کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان

Tuesday, 31 December 2013

ایجاد تشنج در بند ۳۵۰ زندان اوین و انتقال سه زندانی به انفرادی

جرس: صبح امروز (۹دی) در پی اعلام چند تن از عوامل محبوس وزارت اطلاعات در ۳۵۰ زندان اوین مبنی بر برپایی راهپیمایی ۹دی بر علیه زندانیان سیاسی عقیدتی و حضور نیروهای وزارت اطلاعات در جلوی درب ورودی بند ۳۵۰ فضای این بند متشنج شد. به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پس از آن یکی از زندانیان امنیتی با تطمیع وزارت اطلاعات اقدام به سر دادن شعارهایی بر علیه زندانیان سیاسی – عقیدتی کرده و موجب ناراحتی و برخورد آنان شد که در این بین طی اقدامی عجیب و ناعادلانه از سوی مسولین زندان ، سه زندانی به نامهای عماد بهاور، حسن اسدی زیدآبادی و بهزاد عرب گل به سلولهای انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شدند. بر اساس گزارش ها، از سال گذشته عباسی نماینده وزارت اطلاعات با حضور در بند ۳۵۰ زندان اوین اقدام به ایجاد تنش و درگیری مینماید که بنا به اطلاعات به دست آمده ، اتفاقات صورت گرفته و تحریک زندانیان سیاسی عقیدتی در روز جاری با هماهنگی وی صورت گرفته است.

Monday, 30 December 2013

فشارهای امنیتی ادامه دارد؛ ممانعت از برگزاری مراسم یادبود نلسون ماندلا

جرس: در ادامه اعمال محدودیت ها برای فعالان سیاسی و مدنی در ایران، نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم یادبود نلسون ماندلا در حسینیه ارشاد ممانعت بعمل آوردند. به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۴ دی ماه گروه‌های حقوق بشری و فعالین مدنی قصد برگزاری مراسم یادبود نلسون ماندلا رهبر جنبش ضد آپارتاید (نژادپرستی) آفریقای جنوبی را در سالن اجتماعات نائینی کانون وکلای دادگستری داشتند که برخی از اعضای هیات مدیره و ریاست فعلی کانون وکلا از بیم نیروهای امنیتی مانع از برگزاری آن شدند. از اینرو گروههای حقوق بشری و فعالین مدنی تصمیم گرفتند مراسم مزبور را در حسینیه ارشاد تهران برگزار کنند و اینبار به ایشان اطلاع داده شد بدلیل حضور سیدمحمد خاتمی به هیچ عنوان امکان تشکیل این بزرگداشت وجود ندارد. سخنرانان و مدعوین این جلسه عبارت بودند از : آقای دکتر امیر ناصر کاتوزیان، دکتر جمشید ممتاز، دکتر علی آزمایش، دکتر بهمن کشاورز، عزت الله انتظامی، انوشیروان روحانی، محمدرضا جلائی پور، فاطمه معتمد آریا، سفیر آفریقای جنوبی در تهران، نسرین ستوده و جعفر پناهی و تعدادی از فعالین مدنی، سیاسی و چهره های ملی. طی سالهای اخیر، مقامات و نهادهای امنیتی، مانع از برگزاری هرگونه مراسم غیرحکومتی شده و از انجام مراسم ختم، یادبود و سالگرد چهره های ملی، دینی، هنری و دانشجویی، که با حکومت همراه نبوده اند، به بهانه های مختلف جلوگیری کرده اند. این روند با به قدرت رسیدن دولت حسن روحانی نیز همچنان ادامه داشته، وزارت اطلاعات مانع از برگزاری مراسم سالگرد مهندس بازرگان در حسینیه ارشاد شد.

Sunday, 29 December 2013

خونریزی کلیه و از بین رفتن سوی چشم زندانیان اعتصابی، بعد از ۵۵ روز اعتصاب غذا

جرس: شش زندانی اهل سنت محکوم به اعدام در زندان قزل‌حصار در ۵۵مین روز از اعتصاب غذا با مشکلات بینایی و خونریزی کلیه مواجه هستند. به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حامد احمدی یکی از شش زندانی اهل سنت که در اعتصاب غذا بسر می‌برد دچارخونریزی کلیه شده و دیگر قادر به ادرار کردن نیست؛ وی در شرایط خطرناکی بسر می‌برد. از بین رفتن سوی چشم از دیگر مشکلاتی است که چند تن از این زندانیان اعتصاب کننده بدان دچار شده‌اند و مسئولین هیچ‌گونه رسیدگی در این باره صورت نداده‌اند. دکتر محمود امیری مقدم پزشک و فعال حقوق بشر ساکن نروژ در مورد وضعیت سلامتی ایشان ابراز داشت: «شرایط ایشان بسیار نگران کننده است و اعتصاب وارد مرحله‌ای شده که عوارض جبران ناپذیری را در پی‌خواهد داشت.» یک منبع مطلع گفت: «خانواده این ۶ زندانی اهل سنت صبح روز شنبه جهت ملاقات با ایشان به زندان قزل‌حصار مراجعه کرده و مورد بازرسی و توهین شدید مسئول زندان قرار گرفتند. این خانواده‌های پس از ۴ ماه موفق شده بودند برای دیدار عزیزانشان به زندان بروند که متاسفانه مسئولین از هیچ توهین و حرف زشتی در حق ایشان دریغ نکردند. در ‌‌نهایت نیز با وجود طی صد‌ها کیلومتر راه از سنندج تا زندان قزل‌حصار تنها ۱۰ دقیقه اجازه ملاقات را پیدا کردند.» حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی، صدیق محمدی و سیدهادی حسینی از روز دوشنبه ۱۳ آبان ماه در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و حکم اعدام که برایشان صادر شده، دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

Saturday, 28 December 2013

ماموران گفتند به‌‌ همان راحتی که پسرت را کشتیم دخترت را هم می‌کشیم

جرس:شهید مصطفی کریم بیگی، یکی از جانباختگان عاشورای جنبش سبز (ششم دی ماه ۱۳۸۸ ) است، که حوالی خیابان نوفل لوشاتو مورد اصابت گلوله از ناحیه سر قرار گرفت. خانواده وی می گویند پیکر او کالبد شکافی شده بود و اثر گلوله در پیشانی‌اش مشهود بوده است. هم‌چنین با وجود سکونت او در تهران، ماموران امنیتی اجازه دفن او را در شهر تهران نداده‌اند، به همین خاطر خانواده او مجبور شدند او را هنگام غروب آقتاب در شهریار کرج دفن کنند. به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، بهروز جاوید تهرانی به مناسب چهارمین سالگرد قتل وی گفتگویی با مادر این شهید انجام داده است که متن آن به شرح زیر است: ابتدا ضمن تشکر از اینکه قبول کردید در سالگرد جانباختن ایشان با ما گفتگو کنید تشکر میکنم و از شما می خواهم به صورت مختصر ایشان را برای خوانندگان ما معرفی کنید. مصطفی ۲۶ ساله بود، فرزند ارشد و تنها پسر خانواده. همه ی فامیل جور دیگری دوستش داشتند، پر از اطلاعات بود و اهل مطالعه، پسر منطقی و آرامی بود، برای آینده‌اش برنامه‌ها داشت اما… چه طور خبر مرگ ایشان به گوشتان رسید؟ ۱۴ روزی بود که از این آگاهی به آن آگاهی دنبال مصطفی بودیم و نامه نگاری می کردیم. در ‌‌نهایت در آگاهی شاپور در بین عکس‌های اجساد او را شناسایی کردم اما مامورین با صحنه سازی و فریب، طوری به من قبولاندند که، من اشتباه کرده‌ام و آن جسد پسرم نیست. سپس نامه‌ای دادند و مرا به پزشکی قانونی کهریزک فرستادند. من و دخترم و یکی از دوستان پسرم به آن جا رفتیم و او را در بین اجساد مجهول الهویه دیدیم. من دیگر چیزی به یاد ندارم‌‌ همان جا خشک شدم و مرا به خانه رساندند… مسئولین چگونه با این مسئله برخورد کردند؟ اساساً چه مشکلات و تهدیداتی بعد از مرگ ایشان برای شما به وجود آمد؟ در‌‌ همان اولین روز‌ها پدر و خواهر مصطفی را خواستند و گفتند امریکا پسر شما را کشته و در مراسم تدفین مامورین خواهند بود. از ما خواستند که هیچ سر و صدایی نکنیم و با هیچ رسانه ای مصاحبه‌ای نداشته باشیم. چند روز بعد از مراسم هفتم هم عده‌ای به منزل ما آمدند و خواستند که بگوییم مصطفی بسیجی بوده، اما با مخالفت ما روبه رو شدند و راه‌شان را گرفتند و رفتند… بعد از آن تهدید‌ها اکثراً تلفنی بود و یک بار هم حتی گفتند به‌‌ همان راحتی که پسرت را کشتیم دخترت را هم می‌کشیم و من گفتم کشتن کار شماست مرا هم بکشید.

Friday, 27 December 2013

بازداشت سه شهروند کرد و محکومیت دو فعال کارگری

جرس: دو فعال کارگری به حبس محکوم شدند. همزمان منابع حقوق بشری گزارش داده اند که سه شهروند کرد به نام های حسین زارع، فیروز زارع و سیروان سعیدی توسط نیروهای امنیتی در ارومیه بازداشت شده اند. به گزارش آژانس خبری موکریان، از این سه شهروند کرد که چند هفته پیش بازداشت شده به مدت دو هفته در بازداشتگاه سپاه ارومیه نگهداری می شدند، روز چهارشنبه ۴ دیماه ۹۲ سیروان سعیدی به زندان مرکزی ارومیه و حسین و فیروز زارع به زندان المهدی سپاه منتقل شده اند. هنوز اطلاع دقیقی از وضعیت این شهروندان در دست نیست ولی گفته میشود این سه به اتهام تبلیغ علیه نظام بازداشت شده اند.

Thursday, 26 December 2013

وضعیت نگران کننده برخی زندانیان در ورامین، کرج و بندرعباس

جرس: در ادامۀ آزار و اذیت زندانیان، این بار گزارش رسیده است که زندان قرچک ورامین که مخصوص زنان زندانی می‌باشد طی چند ماه گذشته فاقد آب گرم مناسب برای استحمام بوده است. همزمان اعلام شد که محمدرضا پورشجری وبلاگ نویس زندانی در زندان ندامتگاه مرکزی کرج به بیمارستان خمینی تهران منتقل و بستری گردید. طی ۵۰ روز گذشته نیز، هیچ اطلاعی از سرنوشت ارژنگ داوودی زندانی سیاسی محبوس در زندان بندرعباس بدست نیامده است. به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زندان قرچک ورامین حدود ۱۹۰۰ زندانی زن با جرایم مختلف را درخود جای داده و این زندان که از چند سوله تشکیل شده است طی چند ماه گذشته فاقد آب گرم برای استحمام زندانیان بوده و حتی برای ۲۰ روز نیز آب آن کلا قطع بوده است. بر اساس گزارش ها، طی ۲۰ روزی که آب زندان قطع بود تنها یک لوله آب شیرین برای ۱۹۰۰ زندانی موجود بود که آب آشامیدنی زندانیان را تعمین می‌کرد. عضو خانواده یکی از زندانیان محبوس گفت: «طی روزهای اخیر تنها روزی ۳ ساعت آب گرم برای زندان وصل کرده‌اند که آن هم باقطعی مکرر روبرو می‌شود و به هیچ وجه برای استحمام تمام زندانیان کافی نیست. اکثر زندانیان به بیماری‌های عفونی مبتلا شده‌اند و حشرات موزی در بند امان زندانیان را بریده است.» انتقال محمدرضا پورشجری به بیمارستان همچنین گزارش شد که محمدرضا پورشجری وبلاگ نویس زندانی در زندان ندامتگاه مرکزی کرج به بیمارستان خمینی تهران منتقل و بستری گردید. محمدرضا پورشجری معروف به سیامک مهر، وبلاگ نویس زندانی در ندامتگاه مرکزی کرج که به بیماری قلبی شدید مبتلاست صبح روز جاری چهارشنبه ۴ دی ماه به بیمارستان خمینی تهران منتقل و بستری گردید. وی که از بیماری های دیسک کمر، قند بالای خون و پروستات نیز رنج میبرد مدتها از امکانات درمانی در زندان مزبور محروم بوده و از شرایط جسمی بدی برخوردار است. محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ نویس زندانی ۵۱ ساله، ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزل مسکونی خود در شهر کرج بازداشت شد. او پس از بازداشت به سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل و مدت هفت ماه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفت که این فشار‌ها موجب آسیب‌های جسمی بر روی وی گردید. بی‌خبری از وضعیت ارژنگ داوودی و نگرانی نسبت به سلامت وی همچنین طی ۵۰ روز گذشته هیچ اطلاعی از سرنوشت ارژنگ داوودی زندانی سیاسی محبوس در زندان بندرعباس بدست نیامده است. ارژنگ داوودی فعال سیاسی و زندانی سیاسی زندان بندرعباس از تاریخ ۱۹ آبان ماه از بند امنیتی زندان بندرعباس به نقطه نامعلومی منتقل شد. یکی از نزدیکان وی گفت: «از تاریخ ۱۹ آبان ارژنگ داوودی هیچ تماسی با بستگان خود نداشته و هیچ ملاقاتی نیز به وی داده نشده است. ما از طریق تماسی از داخل زندان فهمیدیم که ارژنگ را به بند ۳ و در مکانی که حالت انفرادی دارد و هیچ پنجره‌ای به بیرون ندارد منتقل کرده‌اند و ارژنگ نیز دست به اعتصاب غذا زده است.» وی در خصوص علت این سخت‌گیری‌ها در مورد این زندانی سیاسی گفت: «ارژنگ داوودی همیشه از داخل زندان نامه می‌نوشت و نامه‌های وی در فضای مجازی منتشر می‌شد. مسئولین زندان هم بار‌ها وی را تهدید کردند که از نامه نگاری دست بردارد. بی‌شک دلیل سخت گیری‌های اخیر مسئولین و کلا تبعید ارژنگ به زندان بندرعباس هم همین می‌باشد.» وی در پایان گفت: «خانواده ارژنگ بشدت نگران هستند و از همه فعالین حقوق بشر می‌خواهند که نگذارند ارژنگ داوودی به سرنوشت سایر زندانیان سیاسی که در زندان درگذشتند مبتلا شود.» گفتنی است، ارژنگ داوودی تاکنون به ۲۰ سال و ۸ ماه زندان محکوم شده است. این زندانی سیاسی سالخورده که در تمام طول محکومیت خود از حق مرخصی محروم بوده است از اوایل تیر ماه سال گذشته از بند ۱۲ زندان رجایی شهر کرج به انفرادیهای بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و پس از ۱۲۷ روز انفرادی در این بند به زندان بندر عباس تبعید شده است.

Wednesday, 25 December 2013

پرونده سازی اداره اطلاعات اهواز علیه یک فعال عرب

داره اطلاعات اهواز، علی ساعدی فعال عرب اهوازی را به مدت بیش از دوسال درزندان انفرادی حبس کرده وتحت بدترین شکنجه ها وبدون داشتن حتی وکیل تسخیری، بواسطه سه بار تغییر قاضی پرونده وپرونده سازی علیه وی، او را به دوبار اعدام و۱۷ سال حبس محکوم کرده است. حکم صادره علیه این فعال عرب هم اکنون دردیوان عالی کشور دردست بررسی است.

Tuesday, 24 December 2013

صدور احکام سنگین اعدام، حبس و تبعید برای مولوی نقشبندی و یارانش

منابع محلی از زاهدان از احکام سنگین حبس برای مولوی فتحی نقشبندی، امام جمعه شهر اهل سنت شهر راسک و همراهانش می دهند. طبق این گزارش پس از حدود ۶٠٠ روز از بازداشت يازده شهروند اهل سنت به نام‌هاى فتحى محمد نقش بندى، عبدالغفار نقشبندى، ملک محمد آباديان، هادى آباديان، عبدالله آباديان، گل محمد بليده‌اى، جابر آباديان، فواد آباديان، نظام الدين ملازاده، فقير محمد رئيسى، حميد ملازاده، به اتهام ترور مولوى مصطفى جنگى زهى، رئيس پاسگاه بسيج شهر راسک، احکام صادره برای برخی از متهمان به شرح زیر اعلام شده است: مولوی فتحی محمد نقشبندی،15 سال زندان و تبعید به خلخال عبدالغفار نقشبندی، 13 سال حبس و تبعید به مکانی نامعلوم نظام الدین ملازاده، ملک محمد آبادیان، جواد آبادیان و جابر آبادیان نیز به اعدام محکوم شدند. احکام فقیر محمد رئیسی و گل محمد بلیده ای تا این لحظه مشخص نشده است. کمپین فعالین بلوچ با انتشار این گزارش اعلام کرد که این احکام در حالی صادر می شود که در روز های اخیر مسئولان مربوطه به مولانا عبدالحمید و معتمدین سرباز و خانواده زندانیان و وکلاء وعده داده بودند که بنا بر نبود انگیزه قتل این افراد به زودی آزاد می شوند. از سوی دیگر مولوی فتحی محمد نقشبندی احکام صادره دادگاه علیه خود و همراهانش را رد کرده و آنها را بی اساس خوانده است. گفتنی است پیش از این خانواده مولوی مصطفی جنگی زهی با ارائه رضایت نامه کتبی دخالت مولوی نقشبندی و همراهان وی را در قتل مولوی جنگی زهی رد کرده و آنها را از این اتهام مبرا دانسته بودند.

Monday, 23 December 2013

ناپدید شدن دو شاعر اشعار شاهین نجفی در تهران

نزدیکان دو شاعر که پیش از این به دلیل سرودن اشعاری برای شاهین نجفی احضار شده بودند، می گویند این دو جوان پس از یک احضار قضایی تازه ناپدید شده اند.مهدی موسوی و فاطمه اختصاری که هر دو اشعاری برای برخی از ترانه های شاهین نجفی خواننده رپ سروده بودند، پس از آن که برای پرسش در باره ممنوع الخروج بودن به دادسرا مراجعه کرده اند، ناپدید شده اند.

Sunday, 22 December 2013

اعتراضات دانشجويی در تهران و شيراز و چهل ونهمين روز اعتصاب غذای ۶زندانی سياسی در قزلحصار کرج

تجمع بزرگ دانشجويان دانشگاه صنعتی شيراز برای آزادی دانشجويان زندانی تظاهرات هزار دانشجوی علم و صنعت تهران با شعار ”دانشجو می ميرد، ذلت نمی پذيرد“ چهل ونهمين روز اعتصاب غذای 6زندانی سياسی کرد در زندان قزلحصار کرج اعتراض صدها تن از مردم سيستان و بلوجستان به خشک شدن رودخانه هامون حرکت اعتراضی کارگران نيشکر هفت تپه خوزستان تجمع اعتراضی بيش از 500تن از کارگران کارخانه پلی اکريل اصفهان هزار تن از دانشجويان علم و صنعت تهران با شعار «دانشجو می ميرد ذلت نمی پذيرد» تظاهرات کردند و خواستار برچيدن فضای امنيتی دانشگاه شدند. دانشجويان در تظاهرات خود عکسهای شهيد کيانوش آسا و فاطمه باقری را حمل می کردند تظاهر کنندگان شعار می دادند: «عاليه عاليه جای آسا خاليه»، «معاون فرهنگی بر کنار برکنار» «زندانی سياسی آزاد بايد گردد» و «دانشجو می ميرد ذلت نمی پذيرد» دانشجويان دانشگاه صنعتی شيراز با برپايی تجمعی بزرگ خواستار آزادی دانشجويان زندانی شدند. دانشجويان در اين تجمع همچنين خواستار برکناری رئيس مزدور اين دانشگاه به نام «جم» گرديدند. روز يکشنبه اول ديماه جاری چهل ونهمين روز اعتصاب غذای شش زندانيان سياسی کرد در زندان قزل حصار کرج در حالی ادامه يافت که حال اين زندانيان بر اثر عوارض ناشی از اعتصاب و جلوگيری دژخيمان از رسيدگيهای پزشکی و صنفی وخيم است. اعتصابيون گفته اند که تا محقق شدن خواسته هايشان به اعتصاب ادامه خواهند داد. اسماعيل برزگری موزيسين آذربايجانی که در انفرادی اوين محبوس است در پنجاه و ششمين روز اعتصاب غذ از مشکلات حاد ناشی از عوارض اعتصاب رنج می برد. پزشکان بهداری اوين نسبت به ادامه اعتصاب غذای وی به دليل وخامت حالش هشدار دادند. طی روزهای گذشته تنفس اين زندانی اعتصابی نامنظم شده به طوری که منجر به استفاده از تنفس مصنوعی شده است

Saturday, 21 December 2013

مهدی ملکی از اعضای حزب پان ایرانیست بازداشت شد

مهدی ملکی از اعضای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست شامگاه چهارشنبه ۲۷ آذرماه بازداشت شد. به گزارش سازمان جوانان حزب پان ایرانیست، ماموران امنیتی شامگاه چهارشنبه ۲۷ آذرماه با مراجعه به منزل مهدی ملکی، وی را بازداشت کردند. همچنین ماموران وسائل شخصی وی مانند کامپیو‌تر و … را نیز همراه خود برده‌اند. از محل نگهداری این فعال ملی اطلاعی در دست نمی‌باشد.

Friday, 20 December 2013

زندانی سیاسی افشین بایمانی مجددا دچار حمله قلبی شد

جرس: افشین بایمانی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج روز شنبه دچار حمله قلبی مجدد شد و به بیمارستان خمینی تهران منتقل گردید. به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی که بیش ۱۳ سال را در زندان سپری کرده است، حدود ساعت ۶ روز شنبه ۲۳ آذر ماه دچار حمله قلبی مجدد شده و بصورت اورژانس به بیمارستان خمینی تهران منتقل گردید. یک منبع مطلع گفت: «وی ظهر دوشنبه در حالی به سالن ۱۲ عودت داده شد که پزشکان بیمارستان برایش مراقبت تحت نظر پزشک متخصص و دوری از هرنوع استرس و فشار عصبی را تجویز نموده‌اند. افشین بایمانی باید به مرخصی درمانی اعزام شود و مسئولین نسبت به این موضوع بی‌توجهی می‌کنند.» گفتنی است، پیش‌تر نیز رسانه‌های حقوق بشری نسبت به ناراحتی قلبی این زندانی سیاسی و بی‌توجهی مسئولین هشدارهایی داده بودند. افشین بایمانی زندانی سیاسی سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، در ۱۵ شهریور ۱۳۷۹ به جرم کمک به فرار برادر خود «مهدی بایمانی» بازداشت و به اعدام محکوم می‌شود. این حکم در دادگاه تجدید نظر به تایید می‌رسد، اما پس از ۶ سال حکم وی به حبس ابد تقلیل می‌ابد

Thursday, 19 December 2013

کشته شدن همسر و مادر پیمان عارفی بر اثر سانحه رانندگی پس از ملاقات این زندانی سیاسی تبعیدی به مسجد سلیمان

همسر و مادر پیمان (امیر رضا) عارفی زندانی تبعید شده به مسجد سلیمان، در راه بازگشت از ملاقات این زندانی سیاسی در یک تصادف رانندگی درگذشتند. پیمان عارفی که دو ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در سن ۲۱ سالگی و به همراه همسر خود به اتهام هواداری از انجمن پادشاهی بازداشت شد، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد و حکم وی در دادگاه تجدید نظر به ۱۵ سال در تبعید تقلیل یافت. درحالی که وی دو ماه قبل از انتخابات بازداشت شده بود، اما در دادگاههای نمایشی پس از انتخابات به عنوان یکی از بازداشت شدگان حوادث انتخابات محاکمه قرار گرفت و تحت فشار به دروغ اعتراف کرد که در زمان انتخابات در روند برگزاری انتخابات اخلال کرده است در حالی که او دو ماه پیش از انتخابات بازداشت شده بود، بازجوها پرونده او را با اعترافات ساختگی به ماجراهای انتخابات پیوند زدند .

Wednesday, 18 December 2013

هویت دو فعال سایبری بازداشتی دیگر اعلام شد

ندای آزادی : در ادامه موج بازداشت وبنگاران و فعالان سایبری و فیسبوکی در ایران، منابع حقوق بشری از بازداشت سعید ستوده و رامین طهماسبی دو «فعال سایبری و کنشگر حوزه اینترنت» در شهر شهریار در استان تهران خبر داده اند. به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، از وضعیت بازداشت شدگان اخیر نیز خبری در دست نمی باشد و در خصوص دلیل بازداشت و روند دادرسی آنها اطلاعاتی توسط مقامات مسوول منتشر نشده است. به گزارش این منبع حقوق بشری، روز سه شنبه ۱۹ آذرماه ۹۲ ماموران لباس شخصی مجهز به سلاح کمری و بیسیم، با یورش به محل سکونت این دو تن و ارعاب ساکنین، ضمن بازرسی محل، اقدام به ضبط کامپیوتر، دریافت کننده ماهواره، فایل ها، اسناد، آلبوم های خانوادگی و برخی کتب موجود کرده و با خود منتقل کردند. مراجعات مکرر خانواده این دو فعال به نهادهای انتظامی طی چند روز اخیر نتیجه ای نداشته و تنها یکی از مقامات انتظامی به همسر آقای طهماسبی گفته است که بهتر است از طریق “دادسرای اوین” پیگیر قضیه باشند. طی هفته های گذشته، طیف وسیعی از فعالان سایبری، وبنگاران، کنشگران شبکه های اجتماعی (از جمله فیسبوک و توئیتر) و همچنین برخی دست اندرکاران موسیقی زیر زمینی، مورد احضار و بازداشت و ربایش قرار گرفتند، که از سرنوشت تعدادی از آنها خبری منتشر نشده است. از جمله شش نفر از اعضای سایت «نارنجی» توسط نیرو‌های سپاه دستگیر شدند، که از سرنوشت این افراد نیز پس از دستگیری اطلاعی در دست نیست. بر اساس گزارش ها، کیاوش ستوده و جمشید جباری، از فعالان سایبری و وبنگاران منتقد، روز دوشنبه ۱۱ آذرماه، در کرمان توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شدند، که مراجعات مکرر خانواده آنها به مراجع قضایی و انتظامی طی روزهای اخیر، نتیجه‌ای در بر نداشته است. منابع خبری از ارتباط این دو فعال سایبری با کلیساهای خانگی، بشارت مسیحیت خبر داده اند. احمد قربانی، معاون دادستان کرمان به خبرگزاری ایسنا گفته است که این افراد و گروهی دیگر از فعالان اینترنتی، به دلیل “تبلیغ علیه اسلام” و “ارتباط با بیگانگان”، توسط سازمان اطلاعات سپاه شناسایی و دستگیر شده اند. این مقام ارشد قضایی ادعا کرده که “اتهام این افراد که در قالب یک شبکه پیچیده امنیتی- رسانه‌ای فعالیت می‌کردند، اقدام علیه امنیت ملی از طریق همکاری با شبکه‌های بیگانه و طراحی سایت و تولید محتوی برای سایت‌های ضد انقلاب به منظور براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی است که مستندات جمع آوری شده و اطلاعات اولیه بدست آمده از بازجویی متهمین نشان دهنده و تصدیق‌کننده کلیه اتهامات وارده بر این افراد است.” همزمان منابع خبری گزارش داده بودند که چند تن از مدیران و فعالان صفحات ایرانی در فیس بوک به نام‌های امیر گلستانی، مسعود قاسم خانی، فریبرز کاردار، سید مسعود سید طالبی و رویا ایرانی توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده‌اند و امین ناصری، بازپرس شعبه شش دادسرای اوین، اتهام آنها را “اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور” اعلام کرده است. سایت کلمه اعلام کرده که بازجویان اطلاعات سپاه با تحت فشار قرار دادن این فعالان فیس بوکی، آن‌ها را وادار به قبول کردن اعترافات خلاف واقع کرده‌اند و سه تن از این فعالان به نام‌های امیر گلستانی، سید مسعود سید طالبی و فریبز کاردار پس از اتمام بازجویی‌ها به بند ۳۵۰ منتقل شده‌اند و با وجود تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه در بازداشت موقت به سر می‌برند. به علاوه مدیران یک شبکه اینترنتى تولید، انتشار و معرفى موسیقى زیرزمینى ایرانى از جمله بازداشت شدگان پروژه اخیر اطلاعات سپاه هستند، که بر اساس بخشى از اطلاعات جدید از دور جدید سرکوب فعالان اینترنتى از سوى اطلاعات سپاه پاسداران، مشخص شده سه تن از مدیران سایت «برگ موزیک»، به نامهای مهدى رجبیان و برادرش و فرد دیگرى به نام یوسف عمادی که با تبدیل قرار موقتا آزاد شده است، از جمله بازداشت شدگان اخیر هستند و این افراد در بند ٢الف تحت بازجویى و فشار جهت اعتراف قرار دارند. خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرده که تحقیقات از تمامی دستگیرشدگان ادامه دارد و این پرونده برای سیر تشریفات قانونی در حال پیگیری است.

Tuesday, 17 December 2013

بیهوشی مریم شفیع‌پور در زندان و انتقال وی به بهداری

جرس: مریم شفیع‌پور در طی هفته گذشته در بند نسوان زندان اوین چند بار دچار تپش قلب شد. به نحوی که چندین مرتبه ضربان قلب وی به 140 عدد در دقیقه رسید و یک‌بار نیز به طور کامل بیهوش و بلافاصله به بهداری زندان منتقل شد. بنا به گزارش‌های رسیده به جرس، پزشک مقیم در بهداری پس از معاینات اولیه، عنوان کرد که مریم شفیع پور نیاز فوری به "ام آر آی" دارد ولی دستور پزشک با بی توجهی مسوولان زندان مواجه شد. علاوه بر این شفیع پور که از چند هفته پیش از درد شدید دندان رنج می برد تا کنون موفق به معاینه توسط دندان پزشک نشده است و از درمان دندان وی ممانعت به عمل آمده است. یک منبع نزدیک به خانوادۀ مریم اتهامات واردشده از سوی دادگاه به وی “واهی” و “بی‌اساس” خوانده است و با تاکید بر این‌که در پرونده‌ی او هیچ‌گونه “مدرک” و “مستندی” وجود ندارد لجبازی بازجویان در روند پروندۀ وی را مشهود دانست. منبع نزدیک به خانوادۀ خانم شفیع پور ابراز داشت: با وجود اینکه او از نظر جسمی لاغر و ضغیف شده است و در زندان یکبار نیز بیهوش شده است و اخیرا نیز دندان درد وی تشدید شده است ولی او همچنان از روحیۀ بالایی برخوردار است و هیچ یک از اتهامات خود را قبول نکرده است. گفتنی است مریم شفیع‌پور، روز پنجم مردادماه امسال و پس از حضور در دادسرای شماره دو “شهید مقدس” در زندان اوین، به دستور بازپرس این شعبه بازداشت شد و بیش از دو ماه را در بند ۲۰۹ زندان اوین که زیر نظر وزارت اطلاعات اداره می‌شود، سپری کرد. او از روز هشتم مهرماه به بند زنان این زندان منتقل شد. تاریخ جلسۀ دوم دادگاه این فعال دانشجویی محروم از تحصیل زندانی، روز چهارشنبه یازدهم دیماه برابر با اولین روز سال میلادی 2014 در شعبه‌ی پانزدهم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی عنوان شده بود. جلسۀ اول دادگاه شفیع پور در روز 29 مهرماه (21 اکتبر) در همین شعبه برگزار شده بود. این دانشجوی اخراجی رشته‌ی مهندسی کشاورزی دانشگاه بین‌المللی قزوین، اولین دانشجوی بازداشت شده پس از انتخاب شدن حسن روحانی است. او در سال ۸۹ نیز از سوی دادگاه انقلاب قزوین به خاطر فعالیت‌های دانشجویی و وبلاگ‌نویسی به یک سال حبس تعلیقی به مدت ۵ سال محکوم شد. وی از جمله اعضای ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در جریان انتخابات مناقشه‌برانگیز خردادماه سال ۸۸ بود. در شرایطی که بازداشت خانم شفیع پور وارد ماه پنجم خود شده است و انتظار می رفت تا وی بعد از جلسه دادگاه اول آزاد شوند وی در وضعیت بلا تکلیفی به سر می برد.

Monday, 16 December 2013

درخواست زندانیان سیاسی از یوسف پور و دولتی برای شکستن اعتصاب غذا

۲۶ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای با ابراز نگرانی از وضعیت همبندی در اعتصاب غذای خود محمدحسن یوسف‌پورسیفى و هوتن دولتی که از اوایل آذر ماه دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده اند از آنان خواسته اند که به اعتصاب خود پایان دهند. به گزارش کلمه، یوسف‌پورسیفى طى هفته گذشته دو نوبت در بیمارستان مدرس تهران تحت اسکن قلب قرار گرفته و به گفته پزشکان به دلیل وخامت گرفتگى عروق بایستى آنژیوگرافى شود، درمانى که هنوز انجام نگرفته است. از سوى دیگر این زندانى سیاسى در نامه اى به دادستان تهران و مقامات زندان با اشاره به وضعیت نگران کننده بینایى‌اش که به گفته پزشکان متخصص بر اثر عارضه مغزى و اختلال شبکیه به ۴/١٠ کاهش پیدا کرده، ضمن تشریح وضعیت جسمى خود «تاخیر در درمان را عامل از دست رفتن بخشى از بینایى» دانسته که «عارضه اى بازگشت ناپذیر» است. این فعال حقوق بشر در سال ٩١ از سوى قاضى صلواتى به ۵سال و نیم حبس محکوم شد که اکنون ١۶ ماه از آن گذشته است. هوتن دولتى که از ٨ ماه پیش در زندان اوین محبوس است از بیمارى قلبى) مشکل دریچه میترال، ضربان بالا و افت فشارخون ( رنج مى برد و پزشکان متخصص وضع قلبى وى را حساس و خطرناک توصیف کرده اند. این زندانى سیاسى همچنین دچار عرضه دیسک کمر و مشکل حرکتى در زانوى راست خود است. هوتن دولتى که از هموطنان اهل سنت است، ٢۶ اسفند ٩١ توسط وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ٢٠٩ منتقلشد، وى که از اواخر فروردین سال جارى در بند ٣۵٠ اوین محبوس است با اتهام عضویت در جبهه ملى، تبلیغ علیه نظام و ساخت مستند براى شبکه تلویزیونى ایران فردا در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب به ریاست قاضى مقیسه ابتدا به سه سال حبس تعزیرى محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ١/۵ سال حبس تعزیرى و ١/۵ سال حبس تعلیقى و نیز ۵ سال محرومیت از فعالیت در فضاى مجازى و عضویت در احزاب سیاسى تغییر کرد. متن این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است: به موجب قانون، دادستان و نهاد دادستانى مسئول اجراى مجازات و نظارت بر این روند است؛ بر اساس موازین قانونى، شرعى و انسانى هرگونه ایذاء و تضییعى فراتر از اصل مجازات، ظالمانه، تعدى به حق و جرم است؛ بزه و نقض قانونى که بى درنگ موجب مسئولیت نهاد دادستانى به عنوان مدعى العموم و مرجع رسیدگى به تظلمات مى شود. تحمل حبس، آن هم حبسى که ناعادلانه باشد- در شرایط ویژه و محدودیتهاى خاص بند ٣۵٠ به اندازه کافى دشوار است چه برسد به آنکه در این وضعیت سلامتى خود را نیز از دست بدهى و درمان و رسیدگى پزشکى از تو دریغ شود. چنین رفتارى در حق یک اسیر مصداق ظلم و نادیده گرفتن حق الناس است. اکنون ٢ تن از همبندیان ما روزهاى حبس خود را توأم با درد مى گذرانند و در اعتراض به عدم رسیدگى درمانى و مانع تراشى مسئولان ذى ربط اعتصاب غذا کرده اند. جناب آقاى محمد حسن یوسف پور سیفى بیش از ٣ هفته است که به دلیل عدم رسیدگى کامل و به موقع به عارضه چشمى اش و نیز بیمارى عروق قلب و دیسک کمر، اقدام به اعتصاب غذا کرده است. عارضه چشمى اى که در طول مدت محکومیت بینایى او را به ۴/١٠ به شکلى غیرقابل بازگشت و پیش رونده، کاهش داده است. بعلاوه جناب آقاى هوتن دولتى بیش از ٢ هفته است که در اعتراض به عدم رسیدگى به روند درمان قلب، مشکل حرکتى در کمر و زانو و نیز مخالفت مسئولان با درمان تحت نظر پزشک معتمد در خارج از زندان، دست به اعتصاب غذا زده است. ما همبندیان این دو زندانى سیاسى در ادامه هشدارهاى پیشین در مورد عواقب و عوارض بى توجهى به حق قانونى درمان زندانیان بار دیگر اعلام خطر مى کنیم و تاکید مى نماییم: ایذاء فراتر از مجازات، جفاست. ما همچنین با درک شرایط دشوار این دو همبندى گرامى و اعلام حمایت از خواست قانونى و به حق آنها، درخواست مى کنیم به اعتصاب غذاى خود که مى تواند عاملى در تشدید آلام ایشان باشد، در اسرع وقت پایان دهند.

Sunday, 15 December 2013

۶زندانی سياسی کرد در چهل و يکمين روز اعتصاب غذا در زندان قزلحصار کرج ما تا به آخر و تا پای جان ايستاده ايم

روز شنبه ۲۳آذر چهل و يکمين روز اعتصاب غذای شش زندانيان سياسی کرد در زندان قزلحصار کرج، ادامه يافت. بر اثر عوارض ناشی از اعتصاب غذا و ممانعت دژخيمان از رسيدگيهای پزشکی حال اعتصابيون وخيم است. عفو بين الملل طی بيانيه يی از احتمال اعدام اين ۶زندانی اعتصابی خبر داد و خواستار «اقدام فوری» برای نجات جان آنها شد. به گزارش عفو بين الملل، جمشيد و جهانگير دهقانی، حامد احمدی، صديق محمدی، کمال مولايی و سيد هادی حسينی شش زندانی کرد هستند که از (۱۳ آبان) در اعتراض به «حکم اعدام، دسترسی نداشتن به وکيل از هنگام دستگيری و نگهداری در پشت درهای بسته و شرايط غيرانسانی زندان دست به اعتصاب غذا زده اند. قاضی جنايتکار نصيری پور، قاضی ناظر بر زندان قزلحصار روز چهارشنبه ۲۰ آ ذر، شش زندانی اعتصابی را تهديد کرد در صورت ادامه اعتصاب غذا، حکم اعدام آنها سريعتر اجرا خواهد شد. زندانيان اعتصابی در پاسخ به اين تهديد گفته اند: از اساس حکم اعدام شما را قبول نداريم، زيرا دليلی بر دادن حکم اعدام عليه ما وجود نداشته و اساساً ظالمانه است. ما خواستار لغو احکام اعدام و هم چنين برگشتمان به زندان گوهردشت هستيم و اعتصاب خود را تا پای جان نخواهيم شکست.

Saturday, 14 December 2013

هشدار گزارشگران بدون مرز نسبت به سرکوب آزادی اطلاع‌رسانی

جرس: سازمان گزارشگران بدون مرز در جدیدترین گزارش خود ایران را در شمار کشورهایی گذاشته است که در آن آزادی اطلاع‌رسانی به بهانه‌های مذهبی هدف شدیدترین سرکوب‌ها قرار می‌گیرد. «اطلاعات در قربان‌گاه مذهب» عنوان این گزارش است که روز جمعه، ۲۲ آذر منتشر شد و در آن وضعیت کشورهای خاورمیانه، آفریقا، آسیا و بخش‌هایی از اروپا مورد مطالعه و بررسی گزارشگران بدون مرز قرار گرفته است. در ابتدای این گزارش آمده است: «کشورهای بسیار زیادی وجود دارند که در آن تولیدکنندگان خبر و نوشتجات با نوع بسیار خاص و دهشتناکی از سانسور مواجه هستند که به اسم مذهب یا حتی خدا اعمال می‌شود. و این امر که رو به تزاید است می‌خواهد با تکیه بر مفهوم بسیار ذهنی و تعریف‌ناپذیر "احساسات معتقدین" مانع آزادی اطلاعات شود.» گزارشگران بدون مرز سپس این موضوع را از سه منظر مورد بررسی قرار می‌دهد که نخستین آنها به رابطه قدرت سیاسی حاکم در کشورها و سانسور به بهانه‌های مذهبی می‌پردازد. به اعتقاد نویسندگان این گزارش، «چماق مذهب» که علیه روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان به کار برده می‌شود بیش از هر چیزی در خدمت منافع سیاسی است و در واقع، سانسور مذهبی به ندرت برای سرکوب مسائلی مانند کفرگویی یا نقض اصول دینی مورد استفاده قرار می‌گیرد. گزارشگران بدون مرز از ایران و امیرنشین‌های خلیج فارس به عنوان نمونه‌هایی از این کشورها نام می‌برد که در آن روزنامه‌نگارها به محض آن که مطلبی متفاوت از تبلیغات مذهبی حکومت و روحانیون بیان کنند، «مرتد» خطاب می‌شوند. این گزارش وضعیت کشورهایی مانند پاکستان، بنگلادش یا نیجریه را حتی بدتر توصیف می‌کند و می‌گوید که اگر روزنامه‌نگاران در این کشورها جرات به خرج دهند و «سبعیت» یک گروه مسلح اسلام‌گرا را تقبیح کنند، کشته خواهند شد. اما بخش دوم گزارش به انواع قوانین تنبیهی در کشورها اختصاص دارد که موضوع آنها مقابله با دین یا احساسات معتقدین است. گزارشگران بدون مرز می‌نویسد فقط افراطی‌ترین کشورهای اسلامی برای خروج از دین یا ارتداد جریمه دارند که حتی در برخی موارد این جریمه اعدام خواهد بود. در عین حال ۳۱ کشور جهان «توهین به مقدسات» را جرم می‌دانند که از جمله آنها ایتالیا، یونان و ایرلند را می‌توان نام برد و ۸۶ کشور هم هستند که در آنجا افترا به مذهب مجازات دارد. اما از این میان ایران جزو معدود کشورهایی هست که همه این موارد در آن جرم تلقی می‌شود و حتی برای آنها مجازات اعدام هم به کار می‌رود. پاکستان، عربستان سعودی، عمان، مصر، سودان و اردن دیگر کشورهایی هستند که شرایطی مشابه با ایران دارند. اما آخرین بخش نیز گزارش به نتایج دیپلماتیک حضور مذهب در عرصه عمومی در دوران اینترنت و اطلاعات و اخبار جهانی‌شده می‌پردازد. تهیه‌کنندگان این گزارش می‌نویسند، عمده‌ترین تاثیر آن تشکیل کمپینی از کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اسلامی بوده است که سال ۲۰۰۷ نزدیک بود با تصویب قطعنامه‌ای در سازمان ملل که حتی مورد حمایت کشورهای آتئیستی مانند چین، ویتنام و کوبا بود، آزادی اطلاعات را قربانی کنند. به گزارش رادیوفردا، اشاره این گزارش به قطعنامه «مبارزه با افترا به مذهب» است که کشورهای اسلامی از آن حمایت می‌کردند در حالی که کشورهای غربی و گروه‌های حقوق بشری مخالف آن بوده‌اند و از این رو بحث آن در سازمان ملل متحد فراز و نشیب‌های بسیاری داشته است. گزارشگران بدون مرز سپس تاکید می‌کند که در حال حاضر تنها اعضای سازمان همکاری‌های اسلامی نیستند که «علیه آزادی‌های جهانی» موضع می‌گیرند، بلکه روسیه نیز به بهانه «ارزش‌های سنتی» به این موج پیوسته است. این سازمان در نهایت هشدار می‌دهد که جبهه جدیدی برای مبارزه با آزاد اطلاعات در جهان ایجاد شده که نهادهای بین‌المللی باید به مقابله با آن بپردازند.

Friday, 13 December 2013

بدن شکنجه شده ستار بهشتی را دیدم

آمادگی رونقی ملکی برای شهادت در دادگاه جرس: بیش از یک سال از قتل یک کارگر وبلاگ نویس در بازداشت می گذرد و این روزها وکیل پرونده خبر می دهد دادگاه کیفری کارکنان دولت اتهام قتل عمد مامور پلیس فتا را در مرگ ستار بهشتی نپذیرفت و آن را شبه عمد تشخیص داد. این در حالی است که مرداد ماه امسال مادر ستار بهشتی با انتقاد دوباره از روند رسیدگی به پرونده فرزندش، گفت که حسین رونقی ملکی، از زندانیان سیاسی؛ به وی گفته که آماده است تا در دادگاه به آنچه بر ستار در بازداشتگاه گذشته، شهادت دهد. وی در گفت و گویی همان زمان تاکید کرد که ستار بهشتی در شبی که به صورت موقت به اوین منتقل شده بود، بدنش را برخی از زندانیان نشان داده بود و گفته بود که بازجویش وی را تهدید به مرگ کرده است. اینک حسین رونقی، زندانی محبوس در بند ۳۵۰ که یکی از شاهدان آثار شکنجه بر بدن ستار بهشتی بوده و اعلام کرده بود که آماده ی شهادت در دادگاه است، با توجه به اینکه امکان حضور در دادگاه و ارائه ی شهادت خود را نیافته در نامه ای سرگشاده خطاب به قاضی ایزدی، رییس شعبه ۱۰۵۷ دادگاه کیفری ضمن اعلام دوباره آمادگی برای شهادت در خصوص این پرونده، مشاهدات خود را نوشته است. شهادت نامه ای که از داخل زندان اوین هرچند که در واقع باید کارگشای حق طلبان برای یافتن حقیقت باشد باز هم بی جواب مانده است. به گزارش کلمه، متن این شهادتنامه که به مراجع قضایی نیز ارسال شده به شرح زیر است: به: قاضی ایزدى، رییس شعبه ۱۰۵۷دادگاه کیفری موضوع: اعلام آمادگى جهت گواهى و اداى توضیح در خصوص پرونده قتل مرحوم ستار بهشتى با سلام و تقدیم احترام؛ اخیرا در زندان از طریق جراید مطلع شده‌ام که در جریان رسیدگى به پرونده قتل مرحوم ستار بهشتى اتهام «قتل عمد» را از عداد اتهامات منتسب به متهمان خارج کرده و عنوان اتهامى را به «قتل شبه عمد» تغییر داده‌اید. بر این اساس به منظور تشحیذ خاطر آن مرجع محترم قضایى لازم دیدم از آنجا که در زندان محبوسم و امکان حضور در محکمه را ندارم، برخى از آنچه در این پرونده را یا به چشم دیده و یا از زبان آن مرحوم در بند ٣۵٠ زندان اوین -اندکى پیش از وقوع قتل- شنیده‌ام را براى اولین بار بیان دارم، به آن امید که در این مرحله از دادرسى به کشف حقیقت کمک کرده باشم و از این رو همین جا آمادگى خود را جهت حضور در محضر دادگاه و اداى گواهى و توضیح اعلام مى کنم. البته اینجانب هیچگاه طرفدار مجازات هاى سالب حیات نبوده‌ام اما آنچه همواره از آن حمایت کرده و بدان اعتقاد داشته‌ام، دادرسى عادلانه، کشف حقیقت و اجراى قانون با هدف اصلاح و پیشگیرى از نقض حقوق انسان‌ها بوده است. دادرس محترم نکات آتى را به مقتضاى وظیفه انسانى و اخلاقى‌ام بازگو مى کنم و امید آن دارم که به روشن شدن زوایاى پنهان این پرونده و نیز احیاى عدالت مدد رسانده باشم. اینجانب اندکى پس از ورود مرحوم ستار بهشتى به بند ۳۵۰ اوین (تاریخ ۱۰ آبان) با وى آشنا شده و پس از گفتگوى کوتاهى متوجه شدم که وضعیت جسمى او بر اثر اتفاقاتى که حین دور اول بازجویى‌ها (یعنى روزهاى ۱۰ آبان تا ۱۱ آبان) روى داده نامساعد و نگران کننده است. اینجانب در‌‌ همان شب حضور ستار در بند ٣۵٠ آثار و علایم زیر را بر روى بدن آن مرحوم مشاهده کردم: -آثار آسیب دیدگى و کبودى بر روى مچ هاى هر دو دست که نتیجه آویزان کردن از سقف و دستند قپانى بود. - تورم و کبودى شدید در بالاى پیشانى، سمت چپ سر آن مرحوم. - آثار خون ریزى در چشم چپ. - آثار کبودى روى صورت و جراحت روى لب‌ها. - آثار متعدد کبودى در ناحیه قفسه سینه، پهلو و شکم که نتیجه مشت و لگد بازجو بود. - جراحت روى پا‌ها و لنگیدن به هنگام راه رفتن. - گلایه او از درد در ناحیه بیضه. - سرگیجه و حالت تهوع. همچنین مرحوم ستار بهشتى مطالب و جزییات تکان دهنده اى در باب نحوه رفتار بازجو عنوان کرد که شخصا با آنکه روایت هاى متعددى از شکنجه در پلیس امنیت شنیده بودم اما این میزان از خشونت و شدت عمل با توجه به نوع و سطح فعالیت ستار توجیه پذیر نبود. مرحوم ستار بهشتى نقل مى کرد که بازجو وى را در حالى که از سقف آویزان کرده بود مورد ضرب و شتم قرار داده است؛ آن مرحوم که به شدت نگران تکرار شکنجه‌ها بود اظهار مى کرد: «درحالى که دستبند قپانى به من زده بوده و روى زمین‌‌ رهایم کرده بودند بازجو پا روى سرم گذاشته و به مادر و خواهرم فحاشى مى کرد». مرحوم بهشتى بیان مى کرد: «در یک مورد دست و پایم را به صندلى بسته بودند و بازجو با مشت و لگد به جانم افتاده بود». ستار عنوان مى کرد که بازجو صراحتا به وى گفته بود: «مى کشمت و نمى گذارم زنده از اینجا بیرون بروى، حتى نمى گذارم جنازه‌ات به دست مادرت برسد، تنها راهى که مى توانى از اینجا بیرون بروى و دوباره مادرت را ببینى همکارى با من است و اینکه آن چیزى را که من مى خواهم بگویى و بنویسى». مرحوم ستار اظهار مى کرد که زخم روى گردن‌اش به دلیل استفاده از شوک الکتریکى است که علاوه بر مشت، لگد و کابل براى شکنجه او استفاده شده بود. آن مرحوم با گلایه از درد بیضه اظهار مى داشت که در حین بازجویى و بعد از چند ضربه به شکم و بیضه‌اش در ادرار خود خون مشاهده کرده بود. متاسفانه ایشان عنوان مى کرد که بازجو با اجبار به عریان شدن وى را تلویحا به آزار جنسى تهدید کرده بود. جناب قاضى پس از افشاى قتل در بازداشتگاه پلیس فتا مسئولان بار‌ها عنوان کردند که مستند و موضوع اتهام ستار بهشتى مطالب منتشره در وبلاگش بوده است، اما جالب است بدانید این حد از شکنجه و رفتارهاى غیرقانونى بنا به گفته خود ستار نه با هدف اخذ اقرار در خصوص محتواى وبلاگ و یا حتى صفحه فیس بوک ستار بلکه به منظور اطلاع از نام کاربرى و رمز اشتراک او در فیس بوک و اعترافاتى در این زمینه بوده است. بنابراین محور بازجویى مطالب و محتواى وبلاگ و صفحه فیس بوک نبوده بلکه هدف غیرقانونى دستیابى به حریم خصوصى متهم انگیزه دو دور بازجویى توام با شکنجه و منجر به مرگ بوده است. دادرس محترم مى دانید که ستار بهشتى تنها چهار روز در بازداشت بود که یک روز آن نیز در بند ٣۵٠ اوین بدون بازجویى و شکنجه سپرى شد. شما اکنون عهده دار قضاوت هستید، وقتى فردى را در کمتر از ٣۶ ساعت تا این حد مورد ضرب و شتم قرار مى دهند و با تهدید به قتل که خود جرمى مجزاست، صراحتا به او مى گویند تو را مى کشیم، زنده‌ات نمى گذاریم. و حتى در کلام خود در مورد سرنوشت جنازه فرد مضروب نیز اظهار نظر مى کنند، آیا مى توان از عدم وجود قصد و سوءنیت در قتل سخن گفت؟ آیا این مقدار خشونت و آزار و ایذاء جسمى و روحى «نوعا کشنده» نیست؟ آیا یک بازجو که على القاعده از این شیوه اعتراف گیرى مکررا استفاده کرده و آگاه به شدت ضربات خود و توان تحمل جسم افراد است مى تواند با سوءاستفاده از جایگاه‌اش با توسل به هر نوع ابزار شکنجه فیزیکى بر متهم بتازد و آنگاه در پیشگاه قانون مدعى عدم سوءنیت و تعمد شده و از عواقب عمل مجرمانه خود رهایى یابد؟! اینجانب ضمن تکرار اعلام آمادگى جهت اداى این توضیحات در محضر دادگاه خواستار ثبت و رسیدگى به این وجیزه در آن مرجع محترم قضایى مى باشم. با تشکر و تجدید احترام سید حسین رونقى ملکی زندان اوین

Thursday, 12 December 2013

وضعیت وخیم زندانی سیاسی هوتن دولتی بعد از دو هفته اعتصاب غذا

جرس: با وجود آنکه چهارده روز از اعتصاب غذای مهندس هوتن دولتی، مسوول سابق سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت وی می گذرد، اما هنوز از سوی مسوولین بند سیصد و پنجاه زندان اوین و دادستانی به درخواست این زندانی سیاسی واکنشی مثبت نشان داده نشده است. به گزارش جرس، این زندانی سیاسی که از بیست و شش اسفندماه سال گذشته به اتهام عضویت در جبهه ملی ایران و تبلیغ علیه نظام در زندان به سر می برد به واسطه ی ابتلا به عارضه ی قلبی پرولانس دریچه ی میترال از سال هشتاد مداوما تحت نظر پزشک بوده اما روند درمانی وی از زمان بازداشت، به دلیل بی توجهی مسوولان زندان متوقف شده است. آقای دولتی اخیرا با توجه به بی توجهی مسوولین زندان، درخواست کرده بود که با هزینه ی شحصی خود مداوا شود اما مسوولین بهداری اوین و دادستانی به درخواست وی رسیدگی نکردند. این عضو جبهه ملی ایران پیش تر از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه ابتدا به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شد ولی این حکم در دادگاه تجدیدنظر به یک سال و نیم حبس تعزیری و یک سال و نیم حبس تعلیقی و همچنین 5 سال محرومیت از هرگونه فعالیت سیاسی تغییر کرد. در همین رابطه دیروز سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای خواهان اقدام فوری و عاجل برای نجات جان این زندانی سیاسی سی و هشت ساله شد. این بیانیه با تاکید بر لزوم مداوای فوری آقای دولتی، به مشکلاتی که این زندانی سیاسی بیمار در طول سپری کردن دوران زندان خود به آنها دچار شده نیز اشاره کرده است.

Wednesday, 11 December 2013

۷ ماه بلاتکلیفی دراویش؛ تمدید قرار بازداشت برای چهارمین بار

جرس: چهار درویش محبوس در بند «عبرت» زندان عادل آباد شیراز، ۷ ماه است که بدون حکم و به صورت بلاتکلیف در بازداشت به سر می برند، به طوری که اخیرا قرار بازداشت آن‌ها برای چهارمین بار تمدید شده است. به گزارش مجذوبان نور؛ محسن اسماعیلی٬ ابراهیم بهرامی٬ محمدعلی صادقی و محمدعلی دهقان چهار درویش زندانی ساکن شهرستان کوار که اردیبهشت سال جاری در شهرهای شیراز٬ کوار و شهررضا اصفهان بازداشت شدند بیش از ۷ ماه است که بدون حکم و به صورت بلاتکلیف در بازداشت به سر می برند و همچنان قرار بازداشت موقت ان‌ها بصورت غیرقانونی تمدید می‌شود. به گفتهٔ یکی از اعضای خانواده این دراویش؛ قاضی پرونده شعبه ۲ دادگاه انقلاب شیراز٬ آقای یزدانیان بعد از برگزاری اولین جلسه دادگاه آن‌ها از پایان روند دادرسی پرونده دارویش زندانی و مشخص شدن وضعیت آن‌ها تا ۷ الی ۱۰ روز آینده خبر داده و اظهار داشت که در حال مطالعه و بررسی بیشتر پرونده اتهامی دراویش است که تاکنون با گذشت یکماه حکم این دراویش هنوز صادر نشده است. اتهامات منتسب به این چهار درویش زندانی «تشکیل گروه علیه نظام»، «شرکت در تجمعات به قصد براندازی»، «محاربه با خدا» و «حمل سلاح غیر مجاز» عنوان شده است. گفتنی است قاضی پرونده این زندانیان عقیدتی در جلسه دادگاه روز ۲۰ آبان ماه که بیش از سه ساعت به طول انجامید درباره پایان دادرسی یا ادامه جلسات دادگاه توضیحی نداد. در حال حاضر این پنج درویش زندانی در بند زندانیان سیاسی عقیدتی عادل آباد شیراز موسوم به بند «عبرت» محبوس هستند، که از این میان کسری نوری و ابراهیم بهرامی٬ دو درویش بیمار با افزایش وخامت حالشان با ممانعت از انتقال آن‌ها به بیمارستان از درمان بازمانده‌اند؛ گفته می‌شود اعزام این دراویش بیمار به مراکز درمانی منوط به رضایت وزارت اطلاعات استان فارس می‌باشد.

Tuesday, 10 December 2013

بازداشت علیرضا درویش روزنامه نگار فعال در هفته نامه زرتشتیان

جرس: ماموران امنیتی با هجوم به محل کار علیرضا درویش، وی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. علیرضا درویش در هفته نامه امرداد مشغول به کار بود، این هفته نامه متعلق به زرتشتیان ست. به گزارش کلمه، علیرضا درویش روزنامه نگار و فعال فرهنگی ظهر دوشنبه ۱۸ آذر ماه، پس از هجوم ماموران امنیتی به محل کار خود بازداشت شد. ماموران امنیتی پس از بازرسی محل کار وی و ضبط کامپیو‌تر، سی دی و مدارک مربوط به هفته نامه امرداد، به محل سکونت این روزنامه نگار رفته و پس از تفتیش و بازرسی منزل و ضبط لوازم وی، او را به محل نا‌معلومی انتقال دادند. دو روز پیشتر گزارش ده بود که بازجویی و تهدید چند تن از زرتشتیان توسط وزارت اطلاعات در پی فشارهای چند ماهه نیروهای امنیتی بر بنیاد فرهنگی جمشید متعلق به زرتشتیان،هم چنان ادامه یافته و چندین تن از شهروندان زرتشتی احضار و در این رابطه بازجویی شدند. بنا بر این گزارش، ماموران امنیتی از حدود یک ماه پیش از انتخابات ریاسات جمهوری در خرداد ماه ۱۳۹۲ با فشار بر مسئولین این بنیاد زرتشتی، آنها را وادار کردند تا کلیه کلاس ها و نشست های فرهنگی و مدنی خود را به حالت تعلیق در آورند. طی این بازجویی‌ها که بابرخورد تند و توهین آمیز نیروهای امنیتی همراه بوده، با تهدید از آن‌ها خواسته شده رفت و آمد به مکانهای متعلق به زرتشتیان را محدود سازند و در غیر این صورت با آن‌ها برخورد خواهد شد و عواقب آن با خود زرتشتیان خواهد بود. با توجه به پیشینه زرتشتیان و زندگی مسالمت آمیز آن‌ها با دیگر ادیان در ایران طی قرنهای اخیر، این برخورد‌ها که از موارد واضح نقض قانون اساسی در راستای حقوق شهروندی اقلیتهای رسمی و شناخته شده در کشور به شمار می‌ رود کم سابقه بوده است. چندی است از دوربین‌های حفاظتی یک ساختمان دولتی در مقابل بنیاد فرهنگی جمشید برای کنترل رفت و آمد به این مکان فرهنگی که سابقه فعالیت قانونی ۱۵ ساله دارد استفاده می‌شود.

Monday, 9 December 2013

پدر حسین رونقی: وضعیت فرزندم مناسب نیست

پدر حسین رونقی با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت حسین رونقی فرزند زندانی‌اش، خواستار آزادی این زندانی و پیگیری درمان وی در بیرون از زندان شد. احمد رونقی در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی، با اشاره به اینکه بر پیامگیر تلفنی حسن روحانی و رئیس قوه قضائیه پیام گذاشته و وضعیت کامل حسین رونقی را توضیح داده است، گفت: "من به تمام مسئولان نظام نامه فرستاده‌ام و خواهات آزادی حسین هستم، اما تنها آقای دولت آبادی، دادستان تهران در این خصوص کمک‌هایی به ما کرده است." آقای رونقی با اعلام اینکه درحال حاضر حسین در زندان دچار مشکل گوارش، کلیوی، غلظت خون و بزرگ شدن طحال است، گفت: "من فرزندم را سالم تحویل دادم،حال با این همه مشکل روبرو است. چند وقت پیش به زندان مراجعه کردم تا دارو و صابون برای فرزندم ببرم، هیچ کس حاضر نمی شد آن را دریافت کند، تلفن‌های زندان هم قطع است، من نمی‌توانم از وضعیت فرزندن مطلع باشم." حسین رونقی پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۱۳۸۸ بازداشت و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبر و رییس جمهور، به ۱۵ سال حبس محکوم شد.

Sunday, 8 December 2013

بازجویی و تهدید چند تن از زرتشتیان توسط وزارت اطلاعات

بازجویی و تهدید چند تن از زرتشتیان توسط وزارت اطلاعات در پی انتشار گزارشی در کلمه از فشارهای چند ماهه نیروهای امنیتی بر بنیاد فرهنگی جمشید متعلق به زرتشتیان، فشار‌ها هم چنان ادامه یافته و چندین تن از شهروندان زرتشتی احضار و در این رابطه بازجویی شدند. به گزارش خبرنگار کلمه، طی این بازجویی‌ها که بابرخورد تند و توهین آمیز نیروهای امنیتی همراه بوده، با تهدید از آن‌ها خواسته شده رفت و آمد به مکانهای متعلق به زرتشتیان را محدود سازند و در غیر این صورت با آن‌ها برخورد خواهد شد و عواقب آن با خود زرتشتیان خواهد بود. با توجه به پیشینه زرتشتیان و زندگی مسالمت آمیز آن‌ها با دیگر ادیان در ایران طی قرنهای اخیر، این برخورد‌ها که از موارد واضح نقض قانون اساسی در راستای حقوق شهروندی اقلیتهای رسمی و شناخته شده در کشور به شمار می‌ رود کم سابقه بوده است. چندی است از دوربین‌های حفاظتی یک ساختمان دولتی در مقابل بنیاد فرهنگی جمشید برای کنترل رفت و آمد به این مکان فرهنگی که سابقه فعالیت قانونی ۱۵ ساله دارد استفاده می‌شود. کلمه پیش از این گزارش داده بود که ماموران امنیتی از حدود یک ماه پیش از انتخابات ریاسات جمهوری در خرداد ماه ۱۳۹۲ با فشار بر مسئولین این بنیاد زرتشتی، آن‌ها را وادار کردند تا کلیه کلاس‌ها و نشست‌های فرهنگی و مدنی خود را به حالت تعلیق در آورند.

Saturday, 7 December 2013

دومین جلسه دادگاه مریم شفیغ‌پور یازدهم دی ماه برگزار می‌شود

جرس: یازدهم دیماه تاریخ جلسۀ دوم دادگاه مریم شفیع پور تعیین شد. بنا به اخبار رسیده به جرس، جلسۀ دوم دادگاه مریم شفیع‌پور، فعال دانشجویی محروم از تحصیل زندانی، روز چهارشنبه یازدهم دیماه در شعبه‌ی پانزدهم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار می‌شود. جلسۀ اول دادگاه خانم شفیع پور در روز 29 مهرماه (21 اکتبر) در همین شعبه برگزار شده بود. یک منبع نزدیک به خانوادۀ مریم اتهامات واردشده از سوی دادگاه به وی “واهی” و “بی‌اساس” خواند و با تاکید بر این‌که در پرونده‌ی او هیچ‌گونه “مدرک” و “مستندی” وجود ندارد لجبازی بازجویان در روند پروندۀ مریم را مشهود دانست. پیش از این آقای محمود شفیع پور پدر مریم در گفتگو با سایت کلمه گفته بود:" نوع پرونده سازی، اتهامات وارده و برخوردی که با مریم شده دقیقا شبیه رفتار نیروهای امنیتی در سال ۸۸ است و گویی این پرونده از آن سال جا مانده باشد که این گونه برخورد می کنند." وکیل دیگر خانم شفیع پورآقای محمود علیزاده طباطبایی در هفته گذشتهموفق به دیدار با مریم ومطالعۀ پروندۀ وی شده است. به دستور قاضی محمد صلواتی پرونده به دلایلی که مشخص نشد بعد از برگزاری جلسۀ اول دادگاه در حالیکه خانوادۀ مریم انتظار آزادی او را داشتند به دلیل نقص پرونده به شعبۀ دوم بازپرسی دادسرای اوین(شهید مقدس) به ریاست علیرضا خورشیدی ارجاع داده می شود. پس از حدود سه هفته بالاخره پرونده به شعبۀ 15 دادگاه انقلاب برمیگرد. منبع نزدیک به خانوادۀ خانم شفیع پور ابراز داشت: با وجود اینکه او لاغر و ضغیف شده است و ناراحتی پوستی اش مجددا شدت یافته است ولی از روحیۀ بالایی برخوردار است. گفتنی است مریم شفیع‌پور، روز پنجم مردادماه امسال و پس از حضور در دادسرای شماره دو “شهید مقدس” در زندان اوین، به دستور بازپرس این شعبه بازداشت شد و بیش از دو ماه را در بند ۲۰۹ زندان اوین که زیر نظر وزارت اطلاعات اداره می‌شود، سپری کرد. او از روز هشتم مهرماه به بند زنان این زندان منتقل شد .این دانشجوی اخراجی رشته‌ی مهندسی کشاورزی دانشگاه بین‌المللی قزوین، اولین دانشجوی بازداشت شده پس از روی کار آمدن آقای حسن روحانی است. او در سال ۸۹ نیز از سوی دادگاه انقلاب قزوین به خاطر فعالیت‌های دانشجویی و وبلاگ‌نویسی به یک سال حبس تعلیقی به مدت ۵ سال محکوم شد. وی از جمله اعضای ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در جریان انتخابات مناقشه‌برانگیز خردادماه سال ۸۸ بود.

Friday, 6 December 2013

اوضاع وخیم جسمی داود اسدی، احمد دانشپور و حمید نوید در زندان

جرس: داود اسدی زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین که پس از یک عمل جراحی دشوار و پیش از تکمیل روند درمان به زندان بازگردانده شده، وضعیت جسمی نامناسبی دارد. به گزارش جرس، وی به دنبال اعتصاب غذای اقایان سلطانی و مدنی و دلیر ثانی و خدائی مشکل بیماری‌اش در رسانه ها مطرح شد و قول رسیدگی و ورود به پروسه‌ی درمان را از مسئولان زندان گرفت. اسدی که شکستگی لگن داشته در بیمارستان بستری و مورد عمل جراحی قرار گرفت، اما بعد از سه روز از این عمل سخت که باید از خدمات پرستاری و پزشکی مناسب در دوران بعد از عمل برخوردار شود، به رغم هشدار پزشکان به بند برگردانده شد. وی که به دلیل عوارض بعد از عمل به شدت درد می کشد و نیاز به مراقبت پزشکی و بهداشت دارد، اکنون در زندان وضعیت جسمی نامناسبی دارد. اسدی زندانی امنیتی بند ٣٥٠ اوین کارمند وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح هوا فضا و صنایع موشکی بوده و از جانبازان جنگ در مناطق شلمچه و شادگان است. اسدی در ١٢ آذر ٩١ در ساعت پنج و نیم صبح به هنگام رفتن به محل کار توسط چند مامور وزارت دستگیر و با کشاندن و دستبند به محل نامعلومی منتقل میشود. که ٤٢ روز را در سلولهای انفرادی گذرانده و فشارهای بسیاری به او وارد شده است. به گفته خودش اتهامات که ساخته ذهن بازجویان بوده به وی دادند . وی در ٢٥ دی ٩١ وارد بند ٣٥٠ شده و در دادگاه انقلاب شعبه ٢٦ به اتهام اجتماعی و تبانی محکوم به دو سال حبس تعزیری شده است. احمد دانشپور احمد دانشپور مقدم، جوان محبوس در بند 350 اوین که از خونریزی و ناراحتی در روده رنج می‌کشد، در طول بازداشت بیش از 30 کیلو کاهش وزن داشته است. وی که از بازداشت شدگان وقایع ۶ دی ۸۸ (عاشورا) است، به هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران متهم شده و از نظر قضائی به او گفته شده که حکم‌اش اعدام است اما تاکنون هیچ حکمی به او ابلاغ نشده و در شرح وضعیتش در زندان هم اشاره‌ای به حکم اعدام‌‌اش نشده است. حمید نوید یکی دیگر از بیماران در زندان، حمید نوید است که به سرطان مبتلا است. بر اساس اخبار واصله، یکی دو بار داروهای او را داده و برای شیمی درمانی اعزامش کرده اند اما دوباره در دارو رسانی و فراهم کردن امکان اعزام به بیمارستان کوتاهی می‌کنند. خبرهای رسیده حاکی از آنست که او هم جانش در خطر است.

Thursday, 5 December 2013

صمد خطیبی، هنرمند حامی جنبش سبز بازداشت شد

جرس: در ادامه موج جدید بازداشت ها و فشار بر فعالان سیاسی و مدنی، صمد خطیبی، از هنرمندان سبز بازداشت شد. به گزارش جرس، آقای خطیبی که مدت‌ها در زمینه‌ی سینما فعالیت حرفه‌ای خود را انجام می‌داد، اثرهای گرافیکی‌ای هم برای جنبش سبز خلق کرده است. خطیبی حدود یک هفته است که در بازداشت به سر می‌برد، اما از نهاد امنیتی بازداشت‌کننده‌ی وی اطلاعی در دسترس نیست. طی هفته های اخیر تعداد زیادی از فعالان سیاسی، کنشگران مدنی، دگراندیشان مذهبی و همچنین چند تن از وبنگاران بازداشت شده اند.

Wednesday, 4 December 2013

امیر تتلو خواننده ایرانی بازداشت شد

مسعود زاهدیان، رئیس "پلیس امنیت اخلاقی" ایران امروز اعلام کرد که امیر تتلو، خواننده "زیرزمینی" دستگیر و در اختیار مقامات قضایی قرار داده شده است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، آقای زاهدیان درباره خواننده‌های "زیرزمینی" که آثار آنها از شبکه‌های خارجی پخش می شود، گفت: "پلیس با این دسته از افراد برخورد می‌کند. اجازه نخواهیم داد در فضای قانونی کشور اتفاقی بیفتد." به گفته آقای زاهدیان، صداوسیما و وزارت ارشاد زمینه‌های لازم را برای فعالیت هنرمندان فراهم کرده‌اند و "افرادی که به شکل زیرزمینی قصد فعالیت دارند باید دست از این کار خود برداشته و در قالب هنر قانونی و واقعی به فعالیت خود ادامه دهند." امیرحسین مقصودلو، معروف به امیر تتلو متولد سال ۱۳۶۲ در تهران یکی از خوانندگان رپ فارسی است.

Tuesday, 3 December 2013

٨ شهروند کُرد در پاوه دادگاهي شدند

روز سه‌شنبه پنجم آذرماه، دستگاه قضايي در شهرستان پاوه براي دومين بار طي سال جاري ٨ فعال فرهنگي و سياسي کُرد را دادگاهي کرد. اين ٨ شهروند کُرد "معتصم شافعي، قانع حاتمي، محمد نگاري، بابک عباسي، جهانبخش احمدي، گوران محمودي، آراس حاتمي و پدرام قادريان" نام داشتند و فروردين‌ماه امسال به زندان ديزل‌آباد کرمانشاه انتقال يافتند.(كردپا 6/9/92) اداره‌ي اطلاعات مريوان يک شهروند را بازداشت کرد بيست و هشتم آبان‌ماه يک شهروند کُرد به نام "محمد مملکتي" از سوي نيروهاي اطلاعاتي حکومت در مريوان بازداشت شد.يک منبع مطلع گفت: " با وجود مراجعه خانواده‌ي مملکتي به اداره‌ي اطلاعات مريوان اما تاکنون هيچ خبري در مورد بازداشت و سرنوشت فرزندشان به آنها داده نشده است .همچنين کوثر فتاحي از زنان فعال در عرصه‌ي فرهنگي از سوي نيروهاي اطلاعاتي شهر بوکان مطلع گرديده که در صورت عدم مراجعه به اين نهاد امنيتي، بازداشت خواهد شد.

Monday, 2 December 2013

سکته یوسف‌پور در زندان و مخالفت با اعزام وی به بیمارستان

جرس: محمد حسن یوسف پورسیفی که در اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت جسمانی خود از اول آذر ماه دست به اعتصاب غذا زده است در شرایط نامساعدی بسر می برد. به گزارش جرس، این زندانی سیاسی دوبار در زندان سکته خفیف مغزی کرده است و پزشک زندان هم این مسئله را تایید کرده است اما باز از اعزام وی به مرکز پزشکی خارج از زندان ممانعت بعمل می آید. یوسف پور دکترای فلسفه علوم رسانه دارد و از سال 89 بدلیل عضویت در جمعیت کودکان کار و خیابان مسئولیت جذب و معرفی فعالان حقوق بشر در ایران بر عهده داشت که به علت راه اندازی وبلاگ ساعت دلتنگی از کار صدا و سیما اخراج شد. وی حدود دو ماه در منزل شخصی خود تحت نظر بود و در اردیبهشت ماه سال 90 برای اولین بار برای پاره ای از توضیحات به وزارت اطلاعات احضار شد. در خرداد همان سال ابلاغیه کتبی گرفت مبنی براینکه باید اول تیرماه به شعبه سوم بازپرسی مشاوره قضایی اوین مراجعه کند. اما بعد از مراجعه او را به بند دو الف منتقل داده و تحت بازجویی قرار دادند و نهایتا تا برگزاری دادگاه با قرار وثیقه آزاد شد. بر اساس این گزارش بر اثر ضربات وارده بر سر وی در زمان بازجویی هم اکنون اختلال در شبکیه هر دو چشم رنج می برد و اگر تحت مداوای سریع قرار نگیرد بینایی خود را از دست خواهد داد. مشکل دیسک کمر، ضربان نامنظم قلب و فشار خون بالا از دیگر عارضه های است که یوسف پور از آنها رنج می برد. محمد حسن یوسف پورسیفی پس از حوادث انتخابات ۸۸ و به اتهام عضویت در گروه مجموعه فعالان حقوق بشر، به عنوان مسئول واحد جذب و معرفی، تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی توسط قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ۵ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد و از ۱۸ شهریور ۹۱ برای اجرای حکم خود به زندان اوین فراخوانده شد وتا به امروز در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد. وی در یک سال گذشته از ملاقات حضوری با خانواده خود محروم بوده است

Sunday, 1 December 2013

تهران: تجمع اعتراضی خانواده های زندانی

جمعی از خانواده های زندانيان سياسی محکوم به اعدام صبح روز يکشنبه دهم آذر ماه بار ديگر در مقابل دادگاه ارتجاع در تهران تجمع کردند. آنان خواهان لغو احکام ظالمانه اعدام فرزندانشان شدند. جمعی از همين خانواده ها در روز سه شنبه گذشته نيز با پوشيدن کفن دست به تجمع اعتراضی در مقابل مجلس ارتجاع زده بودند.

Saturday, 30 November 2013

از وضعيت وشرايط زنداني سيا سي ارژنگ داودي هيچ خبري نيست

از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی ارژنگ داودی که در اعتراض به رفتارهای وحشیانه و ایزوله کردن وی ناچار به اعتصاب غذا شده است هیچ خبری در دست نیست . زندانی سیاسی ارژنگ داودی که از ۱۹ آبان ماه در اعتراض به رفتارهای وحشیانه و و انتقال بی دلیل وی به بند ۳ در کنار مجرمان عادی ناچار به اعتصاب غذا گردید. به دستور بازجویان وزارت اطلاعات او را از بند ۳ به سالنی که معروف به سالن شرعی است منتقل نمودند. در این سالن هیچ زندانی نگهداری نمی شود و سعی اطلاعات زندان بر این بود که او را در نقطه مخفی و کاملا ایزوله نگه دارد. از آن زمان تاکنون از شرایط و وضعیت این زندانی سیاسی هیچ خبری در دست نیست. زندانی سیاسی ارژنگ داودی در سلول ۶ این سالن نگهداری می شود. این سلول فاقد هرگونه دریچه و یا پنجره می باشد و از دیدن نور و یا امکان هواخوری محروم می باشد. برای قطع هرگونه ارتباط وی با بیرون از آنجا یکی از ماموران اطلاعات زندان به عنوان نگهبان وی بکار برده شده است ، او حق صحبت کردن با نگهبانان را ندارد. بازجویان وزارت اطلاعات همانند دهه ۶۰ که زندانیان سیاسی را در محلهایی به نام قبر ، واحد مسکونی ، قیامت و غیره قرار می دادند و هرگونه ارتباط زندانی را با سایر زندانیان قطع می کردند و زندانی را از این طریق تحت فشارهای روحی و روانی شدید قرار می دادند که شرایط حادتر از شکنجه های جسمی برای زندانی سیاسی ایجاد می کنند.به نظر می آید که قصد ایجاد چنین شرایطی را برای زندانی سیاسی ارژنگ داودی را دارند. شرایط غیر انسانی و طاقت فرسا توسط حسن مرسلپور رئیس زندان و از بستگان سلیمانی فرمانده سپاه تروریستی قدس، حاج محمودی رئیس بازرسی از شکنجه گران و قاتلان زندانیان ، کشتکار رئیس اطلاعات زندان و براری رئیس اطلاعات زندانهای استان صورت می گیرد. زندانی سیاسی ارژنگ داودی از سال ۱۳۸۲ تاکنون در زندان بسر می برد و در طی این مدت بارها به شکنجه گاه های مختلف وزارت اطلاعات برده شد و در سلولها انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان قرار گرفت. بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن وی همسراین زندانی سیاسی را دستگیر و ۴ ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان قرار دادند .با نامه کتبی دفتر آخوند علی خامنه ای منزل شخصی ارژنگ داودی مصادره گردید و به اموال سرقت شده از مردم ایران آخوند علی خامنه ای افزوده شد فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،بی خبری مطلق از وضیت و شرایط زندانی سیاسی ارژنگ داودی که درسالن انفرادی و سلول کاملا ایزوله شده که فاقد هرگونه امکانات اولیه انسانی از جمله محرومیت حتی از نور خورشید ابراز نگرانی می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه جنایی بین المللی است. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

Friday, 29 November 2013

حمید رضا مرادی، درویش زندانی به دلیل پیشرفت بیماری با خطر مرگ یا قطع دو پا مواجه است

حمیدرضا مرادی، درویش و وکیل زندانی از ۱۵ آبان ماه در بیمارستان شهدای تجریش بستری است. به گفته پزشکان به علت عدم درمان در طی یکسال گذشته که باعث پیشرفت بیماری گرفتگی عروق پا و قلب شده است او هم اکنون نیاز به عمل جراحی فوری دارد در حالیکه پزشکان اعلام کرده اند جراحی با ۹۰ درصد خطر فوت او همراه است. صدیقه خلیلی، همسر این زندانی با اظهار این خبر به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «کسانیکه از اعزام همسرم به مدت یکسال علیرغم درخواست های مکرر ما به بیمارستان خودداری کردند و باعث پیشرفت بیماری او شدند هم اکنون مقصر و مسوول هر اتفاق ناگواری برای او هستند. من هنوز برگه ای که باید رضایت خودم را برای هر اتفاقی که ممکن است در حین عمل جراحی بیفتد امضاء نکردم. نمی دانم چه باید بکنم و می ترسم.» همسر حمید رضا مرادی با اشاره به اینکه در طول یکسال گذشته بارها برای اعزام همسرش به بیمارستان درخواست داده بود به کمپین گفت: «سال گذشته که دکترها او را معاینه کردند هشدار دادند اگر همسرم تحت درمان مناسب و مرتب توسط پزشک متخصص قرار نگیرد بیماری او پیشرفت خواهد کرد و می تواند منجر به قطع دو پایش شود. متاسفانه یکسال است که از انتقال او علیرغم پیگیری های ما ممانعت به عمل آمد. من بارها برای او وقت پزشک گرفتم و برگه پزشکی را به مسوولان زندان و دفتر دادستان بردم اما او را به بیمارستان نمی آوردند.» خانم خلیلی با اظهار اینکه همسرش با اعتراض زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین به بیمارستان منتقل شده است به کمپین گفت: « آقای مصطفی دانشجو، درویش و دوست همسرم که او هم زندانی و بیمار است مدتی پیش زیر دوش حمام بیهو ش شد و مسولان پس از اینکه بهداری زندان نتوانست برای او کاری انجام دهد او را به بیمارستان منتقل کردند. اما آقای دانشجو با وجود آنکه حالش خیلی بد بود گفت که آقای مرادی حالش بدتر از او است و اعتراض کرد که می خواهد به زندان برگردد. ماموران او را به زندان برگرداندند. اما به محض برگشت مجددا حالش بد شده و وقتی می خواسته اند او را به بیمارستان برگردانند به ماموران گفته اگر مرادی را هم نیاورید من به بیمارستان نمی آیم و بالاخره ماموران وقتی با اعتراض آقای دانشجو و دیگر زندانیان بند مواجه شدند همسرم را پس از یکسال در حالیکه پاهایش سیاه شده و دیگر بدون کمک دیگران قادر به ایستادن روی زمین نیست به بیمارستان منتقل کردند.» حمید رضا مرادی به همراه ۶ وکیل و درویش دیگر که از گردانندگان سایت مجذوبان نور(پایگاه اطلاع رسانی دروایش) هستند دستگیر شد. آنها در دادگاه خود در تاریخ ۲۴ دی ماه ۱۳۹۱ به دلیل عدم صلاحیت دادگاه شرکت نکردند پس از آن به دستور قاضی صلواتی، قاضی پرونده از بند عمومی زندان اوین به سلول های انفرادی ۲۰۹ به مدت ۹۰ روز منتقل شدند. آنها در این سلول تحت فشار و شکنجه بودند و پس از آن دچار بیماری های متعددی شدند. در نهایت این هفت وکیل به اتهامات نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی در تیرماه امسال مجموعا به ۶۰ سال حبس محکوم شدند. حمید رضا مرادی طبق حکم اعلام شده به ۱۰ سال و ۶ ماه حبس محکوم شد. او و ۶ وکیل درویش دیگر به دلیل غیر قانونی خواندن دادگاه ها اعتراضی به حکم دادگاه بدوی خود نکردند. ۴ زندانی سیاسی بند زندان ۳۵۰ اوین از جمله آقای عبدالفتاح سلطانی، وکیل از روز شنبه ۱۱ آبان ماه به نشانه اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان بیمار دست به اعتصاب غذا زدند. همچنین ۳۱ زندانی سیاسی زندان اوین نیز در بیانیه ای با محکوم کردن رفتارهای غیرقانونی اعمال شده بر وکلای دروایش گنابادی که اکنون در زندان به سر می برند نسبت به وضعیت سلامت دو زندانی درویش هشدار دادند. ۳۱ زندانی سیاسی در بیانیه خود با ذکر نام حمید رضا مرادی و مصطفی دانشجو که در وضعیت بد جسمی قرار دارند، نوشتند: «ما به مصادر امور هشدار می دهیم که مسوول سلامت و جان همه زندانیان اعم از سیاسی و غیر سیاسی هستند. کوتاهی آنها در ادای این وظیفه، در گذشته فاجعه شهادت هدی صابر و سپس ستار بهشتی را در پی داشته است.»

Thursday, 28 November 2013

مخالفت دادستان با مرخصی ابوالفضل عابدینی

جرس: دادستان در آخرین لحظه با مرخصی ابوالفضل عابدینی زندانی سیاسی زندان کارون مخالفت کرد. به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ابوالفضل عابدینی نصر روزنامه نگار خوزستانی که قرار بود صبح روز جاری برای اولین بار به مرخصی اعزام شود با مخالفت دادستان در آخرین لحظه روبرو شد. یکی از نزدیکان این زندانی سیاسی که برای استقبال وی به مقابل زندان رفته بود، گفته است: "صبح امروز خانواده و دوستان ابوالفضل به مقابل زندان کارون رفته تا از وی استقبال کنند. ولی به ما خبر دادند دادستان در آخرین لحظه نظر خود را تغییر داده و با مرخصی ابوالفضل مخالفت کرده است." ابوالفضل عابدینی نصر آخرین بار نیمه شب ۱۱ اسفند ماه ۱۳۸۸، در پی سناریو سازی دستگاه امنیتی بر علیه فعالین حقوق بشر، در منزل مسکونی خود در رامهرمز با محاصره منزل و ضرب و شتم شدید دستگیر و به انفرادی بند۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی در حالی که در بند ۲ الف تحت بازجویی قرارداشت، شعبه یکم دادگاه انقلاب اهواز وی را به اتهام عضویت در جمعیت غیر قانونی و ارتباط با دول متخاصم به ۱۱ سال حبس محکوم کرد، شعبه ۱۳ دادگاه تجدید نظر استان خوزستان نیز حکم را تائید کرد. نامبرده هم چنین از سوی دادگاهی در تهران نیز به یک سال حبس تعزیری محکوم شد و مجموعا می‌بایست ۱۲ سال زندان تعزیری را تحمل کند.

Wednesday, 27 November 2013

عماد بهاور همچنان بدون مرخصی در حبس است

جرس: با گذشت پنج سال از بازداشت و حبس عماد بهاور، این فعال ملی- مذهبی تنها توانسته چند روز به مرخصی اعزام شود. به گزارش شبکه های اجتمعاعی، مریم شفیعی همسر عماد بهاور در صفحه فیس بوک خود نوشت: رفت تو سال پنجم به همین سادگی ... باور نمی کنم یک نفر فقط 5 روز رو تو این سال های عمرش بیرون از زندان باشه" گفتنی است، عماد بهاور،فعال ملی - مذهبی و مسئول شاخه جوانان نهضت آزادی، از اعضای ارشد ستاد میرحسین موسوی بود، که بارها در جریان اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری دور دهم بازداشت شد، تا اینکه توسط قاضی صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم گردید.

Tuesday, 26 November 2013

درخواست آزادی علی اصغرغروی توسط سیصد فعال فرهنگی اصفهان

جرس: بیش از سیصد تن از فعالین فرهنگی و اجتماعی اصفهان در نامه ای سرگشاده به رئیس قوه قضائیه خواستار آزادی فوری دکتر سید علی اصغر غروی شدند. به گزارش جرس، امضاکنندگان این نامه ضمن اشاره به آیات قرآن، نهج البلاغه، روایات و همچنین اصولی از قانون اساسی و وعده های بنیانگزار جمهوری اسلامی مبنی بر ضرورت و جایگاه ویژه آزادی اندیشه و بیان در نظام اسلامی، تصریح کرده اند: «بازداشت نابجای قرآن پژوه و دانشمند معاصر جناب آقای دکتر سید علی اصغر غروی، فرزند حکیم و علامه نامدار آیت الله العظمی غروی(ره)، که همچون پدر، منادی اسلام حقیقی و اتحاد جهان شیعه و سنی، حاکمیت قرآن و قانون، عاشق عترت و امامت جاویدان حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) و عامل به ایمان و توکل و اخلاق حسنه می باشند را به صلاح ملت و مذهب و کشور و دلسوزان نظام اسلامی ندانسته و نمی دانیم و خواهان آزادی فوری و بلاشرط ایشان می باشیم.» دکتر سید علی اصغر غروی، پژوهشگر دینی و عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران و رئیس شاخه اصفهان این حزب است. این فعال سیاسی 68 ساله که از بیماریهای مختلف در رنج است، در پی درج مقاله­ای از وی در روزنامه بهار در مورد «غدیر» که منجر به توقیف این روزنامه شد، از 19 آبان در بازداشت به سر می برد.

Monday, 25 November 2013

نگهداری مهدی فراحی شاندیز در میان زندانیان عادی بند ۸ زندان اوین

کلمه – گروه خبر: مهدی فراحی شاندیز زندانی سیاسی، برخلاف قوانین سازمان زندان ها در میان زندانیان عادی در بند ۸ زندان اوین نگهداری می شود. این زندانی سیاسی ضمن انتقاد از بی توجهی مسئولان زندان و قوه قضاییه نسبت به برخوردهای غیرانسانی و غیرمنصفانه با وی و وضعیت بد خود در بند ۸ زندان اوین در میان زندانیان عادی از افزایش فشارها بر روی خود خبر داده است. بر اساس گزارش خبرنگار کلمه، وی بارها به دلیل حرکات اعتراض آمیز در داخل زندان در اعتراض به وضعیت رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی مورد غضب مسئولان قضایی قرار گرفته است. در آخرین برخورد غیرقانونی مسئولان قضایی وی به اجبار به بیمارستان اعصاب و روان رازی منتقل و در آنجا بستری شده بود که پس از چند هفته وی را به بند ۸ زندان اوین بازگردانده اند. مهدی فراحی شاندیز در نامه ای که در اختیار کلمه قرار گرفته خود را پسر عموی فخرالسادات فراحی همسر محمود احمدی نژاد معرفی کرده و نوشته است : اینجانب مهدی فراحی شاندیز فرزند ابراهیم متولد سال ۱۳۴۰ در تهران تا ۱۸ سالگی در چهار صد دستگاه نازی آباد زندگی می کردم، پدرم کارگر لوله کش در سیلوی تهران بود. من تا پنجم دبستان در مدرسه الهی نزدیک منزلمان درس می خواندم، دوره راهنمایی و دو سال دبیرستان را در موسسه آموزش فرح در یاخچی آباد مشغول تحصیل بودم و سال سوم و چهارم دبیرستان در مدرسه خوارزمی نزدیک میدان انقلاب ادامه تحصیل دادم و در کنکور سال ۱۳۵۷ – ۱۳۵۸ در رشته برق دانشگاه صنعتی اصفهان قبول شدم و به علت ” انقلاب فرهنگی ” و تعطیلی دانشگاه ها در سال ۱۳۶۵ فارغ التحصیل شدم . سپس در نیروی هوای به مدت دو سال در بخش پدافند هوایی رسته اسکای گارد مشغول به خدمت شدم . سپس به مدت یکسال و سه ماه در مجتمع فولاد اهواز به عنوان کارشناس برق به کار پرداختم، سپس به مدت ۹ ماه در سایپا بودم و پس از آن ۷ ماه در مشائیر بودم و بعد از آن به تدریس خصوصی ریاضیات در مقطع دبیرستان و دانشگاه پرداختم. من پسر عموی خانم اعظم السادت فراحی ( فراحی شاندیز ) همسر محمود احمدی نژاد هستم. اینجانب به اتهام توهین به رهبری و اخلال در نظم دادگاه به ۳ سال حبس تعزیری توسط آقای مقیسه قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محکوم شدم، این حکم در شعبه ۵۴ تجدید نظر تایید شد. پیش از این کلمه در تاریخ ۹ فروردین ۹۲ در گزارشی از افزایش فشار بر این زندانی سیاسی خبر داده بود، دلیل عمده فشار بر مهدی فراحی شاندیز، نافرمانی اعتراضی او نسبت به قوانین زندان عنوان شده که شامل سر دادن شعار هایی چون «مرگ بر…»، «زنده باد آزادی» و «مرگ بر دیکتاتور»، و هم چنین خودداری از حضور در آمارگیری زندان بوده است. همچنین کلمه در تاریخ ۱۹ فروردین ۹۲ گزارش داده بود که جواد مومنی معاون اجرایی زندان اوین و عباسی رییس بند ۲۴۰ این زندان در سلول انفرادی این بند ازمهدی فراحی شاندیز خواستند تا مطلبی با مضمون عذرخواهی، توبه و ابراز پشیمانی از شعارها و کارهایش بنویسد. پس از امتناع شاندیز، این دو، وی را با باتوم و کابل مورد ضرب و شتم قرار دادند که بر اثر شدت ضربه ها آرنج دست راست این زندانی سیاسی شکست. آنها پس از ارتکاب این رفتار شرم آورو غیر قانونی، شاندیز را با دست شکسته در سلول رها کرده و تا چند روز از اعزام وی به بهداری جهت درمان خودداری می کردند. فراحی شاندیز در یازدهم دی ماه ۹۰ بازداشت و برای گذراندن حکم سه سال زندان خود به دو اتهام «توهین به رهبری» و «اخلال در نظم عمومی» به زندان اوین منتقل شد و در همان ماه های نخست محکومیتش نیز مدتی را در سلول انفرادی بند ۲۴۰این زندان سپری کرد. این زندانی سیاسی که دارای مدرک مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است، در فاصله ی اردیبهشت تا بهمن ۸۸ نیز ۹ ماه را در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرده بود. بازداشت پیشین او در ارتباط با شرکت در تجمع روز جهانی کارگر بوده است. وی یک بار نیز در سال ۱۳۸۵ در ارتباط با تجمعی در پارک لاله تهران بازداشت و زندانی شد. نسبت فامیلی مهدی فراحی شاندیز با همسر محمود احمدی نژاد با وجود بازداشت های چندین باره ی او تا مدت ها مخفی مانده بود.

Sunday, 24 November 2013

وضعیت وخیم کسری نوری در زندان

جرس: وضعیت جسمی کسری نوری٬ همکار زندانی سایت مجذوبان نور و فعال حقوق دراویش وخیم گزارش شده است. به گزارش مجذوبان نور، کسری نوری طی یکماه اخیر از کمر درد شدید رنج می‌برد و بنا به تشیخص بهداری زندان عادل آباد به دیسک کمر و گرفتگی عصب سیاتیک دچار شده است؛ باید برای روند درمانی و همچنین عکس برداری از ناحیه کمر وی به بیمارستان منتقل شود. گفتنی است این زندانی سیاسی عقیدتی در زندان به دیسک کمر دچار شده است و طی هفته گذشته این وضعیت تا جایی پیشرفت کرده است که وی قادر به راه رفتن نیست و این مسئله نگرانی خانواده وی را نیز در پی داشته است. خانواده این درویش زندانی به مجذوبان نور گفته‌اند یکی از دلایل شدت کمر درد کسری نوری نسبت به قبل را کاهش فضای موجود بند عبرت این زندان با توجه به اضافه شدن ۱۶ زندانی به این بند را می‌دانند. بنا بر این گزارش افزایش شمار زندانیان موجب بروز دوباره بیماری تنفسی کسری نوری نیز شده است که بار‌ها این بیماری باعث شد تا وی به بهداری زندان منتقل شود. هفته گذشته نیز محبت نیوز گزارش داده بود وحید حکانی از نوکیشان مسیحی و زندانیان عقیدتی نیز به دلیل شرایط نامناسب بهداشتی و نداشتن فعالیت به علت قرنطینه بودن در «بند عبرت» زندان عادل آباد به خونریزی معده دچار شد که منجر به انتقال وی به بیمارستان فقیهی و عمل جراحی شد که وی همکنون در حال سپری کردن مرخصی استعلاجی خود است. در حال حاضر کسری نوری به همراه چهار درویش زندانی دیگر در بند زندانیان سیاسی - عقیدتی عادل آباد شیراز موسم به «بند عبرت» محبوس هستند. آقای نوری هم اکنون نزدیک به دو سال است که در زندان به سر می‌برد و اردیبهشت سال جاری به چهار سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

Saturday, 23 November 2013

۱۵ سال حبس برای نبوغ حسین رونقی در علوم کامپیو‌تر

جرس: بر اساس گزارش ها، یکی از دلایل محکومیت حسین رونقی ملکی، فعال حقوق بشری و وبلاگ نویس زندانی، به حبس طویل المدت، تبحر وی در امور فنی رایانه ای و کمک به شهروندان در عبور از فیلترینگ حکومتی بوده است. سایت توانا در گزارشی پیرامون سید حسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس و فعال حقوق بشری زندانی نوشته: ۱۴ تیرماه ۱۳۶۴ در ملکان شهری در استان آذربایجان شرقی متولد شد و در رشته کامپیو‌تر شاخه نرم افزار دانشگاه آزاد اراک به تحصیل پرداخت. شاید شما هم از کسانی باشید که چند سال پیش و قبل از انتخابات ۱۳۸۸ برای عبور از فیلترینگ اینترنت، از “ایران پروکسی” استفاده می‌کردید. حسین رونقی مسئول کمیته مبارزه با سانسور “ایران پروکسی” در ایران بود، در زمینه برنامه‌نویسی و عبور از فیلترینگ تخصص داشت و در زمینه مبارزه با سانسور در فضای سایبری ایران تلاش‌های گسترده‌ای انجام داد. او پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و پیش از بازداشتش با نام”بابک خرمدین” در زمینه مبارزه با فیلترینگ فعالیت می‌کرد.ایران پروکسی گروهی بود که فهرستی از وب سایت‌ها را برای عبور از فیلترینگ تهیه و از طریق ایمیل به افراد ارسال می‌کرد. یکی از اعضای این گروه در مصاحبه با رادیو فردا هدف از تشکیل چنین گروهی را چنین عنوان کرد: «ایران پروکسی تلاش دارد تا با انتشار مجموعه مقالاتی، راه‌های عبور از این دیوار استبدادی نوین را که ساخته سیاست‌های غلط دولت‌ها و افراطی گری‌های مذهبی است، به صورت پیشرفته و در این حال قابل فهم برای تمامی کاربران، آموزش دهد. همچنین نرم افزار‌ها و فیلتر شکن‌های روز را به کاربران ایرانی معرفی کند» . حسین رونقی درتاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ همراه با برادرش “حسن رونقی ملکی” در منزل پدری‌اش در شهر ملکان در آذربایجان شرقی بازداشت شد. برادر وی یک ماه بعد با قرار وثیقه‌ای ۸۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. مهره‌های پشت گردن رونقی در این بازداشت براثر شکنجه‌ آسیب دید. او در تاریخ، ۸ آذر ۱۳۸۸ پیش از بازداشت در وبلاگش نوشته بود که: «برای چندمین بار از طرف سپاه سایبری جمهوری اسلامی ایران تهدید به برخورد قانونی شده‌ام! سپاهی که بیشتر برای سرکوب صدای منتقدان و معترضان راه اندازی شده است و امنیت و حریم اشخاص تنها مواردی هستند سپاه سایبری از آن دفاع نمی‌کند. مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بعنوان اصلیترین نهاد سپاه سایبری در ارسال ایمیل‌ها و یاداشت‌های تهدید آمیز برای کاربران فعال می‌باشد». در تاریخ ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۸ روزنامه کیهان با انتشار گزارشی در مورد وی، اتهامات سنگینی را متوجه این وبلاگ‌نویس کرد. در این گزارش او متهم به اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با سازمان‌های خارج از کشور و پول گرفتن از آنان شده بود. با لو رفتن اینکه او بابک خرمدین است، فشار‌ها بر او افزایش یافت و در ‌‌نهایت به اتهام تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و توهین به ریاست جمهوری به ۱۵ سال حبس محکوم شد. بعد از مشخص شدن هویت بابک خرمدین، باور اینکه جوانی اینچنین کم سن و سال در عرصه مبارزه با سانسور اینترنت فعال بوده و چند سال توانسته بود تا هویتش را از نیرویهای امنیتی پنهان نگاه دارد، برای خیلی‌ها سخت بود و نبوغ او را در زمینه تکنولوژی یادآوری می‌کرد. آیا اگر در کشور دیگری عرصه برای بروز ایده‌های رونقی فراهم بود،به چهره‌ شناخته شده علمی در زمینه علوم کامپیو‌تر مبدل نمی‌شد؟ حسین رونقی چند مرتبه به دلیل فشارهای وارده بر وی و همچنین عدم رسیدگی به وضعیت نابسامان جسمانی‌اش دست به اعتصاب غذا زد و سلامتی‌اش در خطر بیشتری افتاد. رونقی در تاریخ ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۰ مورد ضرب و شتم در زندان قرار می گیرد و بر اثر این ضرب و شتم به بیمارستان طالقانی در تهران منتقل شده و چندین ساعت را در بیهوشی به سر برد. رونقی در‌‌ همان شب در حالی که از وضعیت مناسبی برخوردار نبود به زندان اوین بازگردانده شد و از داشتن مرخصی محروم بود. در آبان ماه ۱۳۹۰ گزارش شد که به دلیل عدم انتقال به موقع به بیمارستان و عدم مرخصی استعلاجی، یک کلیه خود را از دست داده است. این در حالی است که مشرق نیوز در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ مدعی شد که: «بر خلاف ادعاهای خانواده متهم، بی‌بی سی و سایر رسانه‌های حامی رونقی ملکی، نه تنها کلیه‌های متهم از کار نیافتاده بلکه بیماری وی یک بیماری مادرزادی (تنگی حالب) بوده و ارتباطی با جریان بازداشت و زندان وی ندارد و این مهم توسط دکتر گوران پزشک معالج وی نیز مورد تایید قرار گرفته است. در واقع این بیماری، معمولی بوده و حالت اورژانسی نداشته و فقط بدلیل خودداری حسین رونقی ملکی از درمان، تشدید شده است!». در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۹۱ بعد از گذشت ٣٢ ماه حبس، با وثیقه یک میلیارد تومانی به مرخصی آمد. او در طی ایام مرخصی نیز پیگیر کمک‌های بشردوستانه بود و در جریان زلزله اهر و ورزقان به همراه تعداد دیگری از امدادگران کمپ سرند بازداشت و محاکمه شد.در شهریور، ۱۳۹۲ مادر وی طی نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی نگرانی خود را اینگونه ابراز کرد: «من مادری مقاوم هستم. مادری که بازجویان حسین تهدیدش می‌کردند که دخترانش را هم می‌برند اما نمی‌توانم شاهد زجر کشیدن فرزند بی‌گناهم در زندان باشم، این چهار سال سخت‌ترین روزهای بوده است که ما دیده‌ایم و کسی نیست به داد ما برسد و صدای ما را بشنود، حسین ۷ بار داخل زندان عمل جراحی کرده است وهر بار برخلاف دستور پزشک‌ها او را به زندان برده‌اند و او دوباره مریض شده است. به خاطر بی‌توجهی مسئولان نزدیک به دو ماه است داخل زندان اعتصاب درمان کرده و حاضر نیست خود را درمان کند و به همین دلیل وضعیت جسمی بدی دارد، من بعنوان یک مادر از جنابعالی می‌خواهم که شرایط آزادی فرزند بی‌گناهم که جانش در زندان در خطر است را فراهم کنید، قانون می‌گوید نباید یک شخص بیمار در زندان باشد ولی دادستانی تهران و قوه قضاییه به دلایل نامشخص قانون شکنی می‌کنند» رونقی در اردیبهشت ۱۳۹۲ دوباره به زندان بازگردانده شد. او در آخرین پست وبلاگش، قبل از بازگشتن به زندان اینگونه می‌نویسد: «روزگار سیاهی برای ایرانمان ساخته‌اند سیاه‌تر از شب، آبادی‌ها را ویران کرده‌اند، بذر کینه را بجای عشق کاشته‌اند، اندیشه‌های سلطه گرایانه ریشه‌های مردم و میهن را می‌سوزاند، جهل بر عقل حکومت می‌کند و چنین است که رسم برادر کشی مرسوم می‌شود و انسانیت می‌میرد اما با همه این‌ها می‌گویم، دریغا که ایران ویران شود».

Friday, 22 November 2013

تفهیم اتهام سراج الدین میردامادی در دادگاه انقلاب

جرس: سید سراج‌ا‌لدین میردامادی، روزنامه نگار و فعال سابق دانشجویی، توسط دادگاه انقلاب تفهیم اتهام شد. این فعال حامی جنبش سبز که اخیرا از فرانسه به ایران بازگشته، در فیس‌بوک خود نوشته است: “روز ۱۹ نوامبر، ۲۸ آبان در دادسرای اوین رسما فعالیت تبلیغی علیه نظام توسط بازپرس شعبه دوم به من تفهیم اتهام شد و من این اتهام را رد کردم و کتبا پاسخ دادم و با قید کفالت پدرم موقتا بازداشت نشدم.” به نوشته میردامادی در بازپرسی به او گفته‌اند “یک پرونده توسط وزارت اطلاعات دولت دهم دو سال قبل و یک پرونده دیگر توسط سپاه اخیرا بعد از انتخابات تهیه و به دادسرای اوین ارسال شده بود که دادسرا دو پرونده را تجمیع کرده است”.

Thursday, 21 November 2013

عفو بین‌الملل خواستار آزادی فوری امید کوکبی شد

جرس: سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای خواستار آزادی «بی‌قید و شرط» و «فوری» امید کوکبی، فیزیک‌دان جوانی شده است، که به گفته این سازمان به‌دلیل سرباز زدن از کار برای ساز و کارهای نظامی و امنیتی ایران در زندان است. امید کوکبی دانشجوی فوق دکترای فیزیک در ایالات متحده، ۳۱ ساله، بهمن ماه سال ۱۳۸۹ در «فرودگاه امام» در تهران بازداشت شد. او در زمان بازداشت در حال بازگشت از سفر خود به ایران برای دیدار با اعضای خانواده‌اش، به آمریکا بود. امید کوکبی به مدت ۱۵ ماه در بازدشت موقت بوده است. در نهایت در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۱ دادگاه او را به ۱۰ سال زندان محکوم کرد. گفته می‌شود آقای کوکبی در دادگاه رسیدگی به اتهام‌های ۱۳ تن که به «جاسوسی برای اسرائیل» متهم شدند، محکوم شده است. اتهام‌ها او «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، ارتباط با دولت متخاصم و کسب درآمد نامشروع» عنوان شد. آنچه خود رد کرده است. به گزارش رادیو فردا، سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید امید کوکبی از نگاه این ساز و کار مدافع حقوق بش «زندانی عقیده» است. این سازمان دلیل محکومیت آقای کوکبی را همکاری نکردن او با پروژه‌هایی نظامی برای سازمان‌های نظامی و امنیتی ایران می‌داند. خود این دانشجوی فوق دکترا در رشته فیزیک در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه در تیر ماه سال ۱۳۹۰ از اقرارهایش «تحت فشار بازجویان»، «افسوس» خورده بود. او در عین حال از «فشارهای متعدد به خود و خانواده‌اش» نوشته و پرسیده بود: «چگونه می‌شود به کسی که متهم به جاسوسی یا ارتباط با اجانب است اطمینان کرد و او را به محرمانه‌ترین و سری‌ترین بخش اسرار نظام دعوت کرده و از او درخواست همکاری نمود‌؟» امید کوکبی در حالی که در زندان به سر می‌برد اما از دانشگاه‌های ایران برای سخنرانی نیز دعوت‌نامه گرفته است. بر اساس گزارش ها، از امید کوکبی برای سخنرانی در زمینه تکنولوژی لیزری در کنفرانس سالانه فیزیک ایران در دانشگاه بیرجند دعوت شده است اما نهادهای امنیتی با این درخواست مخالفت کرده اند.

Wednesday, 20 November 2013

گزارش تکان دهنده یکی از زندانیان از وضعت زندان ندامتگاه مرکزی کرج

جرس: زندان ندامتگاه مرکزی کرج با نزدیک ۸ هزار زندانی، حدود ۴۰۰ زندانی زیر حکم اعدام و ۴ زندانی عقیدتی و سیاسی از شرایط نگران کننده‌ای برخوردار است. یکی از زندانیان ندامتگاه مرکزی کرج به ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران گفت: "زندانیان در بدو ورود به زندان بازرسی می‌شوند و کفش، کاپشن و هر لباس گرمی که همراه داشته باشند از ایشان گرفته می‌شود و در مقابل حتی یک جفت دمپایی نیز به ایشان داده نمی‌شود و پابرهنه وارد بند می‌شوند." وی در ادامه گفت: "مسئولین حتی پتو نیز به زندانیان نمی‌دهند و زندانی جدید الورود باید خود شخصا پتو خریداری نماید. مسئولین به خانواده زندانیان اجازه آوردن لباس گرم را نمی‌دهند و هر سال تنها یکبار زندانی می‌تواند از طرف خانواده لباس دریافت کند که در بین آن اقلام، لباس گرم موجود نیست و خانواده‌ها نمی‌توانند عملا کاپشن و سویی شرت برای زندانیان بفرستند." این زندانی در ادامه بیان داشت: "زندان از لحاظ بودجه بهداری با کمبودهای بسیاری روبرو شده و بتازگی هزینه زندانیان بیمار را به عهده خود ایشان می‌گذارد. از طرفی هم وضعیت تغذیه زندانیان و جیره دولتی بسیار خراب شده است. بهداری حتی دارویی برای زندانیان بیمار ندارد و قفسه داروهای بهداری کاملا خالی است. بیماران مبتلا به سل و بیماری‌های خونی همانند هپاتیت و ایدز بسیار زیاد است. زندانیان مبتلا به سل، هپاتیت و ایدز حتی قرنطینه هم نمی‌شوند و زندان برای اینکه این زندانیان از سوی همبندیانشان ترد نشوند اعلام نمی‌کند چه کسانی بیمار هستند و خود بیماران نیز از همبندیانشان این موضوع را پنهان می‌کنند." وی در مورد وضعیت غذای زندانیان گفت: "بهترین غذایی که در زندان بصورت نهار به زندانیان می‌دهند سویا پلو، رشته پلو و عدس پلو است که آن هم با کیفیت بسیار پایینی تهیه می‌شود و بسیار خشک است. گوشت سفید و قرمز بطور کامل از برنامه غذایی زندانیان حذف شده و کمبود نان هم بصورت هر روزه مشاهده می‌شود. مواد مخدر در زندان بسیار فراوان است و راحت‌تر از خارج از زندان مواد مخدر پیدا می‌شود." این زندانی همچنین گفت: "آب گرم برای استحمام وجود ندارد. آب گرم دقیقا ساعت ۹ و نیم وصل می‌شود و این ساعت نظافت آغاز می‌شود و پس از آن نیز خاموشی است و اجازه رفتن به حمام با آب گرم عملا برای زندانیان وجود ندارد. همین موضوع باعث شده زندانیان مجبور باشند با آب سرد دوش بگیرند و یا قید حمام را بزنند. برای همین بیماری‌هایی مانند سرما خوردگی و عفونت گلو و حشرات موزی همچون شپش و ساس در بین زندانیان به وفور یافت می‌شود. در بند ما که جمعیتش پانصد و خورده‌ای است هفته‌ای ۲۵ نفر را به بهداری می‌برند. زندانیانی که شانس رفتن به بهداری زندان را پیدا می‌کنند، توسط پزشکی به نام دکتر (مومنات) بصورت جمعی (این منبع از کلمه گوسفندی استفاده کرد) ویزیت می‌شوند. دکتر حتی زحمت معاینه را هم به خود نمی‌دهد و تقریبا تمام نسخه‌ها شبیه هم هستند. آن هم داروهایی که در بهداری موجود است. تنها دارویی که غالبا تجویز می‌شود عبارت است از (یک برگ قرص سرماخوردگی، یک برگ قرص پروفن و یک برگ آنتی بیوتیک) هیچ‌گاه دوره درمان آنتی بیوتیک کامل تجویز نمی‌شود و این خود باعث مقاوم شدن بیماری می‌گردد. زندانیانی که نمی‌توانند به بهداری بروند، خودشان برای خود دارو تجویز می‌کنند و دارو را از بازار سیاه تهیه می‌کنند." وی در ادامه بیان داشت: "قطع مکرر گاز بند هم باعث می‌شود زندانیان نتوانند بصورت شخصی برای خود غذایی تهیه کنند یا بساط چای را تدارک ببینند. آمار بالای بند نیز باعث می‌شود زندانیانی که اصطلاحا کاریدور خواب هستند تمام روز را در این هوای سرد و بدون لباس در هواخوری زندان بسر ببرند و در حیاط می‌خوابند. هواخوری اجباری صبح‌ها از ساعت ۹ و نیم صبح تا ۱۲، و بعد از ظهر از ساعت ۲ و نیم تا نیم ساعت قبل از تاریک شدن هوا است. زندانیانی که لباس مناسب ندارند باید در هوای سرد و بصورت اجباری در هواخوری بسرببرند. در هواخوری حتی مکان کافی برای قدم زدن زندانیان وجود ندارد. وسایلی مانند موکت کف کاریدور که زیر زندانیان کاریدور خواب بود، شیشه پنجره‌ها تلویزیون‌های اتاق‌ها را زندانیان خودشان تهیه کرده بودند و تازه مسئولین بعد از فروش تلویزیون به زندانیان تلویزیون‌های هفتصدهزار تومانی را مصادره کردند." وی در پایان خاطر نشان کرد: "پیش‌تر زندان ندامتگاه از دو بند و ۱۰ سالن تشکیل می‌شد ولی بتازگی هر سالن این زندان را به یک بند تبدیل کرده‌اند. اکنون زندان از ۱۰ بند عادی و یک بند کارگری و یک بند رای باز تشکیل شده است. بند رای باز زندانیانی هستند که کار می‌کنند و از مرخصی هفتگی منظم برخوردارند. این زندانیان را معمولا از بین زندانیانی با جرایم مالی انتخاب می‌کنند. زندان ندامتگاه مرکزی کرج نزدیک ۸ هزار نفر زندانی را درخود جای داده است. حدود ۴۰۰ زندانی در این زندان محکوم به اعدام هستند. در بند ۷ زندان ندامتگاه مرکزی کرج چهار زندانی سیاسی و عقیدتی بنام‌های محمدرضا پورشجری، علی معزی، بهنام ایرانی و حسین ساکتی آرامسری (استیفان) نگهداری می‌شوند."

Tuesday, 19 November 2013

بلاتکلیفی مریم شفیع‌پور پس از گذشت نزدیک به سه ماه حبس

جرس: مریم شفیع‌پور، فعال دانشجویی که از روز پنج مرداد ماه امسال بازداشت شده و در زندان اوین است، با وجود برگزاری دادگاه همچنان در بلاتکلیفی به‌سرمی‌برد. به گزارش جرس، با گذشت یک ماه از برگزاری دادگاه مریم شفیع پور به ریاست قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ اما تاکنون پرونده وی مسکوت مانده است. قاضی دادگاه نقص پرونده اعلام کرده و دوباره پرونده او را به بازپرسی برگردانده است. اما به‌رغم پیگیری‌های خانواده با گذاشتن وثیقه موافقت نشده و این فعال دانشجویی همچنان بلاتکلیف است. گفتنی است، وی یک‌بار درپی وخاومت حالش به بیمارستان منتقل شده است و نیاز به مراقبت پزشکی دارد. بازداشت مریم شفیع‌پور، دو هفته پس از آن صورت گرفت که ماموران امنیتی به منزل پدری او رفته و پس از سه ساعت بازرسی کامل منزل، لپ‌تاپ وی و یکی دیگر از اعضای خانواده و نیز دو دستگاه گوشی موبایل و برخی دست‌نوشته‌های او را با خود بردند. پس از انتقال او به زندان ماموران چند بار به منزل او مراجعه و برخی از وسایل شخصیش را با خود برده اند. مریم شفیع‌پور، دانشجوی سابق دانشگاه بین‌المللی قزوین که پس از دو ترم تعلیق از تحصیل به دلیل فعالیت سیاسی از دانشگاه اخراج شده بود. وی همچنین از اعضای فعال ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در سال ۱۳۸۸ بوده است. این فعال سابق دانشجویی پیش از این در سال ۸۹ به دلیل فعالیت های دانشجویی بر اساس حکم دادگاه انقلاب قزوین به یک سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.

Monday, 18 November 2013

تشدید ناراحتی گوارشی مهدی کروبی

جرس: از دو روز پیش ناراحتی گوارشی برای مهدی کروبی پیش آمده و تیم پزشکی ، وی را در مکان حصر تحت درمان قرار داده است. محمدتقی کروبی در صفحه فیس‌بوکش نوشت: چند روز پیش مقامات امنیتی پدر را برای پیگیری درد مفاصل برای ساعاتی به بیمارستان مورد نظر خود بردند. متاسفانه از دو روز پیش ناراحتی گوارشی برای ایشان پیش آمده که تیم پزشکی ایشان را در مکان حصر تحت درمان قرار داده ودرحال حاضر سرم به ایشان وصل است. وی ابراز امیدواری کرد که "وزیر اطلاعات و دبیر شورای عالی امنیت ملی هر چه سریع‌تر به‌‌ همان دستور حاکمیت که در نماز جمعه قرائت شد، عمل کنند و پدر را در منزل‌اش حصر کنند. در اینصورت ایشان بعد از ۱۰۰۵ روز حداقل می‌توانند به هوای تازه و نیز نور آفتاب دسترسی پیدا کنند و خانواده نیز روند درمانی را پیگیری کند." یکی از درخواست‌های فوری خانواده کروبی انتقال مجدد رئیس اسبق مجلس از خانه‌امن وزارت اطلاعات به منزل شخصی وی در جماران است به این دلیل که در محل فعلی امکان استفاده از نور طبیعی و پیاده‌روی برای وی وجود ندارد. گفتنی است هاشمی رفسنجانی، هفته گذشته در دیدار با فرزندان موسوی و کروبی ضمن ابراز ناراحتی از شرایط موجود برای آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد٬ از دیدار اخیرش با آقای خامنه ای خبر داد. به گفته محمدحسین کروبی، پسر ارشد مهدی کروبی، در آن دیدار آقای هاشمی خطاب به رهبری گفته است:"اگر اتفاقی برای این محصورین رخ دهد ننگش برای همیشه بر دامن این نظام خواهد ماند."

Sunday, 17 November 2013

شش روزنامه‌نگار به حبس تعزیری و تعلیقی محکوم شدند

جرس: شش روزنامه‌نگار کُرد که در حوزه های ادبی- هنری فعال بودند به حبس های تعزیری و تعلیقی محکوم شدند. به‌گزارش “کمپین صلح فعالان در تبعید”، دادگاه شهر ایلام، احسان نیک‌پی، محسن چراغی و شاهو احمدی را در جلسه‌ای چند دقیقه‌ای هر کدام به شش ماه حبس تعزیری، و رحمت‌الله چراغی، علی یوسفی و سجاد قیصری را به شش ماه حبس تعلیقی به مدت دو سال، محکوم کرد. بنا به این گزارش، نسرین باوندپور، روزنامه‌نگار دیگر در دادگاه تبرئه شد. این روزنامه‌نگاران از مسئولان و دست اندرکاران ماهنامه محلی و کُردی‌زبان “وریا” هستند. احسان نیک‌پی سردبیر بخش کردی این ماهنامه کارشناس ارشد روابط بین‌الملل است که پیش از این به دلیل فعالیت‌های فرهنگی از تدریس در دانشگاه منع شده بود. محسن چراغی نیز عضو هیئت تحریریه ماهنامه “وریا” است و مقاله‌هایی در مورد مشکلات زبان و فرهنگ کُردی نوشته است. شاهو احمدی و علی یوسفی همچنین از فعالان دانشجویی ایلام هستند که در برپایی کلاس آموزش نگارش کُردی در ایلام، فعال بوده‌اند. این روزنامه‌نگاران تا جلسه دادگاه به قید وثیقه‌های سنگین آزاد بودند.

Saturday, 16 November 2013

پزشك معاينه‌كننده‌ي ستار بهشتي بازداشت شد»

رضا حيدرپور، پزشك كشيك بهداري زندان اوين در روز انتقال ستار بهشتي، كه در گزارش خود به وجود آثار شكنجه بر بدن اين جوان وبلاگ‌نويس اشاره كرده بود، بازداشت و به بند امنيتي ۲۰۹ زندان اوين منتقل شد. ستار بهشتي هنگامي كه از بازداشت‌گاه فتا به زندان اوين انتقال يافت، مطابق روال معمول به بهداري زندان معرفي شد تا برايش پرونده پزشكي تهيه شود. بر اين اساس اين كار توسط حيدرپور انجام شده و گزارش اين پزشك درباره ”آثار ضرب‌وشتم و شكنجه“ بر روي بدن ستار در پرونده او وجود دارد. «پس از تهيه اين گزارش ديگر به دكتر حيدرپور اجازه داده نشد بيماران بند ۳۵۰ را ويزيت كند و او را به بند زندانيان مالي منتقل كردند و هفته گذشته نيز به‌وسيله مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شده است». به گفته‌ي منابع آگاه گزارش ديگري در پرونده وجود دارد كه مرگ ستار بهشتي را ناشي از ”خونريزي ريه، كبد، كليه و مخچه“ عنوان مي‌كند. وكيل و خانواده بهشتي تا مهرماه امسال به مدارك موجود در پرونده او دسترسي نداشته‌اند. ظاهراً اين پرونده سه هزار صفحه‌اي مهرماه در اختيار گيتي پورفاضل، وكيل خانواده ستار بهشتي قرار گرفته است. علت مرگ: ”نامعلوم“ ستار بهشتي، وبلاك‌نويس ساكن رباط‌كريم، روز ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پليس فضاي توليد و تبادل اطلاعات ايران (فتا) بازداشت شد و چند روز بعد در بازداشت‌گاه درگذشت. پزشكي قانوني در گزارشي كه آذرماه ۹۱ منتشر كرد مدعي شد ”تعيين علت قطعي“ مرگ ستار بهشتي ممكن نيست. گوهر عشقي، مادر ستار بهشتي، پزشكي قانوني را به دروغ‌گويي متهم كرد و گفت كه پسرش جان خود را بر اثر شكنجه از دست داده است. همزمان با نخستين سالروز درگذشت ستار بهشتي، كمپين بين‌المللي حقوق‌بشر در ايران، به‌نقل از يك منبع آگاه نوشت، گزارش‌هاي پزشكي موجود در پرونده ستار بهشتي وجود آثار شكنجه بر بدن او را تأييد مي‌كند

Friday, 15 November 2013

ضرب و شتم یک درویش گنابادی برای اعلام برائت از مکتب درویشی

جرس: جعمی از افراطیون مذهبی، یک درویش گنابادی را برای اعلام برائت از مکتب درویشی مورد ضرب و شتم قرار دادند. تهدیدات تلفنی، شعارنویسی در محل برگزاری مجالس درویشی از دیگر تحرکات اخیر این گروه بوده است. به گزارش مجذوبان نور، در روزهای اخیر و با شروع ایام محرم جمعی از نیروهای مذهبی افراطی موسوم به هیئت فاطمیون تحرکاتی را علیه دراویش شهر خرمشهر آغاز کردند، این تحرکات که با تهدیدات تلفنی به دراویش این منطقه برای پایان دادن به مراسم درویشی آغاز و با شعارنویسی بر روی درب محل برگزاری مجالس درویشی ادامه یافت، سرانجام به ضرب شتم یک درویش برای تبری جستن از مکتب درویشی منجر شد. روز گذشته، آقای امین آزادی، از دراویش خرمشهر پس از خروج از منزل توسط گروهی از این قشریون ربوده شده و در حومه شهر به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بی‌هوش‌‌ رها شد، که در ‌‌نهایت مامورین پاسگاه او را یافته و به بیمارستان طالقانی خرمشهر منتقل کردند. گفتنی است این ضرب و شتم در پی این بود که از این درویش خواسته شده بود که برائت نامه کتبی را که توسط افراد مذکور نوشته شده بود را امضا کرده و محافل مذهبی برائت خود را نسبت به مکتب درویشی اعلام کند. این افراطیون مذهبی در تهدیدات و برخورد‌های خود اعلام داشتند که: «خرمشهر شهر شهیدان اسلام و کربلای ایران است، اینجا جای صوفی‌گری نیست»، این درحالی است که در طول ۸ سال دفاع مقدس عده زیادی از دراویش گنابادی به فیض شهادت و جانبازی در راه میهن خویش نایل شدند.

Thursday, 14 November 2013

یکسال از حبس مصطفى ریسمان باف گذشت

کلمه- پیام رهجو: عاشورا بى گمان از نقاط برجسته تاریخ اسلام و تشیع است که بروزى بى نظیر در فرهنگ ایرانیان داشته و به نماد ایستادگى و پاکبازى مظلومان در برابر جور حاکمان بدل شده است. فرهنگ عاشورا در مقاطع مختلف تاریخ و به ویژه تاریخ معاصر حرکت هاى آزادى خواهانه کشورمان نیز تاثیرگذار و مبداء تحول بوده است، از راهپیمایى بى سابقه عاشوراى ۵٧ تا ششم دى ٨٨ و عاشوراى سبزى که به خون نشست. اما باگذشت چهار سال از آن واقعه هنوز آزادى خواهان خداجو و شرافتمندى هستند که به اتهام حضور در راهپیمایى ششم دى ماه ٨٨ (عاشوراى سبز) ناعادلانه در حبس‌اند و ظالمانه مجازات مى شوند. «دانشجوى سبز» به گزارش کلمه، مصطفى ریسمان باف زندانى سیاسى است که اکنون یک سال از محکومیت حبس سه ساله‌اش را در بند ٣۵٠ زندان اوین گذرانده است. مصطفى ریسمان باف که در جریان اعتراضات سال ٨٨ از فعالان دانشجویى سبز دانشگاه علم و صنعت تهران بود مقارن ظهر روز عاشوراى ٨٨ در چهار راه ولى عصر در حالى که هنوز تجمعى شکل نگرفته بود توسط تیم عملیات وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. یکى از اعضاى خانواده ریسمان باف در خصوص نحوه بازداشت مصطفى به کلمه مى گوید: «تنها کار خلافى که مى توانستند به مصطفى به عنوان جرم مشهود منتسب کنند حضور در خیابان است! واقعا هیچ مدرک و سندى در پرونده وجود ندارد». وى مى افزاید: «روز عاشورا مصطفى را با ضرب و شتم دستگیر کردند و جاى تعجب است که بعد‌ها در اتهامات جاى شاکى و متهم عوض شد و مصطفى را به ضرب و شتم ماموران متهم کردند». بلافاصله پس از بازداشت مصطفى ریسمان باف به بند امنیتى ٢۴٠ منتقل و در فاصله چند روز بیش از ١۶جلسه بازجویى شد که برخى از این بازجویى‌ها بیش از ١٠ ساعت به طول مى انجامید. خانواده مصطفى ریسمان باف در مدت بازداشت موقت ۴٠ روزه‌اش در بى اطلاعى مطلق از سرنوشت وى بودند و او اجازه تماس یا ملاقات با خانواده‌اش را پیدا نکرد. به گفته عضو خانواده ریسمان باف «بازجویان پس از آنکه هیچ سند و مدرکى علیه او به دست نیاورده و فشار‌ها براى اعتراف گیرى نیز به نتیجه نرسید، صراحتا با نشان دادن یک برگه تحت عنوان گزارش دستگیرى که چهار امضاى فاقد نام پاى آن بود گفتند که همین گزارش براى محکوم کردن تو کافى است چه اعتراف کنى چه انکار. اما محتویات این برگه هم همگى بى اساس بود از جمله اینکه متهم درحال عکاسى با گوشى خود بوده درحالى که تلفن همراه مصطفى اساسا فاقد دوربین بود!». پس از ۴٠ روز بازداشت موقت درشرایطى که تا روز آخر مقام قضایى که طبق قانون اساسى بایستى ظرف ٢۴ساعت نسبت به تفهیم اتهام اقدام کند، حتى با این زندانى سیاسى مواجه نشده بود، با تبدیل قرار به کفالت موافقت و زمینه آزادى موقت مصطفى ریسمان باف را فراهم کرد. «محاکمه در غیاب قاضى» عضو خانواده ریسمان باف در مورد روند محاکمه مصطفى نیز به کلمه مى گوید: «پرونده را به قاضى صلواتى دادند، از‌‌ همان ابتدا دفتر شعبه ١۵ دادگاه انقلاب با انتخاب و حضور وکیل مخالفت کردند و تهدید مى کردند که وکیل گرفتن به ضررت تمام مى شود، در ‌‌نهایت هم مرداد ٨٩ وقت دادگاه گذاشتند و پس از چند بار تعویق جلسه یکروز مصطفى را خواستند و بدون حضور وکیل، دادستان و حتى قاضى صلواتى به این شکل برگزار شد که یک برگه و چند سوال تکرارى منشى دادگاه جلوى مصطفى گذاشت و تمام! مصطفى حتى قاضى صلواتى را ندید چه رسد به اینکه بتواند در دادگاه از خود دفاع کند، دادگاه تجدیدنظر هم که شعبه ۵۴ بود به همین شیوه ٣سال حکم بدوى را در اسفند ٨٩ تایید کرد.» این فعال جنبش سبز در دوره آزادى موقت موفق شد تحصیلات‌اش را در مقطع کارشناسى ارشد مهندسى کامپیو‌تر به پایان رسانده و فارغ التحصیل شود. با قطعى شدن محکومیت درحالى که بر اساس احضاریه هاى ارسالى هنوز ١٠روز فرصت معرفى به زندان وجود داشت، نیروهاى دادستانى یک روز قبل از سومین سالگرد عاشوراى ٨٨ یعنى ۵ دى ١٣٩١ با مراجعه به منزل، مصطفى ریسمان باف را باوجود بهت پدر و مادر، جهت اجراى حکم بازداشت و به زندان اوین و بند ٣۵٠ منتقل کردند. این زندانى سیاسى طى این مدت از حق مرخصى محروم بوده و به طور مداوم در حبس بوده است. «دوست شهید کیانوش آسا» مصطفى ریسمان باف که اکنون روزهاى حبس‌اش را در اوین مى گذراند هیچگاه روزهاى تلخ ٨٨ و حوادث پس از انتخابات را فراموش نخواهد کرد، سرکوبى که گلوله بى رحمى آن سینه دوست صمیمى و یار دانشگاهى‌اش «کیانوش آسا» را شکافت و خونش را بر سنگفرش میدان آزادى ریخت. مصطفى و کیانوش هر دو دانشجوى تحصیلات تکمیلى دانشگاه علم و صنعت و هر دو عضو «گروه کوه» دانشگاه بودند. سرو قامت کیانوش که بر زمین افتاد مصطفى نمى توانست از پا بنشیند. مصطفى حالا ماه هاست که پاى کوهى اى که با کیانوش فتح‌اش کرده بودند، دربند است. کسى چه مى داند شاید مصطفى ریسمان باف این روز‌ها در زندان اوین وقتى به ارتفاعات شمال تهران مى نگرد در گوش باد زمزمه مى کند: «کیانوش! هنوز سر قرار کوه‌مان ایستاده‌ام…».

Wednesday, 13 November 2013

بهائیان منطقه آباده و فشارهای حکومتی بر جامعه بهائیان

بنا بر خبر به دست رسیده از خانم دیان علایی یکی‌ از نمایندگان بهائیان در سازمان ملل، در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۲ مصادف با ۱۳ اکتبر ۲۰۱۳ ماموران شعبه‌ شیراز وزارت اطلاعات و همینطور مامورانی از آباده به خانهٔ ۱۴ نفر از بهائیان این منطقه حمله کردند. ماموران دولت وسایل شخصی‌ بهائیان چون سی‌ دی ها، کامپیوتر، عکسای خانوادگی و کتابهای بهائی را بازرسی و ضبط کردند. طبق گذارشات ماموران از دروغهای چون "اهالی شهر از شما خوششان نمی‌آید" و "آنها ممکن است در خیابان با چاقو به شما و بچه هایتان حمله کنند" که کاملا بر خلاف واقعیت است استفاده کردند. به گفته‌ نمایندگان جامعه بهائی دلیل اصلی این گونه حمله‌های آشکار و بازجویی ایجاد محیط ترس است زیرا آنان خواستار پاک سازی بهائیان از منطقه آباده می‌‌باشند. فعالان حقوق بهائیان همچون خانم دیان علایی شدیدا در مورد وضعیت زندگی‌ و شهروندی بهائیان در آباده ابراز نگرانی کرده اند. خیلی‌ از کسانی‌ که برای بازجویی فرا خوانده شدند جوانانی بودند که در مورد فعالیت هایشان از آنها سوال شده است. بهائیان این منطقه حق ارتباط با دیگر بهائیان را ندارند و در این خصوص از آنان تعهدنامه به صورت کتبی گرفته شده است. مانند خیلی‌ دیگر از شهرهای ایران، از دادستان عمومی و انقلاب شهر حکم تعطیلی مغازه و کسب کار بهائیان صادر شده است و این در حالی‌ است که اعدام زندانیان بهائی و فشارها بر اقلیت‌های مذهبی‌ به خصوص بهائیت رو به افزایش است و حتی رئیس جمهور دولت تدبیر و امید آقای روحانی که قبل از انتخابات شعارهای متعدی در ارتباط با رعایت حریم و حقوق شهروندی می‌دادند، در کاهش تبعیض علیه اقلیتهای مذهبی عملاً نا موفق بوده اند. همگام با اعدام‌های رو به گسترش در ماه‌های اخیر پس از ریاست جمهوری حسن روحانی، فشار بر اقلیت‌های مذهبی‌ به ویژه بهائیان افزایش یافته و پیروان این آیین به اشکال گوناگون مورد تبعیض قرار میگیرند. جمهوری اسلامی آیین بهایت را به رسمیت نمی‌شناسد و همین مساله دست قوه قضاییه و سایر ارگان های حکومتی را در محکوم کردن بهائیان به احکام حبس طولانی مدت و جلوگیری از دسترسی‌ آنان به تحصیل و کار باز گذاشته است.

Tuesday, 12 November 2013

ابراز نگرانی پدر حسین رونقی از وضعیت فرزندش در زندان اوین

پدر سیدحسین رونقی در یادداشتی کوتاه درباره ی وضعیت وخیم جسمی فرزندش در بند ۳۵۰ زندان اوین اعلام خطر کرده است. به گزارش کلمه، نتیجه آزمایش های حسین رونقی نشان می دهد غلظت خون وی طی هفته های اخیر بشدت افزایش یافته است. به گفته پزشکان هر چه سریعتر باید از وی خونگیری شود تا دچار عوارض خطرناک غلظت خون نشود. وی هم اکنون از نوسان فشار خون و ضربان قلب بالا نیز رنج می برد. همچنین بر اساس آزمایش ها کلیه وی عفونت کرده و دچار هیدرونفروز شده و مشکل و التهاب مثانه و پروستات نیز تشدید یافته است. حسین رونقی ملکی در پی وخیم شدن وضعیت بیماری کلیویش روز دوشنبه ۱۳ آبان به بیمارستان هاشمی نژاد اعزام شده بود. حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس منتقد و فعال حقوق بشردربند در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت شد. وی مدت ۱۳ ماه را در سلول‌های انفرادی بند ۲-الف زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی که از نارسایی شدید کلیه رنج می برد چندی پیش به خاطر بی توجهی مسوولان به وضعیت درمانی او دست به اعتصاب غذا زده بود. خواسته او این است که در خارج از زندان و در یک بیمارستان درمانش دنبال شود که تا امروز توجهی به خواسته او نشده است. متن یادداشت پدر این زندانی سیاسی که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است: به نام خدا ما چهار سال است شب و روز نداریم و بخاطر وضعیت پسرم خون دل می‌خوریم، بدون همراه و تن‌ها، سخت‌ترین روز‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم و راه های طولانی را طی کرده‌ایم تا بتوانیم جان و سلامت فرزندمان را حفظ کنیم. فرزند من حسین رونقی ملکی از طریق پیگیری‌های بنده و مادرش و با دستور دادستان تهران آقای جعفری دولت آبادی و همکاری مسئولین زندان اوین جهت معاینه، سونوگرافی و انجام آزمایشات به بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد منتقل شد که پزشکان معالج وی تشخیص دادند وی نباید در شرایط زندان باشد در غیراین صورت به نارسایی حاد کلیوی دچار خواهد شد. یادآور می‌شوم اعزام ایشان به بیمارستان علی رغم برخی شائبه‌های ایجاد شده، هیچ گونه ربطی به اعتصاب غذای داخل زندان نداشته است. با تشکر سیداحمد رونقی ملکی، پدر سیدحسین رونقی ملکی

Monday, 11 November 2013

هرانا؛ وضعیت جسمانی نوید خانجانی در زندان رو به وخامت است

خبرگزاری هرانا - نوید خانجانی فعال حقوق بشر در زندان رجایی شهر کرج بدلیل عدم رسیدگی پزشکی به مشکلات ستون فقرات، از ناحیه پای چپ دچار بی‌حسی شده است. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی سالن ۱۲ زندان رجایی شهرکرج که پیش از این از ناراحتی قلبی، تنفسی و ستون فقرات رنج می‌برد بتازگی دچار بی‌حسی از ناحیه پای چپ شده است. یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت: "پای چپ نوید خانجانی در زندان دچار بی‌حسی شده و روز به روز بر این بی‌حسی افزوده می‌شود، مشکل ایجاد شده در ستون فقرات وی در زندان ایجاد شده است و عدم دسترسی به پزشک متخصص نگرانی خانواده وی را ایجاد کرده است." وی در ادامه گفت: "نوید خانجانی همچنین دچار مشکل قلبی (دریچه می‌ترال)، مشکل روده و تنفسی هم می‌باشد." نوید خانجانی، پیش‌تر در اسفندماه ۸۸ از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد و حدود ۲ ماه در زندان به سر برد. وی سپس از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به تحمل ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد. آقای خانجانی که در جریان بازداشت امدادگران داوطلب در تبریز نیز مجددا بازداشت شده بود، روز ۱۵ شهریور ۹۱ جهت اجرای حکم به قرنطینه زندان رجایی‌شهر انتقال یافت. اتهامات وی "نشر اکاذیب"، "تشویش اذهان و تبلیغ علیه نظام به واسطهٔ انتشار اخبار و گزارش‌ها و انجام مصاحبه با تلویزیون و رادیوهای بیگانه"، "عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر" و همچنین "تشکیل گروه محرومین از تحصیل" عنوان شده است.

Sunday, 10 November 2013

صدور حکم نه سال و نیم زندان همراه با تبعید برای برادران کردپور

جرس: دادگاه انقلاب مهاباد برادران مسعود و خسرو کردپور را مجموعا به تحمل ۹ سال و شش ماه حبس تعزیری همراه با تبعید محکوم کرد. به گزارش آژانس خبر موکریان، "مسعود و خسرو کردپور"، دو برادر دربند پس از گذشت ۲۵۰ روز بلاتکلیفی، به زندان و تبعید محکوم شدند. برپایه این گزارش، "خسرو خسروی" یکی از وکلای مدافع این دو فعال حقوق بشر در این رابطه گفت: " مسعود و خسرو، هردو بر اساس مواد ۵۰۰ و ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۷۰ به اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام محکوم شده اند". خسروی در ادامه گفت: خسرو کردپور از بابت اجتماع و تبانی به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و از بابت فعالیت تبلیغی به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده است و جمعا محکومیت خسرو ۶سال است". این وکیل دادگستری همچنین در رابطه با حکم صادره برای مسعود کردپور اظهار داشت: " وی از بابت اجتماع و تبانی به تحمل ۳ سال حبس و از بابت فعالیت تبلیغی به تحمل ۶ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شده است و جمعا دوران محکومیت مسعود نیز ۳ سال و نیم است". خسرو خسروی در رابطه با حکم تبعید مدیرمسئول آژانس خبری موکریان گفت: " در ادامه حکم صادره برای خسرو کردپور آمده است: به منظور جلوگیری از تجری وی و دیگران با اختیار حاصله از ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲،وی ملزم به ۲سال اقامت اجباری در شهرستان کرمان و به منظور رعایت مسائل امنیتی زندان، "تبریز" به عنوان محل تحمل ۵سال حبس مقرر تعیین می گردد. "عثمان مزین" دیگر وکیل برادران کردپور در رابطه با حکم صادره برای این دو فعال مدنی و تبعید خسرو کردپور به زندان تبریز اینگونه اظهار نظر کرد: " در جلسات دادگاه بر اساس "مدارک محرمانه" که در حکم صادره به آن اشاره شده، بحثی صورت نگرفته وهیچ سندی به رویت متهمین و وکلای آنان نرسیده است، لذا استناد به مدارک محرمانه خلاف اصل تناظر و حقوق دفاعیه متهمین می باشد". مزین در ادامه افزود: توسل محکمه بدوی به سلب امنیت زندان مهاباد برای توجیه محکومیت خسرو کردپور به تبعید در زندان تبریز فاقد هرگونه دلیل ارتباطی مبنی بر اخلال موکل در نظم زندان مهاباد است و نباید فراموش کنیم که تبعید محکوم علیه موجب صدمه خانواده و بستگان موکل شده و این امر هم در تعارض با اصل فردی بودن جرم و مجازات است". همچنین "عباس جمالی" و "خلیل بهرامیان" از وکلای مدافع کردپورها طی گفتگویی کوتاه در مورد اعتراض به حکم صادره برای برادران کردپور، گفتند: "ما به حکم صادره از طرف دادگاه انقلاب مهاباد اعتراض داریم و چون حکم صادره در مرکز استان قابل تجدید نظرخواهی است، لذا در مهلت قانونی ۲۰ روزه با هماهنگی دیگر همکاران لایحه اعتراضی را تقدیم دادگاه خواهیم کرد". حکم مذکور در حالی برای این دو روزنامه نگار کرد صادر شده که این دو سه جلسه به صورت علنی در شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد به ریاست قاضی جوادی کیا با حضور وکلای مدافع خود در مورد این اتهامات: محاربه، فساد فی الارض، اجتماع و تبانی، توهین به رهبری و نشر اکاذیب از خود دفاع کردند. که نهایتا به اتهام "اجتماع و تبانی و فعالیت تبلیغی علیه نظام" محکوم و از دیگر اتهامات تبرئه شدند.

Saturday, 9 November 2013

هفتمین روز اعتصاب غذای چهار تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین

جرس: در حالی اعتصاب غذای عبدالفتاح سلطانی، سعید مدنی، امیرخسرو دلیرثانی و مهدی خدایی، چهار تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین وارد هفتمین روز خود شد که، گزارش‌های دریافتی نشانه‌هایی از توجه و اقدام به حل برخی از مسایل مورد اعتراض آنان در زمینه درمان زندانیان مشاهده شده است. به گزارش هرانا، خبرگزاری حقوق بشر ایران، اعتصاب غذا کنندگان در بیانیه‌ی شماره یک خود ضمن ابراز نگرانی جدی نسبت به وضعیت جسمی و سلامت آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی از مسئولان مربوطه خواسته بودند تا اقدامات عاجلی را در جهت عمل به مسئولیت های قانونی، دینی و ملی خود در قبال جان و سلامت این دو شخصیت برجسته و هم‌چنین سایر زندانیان سیاسی، عقیدتی و امنیتی انجام دهند. به دنبال اعتصاب غذای نامبردگان و طی هفته گذشته عده ای از جمله چهار تن از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین و سالن ۱۲ بند چهار زندان رجایی شهر کرج که در وضعیت وخیم و بحرانی جسمی به سر می‌بردند، به بیمارستان منتقل شدند و قول مساعد برای پیگیری سریع درمان دیگر زندانیان و تامین دارو برای آنها وارد شده است، اما در هر حال دامنه‌ی کاستی‌ها، مشکلات و نارسایی های موجود آنچنان گسترده است که هنوز برای حل جدی مشکلات باید تلاش های جدی تری صورت گیرد، به علاوه تاکنون روند مشخصی برای رسیدگی به وضعیت زندانیان بیمار و توقف سرگردانی آنان و خانواده هایشان بین نهادهای امنیتی ، قضایی و زندان معین نشده است. در هفت روز گذشته گروهی دیگر از زندانیان نیز آمادگی خود را برای پیوستن به اعتصاب کنندگان اعلام کردند که اعتصاب غذا کنندگان با در نظر گرفتن عوارض و آثار جسمی اعتصاب غذا و هم‌چنین وضعیت جسمی نامساعد اغلب زندانیان داوطلب به دلیل تغذیه‌ی نامناسب و حضور طولانی مدت در زندان، از آنان تقاضا کردند از این اقدام فعلا صرف نظر کنند. در هفته‌ی گذشته و با آغاز اعتصاب غذای آقایان عبدالفتاح سلطانی، سعید مدنی، امیرخسرو دلیرثانی و مهدی خدایی، بسیاری از مجامع و سازمان‌های حقوق بشر از جمله فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر، کانون مدافعان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، مرکز مدافعان حقوق بشر، مجموعه فعالان حقوق بشر و هم‌چنین جمعی از شخصیت‌های سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری از اعتراض اعتصاب کنندگان حمایت کرده و خواستار اقدام فوری مسئولان امر برای حل مسایل مورد اعتراض آنان شدند. به علاوه حضور جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی در محل دادسرای دادگستری استان تهران و ارائه‌ی نامه‌ای مبنی بر ضرورت رسیدگی مسئولان به وضعیت عمومی زندانیان بازتاب وسیعی داشت. گفتنی ست که در حال حاضر نگرانی های زیادی درباره وضعیت جسمی و سلامت اعتصاب غذا کنندگان وجود دارد.

Friday, 8 November 2013

نگرانی از وضعیت وخیم حسین رونقی در زندان اوین

جرس: حسین رونقی، زندانی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در وضعیت وخیم جسمی به سر می برد. به گزارش کلمه، نتیجه آزمایش های حسین رونقی نشان می دهد غلظت خون وی طی هفته های اخیر بشدت افزایش یافته است. به گفته پزشکان هر چه سریعتر باید از وی خونگیری شود تا دچار عوارض خطرناک غلظت خون نشود. وی هم اکنون از نوسان فشار خون و ضربان قلب بالا نیز رنج می برد. همچنین بر اساس آزمایش ها کلیه وی عفونت کرده و دچار هیدرونفروز شده و مشکل و التهاب مثانه و پروستات نیز تشدید یافته است. حسین رونقی ملکی در پی وخیم شدن وضعیت بیماری کلیویش روز دوشنبه ۱۳ آبان به بیمارستان هاشمی نژاد اعزام شده بود. حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس منتقد و فعال حقوق بشردربند در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت شد. وی مدت ۱۳ ماه را در سلول‌های انفرادی بند ۲-الف زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی که از نارسایی شدید کلیه رنج می برد چندی پیش به خاطر بی توجهی مسوولان به وضعیت درمانی او دست به اعتصاب غذا زده بود. خواسته او این است که در خارج از زندان و در یک بیمارستان درمانش دنبال شود که تا امروز توجهی به خواسته او نشده است. هفته ی گذشته زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی در گفت و گو با کلمه خطاب به مسئولین گفته بود: مردم رای ندادند به جمهوری اسلامی که اینطور شود. مردم رای دادند به استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی. گفتید که ما راه پیغمبر اسلام را می رویم. ولی شما آبروی دین را هم بردید. این زندانی سیاسی در ایام اعتصاب غذای خود در نامه ای به آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشت: از بی‌قانونی حاکم خسته شده‌ام و نمی‌خواهم بیش از این شاهد تحقیر و توهین باشم و شأن و کرامت انسانی خود و خانواده‌ام را نادیده بگیرم. من نه در کهریزک به کسی تجاوز کرده‌ام نه در خیابان‌ها و بازداشتگاه‌ها مرتکب جنایت شده‌ام اما به صرف انتقاد از حاکمیت، قانون شکنی‌ها و فساد‌ها و بدلیل نگرانی از آینده ایران و فعالیت‌های حقوق بشری و مخالفت با سانسور اندیشه‌ها به ۱۵سال حبس تعزیری ناعادلانه محکوم گشته‌ام. براستی ما تا کی باید شاهد سایه‌ای شوم بی‌تدبیری، بی‌لیاقتی و خودکامگی عده‌ای خاص بر زندگی ایرانیان باشیم؟ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ﴿۷۱﴾ ای اهل کتاب، چرا حق را به باطل مشتبه می‌کنید و آگاهانه حقیقت را پنهان می‌دارید؟ سوره آل عمران آیه۷۱ حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام با سلام و عرض ادب بی‌شک از آنچه بر مردم و سرزمین ایران طی این سال‌ها رفته است خبر دارید و بهتر از هر شخصی از وجود کارشکنی‌ها، قانون گریزی‌ها و افراطی‌گری مطلع هستید برای نمونه یقینا حضرتعالی به دلیل حضور طولانی در زندان سیاسی پیش از انقلاب می‌دانید که چه ظلم‌ها و ستم‌های در حق یک زندانی سیاسی از طرف حاکمیت صورت می‌گیرد و اگر کمی منصف باشید حضرتعالی و بسیاری از مسئولان نظام شهادت خواهید داد که برخی از برخوردهای صورت گرفته با زندانیان سیاسی و علاوه بر آن‌ها با خانواده‌هایشان، در حال حاضر غیر انسانی‌تر و بی‌رحمانه‌تر از پیش از انقلاب است. حضرت آیت الله حضرتعالی نیک می‌دانید اعتصاب غذا که سلامت و جان انسان را به خطر می‌ اندازد، برای یک زندانی، آخرین راه اعتراض و دادخواهی است. متاسفم که بگویم امروز من از بسیاری از مسئولان ارشد جمهوری اسلامی و کل دستگاه قضایی کشور برای دادرسی منصفانه قطع امید کرده‌ام و در مقابل برخوردهای تند و نامناسب مقامهای قضایی و امنیتی همچون دادیار ویژه امنیت دادستانی تهران که در مقابل اعتراض من به شرایط زندان عنوان می‌کند: “اعتصاب غذا می‌کنی نهایتا می‌میری و پس از دو سه هفته سر و صدای رسانه‌ها، همه چیز تمام می‌شود» ناچار به اعتصاب غذا شده‌ام. چرا که از بی‌قانونی حاکم خسته شده‌ام و نمی‌خواهم بیش از این شاهد تحقیر و توهین باشم و شأن و کرامت انسانی خود و خانواده‌ام را نادیده بگیرم. من نه در کهریزک به کسی تجاوز کرده‌ام نه در خیابان‌ها و بازداشتگاه‌ها مرتکب جنایت شده‌ام اما به صرف انتقاد از حاکمیت، قانون شکنی‌ها و فساد‌ها و بدلیل نگرانی از آینده ایران و فعالیت‌های حقوق بشری و مخالفت با سانسور اندیشه‌ها به ۱۵سال حبس تعزیری ناعادلانه محکوم گشته‌ام. براستی ما تا کی باید شاهد سایه‌ای شوم بی‌تدبیری، بی‌لیاقتی و خودکامگی عده‌ای خاص بر زندگی ایرانیان باشیم؟” حضرت آیت الله زیستن به هر قیمت و تحت هر وضع ناعادلانه‌ای مطلوب من نیست و اگر بنا بر این باشد که با انتخاب سخت‌ترین راه ممکن، حقانیت و بی‌گناهی خود را ثابت کنم، طبعا چنین خواهم کرد و حاضر به پذیرفتن و سر فرود آوردن در مقابل قضاوت غیرمنصفانه و ناعادلانه دستگاه قضایی نیستم. برای شما از دردهای خود گفتم چرا که به عنوان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام شما را، آخرین مرجع در نظام جمهوری اسلامی می‌دانم که شاید صدای مظلومیت ما زندانیان سیاسی و خانواده‌هایمان را بشنوید و بتوانید در حد توان اقدامی مثبت انجام دهید. یقینا شما نیز می‌پذیرید که مصلحت کشور، حاکمیت، دولت و هیچ شخص دیگری نیست که جوانان، نخبگان، انسان‌های آزاده و میهن دوست در زندان‌ها باشند و یا بی‌گناه جانشان را از دست بدهند و به هر صورت فرصت خدمت به کشور و مردم از آن‌ها گرفته شود. همانگونه که آیت الله خامنه‌ای، آنانی را که به جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند به رسمیت شناخت و برای شرکت در انتخابات از آنان بخاطر کشورشان دعوت کرد، نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی نیز باید حق زیستن و آزادی آنان را در کشور خودشان به رسمیت بشناسند چرا که ایران متعلق به همه ایرانیان با هر اندیشه، عقیده، کیش و آیینی است. اگر براستی مقامهای حاکم، یک بار و به تمامی ، به این واقعیت تن دهند و براستی باور کنند که کشور و حاکمیت ملک انحصاری هیچ فرد و گروهی نیست، بخش عمده مناسبات ظالمانه موجود دگرگون خواهد شد و دستگاه قضایی و امنیتی، به جای تعرض به حقوق شهروندی ما، پاسدار ما خواهد بود. هرگز از مرگ نهراسیده‌ام اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده‌تر بود. هراس من – باری – همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون‌تر باشد سیدحسین رونقی ملکی زندان اوین