کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان
Monday, 31 December 2012
بازداشت یک کشیش کلیسای خانگی در تهران و یک شهروند در اصفهان
جـــرس: بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، ورویر آوانسیان، کشیش یک کلیسای خانگی با مراجعه ماموران امنیتی به مراسم کریسمس مورد بازداشت قرار گرفت. همزمان منصور دشتبان، شهروند اصفهانی، پس از مراجعه به اداره اطلاعات استان، بازداشت شد.
به گزارش محبت نیوز، ورویر آوانسیان در روز پنجشنبه مورخ ۷ دی ماه ۱۳۹۱ به همراه ۵۰ تن از نوکیشان مسیحی فارسی زبان ساکن تهران، که به مناسبت زاد روز تولد عیسای مسیح در خانه ای واقع در منطقه شمالی تهران گردهم آمده بودند، با دخالت ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
ماموران لباس شخصی در همان شب به منزل ایشان مراجعه و اقدام به ضبط وسایل شخصی ایشان از جمله کامپیوتر، کتابهای مسیحی، دی وی دی و سی دی و بهمراه بسیاری از موعظات و آهنگها و سرودهای پرستشی کردند.
بازداشت کشیش «ورویر آوانسیان» در حالی صورت می گیرد که او در حال حاضر بدلیل مشکلات و ناراحتی کلیه های خود نیازمند مراقبت های ویژه می باشد و همچنین مجبور است که هر هفته در چند نوبت دیالیز شود.
کشیش «ورویر آوانسیان» ۶۰ ساله از مسیحیان ایرانی ارمنی است. وی در ایام جوانی و درسالهای پیش از انقلاب اسلامی از خوانندگان محبوب و شناحته شده در بین ارامنه ایران بود و پس از انقلاب اسلامی وارد خدمت کلیسایی و در انتشارات مسیحی «حیات ابدی» مشغول به خدمت شد.
کشیش «ورویر» سپس فعالیت های هنری خود را به عنوان رهبر گروه پرستش کلیسای فارسی زبان جماعت ربانی مرکز در تهران گسترش داد.
گفتنی است، پنجاه نوکیش مسیحی حاضر در این مراسم نیز با فرمهای چاپی از پیش آماده شده در همان محل مورد بازجویی قرار گرفتند.
بازداشت یک شهروند اصفهانی پس از احضار و مراجعه به اداره اطلاعات
بنا به گزارشهای رسیده از اصفهان، منصور دشتبان، شهروند اصفهانی، پس از مراجعه به اداره اطلاعات استان، بازداشت شد.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، هفته گذشته منزل آقای منصور دشتبان توسط ماموران امنیتی مورد بازرسی قرار گرفته و کامپیوتر، کتب، دوربین، اسناد و مدارک مربوط به این شهروند اصفهانی و خانواده وی ضبط شده بود.
بر اساس گزارش مذکور، آقای دشتبان هفته گذشته به اداره اطلاعات استان احضار شده بود، که در پی مراجعه روز شنبه نهم دی ماه به آن مرکز، توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.
Sunday, 30 December 2012
بیخبری از وضعیت احمد شجاعی، یکی از افشاگران نوار شکنجه همسر سعید امامی
جرس: احمد شجاعی از حامیان جنبش سبز و یکی از افشاگران نوار شکنجه همسر سعید امامی، بیش از صد و پنجاه روز است که در بند امنیتی 209 زندان اوین در بازداشت بسر می برد. سعید امامی یکی از متهمان اصلی پرونده قتل های زنجیره ای است که اعلام شد در زندان خودکشی کرده است.
بر اساس اخبار رسیده به جرس، با وجود اتمام بازجویی ها از احمد شجاعی، این زندانی سیاسی و مدافع جنبش سبز همچنان در بند امنیتی 209 زندان اوین نگهداری می شود و مأموران وزارت اطلاعات مانع از آزادی یا انتقال احمد شجاعی به بند عمومی شده اند.
آقای شجاعی که از مقلدان مرحوم آیت الله منتظری است، اوائل ماه رمضان و در پی حوادث پس از انتخابات سال 1388 بازداشت و به سلول های انفرادی بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل شد.
احمد شجاعی در سال 1368 و زمانی که از کارمندان وزارت اطلاعات بود، به دنبال برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری، واکنش هایی از خود نشان داد که در نتیجه آن، با وجود اعتبار و جایگاهی که در این وزارتخانه داشت از آن اخراج شد؛ اخراجی که با آزار او همراه شد. احمد شجاعی بر اساس باورها و آرمان هایی که داشت در قضیه معروف به اعتراف گیری از همسر سعید امامی و شکنجه های وی، نوار مربوط به این شکنجه ها را برای آیت الله منتظری و برخی دیگر از مراجع دیگر فرستاد. در پی ارسال این نوار برای برخی از مراجع، احمد شجاعی، سعید منتظری- فرزند آیت الله منتظری- و تعدادی دیگر به جرم انتشار این نوار دستگیر شدند و مدت ها در انفرادی و تحت فشار بودند.
یکی از نزدیکان احمد شجاعی در خصوص دلیل ارسال نوار شکنجه همسر سعید امامی از سوی احمد شجاعی و دیگران به برخی مراجع به "جرس" گفت: "قصد آقای شجاعی از ارائه این نوار به مراجع این بود تا آنان را از فجایعی که در بازداشتگاه ها می گذرد، آگاه کند و به این ترتیب جلوی چنین رویه های غیر انسانی را که در منحط ترین دستگاه ها امکان وقوع داشت را بگیرد."
این فرد نزدیک به احمد شجاعی در ادامه با تأکید بر این نکته که آقای شجاعی هیچ جرمی مرتکب نشده است و در همه این سال ها به خدمات خود در زمینه های تولیدی و خدمات اجتماعی مشغول بوده است، گفت: "عاملان این بازداشت ها بدانند که صبر دیگران هم حدی دارد." او در پایان گفت که راز بگفتیم و سر به مهر گفتیم تا به هوش آیند آنانکه می باید.
Saturday, 29 December 2012
ربابه رضایی : رضا شهابی در آستانه فلج شدن است / حمایت افراد و گروهها از آقای شهابی
ربابه رضایی، همسر این زندانی بیمار در گفتگو با کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت:« من از رییس قوه قضاییه و دادستان تهران درخواست می کنم که به همسرم مرخصی درمانی بدهند تا بیاید و خودش را درمان کند. من خواسته دیگری ندارم. همسرم اگر درمان نشود خطر فلج شدن تهدیدش می کند.؛
Friday, 28 December 2012
انتقال ناگهانی سید محمد سیف زاده و مصطفی نیلی از اوین به زندان رجایی شهر کرج
روز گذشته سیدمحمد سیف زاده، عضو موسس و زندانی کانون مدافعان حقوق بشر که در ماههای پایانی محکومیت زندان دو ساله خود قرار دارد، از بند ۳۵۰ زندان اوین تحت عنوان انتقال به بهداری خارج گردیده و بدون اینکه بتواند وسایلش را جمع آوری نموده و یا از همبندیانش خداحافظی کند، به زندان رجایی شهر کرج انتقال یاقته است. همچنین مصطفی نیلی از فعالان سابق دانشجویی دانشگاه امام خمینی قزوین و عضو اسبق تشکل دانشجویان اصلاح طلب این دانشگاه نیز که از مرداد ماه سال ۹۰ در حال تحمل زندان ۳ ساله خود در بند ۳۵۰ بود، نیز همراه با محمد سیف زاده به زندان رجایی شهر انتقال یافته است.
Thursday, 27 December 2012
هوشنگ رضایی پس از ۶ ماه انفرادی در بند ۲۰۹ به زندان رجایی شهر بازگشت
جـــرس: هوشنگ رضایی زندانی محکوم به اعدام کرد، پس از ۶ ماه انفرادی در بند ۲۰۹ اوین ظهر امروز به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هوشنگ رضایی که در تاریخ ۵ تیرماه سال جاری به انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود، ظهر امروز به سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج بازگشت.
این زندانی سیاسی کرد که به اتهام همکاری با یکی از گروههای معاند کردی به اعدام محکوم شده است، به گفته زندانیان بشدت لاغر شده است.
خانواده هوشنگ رضایی که بدلیل کهولت سن قادر به پیگیری وضعیت وی در تهران نیستند، میگویند وی در کلیه مراحل دادرسی و صدور حکم از حق داشتن وکیل محروم بوده است.
Wednesday, 26 December 2012
دادگاه جمهوری اسلامی مرد ۶۰ ساله ای که به ۶۰ دختر بچه تجاوز کرده بود را تبرئه کرد!
مرد ۶۰ ساله معروف به «کفتار شهر» که به آزار جنسي و جسمي حدود ۶۰ دختر بچه خردسال اعتراف کرده بود پس از محاکمه در دادگاه انقلاب از اتهام افساد في الارض تبرئه شد....اما شروع ماجرا......اسفند سال گذشته مرد ۶۰ ساله اي که با پيکان سفيد رنگ دختران دبستاني را به بهانه پرسيدن آدرس سوار خودرو مي کرد و با کشاندن آنان به حاشيه شهر مورد آزار و اذيت قرار مي داد دستگير شد و در شعبه ۸۰۹ مجتمع قضايي شهيد قدوسي مورد بازجويي قرار گرفت. به دنبال اعترافات صريح متهم که به حدود ۶۰ فقره آدم ربايي همراه با آزار و اذيت کودکان اعتراف کرد مقام قضايي، اتهام افساد في الارض را به وي تفهيم کرد و بدين ترتيب پرونده به دادگاه انقلاب ارسال شده بود.
Tuesday, 25 December 2012
سنگ قبر ستار بهشتی همچنان در محاصره نیروهای امنیتی؛ اینهمه نگرانی برای چیست؟
جـــرس: مسیر منتهی به امامزاده محمدتقی رباط کریم، راه سرراست و نزدیکی نیست؛ پرپیچ و خم است و با فاصله زیاد از تهران؛ اما با این وجود بعد از قتل ستار بهشتی مقصد بسیاری شده است برای حضور بر مزار این زندانی سیاسی مقتول. کارگر وبلاگ نویسی که جانش را به خاطر ایستادگی بر سر آرمانش، بر اثر ضرب و شتم بازجویانش از دست داد.
به گزارش کلمه، هرچند مجلس هنوز نتوانسته لکنت زبان را کنار بگذارد و گزارش خود را قرائت کند، ولی حالا دیگر کسی جرات نمی کند از «مرگ طبیعی» درباره او صحبت کند، پزشکی قانونی حرفش را پس گرفته و مقام های قضایی هم رفته رفته صریح تر درباره مرگ بر اثر ضربه صحبت می کنند. البته هنوز تلاش ها برای نجات ضارب و ضاربان ادامه دارد؛ حالا دیگر با گریه و التماس و رضایتنامه. اما مادر ستار بهشتی که این روزها ساعات زیادی را بر مزار پسرش سپری می کند، می گوید از قاتلان نمی گذرد.
بر اساس گزارش ها، حاضرانی که خود را به امام زاده محمدتقی رباط کریم می رسانند، از نزدیک فضای امنیتی آن حوالی را حس می کنند. فرقی نمی کند پنج شنبه شب باشد که اینجا پر رفت و آمد است یا در طول روزهای عادی هفته. لباس شخصی ها به تناوب ایستاده اند و به وظایفی می رسند که برایشان در اینجا تعریف شده است. از فیلم و عکس گرفتن از حاضرینی که اگر با این جو جرات حضور مستقیم بر مزار ستار را داشته باشند، تا پاکسازی هر آنچه به رسم هدیه بر مزار وی گذاشته می شود. فرقی نمی کند گل و گلدان و گلابی باشد یا شمعی و خیراتی، هرچه باشد در یک چشم به هم زدن از مزار او برداشته می شود. این همه نگرانی نیروهای امنیتی از چیست؟
فضای پلیسی- امنیتی باعث می شود برخی ها واهمه داشته باشند از اینکه به قبر او نزدیک شوند؛ از همان دور فاتحه ای می خوانند و می روند. اگر هم برای دقایقی افرادی ترجیح دهند مستقیم بر مزارش بنشینند و فاتحه ای و ذکری و دعایی بخواهند، همین کار جسارت دیگران را هم بیشتر می کند که به مزار او نزدیک تر شوند و با هم زمزمه ای داشته باشند.
اهالی رباط کریم هم از همین دست هستند. با آنها که هم صحبت می شوی، ورد زبانشان نام مادر ستار است. با خانم میانسالی که هم صحبت می شوم، ابتدا توصیه می کند که مراقب فضای اطراف و پلیس باشید. می گوید همه جا ایستادند و لباس معمولی بر تن دارند. از او در مورد واکنش اهالی این شهر نسبت به قتل ستار سوال می کنم، که می گوید: خدا به مادرش رحم کند. همه نگران خانواده اش هستند که تحت فشارند.
جوان رباط کریمی را در این باره مورد سوال قرار می دهم که او می گوید: مردم اینجا همه ناراحت هستند از اتفاقی که برای ستار افتاد. او اما بلافاصله اضافه می کند: مردم جرات نمی کنند سراغ خانواده بروند، از پلیس می ترسند… و ادامه می دهد: همین الان ببینید، هر کسی جرات نمی کند به مزار او نزدیک شود.
ستار بهشتی یک کارگر ۳۵ ساله بود که دغدغه عدالت و آزادی داشت، دغدغه کودکان کار، دغدغه گرانی و مشکلاتی که بر جامعه می رود و بسیاری دغدغه های دیگر که در وبلاگ خود با زبانی ساده می نوشت. همین نوشتن دغدغه ها هم شد جرم او. روز هفتم آبان ماه سر از زندان در آورد، و ۱۶ آبان ماموران پلیس امنیت به خانواده ی او اطلاع دادند که به فکر یک قبر باشند؛ به همین سادگی.
یکی از حاضرین بر سر مزار، عکس روی قبر ستار را نشان می دهد و می گوید: با خانواده او که صحبت می کردم گفتند نام مادرش را بر روی این قلب حک کردند چون همیشه به مادرش می گفته در قلب من جای داری. از رابطه این مادر و فرزند می گوید که زبانزد همه بوده است.
پیرمردی که برای خواندن فاتحه به مزار او می آید، می گوید: مادرش مریض است. پسرش کارگری می کرد و بهترین دوا و درمان را برای مادرش داشت. می گوید: ستار را کشتند؛ اما نامش مثل بمب در جهان پیچید. آبروی چه کسی را برد؟ برای چه کسی آبرو خرید؟
مرد کهنسال اضافه می کند: سر این خانواده بالاست. افتخار می کنند. او که در حین صحبت کردن آشکارا مراقب اطراف خود هم هست، ادامه می دهد: همین چند سال پیش یکی از اقوام ما را کشتند، الان در بهشت زهرا دفن شده است. آنها هم همین طور بعد از این همه وقت تحت نظر هستند. اسم او را می پرسم، اما از بیان آن خودداری می کند.
با حرف های او به این فکر می روم که نام شهدای راه آزادی همه جا طنین انداز شده است؛ از شهدای مختلفی که در خیابان های تهران به شهادت رسیدند و بهشت زهرا میعادگاه خانواده های آنها شده است؛ تا ستار بهشتی که دوری راه هم مردم را از حضور بر سر مزارش برای ذکر فاتحه باز نداشته است.
خانمی که بر مزار اقوام خود آمده است، می گوید: از نزدیک ساعت ۳ که اینجا هستم، کوچکترین چیزی را که بر مزار ستار گذاشتند، با سرعت لباس شخصی ها بر می دارند. او که می گوید: پلیس دست بردار نیست، می افزاید: شمع ها را خاموش می کنند و بر می دارند، گل ها را با سرعت از اینجا دور می کنند. برای چه؟ چون نمی خواهند قبر ستار به چشم بیاید.
وی ادامه می دهد: آخر چه پنهان کاریی؟۱ در رباط کریم که سهل است، نام این جوان در همه دنیا پخش شد. این خانم ساکن رباط کریم هم البته نگران حال خانواده و مادر این شهید راه آزادی است که از بیماری مادر ستار خبر می دهد و می گوید: مگر مادر پیرش می تواند فراموش کند که پسرش با کتک خوردن جان داده است؟
گفتنی است، درباره شکنجه و ضرب و شتم ستار بهشتی، هم شهادتنامه ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ به ثبت رسیده و هم سند شکواییه ای که با دستخط خود ستار بهشتی است؛ که شکایت خود را از کسانی که وی را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند، تنظیم کرده و این رفتار غیر انسانی و غیر قانونی را مورد اعتراض قرار داده بود.
وی در حضور افراد زندانی در بند ۳۵۰ اوین گفته بود که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. در مواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید می کردند که وی را می کشند؛ شکنجه هایی که برای همیشه به نام اقتدارگرایان غاصب جمهوری اسلامی در تاریخ ثبت خواهد شد.
برای گفت و گو با جوانی که در حال ورود به امامزاده است، جلو می روم. نام ستار را که از زبانم می شنود، می گوید: مراقب باشید. اینجا هم پر از مامور است.
در مورد حمایت مردم رباط کریم از خانواده او سوال می پرسم که توضیح می دهد: شما ببینید اینجا چه فضایی درست کردند، ۱۰ برابر این فشار بر خانواده او هست. اما خب مردم زیاد می آیند بر سر مزار و توجهی به این فشارها ندارند. اما برای نزدیک شدن به خانواده کمتر جرات می کنند.
خانواده ستار بهشتی در این ۴۰ روز سختی های زیادی را متحمل شده اند. این خانواده با شجاعت تمام خبر قتل فرزندشان را رسانه ای کردند و با وجود تمام تهدیدها تنها زمانی که در حصر قرار گرفتند، ارتباطشان برای اطلاع رسانی محدود شد. آنها که حتی اجازه نیافته بودند مثل همه داغ دیدگان این دیار یک مراسم آبرومند برای فرزند خود برگزار کنند و حتی مادر وی از دیدن چهره پسرش برای آخرین بار محروم مانده است، در چهلمین روز از شهادت او نیز با رفتار عوامل انتظامی و لباس شخصی ها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند تا نشان دهند از برخوردهای چکشی و رفتارهای سرکوب گرانه خود با مردم و خانواده ستار بهشتی دست بردار نیستند.
Monday, 24 December 2012
ادامه فشارها به جلال نبوی، زندانی سیاسی
جـــرس: سید جلال نبوی، زندانی سیاسی بند امنیتی زندان ساحلی قم، همچنان تحت فشارهای مسئولان زندان است.
به گزارش سحام، مسئولان زندان ساحلی قم، برخی کتابها و نوشتههای این زندانی سیاسی را ضبط کردهاند.
این زندانی سیاسی محکوم به گذراندن چهار سال و نیم زندان است که حدود دو سال و نیم آن سپری شده است.
گفتنی است در طول این مدت، هرگز به وی اجازه مرخصی داده نشده و صرفا از حق ملاقات کابینی گاهبهگاه و تماس تلفنی برخوردار است.
Sunday, 23 December 2012
دستگیری فعالین زن در شیراز / بی خبری مطلق از دو نفر از بازداشت شدگان
فعالان در تبعید : از شیراز گزارش می رسد ؛ ماموران امنیتی هفته گذشته یلدا.پ از فعالان حقوق زن و از شرکت کنندگان تجمع ۵ آذر سال جاری در شیراز را ؛ طی هجوم به منزلش دستگیر کردند گفته می شود هفته گذشته یلدا . پ طی هجوم ماموران لباس شخصی و پس ازبرخوردهایی بسیار تند و خشونت وار و تفتیش منزل ؛ بازداشت شد این بازداشت در رابطه با تجمع این فعالین در روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان بوده که در آن جمعی از فعالین حقوق زنان، پنجم آذرماه در پارک دانشجوی شیراز تجمعی مسالمت آمیزی برگزار کردند . این تجمع اما , پیش از شکل گیری ؛ با هجوم نیروهای امنیتیو بازداشت فعالین تا به امروز همراه بود.
Saturday, 22 December 2012
دور جدید احضار و تهدید خانواده کارکنان بی بی سی فارسی
پیتر هاروکس، رئیس بخش جهانی بی بی سی، در کمیته بررسی عملکرد این شبکه در مجلس عوام بریتانیا اعلام کرد که نیروهای امنیتی ایران، دور جدیدی از فشار بر اعضای خانواده کارکنان بخش فارسی بی بی سی را آغاز کرده اند. صادق صبا رئیس بخش فارسی بی بی سی نیز از دور جدید احضار خانواداه خبرنگاران بی بی سی فارسی به وزارت اطلاعات خبر داد. به گفته آقای هاروکس، هدف حکومت ایران از وارد کردن این فشارها، منصرف ساختن کارکنان بی بی سی فارسی از ادامه همکاری با این شبکه است. اعضای خانواده کارکنان بخش فارس بی بی سی، در گذشته نیز در معرض فشار و تهدید نیروهای امنیتی ایران قرار گرفته اند و برخورد با آنان، واکنش نهادهای بین المللی را به دنبال داشته است. در واکنشی دیگر به فشارهای اخیر حکومت ایران، صادق صبا رئیس بخش فارسی بی بی سی گفت که این فشار ها، حدودا از دو هفته پیش آغاز و توسط ماموران وزارت اطلاعات انجام شده است. وی افزود که وزارت اطلاعات با احضار اعضای خانواده تعدادی از کارکنان بی بی سی فارسی، آنها را برای متقاعد ساختن فرزندانشان به توقف همکاری با این شبکه تحت فشار گذاشته است. آقای صبا احتمال داد که دور جدید برخوردها، نوعی واکنش به پخش فیلم "اعترافات اجباری" از تلویزیون فارسی بی بی سی باشد که چند هفته پیش پخش شد. کمپين بينالمللی حقوق بشر در ايران نیز با انتشار بيانيهای دولت ايران را مسئول آزار و اذيت خانوادههای خبرنگاران شبکه بیبیسی فارسی دانسته است. اين کمپين در بيانيه خود که روز، پنجشنبه ۳۰ آذرماه منتشر شده آورده است: "قوه قضائيه و سازمانهای اطلاعاتی ايران بايد بلافاصله به اذيت و آزار اعضای خانوادههای خبرنگاران شبکه بیبیسی فارسی که در خارج از ايران مشغول به فعاليت هستند خاتمه دهند. و حصول اطمينان کنند که نيروهای امنيتی به بدرفتاریهای فراقضايی، ارعاب، و سوء رفتار رسمی خود عليه خانوادهها در ايران پايان میدهند."
Friday, 21 December 2012
انتقال پژمان ظفرمند به بند عمومی و ممانعت بازجو از آزادی وی
ژمان ظفرمند از فعالانی که بیش از ۵۰ روز پیش به همراه مهدی خزعلی در سرای اهل قلم بازداشت شده بود به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، پژمان ظفرمند از فعالانی که نهم آبان ماه سال جاری به همراه مهدی خزعلی و تعدادی دیگر از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی در سرای اهل قلم بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد.
بر اساس این گزارش بازپرس زندان برای ظفرمندی قرار کفالت بیست میلیون تومانی صادر کرده بود اما به دلیل آنکه این زندانی سیاسی با بازجوی خود درگیر شده بود اجازه ی گذاشتن کفالت را به وی نداده و اون را به صورت غیر قانونی در بازداشت نگه داشته اند.
پژمان ظفرمند، فعال حقوق بشر پیش از این نیز در بازداشت های سال ۸۸ و ۸۹ به اتهام شرکت در تظاهرات بازداشت شده بود.
اشتراکگذاری:
Thursday, 20 December 2012
عبدالفتاح سلطانی به دلیل بیماری گوارشی در بیمارستان بستری شد
عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری که دوران محکومتیش را در زندان اوین میگذراند، براثر تشدید بیماری گوارشی و وخامت وضعیت جسمانی در بیمارستان سینای تهران بستری شد.
به گزارش سایت کلمه، این عضو کانون مدافعان حقوق بشر از روز سهشنبه ۲۱ آذرماه به بیمارستان سینا فرستاده شده و هنوز پزشکان نتوانستهاند دلیل بیماری وی را تشخیص دهند.
عبدالفتاح سلطانی که وکالت تعداد زیادی از فعالان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی را بر عهده داشته به "تبلیغ علیه نظام"، "تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر"، "اجتماع و تبانی علیه نظام" و "تحصیل مال حرام" متهم شده است.
او که از شهریور ۱۳۹۰ در زندان اوین بسر میبرد، با حکم بدوی که اواسط اسفند ماه از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی صادر شد به حبس، تبعید به برازجان و همچنین به ۲۰ سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم شده بود.
عبدالفتاح سلطانی در طول فعالیتهای حقوقی و حقوق بشری خود و پیش از شهریور ۱۳۹۰ سه بار در زندان بوده و ماههای طولانی از مدت حبس خود را در انفرادی گذرانده است.
مهناز پراکند، عضو کانون مدافعان حقوق بشر و یکی از همکاران آقای سلطانی، در خردادماه به بی بی سی فارسی گفته بود که اصولا هیچ یک از اتهامات وارد شده علیه آقای سلطانی در صلاحیت دادگاه انقلاب نبوده اند.
خانم پراکند در آن زمان گفت: این اتهامات در همه پرونده های پیشین علیه آقای سلطانی مطرح شده بودند که یا تماما به برائت او یا به صدور قرار منع تعقیب او منجر شده اند.
Wednesday, 19 December 2012
تهدید و ارعاب خانواده خبرنگاران توسط حکومت ایران و تجزیه طلبان
صادق صبا رئیس بخش فارسی بی بی سی نیز از دور جدید احضار خانواداه خبرنگاران بی بی سی فارسی به وزارت اطلاعات خبر داد. برای نخستین بار ندای سبز آزادی از احضار خواهر یکی از خبرنگاران بی بی سی فارسی و بازجویی اینترنتی از این خبرنگار خبر داده بود. از سوی دیگر بنا بر گزارش رهسا نیوز ؛ آقای ونداد اولادعظیمی ؛ عضو مدیریت سایت ایران گلوبال و سخنگوی “کمپین صلح فعالان در تبعید ” به دلیل پیگیری صحت خبر مربوط به قتل یک فعال آذربایجانی ؛ توسط عناصری مشکوک ؛ تهدید جدی شده اند . طبق گزارش اخیر ایشان در سایت ایران گلوبال ؛ خانواده و مشخصا برادر ایشان هدف این تهدید قرار گرفته اند.
Tuesday, 18 December 2012
بازداشت پدر هادی دانشیار، فعال کارگری در شیراز
جـــرس: ظهر روز سه شنبه ۲۲ آذرماه ۱۳۹۱ مأموران اداره اطلاعات شهرستان شیراز برای بازداشت هادی دانشیار فعال کارگری به منزل وی مراجعه کردند که پس از آگاهی از عدم حضور او، به تفتیش منزل پرداخته و سپس اقدام به بازداشت پدر هادی دانشیار کردهاند. مأموران پس از تفتیش منزل اقدام به ضبط کامپیوتر و کتابهای اعضای خانواده کردهاند.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، پدر این فعال کارگری روز چهارشنبه ۲۳ آذر ماه طی یک تماس تلفنی کوتاه با خانواده از صدور قرار بازداشت موقت توسط دادگاه انقلاب شهر شیراز و انتقالش به زندان عادل آباد خبر داده است.
سید هادی دانشیار ۳۸ ساله فعال کارگری ساکن شیراز به اتهام تبلیغ و تبانی علیه نظام، به نفع گروه های ضد نظام و شرکت در تجمعات غیرقانونی در شیراز به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شده است.
دانشیار در جریان اعتصاب کارگران معدن استان فارس، در سال ۸۷ بازداشت و پس از تحمل دو ماه بازجویی و حبس در اداره اطلاعات و زندان عادل آباد شیراز با قرار وثیقه به طور موقت آزاد شده بود.
وی پیش از این و در ابتدای سال ۸۷ نیز بنا بر شکایت اداره اطلاعات و به اتهام اقدام علیه امنیت کشور مبنی بر تحریک کارگران معدن به اغتشاش به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود
Monday, 17 December 2012
انتقال دوباره سعید مدنی از انفرادی ۲۰۹ به بند عمومی
جرس: سعید مدنی جرم شناس و پژوهشگر مسایل اجتماعی و فعال ملی -مذهبی پس از یکسال بازداشت و برای سومین بار از بازداشتگاه امنیتی ۲۰۹ به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد.
به گزارش کلمه، سعید مدنی هفدهم دیماه سال گذشته توسط وزارت اطلاعات بازداشت و پس از چندین ساعت بازرسی منزل و محل کارش به بازداشتگاه امنیتی ۲۰۹اوین انتقال یافت و طی یکسال گذشته با وجود خاتمه بازپرسی و ارسال پرونده قضایی اش به شعبه ۲۶دادگاه انقلاب با فشار مقامات امنیتی در شرایط دشوار بازداشتگاه نگهداری شده بود.
سعید مدنی پیش از این یک بار در اوایل مردادماه سال جاری به مدت یک روز به بند ۳۵۰ انتقال یافته بود و بلافاصله به دستور مقامات امنیتی مجددا به بازداشتگاه ۲۰۹ بازگردانده شد.
این زندانی سیاسی مجددا در اواخر آبانماه از بازداشتگاه ۲۰۹ به بند ۳۵۰ انتقال یافت اما این بار نیز پس از پنج روز مجددا به بازداشتگاه بازگردانده شد.
روز شنبه ۲۵ آذر سعید مدنی برای بار سوم از بازداشتگاه ۲۰۹ به بند ۳۵۰ انتقال یافت.
بر اساس این گزارش مدنی به اتهام فعالیت در شورای فعالان ملی -مذهبی، جنبش سبز و برخی تشکل های حقوق بشری بازجویی و محاکمه شده است.
سعید مدنی پیش از این در سال های ۱۳۷۳ به اتهام سردبیری ماهنامه ایران فردا به مدیر مسوولی مهندس عزت الله سحابی و در سال های ۱۳۷۹-۱۳۸۰ به اتهام عضویت در شورای فعالان ملی -مذهبی بازداشت شده بود و این سومین بار است که وی بازداشت و تحت بازجویی های مکرر قرار گرفته است.
Sunday, 16 December 2012
ممانعت از دفن پیکر مترجم کتاب «گزارش یک آدمربایی» در قطعه هنرمندان
جرس: مراسم تشییع پیکر جاهد جهانشاهی از مقابل خانه هنرمندان لغو و اعلام شد که پیکر وی اجازه خاکسپاری در قطعه هنرمندان را ندارد.
به گزارش کلمه، آقای جهانشاهی مترجم آثاری از مشهورترین نویسندگان جهان همچون گابریل گارسیا مارکز، برتولت برشت و گونتر گراس بود و کتاب «گزارش یک آدمربایی» اثر گابریل گارسیا مارکز را هم او ترجمه کرده بود.
این کتاب را سال گذشته میرحسین موسوی که در حصر خانگی به سر می برد، برای مطالعه معرفی کرد و به فرزندانش گفت: «به هر کسی که می خواهد از وضع حال من خبردار شود بگوئید که کتاب “گزارش یک آدم ربایی” گابریل گارسیا مارکز را بخواند.»
اما به محض انتشار این خبر، هجوم مردم به کتابفروشی ها باعث شد که نسخه های موجود این کتاب به سرعت تمام شود، و چیزی نگذشت که چاپ افست آن بیرون آمد، همزمان نسخه الکترونیک آن در اینترنت منتشر شد و گزارش اقبال گسترده مردمی به این کتاب حتی در رسانه های بین المللی هم بازتاب یافت.
مراسم تشییع پیکر زندهیاد جاهد جهانشاهی که پیش از این اعلام شده بود صبح امروز یکشنبه ۲۶ آذر از مقابل خانه هنرمندان برگزار میشود، با وجود حضور جمع قابل توجهی از نویسندگان و شاعران لغو شد!
یکی از نزدیکان زندهیاد جهانشاهی در حاشیه این مراسم در مورد علت این اتفاق به مهر گفت: صبح امروز از جانب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خانواده جهانشاهی اعلام شد که امکان دفن پیکر وی در قطعه هنرمندان فراهم نشده است.
وی افزود: در پی اعلام این خبر خانه هنرمندان نیز به خانواده جهانشاهی اعلام کرد که نمیتواند میزبان مراسم تشییع پیکر مرحوم جهانشاهی باشد.
از آنجا که پیش از این اعلام شده بود که مراسم تشییع از خانه هنرمندان انجام میگیرد، عده زیادی از اهالی ادبیات به این محل آمده بودند ولی پس از دقایقی به طور رسمی از سوی خانه هنرمندان اعلام شد که مراسم تشییع از خانه هنرمندان صورت نمی گیرد.
حاضران در این مراسم که در محل خانه هنرمندان حاضر بودند با اتوبوسهای تدارک دیده شده توسط خانواده جهانشاهی به سمت بهشت زهرا حرکت کردند تا مراسم تشییع این مترجم را در آنجا برگزار کنند.
پیکر جاهد جهانشاهی که پنجشنبه گذشته در حین کوهنوردی در ارتفاعات درکه تهران بر اثر ایست قلبی درگذشته بود، صبح امروز از محل پزشکی قانونی واقع در کهریزک و در پی لغو این مراسم در خانه هنرمندان، به بهشت زهرا منتقل میشود و بر اساس تصمیم خانواده وی در قطعات عادی بهشت زهرا به خاک سپرده خواهد شد.
Saturday, 15 December 2012
حکم ١١ سال حبس محمد توسلی به دادگاه تجدیدنظر ارجاع شد
حکم ۱۱ سال حبس که توسط قاضی صلواتی و بر اساس اراده نهادهای امنیتی علیه رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران صادر شده بود، با اعتراض وکلای محمد توسلی و تقدیم لایحه دفاعیهای مشتمل بر ۶ بخش و ١۸۶ صفحه به دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شد.
به گزارش جرس، محمد توسلی صبح روز پنجشنبه ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۰ در منزلش بازداشت و به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین که در اختیار وزارت اطلاعات است، منتقل شد و با وجود دستور صریح و مکتوب بازپرس قضایی مبنی بر صدور قرار وثیقه در بهمن همان سال و تودیع وثیقه در پانزدهم بهمن ۹۰، پس از شش ماه و نیم حبس در شرایط دشوار، در ٢۶ اردیبهشت ۹١ به طور موقت آزاد شد. وی سپس به حکم رییس شعبه ١۵ دادگاه انقلاب به ۱۱ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیتهای اجتماعی محکوم شد.
رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران در دادگاه بدوی حاضر به دفاع از خود نشد و سکوت کرد. وی در لایحه کوتاهی که به دادگاه بدوی ارائه کرد، از پیش معلوم بودن نتیجه دادگاه و غلبه نگاه امنیتی بر مقتضیات قانونی و همچنین، عدم صلاحیت دادگاه و نقض مکرر اصل قضایی و فقهی بیطرفی از سوی قاضی صلواتی را از جمله دلایل این سکوت اعلام کرد و ضمن دفاع از عملکرد سیاسی خود، از سابقه و مشی سیاسی نهضت آزادی ایران و بنیانگزاران شریفش با افتخار یاد میکند.
توسلی در نامهای در تیر ماه ۹١ خطاب به رییس قوه قضاییه، به شرایط حبس غیرقانونی و فشارهای عدیده جسمی و روانی دوران بازداشت اشاره میکند که بازجویان وزارت اطلاعات بر وی تحمیل کردهاند تا وی را وادار به استعفا از نهضت آزادی ایران و انجام مصاحبه تلویزیونی کنند. البته نه تنها رییس قوه قضاییه که به زعم توسلی به حکم وظیفه قانونی و جایگاه شرعی خود مکلف به پیگیری این دادخواهی بود، هیچ واکنشی از خود نشان نمیدهد، بلکه در فاصله کوتاهی از ارسال این نامه دادخواهانه و در چارچوب قوانین رسمی جمهوری اسلامی ایران، دادگاه بدوی به ریاست قاضی صلواتی چهره نامآشنای دادگاه انقلاب اسلامی تهران وی را به ١١ سال حبس و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.
این کنشگر سیاسی باسابقه در این نامه تصریح میکند که اگرچه بهانه بازداشت وی در سال ۹۰ امضای نامه موسوم به ١۴٣ امضایی به رییس جمهور سابق، سید محمد خاتمی بود، اما این اتهام هیچگاه به وی تفهیم اتهام قانونی نشد و پس از چند ماه از بازداشت و به رغم مخالفت صریح و مکتوب مقام قضایی مربوطه، به اراده ماموران وزارت اطلاعات، به استناد پرونده سال ۸۰ از آزادی ایشان خودداری شد و پرونده دیگری که در سال ۸۸ علیه وی وجود داشت و قبلا مختومه شده شده بود، موجبات صدور حکم کیفری یاد شده را فراهم آورد.
یکی از نزدیکان محمد توسلی گفته که این عضو ارشد نهضت آزادی ایران اگرچه امیدی به تغییر حکم بدوی ندارد، اما از باب تکلیف خود مبنی بر آگاهیرسانی به مردم شریف ایران، اتمام حجت با مقامات قضایی و ثبت در تاریخ، دفاعیهای در شش بخش و ١۸۶ صفحه به دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارائه کرده است.
به نقل از همین منبع خبری، توسلی اخیراً در نامه دیگری که به رییس قوه قضاییه نوشته و ارسال کرده است، ضمن اعتراض به حکم صادره، صدور چنین حکمی را غیرقانونی و در تعارض با حقوق اساسی و فریضه امر به معروف و نهی از منکر دانسته و این حکم را نه فقط علیه خود که نوعی انتقام از عملکرد و مشی پنجاه ساله نهضت آزادی ایران و بنیانگزاران این تشکل سیاسی ملی و اسلامی میداند و پیامد صدور چنین احکامی را تقابل صریح با روشهای مبارزات اصلاحی قانونی، مسالمتآمیز و علنی و موجب به مخاطره افتادن امنیت ملی و انسداد کامل فضای سیاسی و مبتنی بر خواست کسانی بر میشمارد که منافع فردی و یا گروهیشان با اصلاح وضع موجود موافق نیست و میخواهند اوضاع را به نقطه غیرقابل بازگشت و تغییرات ساختاری بکشانند.
در حال حاضر امیر خرم، محسن محققی و فرید طاهری از اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی ایران، عماد بهاور رییس شاخه جوانان و جعفر گنجی و مسعود صادقی از جوانان این حزب به حکم محاکم انقلاب تهران به حبسهای طولانی مدت محکوم شده و در زندان اوین محبوسند.
Friday, 14 December 2012
خطر فلج شدن رضا شهابی را تهدید میکند
جـــرس: گزارشها حاکی از وخامت وضعیت جسمی رضا شهابی، فعال کارگری زندانی و از اعضای هیئت مدیره سندیکای واحد اتوبوسرانی تهران است.
اسدالله صادقی، دبیر پیشین سندیکای فلزکار و مکانیک و فعال کارگری ساکن نروژ، در گفتگو با بیبیسی فارسی گفت: "خطر فلج شدن رضا شهابی را تهدید میکند."
آقای صادقی میگوید: "درمان نیمهکاره" باعث شده بیماریهای آقای شهابی تشدید شود و هماکنون گردن، کمر و دست و پای او با مشکل مواجه است.
رضا شهابی از بهار ۱۳۸۹ بازداشت شده و هماکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین، که عمدتا زندانیان سیاسی در آن نگهداری میشوند، دوران حبس خود را میگذراند. آقای شهابی سال گذشته در اعتراض به بلاتکلیفی پرونده خود دست به اعتصاب غذا زده بود.
آقای صادقی رسیدگیهای پزشکی و امکانات درمانی فراهمشده برای رضا شهابی توسط مسئولان زندان را "تشریفاتی" خواند و گفت آنان بهرهمندی آقای شهابی از امکان مداوا را "تابع رفتارش در زندان" کردهاند.
او توضیح میدهد که منظور مسئولان این است که به عنوان نمونه آقای شهابی نباید به نوشتن نامههای اعتراضی ادامه دهد.
مرگ تدریجی
رضا شهابی بیش از دو هفته پیش با انتشار نامه سرگشادهای خطاب به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه، به وضعیت خود اعتراض کرده بود.
آقای شهابی نوشته بود که مدام دچار خونریزی میشود. او همچنین نوشته بود: "هر دو پایم با مشکل مواجه شده و همه روزه خواب میرود و روز به روز سستتر میشوند، به طوری که بدون ماساژ دادن و کمک هماتاقیهایم امکان بلند شدن از زمین را ندارم."
او ضمن اعتراض به وضعیت خوراک و بهداشت زندان اوین نوشته بود که "تعداد قابل توجهی از زندانیان گرفتار مشکلات شدید مالیاند."
آقای شهابی با توصیف شرایط خود و دیگر زندانیان سیاسی، که چند تن از آنان مانند هدی صابر، محسن دکمهچی و ستار بهشتی در زندان درگذشتهاند، درباره این شرایط پرسیده بود "آیا این چیزی جز مرگ تدریجی زندانیان و فرسودگی فیزیکی و ذهنی آنها است؟"
آقای شهابی افزوده بود در صورت بروز اتفاقی برای او "مسئولیت آن با قوه قضاییه و سازمان زندانها و البته در راس آن مسئولین بلندپایه کشور خواهد بود."
گزارش وضعیت فعالان سندیکایی
رضا شهابی یکی از فعالان کارگری مستقل ایرانی است که به دلیل فعالیتهای سندیکایی خود با محکومیت قضایی مواجه شده است.
او متهم شده بود که فعالیتهایش با "ارتباط با بیگانگان و برهم زدن نظم عمومی" همراه بوده است.
اسدالله صادقی در گفتگو با بیبیسی فارسی گفت که در دیدارش با احمد شهید، نماینده ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، علاوه بر وضعیت رضا شهابی درباره شاهرخ زمانی، فعال کارگری و علی نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به او اطلاع داده است.
آقای صادقی گفت امیدوار است با انعکاس وضعیت این فعالان کارگری در گزارش احمد شهید، وضعیت آنها بهبود یابد.
Thursday, 13 December 2012
مادر ستار بهشتی قاتلان فرزندش را دیده است؛ درخواست از مسئولان برای پیگیری پرونده
کلمه – گروه خبر: خواهر ستار بهشتی در گفت و گو با کلمه در مورد آخرین وضعیت پرونده ستار بهشتی گفت که مادرش فقط خواستار قصاص عامل قتل فرزندش است.
سحر بهشتی ظهر امروز در حالی که برای مراسم چهلم برادرش آماده می شد، ابراز امیدواری کرد که این مراسم بخوبی و در شان برادر از دست رفته اش برگزار شود و چون مراسم هفته و خاکسپاری با مشکلی رو به رو نگردد.
این خواهر داغدار که اولین بار در مصاحبه با کلمه خبر از کشته شدن برادرش در بازداشتگاه فتا را داده بود و اظهار کرده بود که همسرش را برای تحویل دادن پیکر ستاربهشتی خواسته اند، در چهل روز گذشته هیچ گفت و گویی با رسانه ها نداشته است و علت سکوتش را درخواست مادرش می داند.
مادر ستار بهشتی پیشتر در گفت و گویی از تهدید دختر خود توسط نیروهای امنیتی خبر داد و گفته بود: دخترم را تهدید کردند و بهش گفتند اگر به خودت رحم نمی کنی حداقل به بچه ۶ ماهه ات رحم کن.
گوهر عشقی همچنین گفته بود که به من می گویند مصاحبه نکن. من هم می گویم که دیگر از هیچ چیز نمی ترسم. من ازخون بچه ام نمی گذارم.می گویم آنقدر مصاحبه می کنم تا بالاخره جواب بگیرم.
خواهر ستار بهشتی به خبرنگار ما گفت به علت فشارهای صورت گرفته او به درخواست مادرش مصاحبه نمی کند و منتظر هستند تا نتیجه دادخواست آنان نسبت به مجازات قاتلان ستار بهشتی زودتر به نتیجه برسد.
در حالی که خبرهای رسیده به کلمه حاکی از پاره کردن اعلامیه های مراسم چهلم ستار بهشتی است، یکی از نزدیکان به خانواده ستار بهشتی با تایید این موضوع گفت: برخی از اعلامیه های نصب شده بر مغازه های محلی پاره شده و احتمالا این اقدامات برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم منطقه است که در این مراسم شرکت نکنند.
اما خواهر ستار بهشتی ابراز امیدواری کرد که این مراسم در کمال آرامش برگزار شود. قرار است تا ساعاتی دیگر اعضای خانواده، دوستان و اهالی محل با حضور در امام زاده محمدتقی رباط کریم برای تسلی این خانواده گرد هم آیند.
ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویسی است که در اثر ضرب و شتم در بازداشتگاه فتا کشته شده است و اینک وکیل این قربانی نگران است که پرونده در دادسرا مختومه شود و به دادگاه نرسد.
گیتی پورفاضل با اشاره به اینکه یک نفر از متهمان این پرونده از خانواده ستار بهشتی درخواست عفو کرده است، گفت: فردی را در بازپرسی آورده بودند و گفتند که این شخص متهم اصلی است. من و خانواده مرحوم ستار بهشتی آنجا بودیم و آن فرد تقاضا میکرد که مورد بخشش قرار گیرد.
خواهر ستار بهشتی با تایید این مطلب گفت گفته های خانم پورفاضل در خصوص رضایت محضری را هم تایید کرد و با توجه به فشاری که بر خانواده است که مصاحبه نکنند، خبرنگار ما را برای اطلاعات بیشتر به وکیل ستار بهشتی رجوع داد.
پورفاضل وکیل ستار بهشتی این رضایت نامه را غیرقانونی می داند و گفته است که مادر ستار بهشتی بیسواد است و به نظر میرسد که از این موضوع بهرهبرداری شده است. معتقدم این رضایت وجهه قانونی ندارد، چون در شرایطی خاص اخذ شده و حتی قبل از اینکه مجرم اصلی پیدا شود، رضایت گرفته شده است.
هر چند چنین رضایت نامه ای به اجبار از این مادر گرفته شده است اما او گفته است که تنها خواستار قصاص مجرم است و هر گونه شائبه مرگ طبیعی را رد کرده و تاکید نموده که من اصلا این حرف را قبول نمی کنم. ستار ۳۵ سالش بود و سالم. نه بیماری قلبی داشت که می گویند قلبش گرفته است و نه هیچ مشکل دیگری داشت. سه شنبه ای بچه ام را بردند سه شنبه هفته بعدش گفتند بیا و جنازه اش را بگیر. آخر من چطور می توانم باور کنم که مرگ او طبیعی بوده است.
مادر ستار بهشتی هر چند با حضور در پلیس فتا قاتلان فرزندش را دیده است، اما خواستار ملاقات با رییس قوه قضاییه و دادستان است تا بتواند مشکل خود را مستقیم با آنان مطرح کند. وی عاجزانه گفته بود که از تمام مسولان تمنا می کنم که پیگیر مرگ بچه ام باشند و از خونش نگذرند. من هیچ چیز نمی خواهم جز اینکه مسولان قاتلان پسرم مجازات شوند. همان مساله ای که امروز سحر بهشتی بر آن تاکید کرد و گفت که مادرم فقط خواستار قصاص قاتلان برادرم است.
Wednesday, 12 December 2012
ابولفضل قدیانی: برخورد بی شرمانه بازجوی فاسد سپاه با همسر یک زندانی سیاسی
ابوالفضل قدیانی زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامهای خطاب به صادق لاریجانی، رییس قوهٔ قضاییه با بیان اینکه “من بعنوان یک زندانی سیاسی در رژیم گذشته اعلام می کنم که برخوردهای مورد حمایت شما روی ساواک شاه مخلوع را با تمام مفاسد و شکنجه گریهایش سفید کرده” خاطرنشان کرده است:"در آن رژیم علیرغم همه مفاسد و ظلمهایش حرمت خانوادههای زندانیان رعایت میشد و هیچ مشکلی برای همسر و فرزندان زندانیان سیاسی ایجاد نمیشد." این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشته است:"بارها و بارها برخوردهای کثیف برخی از بازجویان فاسدالاخلاق سپاه و وزارت اطلاعات که متاسفانه امروز حاکم بر قضات بیارادهٔ دادگاه های سیاسی نیز هستند با خانوادههای مظلوم زندانیان سیاسی بیان شده و حتما شما هم شنیده و مطلع شدهاید ولی هیچ ترتیب اثری به آنها ندادهاید. آخرین مورد این اقدامات بوسیله یکی از بازجویان فاسد اطلاعات سپاه با نام مستعار «اوسط» انجام شده است.وی که از ابتدای بازداشت غیرقانونی آقای دکتر علیرضا رجایی بارها و بارها به طرق مختلف مزاحم خانواده ایشان بوده و آنها را تحت انواع فشارهای روحی و روانی قرار داده و بدترین شرایط را برای خانوادهٔ محترم و مظلوم بوجود آورده، اخیرا وقاحت و خباثت را بجایی رسانده که به همسر آقای دکتر رجایی گفته من ایشان را به زندان برازجان یا رجایی شهر تبعید میکنم و وقیحانه از وی خواسته از شوهرش طلاق بگیرد. اگر شما و سایر مسئولین ارشد نظام کمترین غیرتی داشتید این بازجویان کثیف با اقداماتی بسیار کمتر از این آنچنان مجازات و رسوا میشدند که دیگر این بیدینیها و اقدامات ضداخلاقی امکان بروز پیدا نمیکرد و نوامیس افراد به بازی گرفته نمیشد. ولی بدبختانه امروز این افراد از سوی سران کشور حتی تشویق میشوند و ترفیع میگیرند....
Tuesday, 11 December 2012
منابع امنیتی گزارش دادند: دستگیری شبكه گسترده ای از عوامل شبكه های مجازی و ماهواره ای
جـــرس: برخی رسانه های نزدیک به منابع امنیتی گزارش داده اند که تعداد زیادی استودیوی زیر زمینی مروج ابتذال و مرتبط با ضد انقلاب و دشمنان ملت ایران كشف و 30تن از عوامل این شبكه ها بازداشت شده اند.
باشگاه خبرنگاران از قول برخی "منابع آگاه" ضمن اعلام این خبر ادامه داد: "شبكه گسترده ای از عوامل همراهی كننده با شبكه های ماهواره ای بیگانه، ضدانقلاب، شبكه های مارك دار وابسته به سرویس های جاسوسی ووبلاگ نویسان دشمنان ملت ایران و متصل به فرقه ضاله بهائیت ایجاد شده بود كه با دریافت وجوه كلان، آن هم از مجاری و روش های موسوم به «پولشوئی» و با اغفال تعدادی از افراد ساده لوح، به تامین برنامه برای شبكه های ضدانقلاب، مبتذل و ضداسلامی می پرداختند."
وی ادامه داد: "این شبكه گسترده كه خطوط قرمز اخلاقی، اعتقادی و فرهنگی جامعه را زیر پا گذاشته بودند، شناسایی و منهدم گردید."
این منبع مطلع افزود: با توجه به پیچیدگی اقدامات این تیم های زیرزمینی كه با رعایت حداكثر ملاحظات حفاظتی و به شكل كاملا دستوری-تشكیلاتی عمل می كردند، به ناگزیر تیم امنیتی كشور تصمیم به ورود به این پرونده را گرفت و پس از انجام شناسایی دقیق، به سرعت با همكاری دستگاه قضایی، موفق به اقدام همزمان و بازداشت متهمین شد.
این منبع گفت: یكی از مهمترین شكار هایی كه به احتمال زیاد عملیات فوق الذكر را تسهیل نمود، بازداشت مدتی پیش مدیر یكی از شبكه های ماهواره ای معاند (مستقر در آمریكا) بود كه با دام گذاری دقیق و هدفمند، این فرد به تور ضابطین قوه قضائیه افتاده و احتمالا بخشی از پیش پرده های ماجرای استودیوهای زیرزمینی را افشا كرده بود.
Monday, 10 December 2012
بازجوییهای ده ساعته و تهدیدهای روزانه ژیلا مهدویان | حمله نیروهای امنیتی به حسام ترمسی و وارد کردن سمی نادر به بدن وی
ژیلا مهدویان، از مادران پارک لاله که به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده، در مصاحبه با "روز" از بازداشت و بازجوییهای ۱۰ ساعته در بند وزارت اطلاعات زندان اوین سخن می گوید. خانم مهدویان، مادر حسام ترمسی است که به گفته او پس از آزادی از سوی نیروهای امنیتی مورد حمله قرار گرفته و سمی نادر وارد بدن او کرده اند که باعث از بین رفتن کبد او شده است. حسام ترمسی، ۲۳ خرداد ۸۸ بازداشت شد. او بیش از یکسال در زندان بود و از جمله زندانیانی است که در دادگاههای نمایشی که پس از انتخابات برگزار شد حضور داشت اما به گفته مادرش، در دادگاه حاضر به بیان سخنانی که بازجویان از او می خواستند نشده است. آقای ترمسی اکنون آزاد است و از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب و قاضی صلواتی به دو سال و ۴ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. ژیلا مهدویان اما ۱۷ مهرماه ۸۹ در منزل شخصیاش بازداشت شد. او و دخترش به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و متهم به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق شدند. خانم مهدویان و دخترش با قرار وثیقه آزاد شده اند، اما حکم صادره از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب و قاضی پیرعباسی برای او، ۵ سال حبس تعزیری است که در دادگاه تجدید نظر نیز تایید شده. خانم مهدویان ممکن است ابتدا توضیح دهید قضیه بازداشت شما و دخترتان چه بود و به چه دلیل بازداشت شدید؟ من از وقتی حسام را بازداشت کرده بودند با مادران پارک لاله ارتباط برقرار کرده بودم. یک بار هم همراه با مادران در پارک لاله بازداشت شده بودم. اما بعد از آزادی حسام، پس از آنکه او را با چاقو زدند و سم وارد بدنش کردند من با رادیو فردا و صدای امریکا مصاحبه کردم. ماموران دنبال بازداشت من بودند و گویا دنبال بهانهای می گشتند که همین را بهانه کردند. من با دخترم مریم و همین طور الناز، دختر خانم نقابی (خواهر سعید زینالی) عازم ترکیه بودیم و مریم و الناز راهی آلمان بودند اما همان شب آمدند و ما را بازداشت کردند. به چه اتهامی؟ در زندان چه اتهامی به شما تفهیم شد؟ ابتدا گفتند که دخترتان را می فرستید آلمان که برای مجاهدین خلق خبر ببرد و جاسوسی کند . در زندان هم به من اتهام زدند که تو از طریق آقای نقاشکار با سازمان مجاهدین خلق ارتباط داری و برای آنها جاسوسی میکنی. در واقع بازداشت شما به دلیل مصاحبههایتان بود؟ هم به دلیل اینکه با مادران پارک لاله بودم و هم مصاحبهها و پی گیری هایی که درباره پرونده و وضعیت پسرم انجام داده بودم. اتهاماتی را هم که می زدند قبول نداشتم. ممکن است بگویید بازجوییها به چه صورتی بود و از شما دقیقا چه می خواستند؟ من ۱۶ بار بازجویی شدم که هر بازجویی بیش از ۱۰ ساعت طول می کشید و تا چیزهایی که بازجوها می خواستند را قبول نمیکردیم بازجویی را تمام نمی کردند. مدام می گفتند شما می خواستید بروید آلمان و برای مجاهدین خلق جاسوسی کنید. وقتی مرا بازداشت کردند حسام تازه از بیمارستان مرخص شده بود. حدودا دو یا سه روز بود...
Sunday, 9 December 2012
علی ذاکری برای اجرای چهار سال حبس به زندان رفت
جرس: علی ذاکری از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ توسط اجرای احکام زندان اوین احضار و روانه بند ۳۵۰ شد.
به گزارش کلمه، علی ذاکری زندانی سیاسی ۴۶ ساله کارمند بیمارستان آتیه بوده که در جریان حوادث عاشورای ۸۸ در تاریخ ۱۹ بهمن ماه ۸۸ بازداشت شده و به اداره اماکن مطهری منتقل و پس از یک هفته وی را به بند ۳۵۰ بردند.
وی درتاریخ ۲۶ اسفندماه ۸۸ با سپردن وثیقه یک میلیار ریالی آزاد شده بود.
علی ذاکری در مهرماه ۸۹ توسط قاضی مقیسه رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران بدون حضور وکیل به اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر تهران به ریاست قاضی موحد عینا تایید و این زندانی سیاسی در تاریخ یازدهم آذرماه ۹۱ جهت تحمل این حبس وارد بند ۳۵۰ زندان اوین شد.
Saturday, 8 December 2012
مهرداد سرجویی برای اجرای حکم ۳ سال حبس به زندان اوین رفت
به گزارش کلمه، مهرداد سرجوئی در دیماه سال ۱۳۹۰ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده بود و در فروردین ۱۳۹۱ با قرار وثیقه توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر پس از ۱۰ ماه بازداشت آزاد شد.
با این حال دادگاه تجدید نظر در مردادماه سال جاری ضمن تایید حکم دادگاه بدوی و رد لایحه اعتراضی وکیل، حبس وی را به ۳ سال تعزیری و ۷ سال تعلیقی تغییر داد و در ۸ آذر ماه ۹۱ به شعبه اجرای احکام دادسرای اوین احضار و به بند ۳۵۰ این زندان منتقل شد.
اتهامی که به سرجوئی نسبت داده شد ابتدا جاسوسی بود و سپس در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به همکاری با دول متخاصم از طریق انتشارتحلیل، مقاله، مصاحبه و خبر به نفع کشورهای معاند تغییر یافت.
ابن زندانی سیاسی از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۵ در روزنامه های انگلیسی زبان تهران تایمز و ایران نیوز بعنوان خبرنگار و دبیر سرویس سیاسی و پارلمانی فعالیت داشته است. وی از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ در مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام، مسوول امور روابط عمومی بود.
Friday, 7 December 2012
درگیری گشت ارشاد با مردم در توچال
تارنمای ندای سبز آزادی نوشته است که عصر امروز در منطقه تفرجی توچال تهران شش تن از ماموران نیروی انتظامی برای دختری که به زعم آنان حجاب مناسب نداشته است ایجاد مزاحمت کردند اما شهروندان حاضر در واکنش برخورد خشن ماموران با آنان درگیر شدند.
این درگیری تا انجا ادامه یافت که ماموران پلیس برای متفرق کردن مردم از گاز فلفل استفاده کردند.
ماموران پلیس همچنین دختر دستگیر شده را با خود به پایگاه پلیس منتقل کرده اند که از سرنوشت او خبری در دست نیست.
Thursday, 6 December 2012
درگیری فیزیکی مامورامنیتی با عیسی سحرخیز در بیمارستان
عیسی سحرخیز، روزنامه نگار زندانی روز گذشته در اثر درگیری با یکی از ماموران امنیتی در بیمارستان مجروح شد.
عیسی سحرخیز که برای مداوای بیماری حاد قلبی در بیمارستان تحت نظر است روز گذشته با یکی از ماموران درگیری پیدا کرده و بر اثر این درگیری از ناحیه سر مجروح شد.
به گزارش سحام، پس از این که یکی از ماموران امنیتی با عیسی سحرخیز درگیر شد، وی را هل داد که این هل دادن منجر به اصابت سر وی با زمین شد.
عیسی سحرخیز با تایید این خبر گفته است که حالا که پس از قتل ستار بهشتی در زندان صحبت از بازدید نمایندگان مجلس از زندان هاست، بد نیست که به وضعیت تمامی زندانی ها رسیدگی شود.
این فعال سیاسی گفته است که سه سال پیش آقایان جلالی و سروری از طرف مجلس مامور تحقیق چنین مواردی شدند و برخی از بد رفتاری ها از زمان دستگیری تا زمان سپری کردن دوران زندان در بند عمومی و حتی در زمان مداوای پزشکی به اطلاع ایشان رسانده شده است.
سحرخیز تایید کرده است که برخوردهای خشن فیزیکی ماموران تنها شامل زندانیان سیاسی نمی شود و حتی چنین برخوردهایی با زندانیان عادی زندان های اوین، رجایی شهر و حتی اهواز به کرات مشاهده شده است.
وی گفته است: چنانچه گروه تحقیق مجلس نمی تواند به زندان برود، می تواند در بیمارستان نیز به ملاقات وی بروند تا با از نزدیک شاهد باشند فردی که قبل از زندانی شدن سالم بوده، اینک در چه وضعیتی است.
عیسی سحرخیز، عضو ستاد مهدی کروبی در انتخابات ۸۸ و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و مدیرمسئول روزنامه توقیف شده “اخبار اقتصاد” و ماهنامه توقیف شده “آفتاب” است.
سحرخیز تیرماه ۸۸ و در پی بازداشت های گسترده پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر، و سپس توسط قاضی صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام “توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام” به سه سال حبس محکوم شد.
سحرخیز در تمام سه سال و سه ماه گذشته، در زندان بسر برده و با وجود تاکید پزشکان و بهداری زندان، امکان ادامه معالجات و درمان در خارج از زندان را نداشته و حتی از یک روز مرخصی نیز محروم بوده است.
Wednesday, 5 December 2012
اعتراض دهها تن از زندانیان سیاسی اوین به طرح پوشش اجباری سازمان زندانها
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانیان معترض که بالغ بر پنجاه تن می باشد، ضمن برشمردن نام هفت تن از همبندیان خود و گزارش وضعیت بیماریهای ایشان، نسبت به وضعیت مخاطره آمیز آنها ابراز نگرانی کردند.
متن نامه این زندانیان به شرح زیر است:
محرومیت از بیمارستان، بعلت عدم تمکین در برابر تحقیر و توهین
“مدتی است که طرح پوشش اجباری لباس موهن زندان برای بخش عمدهای از زندانیان بند ۳۵۰ اوین، مشکلات جدی پزشکی، ایجاد نموده و مانع اعزام آنان به بیمارستان و توقف معالجات گردیده که برخی از موارد آن بشرح ذیل میباشد:
آقای اسداله هادی: ۵۶ ساله مبتلا به بیماری حاد قلبی و گردش خون و عروق، آرتروز، که تا کنون برای چهارمین بار از اعزام ایشان جلوگیری بعمل آمد.
آقای محمد صائمی: ۶۱ ساله مبتلا به بیماری شدید کلیوی، گوش، آرتروز گردن، دیسک کمری و… که برای دومین باراز اعزام ایشان به بیمارستان جلوگیری بعمل آمده.
آقای محسن دانشپور مقدم: ۷۰ ساله مبتلا به بیماری قلبی، آرتروز، پروستات که هفته گذشته از اعزام ایشان به بیمارستان جلوگیری بعمل آمد.
آقای سیدمحمدابراهیمی: ۳۹ ساله مبتلا به بیماری حاد ریوی و دیسک کمر که از اعزام ایشان جلوگیری بعمل آمد.
آقای مهدی ساجدی فر ۳۵ ساله مبتلا به بیماری مری و مشکل بلع و احتمال سرطان مری که بعلت عدم هماهنگی، با حضور پزشک متخصص و اصرار برپوشیدن لباس، معالجه ایشان متوقف شد.
آقای محمود دولت آبادی: ۵۵ ساله که از بیماریهای ریوی، دیسک کمر، آرتروز وقلب رنج میبرد، درتاریخ چهارشنبه ۸/۹/۹۱ از اعزام ایشان جلوگیری بعمل آمد.
وحید اصغری: ۲۶ ساله توقف جراحی تنفسی، مشکل شنوایی که از اعزام ایشان جلوگیری بعمل آمد.
ما امضا ء کنندگان زیر ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت مخاطره آمیز نامبردگان فوق، محرومیت از اعزام به بیمارستان و توقف معالجات که تهدید جانی برای آنها درپی دارد و اجبار غیر قانونی زندانیان به پوشیدن لباس توهین آمیز را محکوم نموده و خواستار اعزام سریعتر و ادامه معالجات آنها میباشیم، ما ضمن هشدار نسبت به عواقب خطیر این کوتاهی وبی توجهیها به سلامت زندانیان بیدفاع، مسئولیت هر گونه پیشامد و نقص جسمانی را بعهده دستگاه قضایی دانسته و خواهان برچیده شدن بساط پوشیدن اجباری و یونیفرم موهن زندان میباشیم.
Tuesday, 4 December 2012
محرومیت ۴ ماهه ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی، زوج روزنامه نگار زندانی از ملاقات با یکدیگر
بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار بیش از ۳۲ ماه است که از حق مرخصی استفاده نکرده است. این روزنامه نگار که هم اکنون در زندان رجایی شهر به سر میبرد تنها یک بار و آن هم در فروردین ماه سال ۸۹ موفق به استفاده از مرخصی شد و از آن زمان تاکنون مسوولان دادستانی تهران و وزارت اطلاعات با مرخصی وی مخالفت کردهاند.
به گزارش کلمه، این روزنامه نگار مستقل به دلیل نوشتن مقالات انتقادی درباره عملکرد اقتصادی دولت محمود احمدینژاد به ۵ سال و چهار ماه حبس محکوم شده است.
همچنین این روزنامه نگار زندانی چهارماه است که از ملاقات با همسر خود ژیلا بنی یعقوب، دیگر روزنامه نگار زندانی و فعال جنبش زنان که هم اکنون در بند زنان زندان اوین به سر میبرد محروم شده است. طبق قانون زندانیانی که به صورت خانوادگی در زندان نگهداری میشوند ماهی یک بار میتوانند با یکدیگر ملاقات کنند اما این مساله با وجود پی گیریهای مکرر خانواده این دو زندانی تاکنون هیچ نتیجهای در بر نداشته است.
بهمن احمدی امویی در خرداد ماه سال جاری به زندان رجایی شهر منتقل شد. او بعد از این انتقال ۲۰ روز را در انفرادیهای زندان رجایی شهر گذراند. سلول هایی که از نظر استانداردهای نگهداری زندانیان و بهداشت در شرایط بسیار بدی هستند چند هفتهای بعد از خروج این زندانی از این سلولها بود که همسرش ژیلا بنی یعقوب نیز برای گذراندن حکم یک سال حبس خود از سوی دایره اجرای احکام به زندان اوین فراخوانده و در روز یکشنبه ۱۲ شهریور ماه و قبل از اینکه موفق به دیدار همسر زندانیاش شود به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
همچنین زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر پنج شنبهها و یک هفته در میان میتوانند خانوادههای خود را ببینند. این در حالی است که بهمن احمدی امویی از زمانی که همسرش به زندان اوین رفته ملاقات کنندهای نداشته، چرا که خانواده او در شهرستان زندگی میکنند و مادر ۸۰ سالهاش به دلیل بیماری قادر نیست برای دیدار او به زندان رجایی شهر کرج مراجعه کند.
بهمن احمدی امویی و همسرش ژیلا بنی یعقوب ۳۰ خرداد ماه سال ۸۸ و پس از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری ایران بازداشت شدند. ژیلا پس از برگزاری دادگاه به یک سال زندان و ۳۰ سال محرومیت از حرفه روزنامه نگاری محکوم شد. او مدتی را با قید وثیقه بیرون از زندان گذراند.
Monday, 3 December 2012
'توقف حکم اعدام سعید ملک پور در پی توبه'
کیل سعید ملک پور یک برنامه نویس کامپیوتر که زمستان گذشته به جرم طراحی سایت های "مستهجن" به اعدام محکوم شده بود می گوید که این حکم در پی "توبه" او متوقف شده است.
محمود علیزاده طباطبایی روز یکشنبه به خبرگزاری "مهر" ایران گفت: "موکلم توسط دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد و حکم به تایید دیوان عالی رسید... اما او بعدا توبه کرد و در پی ابراز ندامت حکم اعدام معلق شد."
آقای ملک پور که ۳۷ سال دارد دارای اقامت دائمی کاناداست و چهار سال قبل در ماه دسامبر سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) هنگام بازدید از کشورش به دلیل وخامت حال پدر بازداشت و به اداره یک وبسایت توهین آمیز متهم شد.
او دو سال بعد در پائیز سال ۱۳۸۹ توسط دادگاه انقلاب به "اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق طراحی سایت های مستهجن، توهین به مقدسات، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور، ارتباط با گروههای معاند نظام، و فساد فی الارض"، به اعدام محکوم شد و این حکم به تایید دادگاه تجدید نظر رسید.
این حکم که در خرداد ماه سال گذشته در دیوان عالی کشور نقض شده بود، بعدا دوباره تایید شد.
به گزارش خبرگزاری مهر بر اساس این پرونده، در آخرین روزهای سال ۱۳۸۷ سپاه پاسداران و دستگاه قضائی از انهدام سایتهای غیراخلاقی فارسی زبان و دستگیری عوامل اصلی این سایتها خبر دادند.
یکی از این متهمان سعید ملک پور بود که از او به عنوان "گرداننده یکی از بزرگترین و مشهورترین سایتهای پورنو فارسی به نام "آویزون" و حامی چندین سایت مستهجن معروف دیگر" نام برده شده بود.
اما گروه های حقوق بشر و خانواده آقای ملک پور می گویند که او برنامه ای برای انتشار تصاویر در اینترنت نوشته بود و از این برنامه بدون آگاهی او برای تولید سایت های پورنوگرافی استفاده شد.
تلویزیون ایران حتی مصاحبه هایی که تحت بازداشت انجام شده از سعید ملک پور پخش کرد که او در آن به اتهامات علیه خود "اعتراف" می کند.
اما اعضای خانواده آقای ملک پور و فعالان حقوق بشر گفتند که این اعترافات تحت فشار و شکنجه از او اخذ شده و او بی گناه است.
خبر حکم اعدام او در سال گذشته با اعتراضات بین المللی روبرو شد.
از جمله کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، از مقام های ایرانی خواست که جلوی اعدام آقای ملک پور را بگیرند.
Sunday, 2 December 2012
محکومیت دکتر علی رشیدی، عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران به ۲ سال حبس و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی
دکتر علی رشیدی استاد دانشگاه، کارشناس اقتصاد ایران و رئیس انجمن اقتصاددانان ایران است. وی عضو موسس انجمن اقتصاددانان ایران، کنفدراسیون صنعت، جمعیت تولیدگران ایران؛ مشاور اقتصادی انجمن مدیران صنایع؛ و معاون پیشین اقتصادی بانک مرکزی است. دکتر رشیدی عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران است. وی دکترای امور مالی بینالمللی و بانکداری مرکزی از دانشگاه پنسیلوانیا و کارشناسی ارشد رشته اقتصاد بینالملل دارد. دکتر علی رشیدی از روز ۱۱ آبان ماه ۱۳۹۰ بازداشت شد. ظاهراً بازداشت و زندانی کردن آقای رشیدی به یک تحلیل در باره اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران برمیگردد که جبهه ملی ایران در ۲۵ مهر ماه ۱۳۹۰ منتشر کردهاست از: ويکی پديا
Saturday, 1 December 2012
بیخبری از وضعیت حسین فلاح، فعال اجتماعی
جرس: بیش از یک هفته از بازداشت حسین فلاح میگذرد و اکنون با گذشت چند روز از آخرین تماس تلفنی وی با خانوادهاش هیچ خبری از او ندارند و همین امر باعث نگرانی آن ها شده است.
حسین فلاح از فعالان سابق سازمان های غیر دولتی قزوین است.
به گزارش سحامنیوز، این فعال سازمان های غیر دولتی قزوین، جهت بازجویی به ستاد خبری برده شده و تاکنون خبری از وضعیت وی در دسترس نیست.
حسین فلاح از ناراحتی قلبی رنج میبرد و در میان خانواده و آشنایانش نگرانی در این رابطه به خاطر احتمال عدم دسترسی به داروهایش وجود دارد. وی همچنین دچار میگرن شدید است.
Friday, 30 November 2012
واکنشها به حمله به سفارت ایران در حمایت از نسرین ستوده
با حمله گروهی از مخالفان حکومت ايران به سفارت ايران در برلين و بازداشت ۱۰ نفر از حملهکنندگان، ايران خواهان رسيدگی قضائی به اين موضوع شد و گيدو وستروله، وزير امور خارجه آلمان نيز از جمهوری اسلامی عذرخواهی کرد. به گزارش رادیو زمانه، گروهی از پناهجویان ایرانی بههمراه چند نفر از فعالان سياسی آلمانی حدود ساعت پنج بعد از ظهر به وقت محلی، در اعتراض به وضعیت نسرین ستوده، وکيل و فعال حقوق بشری که بيش از ۴۰ روز است در زندان اوين دست به اعتصاب غذا زده است؛ وارد سفارت ایران در برلین شدند. آنها پرچم جمهوری اسلامی ايران را پایین کشیدند و تلاش کردند بیانیهای را در حمایت از نسرين ستوده بخوانند که با برخورد شدید پلیس روبهرو شدند.
Thursday, 29 November 2012
بازگرداندن دراویش زندانی از بیمارستان به زندان در حین درمان
طبق دستوری از زندان اوین سه تن از دراویش و مدیران زندانی سایت مجذوبان نور که برای درمان در بیمارستان میلاد تهران بستری بودند، به زندان اوین بازگردانده شدند.
به گزارش سایت مجذوبان نور، حمیدرضا مرادی، مصطفی دانشجو و رضا انتصاری از مدیران زندانی سایت مجذوبان نور که به ترتیب برای درمان بیماری های گرفتگی عروق ، مشکلات ریوی- تنفسی و درمان شکستگی دست در بیمارستان میلاد تهران بستری بودند به طور ناگهانی همزمان ترخیص و به زندان اوین بازگردانده شدند. به طوری که حتی با اینکه آقایان مرادی و دانشجو تحت نظر پزشکان متخصص تحت درمان بودند، اجازه ترخیص را پزشک عمومی بیمارستان تایید می کند.
ابوالقاسم صلواتی قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به تازگی دستور داده است کسانی که از شرکت در جلسات دادگاه امتناع می کنند از حقوق زندانیان از جمله خدامات پزشکی محروم شوند و به همین علت دلیل دستوری مبنی بر اینکه چند تن از دراویش گنابادی به نام های مصطفی دانشجو، حمید رضا مرادی و رضا انتصاری به زندان بازگردانده شوند صادر شده است.
یادآوری می شود که پرونده وکلای زندانی دراویش و مدیران سایت مجذوبان نور قرار بود در تاریخ ۲۱ آبان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با قضاوت قاضی صلواتی رسیدگی شود اما پرونده اتهامی در اختیار تمامی وکلا قرار نگرفت و اجازه حضور در دادگاه به وکلا داده نشد، پیشتر این دراویش و زندانیان عقیدتی اعلام کرده بودند که در صورتی تشریفات دادرسی به صورت قانونی انجام نشود در این جلسه حضور پیدا نخواهند کرد.
Wednesday, 28 November 2012
وضعیت جسمانی نسرین ستوده به مرز خطرناک رسید
رضا خندان، همسر نسرین ستوده، وکیل زندانی در ایران، گفته است که خانم ستوده دیروز در چهل و یکمین روز از اعتصاب غذایش به بهداری زندان منتقل شد و فشار خون او آنقدر پایین بوده که پزشک بهداری از اعلان آن به خانم ستوده خودداری کرده است. رضا خندان سپس تصریح کرده است که وضعیت جسمانی خانم ستوده به مرز خطرناک رسیده است.
او تأکید کرده است که او قصد نگران کردن کسی را ندارد، اما، وضعیت جسمانی همسرش چنان خطرناک شده که اینک او چاره ای جز هشدار دادن ندارد. رضا خندان گفته است که خانم ستوده خواستۀ غیرقانونی ندارد. او تنها گفته است که چرا به خاطر او کودک دوازده ساله اش مجازات می شود و این حرف به هیچ وجه غیرقانونی نیست.
اما، به گفتۀ رضا خندان، هیچکس در دستگاه عریض و طویل قضایی ایران حاضر نیست که به این پرسش ساده پاسخ بدهد. رضا خندان سپس خطاب به مسئولان قوۀ قضاییه ایران گفته است که حاشا کردن و پاک کردن صورت مسأله کمکی به حل مشکلات نمی کنند، بلکه بالعکس مشکلات عاقبت همچون آوار بر سرشان خراب می شود.
گفتنی است که محمدجواد اردشیر لاریجانی، رییس ستاد حقوق بشر قوۀ قضاییه ایران و معاون و برادر رییس قوۀ قضاییه جمهوری اسلامی، دیروز مدعی شد که وضعیت جسمانی خانم نسرین ستوده برغم ۴۲ روز اعتصاب غذا خوب است.
دادگاه انقلاب تهران مهرآوه، کودک دوازده سالۀ خانم نسرین ستوده را احضار و در عین حال او را ممنوع الخروج کرده است.
خانم نسرین ستوده پیش از این گفته بود که اعتصاب غذای او نامحدود است و به عنوان اسیر راهی جز اعتصاب غذا ندارد و اگر وی دست به چنین اعتصابی نمی زد دسیسه هایی بیش از این کودکان و خانوادۀ او را آماج می گرفتند.
Tuesday, 27 November 2012
پليس فتا يک فعال سياسی دیگر را بازداشت کرد
پليس فضای توليد و تبادل اطلاعات نيروی انتظامی ايران (فتا) يک فعال سياسی ديگر را بازداشت کرد. به گزارش تارنمای کلمه، اميد دهدارزاده عصر روز گذشته، يکشنبه پنجم آذر ۱۳۹۱ توسط پليس فتا در اهواز بازداشت شده است. اميد دهدارزاده سال گذشته نيز توسط نيروهای امنيتی بازداشت و در دادگاه محاکمه شده بود. وی آخرين بار در ۲۵ مهرماه سال جاری خورشيدی به اتهام "اقدام عليه امنيت ملی" به شش ماه حبس تعليقی به مدت يک سال و به اتهام "توهين به مسئولان نظام" به ۷۵ ضربه شلاق و همچنين به دليل "تمرد و درگيری با مأموران امنيتی" به پرداخت ۱۰ ميليون ريال جريمه نقدی محکوم شده بود. دهدارزاده در حالی توسط پليس فتا بازداشت شده که ماه آبان گذشته بازداشت يک وبلاگنويس توسط پليس فتا و مرگ وی مناقشات فراوانی را به دنبال داشت.
Monday, 26 November 2012
بازداشت مجدد امید دهدار زاده و دستگیری چند ساعته سه تن از مسولان جبهه ملی
در ادامه بازداشت و سرکوب گسترده فعالین ملیگرا، چهار عضو جبهه ملی ایران نیز در خراسان شمالی بازداشت شدند. کورش زعیم، عیسی خان حاتمی، محمد اویسی از اعضای جبهه ملی همراه با دکتر محسن رهامی (نماینده جبهه ملی در سبزوار) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. دهها تن از نیروهای امنیتی و انتظامی خانه آقای حاتمی در اسفراین را محاصره و بیش از ده نفر آنان وارد خانه شده و پس از جستجوی خانه آقایان کورش زعیم، عیسی خان حاتمی، مهندس محمد اویسی و دکتر محسن رهامی را چشم بند سیاه زده و در خودروهای جداگانه به مقر وزارات اطلاعات بردند. این بازداشتها در حالی صورت میگیرد که عصر روز پنجشنبه ۲ آذرماه ۱۰ تن از اعضای حزب پانایرانیست که برای عیادت مهندس رضا کرمانی به منزل ایشان واقع در دهکده فردیس، شهرک خانه، مراجعه کرده بودند توسط نیروهای امنیتی بازداشت و ۷ تن آنان پس از مدتی آزاد شدند. هنوز از سرنوشت سه عضو بازداشتی حزب پان ایرانیست اطلاعی در دست نیست. بر اساس تازهترین اخبار ساعاتی پیش نیز «امید دهدارزاده» از دیگر اعضا این حزب در اهواز توسط پلیس فتا بازداشت شد و از سرنوشت او اطلاعی در دست نیست. لازم به ذکر است که چندی پیش نیز استاد بادکوبهای شاعر و ادیب ملی، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
Sunday, 25 November 2012
وخامت حال محمد سیف زاده در زندان اوین
جرس: خونریزی کلیه محمد سیف زاده از اعضای موسس کانون مدافعان حقوق بشر که پس از عمل جراحی هموروئید در بیمارستان طالقانی تهران آغاز شده بود، چند روزی است تشدید شده است.
به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی یک ماه قبل برای عمل جراحی به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد و به رغم تلاش پزشکان و کادر پزشکی این بیمارستان، فشارهای پاسیاران و نگهبانان این بیمارستان و جلوگیری از ملاقات خانواده باعث اصرار این بیمار مبنی بر بازگشت به زندان شد.
از سوی دیگر رسیدگی به خونریزی از مجاری ادرار که پس از عمل جراحی ایجاد شده بود، به دلیل نداشتن بخش اورولوژی به بعد موکول شد.
قرار بود روز سه شنبه این زندانی بیمار برای معاینه پس از عمل جراحی به بیمارستان طالقانی اعزام شود ولی ماموران و مسئولان اوین از اعزام وی در هفته گذشته خودداری کردند.
ابوالقاسم صلواتی قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به تازگی دستور داده است کسانی که از شرکت در جلسات دادگاه امتناع می کنند از حقوق زندانیان از جمله خدمات پزشکی محروم شوند و به همین علت چند تن از دراویش گنابادی از جمله دانشجو، مرادی و انتصاری قرار است به زندان بازگردانده شوند.
تاکنون تعدادی از زندانیان از جمله محمد سیف زاده، ابوالفضل قدیانی و همچنین گروهی از دراویش گنابادی به دلیل عدم رعایت آیین دادرسی کیفری در دادگاه های انقلاب و از جمله عدم حضور هیات منصفه در جرایم سیاسی، جلسات این دادگاه را تحریم کرده اند.
Saturday, 24 November 2012
افزایش فشارهای امنیتی بر فعالان سیاسی ملی گرا
در راستای افزایش فشارها بر فعالان ملی گرا مصطفی بادکوبهای، شاعر، جهت اجرای حکم به بند ۳۵۰ منتقل شده و همچنین ۱۲ فعال سیاسی ملی گرا بازداشت و سه تن از آنان پس از چند ساعت آزاد شدند.
به گزارش کلمه، مصطفی بادکوبهای شاعر ملی روز چهارشنبه اول آذرماه ۱۳۹۱ پس از مراجعه به دادسرای شهید مقدس مستقر در زندان اوین روانه بند ۳۵۰ شد.
این زندانی سیاسی درتاریخ ۱۳۹۱/۱/۲۰ توسط وزارت اطلاعات بازداشت و در تاریخ ۱۳۹۱/۳/۲۲پس گذراندن ۶۴ روز حبس در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ و ۲۴۰ با سپردن وثیقه آزاد شد. وی توسط قاضی صلواتی رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به سه سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از شعرخوانی در انجمنها و حضور در عرصه تبلیغات مجازی و همچنین به دلیل داشتن ماهواره مبلغ سیصد هزارتومان جریمه نقدی محکوم شد.
این حکم پس از اعتراض در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر به ۱۸ ماه حبس تعزیری و پرداخت سیصد هزار تومان جریمه و ۵ سال محرومیت از شعر خوانی در انجمنها و حضور در عرصه تبلیغات تقلیل یافت.
بر اساس این گزارش مصطفی بادکوبهای هنگام ورود به زندان اوین به دوستانش گفته است: تاکیدم بر حس وطن دوستیام و افشاگریها و بویژه شعرهای اخیرم در جهت حرکت جنبش سبز ملت ایران بود که حاکمیت را خوش نیامد و به این سرنوش گرفتار شدم.
در خبری دیگر آمده است هشت فعال سیاسی ملی گرا روز پنج شنبه دوم آذرماه ۱۳۹۱ که در منزل یکی از پیشکسوتان خود میهمان بودند توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند.
بازداشت شدگان نیمه شب گذشته از کلانتری شهرک ناز کرج به مکانی نامعلوم منتقل شده اند.
در پی این اقدام مامورین امنیتی که در منزل شخصی مهندس رضا کرمانی رخ داد ۱۰ تن از افراد حاضر در منزل بازداشت و به کلانتری شهرک ناز کرج منتقل شدند که پس از ساعاتی دو تن از آنان آزاد و ۸ تن به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
بازداشت شده های روز پنج شنبه حجت کلاشی، اوژن اکبری، فرهاد باغبانی، کسری علاسوند، هومن اسکندری، حسین شهریاری، علیرضا سلیمانی و علیرضا جاوید بوده اند.
بر اساس این گزارش ماموران امنیتی پس از ورود به منزل رضا کرمانی با تفتیش کامل منزل اقدام به ضبط وسائل شخصی وی از جمله کتاب، نوار، سی دی، لپ تاپ، هارد کامپیوتر و همچنین مجموعهای از عکسهای خانوادگی کردند.
همچنین در خبری دیگر در این باره روز گذشته سه تن از فعالین ملی گرا بنام های کوروش زعیم، عیسی خان حاتمی و حسین شاه ویسی در شهر اسفراین بازداشت شده و پس از چند ساعت آزاد شدند.
امسال هم زمان با سالروز کشته شدن فروهرها به شخصیتهای ملی گرا اخطار شده بود که با هر نوع تحرک و فعالیت آنها برخورد خواهد شد.
اشتراکگذاری:
Friday, 23 November 2012
بازداشت رهبر و گروهی از اعضای حزب پان ایرانیست در کرج
جـــرس: سازمان جوانان حزب پان ایرانیست، از بازداشت یکی از رهبران و ده تن از اعضای این حزب خبر داد.
به گزارش تارنمای حزب پان ایرانیست، عصر روز پنجشنبه ، دوم آذرماه، ماموران امنیتی بدون هیچگونه حکم قانونی به منزل رضا کرمانی در شهر کرج یورش برده و ده تن از مهمانان و حاضرین در خانه را بازداشت کردند.
بر اساس گزارش مذکور، درباره دلایل این بازداشتها و محل نگهداری بازداشت شدگان آگاهی در دست نیست.
Thursday, 22 November 2012
دختر عبدالفتاح سلطانی: حکم مادرم برای وادار کردنش به سکوت است
معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به یکسال حبس تعزیری که به مدت ۵ سال به تعلیق در آمده و ۵ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. دختر عبدالفتاح سلطانی با اظهار این خبر به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت در حالی این حکم برای مادرش صادر شده که به مادرش فرصت آخرین دفاع را نداده اند. این حکم روز شنبه ۲۷ آبان ماه به وکیل خانم معصومه دهقان ابلاغ شده است. به گفته مائده سلطانی، وکیل خانم دهقان به زودی به حکم صادره اعتراض خواهد کرد.
مائده سلطانی با اظهار اینکه حکم صادره ناعادلانه و غیر انسانی است گفت:« مادرم هیچ کار غیر قانونی انجام نداده است که بخواهد برایش حکمی بگیرد. مادرم معلم بازنشسته آموزش و پرورش است که به کارهای خیریه هم مشغول بود. او در طول زندگیش حتی یکبار هم فعالیت سیاسی نداشته است.علت صدور این حکم افزایش فشار بر روی پدرم و وادار کردن مادرم به سکوت درباره پرونده پدرم است.»
مائده سلطانی، که در آلمان به سر می برد، در خصوص دادگاه های مادرش گفت:« حدود سه ، چهار بار مادرم به دادگاه احضار شد که هر بار به دلایلی دادگاه تشکیل نمی شد. آخرین بار مادرم به دلیل بیماری نتوانست در دادگاه حاضر شود و در واقع نتوانست که آخرین دفاع را داشته باشد. حکم صادره بدون شنیدن آخرین دفاع مادرم در مقام متهم صادر شده و این یک حرکت غیرقانونی است. بهرحال وکیل مادرم ظرف ۲۰ روز به این حکم اعتراض خواهد کرد.»
دختر معصومه دهقان در خصوص اتهام های مادرش که منجر به صدور این حکم شده است، گفت:« به مادرم فقط یک اتهام تفهیم شده است، اتهام مشارکت در دریافت مال نامشروع از طریق گرفتن جایزه حقوق بشر نورنبرگ است. پدرم من درسال ۱۳۸۷ برنده جایزه شد و چون خودش به علت ممنوع الخروجی نمی توانست به آلمان برود و جایزه را بگیرد به مادرم پیشنهاد داد که این کار را بکند و مادرم هم به آلمان رفت و به نمایندگی پدرم این جایزه را گرفت اما این جایزه کاملا قانونی بود. من واقعا نمی دانم چرا به این دلیل مادرم دستگیر شد، ۵ روز را در انفرادی گذراند و الان هم به یک سال حبس و ۵ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.»
مائده طهماسبی در خصوص حکم صادره برای مادرش گفت:« من فکر می کنم که دستگیری مادرم از همان اولین روز با قصد قبلی و برنامه ریزی بوده است. آنها می خواستند اول برای مادرم پرونده ای درست کنند تا وقتی پدرم را بازداشت می کنند او نتواند صحبتی بکند، یعنی حکمش مانند شلاقی بالای سرش باشد و بترسد از حرف زدن. الان هم اگرچه حکمش تعلیقی است و اجرا نمی شود اما ترسش همیشه بالای سر مادرم است که اگر کاری مرتکب شود این حکم می تواند برایش هر لحظه اجرا شود. به نظرم این حکم یک جور عامل ترساندن مادرم و وادار کردن او به سکوت درباره وضعیت پدرم است.»
معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی و معلم بازنشسته، در تاریخ ۱۴ تیر ماه ۱۳۹۰ به دنبال احضاریه ای به دادسرای اوین رفت و همانجا بازداشت شد و ۵ روز را در انفرادی بود. پس از آن با قرار وثیقه ۳۰ میلیون تومان آزاد شد. او چند جلسه به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب احضار شد. آخرین تاریخ احضار او در تاریخ ۱۷ آبان ماه امسال بود که خانم دهقان به دلیل بیماری نتوانست در آن دادگاه شرکت کند. در جلسات قبلی( سه جلسه) دادگاه هر بار به دلایلی تشکیل نشده بود. اتهام او دریافت جایزه “حرام” حقوق بشر نورنبرگ عنوان شده است. این جایزه در سال ۱۳۸۷ به عبدالفتاح سلطانی تعلق گرفت که به دلیل ممنوع الخروجی او همسرش به آلمان رفت و جایزه را به نمایندگی از او گرفت.
خانم دهقان پس از دستگیری عبدالفتاح سلطانی در گفتگو با رسانه ها درباره روند پرونده همسرش اطلاع رسانی می کرد و بارها به این دلیل از سوی مسولان تهدید شد. او با شدت گرفتن فشارها در ماه های اخیر با رسانه ها گفتگوی نداشت و دخترش که در آلمان به سر می برد درخصوص وضعیت پدرش اطلاع رسانی می کند.
ا
Wednesday, 21 November 2012
وضعیت وخیم احمد زیدآبادی در بیمارستان و ادامه اعتصاب غذای نسرین ستوده به رغم کاهش وزن شدید
در پی انتقال احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و دبیرکل سازمان ادوار تحکیم وحدت به بیمارستان، گزارشهای رسیده، از وضع وخیم جسمانی این روزنامهنگار دربند حکایت دارد. احمد زیدآبادی چهار روز پیش و در پی بروز ناراحتیهای گوارشی به بیمارستان امام خمینی منتقل شد. یک منبع نزدیک به خانواده زیدآبادی، به "روز" گفته است: "این مشکل مدتها بود که آقای زیدآبادی را آزار میداد. مشکل در زندان برایشان به وجود آمده بود و با وجود پیگیریها و توصیههای پزشکان، به ایشان مرخصی درمانی هم نمیدادند. گرچه اکنون با مرخصی ایشان مخالفت شده، اما در بیمارستان وضع دشواری دارند". وی افزوده است که "اینها همه مشکلات دکتر زیدآبادی نیست، گرچه حادترین آنهاست. ایشان دچار مشکلات تنفسی و نامنظم بودن ضربان قلب هم هستند. مسالهای که در زندان مورد توجه قرار نگرفته و وی را دچار مشکل کرده است". وی می افزاید:"عفونتی در دهان آقای زیدآبادی وجود دارد که خوردن و نوشیدن را برای ایشان بسیار سخت کرده است. چند ماه است که این مشکل وجود دارد و هنوز حل نشده است. به دلیل همین مشکلات ایشان دچار کاهش وزن شدهاند و اوضاع جسمیشان هم نامساعد است". در خبری دیگر؛ پس از چند هفته ممنوعيت سرانجام روز گذشته، رضا خندان با همسرش نسرین ستوده دیدار کرد. به گزارش ندای سبز آزادی، نسرین ستوده که طی ماه گذشته در اعتصاب غذا به سر می برد، بشدت لاغر شده هنوز بر ادامه این اعتصاب تاکید دارد. وی که هفته گذشته را در بند اطلاعات در سلول انفرادی بود، حاضر به شکستن اعتصاب غذای خود نشده و گفته است که "من نميتوانم اينجا بنشينم و دست رو دست بگذارم تا اينها هركاري دلشان ميخواهد با بچهي من و خانوادهام بكنند." رضا خندان که در صفحه فیس بوکش گزارشی از این ملاقات کابینی ارائه کرده است می نویسد: حسابي لاغر شده و وزناش به ۴۳ كيلو رسيده است. پيغام دوستان و بزرگواران را تا آنجا كه ميشد به او رسانديم. فكر ميكردم بشود با اين چيزها او را براي شكستن اعتصاب غذا متقاعد كرد. او گفت اگر من اعتصاب غذا نميكردم اينها براي خانوادهي من نقشهها داشتند. پرونده سازي براي يك بچهي ۱۲ ساله آن هم به خاطر مادرش را هيچ جور نميتواند هضم كند."
Tuesday, 20 November 2012
وزارت اطلاعات بار دیگر اقدام به گروگانگیری کرد | بیانیه بهمن قبادی درباره بازداشت برادرش
بهمن قبادی، کارگردان، روز گذشته در بیانیه ای از بازداشت برادرش بهروز قبادی در ایران خبر داد. بهمن قبادی در این بیانیه در واکنش به بازداشت برادرش که دو هفته پیش توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی صورت گرفته ضمن ابراز نگرانی درباره سلامتی بهروز قبادی، خواستار آزادی فوری او شده است. بهمن قبادی در بخش دیگری از این بیانیه که در برخی سایتها منتشر شده، با ابراز اطمینان نسبت به بی گناهی برادرش گفته است که بهروز قبادی در هیچگونه فعالیت سیاسی شرکت نکرده است. طبق گفته ی قبادی، برادر کوچکش پس از یک ماه از به دنیا آمدن پسرش در کردستان عراق، برای دیدن مادر به تهران سفر کرده بود. او در سفر دیگری که برای ملاقات با اقوام خود به سنندج داشته است اما در راه بازگشت به تهران بازداشت شده است. لباس شخصی های وزارت اطلاعات، سوار بر دو خودرو، حدود پانزده کیلومتری سنندج تاکسی حامل بهروز قبادی را متوقف و او را دستگیر می کنند. گفته می شود که فیلم "فصل کرگدن"، آخرین ساخته بهمن قبادی دلیل بازداشت انتقام جویانه برادر او بوده است. این درحالی است که بهروز قبادی ارتباطی با ساخت این فیلم نداشته و صرفا با کارگردان و نویسنده آن نسبت دارد. پيش از اين بازداشت و رفتارهايى از اين دست با اشخاص هنرمند و آثارشان اتفاق افتاده بود که جعفر پناهی نمونه ی بارز آن است اما اين اولين بار است كه برادر یک هنرمند و كارگردان را فقط به دليل اين كه برادرش فيلمى ساخته كه خلاف ميل حكومت است دستگير مى كنند.
Monday, 19 November 2012
بیانیه هفت زندانی سیاسی بند زنان اوین؛ اعتراض به خشونت و شکنجه جسمی و روانی در زندان ها
هفت زندانی سیاسی زن در بیانیه ای که درباره مرگ ستار بهشتی و نیز ابراز نگرانی نسبت به سلامت نسرین ستوده نوشتند خاطرنشان کرده اند: بدیهی است در کشوری که عاملان و آمران جنایت کهریزک بیآنکه مورد محاکمه قرار گیرند به مقام و منصبی جدید میرسند تکرار چنین فجایعی چندان دور از ذهن نیست.
به گزارش کلمه، این بانوان محبوس در بند زنان زندان اوین در بخشی از بیانیه خود تصریح کرده اند: برخوردها با زندانیان بند ۳۵۰ نشان دهنده فقدان تفکر، عزم و برنامه نظاممند و ریشهای برای مقابله با عوامل وقوع این جنایت است و ما را درباره وضعیت سایر زندانیان و از جمله هم بندیمان نسرین ستوده نگران میکند. نسرین ستوده بیش از دوهفته است که به بند ۲۰۹ منتقل شده و در اعتصاب غذا به سر میبرد.
متن کامل این بیانیه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
ستار بهشتی، وبلاگ نویسی که اوایل آبان ماه بازداشت شده بود پس از چهار روز بازداشت در اثر شکنجه در بازداشتگاه نیروی انتظامی درگذشت، این خبر چند روزی است که در صدر اخبار قرار گرفته و بار دیگر افکار عمومی را متوجه شرایط سخت و غیر انسانی حاکم بر برخی از بازداشتگاههای کشور کرده است. گویی هر بار باید فاجعهای رخ دهد تا نگاه مسوولان کشور چند صباحی به نقض قانون و حقوق اولیه انسانها در بازداشتگاهها جلب شود.
ستار بهشتی اولین مورد مرگ اینچنینی نبوده و صد افسوس که احتمالا آخرین آن نیز نخواهد بود. زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، محسن روح الامینی، امیر جوادی فر، محمد کامرانی، اکبر محمدی، هدی صابر و… نمونههایی از افرادی هستند که بر اثر عوامل متعددی چون سومدیریت و اعمال فراقانونی مسوولان جان خود را ازدست دادهاند.
بدیهی است در کشوری که عاملان و آمران جنایت کهریزک بیآنکه مورد محاکمه قرار گیرند به مقام و منصبی جدید میرسند تکرار چنین فجایعی چندان دور از ذهن نیست.
درباره مرگ اخیر یعنی، در گذشت ستار بهشتی نیز مسوولان به جای تحقیق درباره علل وقوع این فاجعه دست به اعمال تهدید و فشار در بند ۳۵۰ زندان اوین زدهاند و در این میان ابوالفضل عابدینی را چند روزی به زندان اهواز تبعید کردند و سایر زندانیان را تنها به دلیل شهادت به مرگ فجیع ستار تحت فشار قرار دادهاند.
این برخوردها با زندانیان بند ۳۵۰ نشان دهنده فقدان تفکر، عزم و برنامه نظاممند و ریشهای برای مقابله با عوامل وقوع این جنایت است و ما را درباره وضعیت سایر زندانیان و از جمله هم بندیمان نسرین ستوده نگران میکند. نسرین ستوده بیش از دوهفته است که به بند ۲۰۹ منتقل شده و در اعتصاب غذا به سر میبرد.
ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن عرض تسلیت به خانوادهٔ ستار بهشتی پیش از هر چیز مصرانه خواهان تصویب قوانینی سخت گیرانه و اجرای بدون تنازل قوانینی هستیم که اعمال هر گونه خشونت و شکنجهٔ جسمانی و روانی را منع کند.
ما همچنین خواهان رسیدگی جدی و قانونی به موضوع مرگ ستار بهشتی و مجازات و معرفی عوامل اصلی این حادثه تلخ هستیم. بدون شک اطلاع رسانی صادقانه جهت آگاهی افکار عمومی از روند این پرونده و نتایج آن میتواند ضمانت اجرایی کوچکی برای عدم تکرار چنین جنایاتی باشد.
امضا کنندگان:
فائزه هاشمی، نازنین دیهیمی، ژیلا بنی یعقوب، حکیمه شکری، ژیلا کرمزاده مکوندی، شیوا نظر آهاری و بهاره هدایت
Sunday, 18 November 2012
22زندانی سیاسی همچنان محروم از ملاقات هستند
به گزارش جرس، این زندانیان که به صورت خانوادگی در زندان های کشور نگهداری می شوند، برخی زن و شوهر، خواهر و برادر یا پدر و فرزند هستند. طبق قوانین سازمان زندان ها این زندانیان مجازند ماهی یکبار یکدیگر را ملاقات کنند. این در حالی است که در موارد معدودی به این زندانیان با سختی و فاصله های زمانی زیاد حق ملاقات داده شده است.
هرچند هفته پیش اعلام شد که مهسا امر آبادی و مسعود باستانی، زوج روزنامه نگار زندانی که یکی در زندان اوین و دیگری در زندان رجایی شهر به سر می برند با یکدیگر ملاقات کرده اند اما این اتفاق بصورت سیستماتیک رخ نداده است. این زوج تاکنون فقط توانسته اند دو بار از حق ملاقات استفاده کنند که این ملاقات ها با فاصله بیش از چند ماه بوده است.
ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی امویی دیگر روزنامه نگاران زندانی نیز از جمله زندانیانی هستند که از چنین ملاقاتی محروم هستند. ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی امویی نزدیک به سه ماه است که از ملاقات یکدیگر محروم هستند و پی گیری خانواده آنها مبنی بر ملاقات این دو روزنامه نگار زندانی تاکنون نتیجه ای نداشته است. از وقتی که ژیلا بنی یعقوب به زندان اوین رفته هیچ تماسی با همسر زندانی اش در زندان رجایی شهر نداشته است و با اینکه بارها از مسوولان زندان خواسته تا اجازه تماس تلفنی او با همسرش را فراهم کنند اما هنوز این پی گیری ها نتیجه ای نداشته است.
با اینکه شهریور ماه زندانیان سیاسی زن که خود در زندان اوین و یکی از اعضای خانواده شان در زندان رجایی شهر نگهداری می شوند، نامه خطاب به دادستان تهران نوشتند اما تا کنون اقدام مؤثری از سوی وی صورت نگرفته است.
کفایت ملک محمدی و اصغر محمودیان، مطهره بهرامی و محسن دانشپور، ریحانه حاج ابراهیم دباغ و احمد دانشپور، صغری غلام نژاد و ولی غلام نژاد و فاران حسامی و کامران رحیمیان نیز از دیگر زوج های زندانی محبوس در این دو زندان هستند که تاکنون هیچ ملاقاتی با یکدیگر نداشته اند.
فاران حسامی و کامران رحیمیان از شهروندان بهایی هستند که فرزند سه ساله ای دارند که اکنون نزد مادربزرگش نگهداری می شود. او همچنین از دیدن منظم پدر و مادر زندانی اش محروم است و فقط گاهی مادرش را در زندان اوین ملاقات می کند.
شبنم مددزاده و فرزاد مددزاده، لوا خانجانی و فواد خانجانی،کبری و محمد بنازاده نیز خواهر و برادرانی هستند که در زندان های اوین و رجایی شهر به سر می برند و هیچ ملاقاتی با یکدیگر ندارند.
نگار و ماشالله حائری نیزتنها دختر و پدری هستند که وضعیت مشابهی دارند و ماه هاست از ملاقات با یکدیگر محروم هستند.
این 22 نفر از زندانیان سیاسی کشور که به صورت خانوادگی در زندان های کشور به سر می برند با وجود پی گیری های مداوم هیچگاه از ملاقات منظم با یکدیگر بهره مند نبوده و برخی فقط با پی گیری های مکرر آن هم به صورت نامنظم و اتفاقی و حسب دستورات شخصی توانسته اند به ندرت یکدیگر را در زندان ملاقات کنند.
خانواده این زندانیان نگرانند که مسوولان آنها در کل دوران حبس از ملاقات با یکدیگر محروم کنند و در نتیجه فشارهای بیشتری به این زندانیان وارد کنند.
Saturday, 17 November 2012
بیخبری از وضعیت امین آرمان در زندان اوین
جرس: امین آرمان از زندانیان بازداشت شده در تاریخ سه شنبه ۹ دیماه، پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین در وضعیت نامشخصی به سر میبرد.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، امین آرمان، ورودی سال ۸۴ رشته مهندسی هوافضا دانشگاه علوم و تحقیقات، از هنگام بازداشت در ۱۹ روز پیش تاکنون از حق ملاقات محروم بوده و خانوادهاش که در شهرستان کرمان زندگی میکنند، تنها یک بار موفق به گفتگوی تلفنی با وی شدهاند.
درحمله نیروهای امنیتی به جلسه سرای اهل قلم حدود ۷۰ نفر بازداشت شده بودند که پس از آزادیِ بسیاری از متهمین، از این میان ۱۷ نفر که مهدی خزعلی هم در میان آنها بود بوسیلهٔ یک دستگاه ون به زندان اوین منتقل شدند، دو نفر دیگر به نامهای پژمان ظفرمند و مهدی کریمی نیز در اقدامی جداگانه توسط پلیس امنیت بازداشت و به اوین منتقل شدهاند، گفتنی است که مهدی کریمی از کارکنان بخش خدمات سرای اهل بوده و فعالیت سیاسی در جلسه نداشته است.
بر اساس اطلاعات رسیده، از میان بازداشت شدگان حدوداً سیزده نفر کماکان در بازداشت بسر میبرند که اسامی آنان به شرح زیر است:
محسن قشقایی، پژمان ظفرمند، مهدی خزعلی، حجت الله نخستین، افشین قربانینژاد، محمد پارسی، امین آرمان، محمد فرید، مهدی کریمی، اکبر امینی، محمد باقر مرادی، محمدرضا احمدی و رضا محجوب.
Friday, 16 November 2012
تبعید ابوالفضل عابدینی به زندان اهواز، پس از اعلام شهادت درباره شکنجه ستار بهشتی در حضور قاضی
در تازه ترین دور فشارها بر روی زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین پس از اعلام شهادت مکتوب و حضوری درباره ی مشاهدات خود از بدن شکنجه ی ستار بهشتی، ابوالفضل عابدینی که در آستانه ی اولین مرخصی خود بود به زندان اهواز تبعید شد. وی در اعتراض به این مسئله اعلام کرده که دست به اعتصاب غذا خواهد زد. همچنین امروز زندانیان سیاسی دیگر این بند در حمایت از وی از پذیرش غذا اجتناب کردند. به گزارش خبرنگار کلمه، ابوالفضل عابدینی یکی از زندانیان سیاسی سبز حاضر در بند ۳۵۰ زندان که طی روزهای گذشته بعنوان شاهد مقابل بازپرس ویژه قتل ستار بهشتی حاضر شده و در مورد وضعیت و نامه ستار بهشتی شهادت داده بود پنجشنبه بدون اطلاع قبلی به زندان اهواز تبعید شد.
Thursday, 15 November 2012
پرونده سعید مدنی برای بار دوم به بازپرسی بازگردانده شد
جـــرس: صبح روز چهارشنبه، دومین دادگاه دکتر سعید مدنی برگزار شد اما بار دیگر به دلیل ایرادات در پرونده، رسیدگی به آن به تاریخی دیگر موکول شد. بنابراین پرونده سعید مدنی باردیگر به بازپرسی برگردانده شد.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات دکتر سعید مدنی، فاطمه خردمند و احسان هوشمند در تاریخ سوم آبان ماه سال جاری در شعبه ۲۶دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار شد.
در این دادگاه پس از رسیدگی به اتهامات فاطمه خردمند و احسان هوشمند رسیدگی به پرونده دکتر سعید مدنی به زمانی دیگر موکول شد.
این استاد دانشگاه که در هفدهم دی ماه سال گذشته توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد، دو ماه ونیم در سلول انفرادی نگهداری و در جلسات بازجویی های متعدد، تحت شدیدترین فشارها و شکنجه ها قرار گرفت.
وی در مدت ده ماه حبس در بند امنیتی ۲۰۹ تنها در ابتدای تیر ماه سال جاری به دستور بازپرس پرونده و علیرغم مخالفت وزارت اطلاعات به بند ۳۵۰ منتقل شد که یک روز بعد به دستور بازجویان مجددا به بازداشتگاه ۲۰۹ بازگردانده شد.
دکتر سعید مدنی، جامعه شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی است که در گروه مسائل و آسیب های اجتماعی انجمن جامعه شناسی ایران و گروه پژوهشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی مشغول به فعالیت علمی بوده است.
وی از صاحبنظرانی است که جنبش سبز را از منظر جنبش های اجتماعی جدید مورد تحلیل و حمایت قرار می داد و تلاش می کرد سطح آگاهی های مردم را بالا ببرد.
چند روز قبل سعید مدنی پس از گذشت ده ماه از بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
آقای مدنی در حالی در بند ۲۰۹ نگهداری می شد که از سال جدید تا کنون بازجویی نداشته است.
پیش از این اتهام هایی از جمله ارتباط با خارج، طراحی شبکه های اجتماعی و راه اندازی سایت به آقای مدنی زده شده بود که برای این اتهامات هم نتوانسته اند سندی ارائه دهند.
مدافعان حقوق بشر دلیل این فشارها را طراحی یک سناریو برای اعتراف گیری می دانند.
دادگاه با بازگرداندن پرونده دکتر سعید مدنی به بازپرسی، تاریخی را برای برگزاری مجدد جلسه رسیدگی به اتهامات این فعال سیاسی و مدنی مشخص نکرد.
Wednesday, 14 November 2012
دستگیری تعدادی از دانشجویان در کاشمر، به بهانه های واهی
جـــرس: در ادامه سخت گیری ها و اِعمال محدودیت ها برای جوانان، فرمانده انتظامی شهرستان کاشمر از دستگیریهایی تعدادی از دانشجویان در این شهر به دلیل خبر داد.
فرمانده انتظامی کاشمر با بیان اینکه کاشمر به عنوان دومین شهر مذهبی در خراسانرضوی محسوب میشود، مدعی شد: "به خاطر حساسیتی که به لحاظ عفاف و حجاب در این شهر است روزانه بیست تلفن داریم مبنی براین که چرا با بیحجابی برخورد نمیکنید؟"
به گزارش ایسنا، پاسدار محمود شیخی نژاد با بیان اینکه در بحث عفاف و حجاب و بدپوششی همیشه نیروی انتظامی در مظان اتهام است به دستگیریهای سال گذشته و امسال دانشجویان اشاره کرد و ادعا کرد: متاسفانه در این مدت به دلیل روابط نامشروع دستگیریهایی داشتهایم.
شیخینژاد با بیان اینکه مایه سرافکندگی است که قشر فرهنگی ما در همان ابتدا به دلایل مختلفی دستگیر و برایشان پرونده تشکیل شود گفت: به بسیاری از این افراد تنها تذکر شفاهی دادهایم.
Tuesday, 13 November 2012
اعتراف غلامحسین محسنی اژهای دادستان کل کشور به مرگ غیر طبیعی ستار بهشتی و کشف جزئیاتی تازه در خصوص مرگ ستار بهشتی
غلامحسین محسنی اژه ای عصر دوشنبه در سی و نهمین نشست قوه قضائیه در مورد پرونده ستار بهشتی اظهار داشت: پزشکی قانونی تایید کرده که ۵ نقطه از جسد ستار بهشتی، وبلاگ نویس منتقد حکومت ایران، "از جمله ساق پا، دست، پشت کتف و یکی از ران های او" دارای علامت کبودی بوده است. غلامحسین محسنی اژه ای، در نشست خبری امروز خود، انتقال موقت این وبلاگ نویس به بند ۳۵۰ زندان اوین و نیز وجود شکایتنامه ستار بهشتی را تایید کرده، اما افزوده که "ابهاماتی در متن نامه وجود دارد" و مشخص نیست که "چگونه منتشر شده است". وی همچنین گفته که این وبلاگ نویس، یک روز بعد از بازداشت توسط نیروهای پلیس "فتا" (مسئول برخورد با جرایم مرتبط با اینترنت و فضای مجازی) به بند ۳۵۰ اوین منتقل شده، اما پس از یک شب مجددا به بازداشتگاه پلیس انتقال یافته و در همان محل جان سپرده است.
Monday, 12 November 2012
بازداشت مجدد و بی خبری از وضعیت احمد شاهرضایی
جـــرس: احمد شاهرضایی، فعال سابق دانشجویی، برای بار دوم طی هفته های اخیر بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
به گزارش جرس، شاهرضایی که 2 آبان 1391 از محل خدمت سربازی دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شده بود، پس از 18 روز، در روز شنبه 20 آبان با وثیقه آزاد شد ولی مجددا روز دوشنبه 22 آبان ماه از سوی دادگاه انقلاب فراخوانده شد و مجددا بازداشت و برای ادامه بازجویی ها به اوین منتقل شد.
هنوز از وضعیت این فعال بازداشتی خبری منتشر نشده است.
Sunday, 11 November 2012
سعید مدنی پس از ۱۰ ماه از بند امنیتی زندان اوین به بند عمومی منتقل شد
جرس: سعید مدنی از فعالان ملی -مذهبی پس از ۱۰ ماه حبس در بند امنیتی ۲۰۹ روز گذشته شنبه به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
به گزارش کلمه، سعید مدنی که هفدهم دیماه سال گذشته توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد، دو ماه ونیم در سلول انفرادی نگهداری شد و در جلسات بازجویی متعدد تحت شدیدترین فشارها و شکنجه ها قرار گرفت. این استاد دانشگاه و پژوهشگر اجتماعی پس از بازداشت بیش از سه ماه از هرگونه ارتباطی با خانواده خود محروم بود.
در ابتدای تیر ماه سال جاری به دستور بازپرس پرونده و علیرغم مخالفت وزارت اطلاعات وی به بند ۳۵۰ منتقل شد که به دستور بازجویان یک روز بعد مجددا به بازداشتگاه ۲۰۹ بازگردانده شد. در همین حال و با آغاز دور جدیدی از فشارها به این فعال سیاسی و پژوهشگر جنبش سبز یکبار دیگر مقامات امنیتی با انتقال وی به بند ۳۵۰ زندان اوین مخالفت کردند.
بازجویان سعید مدنی از ابتدا به وی تاکید کرده بودند که تنها در صورت اعتراف به خواسته های آنها با انتقال او به زندان عمومی موافقت می کنند که این خواسته هیچگاه از سوی وی مورد قبول واقع نشد.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سعید مدنی در تاریخ ۳ آبان سال جاری در شعبه ۲۶دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار و قرار است دومین جلسه این دادگاه نیز ۲۴ آبانماه برگزار شود.
Saturday, 10 November 2012
گروهی از زندانیان سیاسی ایران: ستار بهشتی را شکنجه کرده بودند
وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی از رهبران مخالف دولت در ایران، گواهی گروهی از زندانیان سیاسی را منتشر کرده که این افراد طی آن می گویند ستار بهشتی فردبازداشت شده ای که هفته پیش درگذشت، تحت شکنجه قرار گرفته بوده است.
امضاکنندگان این گواهینامه میگویند که ستار بهشتی از دهم تا یازدهم آبان ماه را در بند ٣٥٠ اوین، که محل حبس بسیاری از زندانیان سیاسی است، به سر برده و در آنجا به همبندان خود گفته که مورد شکنجه قرار گرفته است.بنا بر این نامه آقای بهشتی در بازداشتگاه پلیس ایران مورد ضرب و شتم قرار گرفته، از سقف آویزان شده، دستهایش را به صورت قپانی بستهاند و با لگد به سر و گردنش ضربه زدهاند.
هفته گذشته خبرهایی منتشر شد که ستار بهشتی، کارگر و وبلاگنویس منتقد حکومت، در زندان درگذشته است و پلیس امنیت به خانواده او اعلام کردهاند که برای تحویل جنازه او به پزشکی قانونی کهریزک بروند.
او روز پنجشنبه در رباط کریم دفن شد.
زندانیان سیاسی امضاکننده این گواهینامه میگویند آقای بهشتی از اوین به بازداشتگاه پلیس امنیت منتقل شده و هنگام انتقال نگران بوده و گفته : "اینها قصد کشتن مرا دارند."
۴۱ زندانی، از جمله چهرههایی چون محمدعلی دادخواه، علیرضا رجایی و علیرضا بهشتی شیرازی این گواهینامه را امضا کرده و گفتهاند: "زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت."
و افزودهاند: "صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.
ادامه واکنشها
وزارت خارجه ایالات متحده نیز در بیانیهای مطبوعاتی از حکومت ایران خواسته که با بررسی "قتل ستار بهشتی" کسانی را که مسئول این واقعه بودهاند به پاسخگویی وادارد.
در این بیانیه آمده که حکومت ایران به هر قمیتی دست به سرکوب آزادیها میزند.
همچنین کمیته حمایت از روزنامهنگاران، از گروههای برجسته دفاع از حقوق روزنامهنگاران، از مقامات ایران خواسته که به تحقیق درباره "مرگ مشکوک" این منتقد حکومت بپردازند.
هم این کمیته و هم وزارت خارجه آمریکا تاکیده کردهاند که درگذشت ستار بهشتی اولین نمونه از جان باختن منتقدان حکومت ایران در زندان نیست.
زندانیان سیاسی نیز که درباره شرایط ستار بهشتی گواهی دادهاند، در نامه خود گفتهاند شکنجههای اعمالشده بر ستار بهشتی بارها و بارها در بازداشتگاه پلیس امنیت تکرار شده است.
آنان نوشتهاند: "افرادی دربند ۳۵۰ بوده و هستند که خود شخصا این نوع شکنجهها را تجربه کردهاند و ما گواهی میدهیم در موارد متعدد شاهد حضور بازداشت شدگان شکنجه شده توسط پلیس امنیت در بند ۳۵۰ بودهایم."
آنان همچنین گفتهاند اگر با عاملان قتلهای بازداشتگاههای کهریزک برخورد میشد، نمونههای مشابه مجددا اتفاق نمیافتاد.
در ناآرامیهای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٨٨ در بازداشتگاه کهریزک دست کم سه نفر جان باختند. این مساله انتقادهای شدیدی را از سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران و مقام های قوه قضائیه برانگیخت.
Friday, 9 November 2012
قتل یک کارگر توسط ناجا ؛ مرگ زیر شکنجه اینبار در اهواز
فعالان در تبعید : گزارشگران حقوق بشری می گویند جنازه جمیل سویدی به شکل کاملا اتفاقی توسط یکی از آشنایان او در سردخانه پزشکی قانونی دیده شده و به خانواده او اطلاع داده می شود. جنازه جمیل سویدی هنوز به خانواده او تحویل داده نشده وپیگیری خانواده او برای کشف دلایل بازداشت ، شکنجه وچگونگی مرگ او تا به حال به نتیجه نرسیده است.
Thursday, 8 November 2012
ستار بهشتی در رباط کریم دفن شد
سامانه اطلاعات بهشت زهرا در پاسخ به پیگیریهای بیبیسی اعلام کرد: "متوفی امروز در بهشت زهرا، غسل و در قبرستان رباط کریم به خاک سپرده شده است."
خانواده این وبلاگ نویس پیشتر گفتند: ستار بهشتی کارگر و وبلاگ نویس ٣٥ ساله، در تاریخ ٩ آبان ماه ١٣٩١ در منزلش از سوی پلیس فتا ( پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات) به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه اجتماعی و فیس بوک" بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
به گفته نزدیکان ستار بهشتی، این وبلاگنویس در سال ١٣٨٢ در ارتباط با اعتراضات دانشجویی دستگیر و مدتی را در بازداشت بسر برده بود. پلیس ایران هنوز در باره مرگ وی رسما توضیحی نداده است.
یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، به بیبیسی فارسی گفت: "این وبلاگ نویس دهم آبان بعد از ظهر وارد بند ۳۵۰ می شود. به شدت شکنجه شده بود و مچهای هر دو دستش به شدت کبود بود که نشان میداد جوجه شده است. (نوعی شکنجه که در پلیس آگاهی ایران مرسوم است. دست ها را می بندند و مظنون یا متهم را مانند جوجه از سقف آویزان می کنند) این زندانی پیش از انتقال به بند در بهداری بستری بوده اما عصر روز ۱۱ آبانماه از این بند به مکان نامعلومی منتقل میشود."
سه شنبه ۱۶ آبان (۶ نوامبر) خبر مرگ این وبلاگ نویس منتشر و گزارش شده بود که به خانواده ستار بهشتی اطلاع داده شده که برای تحویل گرفتن جنازه او به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند.
گزارش ها از تهران حاکی از آن است که اعضای خانواده ستار پس از علنی شدن موضوع مرگ وی تحت کنترل شدید امنیتی هستند. برای مراسم کفن و دفن تنها به داماد خانواده اجازه داده شده تا در قبرستان حاضر شود و بقیه اعضای خانواده اجازه حضور در مراسم خاکسپاری را نداشتند.
منصور حقیقتپور، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران اعلام کرده که مسئله ستار بهشتی به گونهای نیست که از سوی این کمیسیون "نیاز به ورود باشد."
به گزارش ایلنا، آقای حقیقت پور گفته است: ما گزارشها و یا پروندههایی که به کمیسیون امنیت ملی برسد و لزوم بررسی داشته باشد را در کمیسیون مطرح و به آن ورود میکنیم و "در صورت ضرورت، این پرونده را در کمیسیون امنیت ملی بررسی خواهند کرد."
در گزارشی دیگر اینکه سایت کلمه، نامه شکایت ستار بهشتی از بازجویش در بند ۳۵۰ را منتشر کرده است. وی در بخشی از این نامه که خطاب به آقای اعلایی مسئول "اندرزگاه" ۳۵۰ نوشته، در باره اینکه در زمان بازجویی کتک خورده و به او فحش های ناموسی دادهاند، صحبت کرده و گفته است که اگر اعترافی از او گرفته شود، تحت شکنجه بوده است.
بر اساس نامه دستنویسی که سایت کلمه منتشر کرده، ستار بهشتی گفته است در مدت ۱۲ ساعت ماندن در اتاق ۲ بند ۳۵۰، دو تن از اعضای اتاق شاهد آثار ضرب و جرح بر روی بدن او بودهاند.
Wednesday, 7 November 2012
تهدید خانواده ستار بهشتی از سوی ماموران: حق ندارید در زمان تغسیل جنازه حضور داشته باشید
خانواده ستار بهشتی در گفت و گو با خبرنگار کلمه می گویند ماموران امنیتی تهدیدشان کرده اند که حق ندارند در زمان تغسیل جنازه او حضور داشته باشند. ماموران گفته اند که خودشان کار شست و شوی جنازه را انجام خواهند داد.
در حالی که خانواده ستار بهشتی روز گذشته گفته بودند ماموران پلیس امنیت اطلاع داده اند که این زندانی جوان، جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند، اظهارات اعضای این خانواده حاکی از آن است که شوهر خواهر وی صبح امروز به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کرده است، اما هنوز خبری درباره رویت جنازه و برنامه های تشییع و تدفین احتمالی او در دست نیست.
با این حال یک منبع موثق در پزشکی قانونی کهریزک به کلمه اطلاع داده که جنازه جوانی که بر اثر شکنجه کشته شده بود، دیشب در این محل بوده است.
نام پزشکی قانونی کهریزک، با نام دهها تن از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات گره خورده است که جنازه های آنها در این محل به خانواده هایشان تحویل داده می شد.
یک منبع مطلع دیگر هم از مسئولان پلیس فتا نقل کرده که ستار بهشتی طاقت بازجویی ها را نداشته! و به این خاطر درگذشته است. به گفته این منبع، گفته شده که وی همکاری نمی کرده و به این خاطر تحت فشار بوده است.
اما تلاش خبرنگار کلمه برای تماس با پلیس فتا در تایید یا تکذیب این خبر تاکنون ناکام مانده است.
خانواده ستار بهشتی هیچ اطلاعی از محل نگهداری وی در دوره بازداشت و بازجویان و اتهامش ندارند و تنها افرادی که خود را مامور پلیس امنیت معرفی کرده اند، با آنها تماس گرفته و درگذشت ستار را به آنها اطلاع داده اند.
خواهر ستار بهشتی صبح امروز به خبرنگار کلمه گفت که ماموران در تماس با همسرش از وی خواسته اند با مدارک شناسایی ستار بهشتی و مادرش به سردخانه کهریزک مراجعه کنند. به گفته وی، ماموران همچنین تاکید کرده اند که مراسم شست و شوی ستار بهشتی توسط آنان انجام خواهد شد و هیچیک از اعضای خانواده حق حضور ندارند.
وی که منتظر تماس تلفنی همسرش از بهشت زهرا بود، می گفت که مطمئن است ستار را کشته اند. خانم بهشتی در مقابل این سوال خبرنگار ما که پرسید با چه اطمینانی می گویید که از پلیس فتا با شما تماس گرفته اند، می گوید که این شماره ای بوده که بارها از طرف پلیس فتا با آنها تماس گرفته شده است؛ اما اشاره ای به زمان و علت این تماس ها نمی کند.
همانگونه که پیش از این در گفت و گوی خانواده ستار بهشتی با کلمه عنوان شده بود، پلیس فتا در رفتاری عجیب، خانواده را درباره این احتمال که وی از قبل مشکل جسمی داشته است یا نه، مورد سوال قرار داده اند. خانواده این قربانی بر سلامت جسمی کامل ستار بهشتی تا قبل از بازداشت تصریح دارند.
بر اساس گزارش هفته پیش کلمه، ستار بهشتی که در بازجویی ها تحت فشار برای اعتراف و پذیرفتن خواست بازجویان فتا بوده است، پس از مقاومت به صندلی بسته می شده و مورد ضرب و شتم قرار می گرفته است.
خبر ابتدایی کلمه در این باره را در اینجا و خبر تکمیلی شب گذشته را در اینجا بخوانید. فایل صوتی گفت و گوی دیشب مسیح علی نژاد با خواهر ستار بهشتی را هم در اینجا و گفتوگوی VOA با فاطمه بهشتی خواهر ستار را هم در اینجا بشنوید.
بازتاب اولین سایت جریان اصولگرا است که به خبر درگذشت ستار بهشتی اشاره کرده و او را وبلاگنویسی معرفی کرده که “توسط پلیس فتا دستگیر شده بود، حین بازجویی درگذشته است.”
بازتاب در این باره نوشته است: درگذشت تاسفبار این جوان که احتمالا به دلیل قصور یا تقصیر عوامل دخیل در پرونده وی صورت گرفته است، یادآور خاطرات تلخی نظیر مرگ زهرا کاظمی در زندان اوین، مرگ زهرا بنی یعقوب، پزشکی در همدان، مرگ هاله سحابی و پرونده کهریزک است که تا کنون، هیچ یک به نتیجه قطعی نرسیده است. البته موضوع دفاع از مواضع این وبلاگنویس یا دیگر افراد نیست؛ سخن این است که به پرونده هر متهمی با هر مواضعی باید مطابق قانون و با رعایت کلیه حقوقش رسیدگی شود تا چنین وقایع ناگواری رخ ندهد.
نویسنده این سایت خاطرنشان کرده است: رسیدگی دقیق و علنی به پرونده ستار بهشتی و محاکمه قاصران و مقصران این پرونده، انتظاری است که افکار عمومی از مقامات قضایی، به ویژه دادستان تهران دارند تا بدون اثرپذیری از فشارها، اعتماد مخدوش شده به اقتدار دستگاه قضایی در پرونده های مذکور را ترمیم کند.
Tuesday, 6 November 2012
گزارشگران بدون مرز: خطر مرگ جان اعتصابکنندگان را تهديد میکند
گزارشگران بدون مرز" درباره سلامت ۸ زندانی زن در اعتصاب غذا هشدار داد. این سازمان مقامات ایران بهویژه رهبر جمهوری اسلامی را مسئول جان آنها میداند. گروههای مختلف حقوق بشری از این زنان خواستهاند به اعتصاب پایان دهند. سازمان "گزارشگران بدون مرز" دوشنبه (۱۵ آبان/ ۵ نوامبر) با صدور بیانیهای هشدار داد جان هشت زندانی زن که در ایران در اعتصاب غذا به سر میبرند در خطر است. این سازمان مدافع آزادی بیان در بیانیه خود مینویسد که "نگرانی عمیق" خود را از وضعیت سلامت هشت زندانی عقیدتی، از این میان سه روزنامهنگار و وبنگار٬ ژیلا بنی یعقوب، مهسا امرآبادی و شیوا نظر آهاری٬ اعلام میکند. این هشت زن زندانی در واکنش به یورش خشن نیروهای گارد حفاظت زندان به بند زنان سیاسی و رفتار توهینآمیز با آنان و در اعتراض به شیوه تفتیش بدنی که آن را "مصداق بارز تعرض و هتک حرمت" دانستهاند، از روز سهشنبه (۹ آبان/۳۰ اکتبر) دست به اعتصاب غذا زدهاند. زندانیان سیاسی زن خواستار عذرخواهی رسمی رئیس زندان اوین و مسئولان اداره حفاظت این زندان و همچنین ارائهی ضمانتهایی از سوی آنان مبنی بر عدم تکرار چنین رفتارهایی شدهاند. سازمان گزارشگران بدون مرز "مقامات مسئول ایرانی و به ویژه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران را مسئول سلامت و امنیت زندانیان میداند و مینویسد: «در صورت بروز حادثهای برای این زندانیان ما آنها را مسئول سلامت و جان این زندانیان میشناسیم.»
Monday, 5 November 2012
تهدید زندانیان سیاسی زن اعتصاب کننده به لغو ملاقات و انتقال به سلول انفرادی
جرس: در پنجمین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زن مقامات زندان اوین از جمله معاون، رییس حفاظت زندان، معاون قضایی، زندانیان اعتصاب کننده را به دفتر بند زنان احضار کرده و از آنها در خواست کردند که تا به اعتصاب غذای خود پایان دهند، در غیر این صورت ممنوع الملاقات شده و به سلول انفرادی منتقل خواهند شد.
به گزارش کلمه، در پی یورش روز سه شنبه ی نیروهای گارد یگان حفاظت زندان اوین به بند زندانیان زن سیاسی که با هتک حرمت و آزار جنسی آنها همراه بود، تعدادی زندانیان این بند دست به اعتصاب غذای دسته جمعی زدند.
تا کنون ۸ نفر از زندانیان سیاسی زن از جمله بهاره هدایت، نازنین دیهیمی، ژیلا بنی یعقوب، شیوا نظرآهاری، مهسا امرآبادی، حکیمه شکری، ژیلا کرم زاده مکوندی، نسیم سلطان بیگی همچنان در اعتصاب غذا به سر می برند و و راحله ذکایی و محبوبه کرمی نیز دیگر در اعتصاب غذا حضور ندارند.
زندانیان اعتصاب کننده ضمن اعتراض دوباره به رفتار توهین آمیز و تهدید آمیز همراه با هتک حرمت به زندانیان زن از مسوولان زندان خواسته اند به جای تهدید ها ماموران خاطی بازرسی را مورد مواخذه و تنبیه قرار دهند.
پس از این دیدار همه ۳۳ زندانی سیاسی زنی که پیش از این نامه اعتراضی نسبت به سوء رفتار و تعرض صورت گرفته خطاب به رییس زندان اوین نوشته بودند در دفتر زندان حضور یافتند و اعتراض مجدد خود را اعلام کردند. مقامات زندان علی رغم تهدید های اولیه در پایان قول رسیدگی به شکایت های مطرح شده را دادند.
انتقال تعدادی از زندانیان اعتصاب کننده به بهداری
بر اساس گزارش های رسیده به کلمه دو روز پیش نیز تعدادی از اعتصاب کننده گان از جمله مهسا امر آبادی، شیوا نظر آبادی، نسیم سلطان بیگی، ژیلا بنی یعقوب به دلیل افت شدید فشار به بهداری زندان منتقل شدند.
Sunday, 4 November 2012
اعتراض زندانیان سیاسی رجایی شهر به برخورد غیر قانونی با زنان زندانی در اوین
۲۶ تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر در بیانیه ای به هتک حرمت زنان دربند در زندان اوین اعتراض کردند.
به گزارش کلمه، در بخشی از این بیانیه ای آمده است: ما زندانیان سیاسی-عقیدتی اعتراض خود را به این برخوردهای غیر انسانی و غیرقانونی اعلام داشته و نگرانی خود را در خصوص وضعیت سلامتی زندانیانی که در بند زنان ۳۵۰ اوین در اعتصاب غذا بسر می برند ابراز می داریم. همچنین مطمئن هستیم همه آزاد اندیشان و ملتزمین به اصول اخلاقی و قانونی نیز نسبت به این رفتارهای غیرانسانی واکنش نشان داده و اعتراض خویش را ابراز خواهند نمود. بدیهی است که وظیفه مسئولین مربوطه است که حداقل از تکرار چنین رفتارهای غیر انسانی و غیر قانونی جلوگیری به عمل آورند.
پیش از این کلمه گزارش داده بود که در پی یورش روز سه شنبه ی نیروهای گارد یگان حفاظت زندان اوین به بند زندانیان زن سیاسی که با هتک حرمت و آزار آنها همراه بود، تعدادی زندانیان این بند دست به اعتصاب غذای دسته جمعی زده اند.
حمله کنندگان به بند بانوان که شامل حدود ۲۰زن از نیروهای گارد یگان حفاظت زندان اوین بودند با ورود به حریم خصوصی و شخصی زندانیان سیاسی باعث بر هم زدن نظم و سلب آسایش آنان شده و پس از یورش به بند سیاسی بانوان زندانیان را به شکل توهین آمیزی بازرسی بدنی کردند.
دو روز پیش نیز پس از اعتصاب غذای ۹ زندانی سیاسی بند زنان اوین در اعتراض به هتک حرمت و تعرض در بند زنان و بازرسی غیر معمول، ۳۳ بانوی محبوس در این بند نامهای را خطاب به رییس زندان اوین نوشتند.
متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
با خبر شدیم در روزهای اخیر بند زنان ۳۵۰ زندان اوین مورد هجوم نیروهای قضایی و امنیتی قرار گرفته است و متعاقب آن براساس اخبار رسیده با زندانیان برخوردهای غیرقانونی و ضد حقوق بشری که برخلاف موازین و مقررات سازمان زندان ها می باشد صورت گرفته است.
پس از این برخوردها تعدادی از زنان زندانی در اعتراض به این مسئله تصمیم به اعتصاب غذا گرفته اند. این زندانیان فارق از وابستگی های سیاسی-عقیدتی خود در حالی مورد این آزار و اذیت قرار می گیرند که ماه ها و سال هاست از خانواده ها و عزیزانشان جدا شده و پدران و برادران و همسران آنها نیز در زندان های دیگر بسر می برند و حتی امکان ارتباط مستمر با فرزندان خردسال خود را نیز ندارند.
ما زندانیان سیاسی-عقیدتی اعتراض خود را به این برخوردهای غیر انسانی و غیرقانونی اعلام داشته و نگرانی خود را در خصوص وضعیت سلامتی زندانیانی که در بند زنان ۳۵۰ اوین در اعتصاب غذا بسر می برند ابراز می داریم. همچنین مطمئن هستیم همه آزاد اندیشان و ملتزمین به اصول اخلاقی و قانونی نیز نسبت به این رفتارهای غیرانسانی واکنش نشان داده و اعتراض خویش را ابراز خواهند نمود. بدیهی است که وظیفه مسئولین مربوطه است که حداقل از تکرار چنین رفتارهای غیر انسانی و غیر قانونی جلوگیری به عمل آورند.
امضا کنندگان:
کیوان صمیمی، مهدی محمودیان، بهمن احمدی امویی، مسعود باستانی، شاهرخ زمانی، حشمت الله طبرزدی، جعفر اقدامی، محمد بنازاده، شاهین زینعلی، عباس بادفر، رسول بداقی، کامران رحیمیان، عفیف نعیمی، کیوان رحیمیان، وحید تیز فهم، سعید رضایی، جمال الدین خانجانی، بهروز عزیزی توکلی، کامران مرتضایی، محمد علی منصوری، فرزاد مددزاده، رمضان سعیدی، اسماعیل میران، فرزاد خانجانی، افشین حیرتیان، ایقان شهیدی.
Saturday, 3 November 2012
محکومیت داماد دختر آیتالله خمینی به زندان و شلاق و تبعید
جرس: سیدمحمدحسن طاهری فرزند آیت الله طاهری امام جمعه پیشین اصفهان در حکمی از سوی قاضی پیرعباسی به چهار سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق تعزیری و ده سال اقامت اجباری در شهرستان زابل محکوم شد.
به گزارش کلمه، سیدمحمدحسن طاهری داماد دختر آیت الله خمینی و فعال سبز که چندی پیش بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده بود طی حکمی از سوی شعبه ۲۶ دادسرای انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و توهین به مقام معظم رهبری به چهار سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق تغزیری و ده سال اقامت اجباری در شهرستان زابل محکوم شد.
در بخشی از رای دادگاه به عنوان مصادیق این اتهامات آمده است: تهیه و نگهداری بیانیه های اعتراضی با امضا آیت الله طاهری به فقهای شورای مبنی بر عدم مشروعیت و عدالت مقام معظم رهبری، انتخابات، متهم نمودن جمهوری اسلامی ایران به کشتن مردم، اطلاعیه مبنی بر عدم مشروعیت انتخابات دهم ریاست جمهوری و غاصبانه خواندن ریاست جمهوری، نامه تحریک آمیز خطاب به آقای سیدحسن خمینی و زیر سوال بردم نظام با امضای آیت الله طاهری، نامه خطاب به رهبری با امضا و مهر آیت الله طاهری، نامه خطاب به آقای کروبی و حمایت از ایشان و متهم نمودن نظام به خیانت در زندان های کشور و دعوت علنی به عکس العمل علیه نظام، نامه تحت عنوان استفاده ابزاری از امام خمینی این نامه ها گرچه با مهر و امضای آیت الله طاهری اصفهانی مناظر شده لیکن تماما توسط متهم تهیه گردیده و با خط ایشان می باشد. ترغیب و تحمیل استعفا به پدرش از سمت امام جمعه اصفهان و انتقال آیت الله طاهری به قم و حضور نمادین در مراسم تشییع آقای منتظری. رایزنی و تهیه و تنظیم اطلاعیه مشترک بین آقایان طاهری، صانعی و موسوی اردبیلی در همین زمینه.
متن رای دادگاه به گزارش کلمه به شرح زیر است:
رای دادگاه شعبه ۲۶ دادسرای انقلاب
تاریخ رسیدگی ۱۳/۲/۹۱
پرونده کلاسه ۹۱/۱۸۷۷۵ ط د
شماره دادنامه ۹۱/۱۹۴
مرجع رسیدگی کننده شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران
شاکی: گزارش ضابطین قضایی
متهم: آقای سیدمحمدحسن طاهری فرزند سیدجلال الدین
وکیل: آقای عبدالصمد خرمشاهی
اتهام:
۱- فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران
۲- اخلال در نظم عمومی
۳- توهین به مقام معظم رهبری
پس از تشریفات قانونی، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح آتی انشا رای می شود.
رای دادگاه:
حسب کیفر خواست صادره در پرونده کلاسه ۹۱/۱۸۷۷۵ / ط – د شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب تهران مجتمع شهید مقدس اوین، آقای سیدمحمدحسن طاهری فرزند سیدجلال الدین متولد ۱۳۳۸ شماره شناسنامه ۴۱۸ صادره از قم ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری.
شیعه، تبعه ایران، در این پرونده پس از چهار روز بازداشت به تودیع وثیقه آزاد گردیده و با وکالت عبد الصمد خرمشاهی متهم است به:
۱- فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران
۲- توهین به مقام معظم رهبری
۳- اخلال در نظم عمومی حسب محتویات پرونده نامبرده
۱- تهیه و نگهداری بیانیه های اعتراضی با امضا آیت الله طاهری به فقهای شورای مبنی بر عدم مشروعیت و عدالت مقام معظم رهبری، انتخابات، متهم نمودن جمهوری اسلامی ایران به کشتن مردم
۲- تهیه و نگهداری اطلاعیه مبنی بر عدم مشروعیت انتخابات دهم ریاست جمهوری و غاصبانه خواندن ریاست جمهوری
۳- تهیه و نگهداری نامه تحریک آمیز خطاب به آقای سیدحسن خمینی و زیر سوال بردم نظام با امضای آیت الله طاهری
۴- تهیه نامه خطاب به مقام معظم رهبری با امضا و مهر آیت الله طاهری
۵- تهیه نامه خطاب به آقای کروبی و حمایت از ایشان و متهم نمودن نظام به خیانت در زندان های کشور و دعوت علنی به عکس العمل علیه نظام
۶- تهیه نامه تحت عنوان استفاده ابزاری از امام خمینی این نامه ها گرچه با مهر و امضای آیت الله طاهری اصفهانی مناظر شده لیکن تماما توسط متهم تهیه گردیده و با خط ایشان می باشد. مضمون این نامه ها توهین به مقام معظم رهبری و فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و بر اساس شواهد موجود و اظهارات صریح متهم در دوره های مختلف با استفاده از وجهه پدرش با هدف بهره برداری سیاسی اقدام به فعالیت های تحریک آمیز کرده است.
۷- ترغیب و تحمیل استعفا به پدرش از سمت امام جمعه اصفهان و تنظیم بیانیه در همین زمینه
۸- انتقال آیت الله طاهری به قم و حضور نمادین در مراسم تشییع آقای منتظری و تدارک برگزاری مراسم ترجیم ایشان در اصفهان و رایزنی و تهیه و تنظیم اطلاعیه مشترک بین آقایان طاهری، صانعی و موسوی اردبیلی در همین زمینه و ترغیب آیت الله طاهری به اصرار برگزاری مراسم در مسجد سید اصفهان علیرغم اعلام عدم موافقت شورای عالی امنیت ملی که نهایتا منجر به اغتشاش و برخوردهای خیابانی در اصفهان گردید و متهم مصاحبه ای در همین زمینه با یکی از مجلات خارجی داشته است.
۹- اظهارات تحریک آمیز و جو سازی در رابطه با حوادث حسینیه جماران در دی ماه ۸۸ و القای این مطلب که نظام در حال کشیدن نفس های آخرش می باشد.
۱۰- حضور و فعالیت موثر در تجمعات غیر قانونی منجر به اغتشاش پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری از جمله اغتشاش های روز عاشورای سال ۸۸ و تهیه فیلم و عکس از آن اغتشاش ها
۱۱- توجیه رفتار غیر قانونی سران فتنه و اغتشاش گران روز عاشورا و حرمت شکنی های انجام شده
۱۲- حضور و همراهی و همفکری با عوامل اصلی اجتماعات پس از فوت آقای منتظری در قم به همراهی فرزند ارشد آقای منتظری،
همه این اقدامات در راستای فعالیت تبلیغی علیه نظام صورت گرفته است و لیکن متهم مدعی است که تهیه بیانیه های آیت الله طاهری برای تعدیل و کنترل ایشان بوده است. متن سخنان و مصاحبه های متهم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از صفحات ۱۸۲ تا ۱۸۶ پرونده موجود می باشد و دادگاه دفاعیات متهم را مبنی بر دفاع وی از جمهوری اسلامی و تعدیل و کنترل آیت الله طاهری خلاف محتویات پرونده و مشی عملی ایشان می بیند و توحیهات متهم از عملکرد خلاف قانون خود را پاسخی چون «انما نحن مصلحون» می داند و با توجه به شرح مذکور و دفاعیات غیر موجه متهم و بر اساس و خارج از موضوع وکیل وی، اتهامات وی را وارد دانسته و با استناد به مواد ۵۰۰، ۵۱۴، ۶۱۸ حکم بر محکومیت به تحمل یکسال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی جهت فعالیت تبلیغی علیه نظم جمهوری اسلامی ایران و دو سال حبس تعزیری جهت توهین به مقام معظم رهبری و یکسال حبس تعزیری جهت اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی منجر به اغتشاش عاشورای ۸۸ و تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری به جهت ارتکاب جرم اخیر صادر می نماید. ضمنا با توجه به انتساب ایشان به برخی شخصیت ها و خانواده هایی که سنگ بنای جمهوری اسلامی ایران هستند و سوء استفاده وی از این نسبت ها در پیشبرد اهداف سوء خود، دادگاه با استناد به ماده ۱۱۹ قانون مجازات اسلامی تحمل حبس های یاد شده را به اضافه ده سال اقامت اجباری در شهرستان زابل اعلام می نماید.
این رای ظرف مدت ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی و دادرسی علی البدل محاکم عمومی تهران
یحیی پیر عباسی
Friday, 2 November 2012
بازداشت و بی خبری از احمد شاهرضایی، فعال سابق دانشجویی
جـــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، احمد شاهرضایی فعال سابق دانشجویی از تاریخ ۲ آبان ماه سال جاری بازداشت شده و تا کنون از وضعیت وی خبری در دست نیست.
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، احمد شاهرضایی فعال دانشجویی سابق که پیشتر نیز سابقه بازداشت در جریانهای دانشگاه تهران را داشته است، در تاریخ ۲ آبان ماه سال جاری در حین رفتن به محل خدمت سربازی بازداشت شد.
با گذشت ۱۰ روز از تاریخ بازداشت وی، هیچ گونه خبری از سرنوشت وی در دست نیست.
یکی از نزدیکان احمد شاهرضایی گفت: بازداشت وی در رابطه با پرونده بازداشتهای چهار تن از فعالین در کرج و شهریار بوده است. در تاریخ ۱۹ مهر ماه که این چهار نفر دستگیر شدند احمد در خانه نبود و موفق به دستگیریش نشدند.
گفتنی است، در تاریخ ۱۹ مهر ماه سال جاری چهار تن از فعالین سیاسی کرج بنامهای بابک ساران، هومن آرمندی، مهدی صمدی و وحید برقی بازداشت شدند. تا کنون بابک ساران و وحید برقی از زندان آزاد شدهاند.
مهدی صمدی و هومن آرمند دو همراه دیگر وی با وجودی که برایشان قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی صادر شده است، تا آخرین ساعت اداری روز پنجشنبه موفق به تودیع قرار خود نشده و همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین بسر میبرند.
گفتنی است، بابک ساران فرزند امیرحسین حشمت ساران میباشد که در ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ در زندان رجایی شهر کرج فوت کرد.
احتمال میرود احمد شاهرضایی هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین باشد.
Thursday, 1 November 2012
مادر رشید اسماعیلی: فرزندم در زندان سپاه تحت بازجویی است
بیش از پنجاه روز از بازداشت رشید اسماعیلی، عضو شورای سیاست گذاری سازمان ادوار تحکیم وحدت می گذرد اما تاکنون اتهام وی مشخص نشده است.
حقانی، مادر رشید اسماعیلی با ابراز نگرانی از وضعیت نامعلوم فرزندش به “جرس” می گوید: “روز شنبه یک تماس کوتاه تلفنی با منزل گرفت و گفت هنوز در زندان سپاه تحت بازجویی است. در پی گیری ها که داشتیم م، گویند پرونده او هنوز تکمیل نشده است تا به بازپرسی بفرستند. وکیل هم پیگیر است اما تا پرونده را به بازپرسی ارسال نکنند نمی تواند به پرونده دسترسی داشته باشد.”
این دانشجوی محروم از تحصیل از روز هیجدهم شهریور در بازداشت و در بند الف سپاه در زندان دستگرد اصفهان بسر می برد.
چندی پیش جمعی از فعالان مدنی، سیاسی و دانشجویی با انتشار بیانیه ای در اعتراض به وضعیت رشید اسماعلیلی از مسئولان امنیتی و قضایی خواسته بودند به دستگیری “خودسرانه” و اعمال فشار بر فعالان سیاسی و مدنی پایان دهند. در بخشی از این بیانیه آمده است که رشید اسماعیلی یک فعال مدنی است که نظرات و دیدگاههایش را به طور علنی انتشار داده و نوشته ها و فعالیتهایش نشان می دهد که دغدغه گشودن روزنه ای از اصلاح در ساختار جمهوری اسلامی را داشته است.
مادر این روزنامه نگار خاطرنشان می کند: “ما هنوز نمی دانیم اتهامش چیست؟ در ملاقاتی هم که داشتیم فیلم برداری می کردند و شرایط طوری بود که اصلا نمی توانستیم سوال کنیم که در چه شرایطی نگهداری می شود و آیا خودش تفهیم اتهام شده یا نه؟ تمام نوشته های رشید منتشر شده و هیچ چیز خلاف قانون ننوشته است. او یک آدم اهل مطالعه و میانه رو بود.”
هم دانشگاهی رشید اسماعیلی با بیان اینکه این برخوردهای غیرقانونی تازگی ندارد، به محرومیت او از تحصیل اشاره کرده و می گوید: “رشید در رشته حقوق بشر و در دانشگاه علامه درس میخواند. تقریبا در مرحله دفاع از پایان نامه اش بود که او را از دانشگاه اخراج کردند. در حکم اخراجش هم هیچ دلیلی ذکر نشده بود. دردآورتر آن است که نصف پایان نامه خود را هم نوشته بود که از دانشگاه اخراجش کردند. پس از آن رشید بیشتر بر روی فعالیت های حقوق بشر متمرکز شد و در عرصه رسانه ها قلم زد.”
رشید اسماعیلی، دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر بود که در سال ۸۵ با حکمی در کمیته انظباطی دانشگاه علامه از تحصیل محروم شد.
رشید اسماعیلی در نشست خبری کانون مدافعان حقوق بشر ضمن اعتراض به این برخوردها عنوان کرده بود: ” همه ی ما به خاطر بیان اعتقاداتمان از حق آموزش و تحصیل محروم شده ایم پس آقای احمدی نژاد چگونه به خود اجازه می دهد که ایران را آزادترین کشور دنیا و دانشجویان ایرانی را بهره مند از آزادی کامل بداند؟ همین وجود ما تعلیقی ها بهترین دلیل برای نبود آزادی در دانشگاههای ایران است. نقض حقوق بشر را در ایران ، سریالی تکراری و گویی کارگردانان آن هیچ قصدی برای خاتمه دادن به آن ندارند.”
گفتنی است در سال ۸۵ وزیر علوم کابینه نهم اعلام کرده بود که از ادامه تحصیل در مقطع بالاتر دانشجویانی که دارای سه ستاره در پرونده خود باشند، جلوگیری می شود. بدنبال این اظهارات بود که ۵۸ دانشجو ستاره دار و از ادامه تحصیل محروم شدند.
پس از اعتراض دانشجویان، در آذر سال ۸۵ محمود احمدی نژاد در سخنرانی خود در دانشگاه امیرکبیر در واکنش به اعتراض دانشجویان محروم از ادامه تحصیل گفته بود که دستور می دهم به دانشجویان ستارهدار درجه ستوانی بدهند!
گفتنی است، رشید اسماعیلی در سوم دی ماه ۸۸ نیز پس از احضار به اداره اطلاعات اصفهان دستگیر و هفتاد روز را در بازداشت به سر برده بود و پس از آزادی با قرار وثیقه در دادگاهی به یک سال و شش ماه حبس تعلیقی به مدت سه سال محکوم شد.
مادر این فعال دانشجویی سابق ضمن درخواست آزادی فرزندش از مسئولین بیان کرد: “امیدوارم هر چه زودتر رشید را آزاد کنند. البته رشید تحت هر شرایطی روحیه خودش را حفظ می کند اما از نظر جسمی هیچ اطلاعی از وضعیتش نداریم و نگران او هستیم.”
Wednesday, 31 October 2012
زندانی شدن یکی دیگر از هواداران نهضت آزادی ایران
جـــرس: بر اساس گزارش ها، مسعود صادقی، از هواداران نهضت آزادی ایران، خود را برای اجرای حکم شش سال حبس به زندان اوین معرفی کرده است.
به گزارش «میزان خبر» مسعود صادقی برای گذراندان حکم شش سال حبس قطعی و ۷۴ ضربه شلاق خود را به زندان اوین معرفی کرد و اکنون در بند ۳۵۰ این زندان به سر میبرد.
مسعود صادقی، جعفر گنجی و آرش نجبایی سه تن از علاقمندان نهضت آزادی ایران بودند که بعد از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ بازداشت شدند و به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور از طریق تشکیل و راه اندازی گروه مطالعه تاریخ مجموعا به ۱۷ سال و ۷۴ ضربه شلاق زندان محکوم شدند.
مسعود صادقی دانش آموخته دانشگاه هنر میباشد که در اول اسفند ۱۳۸۹ تنها یک روز پس از به دنیا آمدن دخترش بازداشت شد و به مدت یک ماه در بند امنیتی ۲۴۰ زندان اوین بود و در نهایت با قرار وثیقه ۷۰ میلیون تومانی آزاد شد.
پیش از این نیز جعفر گنجی ۲۹ فروردین ۹۱ برای گذراندان حکم پنج سال قطعی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
Subscribe to:
Posts (Atom)