کاسپین ماکان نامزد ندا اقا سلطان
Sunday, 21 September 2025
۱ نامه حسین رونقی از زندان قزلحصار؛ زنده ماندن به هر قیمتی انتخاب من نیست...
نامه حسین رونقی از زندان قزلحصار؛ زنده ماندن به هر قیمتی انتخاب من نیست...
«وطن، وطن، تو سبز و جاودان بمان که من/ پرندهای مهاجرم که از فراز باغِ با صفای تو/ به دوردستِ مهگرفته پر گشودهام...»
(سیاوش کسرایی)
ما مردم، برای آنکه ایران خانهی خوبان و گوهری تابان شود، آگاهانه خوندلها خوردهایم و رنج دوران بردهایم. ما مردم سزاوار چنین بیعدالتیها و رنجهایی در زندگی و کشور خودمان نبودیم و نیستیم. ما حتی سزاوار چنین مرگهای غیرطبیعی هولناکی هم نیستیم.
یقین داشته باشیم این دوران تاریک ایران تمام خواهد شد، اما امروز، اکنون و در چنین شرایطی، زنده ماندن به هر قیمتی مطلوب و انتخاب من نیست؛ آن هم زیر سایه حاکمیتی خودکامه که زندگی ایرانیان برایش اهمیتی ندارد، حتی اگر زندگی شهروندی به جرعهای آب وابسته باشد.
بسیاری از ما مردمِ وطندوست، در راه آزادی و آبادانی ایران، دست از جان شستهایم و با این حال سرشار از شوق میهن، آزادی و زندگی هستیم؛ ما بندگانِ عشقیم و آنگونه که زندهیاد کیانوش سنجری گفت: «ما برای زندگی میجنگیم.»
عشق به این سرزمین و مردمش همیشه در قلبم هست و خواهد بود. آرزو دارم که هیچ شهروندی در ایران عزیزمان زیر سایه استبداد، فقر، بیعدالتی، زندان و اعدام زندگی نکند، یا صرف بیان و اظهارِ نظر و داشتن عقیده متفاوت، اسیر و گروگان حکومت نباشد. کنار هم میمانیم، ایران را دوست داریم و برای وطنمان فداکاری میکنیم تا این سرزمین بیکران را با تلاش و مبارزه و در سایه حق حاکمیت ملت، آزادی و عدالت، دوباره بسازیم؛ اگرچه با خشت جان خویش...
«چه کردهاند چه کردهاند با این سرزمین/ تاوانِ شادکامی کیست این غراب؟/ کز بالهایش گسترده دود جابهجا میشود و مردمکهایش میگردد میگردد/ میگردد در خانهٔ عذاب»
(محمد مختاری)
پاینده ایران
حسین رونقی
زندانِ قزلحصار، ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
#حسین_رونقی
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment