کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان
Tuesday, 30 April 2013
افشاگری هوتن کیان در رابطه با اعدام و سنگسار در زندان تبریز
جرس: هوتن کیان، وکیل پایه یک دادگستری که از مهرماه سال 1389 بی وقفه و در بدترین شرایط در بازداشت به سر میبرد ؛ طی نامه ای به وکیل خود آقای نقی محمودی که به دلیل مسائل امنیتی در خارج از ایران به سر می برد؛ ضمن شرح شکنجه ها و مصائب خود در زندان ؛ به افشاگریهایی در رابطه با ماموران وزارت اطلاعات در پوشش قاضی و احکام اعدام و سنگسار در زندان تبریز پرداخته است .
به گزارش تارنمای «کمپین صلح فعالان در تبعید»، متن نامه به شرح زیر است:
جناب آقای نقی محمودی
با عرض احترام و دوستی
- از پرونده های محکومیت فدوی ؛ صرفا 6 ماه و اندی باقیمانده است و در خصوص سایر پرونده ها , فعلا با سند توثیقی آزاد هستم ؛ پرونده های مفتوح در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران , به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی میباشد . در صورت لزوم حتما با شما تماس می گیرم .
- در مورد جایزه ماخوذه سپاسگزارم ؛ بیشتر مستحق شماست . لطفا سلام مرا به آقای مارکوس هلویک و نیس کوخ و .. برسانید .
- مواردی که می خواهم تدقیق فرمایید :
الف – نگهداری غیر قانونی حقیر در بند 14 متادون که ویژه نگهداری معتادین تزریقی غیر قابل علاج میباشد , پر از ایدز , هپاتیت , سل , جذام و…که مواد مخدر در آن بیداد می کند . در حالیکه بنده در عمرم نه سیگار مصرف کرده ام و نه حتی قلیان و نه اعتیادی داشته ام …
ب – همانگونه که مستحضرید املاک پدر بنده کلا در اوایل انقلاب و پس از تیرباران پدر حقیر مصادره شده بود ؛ اکنون و پس از دستگیری متاسفانه بر خلاف کلیه قواعد حقوقی ایران و حتی همان اصل 49 قانون اساسی ( دادگاه اصل 49 – دادگاه انقلاب ) متوجه شده ام که مقامات ستاد اجرای فرمان امام خمینی به مدیریت صمد عزیزی بهروز (فرزند : محمد) و با همکاری بعضی از قضات دادسرا و عمومی – که اصولا هیچگونه ارتباط ماهوی و ریشه ای با اصل 49 ندارند و مکاتبات آنها را در اختیار دارم – صراحتا خطاب به اداره ثبت اسناد و املاک دستور مصادره اموال اینجانب را خواستار شده اند و صراحتا در متن نامه شان به ارتباط با بیگانگان و تبلیغ علیه نظام اشاره شده است و … ( موقعیت املاک : درست پشت زندان مرکزی تبریز – پلاکهای 4050 و 4051 و 4093/1 فرعی واقعات در بخش یک تبریز و …. )
ج- مساله طرح اتهامات بی اساس مثل جعل , استفاده از سند مجهول , سرقت مهر دادگستری و … که صرف نظر از برداشت در خصوص بعضی از آنها و علیرغم اینکه کاملا مشخص و واضح بود که مراتب فوق متعلق به مرحوم علی اصغر اوشال ( معروف به علی اوشان ) – قاتل سریالی معروف بود که در پرونده سابق قتل ایشان هم موکدا از مدارک مجعول و … استفاده نموده و در خصوص آنها کیفرخواست نیز صادر شده است و … که به علت اینکه موکل حقیر ( علی اوشان ) متواری بود , در دفتر حقیر کمدی در اختیار وی قرار داده بودم تا وسایلش را بریزد و … ؛ که حتی در این تاریخ نیز علیرغم تمام قضایا و حتی کشته شدن نامبرده ( علی اوشان ) , اکنون نیز در خصوص پرونده های وی به عنوان مطلع بدرقه می شوم و …
د – مساله شکنجه شدید حقیر و تجویز پزشکان متخصص زندان بالای 17 بار به معالجه در خارج از زندان ( مراکز درمانی خارج از زندان ) که از طریق دادستانی و … ممانعت به عمل می آید .
ه – مسدود نمودن حسابهای جاری و غیر جاری و پس انداز و … بدون دلیل می باشد که بهانه این است که از خارج ایران به حساب بنده مبلغ واریز میشد .
ی – اطلاع رسانی در خصوص قضات که مامور به خدمت از طریق وزارت اطلاعات هستند : 1- کیانوش شکوه تازه 2- موسی خلیل اللهی 3- حسین نوبخت 4- میکاییل خوبیارپور 5- حسن هاشم زاده 6- رحیم حمل بر 7- نعمتی ( فعلا معاون اداری ) 8 – عطالو ( حفاظت اطلاعات ) 9 – شیخ لو ( شعبه 13 اجرای احکام ) و غیره
ن – مساله دیگر برای خود آن عزیز ؛ اصل حکم غیابی از طریق شعبه دوم دادگاه انقلاب ( 6 ماه ) و گویا شعبه 104 جزایی میباشد ؛ که اتهام در شعبه دوم دادگاه انقلاب تبلیغ علیه نظام و … می باشد که در روزنامه حمایت چاپ شده است و در اختیار داری .
- مساله دیگر مساله شکنجه و متعاقب آن مرگ دو زندانی اخیرا در زندان تبریز میباشد که این رویه همچنان ادامه داشته و دارد ؛ مددجویان محمد علی رنجگر و محمد مستی و …. ( که خانواده آنها از طریق شعبه 4 بازپرسی تهدید به رضایت می شوند ) و نیز مساله اعدام های واقعا واهی مثل اعدام مرحوم محمد صبوری
ف – تیمور و حبیب شیدی و … که به بهانه مواد مخدر و … بوده و سن محمد صبوری 17 سال بوده است . و نیز اصل بی رویه دوبار حکم سنگسار که در مورد متهمین مثل علی سناعی و …. همچنان ادامه دارد که حتما شماره تلفن منزل آنها به نحوی اطلاع رسانی خواهد شد و …
لازم به ذکر است آقایان حمل بر و هاشم زاده و خلیل اللهی پیشتر توسط اتحادیه اروپا در لیست تحریم قرار گرفته اند.
Monday, 29 April 2013
ممانعت مسئولان زندان اوین از درمان یعقوب ملکی
جرس: به دلیل بیتوجهی مسولان زندان اوین و دادستانی تهران، بینایی یعقوب ملکی یکی از زندانیان محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در معرض خطر قرار گرفته است.
به گزارش کلمه، یعقوب ملکی در دوران بازجویی توسط بازجویان وزارت اطلاعات به شدت شکنجه شده و بر اثر ضربات وارده بخشی از نقاط بدنش از جمله چشم چپش دچار آسیبهای جدی شده است.
از مداوای این زندانی سیاسی تا ماهها جلوگیری می شد و نهایتا در بهمن ماه سال گذشته با وخامت وضعیت بیناییاش به بیمارستان فارابی اعزام شد که براساس تشخیص پزشکان متخصص آن بیمارستان میبایستی چشم چپ این زندانی سیاسی در اسرع وقت جراحی میشد ولی تا کنون نسبت به اعزام مجدد وی جهت انجام اقدامات درمانی هیچگونه اقدامی صورت نگرفته و همین امر باعث شده تا بینایی چشم چپ این زندانی سیاسی به مرز نابینایی برسد.
بر اساس این گزارش و گزارش های پزشکی این رزمنده ی سال های جنگ محبوس در بند درصورت ادامه این
وضعیت وی بینایی خود را از دست خواهد داد.
یعقوب ملکی از خلبانان و افسران عملیاتی هشت سال دوران دفاع مقدس است که در سال ۱۳۷۳ به علت اختلاف با رییس ستاد وقت نیروی هوایی پس از بیست سال سابقه خدمت در نیروی هوایی، بازنشسته شد.
این رزمنده دوران دفاع مقدس در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹توسط اداره اطلاعات شهرستان ارومیه بازداشت و چندین ماه توسط بازجویان این اداره شکنجه شد که پس از ضرب و شتمهای فراوان به درخواست وزارت اطلاعات به زندان اوین منتقل و در آنجا بازجوییهایش از سر گرفته شد.
یعقوب ملکی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست پیرعباسی به اتهامهای واهی طراحی کودتا و همکاری با دول متخاصم به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.
Sunday, 28 April 2013
ممانعت از ملاقات حضوری و مرخصی عبدالفتاح سلطانی
جرس: عبدالفتاح سلطانی وکیل دربند در حالیکه از شهریور سال ۱۳۹۰ در زندان اوین به سر میبرد، در این مدت از دسترسی به حقوق اولیه خود محروم مانده است. وی از بیماری های گوارشی رنج می برد و در حال حاضر در حال مصرف دارو است.
به گزارش جرس، در طی یکسال و هفت ماه گذشته خانواده این زندانی سیاسی تاکنون یکبار موفق به ملاقات حضوری با وی شده اند. پیش از عید با پیگیری های مکرر خانواده برای مرخصی، دادیار مستقر در دادستانی از خانواده سلطانی درخواست وثیقه کردند. اما پس از تهیه وثیقه، برای وارد کردن فشار روانی بر خانواده، از فرستادن این وکیل دربند به مرخصی ممانعت بعمل آورند و در پاسخ به خانواده به این جمله بسنده کردند که دادستان راضی نیست.
زندانیان سیاسی در حالی از حقوق بدیهی خود از جمله تلفن، ملاقات حضوری و مرخصی محروم هستند که در قانون بر این حقوق مسلم تاکید شده است.
از سوی دیگر، کیفیت مواد غذایی و امکانات بهداشتی در زندان بسیار پایین است. خانواده ها نیز به دلیل اینکه سلامت عزیزانشان در حد نسبی حفظ شود، ناچارند ماهانه مبلغی را در حد توان مالی خود به حساب زندانیان خود واریز کنند. اما بسیاری از این خانواده ها با توجه به شرایط و مشکلات اقتصادی و زندانی بودن سرپرست خانواده از عهده این هزینه و مخارج بالای زندگی بر نمی آیند.
همچنین زندانیانی که بدلیل مشکلات جسمانی به بیمارستان منتقل می شوند سه مامور همراه آنها هستند. هزینه بیمارستان و درمان زندانی بیمار و هزینه ماموران اعزامی نیز بر عهده خانواده است.
عبدالفتاح سلطانی عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر است که وکالت بسیاری از فعالان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی را بر عهده داشته است. وی در روز شنبه ۱۹ شهریور ماه ۱۳۹۰ بازداشت و در تاریخ ۱۸ دی ماه سال گذشته در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباسی با سه اتهام گرفتن جایزه حقوق بشر نورنبرگ آلمان، مصاحبه با رسانه ها درباره پرونده موکلانش و مشارکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر، به ۱۳ سال حبس در تبعید در شهر برازجان و ۲۰ سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم شد.
Saturday, 27 April 2013
مخالفت دادستانی با مرخصی مهدی تاجیک، فعال دانشجویی زندانی
جرس: مسئولان دادستانی تهران با مرخصی مهدی تاجیک، دانش آموخته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، مخالفت می کنند.
مهدی تاجیک که به ٢٧ ماه حبس تعزیری محکوم شده، در بهمن ماه امسال برای اجرای این حکم به زندان اوین رفت. وی هم اکنون در بند ٣۵٠ زندان اوین نگهداری می شود.
به گزارش دانشجونیوز، مهدی تاجیک در اردیبهشت سال ١٣٨٩ با حکم قاضی پیرعباس به ٢٧ ماه حبس تعزیری و ٣٠ سال محرومیت از هرگونه فعالیت سیاسی و خبری محکوم شد.
این فعال سابق دانشجویی دو بار در سال های ١٣٨۴ و ١٣٨۵ بازداشت شد. وی سال بعد در دادگاه بدوی به دلیل انتشار مطالبی در نشریه دانشجویی به اتهام اهانت به رهبری به ٢ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد که در دادگاه تجدید نظر این حکم به جریمه نقدی کاهش یافت.
مهدی تاجیک بار دیگر در دی ماه سال ١٣٨٨، پس از وقایع عاشورا، بازداشت و به بند ٣۵٠ زندان اوین منتقل شد.
در اردیبهشت سال ١٣٨٩ تاجیک به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی به دو سال حبس تعزیری، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به نود و یک روز حبس تعزیری و همچنین به جهت توهین به ریاست جمهوری به یک میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شد.
قاضی شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب در ادامه حکم صادره، مهدی تاجیک را به مدت ٣٠ سال از حرفه خبرنگاری، تالیف، مصاحبه، مقاله نویسی و حتی تحلیل سیاسی محروم نمود. عضویت، هواداری و همچنین فعالیت موثر در احزاب و گروه های سیاسی و به طور کل ورود در مسائل نظری سیاسی از مصادیق این ممنوعیت عنوان شده است.
Friday, 26 April 2013
انتقال عبدالغفور قلندری نژاد به زندان مرکزی بندرعباس / صدور قرار وثیقه ۱۳۰ میلیون تومانی
جرس: عبدالغفور قلندری نژاد، درویش زندانی، روز گذشته با صدور قرار وثیقه ۱۳۰ میلیون تومانی به زندان مرکزی بندرعباس منتقل شد.
به گزارش مجذوبان نور؛ عبدالغفور قلندری نژاد از دراویش گنابادی و همکاران سایت مجذوبان نور که صبح روز شنبه ۳۱ فروردین ماه توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت و به اداره اطلاعات بندرعباس منتقل شده بود، روز گذشته به زندان مرکزی بندرعباس انتقال داده شد و هم اکنون در قرنطینهی این زندان در حبس بسر میبرد.
بازپرس شعبه ۳ دادگستری بندرعباس (آقای بهرامی نژاد) بصورت شفاهی اتهامات این درویش گنابادی را «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «همکاری با سایت مجذوبان نور» و «تماس با رسانههای بیگانه» اعلام کرده است. همچنین برای این درویش گنابادی قرار وثیقهی ۱۳۰ میلیون تومانی نیز صادر شده است که این زندانی عقیدتی تا کنون از تودیع وثیقه امتناع کرده است.
عبدالغفور قلندری نژاد از دراویش گنابادی و همکار سایت مجذوبان نور، صبح روز شنبه ۳۱ فروردین ماه ۱۳۹۲ توسط مامورین امنیتی و لباس شخصی بازداشت شد. منزل وی نیز تفتیش و تمامی وسایل شخصی آقای قلندری، اعم از لپ تاپ، کامپیوتر، کتاب و سیدیهای عرفانی، تمثال بزرگان دراویش توسط مامورین امنیتی به مکان نامعلومی انتقال داده شد که پس از بازداشت آقای قلندری نژاد و بیخبری از وضعیت این درویش گنابادی در روزهای شنبه و یکشنبه بیش از ۶۰ تن از دراویش بندرعباس در مقابل اداره اطلاعات هرمزگان تجمع و خواستار پاسخگویی مسئولین امنیتی در مورد وضعیت این درویش گنابادی شدند که در نهایت خانوادهی عبدالغفور قلندری نژاد در عصر روز یکشنبه اول اردیبهشت ماه موفق شدند که دقایقی با این درویش گنابادی در زندان مرکزی بندرعباس ملاقات داشته باشند. پس از این ملاقات خانوادهی این فعال حقوق دراویش و همکار سایت مجذوبان نور، حال جسمی و روحی آقای قلندری را بسیار خوب توصیف کردند.
لازم به ذکر است که پیش از این نیز آقای قلندی نژاد در تاریخ ۱۶ مردادماه ۱۳۹۱ در شهر بندرعباس بازداشت و بصورت هوایی به بازداشتگاه مرکزی اداره اطلاعات تهران منتقل شده بود که پس از ۶ روز بازجویی و حبس، با هشدار به عدم ادامه همکاری با سایت مجذوبان آزاد شده بود.
Thursday, 25 April 2013
هرانا؛ پنج اعدام مخفیانه در زندان زاهدان تایید شد
خبرگزاری هرانا - اولین روز هفته جاری ۵ زندانی در زندان مرکزی زاهدان اعدام شدند که رسانههای رسمی ایران تاکنون از اعلان آن خودداری کردهاند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه شنبه ۳۱ فروردین ماه سال جاری ۵ زندانی که دو تن از ایشان تبعه کشور افغانستان بودند، در زندان مرکزی زاهدان اعدام شدند.
جعفر سردشتی، عبد الغنی گرگی، عباس کریمی، کشمیر عالیزهی (تبعه افغانستان) و اقبال شهبخش (تبعه افغانستان) اسامی این ۵ اعدامی میباشد.
اتهام این ۵ تن قاچاق مواد مخدر عنوان شده است و سنین ایشان بین ۲۱ تا ۴۸ سال بوده است.
گفتنیاست، بدلیل اعتراض دولت افغانستان به اعدام اتباع خود در ایران، رسانههای رسمی ایران دیگر از انتشار اخبار اعدام اتباع افغانستان خودداری میکنند.
Wednesday, 24 April 2013
محکومیت کسری نوری به ۴ سال و چهار ماه حبس تعزیری
کسری نوری از فعالین حقوق دراویش و همکار سایت مجذوبان نور به ۴ سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش مجذوبان نور؛ کسری نوری در جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده اتهامی تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امینت ملی، توهین به رهبری و عضویت در گروه مجذوبان، در شعبه سه دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی رشیدی به ۴ سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد.
این درویش گنابادی در حالی به ۴ سال و ۴ ماه حبس محکوم شده که در رای صادر شده توسط دادگاه انقلاب پیامد اقدامات این فعال حقوق دراویش «ترویج بدعت در مسائل اعتقادی» و «ناامن کردن فضای جامعه و ترویج خرافات» عنوان شده و علت صدور این حکم را برای جلوگیری از «عواقب غیر قابل جبران در سطح جامعه به خصوص جوانان» توصیف شده است. در بخشی از رای صادر شده این طور آمده است: «از آنجایی که ترویج بدعتها در مسائل اعتقادی افراد جامعه و تبلیغ مسلک خاصی باعث ایجاد فضای ناامن میگردد و باعث ترویج خرافات و بدعت در سطح جامعه، بخصوص بین جوانان میشود و ممکنست عواقب غیر قابل جبرانی در پی داشته، قلذا، اتهامات مندرج در کیفر خواست علیه ایشان… محکوم مینماید.»
وکیل این زندانی عقیدتی؛ فریبرز یداللهی اعتراض خود را به این حکم با تقدیم لاحیه تجدید نظر خواهی اعلام و هم اکنون پرونده به شعبه تجدید نظر ارسال شده است. لازم به ذکر است سال گذشته نیز کسری نوری در دادگاه عمومی جزایی اطلسی شیراز نیز به یکسال حبس تعلیقی به اتهامات تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب محکوم شده بود.
کسری نوری تا کنون دو بار توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. این درویش گنابادی یکبار در تاریخ ۲۱ دیماه سال ۹۰ بازداشت و پس از ۴۶ روز حبس در اداره اطلاعات شیراز و زندان عادل آباد شیراز با وثیقه ۵۰ میلیونی آزاد شد و سپس مجددا در تاریخ ۲۴ اسفند ماه همان سال به اتهام مصاحبه با رسانههای بیگانه نیز بازداشت گردید و تا کنون مدت ۱۴ ماه را در بازداشت به سر برده است.
گفتنی است که کسری نوری به همراه صالح مرادی در اعتراض به انتقال وکلای زندانی دراویش به سلولهای انفرادی و بند ۲۰۹ زندان اوین دست به اعتصاب غذا زدند که سرانجام پس از ۹۰ روز با انتقال وکلای زندانی دراویش به بند عمومی زندان اوین موسوم به ۳۵۰ به خواسته خود رسیدند و به اعتصاب غذای خود پایان دادند.
قسمتی از رای دادگاه بدوی کسری نوری که هفتهٔ گذشته به وکیل این زندانی عقیدتی ابلاغ شده به شرح زیر است:
«در خصوص اتهامات آقای کسری نوری فرزند مسعود، ۲۲ ساله، اهل و ساکن شیراز دائر بر فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی، دادگاه ضمن بررسی تمام اوراق پرونده از جمله گزارشات ضابطین و تحقیقات به عمل آمده در دادسرای انقلاب اسلامی شیراز که منجر به صدور کیفر خواست گردیده است.
از آنجا که تشکیل کار گروههایی برای تحقیق این اهداف از برنامههای آنها میباشد، از جمله تاسیس سایتی به نام مجذوبان نور که به صورت تشکیلاتی و گروهی اداره میشود، از این اهداف است، فلذا، باتوجه به اینکه دراویش گنابادی از طریق رسانهٔ مجازی فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی در را ادامه داده و متهم موصوف نیز به عنوان یکی از گردانندگان اصلی آن محسوب و در این موضوع سهیم میباشد و از آنجایی که ترویج بدعتها در مسائل اعتقادی افراد جامعه و تبلیغ مسلک خاصی باعث ایجاد فضای ناامن میگردد و باعث ترویج خرافات و بدعت در سطح جامعه خاصه بین جوانان میشود و ممکنست عواقب غیر قابل جبرانی در پی داشته، قلذا، اتهامات مندرج در کیفر خواست علیه ایشان از جمله عضویت در گروههای مخالف نظام جمهوری اسلامی و توهین به مقام معظم رهبری و فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی به تحمل یک سال حبس تعزیری و عضویت در گروههای که مخالف نظام جمهوری اسلامی از طریق تشکیل سایتهایی که فعالیت خاص در این خصوص دارند به تحمل سی و چهار ماه حبس تعزیری و از بابت توهین به مقام معظم رهبری نیز به تحمل شش ماه حبس محکوم مینماید.»
Tuesday, 23 April 2013
بازداشت پیمان عارف
طبق اطلاعات رسیده پیمان عارف عضو سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران روز دوشنبه ساعت شش بعد از ظهر در منزل مسکونی خود از سوی نهاد های امنیتی بازداشت شد. همچنین خانم سمیرا جمشیدی همسر آقای عارف و دیگر عضو سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی نیز برای روز سه شنبه ساعت دو بعد از ظهر به وزارت اطلاعات احضار گردید.
Monday, 22 April 2013
مادر ژیلا بنی یعقوب: گفتند وزارت اطلاعات مخالف مرخصی است
“مقامات دادستانی گفتند که با وجود موافقت ما، وزارت اطلاعات با مرخصی مخالفت کرده است”.
این را مادر ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگاری میگوید که به یکسال حبس تعزیری و ۳۰ سال محرومیت از روزنامه نگاری محکوم شده و اکنون در زندان اوین، زندانی است. او ۱۲ شهریور ۹۱ در حالی برای سپری کردن محکومیت خود راهی زندان اوین شد که همسرش ، بهمن احمدی امویی در زندان رجایی شهر زندانی بود. اکنون آقای احمدی امویی در مرخصی به سر می برد و وزارت اطلاعات با مرخصی ژیلا بنی یعقوب مخالفت کرده است.
عذرا شریعت اولیایی، مادر ژیلا بنی یعقوب در مصاحبه با “روز” می گوید که پی گیری های خانواده او برای مرخصی به جایی نرسید و “بهمن بعد ازسه سال به مرخصی آمد وهمه ما انتظار داشتیم حداقل برای چند روز هم شده به ژیلا مرخصی بدهند که در کنار همسرش باشد اما ظاهرا وارت اطلاعات با مرخصی او مخالفت کرده است یعنی مقامات دادستانی گفتند که با وجود موافقت ما، وزارت اطلاعات مخالفت است.
او می افزاید: به نوعی فشار روحی مضاعفی به خانواده وارد شد دو سال بهمن در سال نو پیش ما نبود و امسال ژیلا نبود و اینها هم به خانواده فشار روحی وروانی وارد کرد و خیلی هم سخت است. برای بهمن هم خیلی این وضعیت دشوار بود. بهمن تمام عید را تنها در خانه گذراند بودن اینکه جایی برود.
سوال میکنم که ایا به دلیل اینکه بهمن در مرخصی است با مرخصی ژیلا مخالفت میکنند؟ یعنی نمیخواهند این زوج چند روزی بیرون از زندان کنار هم باشند؟ مادر ژیلا بنی یعقوب می گوید: به ما چیز خاصی در مورد مرخصی ژیلا نمی گویند جز اینکه وزارت اطلاعات با مرخصی اومخالف است وواقعا ما هم درک نمی کنیم این یعنی چه؟ همه ما انتظار داشتیم که وقتی به بهمن مرخصی میدهند ژیلا هم چند روزی را دست کم بیرون خواهد بود اما این چنین نشد ابتدا مقامت دادستانی خیلی مثبت برخورد کردند وگفتند به ژیلا هم مرخصی می دهیم اما این اتفاق نیفتاد.واقعا ما دلیل این مساله را نمی دانیم اما امیدوارم روزی که ژیلا می اید بهمن هنوز بیرون باشد و خودش او را به خانه بیاورد. بارها به ما گفته خواب دیده که چمدان ژیلا را در ماشین اش می گذارد و هر دو به سمت خانه می روند امیدوارم این خوابش تعبیر شود و این بار هم ژیلا با ناراحتی زندان را ترک نکند در حالی که همسرش در زندان دیگری است.
خانم شریعت اولیایی می افزاید: ژیلا وضعیت روحی بدی ندارد و به هر حال روزهای زندان را با مطالعه می گذراند اما طبیعی است که اوهم خیلی دلش میخواست سال نو را در کنار همسرش باشد به ویژه بیم این هست زمانی که آزاد شود دوباره بهمن را به زندان برگردانند خب این یعنی فشار بیشر بر این زوج و برای ما این وضعیت خیلی فرسایشی شده. دوباره اگر این اتفاق بیفتد دخترم باید برای ملاقاتهای نیم ساعته راهی زندان رجایی شهر شود این یعنی چهار سال تمام در فشار زندگی کردن. بیش از چهار سال البته، اول زندانی بودند بعد دوباره خانواده زندانی شدند دوباره زندانی شدند و دوباره خانواده زندانی سیاسی بودند و همه اینها به خاطر نویسنده بودن و روزنامه نگاری است.
ژیلا بنی یعقوب به گفته مادرش “طبق پرینت حکم اش، تیرماه از زندان آزاد خواهد شد. بهمن احمدی امویی اما به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است. او دوران محکومیت اش را در زندان رجایی شهر می گذارند. و پیش از این یکبار در نوروز ۸۹ به مرخصی آمده بود.
از مادر ژیلا درباره سرانجام حکم محرومیت از روزنامه نگاری دخترش می پرسم. می گوید: حکم محرومیت از روزنامه نگاری ژیلا با وجود اعاده دادرسی همچنان سرجای خود است و اوبعد از آزادی امکان کار در هیچ روزنامه ای را ندارد.
خانم شریعت اولیایی می گوید که دخترش به دلیل روزنامه نگاری از روزنامه نگاری محروم شده و همه مشکلاتی که برای او و همسرش پیش آمده تنها به دلیل نوشتن و روزنامه نگار بودن است. او می گوید: ما فقط امیدواریم که هر چه زودتر همه زندانی های سیاسی و از جمله ژیلا و بهمن آزاد باشند آنها روزنامه نگارانی هستند که کشورشان را دوست دارند و گناهی هم جز روزنامه نگاری ندارند.
ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی امویی، ۳۰ خرداد ۸۸ با یورش شبانه ماموران امنیتی به منزل شان بازداشت شدند. ژیلا با قرار وثیقه آزاد بود تا حکم زندان و محرومیت از روزنامه نگاری او ابلاغ و برای سپری شدن محکومیت اش روانه زندان شد. اخیرا کتاب او با عنوان “زنان در بند ۲۰۹” که حاوی خاطرات او از دوران بازداشت اش در بند ۲۰۹ زندان اوین است به زبان انگلیسی منتشر شده است. ژیلا بنی یعقوب در مقدمه این کتاب که پیشتر به فارسی منتشر شده بود نوشته بود: نگارش و انتشار خاطرات مربوط به یک زندان کوتاه مدت، به معنای اهمیت بخشیدن به آن نیست، بلکه به منظور ثبت تاریخی این وقایع است. اگر نه! خیلی خوب میدانم که گذراندن دورهای کوتاه در زندان در برابر رنج بسیاری از زندانیان عقیدتی- سیاسی میهنم به ویژه برخی از روزنامهنگاران زندانی، ناچیز شمرده میشود. همچنان که میدانم رنجهای ما بهعنوان زندانیهای دهه هشتاد جمهوری اسلامی به هیچ عنوان قابل مقایسه با درد و رنجهای زندانیان سیاسی ایران در دهه شصت نیست؛ دههای که شلاق و کابل و اعدام اتفاقهای روزمره زندانها بود. با این وجود برای ارائه تصویری نزدیک از زندانهای جمهوری اسلامی در سالهای اخیر به فکر نگارش و انتشار این خاطرات افتادهام؛ خاطراتی که حاصل گذراندن پانزده روز حبس در یکی از بندهای امنیتی زندان بزرگ اوین است؛ پانزده روزی که عبارت از دو دوره یک هفتهای است و من در هر دوبار به خاطر تهیه گزارش از تظاهرات زنان، بازداشت و راهی زندان شدم. کوشیدهام تصویری واقعی و به دور از هرگونه پیشداوری یا جانبداری به خواننده ارائه دهم. ضمن گرامیداشت خاطره همه زندانیان عقیدتی و سیاسی، این یادداشتها را به زندانیان گمنام وطنم تقدیم میکنم.
Sunday, 21 April 2013
رفتارهای غیر انسانی بازجوی کینه توز با اعضای نهضت آزادی
جرس: سیدحسین اصلانی نام بازجویی است که محمدامین هادوی فرزند اولین دادستان کل انقلاب در شکواییه اخیرش به صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه در مورد تهدیدهای وی در زندان اوین، گفته است. فردی با نام مستعار مهدوی که سال هاست سربازجوی اعضای نهضت آزادی است.
به گزارش کلمه، فردی با نام مستعار مهدوی و نام واقعی سیدحسین اصلانی (حدودا ۵۰ ساله) سال هاست که سربازجوی اعضای نهضت آزادی است. وی که از اعضای وزارت اطلاعات از کینه توزترین بازجویان در زندان اوین است و کتک زدن افراد بازداشتی در حین بازجویی و فحشهای رکیک و برخوردهای لات منشانه روش معمول اوست.
به گفته ی زندانیان تحت بازجویی وی، در بازجوییها وی اصولا در پی کشف حقیقت نیست بلکه آنچه در مواجه با افراد تحت بازجویی دنبال میکند این است که با اعمال هرگونه فشار جسمی و روانی، از جمله نگهداری طولانی افراد در سلول های انفرادی و تهدیدهای فراوان به خود متهم و خانوادهاش، افراد را مجبور میکند به سناریوی از قبل تعیین شدهٔ وی گردن نهند و به مواردی که وی دیکته میکند اعتراف کنند.
بر اساس این گزارش در اینگونه اقدامات وی به هیچ قید و بند اخلاقی و دینی و شرعی مقید نیست و اینگونه برخوردها محدود به افراد جوانتر نهضت آزادی نمیشود، و حتی افراد مسن و سابقه دار را که قبل از انقلاب از فعالان سیاسی و مبارزین بودهاند، همچون دکتر یزدی، مهندس توسلی، مهندس صباغیان و امثال آنها که در سنین بالای ۷۰ سال قرار دارند و از فعالین و مسوولین ارشد دوران انقلاب بودهاند نیز، همین نوع برخوردها را داشته است..
از آخرین اقدامات وی در چند ماه گذشته ممنوع الخروج کردن مرحوم دکتر حاج سیدجوادی ۹۶ ساله ای بود که به دلیل کهولت سن در داخل منزل خودش نیز براحتی قادر به جابجایی نبود. مرحوم حاج سیدجوادی در دادگاه رژیم سابق وکیل مدافع رهبری و بسیاری از سران جمهوری اسلامی بوده و در این سال های آخر عمر خود با رفتارهای این بازجو از او قدردانی شایسته ای میشد!؟
در وضعیت فعلی دستگاه قضایی، این شخص که در بازجوییها خود را عضو تیم بازجویان سعیدی سیرجانی و از دوستداران و طرفداران سعید امامی (اسلامی) معرفی میکرد در رابطه با اعضای نهضت آزادی، هم دادستان و صادرکننده حکم بازداشت، هم بازجو و شکنجه گر و هم صادر کننده حکم نهایی محکومیت آنهاست. و قضات مطیع شعبههای خاص دادگاه های انقلاب احکام دیکته شده وی را بدون هیچ گونه بررسی حقوقی و قضایی صادر میکنند.
وی در هنگام بازداشت عماد بهاور، مسول شاخه جوانان نهضت آزادی، به وی و خانوادهاش گفته بود به او ۱۰ سال حکم میدهد و نهایتا نیز قاضی دادگاه که باید مستقل باشد همین حکم را برای وی صادر کرد.
وی بلافاصله پس از انتخابات رسوای ۸۸، پانزده نفر از اعضای شاخه جوانان نهضت را که نوعا فعالیتی در انتخابات و حوادث پس از آن نداشتند بازداشت کرد و مدتها آنها را در سلوله ای انفرادی نگهداشت تا از عضویت در نهضت آزادی استعفا دهند.
بر اساس این گزارش و به گفته ی شاهدان برخوردهای وی محدود به اعضای نهضت و فعالیتهای سیاسی آنها نمیشود. وی به طرق مختلف خانوادههای افراد بازداشتی را نیز تحت فشار قرار میدهد و حتی برای مشاغل آنها نیز ایجاد مشکل و مانع میکند.
در دوران پس از انتخابات ۸۸ از اعضای نهضت آزادی، ابراهیم یزدی، محمد توسلی، هاشم صباغیان، محسن محققی، امیر خرم، فرید طاهری، عماد بهاور، مهدی معتمدی مهر و گروهی دیگر از اعضا و هواداران نهضت را که بسیاری از آنها از السابقون السابقون هستند، بوسیله این شخص تحت بازجویی های غیر قانونی و هتاکانه قرار گرفته و با احکام فرمایشی به زندانهای طویل المدت محکوم شدهاند. بطوریکه حدود یکصد سال زندان برای آنان صادر شده است.
در مورد رفتارهای خلاف اخلاق، خلاف قانون و خلاف شرع این شخص (سید حسن اصلانی) قبلا دونامه با ذکر برخی جزییات بوسیله محمدامین هادوی فرزند مهدی هادوی اولین و تنها دادستان کل انقلاب ایران و مهدی معتمدی مهر از اعضای نهضت آزادی ایران به مقامات قضایی نوشته شده ولی مشابه دیگر نامههایی از این نوع هیچ ترتیب اثری به آنها داده نشده است.
Saturday, 20 April 2013
برادر جمیله کریمی: او مستحق این شرایط نیست
جرس: با گذشت ده روز از بازداشت جمیله کریمی عضو شورای مرکزی ائتلاف اصلاحطلبان استان فارس تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت او در دست نیست.
این فعال سیاسی در روز چهارشنبه ٢١ فروردین بازداشت و به پلاک صد بازداشتگاه اطلاعات شیراز منتقل شده است.
جمیله کریمی از فعالان سیاسی استان فارس است که یکی از نخستین سازمانهای غیر دولتی مرتبط با امور زنان را راهاندازی کرد.
او از جمله امضا کنندگان نامه ٩١ چهره سیاسی اصلاح طلب برای دعوت از سید محمد خاتمی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری بود. خانم کریمی در کنار فعالیت های سیاسی خود یک چهره فرهنگی است که مدیریت مدرسه معراج، شیراز را بر عهده دارد.
متن گفت و گوی "جرس" با برادر جمیله کریمی در پی می آید:
آقای کریمی لطفا از آخرین پیگیری های خود در خصوص وضعیت خواهرتان بگویید.
هیچ اطلاعی از وضعیت خواهرم نداریم و تاکنون پیگیری های ما به نتیجه ای نرسیده است و در آخرین بار روز سه شنبه به پلاک صد مراجعه کردیم تا خواهرم را ملاقات کنیم اما این امکان این ملاقات داده نشد.
علت آن چه بود؟
به ما گفتند قاضی پرونده تشخیص نداده که ما او را ملاقات کنیم. دوباره فردا مراجعه می کنیم تا ببینیم جوابی خواهیم گرفت یا نه؟ البته ما هنوز موفق به ملاقات آقای موسوی قاضی پرونده نشده ایم و از طرف اطلاعات گفتند روز سه شنبه برای ملاقات برویم. روز سه شنبه که رفتیم بعد از معطلی زیاد نهایتا گفتند که قاضی موافق نیست.
تماس تلفنی هم نداشتید؟
نخیر، از زمان بازداشت اصلا نه توانسته ایم او را ملاقات کنیم نه حتی در حد تلفن از حالش باخبر شویم و بسیار هم نگران هستیم.
نحوه بازداشت خانم کریمی چگونه بود و از طرف چه نهاد این بازداشت صورت گرفته است؟
روز چهارشنبه 22 فروردین نیروهای امنیتی به منزل او آمدند و او را بازداشت می کنند و به بازداشتگاه اطلاعات همان پلاک صد می برند.
به چه اتهامی؟
البته من در آنجا نبودم و از جزییات پرونده اطلاعی ندارم اما گویا در ارتباط با مسائل انتخابات و موضع اصلاح طلبی خواهرم است.
پیش از این چنین برخوردهایی با ایشان صورت گرفته بود؟
نخیر، شاید در مواردی او را خواسته بودند اما به این شکل بازداشت و زندانی نشده بود.
آیا از وکیل برای پیگیری حق و حقوق ایشان کمک گرفتهاید؟
بله، وکیل گرفتیم و به امضاء خواهرم هم رسیده است اما تا الان به پرونده دسترسی نداشته است حالا فردا مراجعه می کند تا از محتویات پرونده باخبر شود.
وکیل خانم کریمی موفق شده اند ایشان را ملاقات کنند؟
نخیر، وکیل فردا مراجعه می کند تا پرونده را پیگیری کند اگر اجازه بدهند شاید بتواند او را ملاقات کند.
می توانید به بخشی از فعالیت های خانم کریمی اشاره کنید؟
او معاون استانداری بود ودر امور بانوان در دوره ای از اصلاحات فعالیت می کرد. به هر حال شخصیت او برای همه روشن است. او شخصی انقلابی از سال 58 بود و کارنامه شفاف در زمینه فعالیت های سیاسی و فرهنگی خود دارد.
در کنار این فعالیت های بعنوان یکی از شاخص های شخصیتی او می توانم به از خودگذشتگی او اشاره کنم. مادرم آلزایمر داشت و در این هفت و هشت سال اخیر بشدت مریض بود. خواهرم تمام انرژی خودش را برای نگهداری از او صرف کرد و بعد از فوت مادرم تازه از این قضیه فارغ شده بود که او را بازداشت کردند.
در پایان هر صحبتی دارید بفرمایید؟
او روحیه حساسی دارد و در این شرایط بی خبری بسیار نگران وضعیت روحی او هستیم. امیدوارم هر زودتر او را آزاد کنند زیرا واقعا مستحق این شرایط و وضعیت نیست.
Friday, 19 April 2013
بلاتکلیفی هوتن دولتی زندانی در بند ۳۵۰ اوین
جرس: هوتن دولتی عضو سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران که در واپسین روزهای اسفند گذشته بازداشت گردید ، از 4 فروردین ماه به بند 350 زندان اوین منتقل گردید.
به گزارش جرس، این فعال ملی، بدون بازجویی و به صورت بلاتکلیف در این بند نگهداری می شود.
طبق موازین قانون آیین دادرسی کیفری متهم پس از اتمام مرحله تحقیقات باید بلافاصله با تبدیل قرار تامین آزاد گردد؛ ولی در بسیاری از پرونده های سیاسی این نکته رعایت نمی شود و متهمان بدون تحقیقات و بصورت بلاتکلیف در زندان نگهداری می شوند.
Thursday, 18 April 2013
ممانعت از ملاقات جمیله کریمی با وجود وعده دادستان
مامورین امنیتی از ملاقات جمیله کریمی با برادرش علیرغم وعده دادستانی جلوگیری کردند.
به گزارش ندای سبز آزادی مطابق وعده دادستانی صبح سه شنبه بنا بود که جمیله کریمی با برادرش در محل بازداشتگاه اطلاعات شیراز ملاقات حضوری داشته باشد اما پس از مراجعه برادر وی به این بازداشتگاه از این ملاقات جلوگیری به عمل آمد.
در حالی یک هفته از بازداشت جمیله کریمی معاون امور بانوان استانداری فارس در دولت اصلاحات و عضو ائتلاف اصلاحطلبان فارس میگذرد خانواده وی موفق به دیدار و ملاقات با این زندانی نشدهاند.
در حال حاضر از وضعیت روحی و جسمی جمیله کریمی هیچگونه خبری در دست نیست و این امر باعث نگرانی خانواده این زندانی شده است.
سید رضا موسوی تبار سرپرست دادسرای عمومی و انقلاب شیراز و معاون دادستان شیراز که شخصاً این پرونده را دنبال میکند از دادن پاسخ روشن درباره اتهام خانم کریمی به خانواده وی خودداری کرده و در پاسخ پیگیریهای آنها تنها گفته است احتمالاً اقدام علیه امنیت ملی اتهام جمیله کریمی است.
جمیله کریمی از فعالان سیاسی استان فارس و از جمله امضا کنندگان نامه ۹۱ چهره سیاسی اصلاح طلب برای دعوت از سید محمد خاتمی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری بوده است.
Wednesday, 17 April 2013
نگرانی خانواده نسرین ستوده از خودداری مسوولین برای اعطای مرخصی پزشکی برای معالجه چشم
همسر نسرین ستوده با اظهار نگرانی از افت بینایی این وکیل و فعال حقوق بشر گفت که خانم ستوده مرتب شماره چشم هایش زیادتر می شود و دیگر عینک های با شیشه های ضخیم استفاده می کند در حالیکه هنوز اجازه خروج چند ساعته از زندان برای معاینه نزد چشم پزشک متخصص به او داده نشده است.
رضا خندان به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت:« هر بار نسرین عینک های خیلی ضخیم تری از قبل استفاده می کند تا به حال هر چه تلاش کردیم که او به بیرون برای معاینه پیش متخصص چشم اعزام شود موفق نشدیم. چند بار وقت دکتر گرفتیم اما او را نیاوردند. الان گاهی وقتی برای ملاقات می آید می بینیم که عینکی با نمره بالا مثل پیرمردها زده است. من نگران عینکش نیستم نگران این هستم که خدای نکرده نکند آسیبی به چشم هایش وارد شده باشد.»
همسر خانم ستوده با اظهار اینکه قبل از زندان او مشکل بینایی نداشته است، گفت:« قبل از زندان فقط عینک مطالعه استفاده می کرد اما بعد از اولین دوره اعتصابش در دو سال پیش ناراحتی بیناییش شروع شد که اخیرا پس از آخرین اعتصاب غذایی که داشت این مشکل تشدید شد. تا وقتی دکتر متخصص او را نبیند متوجه نمی شویم علت چیست فقط امیدواریم به او زودتر اجازه خروج از زندان و معاینه نزد چشم پزشک داده شود.»
رضا خندان همچنین با اظهار اینکه نمره چشم های خانم ستوده را دقیقا به خاطر ندارد، گفت:« در بهداری زندان شماره چشم هایش اندازه گیری می شود و بعد نسخه را به ما می دهند تا از بیرون تهیه کنیم و تا به حال چندین بار عینکش را عوض کردیم.»
نسرین ستوده، حقوقدان و فعال حقوق بشر که وکالت بسیاری از فعالان سیاسی، زنان و دانشجویان را برعهده داشت، در دادگاه اولیه به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال ممنوعیت از اشتغال به حرفهی وکالت و ۲۰ سال محرومیت از خروج از کشور محکوم شد. حکم حبس تعزیری او در دادگاه تجدیدنظر به ۶ سال تغییر کرد.
Tuesday, 16 April 2013
رضا شهابی به زندان بازگشت
رضا شهابی، فعال کارگری محبوس در بند 350 زندان اوین که روز 18 دی سال 91 پس از 23 روز اعتصاب غذای اعتراضی برای درمان بیماری به مرخصی اعزام شده بود؛ صبح امروز به زندان بازگشت.
ربابه رضائئ با تایید این خبر به "جرس" می گوید: "با مخالفت اطلاعات و دادستانی برای تمدید مرخصی درمانی همسرم، او را به زندان برگرداندند. در طی این مدت که در مرخصی بود توانست مشکلات جسمانی را که در زندان به آن دچار شده بود و به مرحله حادی رسیده بود را رسیدگی کند و تحت نظر پزشک متخصص قرار بگیرد. اما متاسفانه با ادامه درمان او موافقت نشد. نگرانی ما هم از این است در طی این مدت که مشکلات گردن و دندانهایشان زیر نظر پزشک متخصص در حال خوب شدن بود دوباره با شرایط زندان به حالت اول بازگردد."
وی خاطرنشان می کند: "این احتمال است که با توجه به نزدیکی روز جهانی کارگر و انتخابات او را به زندان برگردانند اما این همه مداوا و درمان پس از گذشت چند مدت دوباره بی اثر می شود و دوباره دردهای او شروع می شود. تمام اینها را هم به مسئولین گفتیم اما باز موافقت نکردند."
بازگشت شهابی به زندان در حالی صورت می گیرد که دوران درمان وی به پایان نرسیده و او همچنان از دیسک گردن و کمر رنج می برد. و به گفته پزشکان وی بدلیل وضعیت حاد جسمانی توان تحمل کیفر را ندارد.
رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران در 22 خرداد ماه 89 بازداشت شد و ماهها در بند 209 زندان اوین در بلاتکلیفی بسر برد. نهایتا پس از 22 ماه حبس و آزار و اذيت در چهارم خرداد ماه در شعبه ی 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی دادگاهی برای وی تشکیل شد که در آن رضا شهابی و وکیل او تمامی اتهامات را رد کردند و خواستار اعلام حکم برائت و آزادی فوری رضا شهابی شدند اما در فروردین سال گذشته به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.
اين حكم شامل يك سال زندان به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام و پنج سال زندان به اتهام واهي تباني به قصد اقدام عليه امنيت ملي صادر شده بود.
همچنين در اين حكم، رضا شهابي، كارگر و عضو هيات مديره و مسوول مالي سنديكاي كارگران شركت واحد تهران، به پنج سال ممنوعيت از فعاليت نيز محكوم شده است.
Monday, 15 April 2013
یورش نیروهای امنیتی به چند خانه در اهواز و قتل یک نوجوان ۱۵ ساله
خبرهای موثق حاکی است که روز جمعه ۲۳ فروردین ماه در حین یورش نیروهای امنیتی رژیم به منطقه معین زاده در حاشیه شهر اهواز، یک نوجوان ۱۵ ساله به نام مرتضی سویدی در نتیجه اصابت دو گلوله به سر و قلب، جان باخته است. به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر ایران در پی مراجعه نیروهای امنیتی به همراه بولدوزر برای تخریب منازل شهروندان منطقه جنیبه (سید موسی) شهر اهواز و به بهانه ساخت غیر مجاز، نوجوانی به نام مرتضی سویدی که در غیاب والدین خود در منزل به سر میبرد با شلیک مستقیم گلوله کشته شده است. همچنین بستگان نامبرده در مصاحبه ای با فرشته قاضی از سایت روز آنلاین، ضمن تایید گزارش های منتشر شده اعلام کرده اند که ماموران امنیتی پس از قتل این نوجوان، جسد او را با خود برده اند و علاوه بر این عمو و پسرعموی او را هم بازداشت کرده اند که تاکنون خبری از آنها موجود نیست.
Sunday, 14 April 2013
میرزاخان؛ شهیدی دیگر برای سبزها
ندای سبز آزادی- محمد صادقی: در آستانه چهارمین سالگرد انتخابات خونین خرداد ۸۸ و درست در هنگامه پر هیاهوی انتخاباتی دیگر و گمانه زنیهای فعالان سیاسی و مطبوعاتی برای حضور این یا آن شخصیت سیاسی در انتخابات پیش رو، کمی آن سو تر از این هیاهوها، جوانی ۲۶ ساله که چهار سال پیش در خیابان گلوله خورده و قطع نخاع شده بود، به آرامی چشم از جهان فروبست و به صف طویل قربانیان کودتای خونین انتخاباتی سال ۸۸ پیوست.
دوماه پیش بود که نام حسن میرزاخان در کنار دیگر مجروحان پس از انتخابات خرداد ۸۸ از جمله امید عزیزی، بهزاد یزدان پناه، و وحید ایرانی مقدم از سوی مادر سهراب اعرابی یکی از شهیدان جنبش سبز اعلام شد.
حسن میرزاخان، دومین مجروح بعد از انتخابات محسوب می شود که بر اثر شدت جراحات وارده پس از مدتها تحمل رنج و درد طاقت فرسا، جان باخته است.
پیش تر علیرضا صبوری، که وی نیز در ۲۵ خرداد ۸۸ در حوالی میدان آزادی، روبه روی پایگاه گردان ۱۱۷ عاشورا، در حال کمک به مجروحان، از ناحیه پیشانی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و مجروح شده بود، در سال ۹۰ جان باخت.
آری به چشم برهم زدنی، چهار سال پرفراز و نشیب سپری شد اما جنبش سبزی که اقتدارگرایان مردهاش می دانند، کماکان قربانی می دهد.
قربانیانی که به جرم مطالبه رای خود و اعتراض به تقلب فاحش در اعلام نتایج آرای خود به خیابان آمده و در کنار میلیونها معترض دیگر، امیدوارانه در پی بازپس گیری آن، جنبش اجتماعی عظیمی را شکل دادند.
Saturday, 13 April 2013
مجلس از پاسخ وزير کشور در مورد قتل ستار بهشتي وبلاگنویس قانع شد
همانطور که تمام پیشبینیها و شواهد و قرائن اولیه نشان میداد، پرونده قتل ستار بهشتی، کارگر وبلاگنویس آزاده و شجاعی که آبان سال گذشته تنها چهار روز بعد از بازداشت، در بازداشتگاه پلیس فتا بر اثر شکنجه به قتل رسید، همچون پرونده قتلهای زنجیرهای و جنایت کهریزک و بسیاری پروندههای قطور دیگر در کارنامه سیاه جمهوری اسلامی به بایگانی سپرده شد و چاقو دسته خود را نبرید تا همچنان دست جنایتکاران و خیانتکاران برای ادامه و تشدید خونریزیهایشان گشوده باشد. مردم ایران بار دیگر آزموده را آزمودند و جمهوری اسلامی باز هم ماهیت خود را هویدا ساخت. در همین راستا مجلس مطیع و گوش به فرمان خامنهای، روز سهشنبه وزیر کشور را برای بررسی علت مرگ ستار بهشتی احضار کرد و هرچند علی مطهری، نماینده سؤالکننده از پاسخهای مصطفی محمدنجار قانع نشد، اما نمایندگان رأی دادند که پاسخ های وزیر کشور آنها را قانع کرده است و به این ترتیب، بررسی پرونده ستار بهشتی در مجلس خامنهای خاتمه یافت. هرچند علی مطهری، نماینده سؤالکننده نیز با فروکاستن جنایت به یک خطای سازمانی ساده، گفت: «رضایت خانواده ستار بهشتی گرفته نشده، لااقل دیه او را بپردازید!» وی همچنین گفت: «ریشه نظام ما که همان اعتقاد مردم به نظام است آنچنان مستحکم است که تندترین انتقادات آن را متزلزل نمیکند!»؛ نادر قاضی پور نماینده ارومیه در مجلس نیز با انتقاد از نماینده سؤالکننده گفت: «مطهری بهتر است سؤال این که چرا ستار بهشتی فوت کرده است را از ملک الموت بپرسد و این چه سؤالی است که مطهری در صحن علنی مطرح میکند؟!» همچنین مصطفی محمدنجار، وزیر کشور، در صحن علنی مجلس با امتناع از عذرخواهی برای قتل ستار بهشتی در مجموعه تحت فرمانش، گفت: «عذرخواهی ساده چه مشکلی را حل می کند؟!»
Friday, 12 April 2013
درگیری ماموران اطلاعات با دراویش گنابادی
جرس: اعتصاب غذای کسری نوری درویش زندانی زندان عادل آباد شیراز همچنان ادامه دارد.
به گزارش تارنمای مجذوبان نور، روز پنجشنبه قرار بود کسری نوری برای ابلاغ حکم به دادگاه انقلاب شیراز اعزام شود، اما مسئولین زندان از اعزام وی امتناع کردند و از طرفی تجمع دراویش در مقابل دادگاه انقلاب شیراز که برای اعلام همدلی و همبستگی صورت گرفته بود نیز در پی این اقدام به درگیری تبدیل شد.
بر اساس این گزارش، در حالی که قرار بود کسری نوری به دادگاه انقلاب شیراز منتقل شود با امتناع مسئولان زندان منبی بر انتقال وی مواجه شد؛ بنا به گزارشهای رسیده، مسئولان به دلیل ترس از وضعیت وخیم و ناگوار کسری نوری که هم اکنون در ۸۶ امین روز اعتصاب غذا به سر میبرد او را به دادگاه منتقل نکردند. در همین حال دراویش گنابادی ساکن شیراز یرای اعلام همبستگی مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند و قصد دیدار با برادر ایمانی خود را داشتند با برخورد نیروهای امنیتی حاضر در محل رو به رو شده که به زد و خورد میان دراویش و ماموران و در نهایت بازداشت ۴ درویش (امین کرمی، امیر نوری، هاشم زاهخوردی، حمید پرهیزگار) به اتهام خلع سلاح کردن مامور دولت منجر شد.
بازداشت دراویش گنابادی چهار ساعت به طول کشید و در این مدت دراویش تحت بازجویی ، فشار و ضرب و شتم نیز قرار گرفتند. کسری نوری از دراویش گنابادی محبوس در زندان عادل آباد شیراز است که مدت ۸۶ روز را به همراه آقای صالح مرادی از دیگر دراویش گنابادی در اعتراض به انتقال وکلای زندانی دراویش به سلول های انفرادی ۲۰۹ زندان اوین، دست به اعتصاب غذا زده است، آنها خواستار توجه به وضیعت نامناسب جسمی و انتقال وکلای دراویش به بند ۳۵۰ زندان اوین هستند.
۱۵ ماه است که این درویش زندانی به اتهامهای تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در گروه مجذوبان و همچنین مصاحبه با رسانههای بیگانه و اقدام علیه نظام در زندان عادل آباد شیراز زندانیاست.
Thursday, 11 April 2013
جلوگیری از اعزام مسعود لدنی به مرخصی درمانی
جرس: مسعود لدنی از دی ماه سال گذشته در شرایط سخت و با مشکلات جسمانی در زندان کارون اهواز بسر می برد. اما علی رغم دستور پزشک زندان و موافقت دادستان از اعزام وی به مرخصی درمانی ممانعت بعمل آمد.
به گزارش جرس، هفدهم فروردین ماه دادستان با درخواست مرخصی استعلاجی مسعود لدنی موافقت نمود. پس از امضای دادستان نامه به اجرای احکام برای تعیین وثیقه ارسال شد، اما علی رغم این موضوع در لحظات پایانی با مرخصی درمانی این زندانی سیاسی از سوی اجرای احکام مخالفت صورت گرفت.
لازم بذکر است، اداره اطلاعات در اين زمينه از خود سلب مسؤوليت نموده و گفته است كه ما نه شفاها و نه كتبا دستوري در اين خصوص نداشته ايم. بدین ترتیب خانواده این فعال ملی مذهبی دربند نمی دانند برای پیگیری به کدام مرجع باید رجوع کنند. این در حالی است که پزشک زندان دستور اقدامات درمانی را بمدت دو هفته در خارج از زندان برای مسعود لدنی صادر کرده است.
مسعود لدنی از فعالان سیاسی پرسابقه استان خوزستان است که از اواسط دی ماه سال گذشته برای گذراندن حکم ناعادلانه خود روانه این زندان شده است. او در طی این مدت بدلیل شرایط نامناسب زندان دچار ناراحتی های جسمی متعدد از جمله درد شدید پا شده است.
پیش از این پروین کهزادی همسر مسعود لدنی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت همسرش گفته بود: "زندان کارون اهواز به لحاظ بهداشتی و شرایط نگهداری زندانیان وضعیت نامناسبی دارد،همسر من نیز فلج است و نیاز به شرایط خاص نگهداری مانند صندلی چرخ دار،دستشویی مناسب ،تخت خاص و دیگر شرایط متناسب دارد اما این زندان دارای هیچکدام از این امکانات نیست."
مسعود لدنی در دادگاه غیر عادلانه به دو سال حبس تعزیری محکوم حکمی شد که در دادگاه تجدید نظر عینا مورد تایید قرار گرفت.
وی دهه شصت نیز به مدت سه سال به جرم هواداری از اندیشه های دکتر شریعتی در زندان بود. بعد از آن از شغل معلمی اخراج شد و نمی توانست کار دولتی داشته باشد.
Wednesday, 10 April 2013
فاطمه گلزار: محمدسیف زاده با تبدیل قرارمنع تعقیب به قرارمجرمیت دوباره در زندان ماند
فاطمه گلزار با اظهار تاسف از تغییر ناگهانی قرار منع تعقیب به قرار مجرمیت در خصوص پرونده دوم این وکیل حقوق بشر گفت:« ایشان می توانست در تاریخ ۵ فروردین ماه از زندان آزاد شود تا اینکه حکم دادگاه تجدید نظر پرونده سومش مشخص شود. یعنی تا زمانیکه حکم شش سال او تایید می شد یا تخفیف می یافت و یا حتی حکم برائت می گرفت می توانست در بیرون زندان باشد اما با به جریان افتادن دوباره پرونده خروج غیر قانونی از کشورش این امکان از او دریغ شد.»
محمد سیف زاده، وکیل و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر که با پایان دوران محکومیتش از لحاظ قانونی باید در تاریخ ۵ فرودین ماه امسال از زندان آزاد می شد به دلیل تغییر ناگهانی قرار منع تعقیب به قرارمجرمیت در خصوص پرونده خروج غیر قانونی از مرز به قصد اقدام علیه امنیت ملی، در آخرین روزهای سال گذشته همچنان در زندان بلاتکلیف باقی مانده است.
فاطمه گلزار، همسر و وکیل محمد سیف زاده با اعلام این خبر به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« ۵ فروردین ماه امسال دوران دو سال محکومیت همسرم تمام شد و ما منتظر به خانه آمدن او بودیم. در ماه های قبل هم به او با پرینتی نشان داده شده بود که برای پرونده دومش یعنی همان خروج غیر قانونی از کشور قرار منع تعقیب صادر شده بود. بنابراین ما مطمئن بودیم که دلیل قانونی برای ماندن او در زندان وجود ندارد و ۵ فرودین ماه به خانه می آید، اما من تصادفا در آخرین روزهای سال گذشته متوجه شدم که قرار منع تعقیب برای پرونده دومش به قرار مجرمیت دوباره تبدیل شده و بنابراین به این شکل او باید در زندان می ماند.»
فاطمه گلزار با اظهار تاسف از تغییر ناگهانی قرار منع تعقیب به قرار مجرمیت در خصوص پرونده دوم این وکیل حقوق بشر گفت:« ایشان می توانست در تاریخ ۵ فروردین ماه از زندان آزاد شود تا اینکه حکم دادگاه تجدید نظر پرونده سومش مشخص شود. یعنی تا زمانیکه حکم شش سال او تایید می شد یا تخفیف می یافت و یا حتی حکم برائت می گرفت می توانست در بیرون زندان باشد اما با به جریان افتادن دوباره پرونده خروج غیر قانونی از کشورش این امکان از او دریغ شد.»
محمد سیف زاده، وکیل و از موسسان کانون مدافعان حقوق بشر در آبان ماه سال ۸۹ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر ایران به ۹ سال زندان و ۱۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شد. او در اواخر فرودین ماه ۱۳۹۰ در شهر ارومیه به اتهام خروج غیر قانونی از کشور بازداشت شد و مدتی پس از بازداشت دادگاه تجدی نظر حکم پرونده اول او را به دو سال حبس تخفیف داد و او در زندان ماند تا دوران محکومیتش را سپری کند. از نظر قانونی ۵ فروردین ماه امسال این حکم پایان می یافت. با این حال او در دوران حبس به دلیل نوشتن نامه های انتقاد آمیز و امضا بیانیه های جمعی مجددا متهم به تبانی و اجتماع علیه امنیت ملی شد. چهار دادگاه برای رسیدگی به این اتهام او برگزار شد که هر بار او به دلیل غیر صالح دانستن دادگاه انقلاب حاضر به شرکت در آن و دفاع از خود نشد. اسفند ماه سال گذشته اعلام شد که دادگاه بدوی او را به دلیل این اتهام به ۶ سال حبس محکوم کرده است.
وکیل محمد سیف زاده در خصوص پرونده سوم موکلش که به ۶ سال حبس در دادگاه بدوی محکوم شده است به کمپین گفت:« اگر بنا به درخواست موکلم این پرونده او در دادگاه بی طرف و صالح بررسی نشود او مانند پرونده های دیگرش هیچ دفاعی از خود نخواهد کرد. او در این مورد یک نامه به آقای آوایی، معاون رییس قوه قضاییه نوشت و من اواخر اسفند ماه سال گذشته نامه را به دفتر ایشان بردم اما با برخورد به تعطیلات نوروزی ما هنوز نمی دانیم که تصمیم آقایی آوایی در این مورد چیست اما اگر ایشان پرونده را برای تجدید نظر به دادگاه بی طرف نفرستد سیف زاده دفاعی نخواهد داشت.»
فاطمه گلزار وضعیت جسمی همسرش را با توجه به سن بالا و شرایط زندان رجایی شهر کرج نامناسب توصیف کرد.
Tuesday, 9 April 2013
ضرب و شتم مهدی فراحی شاندیز در سلول انفرادی بند ۲۴۰ اوین/ مسئولان زندان دست او را شکسته اند
دو تن از مسئولان زندان اوین به نام های مومنی و عباسی، مهدی فراحی شاندیز، یکی از زندانیان سیاسی این زندان را به شدت ضرب و شتم کرده و به شکل وحشیانه ای دست راست وی را شکستند.
به گزارش خبرنگار کلمه، مهدی فراحی شاندیز از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین بوده که مدتی است به دلیل تکرار اعتراض هایش، به بند ۸ این زندان که محل نگهداری زندانیان عادی است، منتقل شده است. وی در آنجا نیز به اعتراض خود ادامه داده و به همین علت، شورای انضباطی وی را بارها به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل کرده است.
در آخرین حضور شاندیز در بند ۲۴۰، جواد مومنی معاون اجرایی زندان و عباسی رییس بند ۲۴۰ زندان اوین به سلول وی رفته و از وی خواسته اند تا مطلبی با مضمون عذرخواهی، توبه و ابراز پشیمانی از شعارها و کارهایش بنویسد که پس از امتناع شاندیز، این دو، وی را با باتوم و کابل مورد ضرب و شتم قرار داده اند و بر اثر شدت ضربه ها، آرنج دست راست این زندانی سیاسی شکسته است.
بر اساس این گزارش، مومنی و عباسی پس از ارتکاب این رفتار شرم آور و غیر قانونی، شاندیز را با دست شکسته در سلول رها کرده و تا چند روز از اعزام وی به بهداری جهت درمان خودداری می کردند. تا آنکه با افزایش درد و وخامت حال این زندانی سیاسی در سلول، ناگزیر از آتل بندی دست وی می شوند.
جواد مومنی معاون اجرایی زندان اوین است که طی سال های گذشته، نماینده رییس زندان در اجرای اعدام ها و شاهد به دار آویخته شدن تمامی محکومان اعدامی بوده است و به گمان زندانیان سیاسی همین موضوع باعث بروز برخی رفتارهای غیرطبیعی از سوی وی در مواجه با زندانیان شده است.
پیش از این گزارش شده بود که مهدی فراحی شاندیز، فعال حقوق کارگران و معلمان که در حال سپری کردن دورهی محکومیت سه سالهی خود در زندان اوین است، در ماههای اخیر، در دو نوبت و جمعا بیش از دو ماه را در سلولهای انفرادی این زندان گذرانده است.
فراحی شاندیز که از دیماه سال ۹۰ در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر میبرد، روز یازدهم دیماه سال ۹۱ و به دنبال سر دادن شعارهای اعتراضی در این بند، به مدت بیست روز به انفرادی تنبیهی منتقل شد و پس از پایان این مدت، به جای بند ۳۵۰ که در آن زندانیان سیاسی نگهداری میشوند، به سالن ۱۰ اندرزگاه ۸ که محل نگهداری زندانیان عادی است انتقال داده شد.
اما دورهی دوم انفرادی این زندانی سیاسی در نیمهی بهمنماه آغاز شد و این بار تا پایان سال ۹۱ به طول انجامید.
بر اساس این گزارش، دلیل عمدهی فشار بر مهدی فراحی شاندیز، نافرمانی اعتراضی او نسبت به قوانین زندان عنوان شده که شامل سر دادن شعار مرگ برای شخص اول نظام، شعارهایی چون «زنده باد آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور» و همچنین خودداری از حضور در آمارگیری زندان بوده است.
مهدی فراحی، «پسرعمو»ی اعظمالسادات فراحی همسر محمود احمدینژاد است. او در یازدهم دیماه ۹۰ بازداشت و برای گذراندن حکم سه سال زندان خود به دو اتهام «توهین به رهبری» و «اخلال در نظم عمومی» به زندان اوین منتقل شد و در همان ماههای نخست محکومیتش نیز مدتی را در سلول انفرادی بند ۲۴۰ این زندان سپری کرد.
این زندانی سیاسی که دارای مدرک مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است، در فاصلهی اردیبهشت تا بهمن ۸۸ نیز ۹ ماه را در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرده بود. بازداشت پیشین او در ارتباط با شرکت در تجمع روز جهانی کارگر بوده است. وی یک بار نیز در سال ۱۳۸۵ در ارتباط با تجمعی در پارک لاله تهران بازداشت و زندانی شد.
نسبت فامیلی مهدی فراحی شاندیز با همسر محمود احمدینژاد، با وجود بازداشتهای چندینبارهی او، تا مدتها مخفی مانده بود.
ضرب و شتم مهدی فراحی شاندیز در سلول انفرادی بند ۲۴۰ اوین/ مسئولان زندان دست او را شکسته اند
دو تن از مسئولان زندان اوین به نام های مومنی و عباسی، مهدی فراحی شاندیز، یکی از زندانیان سیاسی این زندان را به شدت ضرب و شتم کرده و به شکل وحشیانه ای دست راست وی را شکستند.
به گزارش خبرنگار کلمه، مهدی فراحی شاندیز از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین بوده که مدتی است به دلیل تکرار اعتراض هایش، به بند ۸ این زندان که محل نگهداری زندانیان عادی است، منتقل شده است. وی در آنجا نیز به اعتراض خود ادامه داده و به همین علت، شورای انضباطی وی را بارها به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل کرده است.
در آخرین حضور شاندیز در بند ۲۴۰، جواد مومنی معاون اجرایی زندان و عباسی رییس بند ۲۴۰ زندان اوین به سلول وی رفته و از وی خواسته اند تا مطلبی با مضمون عذرخواهی، توبه و ابراز پشیمانی از شعارها و کارهایش بنویسد که پس از امتناع شاندیز، این دو، وی را با باتوم و کابل مورد ضرب و شتم قرار داده اند و بر اثر شدت ضربه ها، آرنج دست راست این زندانی سیاسی شکسته است.
بر اساس این گزارش، مومنی و عباسی پس از ارتکاب این رفتار شرم آور و غیر قانونی، شاندیز را با دست شکسته در سلول رها کرده و تا چند روز از اعزام وی به بهداری جهت درمان خودداری می کردند. تا آنکه با افزایش درد و وخامت حال این زندانی سیاسی در سلول، ناگزیر از آتل بندی دست وی می شوند.
جواد مومنی معاون اجرایی زندان اوین است که طی سال های گذشته، نماینده رییس زندان در اجرای اعدام ها و شاهد به دار آویخته شدن تمامی محکومان اعدامی بوده است و به گمان زندانیان سیاسی همین موضوع باعث بروز برخی رفتارهای غیرطبیعی از سوی وی در مواجه با زندانیان شده است.
پیش از این گزارش شده بود که مهدی فراحی شاندیز، فعال حقوق کارگران و معلمان که در حال سپری کردن دورهی محکومیت سه سالهی خود در زندان اوین است، در ماههای اخیر، در دو نوبت و جمعا بیش از دو ماه را در سلولهای انفرادی این زندان گذرانده است.
فراحی شاندیز که از دیماه سال ۹۰ در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر میبرد، روز یازدهم دیماه سال ۹۱ و به دنبال سر دادن شعارهای اعتراضی در این بند، به مدت بیست روز به انفرادی تنبیهی منتقل شد و پس از پایان این مدت، به جای بند ۳۵۰ که در آن زندانیان سیاسی نگهداری میشوند، به سالن ۱۰ اندرزگاه ۸ که محل نگهداری زندانیان عادی است انتقال داده شد.
اما دورهی دوم انفرادی این زندانی سیاسی در نیمهی بهمنماه آغاز شد و این بار تا پایان سال ۹۱ به طول انجامید.
بر اساس این گزارش، دلیل عمدهی فشار بر مهدی فراحی شاندیز، نافرمانی اعتراضی او نسبت به قوانین زندان عنوان شده که شامل سر دادن شعار مرگ برای شخص اول نظام، شعارهایی چون «زنده باد آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور» و همچنین خودداری از حضور در آمارگیری زندان بوده است.
مهدی فراحی، «پسرعمو»ی اعظمالسادات فراحی همسر محمود احمدینژاد است. او در یازدهم دیماه ۹۰ بازداشت و برای گذراندن حکم سه سال زندان خود به دو اتهام «توهین به رهبری» و «اخلال در نظم عمومی» به زندان اوین منتقل شد و در همان ماههای نخست محکومیتش نیز مدتی را در سلول انفرادی بند ۲۴۰ این زندان سپری کرد.
این زندانی سیاسی که دارای مدرک مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است، در فاصلهی اردیبهشت تا بهمن ۸۸ نیز ۹ ماه را در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرده بود. بازداشت پیشین او در ارتباط با شرکت در تجمع روز جهانی کارگر بوده است. وی یک بار نیز در سال ۱۳۸۵ در ارتباط با تجمعی در پارک لاله تهران بازداشت و زندانی شد.
نسبت فامیلی مهدی فراحی شاندیز با همسر محمود احمدینژاد، با وجود بازداشتهای چندینبارهی او، تا مدتها مخفی مانده بود.
ضرب و شتم مهدی فراحی شاندیز در سلول انفرادی بند ۲۴۰ اوین/ مسئولان زندان دست او را شکسته اند
دو تن از مسئولان زندان اوین به نام های مومنی و عباسی، مهدی فراحی شاندیز، یکی از زندانیان سیاسی این زندان را به شدت ضرب و شتم کرده و به شکل وحشیانه ای دست راست وی را شکستند.
به گزارش خبرنگار کلمه، مهدی فراحی شاندیز از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین بوده که مدتی است به دلیل تکرار اعتراض هایش، به بند ۸ این زندان که محل نگهداری زندانیان عادی است، منتقل شده است. وی در آنجا نیز به اعتراض خود ادامه داده و به همین علت، شورای انضباطی وی را بارها به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل کرده است.
در آخرین حضور شاندیز در بند ۲۴۰، جواد مومنی معاون اجرایی زندان و عباسی رییس بند ۲۴۰ زندان اوین به سلول وی رفته و از وی خواسته اند تا مطلبی با مضمون عذرخواهی، توبه و ابراز پشیمانی از شعارها و کارهایش بنویسد که پس از امتناع شاندیز، این دو، وی را با باتوم و کابل مورد ضرب و شتم قرار داده اند و بر اثر شدت ضربه ها، آرنج دست راست این زندانی سیاسی شکسته است.
بر اساس این گزارش، مومنی و عباسی پس از ارتکاب این رفتار شرم آور و غیر قانونی، شاندیز را با دست شکسته در سلول رها کرده و تا چند روز از اعزام وی به بهداری جهت درمان خودداری می کردند. تا آنکه با افزایش درد و وخامت حال این زندانی سیاسی در سلول، ناگزیر از آتل بندی دست وی می شوند.
جواد مومنی معاون اجرایی زندان اوین است که طی سال های گذشته، نماینده رییس زندان در اجرای اعدام ها و شاهد به دار آویخته شدن تمامی محکومان اعدامی بوده است و به گمان زندانیان سیاسی همین موضوع باعث بروز برخی رفتارهای غیرطبیعی از سوی وی در مواجه با زندانیان شده است.
پیش از این گزارش شده بود که مهدی فراحی شاندیز، فعال حقوق کارگران و معلمان که در حال سپری کردن دورهی محکومیت سه سالهی خود در زندان اوین است، در ماههای اخیر، در دو نوبت و جمعا بیش از دو ماه را در سلولهای انفرادی این زندان گذرانده است.
فراحی شاندیز که از دیماه سال ۹۰ در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر میبرد، روز یازدهم دیماه سال ۹۱ و به دنبال سر دادن شعارهای اعتراضی در این بند، به مدت بیست روز به انفرادی تنبیهی منتقل شد و پس از پایان این مدت، به جای بند ۳۵۰ که در آن زندانیان سیاسی نگهداری میشوند، به سالن ۱۰ اندرزگاه ۸ که محل نگهداری زندانیان عادی است انتقال داده شد.
اما دورهی دوم انفرادی این زندانی سیاسی در نیمهی بهمنماه آغاز شد و این بار تا پایان سال ۹۱ به طول انجامید.
بر اساس این گزارش، دلیل عمدهی فشار بر مهدی فراحی شاندیز، نافرمانی اعتراضی او نسبت به قوانین زندان عنوان شده که شامل سر دادن شعار مرگ برای شخص اول نظام، شعارهایی چون «زنده باد آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور» و همچنین خودداری از حضور در آمارگیری زندان بوده است.
مهدی فراحی، «پسرعمو»ی اعظمالسادات فراحی همسر محمود احمدینژاد است. او در یازدهم دیماه ۹۰ بازداشت و برای گذراندن حکم سه سال زندان خود به دو اتهام «توهین به رهبری» و «اخلال در نظم عمومی» به زندان اوین منتقل شد و در همان ماههای نخست محکومیتش نیز مدتی را در سلول انفرادی بند ۲۴۰ این زندان سپری کرد.
این زندانی سیاسی که دارای مدرک مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است، در فاصلهی اردیبهشت تا بهمن ۸۸ نیز ۹ ماه را در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرده بود. بازداشت پیشین او در ارتباط با شرکت در تجمع روز جهانی کارگر بوده است. وی یک بار نیز در سال ۱۳۸۵ در ارتباط با تجمعی در پارک لاله تهران بازداشت و زندانی شد.
نسبت فامیلی مهدی فراحی شاندیز با همسر محمود احمدینژاد، با وجود بازداشتهای چندینبارهی او، تا مدتها مخفی مانده بود.
Monday, 8 April 2013
بازداشت حسین کیانی از فعالین سبز شهرستان آمل
جرس: در ادامه موج جدید بازداشت و احضار و ربایش فعالان سیاسی، حسین کیانی از فعالین سبز شهرستان آمل بازداشت شد.
به گزارش کلمه، حسین کیانی از سبزهای فعال در آمل روز گذشته به اداره اطلاعات آمل احضار و پس از بازجویی، بازداشت شده است.
خانواده حسین کیانی با مراجعه به دفتر دادستان آمل فولادی سوادکوهی هیچ جوابی دریافت نکرده اند.
نزدیکان این فعال سبز معتقدند فعالیت های فیس بوکی وی دلیل این بازداشت بوده و احتمال می دهند که وی به بازداشتگاه اداره کل اطلاعات استان مازندران ( بازداشتگاه شهید کچوئی در ساری ) منتقل شده است.
در هفته های اخیر اداره اطلاعات استان مازندران با احضار جمعی از فعالین اصلاح طلب بابل، ساری، آمل و بهشهر اقدام به تهدید این فعالین مبنی بر اینکه اصلاح طلبان نباید به هیچ وجه در انتخابات شرکت کنند، بوده است.
Sunday, 7 April 2013
تشدید فشار بر فعال کارگری دربند، پدرام نصراللهی
جرس:میزان فشارهای وارده برپدرام نصراللهی، فعال کارگری دربند و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری از سوی نیروهای امنیتی روز به روز در حال افزایش است.
به گزارش تارنمای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، عوامل اطلاعات و مسئولین امنیتی درون زندان مرکزی سنندج در ادامه ی سیاستِ فشار بر فعالین کارگری، با مراجعات متعدد و زیر فشار قرار دادن مداوم وی، و در تنگنا قرار دادن وی برای پذیرش شرایط آنان مبنی بر دست شستن از تمامی فعالیت های کارگری و استعفا از عضویت در کمیته هماهنگی، هر لحظه بر فشارهای خود بر این فعال کارگری می افزایند؛ و با دادن وعده هایی از قبیل آزادی فوری، اعطای شرایط اقامت در کشورهای اروپایی و غیره، سعی در تطمیع و ترغیب او در پذیرش خواسته ی خود از جانب وی دارند. بر اساس این گزارش اما پدرام نصراللهی در برابر تمامی تهدیدها و تطمیع ها ایستاده، و با پا فشاری بر حقانیت باورهای کارگری خود، از ادامه ی عضویت در کمیته هماهنگی دفاع کرده، و از حقِ ایجاد تشکل های مستقل و خود ساخته ی کارگران مصرانه دفاع میکند.
Saturday, 6 April 2013
به اتهام مشکوک خواندن مرگ ستار بهشتی، مدیر مسوول روزنامه خورشید محاکمه میشود
جرس: هر چند به پرونده قتل ستار بهشتی رسیدگی نشد، اما مدیرمسوول روزنامه خورشید می گوید: روز یکشنبه ۱۸ فروردین به شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران احضار شدهام و قرار است به صورت علنی و با حضور هیات منصفه این دادگاه برگزار شود.
محمدرضا تقویفرد، مدیرمسئول روزنامه خورشید به خبرگزاری ایسنا گفت به اتهام مشکوک خواندن مرگ ستار بهشتی، وبلاگنویسی که در زندان جان سپرد، روز یکشنبه ۱۸ فروردین به دادگاه کیفری استان تهران احضار شده است و قرار است بهشکل علنی و با حضور هیئت منصفه محاکمه شود.
وی افزود بازپرسی که او را احضار کرده، همان بازپرس و قاضی پرونده ستار بهشتی است.
تقویفرد گفت مطالبی که در رابطه با مرگ ستار بهشتی نوشته با رویکرد انتقاد سازنده پیرامون شیوه برخورد با موضوع بازداشت وی بوده و در مصاحبههای رسمی مسئولان قوه قضاییه و برخی نمایندگان مجلس نیز مطرح شده است.
مدیرمسئول روزنامه خورشید افزود: انتقاد سازنده جزو حداقلهای آزادی مطبوعات و رسانهها است.
ستار بهشتی، کارگر و وبلاگنویس ۳۵ ساله، آبانماه امسال در بازداشتگاه نیروی انتظامی جان سپرد.
وی ظهر روز ۹ آبان در منزلش در رباط کریم تهران بازداشت شد و ۱۳ آبان در مقر پلیس تولید و تبادل اطلاعات تهران (فتا) درگذشت.
Friday, 5 April 2013
وضعیت وخیم جسمانی عبدالله مومنی و مخالفت با مرخصی وی
جرس: عبدالله مومنی در حالی سومین نوروز را در زندان سپری کرد که از مشکلات کلیه رنج می برد اما با مرخصی استعلاجی وی مخالفت شده است.
به گزارش جرس، آخرین پاسخ به پیگیری های خانواده عبدالله مومنی این بوده است که تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری به او مرخصی داده نمی شود. این در حالیست که تاکنون دیگر درخواست های خانواده برای ملاقات حضوری و رسیدگی پزشکی به وضعیت وخیم جسمانی وی از سوی دادستانی بی پاسخ مانده است.
بر اساس این گزارش عبدالله مومنی از سنگ کلیه و ناراحتی های کلیه رنج می برد اما هیچگونه رسیدگی به وضعیت وی صورت نمی گیرد.
عبدالله مومنی در فروردین ماه سال ۸۹ پس از مدت ۸ ماه بازداشت به مرخصی استعلاجی آمد و در مدت مرخصی به دلیل بیماری هایی که در زندان دچارش شده بود، به مداوا مشغول بود. اما مداوای وی ناتمام و به زندان بازگردانده شد در حالیکه طبق نظریه پزشکی قانونی وی برای انجام معالجات مربوط به ناراحتی های کلیه و مثانه و مجاری ادراری می بایست به خارج از زندان اعزام و تحت مداوا قرار گیرد.
عبدالله مومنی یکی از فعالان مدنی- سیاسی شناخته شده است که روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در ستاد شهروند آزاد متعلق به حامیان مهدی کروبی با خشونت و ضرب و شتم دستگیر شد. او نزدیک به ۱۰۰ روز را در سلول انفرادی و تحت بازجویی به سر برد.
وی به خاطر فعالیتهای دانشجویی و سیاسی اش، چندین بار بازداشت و تحت شکنجه و فشار روحی قرار گرفته است.
نهایتا در دادگاه های نمایشی به تحمل چهار سال و یازده ماه حبس محکوم شد. این حکم در حالی برای مومنی صادر شد که محمد شریف، حقوقدان و وکیل دادگستری، با غیرقانونی نامیدن دادگاه به تشریح اینکه چگونه نتوانسته وکالت عبدالله مومنی را پیش از دادگاه بر عهده بگیرد پرداخته و گفته بود: "در طول مراجعات پی در پی٬ پرونده از دفتر دادستانی به دادیاری ارجاع نمی شد و پس از ارجاع، وکالت نامه ها را گرفتند اما چند روز قبل از تشکیل دادگاه، وکالت نامه را همراه با نامه ای از آقای مومنی مبنی بر اینکه به وکیل نیاز ندارد، مسترد کردند."
مومنی ازبیان فشارهایی که در زندان متحمل شده بود، در مجامع رسمی سکوت اختیار کرده بود تا اینکه در نامه ای خطاب به رهبری از شکنجه های رفته بر او پرده برداشت.
او در این نامه به شکنجه های فیزیکی و روانی از جمله ضرب و شتم و سیلی های پیاپی، اقدام به خفه کردن تا حد بیهوشی، نگهداشتن سر زندانی در کاسه توالت، حبس در سلول انفرادی، تهدید مکرر به اعدام، تهدید به آزار و اذیت جنسی، وادار شدن به تمرین برای اعترافات ساختگی توسط بازجویان، جلسات چند ساعته بازجویی و ایستادن بر روی یک پا اشاره کرده بود.
این فعال دانشجویی سابق در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ پس از انتشار این نامه با اتهام های جدید نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی رو به رو شد و فشارها بر او افزایش یافت.
Thursday, 4 April 2013
ممانعت از مراسم ترحیم صدرحاج سیدجوادی در حسینیه ارشاد
جرس: به گفته برخی از دوستان مرحوم احمدصدر حاج سیدجوادی مقامات امنیتی مانع از برگزاری مراسم ترحیم این مبارز سیاسی در حسینیه ارشاد شده اند.
به گزارش ندای سبز آزادی، گفته می شود با درخواست خانواده صدر حاج سید جوادی برای برگزاری مراسم ترحیم در حسینیه ارشاد و یا مسجد جامع شهرک غرب با و جود اخذ تعهدات امنیتی موافقت نشده است.
بنا به این گزارش قرار شده است که مراسم ترحیم این مرحوم روز جمعه از ساعت 16 تا 19 مراسم در منزل آن زنده یاد واقع در الهیه، کوچه واثق نوری، بن بست یاسر برگزار شود.
از سوی دیگر برخی از خبرها حاکی از احضار دختر ایشان به وزارت اطلاعات است.
هنوز خبر رسمی مبنی بر برگزاری مراسم ترحیم در تهران از سوی خانواده وی اعلام نشده است.
احمدصدر حاج سیدجوادی یازده فروردین ماه سالجاری در سن نود و شش سالگی در بیمارستان آبان دار فانی را وداع گفت و مراسم تشییع وی بدون هیچ مشکلی با حضور شخصیت های سیاسی و مذهبی در تهران برگزار و سپس پیکر او برای تدفین به قزوین انتقال داده شد و بدون هیچ تنشی بعد از انجام مراسم نماز به خاک سپرده شد.
Wednesday, 3 April 2013
بی خبری مطلق از وضعیت آرش صادقی، فعال دانشجویی زندانی
جرس: بیش از پنج ماه هیچ اطلاعی از وضعیت آرش صادقی فعال دانشجویی دربند در دست نیست.
به گزارش جرس، در روزهای پایانی سال، بدنبال پیگیری ها و نگرانی خانواده هیچ پاسخی به آنها داده نشده است. از آخرین ملاقاتی که پدربزرگ این دانشجوی دربند با او در اواخر آبان ما سال گذشته داشته است، تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت او در دست نیست. پس از آغاز سال نو نیز پیگیری ها نتیجه ای دربر نداشته و مسئولین حتی اعلام نمی کنند او در چه مکانی نگهداری می شود.
آرش صادقی فعال دانشجویی در تاریخ ۲۵دی ماه ۱۳۹۰توسط وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ اطلاعات منتقل گردید و تا ماهها هیچ اطلاعی از وی در دست نبود.
از زمان بازداشت تاکنون (پانزده ماه) تنها دو بار پدربزرگ او توانسته با او ملاقات کند. و در آخرین ملاقات از نظر جسمانی به شدت ضعیف و لاغر شده بود. آرش در این ملاقات به پدربزرگ خود گفته بود که از زمان بازداشت (بیش از ده ماه) در سلول انفرادی بند امنیتی ۲۰۹ نگهداری می شود.
به گفته منابع مطلع، خانواده آرش صادقی تحت فشار هستند تا هیچگونه اطلاع رسانی از وضعیت نامعلوم او نکنند. این در حالیست که بیش از پنج ماه هیچ اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست و خانواده وی بشدت نگران سلامت وی هستند.
بدنبال این فشارها بود که سال گذشته شیرالله درگاهی، پدر بزرگ آرش صادقی پس از نگارش نامه به بازجوی نوهاش بازداشت و پس از تهدید با قید کفالت ۲۰ میلیون تومان آزاد شد. پدر آرش صادقی نیز که تاکنون نتوانسته است فرزند خود را ملاقات کند بارها توسط اطلاعت تهديد شده است که نبايد ارتباطی با فرزندش داشته باشد در غیر اینصورت از کار و محل سکونتش بیرون می شود. حسین صادقی که از جانبازان جنگ است در ارتش خدمت می کند و در خانه سازمانی ارتش سکونت دارد.
شادوران فرحناز درگاهی مادر آرش صادقی بود که در جریان حمله شبانه نیروهای وزارت اطلاعات به منزل پدری آرش صادقی، سکته کرد و درگذشت.
آرش صادقی، فعال دانشجویی پس از درگذشت مادرش در گفت و گو با جرس گفته بود: "آن روزی که به منزلمان حمله کرده بودند من منزل نبودم. خواهرم همه ماجرا را تعریف کرد و گفت ساعت چهار صبح در خانه را می زنند و خواهرم در را باز نمی کند که آنها شیشه را می شکنند و داخل می شوند. آنها با داد وبیدا تمام وسائل را به هم می ریزند و یکسری کتاب و وسائل شخصی من را با خودشان می برند. جالب این است که هربار که اینها مرا احضار کردند من خودم مراجعه می کردم اما این بار هیچ تماسی جهت احضار با من گرفته نشد. همان موقع مادرم دچار حمله قلبی می شود بعد از اینکه در بیمارستان بستری شد متاسفانه چهار روز بعد فوت می کند که هنوز باورم نمی شود و در شوک هستم. من هنوز نمی دانم از طرف چه ارگانی و به چه دلیلی آن موقع شب یک عده لباس شخصی می ریزند خانه، اگر تلفن می کردند و نامه می دادند که من به جایی مراجعه کنم من که همیشه خودم می رفتم دیگر این کارها نیاز نبود.
تا قبل از اتفاقاتی که برایم بیافتد فکر می کردم آقایان ذره ای اعتقاد به دین اسلام و اخلاق دارند. تصور می کردم یک سوء تفاهمی بین ما هست که با گفتگو قابل برطرف شدن است. اما بعد از این جریانات و بخصوص بازجویی های که من گذراندم و کتک هایی که خوردم متوجه شدم اینها به هیچ چیز اعتقاد ندارند. مخصوصا در بازجویی های اخیر که اصلا رفتار خوبی نداشتند و من را مورد شکنجه قرار دادند. بارها اینقدر کتک می خوردم که از هوش می رفتم و علاوه بر همه اینها در تمام مدت هم ممنوع الملاقات و ممنوع از هواخوری و تلفن بودیم و شرایط بسیار سختی بود."
وی اولین بار بعد از انتخابات ریاست جمهوری۸۸ و به دلیل پیامدهای برگزاری برنامه تریبون آزاد در دانشگاهها بازداشت و پس از سه ماه شکنجه روحی و جسمی به قید وثیقه آزاد میشود. او پس از سه ماه مجددا بازداشت به مدت دو ماه را در بازداشت گذراند. وی پس از آزادی بار دیگر در فروردین سال ۸۹ به دلیل مصاحبه با رسانههای خبری خارج از کشور بازداشت شد. در جریان این بازداشتها و بازجوییهای پیاپی، پرونده به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران ارسال و برای او حکم ۶ سال حبس تعزیری صادر و در دادگاه تجدید نظر، حکم به یک سال کاهش یافت. آرش صادقی با گذراندن دوران محکومیت خود گذراند اما پس از آزادی بار دیگر در دی ماه سال ۹۰ بازداشت و از آن زمان تاکنون در بازداشت غیر قانونی بسر می برد.
Tuesday, 2 April 2013
وضعیت وخیم مهدی خزعلی، کاهش شدید فشار خون و ضربان قلب
جرس: مهدی خزعلی در نود و سومین روز از اعتصاب غذای خود در حالی که در شرایط جسمی نامساعدی بود به بهداری زندان اوین منتقل شد.
به گزارش ندای سبز آزادی این زندانی سیاسی که پیشتر هم بارها اعلام کرده بود تا شهادت بر سر آرمان های خود ایستاده است، طی روزهای اخیر در شرایط جسمی نامساعدی به سر برده بطوری که فشار خون او به 5.5 رسیده است.
مهدی خزعلی که از نهم آبان ماه در زندان بسر می برد و به رغم داشتن حکم آزادی به قید وثیقه همچنان در بند 209 اطلاعات اوین نگهداری می شود پس از بیش از سه ماه اعتصاب غذا با کاهش شدید فشار خون و ضربان قلب رو به رو شد و به بهداری اوین منتقل شده است.
پیش از این فرزند این زندانی سیاسی گفته بود که پدرش توان راه رفتن هم ندارد و بیش از سی کیلو کاهش وزن داشته است.
Monday, 1 April 2013
پنج سال حبس دیگر برای غازی حیدری، فعال خوزستانی محبوس
جرس: غازی حیدری فعال سیاسی عرب زبان که در حال گذران محکومیت ده ساله خود در زندان کارون اهواز بود، طی حکمی جدید به پنج سال حبس تعزیری دیگر هم محکوم شد.
به گزارش ندای سبز آزادی،این زندانی سیاسی که بیش از سه سال است در حبس به سر می برد، طی دوران حبس شکنجه فیزیکی شده است.
چندی پیش این زندانی سیاسی در وضعیت نامناسب جسمی و فیزیکی بود بطوری که از بیماری عضلانی و درد مفاصل رنج می برد.
بر اساس گزارش مذکور، حیدری این حکم جدید را باید در زندان شیراز سپری کند.
Subscribe to:
Posts (Atom)