کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان
Wednesday, 31 October 2012
زندانی شدن یکی دیگر از هواداران نهضت آزادی ایران
جـــرس: بر اساس گزارش ها، مسعود صادقی، از هواداران نهضت آزادی ایران، خود را برای اجرای حکم شش سال حبس به زندان اوین معرفی کرده است.
به گزارش «میزان خبر» مسعود صادقی برای گذراندان حکم شش سال حبس قطعی و ۷۴ ضربه شلاق خود را به زندان اوین معرفی کرد و اکنون در بند ۳۵۰ این زندان به سر میبرد.
مسعود صادقی، جعفر گنجی و آرش نجبایی سه تن از علاقمندان نهضت آزادی ایران بودند که بعد از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ بازداشت شدند و به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور از طریق تشکیل و راه اندازی گروه مطالعه تاریخ مجموعا به ۱۷ سال و ۷۴ ضربه شلاق زندان محکوم شدند.
مسعود صادقی دانش آموخته دانشگاه هنر میباشد که در اول اسفند ۱۳۸۹ تنها یک روز پس از به دنیا آمدن دخترش بازداشت شد و به مدت یک ماه در بند امنیتی ۲۴۰ زندان اوین بود و در نهایت با قرار وثیقه ۷۰ میلیون تومانی آزاد شد.
پیش از این نیز جعفر گنجی ۲۹ فروردین ۹۱ برای گذراندان حکم پنج سال قطعی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
Tuesday, 30 October 2012
بازداشت چهار تن دیگر از نوکیشان مسیحی در تهران
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، چهار تن از نوکیشان مسیحی به اسامی شهاب صمیمی، همسرش فریبا کریم خانی، و همچنین فرشاد رحیمدل، یاسر میرزا زنجانی، طی روزهای جمعه و یکشنبه هفته اخیر دستگیر شده اند.
بر اساس این گزارش، روز جمعه پنجم آبان ماه ۹۱، ماموران امنیتی با یورش به منزل آقای صمیمی، ضمن بازداشت وی و همسرش خانم فریبا کریم خانی، همچنین مهمان آنها فرشاد رحیمدل، منزل آنها را مورد تفتیش قرار داده و کامپیوتر شخصی، کتب، سی دی ها، جزوات و ریسیور ماهواره آنها را نیز ضبط کرده اند.
گزارش مذکور می افزاید؛ روز یکشنبه هفتم آبان ماه نیز، ماموران امنیتی با مراجعه به منزل یاسر میرزا زنجانی، این نوکیش مسیحی ساکن تهران را بازداشت، و همزمان ضمن بازرسی منزل وی، بخشی از وسایل شخصی و خانوادگی آن محل را ضبط کرده اند.
هنوز از علت بازداشت، محل نگهداری و همچنین وضعیت این چهار شهروند نوکیش مسیحی خبری منتشر نشده است.
طی هفته های گذشته نیز، هفت تن دیگر از نوکیشان مسیحی، توسط نیروهای امنیتی استان فارس در شهرهای «شیراز» و «کوار» بازداشت شدند.
احمد شهيد، گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ايران، چهارشنبه ۲۴ اکتبر گزارش جديد خود را به کميته سوم مجمع عمومی ارائه کرده و خاطرنشان نموده است که "از اواسط سال ۲۰۱۰ تا کنون، بیش از ۳۰۰ مسیحی در ایران دستگیر شدهاند."
دیوید بروز، رئیس کمیته پیگیری "آزار و اذیت مسیحیان ایران" در پارلمان بریتانیا، در گفتگو با صدای آمریکا گفته است که کمیته مذکور پس از قرائت و تحقیق پیرامون وضعیت مسیحیان در ایران، تصمیم به انتشار آن گرفته است.
این نماینده حزب محافظه کار مجلس عوام بریتانیا در خصوص گزارش مذکور خاطرنشان کرد که "این گزارش شامل موارد متعدد بدرفتاری و بی احترامی نسبت به مسیحیان در ایران است، که نشان می دهد طی ماههای اخیر بیش از سیصد مسیحی در ایران بازداشت شده و در مقطعی متاسفانه تعدادی نیز کشته شده اند."
Monday, 29 October 2012
افشاگری محمد توسلی از فشارهای غیر قانونی وزارت اطلاعات در نامه به صادق لاریجانی
محمد توسلی از پیشگامان نهضت آزادی ایران در نامه ای به صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه از چگونگی بازداشت و برخوردهای صورت گرفته در دوران بازداشتش سخن گفته است. آقای توسلی صبح روز پنجشنبه ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۰ در منزلش بازداشت و به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین که در اختیار وزارت اطلاعات است، منتقل شد. این عضو ارشد نهضت آزادی ایران در نامه خود به نحوه بازجویی ها در بند امنیتی متعلق به وزارت اطلاعات و همچنین اتفاقات رخ داده در جریان بازپرسی اشاره کرده است. رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران در دادگاه بدوی به ۱۱ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیتهای اجتماعی محکوم شده است. آقای توسلی قبل از برگزاری دادگاه با توجه به نحوه بازداشت و بازجویی هایش، نتیجه دادگاه را از پیش معلومشده خوانده بود. عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران در بخشی از نامه خود با اشاره به دخالت های وزارت اطلاعات در امر قضا آورده است:« همه قرائن نشان میدهد که ضابطین قوه قضاییه از امضای نامه مذکور به عنوان بهانهای برای تحت فشار قراردادن اینجانب و خانوادهام استفاده کردهاند؟ آیا چنین روشی قانونی، شرعی و انسانی است؟ جنابعالی که وفق اصل یک صد و پنجاه و هفت قانون اساسی به عنوان مجتهدی عادل بر این مسند خطیر قرار گرفتهاید، به خوبی استحضار دارید که در قرون وسطی نیز اصحاب کلیسا از همین روشها برای تغییر عقیده مردم استفاده میکردند. آیا در قوه قضاییه جمهوری اسلامی که مدعی اجرای احکام الهی و شرعی است، چنین روشهایی مورد پذیرش است؟ و آیا برای جنابعالی به عنوان مسوول این نهاد مهم، تکلیفی برای برخورد با موارد خلاف قانون و اخلاق در حیطه دستگاه تحت امرتان و پیشگیری از تکرار آن احساس نمیشود؟ اگر مسوولان رده بالای قوه قضاییه در پیشگیری از وقوع و تکرار جرم در دستگاه قضایی کشور ناتوان بوده و یا غفلت ورزند، چه امیدی بر کارایی این نهاد در سطح وسیع جامعه میتوان داشت؟» آقای توسلی در نامه خود به بازجویی شبانه اش در خصوص نامه فعالان سیاسی به سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق ایران اشاره کرده است. همچنین در این نامه به سخن یکی از مسوولان دایره اجرای احکام که نگهداری محمد توسلی در بند ۲۰۹ زندان اوین بر اساس مصلحت است نه قانون، اشاره شده است. عضو ۷۴ ساله نهضت آزادی ایران در پایان نامه خود به رییس قوه قضاییه با طرح چند پرسش خطاب به آقای آملی لاریجانی نوشته است که بر اساس وظیفهای که در دفاع از آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و تلاش صادقانه برای اصلاح و اجرای قانون و عدالت دارد، به رغم مخاطراتی که نوشتن این متن میتواند برایش فراهم آورد، آن را انجام داده است. آقای توسلی در پایان نامه خود تصریح کرده است که نگذاریم و نگذارید در سایه بی توجهی ما، ایران، اسلام و اعتبار و موجودیت نظام جمهوری اسلامی که به برکت خون عزیزترین فرزندان این مرز و بوم به پیروزی رسید به بحرانهای عمیق و نقطه بازگشت ناپذیر برسد. رونوشت این نامه برای رییس مجلس شورای اسلامی، وزیر اطلاعات، دادستان کشور، دادستان تهران و ریاست دادگستری تهران جهت استحضار، ارسال شده است.
Sunday, 28 October 2012
لغو مراسم ختم استاد احمد قابل در تهران و نجف آباد
جرس: مراسم هفتم مرحوم احمد قابلدر تهران و نجف آباد به دستور شورای تامین استان تهران و فرمانداری نجفآباد لغو شد.
به گزارش جرس، افرادی که خود را از فرمانداری تهران معرفی کردند در تماس با خانواده قابل اعلام کردهاند که به دستور شورای تامین استان تهران مراسم هفتم مرحوم احمد قابل باید لغو شود. این افراد هیچ دلیلی برای لغو این مراسم اعلام نکردند.
طبق اطلاعیه خانواده قابل بنا بود مراسم هفتم قابل در روز سه شنبه نهم آبان از ساعت 3:30 تا 5 عصر در مسجد جامع شهرک غرب واقع در میدان صنعت برگزار شود که بدین وسیله اعلام میشود با ممانعت استانداری تهران، این مراسم لغو شده است.
همچنین مراسم ختمی که قرار بود در روز پنجشنبه یازدهم آبان در حسینیه اعظم شهر نجف آباد برگزار شود نیز در تماس تلفنی افرادی که خود را کارمندان فرمانداری شهر نجف آباد معرفی کردند، لغو شد.
با این حال مراسم ختمی برای وی روز چهارشنبه در حسینه شهدای شهر قم برپا خواهد شد.
در روزهای پنجشنبه چهارم و جمعه پنجم آبان نیز مراسم ختم مرحوم قابل در شهر مشهد، به رغم حضور گسترده و مشهود ماموران امنیتی داخل و اطراف مسجد و فیلمبرداری از چهره شرکت کنندگان در مراسم، با آرامش و بدون مشکل برگزار شد. اما در اقدامی خلاف عرف و قانون، روزنامه خراسان از درج اطلاعیه فوت و مراسم ختم مرحوم قابل خودداری کرد.
در روز شنبه ششم آبان ماه نیز مراسم ختمی در شهر فریمان برگزار شد. این مراسم نیز که با استقبال مردم شهر فریمان روبرو ، بدون هیچ مشکلی با آرامش کامل برگزار شد.
Saturday, 27 October 2012
ابراز نگرانی عفو بینالملل از وضعیت سلامت نسرین ستوده
جرس: سازمان عفو بینالملل در بیانیهای که روز جمعه، پنجم آبانماه، منتشر شد نسبت به وخامت وضعیت سلامت نسرین ستوده، وکیل مدافع حقوق بشر ایرانی که در زندان اعتصاب غذا کرده است، هشدار داد.
خانم ستوده که روز جمعه تنها ساعاتی پیش از صدور این بیانیه از سوی پارلمان اروپا به عنوان برنده جایزه ساخاروف در زمینه حقوق بشر و آزادی بیان شناخته شده بود هماکنون در دهمین روز اعتصاب غذا در زندان اوین به سر میبرد.
نسرین ستوده این جایزه معتبر حقوق بشری را به طور مشترک با جعفر پناهی، فیلمساز مشهور ایرانی، برنده شد.
این وکیل زندانی در اعتراض به مقامات مسئول که اجازه دیدار چهره به چهره او با دختر ۱۳ ساله و پسر پنج سالهاش را نمیدهند دست به اعتصاب غذا زده است.
بر اساس گزارشها، نسرین ستوده روز دوشنبه هفته گذشته پس از آن که حالش به خاطر اعتصاب غذا رو به وخامت گذاشت، به بهداری زندان اوین منتقل شده است.
در همین زمینه آن هریسون، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بینالملل، گفت: «نسرین ستوده از سه ماه پیش تاکنون تنها از پشت جداری شیشهای با کودکان خود دیدار کرده است، از زمانی که مقامات متوجه شدند او بر روی یک دستمال کاغذی دفاعیه خود را برای دادگاه نوشته است.»
به گزارش رادیو فردا خانم هریسون افزود: «مقامات ایران سفر دختر او [به خارج از کشور] را ممنوع کردهاند و یک بار نیز شوهر او را به خاطر دفاع از او در طول شب در زندان نگه داشتند. علیرغم اعتقاد به اهمیت نهاد خانواده در جامعه ایرانی، نهایت تلاش خود را برای خاموش کردن صدای خانوادههای اعتقادی و سیاسی میکنند. این نمونه تکاندهندهای از تلاش طولانیمدت حکومت ایران برای فرونشاندن انتقادها نسبت به سیاستها و عملکرد خود است.»
این مسئول سازمان حقوق بشری عفو بینالملل افزود: «مقامات ایران با تحت فشار گذاشتن اعضای خانواده زندانیان سیاسی به منظور متوقف کردن اقدامات عمومی و مشروع آنها تعهدات بینالمللی خود در زمینه حقوق بشر را نقض میکنند.»
نسرین ستوده از شهریور ۱۳۸۹ در زندان است. دادگاه او را به ۶ سال حبس تعریزی و ۱۰ سال محرومیت از وکالت محکوم کرده است.
Friday, 26 October 2012
دستگیری چهار نفر در ایران به خاطر 'توهین به مسئولان' در فیسبوک
مهدی بخشی، دادستان عمومی و انقلاب سیرجان از دستگیری چهار نفر توسط ماموران اطلاعاتی به دلیل "فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مسئولان در فضای مجازی فیسبوک" خبر داد.
به نوشته خبرگزاری ایسنا، آقای بخشی جمعه ۵ آبان (۲۶ اکتبر) اظهار داشت که نه تنها "فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مسئولان"، که "انتشار تصاویری که فاقد حجاب باشند" در فضای مجازی نیز جرم محسوب میشود و با آن برخورد خواهد شد.
فیس بوک در ایران جزو سایت های اینترنتی فیلتر شده است اما مسئولین ایرانی، تاکنون در مواجهه با فیسبوک رویکرد یکنواختی نداشته اند. همزمان با اظهارات برخی از مسئولان در مخالفت با فیسبوک، هواداران حکومت به فعالیت بر روی این شبکه اجتماعی برای تبلیغ دیدگاه های جمهوری اسلامی تشویق شده اند.
در همین ارتباط، آیت الله خامنهای رهبر ایران، چندی پیش گفته بود که اگر ورود به فیسبوک "مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود"، "جایز نیست و الا مانعى ندارد."
وی این نظر را در پاسخ به این سوال یکی از مقلدان مذهبی خود بیان کرده بود که پرسیده بود: "با توجه به اینکه وبسایت فیس بوک در ایران فیلتر شده است آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟"
دادستان عمومی و انقلاب سیرجان، در اظهارات امروز خود علاوه بر اعلام خبر دستگیری چهار نفر از کاربران فیسبوک، اظهار داشته است: "قبلا در این راستا دستگیریهایی داشتهایم که منجر به صدور آرایی شده و برخی از این متهمان به حبس محکوم شدهاند."
وی به کسانی که به انجام فعالیت های ممنوع بر روی فضای مجازی می پردازند توصیه کرده که فعالیت خود را قطع کنند و هشدار داده که "در صورت ادامه فعالیت و شناسایی با آنان برخورد خواهد شد" و "احکام شدیدی در انتظارشان است".
در گذشته نیز با عده ای از کاربران فیس بوک در ایران برخورد امنیتی و قضایی صورت گرفته است. یکی از جدیدترین موارد این برخورد، علیه افرادی صورت گرفته که بر روی فیس بوک به تمسخر برخی مفاهیم و شخصیت های مذهبی پرداخته اند.
این برخوردها پس از آن اوج گرفت که گروهی از کاربران فیسبوک صفحه ای موسوم به "کمپین یادآوری امام نقی" تشکیل داده و در همین چارچوب به انتشار مطالب طنزآلود راجع به امام دهم شیعیان پرداختند. به دنبال این اقدام، تعدادی از کاربرانی که اقدام به انتشار مطالب طنز در این زمینه کرده بودند شناسایی و دستگیر شدند.
در هشداری دیگر به کاربران فیسبوک، امروز ایرج محمدخانی رئیس "پلیس فتا" (پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات) در گیلان، از "جوانان و دانشجویان" خواسته است که "پلیس خود باشند و با رعایت حد و مرزهای اخلاقی از خط قرمزهای اخلاقی موجود در فضای مجازی عبور نکنند".
وی با ذکر اینکه شبکههای اجتماعی "در صدر تهدیدات اینترنتی قرار دارند"، فیسبوک را "از مصادیق بارز جنگ نرم دشمن" دانسته است.
۶۲ کارگر فولاد زاگرس کردستان از کار اخراج شدند
جـــرس: ۶۲ کارگر ذوب آهن فولاد زاگرس استان کردستان از کار اخراج شدند. همزمان واحد تولید کننده آجر سفال سرخه سمنان تعطیل شد و ۶۰ کارگر آن با سه ماه حقوق معوقه بیکار شدند.
به گزارش سایت موکریان، نمایندگان این کارگران عصر چهارشنبه با حضور در استانداری کردستان با مسئولان استانداری و مدیرکل تامین اجتماعی کردستان دیدار کردند.
در این دیدار کارگران به مشکلات پیش آمده برای این کارخانه اظهار داشتند: متاسفانه بعد از چند سال کار و تلاش کارگران کارخانه فولاد زاگرس کردستان در شهرستان قروه که از ۱۰ سال تا ۱۵ سال سابقه کاری داشتهاند، به دلیل سیاستهای نادرست مدیران و مسئولان غیر متخصص از کار اخراج شدهاند و تاکنون کسی پاسخگوی این مشکلات نبوده است.
این کارگران تصریح کردند: مدیریت جدید این کارخانه با جذب نیروهای غیر بومی که تعداد آنها به بیش از ۱۰۰ نفر میرسد، به کارگران قدیمی شاغل خود گفته است سر کار حاضر نشوند.
آنها ادامه دادند: کارخانهای با این عظمت که با تلاش و کوشش متخصصان و کارگران رونق گرفته است هم اکنون با اخراج ۶۰ نفر رو به نابودی و ورشکستگی رفته و ما از مسئولان میخواهیم قبل از اینکه این واحد نیز بطور جدیتری دچار مشکل شود بداد کارخانه و کارگران آن برسند.
این کارگران با بیان اینکه شرایط سختی کار نیز در این کارخانه رعایت نمیشود، افزودند: نبود تجهیزات و ایمنسازی محیط کار عامل بروز بیماریهای ریوی شده و در مواردی پیمانکار کارگران بیمار را اخراج کرده و سایر کارگران بیمار از ترس اخراج بیماری را تحمل میکنند.
همچنین ۲۵ نفر از کارگرانی که در لیست اخراج قرار دارند، پیش از این دچار حوادث ناشی از کار شدهاند اما با این حال مدیران کارخانه حاضر به تمدید قرارداد آنها نیستند.
به گفته این کارگران مدیر عامل جدید حتی یکی از کارکنان قبلی را که اخراج شده بود بر سرکار آورده است که این فرد ادعا میکند تمامی تصمیمات در کارخانه توسط وی گرفته میشود.
آنها میگویند: تعداد کارکنان این کارخانه در مجموع ۳۷۰ نفر است که در زمان مدیرعامل قبلی از امکاناتی نظیر سبد کالا برخوردار بودند که در زمان مدیرعامل جدید قطع شده است.
در پایان این جلسه قرار بر این شد که مسئولان استانداری در طول یک هفته به بررسی مسائل پیش آمده بپردازند.
کارخانه ذوب آهن فولاد زاگرس که از سال ۱۳۸۲ به بهره برداری رسیده و بزرگترین پروژه صنعتی کردستان نام گرفته، با تولید سالانه هفت هزار تن چدن خام و اشتغال۳۵۰ کارگر از دو ماه گذشته تولید خود را متوقف کرده است.
تعطیلی کارخانه آجر سفال سرخه و بیکاری ۶۰ کارگر با سه ماه حقوق معوقه
خبرگزاری ایلنا نیز گزارش داده است که واحد تولید کننده آجر سفال سرخه تعطیل شد و ۶۰ کارگر آن با سه ماه حقوق معوقه بیکار شدند.
حبیباله محقق، دبیر اجرایی خانه کارگر سمنان با اعلام این خبر به ایلنا گفت: اغلب کارگران این واحد تولیدی بیش از ۷ سال سابقه کار دارند که با دست دادن شغل، یافتن شغل جدید برای آنان بسیار مشکل است.
این فعال کارگری در ادامه به دلایل تعطیلی کارخانه آجر سفال سرخه پرداخت و گفت: این کارخانه به سبب مشکلاتی نظیر کمبود نقدینگی و نداشتن بازار فروش دچار مشکل شده بود و اکنون به ناچار از ادامه تولید باز مانده است.
او اضافه کرد: گفته میشود دلیل تعطیلی این واحد تولید کننده سفال میزان افزایش بدهیهای آن به ادارات دارایی و تامین اجتماعی بوده است.
Thursday, 25 October 2012
ابراز تاسف وزیر خارجه بریتانیا از وضعیت نسرین ستوده در زندان اوین
جـــرس: وزیر خارجه بریتانیا، روز چهارشنبه ضمن «تکان دهنده» و «تاسف آور» خواندن وضعیت نسرین ستوده، وکیل زندانی ، خواستار بررسی مجدد وضعیت او از سوی مقامهای جمهوری اسلامی شد.
به گزارش رادیو فردا ویلیام هیگ، به روزنامه بریتانیایی گاردین، گفته است "زندانی شدن نسرین ستوده آنهم بر مبنای تکان دهنده همکاری با کانون مدافعان حقوق بشر تاسف آور است". وزیر خارجه بریتانیا در ادامه اضافه کرده: "ما از مقامهای ایران می خواهیم پرونده نسرین ستوده را فورا مورد تجدیدنظر قرار دهند."
نسرین ستوده وکیل زندانی در اعتراض به شرایط نگهداریاش در زندان و همچنین فراهم نشدن امکان ملاقات حضوری با فرزندان و خانواده اش از حدود هفت روز پیش دست به اعتصاب غذا زده است.
Wednesday, 24 October 2012
از گروگانگيري دولتي تا تهديد به اعدام و در نهايت اعدام در بلوچستان
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در واکنش به بمب گذاری در مسجد امام حسین چابهار که چند تن از افراد نظامی و شبه نظامی کشته شدند ماموران امنیتی در مراجعه به منازل برخی از شهروندان بلوچ که رابطه نزدیک قومی با مخالفین دارند؛ ایشان را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده اند. از ابعاد دقیق این بازداشت های کور اطلاعی در دست نیست بر اساس گزارشات رسیده از منابع محلی دست کم چهار نفر از اقوام یکی از مخالفین بلوچ در روستای مسکوتان از توابع نیک شهر بازداشت شدند. منابع محلی به گزارشگر هرانا گفتند افراد بازداشت شده تنها به دلیل رابطه خانوادگی با یکی از مخالفین بازداشت شدند که هیچگونه فعالیتی بر علیه حاکمیت نداشته اند. همچنین در خبری دیگر ٰبنا به گفته منابع حقوق بشری حداقل ده زندانی سیاسی بلوچ در آستانه اعدام قرار دارند. اداره اطلاعات و همینطور محمد مرزیه دادستان زاهدان به خانواده های این زندانیان اعلام کرده اند که عید قربان را بر آنها تلخ خواهند کرد و حداقل نام ۱۰ زندانی را برده که در روزهای آینده قصد اعدام آنها را دارد همچنین در واکنش به انفجار انتحاری درچابهار ۳ نفر در زاهدان اعدام شدند
Tuesday, 23 October 2012
سوء استفاده وزارت اطلاعات از محکومان جاسوسی برای آزار زندانیان سیاسی
جـــرس: وزارت اطلاعات در ادامه ایجاد مشکل برای زندانیان سیاسی در ماه های اخیر یکی از بازجویان خود به نام عباسی را در بند ۳۵۰ مستقر کرده و تعدادی از متهمان و محکومان به "جاسوسی برای سیا و موساد" را برای فعالیت علیه زندانیان سیاسی به بند ۳۵۰ منتقل کرده اند.
به گزارش کلمه، نماینده وزارت اطلاعات به این افراد قول داده در ازای جاسوسی و خبرچینی در این بند علیه زندانیان سیاسی و ایجاد تش در بند، آنها امکاناتی همچون تلفن، ملاقات حضوری، مرخصی و تخفیف در حکم و عفو خواهند داشت. این افراد نیز به دلیل نگرانی از وضعیت خود حاضرند دست به هر اقدامی بزنند و مشکلاتی برای زندانیان سیاسی ایجاد کرده اند.
لازم به ذکر است که مسوولیت زندانیانی که دوره محکومیت خود را طی می کنند با سازمان زندان ها و قوه قضاییه است و وزارت اطلاعات یا اطلاعات سپاه حق هیچ دخالتی در امور آنها را ندارد ولی در سال های اخیر عملا بازجویان حاکم بر دستگاه های قضایی و قضات بوده و هستند.
به گفته خانواده های برخی از زندانیان سیاسی، اخیرا بازرسان سازمان زندان ها بازدیدی از بند ۳۵۰ زندان اوین داشته اند که در آن با اعتراض زندانیان سیاسی برای این گونه دخالت های مامورین وزارت اطلاعات و استقرار یکی از مامورین ۲۰۹ در بند ۳۵۰ مواجه شدند.
بر اساس این گزارش بازرسان سازمان زندان ها ضمن اظهار بی اطلاعی به گونه ای برخورد کرده اند که نشان دهند کاری از آنها ساخته نیست.
Monday, 22 October 2012
وضعیت نگران کننده رشید اسماعیلی،عضو بازداشتی ادوار تحکیم وحدت
جـــرس: یک عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت از طولانی شدن انفرادی رشید اسماعیلی عضو شورای سیاست گذاری سازمان ادوار تحکیم وحدت ابراز نگرانی کرد.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، علی معینی درباره بازداشت رشید اسماعیلی گفت:روز شنبه ۱۸ شهریور حوالی بعد از ظهر ماموران اطلاعات سپاه به منزل آقای اسماعیلی مراجعه میکنند و همراه رشید، دو لپ تاپ و مقداری سی دی فیلم و یادداشتها و وسایل شخصی ایشان را هم با خود میبرند.
وی افزود:یکی از نگرانیهای ما عدم شناخت از بازداشتگاه جدید اطلاعات سپاه و نوع برخور ماموران سپاه با زندانیان خود در اصفهان است. ضمن اینکه شاکی پرونده ایشان هم خود اطلاعات سپاه پاسداران اصفهان است.در روز دوم بازداشت وکیل آقای اسماعیلی که برای پرس و جوی مکان بازداشت وی به دادگاه انقلاب رفته بود به طور اتفاقی ایشان را همراه با ماموران اطلاعات سپاه میبینند و موفق میشوند ملاقات بسیار کوتاهی داشته باشند.
معینی گفت:علاوه بر این مدتی پیش بازپرس پرونده هم نقل میکرد که اطلاعات سپاه اصرار بر تمدید قرار بازداشت داشتند و تاکید داشتهاند که " ما به حرفش میآوریم " و تصور ما این هست که به خاطر برخورد نامناسب و نگرانی ازاطلاع رسانی بیرون از زندان کلیه تماسها و ملاقاتهای وی را به طور کل قطع کردهاند.
وی گفت:پدر و مادر رشید هر دو سن بالایی دارند و درگیر بیماری، و به همین دلیل توانایی مراجعه و پیگیری مراجع قانونی را ندارند. متاسفانه به خاطر نگرانی وضعیت فرزندشان از روحیه خوبی برخوردار نیستند. امیدوارم مسئولان قضایی حداقل به خاطر رعایت حال پدر و مادر فرهنگی رشید مسیر تماس و ملاقات را دومرتبه به شرایط طبیعی و قانونی بازگدانند.
Sunday, 21 October 2012
گزارشی از وضعیت ۳۴ زندانی سیاسی بند زنان اوین
جرس: ۳۴ زندانی سیاسی – عقیدتی زن زندان اوین در حالی در سالن کوچک و بدون هواخوری مناسب در این بند نگهداری میشوند که دو سال است از حق تلفن کردن به خانوادههایشان هم محرومند.
به گزارش کلمه، این زندانیان سیاسی زن در بندی در نزدیکی بند ۳۵۰ زندان اوین، محل نگهداری زندانیان سیاسی مرد به سر میبرند.
بندی که این زندانیان سیاسی در آن نگهداری میشوند. سالن کوچکی است که در گذشته به بند متادون زندان اوین معروف بوده است. این سالن فاقد هواخوری مناسب است. زندانیان سیاسی زن محبوس دراین بند به طور هفتگی فقط یک ساعت از حق هوا خوری واقعی بهره میبرند و حیاط بسیار کوچکی که در اختیار آنان قرارگرفته امکان استفاده بیشتر از هواخوری را از آنان گرفته است.
همچنین این زندانیان که تعدادی از آنان فرزندان کوچکی دارند دو سال است که از حق تلفن کردن به خانوادههایشان محرومند آنها چند روز قبل در یک اقدام جمعی با مراجعه به دفتر مدیریت این بند خواستارآن شدند تا به این محرومیت زندانیان زن پایان داده شود تنها ارتباط خانواده این زندانیان با آنها به ملاقت روزهای یکشنبه محدود میشود.
مدیریت بند زنان ضمن وعده پی گیری این موضوع به زندانیان سیاسی زن گفت که این موضوع از دست او خارج است و مقامات دادستانی تهران در این باره تصمیم گرفتهاند.
غلامحسین اسماعیلی، رئیس سازمان زندانهای کشور چندی پیش و بعد از انتقال فائزه هاشمی به این بند در گفتگو با رسانه ها گفته بود: «هنوز بند امنیتی زنان در زندان اوین وجود دارد که تعداد محدودی زندانی در آنجا حضور دارند. زنانی که اتهامات امنیتی دارند در این بند نگهداری میشوند و به زندان زنان در شهرری منتقل نخواهند شد.»
وی افزوده بود: «پس از بازداشت فائزه هاشمی از سوی دادستانی او نیز به بند امنیتی زندان اوین منتقل شد و دوره محکومیت خود را در این بند سپری میکند.»
این زندانیان اکنون تنها زندانیان زن محبوس در زندان اوین هستند و زنان زندانی با جرایم عادی این زندان مدتها است به زندان قرچک ورامین یا دیگر زندان های کشور منتقل شدهاند.
ماموران زندان اوین این روزها به صورت شبانه روزی مشغول ساخت و ساز در این بند هستند و قرار است سالن دیگری را به این بند بیافزایند. منابع خبری کلمه میگویند قرار است به زودی تعداد بیشتری از زندانیان سیاسی زن که با قید وثیقه آزاد هستند به این بند انتقال داده شوند.
در این بین زندانیانی نیز وجود دارند که همزمان با همسران خود دوران حبس خود را سپری می کنند. مهسا امر آبادی و مسعود باستانی و ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی امویی، دو زوج روزنامه نگاری هستند که جدا از هم و در زندان های رجایی شهر و اوین به سر می برند و در مدتی حبس خود از امکان ملاقات با یکدیگر محروم بوده اند.
بر اساس قانون، زن و شوهرهایی که هر دو در زندان هستند ماهی یکبار می توانند با هم ملاقات داشته باشند؛ اما متاسفانه این قانون اجرا نمی شود و در این مدت تنها یکبار چند ماه پیش مهسا و مسعود توانستند در زندان با یکدیگر ملاقات داشته باشند و در حال حاضر مجوز برای ملاقات صادر نمی شود. و این در حالی است که ژیلا و بهمن همچنان نتوانسته اند ملاقاتی با یکدیگر داشته باشند.
چندی پیش زندانیان سیاسی زن که همسرانشان در زندان رجایی شهر هستند نامه ای خطاب به دادستان تهران نوشتند تا شرایط ملاقات آنها فراهم شود اما تاکنون پاسخی از سوی این مقام قضایی به خواسته آنها داده نشده است.
همچنین در حالی گزارش ها حاکی از وضعیت نا به سامان روحی و جسمی محبوبه کرمی است که وزارت اطلاعات با اعزام به مرخصی این زندانی سیاسی که در طول دوران حبس خود پدر و مادرش را نیز از دست داده مخالفت می کند.
زنان زندانی بند سیاسی ۳۵۰ زندان اوین:
مریم اکبری منفرد، مهسا امرآبادی، بسمه الجبوری (تبعه عراقی)، کبری بنازاده امیرخیزی، ژیلا بنی یعقوب، مطهره بهرامی، مریم جلیلی، نگار حائری، ریحانه حاجی ابراهیم دباغ، فاران حسامی، لوا خانجانی، نوشین خادم، نازنین دیهیمی، راحله ذکایی، بهناز ذاکر، میترا زحمتی، نسرین ستوده، نسیم سلطان بیگی، مهوش شهریاری، هانیه صانع فرشی، صغری غلامنژاد، ژیلا کرمزاده مکوندی، محبوبه کرمی، فریبا کمال آبادی، شبنم مددزاده، صدیقه مرادی، لادن مستوفی، کفایت ملک محمدی، منیژه نجم عراقی، منیژه نصرالهی، شیوا نظرآهاری، بهاره هدایت، نازنین دیهیمی و فائزه هاشمی رفسنجانی
Saturday, 20 October 2012
جلوگیری از صدور مجوز برای اعزام ابوالفضل عابدینی به بیمارستان
جرس: پس از گذشت سه ماه از شروع دردهای ناحیه شکم و پهلوی سمت راست ابوالفضل عابدینی، خبرنگار محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین مراحل درمان این زندانی سیاسی به دلیل عدم صدور مجوز ناتمام مانده است.
به گزارش کلمه، روز چهارشنبه ۲۶ مهرماه ۹۱ طبق نوبت ویزیت که پزشکان بیمارستان مدرس برای ابوالفضل عابدینی تعیین کرده بودند قرار بود این زندانی بیمار به بخش اورولوژی بیمارستان مدرس اعزام شود ولی به دلیل عدم صدور مجوز از سوی دادستانی انتقال وی به بیمارستان انجام نشد.
باتوجه به شدت دردهای ناشی از بیماری کلیوی و وخامت حال وی، پس از چندین مکاتبه بهداری اوین و اصرار پزشکان این مرکز بر تشخیص و درمان خارج از زندان، دادستانی تهران سه بار در دو ماه گذشته برای اعزام این خبرنگار زندانی به بیمارستان مدرس مجوز صادر کرده و روند درمان توسط پزشکان این بیمارستان در حال پیگیری بود.
ابوالفضل عابدینی خبرنگار و فعال حقوق بشر زندانی از زندانیان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است که بیش از ۳ سال از حبس ۱۲ ساله خود را بدون حتی یک روز مرخصی گذرانده است.
ابوالفضل عابدینی فعال حقوق بشری و کارگری اولین بار نهم تیر ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت شد. او بار دیگر اسفند ماه ۱۳۸۸ در جریان دستگیریهای گستردهی فعالان حقوق بشر توسط حفاظت اطلاعات سپاه در منزل پدری خود در رامهرمز خوزستان بازداشت و به سلولهای انفرادی بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد.
فروردین ماه ۱۳۸۹ دادگاه انقلاب اهواز ابوالفضل عابدینی را به اتهامات ارتباط با دول متخاصم، فعالیتهای حقوق بشری و تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم کرد. این حکم مربوط به پرونده پیشین عابدینی یعنی بازداشت تیرماه سال ۱۳۸۸ و آزادیاش با قید وثیقه ۳۰۰ میلیونی در آبان ماه همان سال بود.
یک سال بعد از صدور حکم اول، ابوالفضل عابدینی بار دیگر از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه ای به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم شد، این در حالی بود که او در پروندهی قبلی نیز به همین اتهام محکوم به زندان شده و در حالی سپری کردن این محکومیت بود.
Friday, 19 October 2012
تهدید خانواده حسین رونقی توسط وزارت اطلاعات
جـــرس: در پی احضار سیداحمد رونقی پدر حسین رونقی به اداره اطلاعات تبریز، خانواده این زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین تهدید شده اند که در صورت ادامه استفاده خواهر و برادر حسین از فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی بازداشت خواهند شد.
به گزارش کلمه، بازجوهای اطلاعات این شهرستان همچنین به خانواده وی اعلام کردند اگر با رسانه ها در خصوص وضعیت حسین مصاحبه کنند با آنها برخورد خواهد شد.
پیش از این مادر حسین گفته بود که بازجوها وماموران امنیتی وی را تهدید کرده اند اگر مصاحبه کند دخترانش را بازداشت می کنند.
بنا برگفته خانواده این زندانی سیاسی ،وی به مسوولان قضایی اعلام کرده درصورتی که حق استفاده از مرخصی درمانی وی نادیده گرفته شود و قوه قضاییه نسبت به بازداشت امدادگران بی تفاوت باشد طی روزهای آینده دست به اعتصاب غذا خواهد زد.
Thursday, 18 October 2012
وضعیت نگران کننده میثاق یزدان نژاد و گروهی از زندانیان سیاسی و عقیدتی گمنام
جـــرس: بر اساس گزارش ها، وضعیت جسمی و روحیِ زندانی سیاسی، ميثاق يزداننژاد در زندان رجایی شهر همچنان وخیم بوده و مسئولین زندان از اعزام او به بیمارستان و امکان درمان وی جلوگیری می کنند.
تارنمای «شهروندیار» با انتشار یادداشتی پیرامون وضعیت این زندانی سیاسی و برخی زندانیان سیاسی و عقیدتی گمنام در زندان های ایران آورده است: "میثاق یزدان نژاد، دانشجوی ۲۶ ساله ای که سال ۸۶ به دلیل حضور در خاوران و مراسم سالگرد کشته شدگان دهه شصت در بیست سالگی بازداشت شد، با اینکه ادعای همکاری و عضویت در سازمان مجاهدین خلق را نپذیرفته، اما توسط دادگاه انقلاب به سیزده سال زندان محکوم شده است."
بر اساس این گزارش، ميثاق هم اکنون دوران محکوميت خود را با بيمارهای شديد عصبی و روانی در زندان رجايی شهر سپری مي کند و مدت هشت ماه نيز از افسردگی بسيار شديد رنج مي برد.
همچنین خاطرنشان شده است که وی به بیماری «فتق» نیز دچار شده و با آنکه خانوادهاش هزينه درمان را تقبل کرده اند، اما از فرستادن او به بيمارستان به بهانه های مختلف جلوگيری شده است.
این یادداشت همچنین به تعدادی زیادی از زندانیان سیاسی، عقیدتی اشاره می کند، که در زندانهای جمهوری اسلامی به صورت گمنام و بعضا فراموش شده در حبس هستند.
Wednesday, 17 October 2012
ممنوع الملاقاتی شاهین زینعلی و وضعیت نامعلوم سه فعال دانشجویی – مطبوعاتی بازداشتی
جـــرس: به گزارش منابع خبری، شاهین زینعلی، فعال دانشجویی زندانی، که جهت گذراندن دوران محکومیت خود در زندان رجایی شهر کرج به سر می برد، پنجشنبه گذشته از ملاقات با خانواده محروم شد. همزمان گزارش ها حاکی از آن است که با گذشت بیش از دوماه از بازداشت مهدی فخرزاده، فعال سابق دانشجویی و همچنین یک ماه از دستگیری سعید آقاپور و مانی توکلی، دو فعال دانشجویی بازداشتی، همچنان وضعیت این سه تن نامعلوم می باشد.
به گزارش کلمه، پنجشنبه گذشته بیستم مهرماه برادر شاهین زینعلی که برای دیدار کابینی با این زندانی سیاسی به زندان رجایی شهر کرج مراجعه کرده بود موفق به دیدار با برادر خود نشد.
ماموران زندان رجایی شهر کرج بدون ارائه هیچ توضیحی اعلام کردند شاهین زینعلی ممنوع الملاقات است و این ممنوعیت از ملاقات در حالی رخ داده است که سه شنبه ۲۵ مهرماه مصادف با زادروز این فعال سیاسی و دانشجوی محروم از تحصیل می باشد.
شاهین زینعلی ۷ دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت و بر اساس حکم صادره از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی، به دو سال و نود و یک روز حبس به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی منجر به اغتشاش و مصاحبه با رسانه های بیگانه و پرداخت مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم شد.
بر اساس گزارش ها، بیش از دوماه از بازداشت مهدی فخرزاده میگذرد و اکنون با گذشت هفته ها از آخرین تماس تلفنی و ملاقات وی خانوادهاش هیچ خبری از او ندارند و همین امر باعث نگرانی آن ها شده است. همزمان گزارش ها حاکی از وضعیت نامعلوم سعید آقاپور و مانی توکلی، دو فعال دانشجویی بازداشتی طی هفته های اخیر است.
مهدی فخرزاده از فعالان سابق جنبش دانشجویی است که در نشریه چشم انداز ایران و انتشارات صمدیه با لطف الله میثمی همکاری داشت. فخرزاده پس از حوادث کوی دانشگاه تهران نیز مدتی را در بازداشتگاه توحید، (موزه عبرت فعلی) و زندان اوین گذرانده بود. او در آن هنگام عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه رجایی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت بود.
وی روز ۱۲ شهریور در منزل مسکونیاش بازداشت و پس از بازرسی وسایل شخصیاش در منزل به همراه تیم ماموران عملیات وزارت اطلاعات به دفتر انتشارات صمدیه برده شده و کیس کامپیوتری که با آن فعالیتهای کاریاش را انجام میداده نیز ضبط شده است.
مهدی فخرزاده از ناراحتی گوارشی رنج میبرد و در میان خانواده و آشنایانش نگرانی در این رابطه به خاطر احتمال عدم دسترسی به داروهایش وجود دارد. وی همچنین دچار آرتروز گردن است.
همچنین وضعیت و سرنوشت سعید آقا پور، دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران،که پنجشنبه ۲۳ شهریور ماه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده، همچنان نامعلوم است.
مانی توکلی، وبلاگ نویس و فعال دانشجویی مازندران نیز، که روز دوشنبه سوم مهر ماه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده، علیرغم انتقال به اداره اطلاعات مازندران، همچنان در وضعیت نامعلومی به سر می برد.
Tuesday, 16 October 2012
تحصن دستهجمعی در بند زنان زندانی سیاسی؛ اعتراض به بیقانونیها
جـــرس: زندانیان سیاسی بند زنان زندان اوین در اعتراض به بی قانونی های تحمیلی دست به تحصن زده اند.
به گزارش کلمه، کلیهی زنان سیاسی بند عمومی زندان اوین از روز یکشنبهی این هفته در اعتراض به نداشتن امکان تلفن و محدودیت ارتباط با اعضای خانوادهی خود، در بخشی از بند زنان دست به تحصن زدهاند و تا برآورده شدن خواستهی قانونی و حیاتیشان به این تحصن ادامه خواهند داد.
مطابق قانون هر زندانی حق دارد که از امکانات عمومی از قبیل تلفن با اعضای خانوادهی خود در تماس باشند ولی زندانیان سیاسی بنا به دستور دادستان تهران و با هدف افزایش بیش از حد فشار روحی – روانی به زندانیان و از پا در آوردن روحیهی آنان و اعضای خانوادههایشان، بیش از دوسال است که آنها را از این حق بدیهی و قانونی خود محروم کرده است.
این فشارها درباره ی خانواده ها هم به نحوی دیگر هر روز بیشتر و شدیدتر می شود. مانند سختگیری های غیرطبیعی در ملاقات های کابینی، محرومیت از ملاقات های حضوری و یا مرخصی های قانونی و توهین ها و برخورد های دون شان زندانیان سیاسی که مرتب در مورد آنان اعمال می شود.
این در حالی است که بسیاری از آنان پدر و یا مادر بیماری دارند که امکان مراجعه به سالن ملاقات را ندارند و یا کودکان خردسال و همسران بیماری دارند که لازم است با آنها در تماس باشند.
این محدودیت ها و برخوردها تنها در مورد زندانیان سیاسی وجود دارد و شامل حال زندانیان با جرایم غیرسیاسی نمی شود.
چنانچه مرتکبین به قتل، اختلاسهای کلان و گردانندگان شبکههای بزرگ قاچاق مواد مخدر و کالا بدون داشتن کوچکترین محدودیتی از تلفن عمومی و خیلی از امکانات دیگر که حق آنان نیز هست برخوردارند.
Monday, 15 October 2012
بازداشت نگار حائری، دختر زندانی سیاسی ماشاء الله حائری
جـــرس: نگار حائری دختر زندانی سیاسی ماشاء الله حائری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، طی هفته گذشته نگار حائری، دختر زندانی سیاسی ماشاء الله حائری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
گمان میرود نگار حائری که پیشتر در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ نیز به همراه مادر خود بازداشت شده بود این بار نیز بدلیل پیگیری وضعیت نگران کننده پدر خود در زندان رجایی شهر کرج، بازداشت شده باشد.
ماشاء الله حائری از زندانیان سیاسی که در دهه شصت نیز چندین سال در حبس بسر برده از بیماریهای قلبی و عروقی حادی رنج میبرد و تا کنون چندین بار بصورت اورژانس به بیمارستان خارج از زندان منتقل شده، ولی بدون انجام درمان قطعی به زندان عودت شده است.
وی در اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ و در تظاهرات ۶ دی ماه (عاشورا) به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین بازداشت شد و به ۱۵ سال زندان محکوم گردید.
حائری در بهار سال جاری جهت درمان به مرخصی اعزام شد ولی مدتی بعد به همراه همسر خود بازداشت گردید و به بند امنیتی ۲۰۹ اوین منتقل شد.
تا این لحظه از اتهام و یا اتهامات نگار حائری، دختر این زندانی سیاسی اطلاع دقیقی در دست نیست.
Sunday, 14 October 2012
اعدام بیش از ۲۰۰ نفر در نیمه اول سال ۲۰۱۲ در ایران
جرس: جامعه دفاع از حقوق بشر در بیانیه مطبوعاتی که به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی نفی اعدام، منتشر کرده با استناد به گزارش بان کیمون، دبیرکل سازمان ملل، در مورد میزان اعدامها در ایران نوشتهاست بیش از ۶۰۰ نفر در سال ۲۰۰۱ و بیش از ۲۰۰ نفر در نیمه اول سال ۲۰۱۲ در ایران اعدام شدهاند.
این سومین گزارشی است که بان گیمون، دبیرکل سازمان ملل، طی سه سال گذشته در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران به مجمع عمومی سازمان ملل که هماکنون حدود یک ماه است آغاز به کار کرده، ارائه کردهاست.
عبدالکریم لاهیجی، نائب رئیس فدراسیون بینالمللی جامعههای دفاع از حقوق بشر، درباره این گزارش به رادیو فردا میگوید: «آقای بان گیمون این گزارش ۱۹ صفحهای را بر اساس گزارشی که سازمانهای حقوق بشر و از جمله جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران و فدراسیون بینالمللی دفاع از حقوق بشر دو ماه پیش به او دادند تهیه کرده و در صدر این گزارش مثل همیشه موضوع حق زندگی است. متاسفانه فراوانی مجازات اعدام در ایران به طور قطع بیش از ۶۰۰ اعدامی است که ما گزارش دادیم. میزان اعدام طی چهار پنج سال گذشته در ایران همواره روبه افزایش بوده، بنابراین ما نمیدانیم در سال جاری آمار واقعی اعدام چقدر است.»
عبدالکریم لاهیجی میافزاید: «بسیاری از این اعدامها به اصطلاح رایج از طرف حکومت مربوط به قاچاقچیان مواد مخدر و در بسیاری از موارد هم اعدامهای سیاسی است به خصوص در مناطق قومی مانند کردستان، خوزستان و بلوچستان. این مسئله نگرانی جامعه بینالمللی از جمله آقای بان گیمون را تشدید کرده و در صدر گزارش خود از مقامهای جمهوری اسلامی ایران خواستهاست به سیاست کشتار در ایران ادامه ندهند.»
بیانیه جامعه دفاع از حقوق بشر به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی نفی اعدام، نوشتهاست دولتمردان جمهوری اسلامی ایران باید پیشنهادهای سال ۲۰۰۱ کمیته حقوق بشر و پیشنهادهای دبیرکل سازمان ملل متحد را به اجرا بگذارند.
عبدالکریم لاهیجی درباره چندوچون این پیشنهادها توضیح میدهد: «جمهوری اسلامی متعهد به میثاقهای بینالمللی حقوق مدنی-سیاسی است. در آخرین گزارشی که دو سال پیش به کمیته حقوق بشر ارائه شده بود و من نیز در هنگام رسیدگی به آن حضور داشتم، اعضای کمیته در موارد متعدد گفتند جمهوری اسلامی مفاد میثاق را نقض میکند و آنها برای چندمین بار به جمهوری اسلامی اخطار کردند هم قوانین خود را با موازین میثاق بینالمللی حقوق مدنی- سیاسی منطبق کند و هم از نقض مستمر میثاق دست بکشد. جمهوری اسلامی ایران وضعیتی استثنایی را در جامعه بینالمللی پیش آوردهاست، یعنی از یک طرف عضو یک عهدنامه بینالمللی است و از طرف دیگر این عهدنامه را نقض میکند.»
همچنین به مناسبت روز جهانی «مبارزه علیه اعدام»، شماری از فعالان حقوق بشر و حقوقدانهای زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین از جمله محمد سیفزاده، عبدالفتاح سلطانی، محمدعلی دادخواه، مهدی خانی، مصطفی دانشجو و تعدادی دیگر در بیانیهای خواستار حذف مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران شدند.
در بخشی از این بیانیه آمدهاست: «خواست ما این است که با لغو اعدام از صحنه قضایی ایران، مهر به جای کین و منطق به جای زور، و اصلاح بزهکاران و خشکاندن معضلات اجتماعی به جای اعدام بنشیند.»
Saturday, 13 October 2012
نسيم سلطان بيگي فعال دانشجويي جهت اجراي 6 سال حبس به زندان اوين بازگشت
جرس: دقايقي پيش نسیم سلطانبیگی فعال دانشجویی سابق دانشگاه علامه طباطبایی، جهت اجرای حکم خود به زندان اوین بازگشت.
به گزارشکمیته گزارشگران حقوق بشر، این فعال دانشجويي، در نهم آذرماه 89 از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.این حکم شامل ۳ سال حبس تعزیری به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و یک سال به علت «تبلیغ علیه نظام» است و دو سال حکم تعلیقی نیز از سال ۸۵ به آن اضافه شده است. این حکم سپس با اعتراض وی به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده بود.
نسیم سلطانبیگی از جمله دانشجويان طيف چپ است که در آذرماه ۱۳۸۶ در جريان دستگيري گسترده اين دانشجويان بازداشت و مدت ۵۶ روز را در زندان اوين بند ۲۰۹ سپري کرده و با قرار وثيقه ۵۰ ميليون تومان آزاد شده بود. وی همچنین در تجمع فعالین جنبش زنان در ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۵ بازداشت و به دو سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.
Friday, 12 October 2012
خودداری دادستانی تهران از صدور حکم مرخصی درمانی حسین رونقی
جـــرس: دادستانی تهران با وجود طی شدن مراحل اداری و موافقت اطلاعات سپاه با مرخصی استعلاجی حسین رونقی ملکی از صدور حکم مرخصی وی خودداری می کند.
به گزارش کلمه، حسین رونقی ملکی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی که در مرخصی درمانی به سرمی برد، در اول شهریور ماه سال جاری در کمپ سرند به هنگام کمک به زلزله زدگان آذربایجان توسط اداره اطلاعات تبریز بازداشت شد. وی به هنگام بازداشت به همراه دیگر امدادگران بشدت توسط ماموران لباس شخصی ونیروهای امنیتی مورد ضرب وشتم قرارگرفت که این امر موجب آسیب دیدگی کلیه وی شده است.
قرار بازداشت این وبلاگ نویس دربند هفته ی گذشته توسط قاضی حملبر در شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به فرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی تبدیل و با سپردن این وثیقه توسط خانواده اش حکم آزادی وی صادر و به دادستانی تهران ابلاغ شد.
اتهامات وارده به این زندانی سیاسی مشارکت در اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق پخش مواد غدایی فاسد و تمرد از مامورین عنوان شده است.
Thursday, 11 October 2012
برادر سعید صدقی، زندانی محکوم به اعدام بازداشت شد
جـــرس: بر اساس گزارش ها، در پی تجمع گروهی از خانواده های زندانیان محکوم به اعدام نزدیک بیت رهبر جمهوری اسلامی، شب گذشته برادر سعید صدقی زندانی محکوم به اعدام در پی مصاحبه با چند رسانه خارج از کشور، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، ساعت ۱۲ و ۵ دقیقه شب گذشته مجید صدقی برادر کوچک سعید صدقی زندانی محکوم به اعدام در پی مصاحبه با تلویزیون بیبیسی و صدای آمریکا توسط دو نفر نیروی امنیتی لباس شخصی بازداشت شد.
سعید صدقی که به اتهام قاچاق مواد مخدر به اعدام محکوم شده سحرگاه چهارشنبه به همراه ۱۰ تن دیگر جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل گردید. در پی انتقال سعید به سلول انفرادی خانواده وی که بر بیگناهی وی پافشاری میکنند و معتقدند سعید در دادگاهی ناعادلانه به مرگ محکوم شده با رسانههای خارج از کشور مصاحبه میکنند تا اینگونه صدای خود را به گوش مسئولین ایران برسانند.
خانواده سعید که به همراه سایر خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام صبح چهارشنبه در مقابل بیت رهبری، ساختمان قوه قضائیه و کاخ دادگستری و همچنین زندان اوین تجمع کرده و هیچگونه جوابی دریافت نکرده بودند، میگویند: “تنها راهی که میتوانستیم صدای خود را به گوش مسئولین نظام برسانیم و بگوییم سعید بیگناه به مرگ محکوم شده، مصاحبه با رسانههای خارج از کشور بوده است.”
گفتنی است، طی روزهای اخیر حدود ۲۰۰ تن از خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام برای پیگیری وضعیت فرزندان خود در مقابل بیت رهبری در خیابان پاستور تجمع کردند و خواستار لغو محکومیت اعدام نزدیکان خود شدند.
Wednesday, 10 October 2012
بیست ماه حبس تعزیری برای سه عضو خانواده بهنود رمضانی
جـــرس: پدر، مادر و عمه بهنود رمضانی، دانشجوی ۱۹ ساله رشته مکانیک دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که اسفند ماه سال ۸۹ جان باخته بود به اتهام تلاش برای برگزاری مراسم ترحیم برای پسر خود محکوم شدند.
به گزارش کلمه، سه تن از اعضای خانواده بهنود رمضانی، دانشجوی ۱۹ ساله رشته مکانیک دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که اسفند ماه سال ۸۹ در مراسم چهارشنبه سوری که با یکی از “سه شنبه های اعتراض” همزمان شد، جان باخته بود به اتهام تلاش برای برگزاری مراسم ترحیم برای پسر خود محکوم شدند.
اسفند ماه سال گذشته این سه تن طی مراسم ترحیمی که به مناسبت سالروز جان باختنش برگزار می شد، بهنود توسط اداره کل اطلاعات استان مازندران بازداشت شدند.
بر اساس این گزارش چند روز قبل از مراسم اداره اطلاعات پدر بهنود رمضانی و پس از چند ساعت مادر و عمه ی این دانشجوی جان باخته را احضار و از آن ها خواسته بودند که مراسم سالگرد بهنود را لغو کنند اما زمانی که با مخالفت آن ها مواجه شدند اقدام به بازداشت هر سه نفر کردند.
بر اساس این گزارش پس از بازداشت، اسدالله جعفری دادستان مازندران طی کیفرخواستی خواهان محاکمه این سه تن شده و دادگاه انقلاب شهرستان ساری پدر و مادر بهنود رمضانی را به ۸ ماه حبس تعزیری و عمه او را ۴ ماه حبس تعزیری محکوم کردند.
سال گذشته پدر بهنود رمضانی در مصاحبه با روز خواهان معرفی قاتل فرزندش شده و اعلام کرده بود که شکایت اش را تا شناسایی و محاکمه قاتل پی گیری خواهد کرد.
او گفته بود پسرش شب چهارشنبه سوری از سوی موتورسواران به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، دست، پا و گردن او شکسته، یکی از بیضه هایش ترکیده و جان باخته است.
پاسدار احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی تهران در مصاحبه ای از کشته شدن سه نفر در روز چهارشنبه سوری به دلیل انفجار نارنجک دستی خبر داده بود؛ برخی سایت های وابسته به قدرت هم نوشته بودند که بهنود رمضانی به علت انفجار بمب های دست ساز که در جیب هایش جاسازی کرده بود جان باخته است اما شاهدان عینی، خانواده بهنود رمضانی و گواهی پزشکی قانونی تمام این ادعاها را رد می کنند.
این در حالی است که پزشکی قانونی در گواهی فوت صادره، علت فوت این جوان ۱۹ ساله را “صدمات متعدد ناشی از اصابت جسم سخت” عنوان کرده است.
همان زمان نیز یکی از شاهدان عینی جان باختن بهنود رمضانی نیز در مصاحبه با روز از یورش موتورسواران بسیجی به میدان ۲۲ نارمک خبر داده و گفته بود: بسیجی بودند؛ همان موتورسوارانی که در خیابان ها ویراژ میدهند و حیدر حیدر می گویند. روی دو موتور هم کپسول مخصوص آتش داشتند. ما نه شعاری میدادیم نه کاری داشتیم.
چهارشنبه سوری بود و ما مراسم سنتی مان را برگزار کرده بودیم. کم کم داشتیم خداحافظی میکردیم به خانه هایمان برویم، که یکباره هجوم آوردند و با باتوم و شوکر برقی شروع به زدن کردند. خیلی بد می زدند…
این شاهد عینی افزوده بود: مردم شروع به داد و بیداد کردند. عده ای به کمک آمدند و بسیجی ها کنار کشیدند. در اصل از آمدن و سر و صدای مردم ترسیدند به طوریکه یک موتورشان جا ماند. یکهو صدای داد و فریاد شنیدم که می گفتند کشتند.. کشتند…. بلند شدم و دیدم بهنود افتاده تکان نمیخورد…. آمبولانس آمد و او را به بیمارستان بردند ما هم رفتیم اما گفتند تمام کرده…. هنوز باورم نمی شود…. بعد نوشتند نارنجک دستی ترکیده و تکه تکه شده و… همه اینها دروغ است اینقدر زدند که او را کشتند؛ هیچ نارنجکی نترکید. اینقدربا باتوم زدند که هیچ جای سالمی در بدنش نمانده بود… چند نفرشان با یک ماشین فرار کردند البته دوستان ما شماره ماشین را برداشته اند….
Tuesday, 9 October 2012
وضعیت وخیم عبدالناصر مهیمنی، زندانی اعتصابی و انتقال وی به بهداری زندان
جـــرس: بنا به گزارش ها، عبدالناصر مهیمنی، فعال سیاسی بازداشتی، در دوازدهمین روز اعتصاب غذا، در اثر وخامت وضعیت جسمانی به بهداری زندان گرگان منتقل شد.
گزارش های رسیده به جرس حاکی از آن است که عبدالناصر مهیمنی ، روزنامه نگار و فعال مدنی، در حالیکه در دوازدهمین روز اعتصاب غذا به سر می برد، به بهداری زندان گرگان منتقل شده است.
عبدالناصر مهیمنی، فعال سیاسی و روزنامه نگار گرگانی اوایل مهر ماه امسال، در حالیکه در سفر برای بازدید فرزندان دانشجوی خود در تهران به سر می برد با حکم نیابت از اداره اطلاعات گرگان بازداشت شد و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
عبدالناصر مهیمنی، معلم با سابقه زبان انگلیسی، کارمند سابق صدا و سیمای گرگان، رییس خانه مطبوعات استان گلستان و عضو پیشین علی البدل شورای شهر گرگان بوده است.
نزدیکان آقای مهیمنی می گویند، بازداشت او در راستای فشار و تهدید خانواده مهیمنی است که از فعالان و خانواده های با سابقه سیاسی-مذهبی گرگان به شمار می آیند.
عبدالناصر، برادر محمدهاشم مهیمنی استاندار گلستان است که در دولت خاتمی و مدیرکل شوراهای وزارت کشور بود.
Monday, 8 October 2012
نامه افشین اسانلو از زندان: در کشور ما حقوق اساسى و انسانى کارگران رعایت نمی شود
جرس: افشین اسانلو برادر منصور اسانلو عضو هیأت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه که در پاییز ١٣۸۹ بازداشت شد در نامه ای به فدراسیون بین المللى کارگران حمل و نقل ( آ تى اف ) و سازمان جهانى کار ( آ ال او ) از دردها و آلامی گفته است که در این مدت بر او آمده است.
به گزارش کلمه، در بخشی از این نامه آمده است: تنها گناه من پیگیری خواسته هاى به حقى است که کارگران شرکت واحد به آن واقف شده و آن را مطالبه میکنند، که با دستگیرى و زندانى آنها این خواسته ها از بین نمیرود. ضرورتهایى مانند به وجود آمدن یک نهاد صنفى مستقل کارگرى جهت احقاق حقوق حقه و قانونى طبق موازین وزارت کار در جهت تامین امنیت شغلى، بهبود دستمزدها متناسب با میزان تورم جلوگیرى از پرداخت سلیقه اى حقوق و مزایا، عقد قراردادهای دائم بین کارگر و کارفرما ، پایبند کردن دولت در کمک و تسهیل پرداخت بیمه تامین اجتماعى، نظارت در تعاونیهاى حمل و نقل که دیگر کاملا خصوصى شده و انحصاری بهره برداری میشود و تنها نام تعاونى را یدک میکشند، غیر قابل انکار می باشد.
این نامه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته است به شرح ذیل است:
من افشین اسانلو از فعالین جنبش کارگرى ایران و راننده اتوبوس حمل و نقل بین شهرى هستم و هم اکنون در زندان گوهردشت کرج (رجایى شهر) به سر می برم. در پاییز ١٣۸۹ هنگام استراحت در خوابگاه مخصوص رانندگان مستقر در ترمینال مسافرى، توسط افراد مسلح که همگى لباس شخصى بودند ربوده و به بند وزارت اطلاعات یا همان بند ٢٠۹ زندان اوین منتقل شدم.
به مدت پنج ماه در سلولهاى انفرادى ٢٠۹ در زندان اطلاعات شهر سنندج تحت بازجویى و شکنجه قرار گرفتم. شکنجه هاى نظیر زدن کابل به کف پا، وادار کردن به دویدن با همان پاهای زخمى و کابل خورده ، بازجوییهای طولانى مدت به مدت هفده – هجده ساعت، فحش های رکیک و ضرب و شتمِ این جانب به صورت دسته جمعى که باعث شکسته شدن چند تا از دنده ها و همینطور دندانهایم شد.
در طى این پنج ماه خانواده ام هیچگونه خبرى از من نداشته و پیگیریهایشان هم به جایى نرسید به من حتى اجازه تلفن زدن به مادر سالخورده و رنجکشیده که غم زندانى شدن پسر دیگرش آقاى منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکاى شرکت واحد تهران را هم بر دوش میکشید را هم ندادند.
من متاهل و داراى دو فرزند پسر میباشم و همان آغاز تشکیل خانواده به مدت ٢ سال در قرارگاه سازندگى خاتم الانبیا سپاه مشغول به کار شدم و به بعنوان راننده ماشین الات سنگین در شهرستانهاى محروم و جنگ زده در جنوب کشور در پروژه هاى مهم از قبیل ساخت خط خاکى کرخه و اسکله سنگى بندر ماهشهر, کانال کشى آب از سد کرخه تا حمیده اهواز کار کردم. عشق به وطن باعث میشد که دورى از خانواده را تحمل کنم و به هیچ بگیرم. بعد از دو سال با تمام رانندگانى که استخدام شان قرردادى و موقت بود، تسویه حساب کردند و همه ما بیکار شدیم. در سال ١٣٧۶ به استخدام شرکت واحد اتوبوسرانى تهران در آمدم و در شلوغ ترین خطوط اتوبوسرانى به صورت ١٢ ساعت در روز و یا در خطوط شبانه روزى با تمایل و درخواست خودم مشغول خدمت راسانی به مردم کشورم شدم. در مدت ۴ سالى که در شرکت واحد بودم همواره به همراه کارگران و رانندگان صدیق و با سابقه در کنار کار روزانه به جهت بهبود شرایط کار و کارامد تر شدن سیستم مدیریتى و جلوگیرى از فساد خیلى از مدیران و مسولین بخشها و مناطق مختلف شرکت، و حتى خود نمایندگان شوراى اسلامى کار و پیگیرى معوقه های عیدى و پاداش و بن هاى کارگرى، لباس کار، و یا قرارگرفتن شرکت جزو مشاغل سخت و زیان آور و از بین بردن قرارداهای موقت، که در بعضى از موارد به ۴ الی ۵ سال هم میرسید، تلاش میکردم.
با اینکه در خیلى موارد موفق هم نمی شدیم ولى خارى بودیم در چشم زیاده خواهان. آنها تلاش میکردند به هر نحوى که شده ما را از میدان بدر کنند. ما دائما از سوى مدیریت و مامورانشان تحت فشار و تهدید به اخراج بودیم. متاسفانه در سال ١٣۸٠ به هنگام جابجایى مسافر در یکى از خطوط شرکت واحد با فردى تصادف کردم که موجب فوت وى شد. در این رابطه از مدیریت شرکت طلب مساعدت و یاری جهت تودیع دیه فرد متوفى را کردم که مدیریت و مددکارى وقت آن زمان با تبانى با شرکت بیمه و خانواده متوفى به عمد باعث شدند که مبلغ دیه ١۵ میلیون تومانى در آن زمان به هجده میلیون در سال بعد تبدیل شود که در صورت پرداخت نشدن مبلغ ٣ میلیون تومان مابه تفاوت من به زندان میافتادم و قانونا بیمه هم از پرداخت این مبلغ معاف بود. مراجعه به اداره کار و طرح شکایت هم راه به جایى نبرد تا اینکه مدیریت شرکت واحد پرداخت این مبلغ را منوط به استعفاى من کردند. و من هم که این مقدار پول را نداشتم مجبور به استعفا شدم، که این امر باعث به هدر رفتن چهار سال سابقه کاریم شد و من می بایست پس از ۴ سال کار سخت و طاقت فرسا از صفر شروع میکردم. آنها به این وسیله لطمه بزرگى به من و خانواده ام وارد آوردند و تا مدتها همسرم که در آنزمان باردار هم بود به بیماری عصبى مبتلا شد. از آن زمان به بعد تا لحظه دستگیری در بخش حمل و نقل برون شهرى مشغول به کار شدم. خصوصى بودن مالکیت این ناوگان عظیم و دور بودن پیش از پیش رانندگان از سهم و نداشتن اتحادیه قوى و مستقل مانند بسیارى از رانندگان زحمتکش و باشرف به سختى چرخه زندگى را میچرخاندم و با مشکلات بی شمارى روبرو بودند و غالبا با گفتگو و همفکرى با دیگر رانندگان در پى بهتر شدن شرایط کار و زندگیمان بودیم. در زندگى همواره در چهارچون قانون و احترام به آن زندگى کرده ام. قانع بوده و به کارم افتخار میکردم. سعى کردم همواره به دیگران احترام بگذارم و به وطن ومردمم عشق بورزم و تمام عمر در حال کار و خدمت به جامعه ام باشم و فرزندانم را خوب و مفید تربیت کنم.
بعد از حدود یکسال بلاتکلیفى در بندهاى ٢٠۹ و ٣۵٠ در شعبه ١۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضى صلواتی به اتهام اقدام علیه امنیت محاکمه شدم. در پروسه دادرسى ازداشتن وکیل محروم بودم و دادگاه این جانب ظرف چند دقیقه انجام گرفت و بعد از یک هفته حکم ۵ سال حبس تعزیرى به من ابلاغ شد. من به حکم صادره اعتراض نمودم اما هیچگاه به من و خانواده ام در خصوص بررسى پرونده ام در دادگاه تجدید نظر و کم و کیف آن اطلاعى داده نشد. من به اتهام واهى و بى پایه و اساسى به ۵ سال زندان محکوم شدم که دقیقا ٢ سال آن را گذرانده ام. مگر من چه اقدامى علیه امنیت کشور انجام داده ام؟ اینجانب نه فعالیت سیاسی میکرده ام و نه وابسته به گروه حزب و سازمانى بوده ام و تمامى فعالیت اینجانب نیز قانونى و صنفى بوده است.
تنها گناه من پیگیری خواسته هاى به حقى است که کارگران شرکت واحد به آن واقف شده و آن را مطالبه میکنند، که با دستگیرى و زندانى آنها این خواسته ها از بین نمیرود. ضرورتهایى مانند به وجود آمدن یک نهاد صنفى مستقل کارگرى جهت احقاق حقوق حقه و قانونى طبق موازین وزارت کار در جهت تامین امنیت شغلى، بهبود دستمزدها متناسب با میزان تورم جلوگیرى از پرداخت سلیقه اى حقوق و مزایا، عقد قراردادهای دائم بین کارگر و کارفرما ، پایبند کردن دولت در کمک و تسهیل پرداخت بیمه تامین اجتماعى، نظارت در تعاونیهاى حمل و نقل که دیگر کاملا خصوصى شده و انحصاری بهره برداری میشود و تنها نام تعاونى را یدک میکشند، غیر قابل انکار میباشد.
همچنین نظارت در پیگیرى اعمال پلیس، راهها ونیروى انتظامى در وزارت راه و ترابرى و مسائل صنفى از این دست که طبق موازین قانون کار بوده و اگر اجرایى شود نه تنها امنیت ملى به خطر نمیافتد بلکه سبب رشد و بهره ورى هر چه بیشتر این صنعت سود ده و ملى میشود. تمام جرم من و امثال من خلاصه شده در واگویى این مسایل و معضلات و مطرح شدن آن در بین رانندگان و کارگران و حتى بعضى مدیران هوشمند و لایق ناوگان حمل و نقل، کسانى که به واقع گوشه ای از چرخ صنعت این مملکت را دلسوزانه بدوش گرفته و میچرخانند.
این جانب با شرح مطالب گفته شده از فدراسیون بین المللى کارگران حمل و نقل ( آ تى اف ) و سازمان جهانى کار ( آ ال او ) که همواره دلسوزانه و برادرانه دردها و رنجهاى برادران خود را در سراسر دنیا شنیده و درک کرده و همیاری میکنند، میخواهم که وضعیت نابسامان ما کارگران بخش حمل و نقل و همینطور صدور چنین حکم ناعادلانه اى برای من و اجرایى کردن آن که تاکنون به ناحق و غیر قانونى است، را از طریق نهادهاى بین المللى و حقوق بشرى پیگیرى کرده و به گوش دیگر کارگران جهان به خصوص بخش حمل و نقل برسانند تا جهانیان بدانند که در کشور ما به هیچ وجه حقوق اساسى و انسانى ما کارگران و زحمتکشان رعایت نمیشود و کوچکترین اعتراض و درخواست ما با زندان شکنجه و اذیت و آزار براى خودمان و خانواده هایمان همراه است.
Sunday, 7 October 2012
شرح شکنجه های افشین شافعی دانشجوی کُرد - توهین بازجوی وزارت اطلاعات به هموطنان کرد
افشین شافعی دانشجوی دکترای اطلاعات و امنیت دانشگاه لستر انگلستان و شهروند ایرانی – نروژی که در ۲۶ آذرماه ۹۰توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.وی طی نامهای خطاب به خامنه ای که متن کامل آن را در زیر میخوانید از مصائب خود در مدت بازداشت مینویسد.....:آقای خامنهای: آیا میدانید وزارت هیولا شده اطلاعات به ما کردها، ما وارثان بر حق ایران زمین چگونه مینگرند؟ «یک کرد خوب یک کرده مرده است و ایران بدون کردها بسیار آرامتر و امنتر خواهد بود». این گفتههای بازجوهای وزارت اطلاعات شما به من بود که در واقع منعکس کننده نظر کلی نظام شما نسبت به ما کردهاست. خطاب کردن من با کلمات سخیفی چون کردخ…، کردها احمق هستند و باید مانند صدام شما را به درک واصل کرد از جمله افاضات بازجوهای من نسبت به کردها بود. میدانید افتخار بازجوی من چه بود؟ اینکه چندین شیر مرد کردی که وی بازجویی آنها را بر عهده داشته روانه اعدام کرده و آسمانی گشتهاند. او از اعدام هموطنان کردم چنان با حرص و ولعی وصف ناپذیر سخن میگفت که حتی تصورش برای من باور کردنی نبود. تا این حد تنفر و حقد از کردها؟!!! براستی مگر ما کردها چه چیزی را از آقای خمینی و شما و بطور کلی نظام اسلامیتان طلب کردیم که پاسخش گلوله، اشغال نظامی، اعدام و شکنجه و زندان بود؟ آیا به جز داشتن یک حق مساوی در بهربری از ثروتهای ایران، تساوی در اشتغال، تحصیل، آزادی در انجام فرائض دینی و قبول و احترام به هویت فرهنگی ما چیز دیگری را طلب کردیم؟ اما در پاسخ نظام شما، به ما گلوله، زندان، اعدام عزیزترین فرزندانمان، محرومیتهای اقتصادی و ترور علمای اهل سنت بود و تحقیر هویت فرهنگی و مذهبی ما بود. گسترش بیرویه انواع مواد مخدر در کردستان آخرین حربه نظام شما برای به انحطاط کشاندن جوانان کرداست که از طرف سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی شما مصرانه دنبال میشود...آقای خامنهای: آیا به داشتن بازجوهای وزارت اطلاعات افنخار نمیکنید که مرا تهدید کردند که در صورت عدم اعتراف یا آنگونه که خود میگویند «همکاری»، در مقابل چشمانم به خواهرانم و نامزدم تجاوز میکند؟ آن هم خواهری که حافظ کل قرآن کریم است. براستی جا ندارد که به شما و نظام اسلامی شما تبریک گفت؟ راستی آقای خامنهای: آیا میدانید که وزارت اطلاعات همین خواهر مرا تنها و تنها به جرم وابستگی درجه اول (خواهر و برادری) بلااجبار از کار برکنار و بازنشسته قبل از موعد نمود؟...
Saturday, 6 October 2012
انتقال دو زندانی بهایی از زندان اوین به زندان رجاییشهر
جرس: کیوان رحیمیان و عزیز الله سمندری دو زندانی بهایی از بند ۳۵۰ زندان اوین به بند ۴ زندان رجایی شهر کرج منتقل شدند.
به گزارش هرانا، روز چهارشنبه ۱۲ مهرماه دوشهروند بهایی که هرکدام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شدهاند از بند ۳۵۰ زندان اوین به بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج منتقل شدند.
این دو زندانی بهایی که یک شب را در قرنطینه زندان رجایی شهر کرج سپری نمودند صبح پنجشنبه ۱۳ مهر ماه وارد بند ۱۲ این زندان شدند.
گفتنی است، کیوان رحیمیان از اساتید دانشگاه مجازی بهاییان ایران به ۵ سال حبس تعزیری و ۹۷ میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شده است.
برادر کیوان رحیمیان، کامران رحیمیان نیز در حال حاضر در حال سپری کردن محکومیت ۴ ساله خود در زندان رجایی شهر کرج میباشد و همچنین همسر کامران رحیمیان نیز به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است و هم اکنون در بند زنان زندان اوین بسر میبرد.
همچنین پدر این دو زندانی بهایی رحیم رحیمیان است که در اوایل دهه ۶۰ به اتهام اعتقاد به دین بهایی اعدام شده است.
عزیز الله سمندری نیز توسط شعبهٔ ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به تایید رسید. لازم به ذکر است که پدر این شهروند بهائی در سال ۷۱ به دلیل اعتقاد به دیانت بهائی اعدام شد.
Friday, 5 October 2012
انتقال محمد نظری به بهداری زندان پس از ۳۸ روز اعتصاب غذا
جـــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، محمد نظری زندانی سیاسی زندان رجایی شهرکرج که بیش از ۱۹ سال را در زندان بسر برده است در سی و هشتمین روز اعتصاب غذا به بهداری زندان منتقل شد و دیگر از سرنوشت وی خبری در دست نیست.
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد نظری زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج که بیش از ۱۹ سال را به اتهام ارتباط با حزب دمکرات کردستان در پشت میلههای زندان گذرانده است در تاریخ ۷ شهریور ماه در اعتراض به عدم آزادی خود دست به اعتصاب غذا زد و لبهای خود را دوخت.
مسئولین زندان در واکنش در تاریخ ۲۹ شهریور ماه محمد نظری را از بند ۴ سالن ۱۲ به بند ۲ معروف به دارالقرآن انتقال میدهند تا اینگونه مانع خروج اخبار وی به خارج از زندان گردند.
بعد از ظهر روز پنجشنبه وضع جسمانی محمد نظری که بسیار ضعیف شده است رو به وخامت گرایید و این زندانی سیاسی به بهداری زندان منتقل شد و دیگر از سرنوشت وی خبری در دست نیست.
Thursday, 4 October 2012
چهار هفته بی خبری مطلق از مریم صالحی، فعال حقوق بشری بازداشتی
جـــرس: بیش از پنجاه روز از بازداشت مریم صالحی و انتقال او با دستبند توسط نیروهای امنیتی به محلی نامعلوم می گذرد اما تاکنون از سوی نهادهای امنیتی و قضایی هیچ تماسی با خانواده این فعال حقوق بشر گرفته نشده است.
به گزارش سایت ملی- مذهبی، خانواده مریم صالحی در شرایط سخت و نگرانی شدید ی به سر می برند و به تمامی نهادهای مرتبط برای گرفتن خبری از وضعیت فرزندشان مراجعه کرده اند که نتیجه ای دربر نداشته است.
بر اساس گزارش ها، ماموران امنیتی ساعت چهار و نیم بامداد به منزل پدری مریم در شهر اراک وارد می شوند و با برخوردی تند و بدون ارائه حکم به تفتیش منزل پرداخته و بعد از زدن دستبند به مریم صالحی او را به محل نامعلومی منتقل میکنند. این در حالی است که تاکنون هیچ نهاد و ارگانی مسئولیت بازداشت او را بر عهده نگرفته است.
صدیقه ماهوری مادر مریم صالحی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت نامعلوم دخترش از تمامی نهادهای حقوق بشری می خواهد برای گرفتن خبری از وضعیت سلامت دخترش او را یاری دهند.
او به سایت ملی مذهبی می گوید: “بیش از هفت هفته است که هیچ خبری از مریم نداریم. ما هم به هر کجا که فکر می کردیم، رفتیم و از هر کسی که فکر می کردیم کمک گرفتیم؛ اما هیچ پاسخی نگرفتیم. حتی مریم یک تماس تلفنی هم با ما نداشته و نمی دانم کجاست و در چه وضعیتی بسر می برد. حتی نمیگویند اتهام او چیست؟”
خانم ماهوری به پیگیری های شبانه روزی خود اشاره می کند و ادامه می دهد: “به بیشتر پاسگاه های انتظامی، اداره آگاهی، بسیج، دادگاههای انقلاب و عمومی تهران، دادگستری، ستاد خبری مرکز، و تمام مکانهایی که شنیده بودیم ممکن است که یک بازداشتی را آنجا ببرند مراجعه کردیم اما همگی این مراکز گفتند ما هیچ اطلاعی نداریم و برخی هم اصلآ پاسخی به ما ندادند. تنها چندین بار از کلانتری محل به ما تماس گرفتند که از ما سوالاتی پرسیدند و دو تماس تلفنی توسط یک سرهنگ آگاهی که به ما گفت پیگیر هستیم و خودشان تماس می گیرند. اما دیگر خبری از او هم نشد.”
مریم صالحی دانشجوی بیست و پنج ساله، یکی از اعضای گروه حامیان حقوق بشر در ایران است که به فعالیت های حقوق بشری مشغول بود.
مادر مریم صالحی پیش از این گفته بود: “مریم، از زمانی که وارد دانشگاه شد (اقتصاد تهران) با چند نفر از دوستانش که آنها نیز علاقهمند به فعالیتهای انساندوستانه بودند همراه شد. مریم همچنین عضو یک گروه حقوق بشری است به نام حامیان حقوق بشر ایران ، که بیشتر در مورد حقوق بشر و حقوق زنان، آموزش و آگاهی رسانی فعالیت میکنند. مریم در کارگروههایی نیز شرکت می کرد که افراد به صورت داوطلبانه در زمینه حقوق بشر بحث میکردند و آموزش می دیدند که چگونه به جامعه و یا افرادی که حقوقشان نقض می شود یاری برسانند.”
صدیقه ماهوری با تاکید بر غیرقانونی بودن بازداشت و بی خبری از وضعیت او تصریح می کند: “از لحاظ قانونی نه تنها شیوه دستگیری او (بدون حکم دادگاه) قانونی بوده، و همچنین تداوم بی خبری و بازداشت یک جوان در محلی نامعلوم نه تنها غیر قانونی و ظلم و ستم است، بلکه خلاف تمامی اصولی است که جامعه و حکومت بر آن استوار است. او را با دستبند از منزل بردند و بعد از گذشت پنجاه روز هنوز به ما اطلاع نداده اند که فرزندمان در چه مکانی نگهداری می شود! از تمامی مسؤولان و ارگانها می خواهیم که خانواده ما را از نگرانی در بیاورند و ابتدا از سلامتی او مطلع شویم و سپس مریم را آزاد کنند؛ چرا که او هیچ کار بد یا خلاف قانون یا خلاف شرعی نکرده است. از همه آنها تقاضا داریم جهت آزادی مریم کمک کنند.”
همچنین یکی از فعالان حقوق بشر می گوید: “به خاطر افزایش نارضایتی ها نسبت به مسائل معیشتی و مشکلات جوانان بویژه دختران، نیروهای امنیتی از این واهمه دارند که این اعتراضات به مسائل سیاسی وصل شود. به همین علت از هرگونه فعالیت حقوق بشری و حتی اینترنتی وحشت دارند و فعالان این عرصه را تحت فشار قرار دادهاند. بازداشت های خودسرانه و بی خبری مطلق یا حتی صدور احکام سنگین برای فعالان حقوق بشر همگی برای متوقف کردن فعالیتهای حقوق بشری و تهدید و ایجاد رعب در میان فعالان حقوق بشر است. الان تنها چند نفر از این فعالان که من از آنها اطلاع دارم زندگی مخفی دارند و تحت تعقیب هستند و نمی توانند به خانه هایشان بروند. ما خواهش می کنیم در این زمینه اطلاع رسانی کنید تمام این برخوردها بصورت پنهانی دارد صورت می گیرد و خانواده ها هم می ترسند که بلایی سر فرزندانشان بیاید.”
Wednesday, 3 October 2012
ناتوانی حاکمیت در کنترل بازار و افزایش نجومی قیمت ها| هشدار رسانهها نسبت به راه افتادن جنبش گرسنگان و اعتصابات فراگیر
با نزدیک شدن قیمت دلار به مرز چهار هزار تومان، تقریبا هیچ کالایی بدون افزایش قیمت یافت نمی شود. حاکمیت و دستگاه های مسئول نیز نه تنها تا به حال هیچگونه راه حلی برای کنترل افزایش قیمت ها ارائه نکرده اند بلکه هر کدام یکدیگر را به کارشکنی در کار یکدیگر متهم نموده و در حال حاضر هیچ مسئولی حاضر به پاسخگویی نیست.هم اکنون کارگرانی که حداقل حقوق یعنی حدود 400 هزار تومان در ماه دریافت می کنند، معلمانی که حقوق 500هزار تومانی دارند و بازنشستگانی که مستمریشان بین 300 تا 500 هزار تومان است، چگونه می توانند با قیمتهای نجومی گوشت، برنج، حبوبات، لبنیات و... شکم خود و فرزندانشان را سیر کنند؟ در همین حال رسانه های داخلی نسبت به راه افتان جنبش های اعتراضی و عدم کنترل آنها به حاکمیت هشدار داده اند؛این در حالی بود که بازار تهران امروز به طور کامل در اعتراض به عدم کنترل افزایش افسارگسیخته قیمت ارز در اعتصاب به سر برد و درگیری های پراکنده ای نیز از سطح شهر گزارش می شد.
Tuesday, 2 October 2012
فیلمبردار صدا و سیما و همسفر احمدی نژاد به آمریکا پناهنده شد
یکی از تصویربرداران صدا و سیما که به همراه احمدینژاد به نیویورک رفته بود، به آمریکا پناهنده شد. به گزارش فاطر، حسن گلخندان از تصویربرداران صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به آمریکا پناهنده شد. آقای گلخندان هفته گذشته به عنوان یکی از اعضای تیم خبری اعزامی صدا و سیما به همراه محمود احمدینژاد به آمریکا سفر کرده بود که پس از پایان سفر هیئت ایرانی، به تهران بازنگشت و به دولت آمریکا پناهنده شد.
Monday, 1 October 2012
تأیید حکم اعدام دو زندانی کرد در دیوان عالی کشور
جـــرس: دیوان عالی کشور حکم اعدام دو شهروند سردشتی را تائید کرد.
به گزارش سایت موکریان، شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور حکم اعدام دو شهروند اهل سردشت به نام های ابراهیم عیسی پور و سیروان نژاوی را تأیید نمود.
بر اساس همین گزارش، این دو شهروند پیشتر از سوی دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد به اتهام محاربه و افساد فی الارض و عضویت در یکی از گروههای مخالف نظام و … به اعدام محکوم شده بودند که دادنامه تجدید نظر خواسته، از طرف شعبه ۳۱ دیوانعالی کشور عیناً تأیید و ابرام گردید.
یادآور می گردد عیسی پور و نژاوی در تیرماه ۹۰ از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و پس از سپری کردن مدتی را در زندان مهاباد، اخیراً به زندان مرکزی ارومیه منتقل شده اند.
شایان ذکر است وکیل یکی از متهمین خبر حکم اعدام برای موکلش را توسط دیوانعالی کشور، تأیید نمود.
Subscribe to:
Posts (Atom)