کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان
Friday, 28 February 2014
دو زندانی سیاسی مجددا به اعدام محکوم شدند
سید سامی حسینی و سید جمال محمدی دو زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه از سوی دادگاه کیفری این شهر به اعدام و ده سال زندان محکوم شدند. با شکایت نماینده حقوقی سپاه ارومیه از این دو زندانی به اتهام قتل یک عضو سپاه که گفته میشود در درگیری با چریکهای مخالف دولت ایران به قتل رسیده است؛ پروندهای با اتهام قتل در دادگاه کیفری ارومیه بر علیه این دو زندانی سیاسی باز شد. دادگاه کیفری ارومیه بدون حضور خانواده شکات و تنها با اکتفاء به حضور نماینده حقوقی سپاه، آنها را محاکمه و به اتهام قتل به اعدام و هم چنین به اتهام تخریب اموال دولتی به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم نمود.
Thursday, 27 February 2014
'۲۰ عرب ایرانی در اهواز بازداشت شدند
گزارشها از ایران حاکی است که نیروهای امنیتی شامگاه روز سهشنبه ۲۵ فوریه با حمله به منزلی در اهواز، بیش از ۲۰ نفر از جوانان عرب ایرانی را بازداشت کردند.
به گفته فعالان عرب، این بازداشتشدگان جوانانی هستند که مشغول تدریس زبان عربی و تلاوت قرآن بودند.
کریم دحیمی، فعال عرب، میگوید نیروهای امنیتی بدون داشتن حکم، شبانه وارد این منزل شده بودند و بازداشتشدگان را به مکان نامعلومی انتقال دادند.
فعالان حقوق بشر و سازمانهای بینالمللی از نقض حقوق بشر در ایران و از جمله نقض حقوق اقلیتهای قومیتی در این کشور انتقاد کردهاند.
فعالان سیاسی اقلیت معتقدند که دولت ایران آنان را به حاشیه رانده و در زمینه دسترسی به امکانات آموزشی، اشتغال، مسکن، مشارکت سیاسی و حقوق فرهنگی هدف تبعیض قرار داده است.
Wednesday, 26 February 2014
مخالفت دادگاه انقلاب با مرخصی حسین رونقی ملکی علیرغم نظرپزشک قانونی برای درمان فوری
پدر حسین رونقی ملکی، زندانی سیاسی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که مقامات قضایی علیرغم نظریه کمیسیون پزشک قانونی مبنی بر نیاز فوری این زندانی به مرخصی درمانی به دلیل ادعاهای مانند سعی “برای فرار از ایران و داشتن فعالیت سیاسی در زمان مرخصی پیشین” از دادن مرخصی به او خودداری می کنند.
احمد رونقی با اشاره به آخرین نظریه کمیسیون پزشکی قانونی در خصوص فرزندش که در تاریخ نهم دی ماه امسال صادر شده است به کمپین گفت: «طبق نتیجه این کمیسیون بچه ام برای درمان عفونت کلیه اش نیاز به مرخصی فوری دارد اما در ابتدا با کارشکنی های مسول دفتر شعبه منحل شده ۲۶ دادگاه انقلاب و بعدتر قاضی شعبه یک دادگاه انقلاب تا کنون این مرخصی به حسین داده نشده است.»
رونقی ملکی گفت: «آقای ستاری، سردفتر شعبه منحل شده ۲۶ دادگاه انقلاب به من گفت مقامات با مرخصی پسرم مخالفت می کنند چون در مرخصی قبلیش فعالیت سیاسی داشته و می خواست از ایران فرار کند. به آقای ستاری گفتم پسرم کلیه هایش عفونت کرده و به مرخصی نیاز دارد، گفت بگذار عفونت کند اشکال ندارد. او باید پرونده پسرم را پس از منحل شدن شعبه ۲۶ به شعبه دیگری برای بررسی می فرستاد اما تا مدت ها آن را به تعویق انداخت. آنقدر پیگیری کردم و از ملکان به تهران آمدم تا بالاخره پرونده را به شعبه یک دادگاه انقلاب فرستاد.»
حسین رونقی ملکی ۲۲ آذر ماه سال ۸۸ بازداشت شد و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، ارتباط با سازمان های خارج از کشور، توهین به رهبری و توهین به رییس جمهوری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به ۱۵ سال حبس محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظرعینا تایید شد. او اکنون در زندان اوین به سر می برد
پدر حسین رونقی ملکی در خصوص وضعیت فرزندش در آخرین ملاقات با او گفت: « دوشنبه ۲۸ بهمن حسین را کابینی ملاقات کردم. حالش خوب نیست. کلیه هایش درد می کند، خونریزی، سوزش و تکرر ادرار دارد.»
پدر حسین رونقی در پاسخ به این سوال که آیا فرزندش در زمان مرخصی پیشین تلاشی برای خروج از کشور داشته است، گفت: «این اتهامات دروغ را می زنند تا حسین را در زندان نگه دارند. حسین در زمان مرخصیش هیچ وقت سعی نکرد که از ایران برود و فعالیت سیاسی هم نداشت. در خانه و پیش ما بود. فقط در زمان زلزله آذربایجان به مردم کمک کرد که خود من هم آنجا کمک می کردم. من خودم حسین را تحویل زندان دادم. این حرف ها دروغ است.»
پدر این زندانی گفت: «هفته پیش با همسر به شعبه یک دادگاه انقلاب رفتیم که پرونده پسرم اکنون آنجا بررسی می شود اما آقای احمد زاده، قاضی شعبه رفتار خوبی با ما نداشت و حتی تقاضا نامه ام را طرفم پرت کرد و اصلا به آنها نگاه نکرد و گفت که حسین باید در زندان بماند.»
احمد رونقی ملکی در پاسخ به این سوال که دلیل قاضی شعبه یک دادگاه انقلاب برای عدم موافقت با مرخصی این زندانی چه بوده است به کمپین گفت: « آقای احمد زاده هیچ جوابی به ما نداد. حتی نامه ام را نخواند. نمی دانم. فقط گفت مرخصی نمی دهند.»
آقای رونقی در خصوص کارشکنی های آقای ستاری، سردفتر منحل شده شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب گفت: «آقای ستاری مشکل قبلی با ما دارد. در زمانیکه پسرم هنوز دادگاهش تشکیل نشده بود و حکم نگرفته بود. پسر عمه و برادر آقای ستاری سه بار به شهر ملکان آمدند و از من درخواست پول کردند. گفتند اگر به آنها پول بدهم آقای ستاری کاری می کند که پسرم آزاد شود. من پول را ندادم و بعد پسرم محاکمه شد.»
پدر حسین رونقی گفت: «آنها از من ۱۲۰ میلیون تومان می خواستند. من صدایشان را ضبط کردم و الان صدایشان را دارم. در نامه های جداگانه هم به مقامات این موضوع را گزارش کردم.»
Tuesday, 25 February 2014
ضرب و شتم محمد نوریزاد توسط ماموران وزارت اطلاعات
ﻣﺤﻤﺪ ﻧﻮﺭﯼﺯﺍﺩ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻭﺯﺍﺭﺗﺨﺎﻧﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺿﺮﺏ ﻭ ﺟﺮﺡ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ. ﺁﻗﺎﯼ ﻧﻮﺭﯼﺯﺍﺩ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ (ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ﭘﻨﺠﻢ ﺍﺳﻔﻨﺪ) ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪﻣﯿﻦﺑﺎﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻭ ﻣﺪﺍﺭﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻭﺯﺍﺭﺕﺧﺎﻧﻪ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻣﻌﺘﺮﺽ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﺯ ﺳﻪﺷﻨﺒﻪ (ﺷﺸﻢ ﺍﺳﻔﻨﺪ) ﺩﺭ ﺳﺎﯾﺖ ﺧﻮﺩ ﺷﺮﺡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻣﺤﻤﺪ ﻧﻮﺭﯼﺯﺍﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ (ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﻫﻔﺘﻢ ﺍﺳﻔﻨﺪ) ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﻨﺪ . ﻧﻮﺭﯼﺯﺍﺩ ﻣﺪﺕﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯼ ﻣﺪﺍﺭﮐﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻭﺯﺍﺭﺗﺨﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺑﺎﺯﺭﺳﯽﻫﺎ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻟﺶ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﺣﻀﻮﺭ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻣﻌﺘﺮﺽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺑﺎ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﺧﺸﻢ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻭﺯﺍﺭﺗﺨﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻧﮕﯿﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
Monday, 24 February 2014
ضرب و شتم' لقمان مرادی در زندان رجایی شهر
براساس گزارشهای رسیده از ایران، روز گذشته یک شنبه ۴ اسفندماه، لقمان مرادی زندانی محکوم به اعدام در زندان رجایی شهر هنگام انتقال به دادگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. این زندانی قرار بود که روز گذشته در دادگاه شعبه ۷۴ کیفری حاضر شود و اتهامات او توسط قضات کیفری ارزیابی شود. اما به هنگام اعزام به زندان ماموران قصد داشتند که به این زندانی لباس زندان بپوشانند، که وی سرباز میزند و در نهایت وی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دچار تنگی نفس میشود و ماموران در این حالت حاضر میشوند او را بدون لباس زندان به دادگاه ببرند. گفته شده شدت این ضربات به حدی است که آثار آن همچنان بر روی بدن این زندانی باقی مانده است. لقمان و زانیار مرادی دو زندانی هستند که گفته شده تحت شکنجه به قتل پسر امام جمعه مریوان "اعتراف" کردهاند. این دو زندانی درنامهای سرگشاده از داخل زندان اعلام کردند که اعترافات آنان زیر شکنجه بوده است و بازجویان آنها را تهدید به "تجاوز جنسی" کردهاند. زانیار در این نامه نوشت: "یک بطری را آورده بودند و می گفتند که باید قبول کنی اگر قبول نکنی باید روی این بطری بشینی و همچنین تهدید به تجاوز جنسی می کردند و می گفتند خودت انتخاب کن یا قبول می کنی یا این آخرین راهته، من هم به ناچار قبول کردم چون نمی توانستم این نوع شکنجه ها را تحمل کنم و بشدت از ناحیۀ بیضه خونریزی و سوزش داشتم و دیگر در برابر شکنجه های بی رحمانه دوام نداشتم. حتی هیچ دکتری برای معالجۀ من نیاوردند و هنوز هم هر دوی ما مشکل داریم." لقمان دیگر زندانی محکوم به اعدام نیز با اشاره به اینکه اعترافاتش تحت شکنجه بوده در این نامه نوشت: "ما قربانیان شکنجه های بیرحمانه ی اداره اطلاعات سنندج هستیم و تمام اتهاماتی که به ما زدهاند را تکذیب می کنیم و هیچ کدام از این اتهاماتی که به ما زدهاند را قبول نداریم، از تمام گروه ها و سازمان های حقوق بشر تقاضامندیم که با عاملین شکنجه های بیرحمانه اطلاعات سنندج طبق عدالت برخورد قانونی صورت گیرد. از تمام دنیا به خصوص دبیرکل سازمان ملل و سازمان حقوق بشر و سازمان عفو بین الملل و کمیته ضد شکنجه و دیگر سازمان های ذی ربط تقاضای کمک می کنیم." این دو زندانی در دسامبر سال ۲۰۱۰ (دی ماه سال ۱۳۸۹) به اتهام "محاربه با خدا"، "افساد فی الارض"، قتل و عضویت در حزب کومله کردستان ایران به اعدام محکوم شدند. این در حالی است که حزب کومله کردستان در بیانیهای هر گونه وابستگی این افراد را به خود تکذیب کرده است
Sunday, 23 February 2014
بازداشت دهها فعال مدنی در شهر اهر
بر پایه گزارشهای منتشر شده در آستانه روز جهانی زبان مادری، دهها تن از شهروندان آذری در ایران بازداشت شدهاند. به گزارش هرانا بعد از ظهر پنجشنبه یکم اسفند ماه جمعی از فعالین که در منزلی در شهر اهر جمع شده بودند، بازداشت شدند. در میان بازداشت شدگان افرادی چون ابراهیم رشیدی و عباس لسانی نیز وجود دارند؛ افرادی که پیشتر نیز به خاطر فعالیتهای «مطالبات حقوق مدنی و زبان مادری» بازداشت و به حبس محکوم شدهاند. خبرگزاری مجموعه فعالین حقوق بشر «هرانا» تعداد بازداشتشدگان را «بیش از پنجاه نفر» گزارش کرده است، اما برخی دیگر از گزارشها شمار دستگیریها را نزدیک به ۱۰۰ نفر اعلام کردهاند. بازداشتها در شهر اهر از توابع استان آذربایجان شرقی اتفاق افتاده است و هنوز گزارشی درباره محلی که این افراد منتقل شدهاند، منتشر نشده است.
Saturday, 22 February 2014
وضعیت وخیم رضا شهابی و اهدای جایزه حقوق بشری "رها" به این فعال کارگری در بند
در حالیکه رضا شهابى ذکريا، فعال کارگرى و عضو هيئت مديره سنديکاى اتوبوسرانى تهران و حومه که دوران محکوميت ۴ سال حبس خود را در زندانى اوين مى گذراند، به عنوان يکى از شش برنده از دوره اول جوايز حقوق بشرى رها، معرفى شد، کمیته دفاع از رضا شهابی ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت وخیم این کارگر زندانی و عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی، خواستار تسریع در روند درمان و آماده نمودن تمامی امکانات لازم برای عمل جراحی کمر وی شده است. در همین ارتباط سه تشکل و حدود سی فعال کارگری در داخل و خارج از ايران در نامه ای به احمد شهيد، گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ايران، خواستار آن شدند که او از مقام های جمهوری اسلامی ايران بخواهد رضا شهابی، فعال کارگر زندانی، را بی قيد و شرط آزاد کنند.
Friday, 21 February 2014
انتقال شاهین دادخواه به سلول انفرادی
جرس: زندانی سیاسی شاهین دادخواه به بند انفرادی منتقل شد.
به گزارش جرس، زندانی سیاسی، شاهین دادخواه، از اعضای ارشد تیم سابق اتمی ایران (زمان حسن روحانی)، به دلیل انتشار مقالههای افشاگرانه علیه برخی نهادها و مقامات حکومتی در رسانههای مختلف، از بند عمومی به مدت ده روز به سلول انفرادی منتقل شده است.
گفتنی است، شاهین دادخواه از مشاوران شورای عالی امنیت ملی و از اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای حسن روحانی در دوران اصلاحات به ٧سال حبس محکوم شده است.
دادخواه، ٢۴ بهمن سال نود توسط قاضی پیر عباسی رییس شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب محاکمه و پس از گذشت ٣ماه از آخرین جلسه دادگاه در یک اتفاق کم سابقه شعبه ای دیگر (پانزده) به ریاست قاضی صلواتی برای این زندانی سیاسی ٧سال حبس صادر کرد.
در دادنامه صادره ۵سال از این حکم به حالت تعلیق درآمده است. اتهام وی همکاری با دول متخاصم است که پیش از این ناظران آگاه گفته بودند بازداشت کارشناسان و مشاوران تیم هسته ای سابق به ریاست حسن روحانی در حقیقت تلاشی برای پرونده سازی علیه شخص روحانی وسیاست های هسته ای تیم او است.
Thursday, 20 February 2014
اعتصاب غذای چندتن زندانیان سیاسی رجایی شهر
خبرگزاری هرانا – در پی انتقال رسول بداغی و شاهرخ زمانی به سلول انفرادی دستکم ۸ تن از زندانیان سیاسی رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رسول بداغی و شاهرخ زمانی دو تن از زندانیان سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج که نسبت به پلمب و تفکیک کتابخانه بند اعتراض کرده بودند، روز شنبه ۲۶ بهمن ماه به سلول انفرادی منتقل شدند.
یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: «این دو زندانی سیاسی پیش از انتقال به انفرادی گفتند که دست به اعتصاب غذا خواهند زد.»
همچنین سعید ماسوری، صالح کهندل، ناصح یوسفی، خالد حردانی، محمدعلی منصوری، محمد بنازاده امیرخیزی، حمیدرضا برهانی و میثاق یزداننژاد در اعتراض به انتقال این دو زندانی سیاسی دست به اعتصاب غذا زدند.
خواست این ۸ زندانی سیاسی بازگشت شاهرخ زمانی و رسول بداغی اعلام شده است.
همچنین مسئولین زندان اقدام به تخلیه کامل کتابخانه سالن ۱۲ نموده و قفسه و کتابها را بداخل بند انتقال دادهاند.
Wednesday, 19 February 2014
قوه قضاییه پاسخگوی وضعیت وحیم حسین رونقی ملکی نیست
جرس: دادگاه انقلاب تهران با رد نظر قطعی پزشکی قانونی با درمان سیدحسین رونقی ملکی در خارج از زندان مخالفت می کند.
به گزارش کلمه، چندی پیش پس از اعلام نظر عالی ترین کمیسیون سازمان پزشکی قانونی کشور مبنی بر عدم تحمل کیفر، دادستانی تهران بر مبنای ماده ۲۹۱ قانون آیین دادرسی کیفری جهت اجرای مراحل نهایی صدور حکم توقف حکم نظریه پزشک قانونی را به شعبه صادر کننده رای یعنی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی ارسال کرد که با توجه به انحلال این شعبه پرونده به شعبه اول به ریاست قاضی احمدزاده انتقال یافت.
ماده ۲۹۱ آیین دادرسی کیفری تصریح می کند: “بیماری محکوم علیه موجب توقف اجرای مجازات حبس نمی شود مگر اینکه به تشخیص دادگاه اجرای حکم موجب شدت بیماری و تأخیر در بهبودی محکوم علیه باشد که در این صورت دادگاه با تشخیص پزشک قانونی یا پزشک معتمد و اخذ تأمین متناسب اجازه معالجه در خارج از زندان را صادر می نماید …”
بنا به این گزارش علیرغم نظر دادستانی تهران و پزشکی قانونی، در اقدامی غیرقانونی از قبول “تامین مناسب” طبق حکم ماده ۲۹۱ امتناع ورزیده و مانع توقف اجرای حکم این زندانی سیاسی شده است.
علاوه بر آن ستاری رئیس دفتر شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب خطاب به پدر و مادر حسین رونقی عنوان کرده است که “من نمی گذارم که حسین به مرخصی بیایید شما می خواهید او را از ایران فراری دهید.” وی همچنین به مخالفت اطلاعات سپاه با مرخصی درمانی حسین رونقی نیز اشاره کرده است.
حسین رونقی ملکی که از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸ است در زندان دچار مشکلات حاد کلیوی شده است ۸۳ درصد کلیه راست و ۱۸ درصد کلیه چپ خود را از دست داده است و بر اساس نظر پزشکان بیمار یک کلیه محسوب می گردد.
حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس منتقد و فعال حقوق بشردربند در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت شد. وی مدت۱۳ ماه را در سلول های انفرادی بند ۲-الف زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
وی که علاوه بر نارسایی شدید کلیه از مشکل گوارشی و آنژین قلبی نیز رنج می برد چندی پیش به خاطر بی توجهی مسوولان به وضعیت درمانی او دست به اعتصاب غذا زده بود. خواسته او این است که بر اساس نظر پزشکان و پزشکی قانونی و با توجه به محدودیت ها و شرایط خاص زندان در خارج از زندان درمانش را دنبال کند که تا امروز توجهی به خواسته او نشده است.
حسین رونقی در تاریخ ۱۸ مرداد با شروع اعتصاب غذا، اعتراض خود را به قانون شکنی ها و قانون گریزی ها اعلام کرد و مادر وی با همراهی در اعتصاب غذا خواهان رسیدگی به وضعیت فرزندش شد و در نامه ای به رهبری نوشت و در آن از او خواست شرایط آزادی فرزندش را مهیا کنند چرا که قانون می گوید نباید یک شخص بیمار در زندان باشد، اما تا امروز این خواسته ی قانونی آن ها مورد توجه قرار نگرفته است.
Tuesday, 18 February 2014
صدور حکم قطعی برای دکتر سعید مدنی
جرس: دادگاه تجدیدنظر استان ۶ سال زندان که چهار سال آن در زندان بندرعباس باید سپری شود و ۱۰ سال اقامت اجباری در این شهر را برای سعید مدنی تایید کرد.
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دکتر سعید مدنی پژوهشگر مسایل اجتماعی، جرمشناس و فعال سیاسی اجتماعی ملی- مذهبی در ۱۷ دی ماه سال ۱۳۹۰ بازداشت و نزدیک به یکسال در بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات تحت بازجویی قرار گرفت و پس از آن به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
وی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباس به ۶ سال زندان در تبعید بندرعباس و ۱۰ سال زندگی در تبعید در شهر بندرعباس محکوم شد.
پس از اعتراض وکیل دکتر مدنی به حکم صادره، پرونده برای تجدید نظر به شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی موحد ارجاع شد و در نهایت حکم صادره مورد تایید قرار گرفت.
براساس این حکم ایشان دو سال از محکومیت خود را در زندان اوین و پس از آن مابقی چهار سال محکومیت خود را در زندان بندرعباس سپری خواهد نمود.
مطابق کیفر خواست صادره، سعید مدنی به اتهام همکاری با شورای هماهنگی راه سبز، کانون مدافعان حقوق بشر، کمیته دفاع از انتخابات آزاد، کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه، شورای فعالان ملی- مذهبی و انتشار چندین مقاله و کتاب در زمینه مسایل اجتماعی با هدف سیاه نمایی وضعیت کشور مورد محاکمه قرار گرفته است.
دکتر مدنی پیش از بازداشت اخیر دو مرتبه طی سالهای ۱۳۷۳ به دلیل سردبیری مجله ایران فردا به مدیریت مهندس عزت اله سحابی و نیز سال ۱۳۷۹ به اتهام تاسیس، عضویت و همکاری با شورای فعالان ملی- مذهبی بازداشت شده بود.
وی در سال ۱۳۸۲ طی حکمی از سوی قاضی حداد -از متهمان بازداشتگاه کهریزک- به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت اجتماعی محکوم شد که در شعبه ۲۹ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی زرگر حکم قطعی به سه سال و نیم حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت اجتماعی تغییر یافت.
سعید مدنی طی سال ۷۹-۸۰ یکسال از محکومیت خود را در زندان عشرت آباد متعلق به سپاه پاسداران گذراند و باقیمانده حبس خود را از سال ۹۰ در زندان اوین سپری نمود که دی ماه سال جاری حکم پرونده فوق به پایان رسید.
دکتر سعید مدنی به عنوان جرمشناس و پژوهشگر مسایل اجتماعی تاکنون مقالات و کتابهای بسیاری در زمینه اعتیاد، خشونت علیه کودکان و زنان، حقوق کودکان و سایر مباحث در زمینه مسایل اجتماعی منتشر کرده است.
اخیرا کتاب وی درباره روسپیگری در ایران نیز پس از نزدیک به سه سال و پس از حذف بخشهایی از آن از سوی وزارت ارشاد مجوز انتشار دریافت کرد.
دکتر سعید مدنی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین دوران محکومیت جدید خود را میگذراند.
Monday, 17 February 2014
حمله نيروي سركوبگر انتظامي به خانه هاي مردم و دستگيري هاي گسترده در دزفول - دوشنبه 28 بهمن
بنابه گزارشات رسیده به قاصدان آزادی, رژيم آخوندی در وحشت از خيزش هموطنان بختياری در دزفول امروز به خانه های مردم يورش برده و اقدام به دستگيری جوانان مي كند اين حملات وحشيانه تا اين لحظه ادامه دارد بنا به گزارشهای دريافتی از ساعت 1600 به وقت محلي ، مأموران سرکوبگر نيروی انتظامی به منازل شهرك مدرس در دزفول حمله کرده و تمام جوانها را وحشيانه مورد ضرب و شتم قرار داده و دستگير ميكند .. هرگونه تردد در شهرك ممنوع است و هر كس بيرون خانه برود دستگير ميشود تا اين لحظه صدها نفر توسط نيروي ضد مردمي و سركوبگر انتظامي دستگير شده اند قابل ذكر است كه نيروي انتظامي توسط نيروهايي كه از شهرهاي ديگر به آنجا رفته اند تقويت شده بر اساس گزارشات ديگري كه داشتيم عصر روز گذشته نيز در حاليكه مردم در شهرك گلوري تجمع داشتند با سركوبي نيروي انتظامي مواجه شدند كه درگير شده و تعداد زيادي دستگير شده اند گزارشات حاكي از آن است كه رژيم آخوندي در طي چند روز گذشته اينترنت در دزفول را دچار اختلال كرده تا مانع از اطلاع رساني شود
Sunday, 16 February 2014
احضار، بازجویی و تهدید خانواده حسینپناهی توسط اداره اطلاعات
دیروز شنبه خانواده حسینپناهی به اداره اطلاعات شهر دهگلان احضار شدند و تحت فشار و تهدید قرار گرفتند.
بنابه گزارش کمپین دفاع از ندانیان سیاسی و مدنی، دیروز شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲- پدر و مادر انور حسین پناهی فعال مدنی کرد به اداره اطلاعات شهرستان دهگلان احضار شدند و به مدت چندین ساعت مورد بازجویی و تهدید بازجویان این نهاد امنیتی قرار گرفتند.
به گفته اعضای این خانواده ماموران امنیتی وزارت اطلاعات پیشتر در یک اقدام غیر انسانی، حسابهای بانکی این خانواده را قبلا مسدود کرده بودند و بالغ بر 10 میلیون تومان وجه واریزی یکی از فرزندان این خانواده که به منظور کمک معاش پدر و مادر سالخورده به حساب آنها واریز شده بود را مصادره کردند. خانواده حسینپناهی میگویند که هدف از انجام اینگونه اقدامات غیر انسانی، تشدید فشارها بهخصوص از لحاظ مالی علیه خانوادههای فعالان و زندانیان سیاسی میباشد.
رفیق حسین پناهی یکی از اعضای این خانواده در این باره به کمپین گفت: دیروز برای چندمین بار پدر و مادر سالخوردهام به اداره اطلاعات شهر دهگلان احضار شدند و مورد تهدید و فشار ماموران این اداره قرار گرفتند. آنها تهدید کردهاند که اگر بیش از این جهت پس گرفتن وجه واریزی مصادره شده، به این اداره مراجعه کنند، دو پسر دیگرتان را بازداشت کرده و تمام اموالتان را نیز مصادره خواهیم کرد.
خانواده حسینپناهی، در چند سال اخیر با نوشتن نامههایی به احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران، سازمان دیدهبان حقوقبشر، سازمان گزارشگران بدون مرز و دیگر نهادهای حقوق بشری خواهان تلاش این نهادها برای توقف فشار نهادهای امنیتی بر این خانواده شدهاند. این خانواده اخیراَ با نوشتن نامهای دیگر به احمد شهید نوشتهاند که در آخرین اقدام علیه این خانواده در چند ماه گذشته، مبلغی وجه واریزی که یکی از فرزندان این خانواده به عنوان کمک معاش به حساب خانوادهاش واریز کرده بود، از سوی ماموران امنیتی وزارت اطلاعات مصادره و حساب آنها نیز مسدود شد.
گفتنی است انور حسینپناهی فرزند ارشد این خانواده ۱۵ آبانماه ۱۳۸۶، در پی حمله ماموران امنیتی وزارت اطلاعات، دستگیر و به سلولهای انفرادی اداره اطلاعات شهرستان قروه منتقل شد. ۶ ماه از وضعیت و شرایط این زندانی سیاسی خبری در دست نبود و خانواده وی در بیخبری مطلق بهسر میبردند. ماموران امنیتی وزارت اطلاعات پرونده این زندانی سیاسی را به دادگاه انقلاب سنندج ارجاع دادند و در دادگاه انقلاب ابتدا او را به اعدام محکوم کردند ولی در اثر فشارهای بینالمللی سازمانهای حقوق بشری، این حکم به ۶ سال زندان کاهش یافت. وی چند ماه پیش با قید وثیقه پس از اتمام دوران حبس از زندان آزاد شد.
در پایان لازم به یادآوری است که یکی دیگر از اعضای این خانواده به نام اشرف حسینپناهی ۳ سال پیش برای اثبات بیگناهی برادرش، همراه با مدارک و طوماری بالغ بر ۵۰۰۰ امضا، عازم تهران بود که به طرز مشکوکی به قتل رسید.
Saturday, 15 February 2014
ممانعت مسئولان اوین از آزادی امير دوربين قاضيانى و اعزام اصغر قطان به بیمارستان
جرس: مسولان زندان اوين از اجرايى شدن قرار صادره و آزادى امير دوربين قاضيانى، پرسنل اخراجى هوانيروز و اعزام به بيمارستان اصغر قطان، زندانى بيمار بند ٣۵٠ خوددارى کردند.
به گزارش وبسایت حقوق بشری "کمپين صلح فعالان در تبعيد"، امير دوربين قاضيانى متولد ١٣۶٠، ساکن تهران، مجرد و پرسنل اخراجى هوانيروز، که سابقه ٢ بار دستگيرى در سالهاى ٨٠ و ٨٢ (به اتهامات سقوط هليکوپتر و خروج غير قانونى از کشور) را در پرونده دارد، از روز دوشنبه ٢١ بهمن سال جارى، عليرغم قرار آزادى با وثيقه ٢٠٠ ميليون تومانى، همچنان در بلاتکليفى به سر مى برد.
اين پرسنل سابق هوانيروز که در آخرين بار، در آذر ١٣۹٢، به اتهام ارتباط با دولت آمريکا و سازمان مجاهدين خلق، توسط نيروى وزارت اطلاعات دستگير شده بود، اخيرا بعد از ۶٠ روز از بند ٢ الف اطلاعات به بند ٣۵٠ منتقل شده است.
در خبرى ديگر از زندان اوين، روز چهارشنبه ۹٢/١١/٢۴، ماموران زندان اوين از اعزام اصغر قطان به بيمارستان براى انجام معالجاتش، به دليل نپوشيدن لباس زندان، جلوگيرى به عمل آوردند.
اين در حاليست که پزشک متخصص و پزشک قانونى انجام عمل جراحى چشم را براى وی ضرورى و فورى اعلام کرده اند.
گفتنى است هفته گذشته نيز از اعزام اين زندانى براى عمل جراحى پروستات، به دليل نپوشيدن لباس زندان ممانعت شده بود.
Friday, 14 February 2014
محاکمه اکبر امینی در آستانه سومین سالگرد ۲۵ بهمن
محاکمه اکبر امینی از زندانیان سیاسی سبز در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برای ۱۰ روز به تعویق افتاد.
به گزارش خبرنگار کلمه، اولین جلسه محاکمه اکبر امینی ارمکی روز یکشنبه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی با طرح اتهامات “تبلیغ علیه نظام” و “اجتماع و تبانی” برگزار شد اما به دلیل عدم تعیین وکیل از سوی این زندانی سیاسی و درخواست استمهال وی برای ده روز به تعویق افتاد.
بنا بر این گزارش اکبر امینی که در حال تحمل حکم قطعی ۵ سال حبس تعزیری -مربوط به بازداشت در سرای اهل قلم- است، این بار به در جریان پرونده ای که پس از بازداشت او چند روز قبل از انتخابات ۹۲ شکل گرفته قراراست محاکمه شود. پرونده ای که طی آن بیش از صد روز انفرادی و بازجویی های تحت فشار را در تابستان گذشته تجربه کرد.
اکبر امینی از فعالان جنبش سبز که طی سالهای گذشته بارها بازداشت شده است، عمدتا به دلیل اقدام جسورانه اش در ۲۵ بهمن ۸۹ در برافراشتن پرچم های سبز بر فراز یک جرثقیل در مقابل دادگاه انقلاب تهران شناخته شده است.
Thursday, 13 February 2014
قاضی صلواتی پدر را به ١٨ سال حبس و فرزندان را از تحصیل محروم کرد
فعالان در تبعید: ابوالقاسم(جواد) فولادوند، زندانى مسن بند ٣۵٠ اوين که اخيرا با حکم سنگين ١٨ سال حبس مواجه شده، مى گويد که شغلش رانندگى تاکسى بوده و چون از زمان دستگيرى تاکنون هيچگونه درآمدى نداشته، خانواده اش از نظر مالى در وضعيت بسيار بدى قرار دارند و در نتيجه فرزند کوچکش که با معدل ١۹/۵۹، شاگرد ممتازى در مدرسه نمونه دولتى بوده، براى ادامه تحصيل با مشکل مواجه شده و فرزند بزرگش نيز امکان شرکت در کنکور را از دست داده است.
Wednesday, 12 February 2014
جنايتي ديگر توسط يك معلم حزب اللهي
روز پنجشنبه 17 بهمن ماه دو کودک 12 ساله اهل کوهرنگ استان چهار محال و بختياري بدليل تنببه معلم حزب اللهي بر اثر سرمازدگي انگشتان پاهاي خود را ازدست دادند . يک معلم دو آتشه حزب اللهي اين دو کودک را صرفا به خاطر اينکه نتوانسته بودند براي دهه فجر انشا بنويسند تنبيه کرد او آنها را واداشت تا براي سه ساعت متوالي در حاليکه با کفش هاي پاره در برف بودند با بيل حياط مدرسه را تميز کنند برف سنگين و ترس دانش آموزان از معلم عصباني سه ساعت آنها را دربرف نگه داشت بعد از آن يکي از معلمان که تازه به مدرسه رسيد متوجه جريان شد و به فرياد دو کودک رسيد همين معلم مي گويد هر دو کودک تعدادي از انگشتان خود را بر اثر سرمازدگي از دست داده اند اين رويداد توسط معلم دوم تعريف شد اما هم شاگردي هاي اين دو دانش آموز ميگويند معلم آنها را برهنه کرده و يک ساعت در بين برف ها نگه داشت .
Tuesday, 11 February 2014
تنش و دستگیری شهروندان در مراسم ۲۲ بهمن
برخی گزارشها حکایت از بازداشت تعدادی از شهروندان شرکت کننده در راهپیمایی 22 بهمن دارد. علاوه بر سایت "ندای سبز آزادی" و "کلمه" که این خبر را منتشر کرده اند، مهدی خزعلی در سایت خود در این رابطه نوشته است: " نیروهای امنیتی به کمترین بهانه ای مبادرت به دستگیری جوانان می کردند ! حکومت لباس شخصی ها چشم گیر بود و هر کس پیراهن سبز به تن داشت راهی مینی بوس های مستقر در حاشیه راهپیمایی می شد. آیت الله هاشمی رفسنجانی از خیابان دکتر قریب به راهپیمایان پیوست و با شعار "درود بر هاشمی ، سلام بر روحانی " مردم استقبال شد و گروهی نیروهای امنیتی با شعار "مرگ بر ضد ولایت فقیه" از او استقبال کردند و پس از رفتن آیت الله هاشمی همین نیروهایی که شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه می دادند، به دور مردمی که از او استقبال کرده بودند، حلقه زده وجمع کثیری را دستگیر کردند! دستگیر شدگان به کلانتری ستارخان و فلسطین منتقل شدند. در میان دستگیر شدگان هفت تن از اعضای سرای قلم نیز هستند که تنها جرم آنها حمایت از هاشمی و رئیس جمهور منتخب است."
Monday, 10 February 2014
یکی از نزدیکان ستار بهشتی: قاتل به مادر ستار گفته که در حین شکنجه از خود بی خود شده و ستار کشته شده است
اگر انتظار داشته باشیم که بازپرس پرونده بخواهد حقیقت را مطرح کند و تایید کند که قاتل در برابر او اعتراف کرده پس باید انتظار داشته باشیم که نظریه دکتر پزشکی قانونی را نیز مد نظر داشته باشد یعنی باید انسانیت را در نظر داشته باشد یعنی باید انصاف و عدالت را در نظر داشته باشد من نمی خواهم آقای شهریاری را مورد قضاوت قرار دهم شاید ایشان هم تحت فشار شدید مامورین امنیتی ناچار است نظریه ای خلاف واقع و خلاف خواست خود را بدهد و شاید از این کار خود عذاب وجدان هم داشته باشد اما اینکه چرا تکذیب نمی کنند شاید با این کار خود مهر تاییدی بر ادعای مادر ستار می زنند....در این روزهای تنهایی فقط تنها مامن گوهر عشقی عکسها، خاطرات و سنگ قبر ستار بهشتی است او روزها را برای تنها نبودن خود و فرزندش تا شب بر سر مزار ستار به تنهایی می گذراند و می گوید: “در روزهایی که من تنها و بیمار بودم ستار پرستارم بوده و الان نوبت من هست تا برای ستار که تنها امیدو آرزوی من بوده جبران کنم برای همین هر روز را با ستار می گذرانم تا ستار نگوید مادرم من را تنها گذاشت.” گوهر خانم همیشه می گوید: “تنها خواسته ام از خدا این است که من را به ستارم برساند در این دنیای بی وفا با این آدم های چندین رنگ دروغگو بیشتر حس مردگی می کنم اگر بمیرم شاید آنروز حس بهتری نسبت به این روزها داشته باشم مادر ستار می گوید من از مردمی که همواره کنارم بودند ممنونم و از کسانی که یاریم کردند سپاسگزارم اما بودند و هستند کسانی که ما را در این مدت آزار دادند و نام خود را انسان گذاشتند اما بویی از انسانیت نبردند.” سحام در همین زمینه مصاحبه ای داشته با یکی از نزدیکان خانواده ستار بهشتی. متن این مصاحبه در پی آمده است: برخی از سایتها مطالبی را در مورد پرونده ستار بهشتی مطرح نموده اند. علت کناره گیری خانم گوهر عشقی از ادامه روند رسیدگی به پرونده ستار بهشتی چه بوده است؟ حقیقتا از زمان کشته شدن ستار اتفاقاتی افتاد که همه به هم پیوسته است و باید علت را از روز اول تا امروز بررسی کرد. اما آنچه که اخیرا اتفاق افتاد رای غیر عادلانه دادگاه برای پرونده بود که فاقد وجاهت قانونی بود در رای صادره قتل را غیر عمد تشخیص دادند در صورتی که قاتل شخصا در برابر بازپرس پرونده آقای محمد شهریاری و مامور ارشد امنیتی آقای مسعودی به مادر ستار گفته بود که در حین شکنجه از خود بی خود شده و زیاده روی کرده و ستار کشته شده است. این اعتراف در برابر وکیل و خواهر ستار و مادر ستار با حضور بازپرس و همان مسئول امنیتی آقای مسعودی صورت گرفته حال نظر بازپرس علی رغم اعتراف صریح قاتل بر این است که قتل غیر عمد است بنا براین با توجه به شرایط حاکم بر پرونده اینگونه باید برداشت نمود که سیستم قضایی نه تنها در صدد رسیدگی به پرونده نیست بلکه به دنبال رفع لکه ننگی است که در این پرونده حیثیت نظام به اصطلاح اسلامی ایران را نشانه رفته است علت اینکه خانم گوهر عشقی ترجیح دادند
Sunday, 9 February 2014
مادر رونقی ملکی: رشوه ندادیم لج کرده اند
حسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر زندانی هم در وضعیت مساعدی به سر نمی برد. به گفته خانواده این زندانی سیاسی، دادستانی هم با مرخصی استعلاجی او موافقت کرده اما سر دفتر شعبه ۲۶ انقلاب که اخیرا منحل شده از ارجاع پرونده او به شعبه ای دیگر جلوگیری می کند و عملا گفته است که اجازه نمی دهد حسین رونقی ملکی به مرخصی بیاید.
زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی ملکی در مصاحبه با “روز” درباره وضعیت این زندانی سیاسی که به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده و از زمان بازداشت تاکنون بیش از ۶ بار تحت عمل جراحی قرار گرفته می گوید: وضعیت حسین مثل سابق است، کلیه راست او به شدت آزارش می دهد. هر بار که عمل کرد او را به زندان بازگرداندند و متاسفانه درمانش نیمه ماند. بار آخر هم که در مرخصی بود عمل کرد و باز برگرداندند زندان. حالا نیاز به درمان دارد. ۲۹ دی ماه او را آوردند بیمارستان و یکسری آزمایشات انجام شد اماهمان روز هم به زندان برگرداندند. قرار بود برای آزمایشات دیگری بیاورند که خبری نشد. برای درمان اقدام نشد، برای مداوا هم به بیمارستان نیاوردند. قرار بود این هفته مرخصی استعلاجی بدهند که آن هم تا الان نشده.
می پرسم به چه دلیلی مرخصی استعلاجی داده نشده؟ مادر حسین رونقی ملکی می گوید: از طرف دادستان و معاون دادستان مشکلی نداشته و موافقت کرده اند اما پرونده را ارجاع دادند به شعبه ۲۶ که این شعبه منحل شده و پیرعباسی دیگر نیست اما سردفتر این شعبه، آقای ستاری مخالفت کرده و گفته به هیچ عنوان مرخصی نمی دهد و اجازه نمی دهد حسین مرخصی بیاید. بعد پرونده را به شعبه یک، آقای احمد زاده ارجاع داده اند اما آقای ستاری نگذاشته پرونده را بفرستند آنجا.
خانواده آقای رونقی ملکی، دوشنبه هفته قبل با او در زندان اوین ملاقات کرده اند. مادرش می گوید: کمیسیون پزشکی قانونی دوباره نوشته که حسین باید بیرون زندان برود. نامه را فرستادند دادستانی و مشکلی نبود اما آقای ستاری نمی گذارد.
سئوال میکنم: مشکل آقای ستاری با فرزندتان چیست؟ می گوید: حرف حساب آقای ستاری این است که پدر حسین حرف زده و گفته آقای ستاری به ما درخواست رشوه داده بوده. او قصد جان حسین را دارد و گفته به هیچ عنوان اجازه نمی دهد حسین به مرخصی بیاید.
رشوه؟ مادر این زندانی سیاسی پاسخ می دهد: سال ۸۹ حسین انفرادی بود و هنوز حکمی نداده بودند، برادر و پسرعمه آقای ستاری آمدند آذربایجان. بعد به پدر حسین گفته بودند که حسین بی گناه است و شما پول بدهید تا ما او را آزاد کنیم و پرونده سازی نشود. ۱۲۰ میلیون تومان رشوه خواسته بود بعد از آن با ما لج افتاده و تمام این سالها هر طوری که توانسته ما و حسین را اذیت کرده حالا هم که پرونده رابرای مرخصی استعلاجی ارجاع داده اند به آقای احمدزاده، اجازه نمی دهد پرونده را بفرستند.
زلیخا مو سوی توضیح می دهد: آقای ستاری، برادر و پسر عمه اش را فرستاد اینجا، پدر حسین مدرک دارد، صدای شان را ضبط کرده. مهدی ستاری، برادر آقای ستاری و پرویز سهرابی، پسرعمه اش ۱۲۰ میلیون تومان پول خواسته بودند. الان هم ستاری می گویدچرا این مساله را بیان کرده اید. البته حالا صدای مرا هم می شنوند، تلفن ها شنود می شود و گوش می دهند و خودشان هم می دانند که صدای ضبط شده شان را پدر حسین دارد.
Saturday, 8 February 2014
تحت فشار قرار دادن مریم شفیع پور برای گرفتن اعتراف
یک منبع مطلع گفت که مریم شفیع پور، دانشجوی زندانی برای اعتراف اجباری در زندان تحت فشار است. او به کمپین گفت که به این زندانی عقیدتی گفته اند به شرط اعتراف، حکمش کمتر خواهد شد.
همچنین وی گفت که خانواده این زندانی را ترسانده اند که اگر در خصوص مریم شفیع پور اطلاع رسانی کنند ملاقات کابینی شان با او قطع می شود. در حال حاضر هفت هفته است که ملاقات حضوری این خانواده به دلیل مصاحبه با رسانه ها قطع شده است و به همین دلیل آنها ترجیح داده اند که سکوت کنند تا مبادا ملاقات کابینی با فرزندشان نیز از آنها گرفته شود.
این منبع همچنین به ضرب و شتم مریم در دوران بازجویی از سوی بازجویش که یک مرد بوده است، اشاره کرد و گفت حتی بخشی از آن در پرونده این زندانی مندرج شده است.
مریم شفیع پور، فعال دانشجویی و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در پنجم مرداد ماه سال جاری پس از احضار جهت بازپرسی به دادسرای شماره ۲ شهید مقدس اوین به زندان اوین منتقل شد. او ۶۷ روز در انفرادی بود و در حال حاضر در بند زنان زندان اوین به سر می برد. سومین و آخرین جلسه دادگاه مریم شفیع پور در تاریخ یکشنبه ۱۳ بهمن ماه برگزار شد که قاضی صلواتی علیرغم وعده های قبلی با آزادی موقت این زندانی سیاسی با قرار وثیقه مخالفت کرد و او به زندان اوین بازگشت. اولین جلسه دادگاه این زندانی در تاریخ ۲۹ مهرماه برگزار شد و دومین جلسه دادگاهش در تاریخ ۱۱ دی ماه بود که به علت عدم حضور قاضی صلواتی برگزار نشد. وی در همه این مدت با قرار بازدداشت موقت در زندان بوده است.
مریم شفیع پور، دانشجوی سابق رشته ی مهندسی کشاورزی گرایش آب دانشگاه بین المللی قزوین، پس از دو ترم تعلیق از تحصیل به دلیل فعالیت دانشجویی در حالی که در ترم هشتم بود، از دانشگاه اخراج شد. او پیش از این در سال ۸۹ به دلیل فعالیت های دانشجویی بر اساس حکم دادگاه انقلاب قزوین به یک سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.
منبع مطلع به وضعیت این زندانی در خصوص اینکه قاضی دادگاه چرا با آزادی موقت این زندانی با قرار وثیقه در اخرین جلسه دادگاه موفقت نکرده است، گفت: « قاضی صلواتی گفته صلاح نمی داند. اما چون مدرکی برای اتهاماتی که به مریم زده اند ندارند تا به واسطه آن حکمش را صادر کنند می خواهند او را تحت فشار قرار دهند تا اعتراف کند و به همین دلیل هم او را به صورت موقت آزاد نکردند. بازجوی مریم در روزهای اول بازجویی نیز به مریم گفته است که اگر او همکاری نکند تا صدور حکم آزاد نمی شود و پس از آن هم با حکم طولانی در زندان می ماند.»
به گفته این منبع اتهامات مریم شفیع پور “تبانی و اجتماع علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و داشتن ماهواره در خانه” است. این منبع گفت: « اتهام آخری خیلی عجیب است. آخر مریم در خانه ی پدریش زندگی می کند و ماهواره متعلق به مالک خانه است و نه کسی که در آنجا زندگی می کند.»
این منبع با تاکید بر اینکه این دانشجوی زندانی تا کنون علیرغم فشارهای زیاد به اتهاماتش اعتراف نکرده است گفت: «مریم علیرغم ۶۷ روز انفرادی، شکنجه و شرایط سخت اعتراف نکرد. الان هم می گوید وقتی در شرایط سخت تحمل کردم و چیزی نگفتم الان هم ترجیح می دهم سکوت کنم.» کمپین درخصوص جزییات شرایط سختی که منبع یاد شده از آن سخن گفته به صورت مستقل نتوانسته است اطلاعاتی به دست آورد.
این منبع در خصوص آزار واذیت مریم در دوران بازجویی گفت: «بازجو در بخشی از پرونده مریم نوشته که به طور ناخودآگاه خواسته به صندلی مریم لگد بزند که به کمر و پهلوی او خورده است. خود مریم در ملاقات های کابینی پس از آنکه دوران بازجوییش تمام شده به خانواده اش گفته است که مورد ضرب و شتم قرار گرفته است ولی خانواده اش از ترس شان که مبادا وضعیتش بدتر شود اطلاع رسانی نکردند.»
Friday, 7 February 2014
اعدام مخفیانه زندانیان چابهار، تداوم نقض تعهدات بین الملل ج.ا.ا
فعالان در تبعيد: ١۵ زندانى بلوچ زندان چابهار، صبح روز چهارشنبه ١۶ بهمن ١٣۹٢، به طور مخفيانه اعدام شدند. بنا بر اطلاع “کمپين صلح فعالان در تبعيد”، اتهام برخى از اين زندانيان، بمبگذارى روز ۲۴ آذر ۱۳۸۹ مصادف با تاسوعا در شهر چابهار، اعلام شده است. بمبگذارى چابهار، طى حملات انتحارى در ميان گروهى از عزاداران شيعه و نزديک مسجد امام حسين چابهار به وسيلهٔ دو بمبگذار انتحارى انجام شده بود. خبرگزاريهاى رسمى در آن زمان از کشتهشدن حداقل ۳۹ نفر، از جمله يک سرباز وظيفه و سه درجهدار نيروى انتظامى خبر دادند.
Thursday, 6 February 2014
وزير خارجه كانادا اعدام دو معلم اهوازي را محكوم كرد
وزير خارجه كانادا " جون برد" اعدام هاشم شعباني نژاد و هادي راشدي دو معلم عرب ، توسط نظام جمهوري إسلامي ايران را محكوم كرد.
Wednesday, 5 February 2014
کشیش زندانی از همه حقوق خود محروم است !
به گزارش « محبت نیوز»، نغمه عابدینی در مصاحبه با "روز" می گوید که همسرش به دلیل شکنجه ها و کتک هایی که در اتاق های بازجویی متحمل شده دچار خونریزی داخلی شده و باید تحت عمل جراحی قرار گیرد اما تاکنون تنها قرص های مسکن برای کاهش درد در اختیار او قرار داده اند و درمانی صورت نگرفته است.
سعید عابدینی، شهروند امریکا است و مهرماه ۹۱ در ایران بازداشت شد. او که از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام تشکیل کلیسای خانگی به قصد برهم زدن امنیت ملی، به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد،در حال حاضر در زندان رجایی شهر به سر می برد. همسرش می گوید که موضوع تشکیل کلیسای خانگی به زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی بازمیگردد و این کشیش زندانی سالها بود هیچ فعالیتی در این زمینه نداشت.
او توضیح میدهد: قبلن کلیسای خانگی راه انداخته بود ولی زیر نظر دولت بود که آن هم زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی بود. آن زمان سعید به کلیسای قانونی ایران می رفت، کلیسای جماعت ربانی، کلیسای مرکز که یک دانشگاه الهیات راه اندازی کرده بودند و سعید عضو این دانشگاه بود.سعید از خود این کلیسا، اجازه راه اندازی کلیسای خانگی گرفته بود. زمان آقای خاتمی کاری نداشتند ولی بعد از آمدن احمدی نژاد شروع به اذیت کردند و همان موقع سعید کلیسای خانگی را ول کرد و ما آمدیم امریکا. حالا برگشته اند به زمان آقای خاتمی که کلیسای خانگی زیر نظر کلیسای قانونی فعالیت می کرد و اجازه داده شده بود. در واقع برگشته اند به بیش از ۱۳ سال قبل و گفته اند به هم ریختن امنیت داخلی و ۸ سال زندان داده اند. در حالیکه سعید کلیسای خانگی را زیر نظر کلیسای تایید شده دولت شروع کرد؛ کلیسایی که دولت بر آن نظارت می کرد.
نغمه عابدینی می افزاید: سعید سالها بود کلیسای خانگی نداشت، اصلن ۴ سال ایران نبود و بعد هم برای پرورشگاه برگشته بود. دنبال ایجاد یک پرورشگاه در ایران بود. سه چهار سال بود ما به ایران می رفتیم و حتی بچه ها را هم برده بودیم ایران و هیچ مشکلی پیش نیامده بود. سعید پروژه ای را با خود دولت ایران شروع کرده بود؛مدارک موجود است که تایید کرده بودند. برای پرورشگاه دولت ۵ نفر را به عنوان هیات مدیره تایید کرده بود و باید نفر آخر را انتخاب می کردیم. همه کارها انجام شده بود و داشتند ساختمان را هم از سوی وزارت بهداری تایید می کردند؛ساختمانی که برای پرورشگاه و در مراحل نهایی کار بود. تا اینکه یکباره سعید را برای بازجویی بردند و از او تعهد گرفتند که دیگر سمت کلیسای خانگی و این مسائل نرود. سعید هم تعهد داد و برگشت،اما بعد آمدند و او را بازداشت کردند.
به گفته خانم عابدینی این کشیش زندانی انتظار چنین برخوردی را نداشت و"خیلی شوکه شد. تا لحظه آخر اعتماد داشت و اصلن انتظار این برخوردها را نداشت. هر موقع کسی را در ایران می گرفتند می گفت حتمن کاری کرده ، اینها الکی کسی را نمی گیرند. خیلی برایش سنگین بود و اصلن باورش نشد که برگردند به ۱۳ سال قبل و چنین برخوردی بکنند و ۸ سال حکم بدهند. روزی که ۸ سال را دادند روز بعد یکسری افراد را آوردند که ۱۳ سال قبل مسیحی شده بودند و درباره سعید بازجویی کردند".
درباره وضعیت فعلی این کشیش زندانی سئوال می کنم: هفته پیش او را از بند قاتلان به بندی برده اند که زندانیان سیاسی هستند. از نظر جسمی وضعیت خوبی ندارد. وضعیت داخلی اش از همان روزهای اول که در بازجویی ها خیلی به او ضربه وارد کرده بودند خوب نبود. دچار خونریزی داخلی شده بود که رسیدگی نکردند و فقط دارو برای درد یعنی مسکن می دادند. این مشکل شدیدتر شده. مدام بالا می آورد و خیلی اذیت می شود. پزشک خود زندان و همین طور پزشک بیرون گفته اند که باید جراحی شود، اما تاکنون پی گیری ها برای این مساله به جایی نرسیده.
او می افزاید: ماه های اول بازجویی در ۲۰۹ شکنجه شده بود. او را خیلی کتک زده بودند. توی شکم اش لگد زده بودند که خونریزی از همان موقع شروع شد. یک بار هم بعد از اینکه به بند ۳۵۰ منتقل شده بودند کتک اش زده و باز ضربه زده بودند و وضعیت اش بدتر شده بود. بعد چون رسیدگی نشد بدتر شد و رسیده به اینجا که باید جراحی کند. بیشتر الان نگران وضعیت جسمی اش هستیم.
به گفته خانم عابدینی، همسرش از همه حقوق قانونی خود محروم است: یکسری حقوقی که سایر زندانیان دارند را به سعید نداده اند. اصلن ملاقات حضوری ندارد. از یکسال قبل هم اجازه نداده اند با من تماسی داشته باشد. مرخصی هم تاکنون نداده اند. از اوین هم که بردند رجایی شهر، بردند بند قاتلان. در حالیکه ما امیدوار بودیم آزاد کنند برخوردشان باز با او بدتر شد و شرایط اش را بدتر کردند. من فکر می کنم درگیری های داخلی خودشان است؛یعنی بین تندروها. اخیرن هم مشکل جدی دارند با اقلیت ها و کلیساهای دیگری را بسته و مسیحیان بیشتری را بازداشت کرده اند.حتی بعد از آمدن روحانی بدتر هم شده در بخش اقلیت های مذهبی. اما خودشان هم می دانند که با این برخوردها نمی توانند جلوی انتخاب مردم را بگیرند. مردم حق دارند خود تصمیم بگیرند و انتخاب کنند هر اعتقاد و هر تفکری را. مردم اینقدر ساده نیستند که کسی بخواهد شستشوی ذهنی شان بدهد تا مثلن مسیحی شوند و... بلکه حق اصلی شان است که خود انتخاب کنند چه دین و مذهبی داشته باشند و حتی بخواهد خدا را قبول داشته باشند یا نداشته باشند.
نغمه عابدینی پیشتر گفته بود که در جریان مذاکره تلفنی روسای جمهور ایران و امریکا، اوباما در باره وضعیت سعید عابدینی هم صحبت کرده است. در همین زمینه سئوال می کنم.می گوید: مساله سعید، مساله مذهبی است و حقوق بشری. مسئولان امریکا خیلی پی گیری کردند. جدیدن آقای ظریف مصاحبه ای با سی ان ان کرده و کلمه ای که درباره سعید به کار برده بود به نوعی بخشیدن بود. دیروز هم در اخبار دیدم که آقای ظریف و آقای کری در آلمان ملاقات داشتند و آنجا هم صحبت سعید شده بود و همین طور امریکایی های دیگر که در ایران در زندان هستند. مساله سعید با امیرحکمتی و بقیه فرق دارد و مساله اش فقط مذهبی است. و ما امیدواریم با این پی گیری ها، سعید را هر چه زودتر آزاد کنند.
Tuesday, 4 February 2014
یک فعال جنبش سبز به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد
جرس: عماد عرب از فعالان جنبش سبز بعدازظهر یکشنبه بازداشت و جهت اجرای حکم به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
به گزارش کلمه، “عماد عرب” که اولین بار توسط نیروهای امنیتی اسفندماه ۸۹ و همزمان با سه شنبه های اعتراضی در منزلش دستگیر و به مدت ۲۰ روز در بازداشت موقت بوده است، سپس در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به ۹ماه حبس محکوم شد که این محکومیت از سوی دادگاه تجدیدنظر به سه ماه و یک روز حبس تعزیری به اتهام تبلیغ علیه نظام کاهش پیدا کرد.
این زندانی سیاسی سبز که از دانش آموختگان دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب است، بدون هرگونه اطلاع و یا احضار قبلی یکشنبه ۱۳ بهمن ماه بازداشت شده است.
Monday, 3 February 2014
شیوع بیماریهای عفونی در زندان رجایی شهر به دلیل آلودگی آب
جرس: در هفتههای گذشته تعدادی از زندانیان زندان رجایی شهر به دلیل وضعیت آب این زندان دچار بیماریهای عفونی شدهاند.
به گزارش ندای سبز آزادی، به دلیل آلودگی آب زندان رجایی شهر تعداد زیادی از زندانیان سالن 12 زندان رجایی شهر که محل نگهداری زندانیان سیاسی است دچار بیماریهای عفونی شده اند.به دلیل این بیماریها حال عمومی چند تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی بسیار وخیم است و بیماری های عفونی ، تهوع ، اسهال و ... در بین زندانیان این سالن شیوع پیدا کرده است.
زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان در هفته های گذشته نسبت به وضعیت آب زندان رجایی شهر اعتراض کردهاند اما به این اعتراضها ترتیب اثر داده نشده است.
Sunday, 2 February 2014
قاضی صلواتی با آزادی موقت مریم شفیعپور مخالفت کرد
جرس: در آخرین جلسه دادگاه مریم شفیع پوردر شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب که صبح امروز، ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، برگزار شد، قاضی صلواتی با آزادی موقت این زندانی سیاسی با قرار وثیقه مخالفت کرد.
شفیعپور پنجم مرداد امسال، برای پارهای توضیحات به دادسرای شماره ۲ شهید مقدس اوین احضار شده بود، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
جلسه اول و دوم دادگاه این فعال دانشجویی، روز ۲۹ مهر و یازدهم دیماه در همین شعبه برگزار شده بود.
مریم شفیعپور در مدت بازداشت از بیماری قلبی و دندان رنج میبرد اما مسئولان از رسیدگی پزشکی مناسب خودداری کردهاند.
این دانشجوی اخراجی رشتهی مهندسی کشاورزی دانشگاه بینالمللی قزوین، اولین دانشجوی بازداشت شده پس از انتخاب شدن حسن روحانی است. او در سال ۸۹ نیز از سوی دادگاه انقلاب قزوین به خاطر فعالیتهای دانشجویی و وبلاگنویسی به یک سال حبس تعلیقی به مدت ۵ سال محکوم شد. وی از جمله اعضای ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در جریان انتخابات مناقشهبرانگیز خردادماه سال ۸۸ بود. در شرایطی که بازداشت خانم شفیع پور وارد ماه پنجم خود شده است و انتظار می رفت تا وی بعد از جلسه دادگاه اول آزاد شوند وی در وضعیت بلا تکلیفی به سر می برد.
Saturday, 1 February 2014
جان سپردن دو زندانی در زير شکنجه در زندانهای بندرعباس و اصفهان
در روز يکشنبه، ۶ بهمن، موسی سهرابی يک جوان ورزشکار در زندان مرکزی بندرعباس زير شکنجه دژخيمان جان سپرد. شکنجه گران به خاطر تن ندادن اين زندانی به فشارهای آنها، از او کينه زيادی داشتند. رژيم آخوندی برای پنهان کردن جنايت، علت مرگ را خودکشی اعلام کرد. در روز 15ديماه نيز شهاب فرزان، يک جوان 31ساله، فارغ التحصيل رشته فيزيک دانشگاه اصفهان، بعد از تحمل هشت ماه حبس، به نحو مشکوکی جان داد. به گفته شاهدان، زندانبانان شهاب را صبح با خود بردند و وقتی او به بند بازگردانده شد، آثار شکنجه بر صورت و دستانش مشهود بود و تعادل نداشت و قبل از آن که کسی بتواند کمکش کند، بر زمين افتاد و جان سپرد. قتل زير شکنجه و سربه نيست کردن زندانيان به وسيله داروهای سمی يکی از روشهای شناخته شده رژيم برای حذف فيزيکی زندانيان است. ستار بهشتی که در روز 9آبان91 بازداشت شد، تنها چهار روز بعد از دستگيری بر اثر شکنجه های وحشيانه در زندان اوين، به شهادت رسيد. امير موسايی، در زندان برازجان، عليرضا شه بخش در زندان زاهدان، افشين اسانلو، فعال کارگری، در زندان گوهردشت ، علی مرعشی در زندان اهواز از ديگر زندانيانی هستند که در سال ميلادي2013 بر اثر شکنجه جان خود را از دست دادند. اعدامهای دستجمعی و خودسرانه، استمرار شکنجه های وحشيانه و به قتل رساندن زندانيان زير شکنجه ضرورت ارجاع پرونده نقض حقوق بشر در ايران به شورای امنيت را بيش از پيش ضروری می کند. بی عملی در مقابل چرخه شکنجه و اعدام و جنايت در ايران، تنها مشوق اين رژيم برای شکنجه و اعدام بيشتر است. دبيرخانه شورای ملی مقاومت ايران 10بهمن1392 (30ژانويه2014)
Subscribe to:
Posts (Atom)