت نگرفته، ابراز دلسردی کرده است.

او همچنین اذیت و آزار، بازداشت و نقض حقوق مدافعان حقوق بشر در ایران را مورد انتقاد داده و نسبت به بعضی از پرونده ها از جمله سهراب رزاقی، کوهیار گودرزی و مادرش پروین مخترع، و آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی ابراز نگرانی کرده است.

در این گزارش اظهار شده است که جمهوری اسلامی ایران بیش از هر کشور دیگر جهان، روزنامه نگاران را به زندان انداخته است. احمد شهید می نویسد که امسال ۴۲ خبرنگار در زندانهای ایران بازداشت هستند.

او می نویسد: "بنا به گزارشهای رسیده به گزارشگر ویژه، دست کم ۱۵۰ روزنامه نگار از زمان انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ از بیم سرکوب و اذیت و آزار از کشورشان گریخته اند. سازمان گزارشگران بدون مرز در نامه ای به گزارشگر ویژه نوشته است که قریب به ۵۰ نشریه از زمان انتخابات تعطیل شده است."

یک روزنامه نگار به احمد شهید درباره سانسور در جمهوری اسلامی گفته است: "در گذشته مقامات به ما می گفتند چه ننویسیم ولی حالا می گویند چه بنویسیم."
گزارشگر ویژه سازمان ملل از سرکوب و اذیت و آزار نظام مند اقلیتهای دینی، قومی و جنسی در ایران نیز انتقاد کرده است.
آقای شهید در گزارش خود همچنین نسبت به افزایش شمار اعدام هایی که رسما توسط مقامات ایران تأیید شده، ابراز نگرانی کرده است.
او می گوید که در طول سال ۲۰۰۱ (تا ماه دسامبر)، ۴۲۱ مورد اعدام رسما اعلام شده و ۲۴۹ مورد اعدام مخفی به اطلاع وی رسانده شده است.

آقای شهید ضمن استقبال از حذف مجازات سنگسار از قوانین ایران، ابراز امیدواری کرده است که تمام موارد موجود محکومیت های سنگسار مورد بازبینی قرار گیرد، تا چنین مجازاتی دیگر در ایران اجرا نشود. با این حال، او ابراز نگرانی کرده که کماکان ممکن است "به تشخیص قاضی، مطابق قوانین اسلام یا فتوا، مجازاتهای شدیدی وضع شود."

در گزارش آقای شهید از قول یک نماینده سابق مجلس ایران (بدون ذکر نام او) به "موارد تقلب در جریان انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۸ و انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹" اشاره شده است.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، از قول این نماینده سابق مجلس نوشته است: "ناظران در شهرهای تهران، شیراز، تبریز و مشهد گزارش می دادند که حوزه های اخذ رأی هنوز باز بود و برگه های شمرده نشده هنوز در صندوق های سر بسته باقی مانده بود که خبرگزاری فارس در ساعت ۹ شب، نتایج انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۸ را اعلام کرد. همین مسئله، نگرانی های گسترده در مورد تقلب را مطرح کرد و در نتیجه شماری از نمایندگان مجلس به وزارت کشور اعتراض کردند".

احمد شهید در بخش دیگری از گزارش خود از سرکوب فعالیت تشکلهای کارگری در ایران و بازداشت اعضای سندیکاهای کارگری که خواهان احقاق حقوق صنفی خود هستند، انتقاد کرده است.

آقای شهید در این گزارش از عدم همکاری مقامات ایران گلایه کرده و نوشته است که آنها با درخواست او برای سفر به این کشور موافقت نکرده اند.
به نوشته آقای شهید، مقامات ایران همچنین به درخواستهای فوری نهادهای سازمان ملل در باره موارد نقض حقوق بشر پاسخ نداده اند.

گزارشگر ویژه سازمان ملل از نظام قانونی ایران و تلاش نهادهای قانون گذاری برای تصویب قوانینی که به گفته او به محدود کردن حقوق شهروندان می انجامد، انتقاد کرده است.

احمد شهید در پایان ضمن درخواست از حکومت ایران برای توقف نقض نظام مند حقوق بشر، خواهان ارائه تعریفی روشن از جرائم علیه امنیت ملی شده است. او همچنین درخواست آزادی فوری تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی را مطرح کرده است.

گزارشگر ویژه سازمان ملل از حکومت ایران تقاضا کرده که ضمن پایان دادن به اعدام برای مواردی که "جرم جدی" محسوب نمی شود، "توقف اعدام برای کلیه جرایم را تا زمانی که اجرای موثر حقوق مردم برای برخورداری از دادرسی عادلانه به طور معناداری قابل مشاهده نشده"، بررسی کند.

احمد شهید همچنین خواهان توقف اعدام افرادی شده است که قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی مرتکب جرم شده اند.

Tuesday, 6 March 2012

پس از ۵۷ روز اعتصاب غذا، مهدی خزعلی دست به اعتصاب غذای خشک زد

جـــرس: بنا به گزارش منابع خبری، مهدی خزعلی، وبلاگ نویس و فعال منتقد دولت، پس از ۵۷ روز اعتصاب غذا و تداوم بی توجهی مسئولان، دست به اعتصاب غذای خشک زد.


به گزارش کلمه، مهدی خزعلی که از هشت روز پیش به سلول انفرادی در بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود روز گذشته که برای مطالعه حکم خود به دادگاه منتقل شده بود در اعتراض به تداوم بی قانونی ها و رفتارهای خشن زندانبانان وزارت اطلاعات دست به اعتصاب خشک زده و اعلام کرده است تا احیای آیین دادرسی مدنی و حقوق از دست رفته لب به آب هم نخواهد زد.


پیشتر مهدی خزعلی بر اثر حمله قلبی به بیمارستان طالقانی منتقل شده بود که پس از یک روز توسط نیروهای امنیتی به بیمارستان بنی هاشم زیر نظر وزارت اطلاعات منتقل شده و پیش از بهبودی به زندان اوین بازگردانده شده بود.


مهدی خزعلی در متنی در وبلاگ خود اعتصاب غذا را آخرین سلاح مظلوم دانسته بود در زمانی که پناهی ندارد و فریادش به جایی نمیرسد و گفته بود که برای اعتصاب غذای خود از ۴ مرجع تقلید اذن گرفته است.


این نویسنده منتقد که در تاریخ توسط نیروهای امنیتی همراه با خشونت دستگیر شد در اعتراض به رفتار خشونت آمیز نیروهای امنیتی در هنگام بازداشت و رفتارهای غیرقانونی سیستم قضایی از همان روز اول، دست به اعتصاب غذا زد.

دستگیری روح الله روزیطلب فعال دانشجویی شیراز‎

جرس: روح الله روزیطلب دانشجوی نخبه علوم سیاسی دانشگاه آزاد شیراز روز پنچ شنبه 11 اسفند 90 در ساعت 3 بعد از ظهر در منزل توسط نیروهای اداره اطلاعات شیراز دستگیر شد.


به گزارش جرس، این فعال دانشجویی که از شاگردان دکتر مسعود سپهر نیز است پس از دستگیری استاد خود به طور جدی و عملی چه در دانشگاه و چه در دادگاه انقلاب پیگیر وضعیت دکتر سپهر بود.

علی رغم تهدیداتی که از جانب اداره اطلاعات و دادگاه انقلاب متوجه روزیطلب مبنی بر عدم پیگیری وضعیت دکتر سپهر از جانب ایشان بود اما وی همچنان بر مواضع و فعالیت های خود پایداری می کرد که سرانجام منجر به دستگیری وی شد.


گفتنی است دکتر مسعود سپهر استاد دانشگاه و عضو ارشد مجاهدین انقلاب بیش از سه ماه است که بازداشت و در بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز معروف به پلاک 100 نگهداری می شوند.

همچنین طبق اخبار رسیده روح الله روزیطلب به پلاک 100 منتقل شده است.

Monday, 5 March 2012

هیجده سال زندان برای عبدالفتاح سلطانی؛ اتهام: دریافت جایزه حقوق بشر

عبدالفتاح سلطانی، وکیل و از فعالان حقوق بشر به ۱۸ سال زندان و تبعید به شهر برازجان محکوم شد. یکی از اتهامات آقای سلطانی بدست آوردن «مال حرام از طریق دریافت جایزه حقوق بشری نورنبرگ» است. به گزارش رهانا این حکم امروز به آقای سلطانی ابلاغ شد و این وکیل سرشناس علاوه بر ۱۸ سال زندان، ۲۰ سال هم از حرفه وکالت محروم شده است. همچنین یکی از اتهامات دیگر آقای سلطانی «تحصیل مال حرام‌ از طریق دریافت جایزه حقوق بشری نورنبرگ» است و اشاره آن به جایزه مدافعان حقوق بشر شهر نورنبرگ آلمان است که در سال ۲۰۰۸ به آقای سلطانی تعلق گرفت. «تبلیغ علیه نظام، تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر، اجتماع و تبانی علیه نظام» از دیگر اتهامات این وکیل سرشناس است که براساس آن وی به ۱۸ سال زندان توسط قاضی پیرعباسی محکوم شده است. گفتنی است عبدالفتاح سلطانی تاکنون چهار بار بازداشت شده است و آخرین بار وی پس از مراجعه به دادگاه انقلاب و در همان‌جا بازداشت شد. آقای سلطانی پرونده‌‌های فعالان سیاسی و حقوق بشر زیادی از جمله اکبر گنجی، زهرا کاظمی، زهرا بنی‌یعقوب، هاله اسفندیاری، شماری از نیروهای ملی مذهبی، پرونده اعضای
سندیکای شرکت واحد و تعدادی از کارکنان سازمان انرژی اتمی را برعهده داشته است.

نازنین خسروانی، روزنامه نگار، برای اجرای حکم ۶ سال حبس خود، به زندان اوین رفت

نازنین خسروانی، روزنامه نگار ایرانی، برای اجرای حکم ۶ سال حبس خود به زندان اوین رفت. یک منبع آگاه با تائید این خبر به بی‌بی‌سی فارسی گفت : "خانم خسروانی چندین بار برای اجرای این حکم احضار شده بود، اما هر بار او را بازگرداندند. تا اینکه امروز ۱۵ اسفندماه او خود را برای اجرای حکم به زندان اوین معرفی کرد."

Sunday, 4 March 2012

حذف آمار شرکت کنندگان از پایگاه وزارت کشور / تناقضات گسترده در آمار رسمی اعلام شده از سوی وزارت کشور

آمار تعداد شرکت کنندگان از پایگاه وزارت کشور حذف شد. حذف این آمار پس از مشخص شدن تناقضات فاحش در آمار ارائه شده صورت گرفته است به طوری که صرف نظر از گزارش ها و مشاهدات عینی، حتی اگر آمار مراجع رسمی مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد، دستکاری در نتایج و آمار سازی ها مشخص می شود. وبسایت کلمه که پیش از حذف شدن این آمار از سایت وزارت کشور، یکی از تناقض های فاحش در آمار دولت را استخراج کرده می گوید، بر اساس آمار وزارت کشور و صرف نظر از دستکاری های صورت گرفته نیز آمار شرکت کنندگان حدود ۵۴ درصد می شود نه ۶۴ درصدی که وزیر کشور ادعا کرده است. پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور روز گذشته خبر داد که مصطفی محمد نجار وزیر کشور در جمع خبرنگاران میزان مشارکت مردم در نهمین دوره انتخابات مجلس را ‌‌٢۶ میلیون و ‌‌۴٧٢ هزار و ‌‌٧۶٠ نفر اعلام کرده و گفته است که میزان مشارکت در این انتخابات حدود ‌‌٢ /‌‌۶۴ درصد بوده است. همین منبع خبری دو هفته ی پیش یعنی ۳۰ بهمن ماه در پایان جلسه هیات دولت تعداد افراد واجد شرایط برای رای دادن در این انتخابات را ۴۸ میلیون و ۲۸۸ هزار و ۷۹۹ نفر اعلام کرده بود. با استفاده از ماشین حساب و یک عملیات ضرب و تقسیم به سادگی مشخص می شود که شرکت کردن حدود ۲۶ میلیون نفر از ۴۸ میلیون نفر یعنی مشارکتی حدود ۵۴ درصد، و این یعنی با نادیده گرفتن آمارسازی ها و تخلفات ارسالی در این چند روز، حتی اگر امار های رسمی وزارت کشور را بپذیریم، باز هم مشارکت ساختگی ۶۴ درصد، بدون هماهنگی و تنظیم کردن عددها از قبل بوده است.

بازداشت جوان المپیادی در قم به جرم ارتباط با مراجع

جرس: محمدرضا دانایی دانش آموز نخبه و المپیادی شهرستان قم، بعد از حضور ماموران امنیتی درمنزل پدری اش بازداشت شده است.
به گزارش ندای سبز آزادی، این جوان نوزده ساله قمی با بیوت مراجع حامی جنبش سبز از جمله آیات عظام بیات زنجانی و صانعی ارتباط غیر سازمانی داشته و در امور مختلف مذهبی و فنی مشارکت می کرده است.
از روز چهارم اسفند تا امروز مراجعات خانواده وی به مراجع قضایی و امنیتی نیز به نتیجه ای نرسیده و اتهام او اعلام نشده است.

Saturday, 3 March 2012

صدای «اختلاس هفت هزار میلیارد تومانی» را برای حفظ آبروی نظام در نیاوردند

جرس- به گزارش منابع خبری جرس از تهران بعد ار اینکه مقام رهبری درباره اختلاس سه هزار میلیارد تومانی حکم حکومتی مشهور «دیگر کشش ندهید» را صادر کرد، پرونده اختلاس هفت هزار میلیارد تومانی سرمایه‌دار نامدار تبریزی محمدرضا زنوزی مطلق موقتا مختومه شد. استدلال مسئولان طراز اول نظام این بود با طرح آن آبروئی برای نظام باقی نمی ماند. این اختلاس نجومی که بیش از دو برابر اختلاس قبلی (همان بزرگترین اختلاس تاریخ ایران) است با توصیه کتبی دفتر ریاست جمهوری صورت گرفته و پای احمدی نژاد و مشائی در آن گیر است. وی از اعضای بانفوذ تیم اسفندیار رحیم مشائی است.

زنوزی مطلق صاحب ثروت افسانه ای ۱۲ هزار میلیارد تومانی در دهه هفتاد فعالیت خود را با یك سوله ۵۰۰ متری در استان آذربایجان غربی شروع كرد و امروز صاحب ده ها كارخانه و مجموعه بزرگ اقتصادی است، اما رشد خیره كننده ثروت وی در دولت احمدی نژاد رخ داد. او مالك اصلی بانك گردشگری و صاحب ۲۴ درصد بانك سامان است.
شركت سرمایه گذاری گسترش فولاد تبریز، مجتمع فولاد بناب، مجتمع فولاد عجب شیر، كارخانجات گروه صنعتی درپاد تبریز، گروه كارخانجات یاقوت صنعت تبریز، گروه صنعتی توانگران سهند، كارخانه بنیان دیزل تبریز، گروه صنعتی الماس تبریز، مركز آموزش سرمایه گذاری فولاد گستر كوثر، موسسه فرهنگی ورزشی گسترش فولاد تبریز، گروه صنعتی ایران خودرو تبریز و هواپیمایی آتا ایر، بخشی از اموال گروه وی می باشد.

عدم اطلاع از سرنوشت حسین کمانگر ، شهروند بازداشتی کُرد

جـــرس: یک فعال حقوق بشر محلی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که از سرنوشت حسین کمانگر شهروند کامیارانی که نزدیک به ۴۰ روز پیش از سوی یک مرکز امنیتی در روستای ” شیروانه ” از توابع کامیاران در جهت ارائه‌ پاره‌ایی توضیحات احضار شده بود و متعاقبا توسط نیروها امنیتی بازداشت شده بود، اطلاعی در دست نیست.

به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، بعد از مراجعات زیاد خانواده به اداره اطلاعات شهر کامیاران، این نهاد امنیتی به آنها اعلام کرد که او توسط نیروهای امنیتی استان کرمانشاه بازداشت شده و این نیروها با نیابت قضایی اقدام به بازداشت او و سپس انتقال به بازداشتگاهی امنیتی در شهر روانسر کرده‌اند. بعد از ۱۵ روز مراجعه روزانه خانواده حسین کمانگر به نهادهای امنیتی و دادگاه شهر روانسر، عاقبت به آنها اعلام شده که بعد از ۱۵ روز پیش او به کرمانشاه منتقل شده است.

این منبع همچنین به کمپین گفت: "در این مدت آقای کمانگر با وجود اینکه متاهل و دارای فرزند می‌باشد اداره اطلاعات شهر کرمانشاه اجازه ملاقات و تماس تلفنی وی با خانواده را نداده است و پس از مراجعه فراوان خانواده‌ی وی به ستاد خبری اداره اطلاعات کرمانشاه تنها به آنها اعلام شده است که وی در بازداشتگاه ستاد خبری اداره اطلاعات نگهداری و تحت بازجویی قرار دارد."

حسین کمانگر از نزدیکان خانوادگی معلم اعدام شده ی کُرد فرزاد کمانگر است. منبع یاد شده به کمپین گفت که بعد از اعدام این معلم کُرد و برگزاری مراسم گرامی داشت وی در شهر کامیاران، فشار بر نزدیکان این خانواده در طول دو سال گذشته افزایش پیدا کرده است.

Friday, 2 March 2012

تاسیس بند ویژه سیاسی در بازداشتگاه ساحلی قم

کرس: بنا به گزارش منابع خبری مستقل از قم، در روزهای اخیر زندانیان سیاسی زندان لنگرود قم به بازداشتگاه ساحلی شهر قم منتقل شده‌اند و در بندی تازه تاسیس که برای زندانیان سیاسی در نظر گرفته شده نگهداری می‌شوند.
بنا به گزارش جرس، سید جلال‌الدین نبوی، حسین گودرزی، محمد حسین صالحی و روح‌الله محمودی که پیش از این در زندان لنگرود نگهداری می‌شدند، چند روز پیش به همراه تعدادی از متهمان دیگر که هنوز هویت شان مشخص نیست با دست‌بند، چشم‌بند و پابند به بندی ویژه در این بازداشتگاه واقع در مرکز شهر قم انتقال یافته‌اند. این بند تازه تاسیس که از قرار معلوم پیش از این قرنطینۀ بازداشتگاه ساحلی قم بوده است و اکنون به "بند ویژه" موسوم گشته، پس از نوسازی به محلی برای نگهداری زندانیان سیاسی و عقیدتی شهر قم که تعدادشان به حدود 10 نفر میرسد تبدیل شده و ضمن محدود شدن امکان هواخوری و تلفن برای این زندانیان هر گونه ارتباط آنها با بندهای دیگر به کلی قطع شده است.
بنا بر این گزارش، سید جلال‌الدین نبوی، که به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به چهار سال حبس محکوم شده، بیش از دو سال است که بدون مرخصی در زندان به سر می‌برد؛ روح‌الله محمودی دیگر زندانی سیاسی نیز به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام محکومیت یک سالۀ خود را می‌گذراند؛ و حسین گودرزی و محمد حسین صالحی دو عضو ستاد روحانیون حامی میرحسین موسوی در انتخابات سال 88 نیز به دلیل تهیه و انتشار فیلم مستند "به اسم کهریزک" به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام محکومیت 18 ماهۀ خود را سپری می‌کنند.
یکی از فعالان مدنی شهر قم تاسیس این بند در آستانۀ انتخابات مجلس را از جمله تمهیدات مسؤولان برای کنترل فضای ملتهب انتخاباتی پیش رو دانسته و افزوده است با توجه به اختلاف موجود در بین اصولگرایان و پایگاهی که تندروهای این جریان در بین هواداران مصباح یزدی در قم دارند و احتمال بروز تنش بین هواداران این جبهه و جبهۀ متحد اصول گرایان و دستگیری‌های احتمالی، و نیز تصمیم بر تصفیه اندک هواداران جریان موسوم به "انحرافی" در ادامۀ دستگیری های گذشته (که در مواردی نیز در ماه های اخیر در شهر قم بدون سروصدا صورت گرفته)، تاسیس بندی مستقل برای زندانیان سیاسی در قم – شهر اصلی پایگاه اصول گرایان - را ضروری ساخته است. همچنین یکی از کارمندان سازمان زندانها دلیل دیگر این تصمیم را جداسازی زندانیان سیاسی از سایر زندانیان زندان مرکزی (لنگرود) دانسته و گفته است با توجه به وضعیت نامناسب قسمتهای مختلف این زندان و نیز ادامۀ روند بی سر و صدای اعدام تعداد زیادی از محکومان به اعدام در این زندان (که از ابتدای سال تا کنون به حدود 80 نفر رسیده است)، مسؤولان سازمان زندانها برای جلوگیری از بروز تنش در زندان هم زمان با انتخابات تصمیم به جداسازی زندانیان سیاسی از جرایم دیگر کرده‌اند. به گفته این مقام مسئول سال گذشته نیز شورشی در این زندان صورت گرفته بود که پس از چند ساعت نهایتا با ورود نیروهای ضدشورش و استفاده از گاز اشک‌آور کنترل می شود.بر طبق این گزارش، تعداد زیادی از زندانیان زندان نیمه باز (رأی باز) زندان لنگرود نیز به داخل بندها منتقل شده اند و از قرار معلوم تا مدتی پس از انتخابات و احتمالا بعد از بیرون آمدن از حالت فوق العاده، در داخل بندها نگهداری می شوند

Thursday, 1 March 2012

نامه ۳۰۰ فعال سیاسی و حقوق بشر به کمیسرعالی‌ سازمان ملل درباره حکم اعدام «سعیدملک پور»

در پی تایید حکم اعدام سعید ملک پور، زندانی متهم به فعالیت های سایبری، بیش از ۳۰۰ نفر از فعالان سیاسی و حقوق بشر، با نگارش نامه ای به کمیسرعالی‌ حقوق بشر سازمان ملل متحد، از او خواستند پرونده این زندانی محکوم به اعدام را پیگیری کند. متن نامه بدین شرح است: سرکار خانم دکتر پیلای کمیسرعالی‌ حقوق بشر سازمان ملل متحد اینجانبان امضاء کنندگان ذیل طی این نامه درخواستی درباره یکی از هموطنان بی گناهمان به نام سعید ملک پور که هم اکنون جانش در خطر است از شما می کنیم. هم چنان که احتمالاً مطلع هستید، آقای سعید ملک پور (ساکن کانادا) پس از مراجعت به ایران به منظور دیدار با خانواده اش در مهرماه سال ۸۷ توسط مأمورین اطلاعات سپاه پاسداران به اتهام جرایم سایبری بازداشت و در دادگاه به اعدام محکوم شده است که این اتهام البته توسط متهم در دادگاه قویاً رد شده و عمده شواهد ارائه شده در دادگاه علیه وی اعترافات خود متهم بوده که به گفته او تحت فشار شدید از وی اخذ شده است. همچنین دادگاه به صورت غیرعلنی برگزار شده و با اینکه متهم و وکلای او بارها درخواست کارشناس امور سایبری برای بررسی پرونده وی را مطرح کرده اند، متأسفانه این درخواست هر بار توسط قضات پرونده رد و حکم اعدام وی تأیید شده به نحوی که هم اکنون این حکم در مرحله انتظار برای اجراء قرار دارد. به طور کلی تنها خواسته متهم و وکلای وی از مرجع قضایی جمهوری اسلامی ایران، لغو حکم اعدام و برگزاری دادگاهی منصفانه به صورت علنی و با حضور کارشناسان امور جرایم سایبری می باشد که این درخواست تاکنون از طرف مراجع قضایی مسکوت مانده و جوابی به آن داده نشده است. لذا از سرکار عالی به عنوان ریاست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، درخواست می کنیم موضوع پرونده آقای سعید ملک پور را پی گیری کرده، از دولت جمهوری اسلامی ایران تقاضای لغو اعدام نامبرده و برگزاری دادگاهی علنی و منصفانه را در راستای انجام تعهدات بین المللی و رعایت موازین حقوق بشر مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر را بنماید. قبلاً از تلاش های بشر دوستانه آن نهاد محترم قدردانی می شود. با احترام