کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان
Monday, 30 September 2013
بيانيه زندانيان اهل سنت محبوس در زندان گوهردشت كرج، انتقال زندانيان اهل سنت به سلولهاي انفرادي
زندانيان اهل سنت محبوس در زندان گوهردشت كرج، در رابطه با يورش گارد ويژه جهت ايجاد رعب و وحشت و نهايتا انتقال دو زنداني محكوم به اعدام ماموستا كاوه ويسي و مختار رحيمي بيانيه اي صادر كرده و از همه مسلمانان و خطيبان اهل سنت در سراسر دنيا و ايران خواستند كه اين يورش به بند آنان را محكوم نموده و از آنان خواستند كه جهت آزادي اين زندانيان اقدام كنند. متن بيانيه كه در اختيار كانون حمايت از خا نواده هاي جانباختگان و بازداشتي ها قرار گرفته بقرار زير است:
كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان و بازداشتي ها. 92.7.7
بيانيه زندانيان اهل سنت محبوس در زندان گوهردشت كرج، انتقال زندانيان اهل سنت به سلولهاي انفرادي
امروز براي زندانيان عقيدتي سياسي اهل سنت كرد، روز سختي بود. روزي بود كه همه زندان رجايي شهر با مسئولين و پرسنل و رئيس زندان محمد مرداني و معاونين زندان اميريان و خادم، حتي رييس بهداري باتوم بدست ، با نزديك به ششصد نفر از گارد ضد شورش با تمامي امكانات دفاعي از جمله سپر و كلاه، تفنك با گلوله هاي پلاستيكي ، گاز اشك آور، شش قلاده سگ، باتوم و ساير تجهيزات قصد يورش به بند ده اندرزگاه اين زندان را داشتند، آنهم براي چه چيزي؟ براي انتقال دو تن از برادرانمان كه حكم اعدام خورده اند. ماموستا كاوه ويسي و كاك مختار رحيمي. ميخواستند كه با زور اين دو تن را از اين زندان در ميان برادرانشان به محلي نامعلوم منتقل كنند و زمينه را براي انتقال ساير نفرات فراهم سازند. اما جوانان زنداني اهل سنت، با شهامت در برابر اين خواسته مسئولين ايستادند و اجازه ندادند كه اين دو تن از سالن ده خارج شوند.نزديك بود كه گارد ضد شورش بطور وحشيانه حمله كند و بگفته رئيس زندان مرداني حمام خون راه بياندازد. اما اصرار ماموستا كاوه ويسي اين بود كه خودش براي حفظ مسلمانان بصورت اختياري از سالن خارج شود، اما باز هم جوانان اهل سنت مخالفت كردند و جلو درب ورودي بند ايستادند، تا اينكه خانواده هاي اين افراد زنداني كه در جلو دادستاني كل كشور تحصن كرده بودند و از دادستان كل كشور خواستار لغو حكم اعدام اين جوانان و بطور خاص لغو انتقال اين چند نفر را داشتند با محسن اژه اي دادستان كل كشور يك ملاقات داشتند تا او يك نامه محرمانه به آنان داد كه به دادسراي اوين ببرند و از انتقال آن دو نفر جلوگيري شود، اما وقتي خانواده ها به دادستاني اوين رفتند و نامه را باز كردند، فهميدند كه در اين نامه موضوع انتقال اين دو زنداني با حكم قاضي محمد مغيسه به زندان اوين تأييد شده اند و نامه انتقال بقيه سي نفر زنداني اعدامي به زندانهاي امنيتي به سراسر كشور به دستور همين شخص امضاء شده است
در نتيجه ماموستا كاوه ويسي و كاك مختار رحيمي هم براي حفظ ساير برادران مسلمان خود بطور اختياري به سلولهاي انفراد رفتند تا الله متعال براي آنان گره گشايي كند. اكنون قرار است كه امشب خانواده ها در پارك شهر روبروي دادستاني كل كشور بسر ببرند و فردا در مقابل دفتر رييس جمهوري و پس فردا مقابل بيت رهبري تحصن نمايند، درخواست زندانيان اهل سنت، از علماي اهل سنت در سراسر دنيا خصوصا از خطيبان جمعه شهرهاي سني نشين ايران اين است كه در برابر ظلم حكومت به اين برادران خود صداي خود را بلند كنند، چرا كه ماموستا كاوه ويسي صداي شما و صداي اهل سنت را بگوش آخوندهاي شيعه رسانده است و مدتهاي طولاني چند ساعته با آنان مناظره كرده و همه آنها را با دليل و برهان مغلوب ساخته است. ماموستا كاوه ويسي با بجان خريدن اعدام براي خود وسي نفر از شاگردانش به حكومت ايران ثابت كرد كه جامعه اهل سنت به هيچ وجه از خواسته هاي بحق خود كوتاه نميايد و توهينات مسئولين و آخوندهاي حكومت رژيم را محكوم ميكند، اگر چه به از دست دادن جانش منتهي شود.
زندانيان سياسي مذهبي اهل سنت زندان رجايي شهر. يكشنبه 7 مهرماه 92
Sunday, 29 September 2013
اين آخرين پيام من است٬ گارد ضد شورش دم در است و ميخواهند ما را ببرند٬ صداي مظلوميت ما را پخش کنيد٬ نگذاريد ما را بکشند
اين آخرين پيام من است٬ گارد ضد شورش دم در است و ميخواهند ما را ببرند٬ صداي مظلوميت ما را پخش کنيد٬ نگذاريد ما را بکشند!
اين آخرين حرفهاي زنداني محکوم به اعدام٬ چند ثانيه قبل٬ از رجايي شهر با من بود و صداي ريختن تعدادي به داخل بند را شنيدم و سپس تلفن قطع شد !
محمد مرداني رييس زندان رجايي شهر امروزيکشنبه ۲۹ سپتامبر صبح ساعت هشت به وقت ايران به بند زندانيان اهل سنت رفته و به آنها گفته است بنا به دستور قاضي مقيسه بايد همه محکومين به اعدام اهل سنت به سلول انفرادي منتقل شوند. او اسامي بيست نفري را خوانده است که اکنون در بند هستند. قبلا به اطلاع رسانديم که شش نفر ديگر را قبلا به قزل حصار منتقل کرده اند. مرداني رئيس زندان رجايي شهر زندانيان را تهديد کرده و گفته اگر با زبان خوش نرويد ٬ با دست و پاي شکسته شما را خواهيم برد.
من اکنون ساعت ۱۲.۴۵ دقيقه به وقت اروپا با زندانيان محکوم به اعدام حرف زدم و آخرين صحبتهاي آنها را شنيدم. در حاليکه همانجا ميگفتند گارد پشت در است و دارد وارد سالن ميشود. زندانيان ميگفتند ما نخواهيم رفت و اوضاع در داخل سالن بسيار متشنج بود.
در اين تماس يکي از محکومين به اعدام بمن چنين گفت: صبر کن ببينم گارد کجاست٬ و لحظاتي بعد ادامه داد٬ پشت در هستند٬ من مي بينم دارند ميايند٬ و سپس آخرين حرفي که زد اين بود: اگر ارتباطمان با دنياي خارج قطع شد٬ بدانيد که آنها به زور ما را براي اعدام برده اند. صداي مظلوميت ما را به گوش ديگران برسانيد نگذاريد ما را بکشند.
در اين بند ۱۱۷ زنداني اهل سنت هستند که بيست نفر از آنها محکوم به اعدام هستند. گارد ويژه قصد انتقال اين بيست نفر به سلول انفرادي و يا قزل حصار را دارد. ظاهرا ميخواهند همه ۲۶ نفر را باهم اعدام کنند.
در حاليکه هم اکنون خانواده هاي اين محکومين به اعدام با اژه اي در حال مذاکره هستند و خبر رسيده است که خبرنگاران در مقابل محل کار اژه اي تجمع کرده و منتظر نتيجه مذاکره هستند٬ در آنطرف با خشونت و سبعيت قصد بردن اين بيست نفر به سلول انفرادي را دارند. .
کميته بين المللي عليه اعدام از همه ميخواهد به زمينه سازي قتل بيست و شش نفرفعال سياسي و عقيدتي در ايران متحدانه اعتراض کنند. به درخواست اين محکوم به اعدام پاسخ دهيم و عليه اين جنايات اعتراض کنيم.
مينا احدي – کميته بين المللي عليه اعدام
۲۹ سپتامبر ۲۰۱٣
Saturday, 28 September 2013
گلایه مریم شفیع پور از وضعیت بد جسمی در اولین دیدار با خانواده
جرس: روز گذشته پدر و خواهران مریم شفیع پور با این زندانی سیاسی دیدار کردند.
این اولین دیدار خانواده شفیع پور با دخترشان طی مدت بازداشت وی بوده است. پیشتر بازجوها تنها دو بار اجازه تماس تلفنی این فعال سیاسی با خانواده اش را داده بودند.
وی در این ملاقات کابینی از وضعیت بد جسمی خود خبر داده است. اگر چه شرایط روحی وی مطلوب گزارش شده٬ لیکن لمس شدن دست٬ ناراحتی پوستی و عفونت دندان شرایط جسمی وی را تحت تاثیر منفی قرار داده است.
به گزارش سحام٬ بازجوی وی تهدید کرده است که قرار بازداشت وی تمدید خواهد شد. بازجویان وی در روزهای نخستین بازجویی وی را به سه ماه انفرادی تهدید کرده بودند.
مریم شفیع پور در ۵ مرداد ماه سال جاری بازداشت شد. این اولین باری بود که به وی اجازه ملاقات داده شد و در طی این مدت تنها توانسته دو تماس کوتاه تلفنی با خانواده خود داشته باشد که در آخرین تماس خانواده متوجه شرایط نامناسب روحی و جسمی او شده اند و این موضوع موجب افزایش نگرانی های خانواده شده بود.
مریم شفیعپور که عضو کمیته زنان ستاد دانشجویی انتخاباتی مهدی کروبی در انتخابات سال ۸۸ بود، در سال ۱۳۸۹ به دلیل فعالیتهایش از سوی دادگاه انقلاب قزوین به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد. اما به گفته مسئولین بازداشت اخیر وی ارتباطی با حکم صادره نشده ندارد.
Friday, 27 September 2013
ادامه صدور احکام سنگین برای معلمان فعال؛ دبیر کل سازمان معلمان ایران به ۵ سال حبس محکوم شد
تقاطع: همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید در ایران، علیرضا هاشمی، دبیرکل سازمان معلمان ایران، از سوی شعبهی ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس محکوم شد.
به گزارش تقاطع و به نقل از منابع نزدیک به معلمان ایران، قاضی مقیسه، در حکم صادره برای این فعال صنفی شناختهشده، وی را در اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” مجرم شناخته و با استناد به ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی به حداکثر مجازات پیشبینی شده در قانون برای این اتهام محکوم کرده است.
آقای هاشمی در اردیبهشتماه ۸۹ و در جریان بازداشت فعالان صنفی معلمان ایران، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و پس از یک ماه بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوین با قرار وثیقه آزاد شد.
او پیش از این نیز در اسفندماه ۸۵ به عنوان یکی از سازماندهندگان تظاهرات اعتراضی معلمان در آن سال بازداشت و بعدها به سه سال حبس قطعی محکوم شده بود. هرچند که آن حکم تا به امروز به اجرا در نیامده است.
صدور حکم سنگین حبس برای علیرضا هاشمی، سومین مورد از این دست احکام در ماههای اخیر است.
پیش از این محمود بهشتی لنگرودی، سخنگو و بازرس کانون صنفی معلمان ایران، در هفتهی نخست خردادماه سال جاری، از سوی ابولقاسم صلواتی، قاضی شعبهی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. حکمی که با تایید در دادگاه تجدیدنظر به چهار سال حبس تعلیقی پیشین این معلم ۵۳ ساله اضافه گردید.
در آخرین روزهای مردادماه امسال نیز، علیاکبر باغانی، دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست پیرعباسی، به یک سال حبس تعزیری و ۱۰ سال تبعید به شهرستان زابل محکوم شد. وی در ارتباط با بازداشت قبلیاش در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۵ معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی نیز به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود که با توجه به حکم پروندهی تازه، این حکم نیز از حالت تعلیق خارج شده و به محکومیت یک سال حبسش اضافه شده است.
در حال حاضر رسول بداقی، محمود باقری، محمد داوری و عبدالله مومنی، چهار معلمی هستند که در در دو زندان اوین و رجاییشهر دوران حبس خود را میگذرانند. این چهار نفر پس از اعتراضهای خرداد ۸۸ به دلایل سیاسی و صنفی، بازداشت شدند.
روز چهارشنبه (۲۵ سپتامبر-۳ مهر)، کانون صنفی معلمان ایران (تهران) با صدور بیانیهای به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید، نسبت به ادامه صدور احکام زندان، تبعید، و انفصال از خدمت برای معلمان «باوجود تغییر دولت و بهبود نسبی فضای سیاسی کشور» انتقاد کرد.
این تشکل صنفی، در بیانیهی خود خواهان «توقف فوری اجرای حکم زندان آقایان باغانی و بهشتی» و «رفع کلیهی احکام مبتنی برحبس تعلیقی، تبعید و… از معلمان فعال در نهادهای صنفی»، «پایان بخشیدن به دورهی حبس تمامی معلمان زندانی در یک محدودهی زمانی قابل قبول» و «رفع محدودیتها و موانع فراقانونی، برای فعالیتهای قانونی و آزادانهی نهادهای صنفی فرهنگیان» شد.
Thursday, 26 September 2013
ابراز نگرانی عفو بینالملل از احتمال اعدام شش زندانی کرد در قزلحصار
جرس: سازمان عفو بینالملل با صدور بیانیهای از احتمال اعدام قریبالوقوع شش زندانی اهل سنت کرد ایرانی در زندان قزل حصار به شدت ابراز نگرانی کرده است.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، حامد احمدی و صدیق محمدی دو زندانیای هستند که در قزل حصار طبق این گزارش به انفرادی منتقل شدهاند.کمال ملایی، جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی و سیدهادی حسین چهار زندانی دیگر هستند که برپایه این گزارش در برابر رفتن به انفرادی مقاومت کردهاند.برپایه گزارشها این افراد متهم به دو پرونده جداگانه هستند. برخی از این افراد متهم به دست داشتن در ترور ملا محمد شیخالاسلام، نماینده استان کردستان در مجلس خبرگان رهبری هستند که روز ۲۶ شهریور ۱۳۸۸ به ضرب گلوله به قتل رسید.
یکی از این متهمان گفته است: «ترورهایی که ما به آنها متهم شدهایم در تاریخ ۲۸ شهریور ماه ۱۳۸۸ روی داده، در صورتی که تاریخ بازداشت ما کاملا مشخص است. جمشید و جهانگیر دهقانی که برادر هستند در تاریخ ۲۷ خرداد ماه ۸۸ بازداشت شدند، کمال ملایی در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۸۸ بازداشت شد و حامد احمدی در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۸۸ بازداشت شد. زمانی که ترورها انجام شد ما در اداره اطلاعات بازداشت بودیم، چطور زمانی که ما در بازداشت اداره اطلاعات بودیم میتوانستیم ترورها را انجام بدهیم.»
سازمان عفو بینالملل در بیانیه خود خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام این شش نفر شده است.
حسيبه حاج صحراوی معاون مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بینالملل انتقال این زندانیان به انفرادی را نشانه نگرانکنندهای دانسته و از احتمال اعدام آنها خبر داده است.
سازمان عفو بینالملل میگوید که رویه دادرسی و محاکمه شماری از این افراد با معیارهای بینالمللی همخوانی نداشته است.
عفو بینالملل تاکید کرده است در حالی که آزادی شماری از زندانیان سیاسی «بارقه امیدی» در چند روز اخیر بوده اما اعدامها همچنان در ایران ادامه داشته است.
Wednesday, 25 September 2013
سیداحمد رونقی، پدر وبلاگ نویس دربند احضار شد
جرس: سیداحمد رونقی ملکی، پدر حسین رونقی، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین طی دو حکم به بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب و همچنین دادگستری تبریز احضار شد.
به گزارش کلمه، سیداحمد رونقی ملکی، طی حکمی که از سوی شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی دادگستری تبریز دریافت کرده باید در تاریخ سیزدهم مهرماه به دادگستری کل استان آذربایجان شرقی مراجعه کند. وی دو روز پس از دریافت این ابلاغیه نیز طی احضاریه ی دیگری از شعبه بیستم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب نیز به دادگستری آذربایجان احضار شده است.
بر اساس این ابلاغیه علت احضار شکایت علیه پدر این زندانی سیاسی عنوان نشده است.
سیدحسین رونقی ملکی وبلاگ نویس منتقد و فعال حقوق بشردربند در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت شد. وی مدت ۱۰ ماه را در سلولهای انفرادی این بند زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
وی که از نارسایی شدید کلیه رنج می برد چندی پیش به خاطر بی توجهی مسوولان به وضعیت درمانی او دست به اعتصاب غذا زده بود. خواسته او که در خارج از زندان و در یک بیمارستان درمانش دنبال شود تا امروز مورد توجه و اجابت مسئولان قرار نگرفته است.
این فعال حقوق بشر شهریور ماه سال گذشته در حالی که در مرخصی درمانی اول خود به سر می برد، به همراه پدر و برادرش (احمد و حسن رونقی ملکی) و۳۳ تن دیگر از امدادگران و فعالان مدنی در کمپ کمک رسانی در سرند واقع در مناطق زلزله زده آذربایجان بازداشت شدند.
پدر حسین رونقی ملکی فعال حقوق بشر در بند پیش از آن نیز طی احضاریه ای که شنبه ۱۲ مرداد به وی ابلاغ شد به معاونت امنیت دادستان تبریز احضار شده بود.
وی پیش از آن نیز ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ۲۶ ﺩﯼ ۱۳۹۱ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﺍﺣﻀﺎﺭ شده بود.
Tuesday, 24 September 2013
ادامه حبس محمدرضا مقیسه به رغم پایان محکومیت
جرس: در حالیکه دوره حبس چهار ساله محمدرضا مقیسه مسئول کمیته پیگیری قربانیان حوادث انتخابات ۱۳۸۸ ستاد میرحسین موسوی در شهریور ماه به پایان رسیده است، مقامات قضایی از آزادی این زندانی سیاسی خودداری میکنند.
به گزارش کلمه، محمدرضا مقیسه از ایثارگران و جانبازان دوران دفاع مقدس و از اعضای اصلی ستاد مهندس موسوی در ۲۲ مهر ۸۸ بازداشت و به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و پس از آنکه ۵۰ روز را در انفرادی این بند امنیتی گذراند، ۱۲ اسفند ماه ۸۸ با مرخصی وی موافقت شد. پس از توقیف سند ۷۰۰ میلیون تومانی این زندانی وی به مرخصی اعزام شد ولی آبانماه ۸۹ ماموران با یورش به منزل و محل کار وی، این زندانی سیاسی را به اتهام «فرار» مجددا بازداشت و به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل کردند.
بر اساس این گزارش، هم اکنون و در حالی که دوره ی حبس وی به پایان رسیده و به رغم موافقت دستگاه قضایی و دادستانی با مرخصی این زندانی سیاسی، دادستان مدعی است که وی فراری بوده و باید مدت مرخصی را در زندان بگذراند.
مقیسه پیشتر اعلام کرده بود که چنانچه دادستانی برخلاف قانون و خودسرانه بخواهد دوران زندان وی را افزایش دهد به هر طریق ممکن و از طریق نامه نگاری به مقامات ارشد و اعتصاب غذای نامحدود اعتراض خواهد کرد.
Monday, 23 September 2013
ملاقات هفتگی کسری نوری با دخالت مامورین امنیتی انجام نشد
جرس: ملاقات هفتگی کسری نوری با دخالت مامورین امنیتی انجام نشدکسری نوری زندانی سیاسی- عقیدتی محبوس در بند عبرت زندان عادل آباد و از مدافعان حقوق دراویش ظهر امروز از حق ملاقات هفتگی محروم ماند.
به گزارش مجذوبان نور، ظهر امروز هنگامی خانواده کسری نوری وارد سالن ملاقات زندان عادل آباد شدند مسئولان بخش صادر کنندهٔ ملاقات کابین زندان به بهانههای واهی از صدور ملاقات سر باز زدند که با درگیری لفظی بین خانواده این زندانی سیاسی و مسئولان بخش ملاقات زندان، یگان ویژه به سالن ملاقات اعزام و خانواده این زندانی عقیدتی را از سالن ملاقات خارج کرد.
لازم به ذکر است که هفته گذشته نیز ملاقات حضوری دراویش محبوس در این بند بدون هیچ توضیحی لغو شد و به ملاقات کابینی تغییر یافت.
دو هفته پیش مامورین یگان حفاظت اطلاعات زندان با یورش به این بند و به کارگیری زور و ضرب و شتم، اقدام به تراشیدن ریش و سبیل پنج درویشی زندانی کردند، از آن زمان علاوه بر اینکه از حق هر گونه تماس تلفنی محروم شدند، هر هفته بر فشارها بر دراویش و خانوادههای آنها بیشتر میشود.
لازم به ذکر است که به دنبال حمله گارد ویژه زندان عادل آباد شیراز به بند عبرت این زندان و تراشیدن موهای سر و ریش و شارب آنان، ۹ تن از دراویش زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین در حمایت از برادران خود در زندان عادل آباد شیراز و در اعتراض به این حرکت توهین آمیز ماموران امنیتی موهای سر خود را تراشیدند.
Sunday, 22 September 2013
تهدید خانواده شفیع پور به خاطر اطلاعرسانی درباره وضعیتش
جرس: یکی از اعضای خانواده مریم شفیع پور به علت اطلاعرسانی درباره این فعال دانشجویی زندانی، توسط دادستانی تهدید به برخورد قضایی شد.
به گزارش سحام٬ دادستانی شهید مقدس، در اقدامی ضمن امتناع از هرگونه اطلاع رسانی درباره وضعیت مریم شفیع پور، خواهر این زندانی سیاسی را تهدید به برخورد قضایی کرده است.
اطلاع رسانی در مورد وضعیت مریم شفیع پور٬ علت این تهدید دادستانی بوده است.
بنا بر این گزارش، اکنون هیچ اطلاعی در مورد وضعیت سلامتی و مکان فعلی این عضو کمپین انتخاباتی مهدی کروبی در دست نیست و خانواده وی کماکان از شرایط وی اطلاعی ندارند.
مریم شفیع پور در ۵ مرداد ماه سال جاری بازداشت شد. وی همچنان ممنوع الملاقات است و در طی این مدت تنها توانسته دو تماس کوتاه تلفنی با خانواده خود داشته باشد که در آخرین تماس خانواده متوجه شرایط نامناسب روحی او شده اند و این موضوع موجب افزایش نگرانی های خانواده شده است. وی در اولین تماس تلفنی خود گفته بود که برایش دعا کنند.
مریم شفیعپور که عضو کمیته زنان ستاد دانشجویی انتخاباتی مهدی کروبی در انتخابات سال ۸۸ بود، در سال ۱۳۸۹ به دلیل فعالیتهایش از سوی دادگاه انقلاب قزوین به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد. اما به گفته مسئولین بازداشت اخیر وی ارتباطی با حکم صادره نشده ندارد.
Saturday, 21 September 2013
مجید محمدی معین، ۲۰ ماه حبس بدون مرخصی
جرس: اختلاف میان کارشناس بازجویی پرونده مجید محمدی معین با دادستانی تهران موجب شده تا تمامی درخواست های مرخصی اضطراری این زندانی برای همراهی با مادر بیمارش برای عمل جراحی فوری، بی نتیجه بماند.
به گزارش کلمه، مجید محمدی معین، خبرنگار روزنامه بیان و سلام و مدیر کمیته اقتصادی انجمن ورزشی نویسان جوان به اتهام اجتماع و تبانی و اقدام علیه امنیت ملی به چهار سال حبس تعزیری محکوم شده است.
این زندانی سیاسی در ۲۵ بهمن ماه سال ۸۹ و پس از فراخوان میرحسین و کروبی در تجمع شرکت کرده بود که بازداشت و ۱۱ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برد.
وی اکنون ۲۰ ماه است که بدون مرخصی و ملاقات با فرزند خردسالش محکومیت خود را طی می کند. این روزنامه نگار زندانی دارای یک فرزند خردسال است که تاکنون موفق به دیدار پدر نشده است.
این روزنامه نگار بهار سال گذشته توسط عده ای لباس شخصی بازداشت و پس از بازجویی در مکانی نامعلوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. وی شش ماه در بند امنیتی ۲۰۹ محبوس بود که با قطعی شدن حکم ۴ ساله او به بند ۳۵۰ منتقل شد.
مجید محمدی معین و همسرش دارای ۲ مورد ثبت اختراع است که در کارنامه مخترعین در سال ۹۰ ثبت شده است. این زندانی سیاسی مجری انحصاری جذب حامیان کمیته ملی المپیک و مبتکر جشن اسطوره های ورزش ایران و مدیر اولین شرکت تخصصی جذب حامیان مالی در ایران است.
در جریان بازجویی های وی در بند ۲۰۹ زندان اوین، مجید محمدی معین تحت شدیدترین هتاکی ها و ضرب و شتم قرار گرفت به گونه ای که منجر به خونریزی داخلی وی و بستری و عمل جراحی در بیمارستان قمر بنی هاشم شد.
Friday, 20 September 2013
توقیف گذرنامه یک سینماگر و بازداشت یک وبنگار در فرودگاه
جرس: محمد رسول اُف، كارگردان ايرانى و برنده جوايز جشنواره هاى كن و تلورید، عصر روز پنجشنبه ٢٨ شهريورماه، بلافاصله پس از بازگشت به ايران، توسط نيروهاى امنيتى احضار و پاسپورت، مدارك هويتى و لپ تاپ شخصى اش توقيف شد. همزمان احمدرضا نجداد، وب نگار و نویسنده منتقد نیز، هنگام خروج از فرودگاه بین المللی تهران بازداشت شد.
به گزارش شبکه های اجتماعی، محمد رسول اُف، سینماگر ایرانی ابتداى ماه جارى ميلادى جايزه جشنواره بین المللی تلورید در کلرادوى آمريكا را براى فیلم «دست نوشتهها نمی سوزند» از آن خود كرد و پيش از آن نيز با همين فيلم برنده جایزه بخش «نوعی نگاه» در فستیوال «کن» فرانسه شد.
محمد رسول اف در سال ۸۹ به اتهام «اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عمومی و فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۶ سال حبس تعزیزی و ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی محکوم شد. او پس از تقلیل حکم زندان به یک سال، در ماه مه سال گذشته با فیلم تازه اش که صحنه های آن به طور مخفیانه در ایران فیلمبرداری شده به جشنواره كن رفته بود.
بر اساس گزارش مذکور، تاريخ احضار آقاى رسول اف، روز هفتم مهر ماه "جهت ادای توضیحات" تعيين شده؛ و همزمان وی بعنوان رییس افتخاری جشنواره فیلم حقوق بشر نورنبرگ هم انتخاب شده است.
بازداشت یک وبنگار منتقد
همزمان و به گزارش خبرنگار جرس، احمدرضا نجداد، نویسنده، محقق و وب نگار منتقد، روز پنجشنبه هنگام خروج از کشور، در فرودگاه بین المللی تهران، توسط ماموران امنیتی لباس شخصی ابتدائا مورد پرسش و سپس بازداشت قرار گرفت.
آقای نجداد، نویسنده وبلاگ «برابری، آزادی»، پیش از این نیز مورد احضار و بازجویی قرار گرفته و کتاب اخیر وی پیرامون کنکاشی در علل عقب ماندگی نیز، ماهها در اداره کتاب وزارت ارشاد اجازه انتشار نیافته بود.
هنوز از علت بازداشت، محل نگهداری و وضعیت آقای نجداد خبری منتشر نشده است.
Thursday, 19 September 2013
شواهد حاکی از نگهداری آرش صادقی در بند امنیتی است
جرس: سخنگوی قوه قضائیه در حالی از عدم حضور آرش صادقی در سالهای اخیر در زندان اوین خبر داده، که شواهد و شنیده های متعددی از زندانیان و وکیل بند ۳۵۰ زندان اوین و همچنین اظهار نظر یکی از مسئولان بند امنیتی ۲۰۹، حاکی از نگهداری آرش در بند امنیتی وزارت اطلاعات است.
به گزارش جرس، یکی از زندانیان سیاسی با ارسال نامه ای خاطرنشان کرده است: دانشجوی زندانی، آرش صادقی، پس از سپری کردن دوران محکومیت خود در آذر ماه ۹۰، مجددا بازداشت شد و در همان مدت پدر بزرگ وی در دو نوبت اردیبهشت و آبان ماه ۹۱، با آرش در حضور ماموران امنیتی در زندان اوین ملاقات داشته است.
این نامه می افزاید: علاوه بر موارد فوق، دوستان آرش نیز که از طولانی بودن نگهداری وی در بازداشتگاه امنیتی نگران بودند، بارها به شیوه های مختلف به دنبال کسب خبری از وضعیت این دانشجوی زندانی بودند، تا اینکه در تابستان ۹۱، اعلایی رئیس وقت بند ۳۵۰ پیگیری کرد و مظفر تهرانی، یکی از دست اندرکاران بند ۲۰۹ تایید کرد که صادقی در بازداشتگاه است.
آرش صادقی در آبان ماه ۹۱ و پس از دیدار با پدر بزرگش در نامه ای سرگشاده به دادستان تهران، نسبت به بازداشت و نگهداری خود در بند ۲۰۹ اعتراض کرده بود. در بخش هایی از این نامه آمده بود: "آقای دادستان گفته بودید انفرادی بلند مدت آدمش می کند؛ متاسفم از نامی که شما یدک می کشید (دادستان). از دستگاه اطلاعاتی و قضایی این چنینی، باید هم دادستانی مثل شما و قاضی مرتضوی بیرون بیاید. امروز بیش از ده ماه از حضور من در بند ۲۰۹ می گذرد، که تمام این مدت را در انفرادی بوده ام. ولی حتی یک لحظه بابت عتلکردم و اعتقادم احساس پشیمانی نکرده و نمی کنم."
گزارش ارسالی از زندان اوین همچنین پیرامون قطعیت نگهداری آرش صادقی در بند امنیتی می افزاید:
همه موارد نشان می دهد که آرش صادقی دست کم در سال ۹۱ و بر خلاف گفته های محسنی اژه ای، دادستان کل، در بند ۲۰۹ بوده و در ایام پس از انتخابات ریاست جمهور خرداد ماه اخیر نیز، شایعاتی مبنی بر مرگ وی در بند امنیتی منتشر شد، که همان زمان تعدادی از فعالان اجتماعی، سیاسی و دانشجویی، با انتشار نامه ای سرگشاده به احمد شهید، پیگیر وضعیت آرش صادقی از گزارشگر ویژه سازمان ملل شدند.
همچنین همان زمان، علیزاده طباطبایی، یکی از وکلای وی در مصاحبه ای در تیر ماه امسال اظهار داشته بود: "با پیگیری هایی که در چند روز گذشته داشتم، فکر کنم به زودی برای پرونده جدید ارش صادقی کیفرخواست صادر شود و آنرا به به دادگاه بفرستند. طی پیگیری هایی که انجام داددم، مطمئن هستم که او زنده است و شایعاتی که در مورد مرگش بوده، درست نیست."
در انتهای گزارش ارسالی از زندان اوین آمده است: اظهار نظرها و مستندان نشان می دهد که بر خلاف ادعای دادستان کل کشور، آرش صادقی، فعال دانشجویی منتقد حکومت، در سالهای ۹۱ و ۹۲ در بند امنیتی وزارت اطلاعات و در شرایط نامناسبی نگهداری می شده است. از این رو، دادستان تهران، قوه قضائیه و وزارت اطلاعات باید به نقاط تاریک خبرهای منتشره، پاسخگو باشند. که اگر وی در زندان اوین نیست، پس در کجا و چگونه نگهداری می شود؟ و چرا؟ آیا خانواده، دوستان و فعالان حقوق بشری، خق ندارند بدانند در پشت دیوار زندانی های جمهوری اسلامی چه بر سر زندانیان می آید؟ با توجه به گذسته، دستگاههای جمهوری اسلامی از این تجارب سربلند بیرون نیامده اند و به نظر می رسد که این نگرانی ها می تواند واقعیت داشته باشد. چنانکه پیش از این نیز، در مورد تعدادی از زندانیان و بازداشت شدگان مواردی وجود داشت و پاسخی قابل قبول ارائه نشد. اخرین مورد از این وقایع، جانباختن ستار بهشتی، جوان وبلاگ نویسی بود، که هنوز سوالات بسیاری در آن زمینه بی پاسخ مانده است.
Wednesday, 18 September 2013
انتقال اکبر امینی و عیسی ملک محمدی به بند ۳۵۰ زندان اوین
جرس: اکبر امینی و عیسی ملک محمدی به بند 350 زندان اوین منتقل شدند.
به گزارش جرس، اکبر امینی و عیسی ملک محمدی بعد از 3 ماه حبس در سلولهای انفرادی بند امنیتی 209 وزارت اطلاعات، به بند عمومی 350 منتقل شدند.
اکبر امینی چند روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری امسال بازداشت شد.
Tuesday, 17 September 2013
همان دادگاه ها و همان اعدام ها؛ امتناع وکیل تسخیری از ملاقات با خانواده زندانیان محکوم به اعدام
فعالان در تبعید: آقای ترابی وکیل تسخیری سه تن از فعالان عرب اهل شوش که به اعدام محکوم شده اند، از دیدار با خانواده های محکومین خوداری کرده است. بنا بر اطلاع “کمپین صلح فعالان در تبعید”، ترابی وکیل تسخیری فعالان عرب شوش که قاضی دادگاه و بازنشسته دادگستری است؛ از دیدار با خانواده های محکومان عرب امتناع ورزیده است. دفتردار ترابی حکم اعدام علی چبیشاط ۴۷ ساله وسید یاسین موسوی ۳۴ ساله؛ وحکم ۲۵ سال حبس همراه با تبعید به یزد برای سلمان چایان ۳۲ را در دفتر ترابی واقع در مجتمع امین بین خیابان ٣ و ۴ درکوی کیانپارس اهواز به خانواده های محکومان ابلاغ کرده است.
Monday, 16 September 2013
مریم شفیعپور به بیمارستان منتقل شد
جرس: مریم شفیعپور که در بند ۲۰۹ زندان اوین محبوس است به بیمارستان منتقل شده است.
به گزارش ادوارنیوز٬ روز گذشته بازپرس پروندهی این فعال دانشجویی به خانوادهی وی اجازه ملاقات برای امروز را داده بود که امروز صبح بعد از مراجعه خانواده به زندان اوین برای ملاقات با خبر انتقال مریم شفیعپور به بیمارستان مواجه میشوند.
مامورین و دادستانی هیچ توضیحی به خانواده مبنی بر دلیل انتقال و حتی نام بیمارستانی که مریم شفیعپور را به آنجا منتقل کردند نمیدهند.
این در حالی است که در آخرین ملاقات شفیعپور با خانواده از بیحسی دست راستش شکایت داشت و اعلام کرده بود نیاز به دسترسی به پزشک دارد.
این فعال دانشجویی در مرداد ماه امسال پس از احضار جهت بازپرسی به دادسرای شماره ۲ شهید مقدس اوین به زندان اوین انتقال داده شد.
مریم شفیع پور پیش از این در سال ۸۹ به دلیل فعالیتهای دانشجویی بر اساس حکم دادگاه انقلاب قزوین به یک سال حبس تعلیقی محکوم شده است.
Sunday, 15 September 2013
در سال گذشته سه هزار و ۶۴۰ مرگ مشکوک به خودکشی در کشور رخ داده است
جرس: مرگهای مشکوک به خودکشی در کشور رو افزایش است و رییس مرکز تحقیقات پزشکی قانونی در این باره می گوید: در سال گذشته سه هزار و 640 مرگ مشکوک به خودکشی در کشور رخ داده است.
به گزارش آفتاب، محمود خدادوست با اشاره به روز دهم سپتامبر روز جهانی مبارزه با خودکشی اظهار داشت: در سال گذشته استان های تهران با 409، کرمانشاه با 271 و گیلان با 231 فوتی بیشترین و استان های خراسان جنوبی با 18، کهگیلویه و بویر احمد با 24 و خراسان شمالی با 25 فوتی کمترین موارد مرگ ناشی از خودکشی را داشته اند.
رییس مرکز تحقیقات سازمان پزشکی قانونی کشور با بیان شیوه های خودکشی در کشور تصریح کرد: در سال گذشته 49.9 درصد از موارد خودکشی به شیوه حلق آویز بوده است.
دکتر خداوست با اشاره به تفکیک سنی موارد خودکشی در کشور افزود: در سال گذشته، از کل مرگ های مشکوک به خودکشی در کشور، بیشترین مواردخودکشی در گروه سنی 18 تا 24 سال ثبت شده است که 28.2 درصد از کل موارد خودکشی این سال ها را در برمی گیرد. پس از آن گروه سنی 30 تا 39 سال با 22.2درصد، 25 تا 29 سال با 17.6درصد، بالای 50 سال با 12.9 درصد، 40 تا 49 سال با 11.1 درصد و زیر 18 سال با 7.9 درصد به ترتیب بیشترین موارد خودکشی را به خود اختصاص داده اند.
بر این اساس بررسی آمار اقدام به خودکشی طی 15 سال اخیر نشان می دهد، خودکشی درمیان 18 تا 24 ساله ها بیشتر است.
Saturday, 14 September 2013
مخالفت دادستانی با اعزام محمد حسن پورسیفی به بیمارستان
جرس: محمد حسن یوسف پورسیفى، فعال حقوق بشر همچنان در انتظار حکم دادستان براى اعزام به بیمارستان است.
به گزارش کلمه، با وجود اینکه حدود دو ماه از پیگیرى وضعیت درمانى محمد حسن یوسف پورسیفى، فعال حقوق بشر و کودکان کار و زندانى بند ٣۵٠ زندان اوین مىگذرد، اما هنوز اقدامى براى اعزام وى به بیمارستان انجام نشده است.
یوسف پور که از گویندگان و تهیه کنندگان صدا و سیما بود ، ١٨ شهریور ٩١ خود را براى اجراى حکم ۵ سال و شش ماه حبس تعزیرى به زندان اوین معرفى کرد.
وى در تیرماه سال ٩٠ نیز به مدت یکماه توسط اطلاعات سپاه بازداشت و در بند انفرادى دو الف بازجویى شد.حکم صادره توسط قاضى صلواتى در شعبه ١۵ دادگاه انقلاب بخاطر عضویت و مسئولیت واحد جذب و معرفى مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ، تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانى صادر شده بود.
یوسف پور چند ماه است که از اختلال شبکیه هر دو چشم و جابجایى مهره هاى کمر رنج مى برد این در حالى است که پزشک زندان اوین اعزام و انتقال او را به بیمارستان تایید کرده است.
این زندانی سیاسی سه ماه است که در نوبت ویزیت پزشک مغز و اعصاب براى تایید عمل مهره هاى کمر بسر مى برد. ولى دادستانى هنوز اقدامى براى اعزام وى به بیمارستان انجام نداده است.
با اینکه او یکسال است که در زندان در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، دادستانى به خانواده همسر وى نیز اجازه ملاقات نمى دهد و هر هفته ملاقات را به بهانه هاى مختلف به تعویق مى اندازد.
یوسف پور در اردیبهشت سال جارى بخاطر اعتراض به برخورد نامناسب معاون زندان اوین به همراه دوستان همبندى اش بخاطر شعار دادن ١٠ روز به بند انفرادى ٢۴٠ زندان اوین منتقل شد. یوسف پور در بند ٣۵٠ نیز از فعالیت هنرى غافل نیست.
نمایشنامه خوانى ، برگزارى کارگاه نمایش و فن بیان ، اجراى برنامه گلگشت و دبیر سرویس حقوق بشر هفته نامه دیوارى ٣۵٠ از عمده فعالیت هاى او در طول یکسال گذشته در بند ٣۵٠ زندان اوین بوده است.
Friday, 13 September 2013
تداوم آزار و فشار نیروهای امنیتی بر خانواده های خبرنگاران رادیو فردا
جرس: راديو اروپای آزاد/ راديو آزادی، در بيانيه ای از ادامه فشارها بر خانواده خبرنگاران شاغل در راديو فردا خبر داد.
بر اساس اين بيانيه در ماه گذشته ميلادی خانواده ۵ نفر از کارمندان راديو فردا به نهادهای اطلاعاتی و امنيتی احضار شده و مورد بازجويی قرار گرفته اند.
به گفته آرمان مستوفی مدير راديو فردا خواسته های مطرح شده در اين بازجويي ها از خانواده کارکنان راديو فردا، همان موارد مطرح شده در احضارهای قبلی از جمله درخواست قطع همکاری بستگان آنها با راديو فردا است.
اين احضارها نخستين مورد از ادامه فشارها بر خانواده کارکنان راديو فردا از زمان آغاز به کار حسن روحانی رئيس جمهوری تازه ايران محسوب ميشود.
موضوعی که در بيانيه راديو اروپای آزاد/راديو آزادی که راديو فردا از رسانه های زيرمجموعه آن به شمار ميرود هم مورد توجه قرار گرفته و در آن آمده که اين فشارها در شرايطی بر خانواده خبرنگاران راديو فردا اعمال ميشود که در ايران انتظارات گسترده ای مبنی بر درپيش گرفتن سياسته ای ميانه روانه از سوی آقای روحانی وجود دارد.
کوين کلوز رئيس راديو اروپای آزاد/ راديو آزادی نيز در واکنش به اين فشارها آن را سانسور به شيوه ديگر توصيف کرده و گفته اين روشها به همان زشتی تهديد مستقيم روزنامه نگاران است. به گفته کوين کلوز اگر دولت حسن روحانی قصد نشان دادن نشانه هايی از تغيير سياست هايش نسبت به دولت قبلی دارد «ميتواند اين روشها را متوقف کند.»
او گفته حسن روحانی ميتواند از موقعيت خودش به عنوان رئيس جمهوری ايران در جهت محکوم کردن چنين روشهايی استفاده کند و دستور تحقيق درباره اين روشها را بدهد. به گفته آقای کلوز هنوز در روزهای ابتدايی رياست جمهوری حسن روحانی هستيم اما واکنش او ميتواند نشانه تعيين کننده ای در مواجهه با اين موارد باشد.
آرمان مستوفی مدير راديو فردا نيز با بيان اينکه «واضح است هنوز عواملی از دولت گذشته بر سر کار هستند و ايجاد تغيير در دولت کار سختی است» اما گفته اگر اراده سياسی کافی در توقف اين روشها وجود داشته باشد، اقدام در اين زمينه غيرممکن نيست.
احضار و بازجويی از خانواده خبرنگاران رسانه های فارسی زبان خارج از ايران تازگی ندارد. پيش از اين غير از راديو فردا، مديران تلويزيون فارسی بی بی سی نيز بارها از فشارهای وارد شده بر خانواده کارکننانش انتقاد کرده و از مسولان جمهوری اسلامی خواسته بودند که اين فشارها را متوقف کنند.
بخش فارسی صدای آمريکا نيز پيشتر از وجود چنين فشارهايی خبر داده بودند. علاوه بر مديران رسانه های فارسی زبان، نهادهای بين المللی از جمله کميته بين المللی حمايت از روزنامه نگاران خواستار توقف اين فشارها شده بودند. آرمان مستوفی مدير راديو فردا در واکنش به اين فشارهای تازه گفته همان طور که اقدامات قبلی تغييری در روند و برنامه های اين رسانه نگذاشته فشارهای تازه نيز تاثيری بر محتوای برنامه های راديو فردا نخواهد گذاشت.
Thursday, 12 September 2013
مخالفت دادستانی با ملاقات حضوری سیامک قادری و همسرش
جرس: دادستانی بار دیگر با ملاقات حضوری سیامک قادری، روزنامه نگار زندانی با همسرش جلوگیری کرد.
به گزارش کلمه، دادستانی تهران با ملاقات حضوری سیامک قادری با همسرش مخالفت کرده و تنها به پسر وی اجازه ملاقات حضوری داده است.
سیامک قادری روزنامه نگار و دانش آموخته علوم سیاسی از دانشگاه تهران است که ۳۸ ماه از دوران محکومیت ۴ سال خود را در بند ۳۵۰ زندان اوین بدون مرخصی گذرانده و تاکنون در این مدت طولانی ۳ بار توانسته است با همسر و فرزند خود ملاقات حضوری داشته باشد.
عدم اعطای مرخصی و ملاقات حضوری از طرف دادستانی تهران بیشتر برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی و خانواده هایشان و تحمیل کردن خواسته های غیرقانونی نهادهای امنیتی صورت می گیرد که به گفته بسیاری از زندانیان سیاسی و خانواده هایشان این عملکرد و جدا کردن اعضای خانواده از هم، باعث مشکلات فراوان برای همسران و فرزندانشان می شود و در مواردی موجب از هم پاشیدن کانون خانواده شده است.
فرزانه میرزاوند همسر سیامک قادری در مطلبی که در فیس بوک خود منتشر کرده ضمن اشاره به ۳۸ ماه دوری از همسرش، از دوران حبس بدون مرخصی همسر خود با ملاقات های حضوری انگشت شمار گله کرده و می نویسد: در تمام طول این بیش از سه سال بدون حتی یک روز مرخصی، تنها سه و یا چهار بار ملاقات حضوری داشته ایم.
وی در ادامه از بی نتیجه بودن پیگیری هایش در دادستانی تهران گفته و می نویسد: در تمام این ماهها بارها پیچ و خم دادستانی را نا امید از ستاندن دادی که هرگز نیز داده نشد طی کرده ام من اعتراف میکنم که بارها در این مسیر به اعطای مرخصی ای نه چند هفته ای و چند روزه ، که یک روزه و حتی چند ساعته نیز دل بسته و خیال پردازی ها کرده ام.
همسر سیامک قادری در ادامه نوشته خود از امیدها و ناراحتی های خود بدلیل مرخصی نیامدن و نداشتن ملاقات حضوری با همسرش گفته و می نویسد: اعتراف میکنم که در این سالها از شنیدن کوتاهی زمان مرخصی عزیز دربندی در دلم رشک برده ام و با خود گفته ام کاش در تمام این مدت حتی چند دقیقه ای حضورش را در خانه می دیدیم.
سیامک قادری، روزنامه نگار منتقد دولت به حکم دادگاه انقلاب به تحمل ۴ سال زندان به دلیل شرکت در تظاهرات اعتراضی در حوادث پس از انتخابات و تبلیغ علیه نظام از طریق انتشار گزارش برخوردهای خشونت بار با تظاهرکنندگان و معترضان شده بود که دادگاه تخلفات اداری نیز با طرح همین اتهامات این روزنامه نگار را که سابقه ای افزون بر ۲۰ سال کار رسانه ای در ایرنا داشت اخراج و از کلیه حقوق قانونی خود محروم کرد.
شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی با رد گردشکار وزارت اطلاعات و کیفر خواست دادستانی، سیامک قادری را به تحمل ۴ سال حبس محکوم کرد و محرومیت این روزنامه نگار از فعالیت رسانه ای را رد کرد، اعمال فشار غیرقانونی بازجویان باعث صدور رای اخراج این زندانی سیاسی از سوی دادگاه تخلفات اداری و تایید آن توسط دیوان عدالت اداری شد.
سیامک قادری روزنامه نگار دربند سابقه ی فعالیت در خبرگزاری ایرنا به عنوان معاون سردبیر اجتماعی ، خبرگزاری سینا سازمان ملی جوانان به عنوان سردبیر ، اخبار به عنوان گزارشگر ، امید مردم به عنوان گزارشگر ، صبح خانواده به عنوان خبرنگار ، روزنامه ایران به عنوان خبرنگار ، ایرانیان به عنوان سردبیر ، ابتکار به عنوان دبیر سرویس خارجی و معاون سردبیر ، خبرگزاری ایلنا به عنوان مدیر خبر ، روزنامه اطلاعات به عنوان گزارشگر ، اخبار اقتصادی به عنوان گزارشگر و همچنین سایت کلمه پیش از انتخابات ۸۸ و سایت امروز نیوز پس از انتخابات ۸۸ را در کارنامه کاری خود دارد.
این زندانی سیاسی که بدلیل فعالیت های رسانه ای و گزارش های خود از سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق و موسوی لاری وزیر کشور دوران اصلاحات تقدیرنامه دریافت کرده است تاکنون افزون بر ۵۰ تن از خبرنگاران جوان را که اکنون در رسانه ها فعال هستند آموزش داده است و همچنین وی مسئول کارگاه آموزشی مدیران ، سردبیران و خبرنگاران افغان پس از سقوط طالبان بوده است .
سیامک قادری علاوه بر بازداشت در جریانات پس از انتخابات ۸۸ ، در سال ۱۳۷۸ توسط سپاه پاسداران به دلیل عملکرد خبری در ماجرای کوی دانشگاه تحت پیگرد قرار گرفته بود همچنین وی بدلیل پوشش اخبار زندانیان سیاسی در ایرنا بخصوص موضوع اعتصاب غذای نامبرده به اتهام اقدام علیه امنیت ملی احضار و تحت بازجویی قرار گرفته بود .
Wednesday, 11 September 2013
هرانا؛ استمداد پدر حسین رونقی از احمد شهید
خبرگزاری هرانا - احمد رونقی ملکی، پدر حسین رونقی ملکی در پی جواب منفی دادستان در مورد مرخصی درمانی فرزندش از احمد شهید و مسئولان درخواست کمک کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سرانجام ۱۹ شهریور ۱۳۹۲ دادستانی تهران اعلام کرد به حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس زندانی مرخصی درمانی نخواهد داد.
یک منبع نزدیک به خانواده حسین رونقی به گزارشگر هرانا گفت: "روز ۱۲ شهریور که حسین به بیمارستان آمده بود به پدرش گفته بود که بازجویان گفتهاند باید با آنها همکاری کند تا به وی مرخصی دهند در غیر این صورت او را آنقدر در زندان نگه خواهند داشت که بمیرد."
وی در ادامه گفت: "پدر حسین رونقی امروز سهشنبه ۱۹ شهریور ماه اعلام کرد که این مسائل را تا کنون بازگو نکرده شاید به فرزندش مرخصی اعطا گردد، اما اکنون با جواب رد آنها و در خطر بودن جان فرزندش مجبور است این مسائل را اعلام کند."
وی در ادامه تصریح کرد: "همچنین وی خطاب به همه مسئولین جمهوری اسلامی اعلام کرد که جان حسین از طرف بازجویانش در خطر است. وی از آقای (احمد شهید) گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد خواست که به فوریت به مساله حسین رسیدگی کند. همچنین تاکید کرد که تا کنون از مسئولان جمهوری اسلامی درخواست کمک کرده اما پاسخ مساعدی دریافت نکرده است."
گفتنی است، حسین رونقی ملکی که از آذرماه سال ۱۳۸۸ در زندان به سر میبرد، از سوی شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به تحمل ۱۵ سال حبس تعزبری محکوم است.
Tuesday, 10 September 2013
مفقود شدن آرش صادقی و بی خبری از حسین رونقی ملکی
سخنگوی قوه قضاییه در رابطه با وضعیت آرش صادقی گفت: گفته شده که این فرد در زندان اوین اعتصاب غذا کرده است در حالی که در زندان اوین در سال ۹۱ و ۹۲ چنین فردی وجود نداشته است. البته در سال ۸۹ فردی با این نام دستگیر شده و به یک سال حبس محکوم شده است که بعد از سپری کردن محکومیت آزاد شده است، ولی اگر تشابه اسمی هم بوده است چنین فردی در سال ۹۱ و ۹۲ در زندان اوین وجود نداشته است. پیش از این تعدادی از فعالین مدنی در نامههای مختلف نسبت به وضعیت آرش صادقی، فعال دانشجویی محبوس در زندان اوین ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی هرچه سریعتر این زندانی سیاسی شده بودند اما محسنی اژهای حضور وی در زندان اوین را تکذیب کرده است. تکذیب خبر بازداشت آرش صادقی در حالی که خبر بازداشت وی پیش از این منتشر شده بود نگرانی تکرار سناریوهای دستگاههای امنیتی درباره این زندانی را افزایش داده است
Monday, 9 September 2013
مریم شفیعپورازعدم تفهیم اتهام و بیحسی بدنش خبر داد
جرس: مریم شفیع پور، فعال دانشجویی، امروز در ملاقات با پدرش ضمن اعتراض به عدم تفهیم اتهام از وضعیت نامناسب درمانی خود در زندان سخن گفته است. این دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین از ۵ مرداد ماه سال جاری در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برد.
بر اساس اخبار رسیده به ادوارنیوز٬ این فعال دانشجویی در ملاقات امروز از بیحسی و لمس شدن دست راستش خبر داده و از درد شدید دندان نیز رنج می برده است.
خانم شفیع پور در ملاقات کابینی امروز اظهار داشته که تاکنون تفهیم اتهام نشده است.
این فعال دانشجویی در مرداد ماه امسال پس از احضار جهت بازپرسی به دادسرای شماره ۲ شهید مقدس اوین به زندان اوین انتقال داده شد.
مریم شفیع پور پیش از این در سال ۸۹ به دلیل فعالیتهای دانشجویی بر اساس حکم دادگاه انقلاب قزوین به یک سال حبس تعلیقی محکوم شده است.
Sunday, 8 September 2013
علیرضا فرقانی دیپلمات ایرانی: در صورت حمله آمریکا به سوریه دختر اوباما ربوده خواهد شد و مورد تجاوز قرار خواهد گرفت
به گزارش روزنامه «دیلی میل» دیپلمات ایرانی به نام «علیرضا فرقانی» که پیشتر نیز استاندار جزیره کیش بوده است در اظهاراتی تهدید کرده است که اگر ایالات متحده به سوریه حمله کند دختر رئیس جمهوری آمریکا ربوده خواهد شد و مورد تجاوز قرار خواهد گرفت. طبق این گزارش مسئول ایرانی مذکور همچنین ادعا کرده است که در صورت حمله به سوریه علاوه بر دختر اوباما شهروندان آمریکایی بسیاری در کشورهای مختلف دنیا ربوده خواهند شد و یا به قتل خواهند رسید. این گزارش از قول فرقانی نوشته است، «در ظرف کمتر از بیست و یک ساعت پس از آغاز حمله آمریکا به سوریه یک نفر از افراد خانواده هر کدام از وزرا، سفیران، و مسئولان نظامی آمریکا ربوده خواهد شد، و سپس ۱۸ ساعت بعد از آن ویدئوهای قطع اعضای بدن آنها منتشر خواهد شد.» این در حالی است که چند روز پیش از این نیز منابع اطلاعاتی دولت ایالات متحده گزارش داده بودند که پیامی را از سوی قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی شنود کرده اند که طی آن جمهوری اسلامی به گروههای تروریست در عراق فرمان داده بود تا در صورت حمله آمریکا به سوریه، مواضع ایالات متحده در بغداد از جمله سفارت این کشور را مورد حمله قرار دهند.
Saturday, 7 September 2013
محکومیت دو فعال مدنی آذربایجان در دادگاه انقلاب مهاباد
جرس: علی هدایتی و یدالله دشتی دو تن از فعالان مدنی آذربایجان در دادگاه انقلاب مهاباد، به ترتیب به پنج و شش ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این دو متهم به همراه رامین رضایی، دوازدهم مردادماه ۱۳۹۲ در دادگاه انقلاب مهاباد (آذربایجان غربی) و به ریاست احمد جوادی کیا، محاکمه شدند.
نقی محمودی وکیل دادگستری در این رابطه به گزارشگر هرانا گفت: "طبق کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب تکاب، یدالله دشتی به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهایی که قصدشان برهم زدن امنیت کشور است و علی هدایتی و رامین رضایی به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، متهم شده بودند."
وی در ادامه تصریح کرد: "مبنای صدور این احکام از سوی جوادی کیا انجام فعالیت تبلیغی به نفع گروه تجزیه طلب حرکت ملی آذربایجان و پانترکیسم (پانترکیست) و محتوای پیامهای کوتاه ارسال شده توسط متهمین به شرح مندرج در گزارش ادارهٔ اطلاعات که بیانگر تعصبات قومی و تفکرات ناسیونالیستی (آنها) است و اسناد طبقه بندی شدهٔ موجود در ادارهٔ اطلاعات عنوان شده است. در حالی که گروه، حزب و یا سازمانی به نام و عنوان (حرکت ملی آذربایجان) و یا پانترکیسم (پانترکیست) وجود خارجی نداشته و صرفا تمایل افراد به مسائل ملی آذربایجان، میتواند موضوعی قابل طرح باشد. با این وصف، قاضی صادر کنندهٔ احکام مذکور مدعی صدور حکم (با استعانت از خداوند متعال و تکیه بر وجدان وشرف انسانی) است."
Friday, 6 September 2013
احمد خاتمی٬ امام جمعه موقت تهران: حمله به کمپ اشرف کار خوبی بود
احمد خاتمی٬ امام جمعه موقت تهران حمله به کمپ اشرف در عراق را «کاری خوب» توصیف کرد و به طور رسمی از مهاجمان به خاطر قتلعام گروهی از ساکنان این کمپ تشکر کرد.
به گزارش خبرگزاری «نسیم» آقای خاتمی در خطبههای این هفته نماز جمعه تهران از «فرزندان غیور انتفاضه شعبانیه» به عنوان عاملان حمله به کمپ اشرف نام برد.
سپاه پاسداران نخستین نهاد نظامی در جمهوری اسلامی بود که تنها چند ساعت پس از حمله به کمپ اشرف٬ گروه «انتفاضه شعبانیه» را مسئول این حمله معرفی کرد.
احمد خاتمی این عملیات را «از جهت کیفی» کمتر از عملیات «مرصاد» ندانست و گفت کسانی که این حمله را ترتیب دادند «کار خوبی کردند و این دست انتقام خدا بود.»
قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی «قدس» سپاه پاسداران نخستین کسی بود که ارزش این عملیات را مهمتر و بیشتر از عملیات «مرصاد» اعلام کرد.
امام جمعه موقت تهران در بخش دیگری از سخنان خود به انتقاد از برخی عزل و نصبها در دولت یازدهم پرداخت و به روحانی توصیه کرد در این زمینه «معتدل» عمل کند.
وی خطاب به حسن روحانی گفت: «گرفتن همکارانی که معرکهگردان فتنه بودند و اصحاب فتنه بودند با شعار اعتدال شما سازگار نیست.»
خاتمی افزود: «اندک ورود اصحاب فتنه یعنی ورود افراطیگری و این با شعار اعتدال شما سازگار نیست.»
Thursday, 5 September 2013
وضعیت وخیم دکتر هانی یازرلو در زندان اوین
وضعیت جسمانی دکتر هانی یازرلو از فعالین باسابقه سیاسی در زندان اوین وخیم گزارش میشود.
بنا بر اطلاع "سودویند"، مسوولان زندان اوین، از اعزام دکتر هانی یازرلو پزشک ۵۹ ساله زندانی که پیشتر ۲ بار تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته و از بیماری فشار خون شدید رنج میبرد، به بیمارستانی خارج از زندان ممانعت می کنند.
دکتر یازرلو روز سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه سال جاری جهت اجرای محکومیت خود بازداشت شد، هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین در شرایط نگران کننده ای بسر میبرد.
دکتر یازرلو که اردیبهشت سال 90 طی یورش مامورین به منزلش بازداشت شده بود، ابتدا به اتهام "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" در دادگاه بدوی (شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی یحیی پیرعباسی) به ۱ سال زندان در ایرانشهر و ۱۵ سال تبعید به همین شهرستان واقع در جنوب ایران، محکوم شده بود، نهایتا در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی زرگر به ۱ سال زندان در مشهد و ۱۵ سال نفی بلد به این شهر محکوم گردید.
گفتنی است، این فعال سیاسی طی ۵ دهه اخیر سابقه ۵ بار بازداشت را داشته است که ۲ بازداشت آن مربوط به پیش از انقلاب بوده است.
وی در دهه 60 نیز بیش از 5 سال به همراه همسرش در زندان بوده است و همچنین در سال 1377 به مدت یکسال در زندان اهواز زندانی بوده است و در سالهای اخیر نیز همسر وی نازیلا دشتی و فرزندانش هود و هامد یازرلو همزمان به مدت 3 سال در زندان بوده اند.
Wednesday, 4 September 2013
با دخالت ماموران سپاه حسین رونقی از بیمارستان به زندان اوین بازگردانده شد
جرس: منابع حقوق بشری گزارش داده اند که با وجود دستور دادستانی جهت بستری شدن حسین رونقیملکی در بیمارستان، اما با دخالت و توهین ماموران سپاه وی به زندان اوین بازگردانده شد.
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پس از صدور دستور دادستانی تهران مبنی بر بستری شدن حسین رونقیملکی در بیمارستان، وی امروز در بیمارستان خمینی تهران بستری شد.
یکی از نزدیکان این زندانی سیاسی که نخواست نامش فاش شود گفت: "حسین رونقی را ساعت ۵ به بیمارستان آوردند اما بعد از مدتی ماموران سپاه به بیمارستان رفته و با بی احترامی و اهانت به پدرو مادر حسین و خود حسین او را به زندان برگرداندند. خانواده حسین اعلام کردند که دستور دادستان است اما ماموران حتی به دادستان هم اهانت کردند."
این وبلاگ نویس زندانی که به ۱۵ سال زندان محکوم شده در زندان دچار بیماری حاد کلیوی توام با خونریزی شد.
وی مدتی را برای درمان به مرخصی فرستاده شد، اما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری درمان وی نیمه تمام مانده و به زندان اوین فراخوانده شد.
حسین رونقی در اعتراض به بیتوجه مسئولین به اوضاع جسمانیاش و احضارش به زندان وناتمام ماندن روند درمانیاش دست به اعتصاب غذای مجدد زد و در پی این اعتصاب ۲۶ روزه اوضاع جسمانیش رو به وخامت گذاشت.
گفتنی است در پی اعتصاب غذای این زندانی سیاسی "زلیخا موسوی" مادر وی نیز دست به اعتصاب غذا زد. مادر حسین رونقی که در اعتراض به شرایط وخیم فرزندش و عدم رسیدگی پزشکی به وی در پانزدهمین روز اعتصاب غذا به سر میبرد نیز در شرایط جسمی مناسبی نمیباشد.
در روزهای اخیر تعداد زیادی از شخصیتها و فعالین حقوق بشر طی بیانیههایی از حسین رونقی ملکی و مادرش زلیخا موسوی درخواست کردهاند به منظور حفظ سلامتی اعتصاب غذای خود را بشکنند.
Tuesday, 3 September 2013
اعتراف فرمانده کل نیروی انتظامی به قتل شهروندان در عاشورای ۸۸ پس از چهار سال انکار
جرس: درحالیکه مقامات ارشد نیروی انتظامی طی چهار سال اخیر مدعی هرگونه "زیر گرفتن معترضان توسط خودروی پلیس در جریان حوادث عاشورا" شده بودند، این بار فرمانده کل نیروی انتظامی اعتراف کرد که "خودروی مزبور در اختیار یکی از سربازان تحت امر بوده و به دلیل مواجهه با ازدحام، مجبور به دنده عقب و زیر گرفتن مردم شده است."
پیش از این، پاسدار احمدرضا رادان، معاونت فرماندهی ناجا و دیگر مقامات ارشد انتظامی و امنیتی، منکر هرگونه قتل شهروندان و معترضان سال 88 در اثر زیر گرفتن خودروی نیروی انتظامی شده بود. همان خودرویی که با برخورد شدید و عبور از شهیدان «شهرام (عباس) فرج زاده طارانی»، «شبنم سهرابی» و «شاهرخ رحمانی» در عاشورای 88 (میدان ولی عصر تهران)، موجب قتل آنان شده بود، اما مقامات انتظامی منکر تعلق این خودرو به نیروی انتظامی شدند.
هفته نامه مثلت نوشت:
سردار احمدی مقدم در گفت وگو با هفته نامه مثلت به بیان محرمانه های انتخابات سال 88 پرداخت که اهم آن به شرح زیر است:
*ایشان از حوادثی که پیش آمد خیلی مغموم و ناراحت بودند ؛ در جلسهای 7 یا 8 نفر از مسئولان همچون فرمانده سپاه، وزیر اطلاعات، دبیر شورای عالی امنیت ملی و آقای«رئیسی» نایبرئیس قوهقضائیه، محضر رهبر معظمانقلاب جمع بودند- صبح همان روزی که رئیسجمهور آقایان اژهای و صفارهرندی را عزل کرد- حضرت آقا گفتند من این جلسه را گذاشتم چون از اول نگران این حوادث و اردوکشی خیابانی بودم، متاسفانه خونی به زمین ریخته شد البته قتیلالازدحام هم داریم (کسانی که در شلوغی زیر دست و پا میمانند و کشته میشوند) اینهایی که این کارها راکردند چه جوابی دارند؟ خونهایی به زمین ریخته شده ولی این جلسه را گذاشتم زیرا میخواهم سه چهار مساله هر چه زودتر روشن شود؛ اولا کسانی که کشته شدند پروندهشان قطعی شود که اینها چه جوری کشته شدند با گلوله بوده؟ به ضرب چه کسی؟ پرونده کهریزک، کوی دانشگاه و کوی سبحان (مواردی که آن روزها در صحن مجلس مطرح شد) دستگاهها برای رسیدگی به اینها یک زمانی را اعلام کنند تا همه تمام شود. ضمن آنکه نباید حقی از کسی تضییع شود.» حتی من آن موقع یادم است که گزارشی به ایشان داده بودند که سردار رادان به کهریزک رفته است.
*به رهبر معظم انقلاب خبر رسیده بود، ایشان فرموده بودند که «شدید برخورد کنید حتی اگر ایشان است باید محاکمه شود.» من بعد از چند روز فاصله در جلسه خصوصی در شهریور به حضرت آقا گفتم: «این آثار مثبتی ندارد شاید در نیرو تاثیر منفی بگذارد.» ایشان گفتند: «چرا این حرف را میزنید؟ اگر دیگران به دلیل خطای برخی مأموران به شما حمله میکنند چرا شما باید از مامور دفاع کنید. شما موضوع را دست بگیرید و اعلام کنید که با مامور متخلف در هر ردهای که هست برخورد میشود.» من هم تسلیم شدم و گفتم: «آقای رادان! دادسرا احضار کرده شما تشریف ببرید.» به سردار رجبزاده هم گفتم شما هم بروید، اتفاقا خوب شد برای آقای رادان در همان مرحله رسیدگی دادسرا منع تعقیب صادر شد، چون یکی از شهود من بودم که اصلا آقای رادان خبر نداشت.
*روز 18 تیر سهشنبه بود؛ غروب پنج روز بعد 23 تیر، ما در میدان، ورزش میکردیم بچهها زنگ زده بودند و مرا پیدا نکرده بودند. به تلفن آقای رادان زنگ زدند و او به من گفت که بچهها میگویند از کهریزک یکسری را آوردند، یکی در راه و دیگری هم نزدیک زندان اوین به کما رفته. او را به بیمارستان شهدای تجریش بردند، مگر چه کسی آنجا بوده؟ بنابراین ایشان اصلا خبر نداشت، تازه آنجا فهمید که عدهای در کهریزک بازداشت بودند. این خودش نشانهای از بیگناهی او بود.
* البته آقای رادان در اردیبهشت ماه 88 (یک ماه قبل از انتخابات) جایی بازدید داشت. در راه از بازداشتگاه جدید که در حال ساخت بود همراه تیم مهندسی پلیس امنیت و آگاهی بازدید میکند. این بازداشتگاه مدرن، تمیز و ساختش جدید است، فقط انشعابات آب و برقش وصل نبود و میشد با موتور برق موقتی از آن استفاده کرد که در این صورت دیگر آن اتفاق نمیافتاد. برای آقای رجبزاده پرونده اتهامی درست شد، اما او نیز در دادگاه تبرئه شد.
*حضرت آقا حتی زمانی که غائله خوابید و تمام شد روی حقوق افراد دقیق بودند، با خانوادههای کشتهشدگان کهریزک یکی یکی دیدار و از آنها دلجویی کردند؛ شاید فکر کنند مدیریت سیاسی است. این هم باشد اشکالی ندارد اما این کار ایشان از بعد امامت و پدری و ولایت بود و واقعا هم موثر افتاد. حالا یک اتفاقی افتاده این دلیلی بر بروز هر رفتاری از نهادهای حکومت نیست، حقوق مردم در جای خودش باید رسیدگی شود.
*اتفاقا یک مورد که من نگفتم ماجرای دو نفر از ماموران نیروی انتظامی است که محکوم به قصاص شدند. حکم قتل عمد براساس سه بند صادر میشود؛ اینکه کسی نیتش قتل و سلاح و آلت قتل هم کشنده باشد، دومی آلت قتل است ولی نیت قتل نیست؛ سوم نیت قتل است ولو اینکه ابزار قتال نباشد. من در جلسه خصوصی نزدیک نوروز به حضرت آقا گفتم که اینها براساس بند «ب» به قصاص محکوم شدند، حال آنکه نیت قتل نداشتند.
مداخله جنابعالی را میطلبد و برای این کار استدعا داریم. «ایشان گفتند که چنین مطالبهای از من نکنید که چون فتوای من هم همین است؛ قتل عمد سه شق دارد: نیت و آلت قتل، آلت قتل بدون نیت، نیت بدون آلتقتل هرسه قتل عمد است بنابراین از من نخواهید چیزی را خلاف نظر فقهی خودم بگویم. این طور شد که ما پیگیری خود را رها کردیم اما خود شاکیان رفتند و رضایت دادند بدون اینکه ما هیچ وساطتی کنیم.
داستان ماشین میدان ولیعصر(عج)
*میدان ولیعصر با قضیه عاشورا متفاوت است، عاشورا چیز دیگری بود؛ آنچه روی سایتها رفت در میدان ولیعصر(عج) در ابتدای خیابان بلوار کشاورز بود. یک وانت نیروی انتظامی از روی یک نفر عبور کرد.
*حقیقت ماجرا این است که ما خیلی در پزشکی قانونی و بیمارستانهای اطراف گشتیم کسی را در اینباره پیدا نکردیم. آن وانت دنده عقب آمد و از روی یک نفر رد شد، اما ماجرا این بود که ماشین دست یک سرباز بود، وقتی به شلوغی برمیخورد دنده عقب میگیرد که در این هنگام یک نفر زیر چرخ ماشین میرود. واقعا هم هرچه گشتیم کسی را پیدا نکردیم. چندماه قبل اواخر سال 91 بود که اطلاع دادند یک خانوادهای پیدا شده که ادعا دارد شوهرش در جریانات سال 88 به چنین شکلی کشته شده. اتفاقا دوستان رفتند و رسیدگی کردند و دیدند این همان فرد است،خانواده آن بنده خدا هم نمیدانستند که این همان اتفاق است. فکر میکردند آن فرد در جایی تصادف کرده و مردم او را به بیمارستان بردند که فوت میکند. بعد پزشکی قانونی به خانواده او برای شناسایی اطلاع میدهد تا مشخص شود متوفی متعلق به خانواده آنهاست یا خیر؟ خانواده متوفی میروند او را شناسایی میکنند. وقتی مشخص شد که فرد متوفی این حادثه کیست، بچهها را فرستادیم دلجویی و جبران کنند و حتی برای تشکیل پرونده کمک کردیم. البته انجام وظیفه بود.
* خود من اعلام کردم این حادثه درباره هر کسی رخ داده بیاید بگوید اما کسی را پیدا نکردیم، اخیرا کسی را پیدا کردیم با شواهد و قرائن. بچهها این احتمال قوی را دادند که آنچه این خانم ادعا میکند درست است. پزشکی قانونی او را بهعنوان متوفی در تصادفات و ناشناس اعلام کرده بود.
Monday, 2 September 2013
حسین رونقی: مسئولیت جان من و مادرم با جمهوری اسلامی است
جرس: سیدحسین رونقی ملکی در نامه ای به رهبری با تقاضای رسیدگی به وضعیت نامساعد خود در زندان و ضمن شکایت از وضعیت موجود که بی تدبیری برخی مسئولان عامل آن است و با توجه به اصرار بازجویان اطلاعات سپاه و دادستانی تهران بر نگهداری وی در زندان، اعلام کرده که مسئولیت هر اتفاقی برای سلامت و جان من و مادر رنج کشیدهام با مسئولان جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران، بازجویان اطلاعات سپاه، قوه قضاییه، دادستانی تهران و سازمان زندان هاست چرا که پیش از این بارها از طریق نامه نگاری وضعیت موجود را گزارش کردهام و تاکنون با بیتوجهی کامل مسئولان مواجه شده است.
سیدحسین رونقی ملکی در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در ۲۲ آذرماه همان سال بازداشت و به اتهامات تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و توهین به رییس دولت به ۱۵ سال حبس محکوم شد. کلیه های او در دوران بازجویی دچار آسیب شدید شد و تا به حال چند بار تحت عمل جراحی و مراقبت های ویژه پزشکی قرار گرفته است. این زندانی سیاسی از تاریخ ۱۸ مرداد ماه به دلیل بی توجهی مسولان به وضعیت کلیه اش و عدم انتقال او به بیمارستان برای درمان دست به اعتصاب غذا زده است. یک هفته پس از آغاز اعتصاب غذا و بی توجهی مسئولان قضایی به این اعتراض مادر وی، زلیخا موسوی، نیز دست به اعتصاب غذا در خانه زده است.
احمد رونقی ملکی روز گذشته در پاسخ به اینکه جواب مسولان تا کنون در مورد پیگیری هایش برای گرفتن مرخصی درمانی چه بوده است، گفته بود: من فقط در این مدت توانسته ام آقای خدابخش، معاون دادستان تهران را ببینم که ایشان یک بار می گوید سپاه اجازه مرخصی نمی دهد، یکبار می گوید کارشناس حسین اجازه نمی دهد و گاهی هم می گوید خودم اجازه مرخصی نمی دهم. من آخرین بار به او گفتم من دست شما را می بوسم، پای شما را می بوسم. فرزندم دارد از دستم می رود، نگذارید فرزندم را از دست بدهم اما متاسفانه ایشان هیچ پاسخی نمی دهد و دارد از قدرتش استفاده می کند.
وی درباره ی اعتصاب غذای همسرش نیز گفته بود که حالش خوب نیست و در رختخواب است.
روز گذشته رهسا نیوز خبر داد که پدر حسین رونقی ملکی در خصوص وضعیت وخیم فرزندش طی پیامکی به نمایندگان مجلس هشدار داده و از آنان در جهت رفع مشکل فرزندش استمداد طلبید: احتراما به استحضار میرساند کلیه چپ پسرم از دست رفته است کلیه راست کار دو کلیه را انجام میدهد و ۲۱ روز است که به خاطر نبود امکانات پزشکی، نبود متخصص، نبود دارو، نبود غذای مناسب کلیهاش عفونت کرده و فرندم به خاطر مرخصی استعلاجی و درمانی اعتصاب غذ ا کرده است. دادستانی تهران در جریان میباشد و اگر به فوریت توجه نشود فرزندم در زندان اوین جان خود را ازدست خواهد داد تقاضای کمک قانونی را خواستارم.
متن نامه ی سیدحسین رونقی ملکی به آقای خامنه ای که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
حضرت آیت الله سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی
فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ
أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ
أُوْلُوا الأَلْبَاب
ِبشارت ده کسانی که سخنان، [نیک و حق] را میشنوند و آنگاه به بهترین آن عمل میکنند، اینانند که خداوند هدایتشان کرده است و اینانند که خردمندانند.
با سلام و عرض ادب
بدون مقدمه باستحضار میرسانم که اینجانب سیدحسین رونقی ملکی از ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ با وجود بیماری کم کاری و نارسایی کلیوی و بر خلاف نظر پزشکان و متخصصان به دستور دادستان تهران به زندان اوین بازگشتم و متاسفانه در سه ماه اخیر که در زندان بودم محیط غیربهداشتی زندان، غذای نامناسب و ناسالم و عدم دسترسی به پزشک معالج و امکانات تخصصی باعث تشدید بیماری اینجانب گشته و به همین دلیل و در اعتراض به بیتوجهی مسئولان نسبت به جان انسانها ۲۴ روز است اعتصاب غذا کردهام و مادر رنج کشیده من، زلیخا موسوی، نیز برای نجات جان فرزندش و در دفاع از حقوق من ۱۳ روز است در اعتصاب غذا به سر میبرد با این حال مسئولان به وضعیت وخیم من و مادرم توجهی نمیکنند و سعی دارند گفته خود را مبنی بر اینکه نهایتا من در زندان میمیمیرم به کرسی بنشانند که این برخورد بر خلاف قانون، شرع و اخلاق است.
جناب آیت الله خامنهای
من یکی از جوانان ایران هستم که در این سرزمین بدنیا آمده و بزرگ شدهام و بر خلاف حرف عدهای از عناصر افراطی که اتهام دشمن و بیگانه بودن به من و امثال من میزنند یک جوان ایرانی هستم که به منافع ملی و مردم خود می اندیشم که همانند بسیاری از جوانان کشورم مرگ در سرزمین خود را به زندگی در کشوری دیگر ترجیح دادهام.
باری دیگر با تشدید بیماری که حاصل بازگشت مجدد به زندان است با بیماری کم کاری و نارسایی کلیوی، خونریزی، عفونت و تورم کلیهها، التهاب پروستات و مثانه، خونریزی معده و دستگاه گوارشی، آنژین قلبی و تکرر ادرار مواجه شدهام. بر اساس معاینات پزشکان ضربان قلب بالا و فشار خون پایین نیز مشکلات مرا دو چندان کرده است که این علائم خطر حمله قلبی را نشان میدهد.
ضمن شکایت از وضعیت موجود که بی تدبیری برخی مسئولان عامل آن است و با توجه به اصرار بازجویان اطلاعات سپاه و دادستانی تهران بر نگهداری من در زندان اعلام میکنم مسئولیت هر اتفاقی برای سلامت و جان من و مادر رنج کشیدهام با مسئولان جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران، بازجویان اطلاعات سپاه، قوه قضاییه، دادستانی تهران و سازمان زندان هاست چرا که پیش از این بارها از طریق نامه نگاری وضعیت موجود را گزارش کردهام و تاکنون با بیتوجهی کامل مسئولان مواجه گشتهام. تقاضای اینجانب از حضرتعالی رسیدگی فوری به وضعیت نامساعد موجود است.
با سپاس
سیدحسین رونقی ملکی
زندان اوین
Sunday, 1 September 2013
خاوران، دشت عاشقان سلام
پيام «مادر لطفي» در بيست و پنجمين سالگرد کشتار زندانيان سياسي
«مادر لطفي» - مادر انوشيروان لطفي - سمبل «مادران خاوران» است. در اين سال ها بسياري از «مادران» همراه و هم قسم با او سر بر خاک نهاده اند، او به نام خود و همه ي آن ها، همچنان بر دادخواهي پافشاري مي کند. اين پيام او به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد اعدام هاي دسته جمعي تابستان سال ۱۳۶۷ است
خانم فروغ تاجبخش (مادر لطفي) روزگار خود را از سال ۱٣۴۹ در برابر زندان ها و از سال ۱٣۶۷ در گورستان ها گذرانده است. فرزند او انوشيروان لطفي از اعضاي ارشد فدائيان خلق که در زمان شاه با حمله ي مسلحانه دستگير و به حبس ابد دستگير شد، در خرداد ماه سال ۱٣۶۷ در جمهوري اسلامي در روزهاي آغازين کشتارهاي دسته جمعي زندانيان سياسي اعدام گرديد.
«مادر لطفي» از آن زمان بي وقفه براي دادخواهي کوشيده است و به سمبل «مادران خاوران» تبديل شده است. در اين سال ها بسياري از «مادران» همراه و هم قسم با او سر بر خاک نهاده اند، اما او همچنان به نام آن ها و به نام خود، بر دادخواهي پافشاري مي کند. اين پيام او به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد اعدام هاي دسته جمعي تابستان سال ۱٣۶۷ است.
خاوران، دشت عاشقان سلام؛
درود و هزاران درود به تو و خاک تو و همه آنهايي که در زير خاک تو به ناحق خفته اند.
تو عزيزان ما را در بر گرفتي و ۲۵ سال جسد آنها را حفظ کردي، در محلي که نه نامي و نه نشاني و نه سنگي است و از خار و خاشاک پوشيده بود و هست.
اما روزي رسد که آنجا را به گلستاني تبديل کنيم و خواهد شد.
در بيست و پنجمين سالگرد شهداي سال ۱٣۶۷ به تمامي جان باختگان راه آزادي و فرزند خودم انوشيروان لطفي درود مي فرستم.
آري، ۲۵ سال از آن تاريخ مي گذرد، چه زود گذشت، اما و اما بر دل ما خانواده ها چه گذشت که خود دانيم و بس.
باشد، همه چيز را تحمل کرديم و مي کنيم، ولي به اميد روز آزادي و آينده اي بهتر براي مردم اين مرز و بوم زنده ايم.
يادشان زمزمه نيمه شب مستان باد
تا نگويند که از ياد فراموشانند
تقديمي: مادر لطفي
Subscribe to:
Posts (Atom)